ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 6 نخست 123456 آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 77
  1. #31
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,896

    پیش فرض




    نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
    تا اشارات نظر، نامه رسان من و توست

    گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
    پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

    روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
    حالیا چشم جهانی نگران من و توست

    گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
    همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست

    گو بهار دل و جان باش و خزان باش ار، نه
    ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

    این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
    گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

    نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
    هرکجا نامه ی عشق است، نشان من و توست

    سایه زآتشکده ماست فروغ مه مهر
    وه از این آتش روشن که به جان من و توست
  2. #32
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,555
    2,271
    2,665

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط شاتوت نمایش پست ها



    نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
    تا اشارات نظر، نامه رسان من و توست

    گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
    پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

    روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
    حالیا چشم جهانی نگران من و توست

    گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
    همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست

    گو بهار دل و جان باش و خزان باش ار، نه
    ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

    این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
    گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

    نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
    هرکجا نامه ی عشق است، نشان من و توست

    سایه زآتشکده ماست فروغ مه مهر
    وه از این آتش روشن که به جان من و توست
    امیر هوشنگ ابتهاج سمیعی گیلانی زادهٔ ۶ اسفند ۱۳۰۶، در رشت، استان گیلان
    متخلص به «ه. الف سایه»، شاعر و موسیقی پژوه ایرانی است
    محل زندگی : مقیم شهر کلن از سال ۱۹۸۷
    او در ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد. پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود
    برادران ابتهاج عموهای او بودند. هوشنگ ابتهاج دوره تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند
    و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه ها منتشر کرد.
    ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالی شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه ای شد که در آن ایام سرود.
    بعدها که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد، ابتهاج شعری به نام کاروان دیرست گالیا بااشاره به همان روابط عاشقانه*اش در گیر و دار مسایل سیاسی سرود
    ابتهاج مدتی به عنوان مدیر کل شرکت دولتی سیمان تهران به کار اشتغال داشت

    فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت
    دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت
    شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ
    زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت




    امروز مرهمی جز عشق که ذات درد است
    برای زخم های زندگی نمی شناسم

    چه شگفت است عشق ، که هم زخم است و هم مرهم

  3. 1
  4. #33
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,555
    2,271
    2,665

    پیش فرض

    شانزدهمین عکس منتخب






    جز در عشق بهر در که شدم خوار شدم


    خار بودم همه از عشق تو گلزار شدم

    داشتم تا خبر از خویش نبودم خبری

    تا شدم مست می عشق تو هشیار شدم




    امروز مرهمی جز عشق که ذات درد است
    برای زخم های زندگی نمی شناسم

    چه شگفت است عشق ، که هم زخم است و هم مرهم

  5. #34
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,896

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط moh@mad نمایش پست ها
    شانزدهمین عکس منتخب



    رضی آرتیمانی یا رضی الدین آرتیمانی مشهور به میرمحمد متخلص به رضی زادهٔ ۹۷۸ قمری در روستای آرتیمان از عارفان و شاعران مشهور دوره ی صفویه است و در سال 1037 قمری هم درگذشته.
    از او حدود ۱۲۰۰بیت شعر در قالبهای گوناگون به جا مانده که معروفترین آنها ساقی نامه اوست.

    به میخانه آی و حضوری بکن


    سیه کاسه ای کسب نوری بکن


    چو من گر ازین می تو بی من شوی


    بگلخن درون رشک گلشن شوی


    چه میخواهد از مسجد و خانقاه


    هر آنکو به میخانه برده است راه


    نه سودای کفر و نه پروای دین


    نه ذوقی به آن و نه شوقی به این


    برونها سفید و درونها سیاه


    فغان از چنین زندگی آه، آه



    جالب بود. ممنون... بهیچ وجه نمیشناختمش
  6. #35
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,896

    Flower 32 32 هفدهمین شاعر





    می ترسم و اصلا برای تو مهم نیست
    لعنت به این دلشوره های دخترانه!
    حالا کجایی با تعصب پس بگیری
    بغض مرا از دیگران شانه به شانه؟!


    دیگر حواس پرت من پیش خودم نیست
    یادم نمی ماند تمام حرف ها را
    مادر نمی داند که دلتنگ تو هستم
    وقتی نشسته می گذارم ظرف ها را



    ازخانه بیرون می زنم در کوچه ها هم
    دنبال ردپای تو دربرف هستم
    گم می شوم دربین عابرهای این شهر
    اینروزها یک دختر کم حرف هستم






  7. #36
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,555
    2,271
    2,665

    پیش فرض

    [QUOTE=شاتوت;1940319]




    می ترسم و اصلا برای تو مهم نیست
    لعنت به این دلشوره های دخترانه!
    حالا کجایی با تعصب پس بگیری
    بغض مرا از دیگران شانه به شانه؟!


    دیگر حواس پرت من پیش خودم نیست
    یادم نمی ماند تمام حرف ها را
    مادر نمی داند که دلتنگ تو هستم
    وقتی نشسته می گذارم ظرف ها را




    ازخانه بیرون می زنم در کوچه ها هم
    دنبال ردپای تو دربرف هستم
    گم می شوم دربین عابرهای این شهر
    اینروزها یک دختر کم حرف هستم










    رویا باقری

    متولد 1369 در زنجان
    رویا همه دوران تحصیل خود را در زنجان گذرانده و در حال حاضر هم در زادگاهش مشغول بکار است
    علاقه شدید به زنجان دارد بقول خودش عرق زنجان ما را کشته
    مترجمی زبان انگلیسی خوانده و دو مجموعه شعر منتشر کرده است، یکی «همسایه ای در ماه» که سال 91
    و دیگری «یک بعد از ظهر ناخوانده» که چاپ فصل پنجم است و هر دو مجموعه مورد استقبال قرار گرفته است.
    غزلهای رویا باقری در فضای مجازی و در میان مخاطبان شعر امروز طرفداران زیادی پیدا کرده است
    شاعری که مدتی است در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان مربی ادبی به کار مشغول است
    و بعید نیست از بین بچه هایی که او این روزها درباره شعر وادبیات با آن ها همنفس شده است
    شاعران و داستان نویسانی به جامعه ادبیات ایران معرفی شوند.


    دیگر به یک دنیا نخواهم داد جایت را
    من دوست دارم زندگی با دست هایت را
    از بی قراری های قلب من خبر دارد
    بادی که می دزدد برای من صدایت را
    روی زمین بودی و من در ماه دنبالت
    باید ببخشی شاعر سر به هوایت را
    تسخیر تو سخت است آنقدری که انگار
    در مشت خود جا داده باشم بی نهایت را
    زود است حالا روی پاهای خودم باشم
    از دست های من نگیری دست هایت را
    هرکس تو را گم کرد دنبال تو در من گشت
    انگار می بینند در من رد پایت را
    بگذار تا دنیا بفهمد مال من هستی
    گنجشک ها خانه به خانه ماجرایت را
    وقتی پُر است از خاطراتت شعرهای من

    باید بنوشی با خیال تخت چایت را





    امروز مرهمی جز عشق که ذات درد است
    برای زخم های زندگی نمی شناسم

    چه شگفت است عشق ، که هم زخم است و هم مرهم

  8. #37
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,555
    2,271
    2,665

    پیش فرض

    هجدهمین عکس منتخب



    عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی
    بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی
    یک آسمان پرندگیام دادی و مرا
    در تنگنای از تو پریدن گذاشتی




    امروز مرهمی جز عشق که ذات درد است
    برای زخم های زندگی نمی شناسم

    چه شگفت است عشق ، که هم زخم است و هم مرهم

  9. #38
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,896

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط moh@mad نمایش پست ها
    هجدهمین عکس منتخب



    عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی
    بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی
    یک آسمان پرندگیام دادی و مرا
    در تنگنای از تو پریدن گذاشتی

    به به

    آقای مهدی فرجی دیگه گوگل کردن شعر نیاز ندارن

    ایشون کاشانی هستن و بهمن ماهی ^ـ^
    غزلسرای توانایی هستن

    اسم کتابها شونم قرار نشد و چمدان معطل و زیر چتر تو باران می آید و ... هست


    حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم
    آه تا میبینمت یکجووور دیگر میشوم

    با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند
    یاسم و باران که می بارد معطر می شوم

    در لباس آبی از من بیشتر دل می بری
    آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم

    آنقدرها مرد هستم تا بمانم پای تو
    می توانم مایه ی گهگاه دلگرمی شوم

    میل ، میل توست اما بی تو باور کن که من
    در هجوم بادهای سرد پر پر می شوم
  10. #39
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,896

    Flower 32 32 نوزدهمین شاعر




    به یک پلک تـــو مـی بخشم تمـــام روز و شب ها را
    که تسکین می دهد چشمت غم جانسوز تب ها را

    بخوان! با لهجه ات حسّی عجیب و مشترک دارم

    فضا را یک نفس پُر کن بـــه هــــم نگذار لب ها را

    به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم!

    تو واجب را به جا آور رها کن مستحب ها را

    دلیلِ دل خوشـــی هایم! چه بُغرنج است دنیایم!

    چرا باید چنین باشد؟... نمی فهمم سبب ها را

    بیا این بار شعرم را به آداب تو می گویم

    که دارم یاد مــی گیرم زبان با ادب ها را


    غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر


    برای هــر قدم یک دم نگاهــی کن عقب ها را
  11. #40
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,555
    2,271
    2,665

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط شاتوت نمایش پست ها



    به یک پلک تـــو مـی بخشم تمـــام روز و شب ها را
    که تسکین می دهد چشمت غم جانسوز تب ها را

    بخوان! با لهجه ات حسّی عجیب و مشترک دارم

    فضا را یک نفس پُر کن بـــه هــــم نگذار لب ها را

    به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم!

    تو واجب را به جا آور رها کن مستحب ها را

    دلیلِ دل خوشـــی هایم! چه بُغرنج است دنیایم!

    چرا باید چنین باشد؟... نمی فهمم سبب ها را

    بیا این بار شعرم را به آداب تو می گویم

    که دارم یاد مــی گیرم زبان با ادب ها را


    غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر


    برای هــر قدم یک دم نگاهــی کن عقب ها را

    زنده یاد مرحومه نجمه زارع

    زنده یاد نجمه زارع در 29 آذرماه 1361 در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود
    وی شش ماه پس از تولد همراه با خانواده اش به قم عزیمت نمود و در آنجا ساکن شدند
    دوران دبستان را در مدرسه «اوسطی» قم گذراند
    و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس «نرجسیه» و «شهدای چهارمردان» پشت سر گذاشت.
    طی سالهای 79 تا 81 در دانشگاه همدان به تحصیل در رشته عمران پرداخت
    و سرانجام به صورت با اشتباه پزشک معالجش در تاریخ 31 شهریور 1384 دارفانی را وداع گفت.

    وی در دوران کوتاه زندگی خود با حدود 30 عنوان برگزیده در کنگره های شعر و سرایش 4 دفتر شعر
    نام خود را در حافظه ادبی ایران ثبت نمود

    روحش شاد یادش گرامی


    وقتی دلم به سمت تو مایل نمیشود
    باید بگویم اسم دلم ، دل نمیشود
    دیوانه ام بخوان که به عقلم نیاورند
    دیوانه تو است که عاقل نمیشود
    تکلیف پای عابران چیست آیه ای
    از آسمان فاصله نازل نمیشود
    خط میزنم غبار هوا را که بنگرم
    آیا کسی زِ پنجره داخل نمیشود
    میخواستم رها شوم از عاشقانه ها
    دیدم که در نگاه تو حاصل نمیشود
    تا نیستی تمام غزل ها معلّق اند
    این شعر مدتی ست که کامل نمیشود




    امروز مرهمی جز عشق که ذات درد است
    برای زخم های زندگی نمی شناسم

    چه شگفت است عشق ، که هم زخم است و هم مرهم

  12. #41
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,555
    2,271
    2,665

    پیش فرض

    بیستمین عکس منتخب






    پشت پگاه پنجره، محصور خانه ای
    خاتون قصه های بلند شبانه ای
    بی افتاب میگذرد روزهای سرد
    خالیست از تو کوچه پریزاد خانه ای
    بر شاخه ای که سر کشد از لابه لای برف
    تنهاترین پرنده بی آب و دانه ای




    امروز مرهمی جز عشق که ذات درد است
    برای زخم های زندگی نمی شناسم

    چه شگفت است عشق ، که هم زخم است و هم مرهم

  13. #42
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,896

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط moh@mad نمایش پست ها
    بیستمین عکس منتخب




    میر احمد سید فخری نژاد، متخلص به شیون فومنی(۳ دی ۱۳۲۵ - شهریور ۱۳۷۷)، شاعر ایرانی بود.

    شیون فومنی در ۳ دی ۱۳۲۵ در فومن متولد گردید.او تحصیلات ابتدایی و سه ساله خود را در رشت سپری کرد و بعد از آن به کرمانشاه کوچ کرد و سه ساله دوم دبیرستان را تا اخذ دیپلم طبیعی، ۱۳۴۵ در آنجا گذراند.

    شیون در سال ۱۳۴۶ وارد سپاهی دانش در طارم زنجان شد و یکسال بعد به استخدام اداره آموزش و پرورش ستان مازندران درآمد و در سال ۱۳۴۸ وارد زندگی زناشویی شد در کوچی عهده دار مدیریت و تدریس در یکی از مدارس فولادمحله ساری گشت و تا سال ۱۳۵۱ به کار تدریس مشغول بود. پس از آن نیز دردیگر نقاط گیلان به این شغل ادامه داد.

    او در سال ۱۳۷۲ مبتلا به بیماری نارسایی کلیه شد و یک سال بعد برای درمان این نارسایی به وسیله دیالیز (تراکافت) به تهران وچ کرد و در همین سال با توجه به درد بیشمار موفق به اخذ مدرک تحصیلی لیسانس در ادبیات ، از دانشگاه تربیت معلم شد. شیون در سال ۱۳۷۶ پس از سال*ها تدریس، بازنشسته شد.

    او در شهریور ۱۳۷۷ پس از یک دوره بیماری مزمن کلیوی و انجام پیوند کلیه در یکی از بیمارستانهای تهران از دنیا رفت. آرامگاهش در بقعه سلیمان داراب رشت بنا به وصیتش در کنار مقبره میرزا کوچک خان جنگلی قرار دارد.

    منبع : ویکی پدیا :)


    روئيده بر لبان تو وحشي ترين تمشك
    از روزگار گمشده در من نشانه اي

    روح تو آن پرنده كه محفوظ مانده است
    از دستبرد كودكي من به لانه اي

    آنسوي دره هاي سكوت صداي آب
    در برفپوش بدبده,تيهو ترانه اي

    تكرار از تو مي شود آواز آبي ام
    بر آبگير خاطره ها سنگدانه اي

    وقتي ستاره بر سر پل تاب مي خورد
    تشويش ماه در سفر رودخانه اي

    تصويري سرشك روان مني,اگر
    تا نا كجاي دربدري ها روانه اي

    از دودمان شعله ام اما چه بي تو سرد
    در آتشم نشانده هواي زبانه اي

    هر غنچه اي به ديده من زخم تازه اي
    هر شاخه اي به شانه من تازيانه اي

    اي شعر اي گلوله كه در قلب شيوني
    اين خوشتر از تو بر دل سنگش كمانه اي






  14. #43
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,896

    Flower 32 32 بیست و یکمین شاعر




    عزیز است این شاعر

    اینم یکی از معروفترین اشعارش :

    از بــاغ مــیــبرنــد چــراغــــانــــی ات کنند
    تا کـــــاج جشـــــنهای زمستانی ات کنند

    پوشانده اند صبـــح تــو را ابـرهـــــای تــار
    تنـهــا به این بهــانه که بارانـــــی ات کنند

    یـــوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
    ایـن بــار مـی بــرنـد که زنــــدانی ات کنند

    ای گل گمان مکن به شب جشـن میروی
    شــاید به خـــاک مرده ای ارزانی ات کنند

    یک نقطه بیش فـرق رحیم و رجیم نیست
    از نقطـــه ای بتـرس که شیطانی ات کنند


    آب طلب نکرده همیشـــه مــــــراد نیست
    گاهــی بــهانه ایست که قربانی ات کنند
  15. #44
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,555
    2,271
    2,665

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط شاتوت نمایش پست ها



    عزیز است این شاعر

    اینم یکی از معروفترین اشعارش :

    از بــاغ مــیــبرنــد چــراغــــانــــی ات کنند
    تا کـــــاج جشـــــنهای زمستانی ات کنند

    پوشانده اند صبـــح تــو را ابـرهـــــای تــار
    تنـهــا به این بهــانه که بارانـــــی ات کنند

    یـــوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
    ایـن بــار مـی بــرنـد که زنــــدانی ات کنند

    ای گل گمان مکن به شب جشـن میروی
    شــاید به خـــاک مرده ای ارزانی ات کنند

    یک نقطه بیش فـرق رحیم و رجیم نیست
    از نقطـــه ای بتـرس که شیطانی ات کنند


    آب طلب نکرده همیشـــه مــــــراد نیست
    گاهــی بــهانه ایست که قربانی ات کنند
    استاد فاضل نظری:

    نام : فاضل نظری
    تاریخ تولد : سال ۱۳۵۸
    زادگاه : شهر خمین استان مرکزی
    میزان تحصیلات : کارشناس ارشد رشته مدیریت صنعتی
    تاکنون چندین مجموعه شعری از او به چاپ و منتشر یافته است
    وی علاوه بر سرودن شعر مشاور علمی جشنواره
    شعر فجر نیز هست
    فاضل نظری تا به امروز سه مجموعه شعر اقلیت , گریه های امپراطور و آن ها توسط انتشارات
    سوره مهر منتشر شده است
    که هر یک از این مجموعه ها بدلیل استقبال زیاد چندین مرتبه تجدید چاپ شده اند .
    او علاوه بر اینکه رئیس حوزه هنری استان تهران است
    مسئولیت هایی همچون تدریس در دانشگاه و عضو شورای عالی
    شعر مرکز موسیقی و سرود نیز می باشد


    راز ایـــن داغ نـــه در سجـــده ی طولانـی ماست
    بوسه ی اوست که چون مهر به پیشانی ماست
    شـادمـــانیم کـــــه در سنگــــدلی چـــون دیــــوار
    بـــاز هــــم پنجـــره ای در دل سیمانی ماست…







    امروز مرهمی جز عشق که ذات درد است
    برای زخم های زندگی نمی شناسم

    چه شگفت است عشق ، که هم زخم است و هم مرهم

  16. 1
  17. #45
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,555
    2,271
    2,665

    پیش فرض

    بیست دومین عکس منتخب




    پرندگان پشت بام را دوست دارم
    دانه هایی را که هر روز برایشان میریزم
    در میان آن ها
    یک پرنده ی بی معرفت هست
    که میدانم روزی به آسمان خواهد رفت
    و برنمی گردد.
    من او را بیشتر دوست دارم




    امروز مرهمی جز عشق که ذات درد است
    برای زخم های زندگی نمی شناسم

    چه شگفت است عشق ، که هم زخم است و هم مرهم

صفحه 3 از 6 نخست 123456 آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 77

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •