ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 4 از 6 نخست 123456 آخرین
نمایش نتایج: از 46 به 60 از 80
  1. #46
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,937

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط moh@mad نمایش پست ها
    بیست دومین عکس منتخب


    درود بر این انتخاب خوب

    گروس عبدالملکیان (زاده ۱۸ مهر ۱۳۵۹ در تهران) شاعر ایرانی و دبیر بخش شعر نشر چشمه است. او فرزند محمد رضا عبدالملکیان شاعر معاصر ایرانی است .
    گروس نوشتن را از ۱۱ سالگی آغاز کرد و اولین شعرهایش در مجلات کیهان بچه ها و سروش نوجوان به چاپ رسید. چنانکه خودش اشاره می*کند از سال ۱۳۷۷ مطالعهٔ نقد و نظریه ادبی را آغاز کرد و برخی از اولین شعرهای جدی*اش را که بعدها در کتاب اولش منتشر شدند در مطبوعات تخصصی آن سال*ها از جمله کارنامه و عصر پنجشنبه به چاپ رساند. گروس عبدالملکیان در سال ۱۳۸۱ اولین کتابش را با نام پرنده پنهان منتشر کرد. مجموعه اشعار:

    پرنده ی پنهان , رنگهای رفته ی دنیا , سطرها در تاریکی جا عوض میکنند , حفره ها

    منبع : ویکی پدیا



    من و تو بارها

    زمان را

    در کافه ها و خیابان ها فراموش کرده بودیم


    و حالا زمان داشت


    از ما انتقام می گرفت
    ویرایش توسط شاتوت : 2016.03.12 در ساعت 15:17
  2. #47
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,937

    Flower 32 32 بیست و سومین شاعر




    باور نداشتـم که چنین واگذاریَم
    در موج خیز حادثه تنهـا گذاریَم

    آمد بهار و عید گذشت و نخواستی
    یک دم قدم به چشم گـهر زا گذاریم

    چون سبزه دمیده به صحرای دور دست
    بختم نداد ره که به سر پا گذاریم

    خونم خورند با همه گردنکشی کسان
    گر در بساط غیر، چو مینــا گذاریم...
  3. #48
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,728

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط شاتوت نمایش پست ها



    باور نداشتـم که چنین واگذاریَم
    در موج خیز حادثه تنهـا گذاریَم

    آمد بهار و عید گذشت و نخواستی
    یک دم قدم به چشم گـهر زا گذاریم

    چون سبزه دمیده به صحرای دور دست
    بختم نداد ره که به سر پا گذاریم

    خونم خورند با همه گردنکشی کسان
    گر در بساط غیر، چو مینــا گذاریم...

    زنده یاد سیمین بهبهانی :

    سیمین خلیلی معروف به سیمین بهبهانی در بیست و هشتم تیر ۱۳۰۶ خورشیدی برابر با ۲۰ ژوئیه ۱۹۲۷ میلادی در تهران به دنیا آمده بود.
    وی فرزند
    عباس خلیلیشاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام بود.
    حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل مشهور به
    میرزا حسین خلیلی تهرانی که از رهبران مشروطه بود
    عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی تهرانی پدربزرگ اوست
    پدرش عباس خلیلی به دو زبان
    فارسی و عربی شعر می*گفت و حدود ۱۱۰۰ بیت از ابیات شاهنامه فردوسی را به عربی ترجمه کرده

    او سال*ها در آموزش و پرورش با سمت دبیری کار کرد
    سیمین بهبهانی سی سال از سال ۱۳۳۰ تا سال ۱۳۶۰- تنها به تدریس اشتغال داشت و شغلی مرتبط با رشتهٔ حقوق را قبول نکرد.
    در ۱۳۴۸ به عضویت
    شورای شعر و موسیقی در آمد
    سیمین بهبهانی،
    هوشنگ ابتهاج، نادر نادرپور، یدالله رؤیایی، بیژن جلالی و فریدون مشیری این شورا را اداره میکردند.
    در سال ۱۳۵۷ عضویت در
    کانون نویسندگان ایران را پذیرفت.
    سیمین بهبهانی پیش از انقلاب برای رادیو ترانه هم می سرود و خوانندگانی چون شجریان، الهه، گلپایگانی، داریوش،
    ایرج، عارف، سپیده، کورس سرهنگ زاده، رامش، عهدیه، سیما بینا، پوران، دلکش و مرضیه... سروده های وی را خوانده اند.
    سیمین بهبهانی مدتی هم عضو شورای موسیقی رادیو و تلویزیون ملی ایران بود.
    سیمین بهبهانی که به علت مشکلات تنفسی و قلبی در بیمارستان پارس تهران بستری بود
    وی از پانزدهم مرداد در کما به سر میبرد و سرانجام ساعت یک بامداد روز سه شنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ خورشیدی برابر با ۱۹ اوت ۲۰۱۴ میلادی، در سن ۸۷ سالگی درگذشت.

    روحش شاد یادش گرامی

    دلم گرفته ، ای دوست هوای گریه با من
    گر از قفس گریزم کجا روم ، کجا من
    کجا روم که راهی به گلشنی ندارم
    که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من
    نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل
    چو تخته پاره بر موج رها رها رها من




  4. 1
  5. #49
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,728

    پیش فرض

    بیست و چهارمین عکس منتخب




    ترس نشسته در دلم غم زده در نگاه من
    سهم من از زنانگی روسری سیاه من
    راز دلم نهان شده پشت سر حجاب من
    غرق گناهم تو بیا باز بشو نقاب من




  6. #50
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,937

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط moh@mad نمایش پست ها
    بیست و چهارمین عکس منتخب



    هیلا صدیقی در سال ۱۳۶۴ خورشیدی در تهران متولد شد و یکسال پس از آن به همراه خانواده به شهری که پدرش دوران نوجوانی خود را آنجا گذرانده بود، یعنی؛استانبول درترکیه مهاجرت نموده و تا اواخر سال1369 در آنجا سکونت داشت. وی پس از بازگشت به ایران تحصیلات ابتدائی را آغاز کرد. در سال1378خورشیدی (سال دوم دبیرستان) به عنوان یکی از دو دانش*آموز منتخب از سطح کشور به عضویت افتخاری کمیسیون فرهنگی شورای عالی وزارت آموزش و پرورش درآمد که تا پایان دبیرستان ادامه یافت.

    وی در سال1382 وارد دانشگاه شد و در رشتهٔ حقوق شروع به تحصیل کرد.

    وی در سال1387 مسئول واحد حقوقی معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران شد که در سال1388 از این سمت استعفا داد.

    او دارای مدرک کارشناسی حقوق است


    چه دورانی , چه رویای عبوری
    چه جستن ها به دنبال ظهوری
    من و تو نسل بی پرواز بودیم
    اسیر پنجه های باز بودیم
    هم او بازی که با تیغ سرانگشت
    به پیش چشم های من تورا کشت
  7. 1
  8. #51
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,937

    Flower 32 32 بیست و پنجمین شاعر




    خلق شد در وسوسه ابلیس را یاری کند
    کاش چشمان تو کمتر مردم آزاری کند

    سخت می گیری ولی چون شاپرک ها بُرده است
    هر که وقت پیله کردن خویشتن داری کند

    در کنار تو بدم با خلق،یادم داده اند
    خار در حق گلش باید فداکاری کند

    تو حبابی و من آبم،کیست جز من در زمین؟
    از تو با دل نازکی هایت نگهداری کند

    تو اگر دردی به درمان احتیاجی نیست نه
    کاش آدم تا ابد احساس بیماری کند

    زیر باران با نوای رعد با من رقص کن
    که خدا می خواهد از ما عکسبرداری کند
  9. #52
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,728

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط شاتوت نمایش پست ها



    خلق شد در وسوسه ابلیس را یاری کند
    کاش چشمان تو کمتر مردم آزاری کند

    سخت می گیری ولی چون شاپرک ها بُرده است
    هر که وقت پیله کردن خویشتن داری کند

    در کنار تو بدم با خلق،یادم داده اند
    خار در حق گلش باید فداکاری کند

    تو حبابی و من آبم،کیست جز من در زمین؟
    از تو با دل نازکی هایت نگهداری کند

    تو اگر دردی به درمان احتیاجی نیست نه
    کاش آدم تا ابد احساس بیماری کند

    زیر باران با نوای رعد با من رقص کن
    که خدا می خواهد از ما عکسبرداری کند

    اسم شاعر جواد منفرد متولد 1361 فک میکنم اهل تالش باشه
    متاسفانه زندگینامه ای از این شاعر پیدا نکردم


    تو رسیدی که یکی شاعری اش گل بکند

    چشمه ای خشک از این معجزه قل قل بکند
    فوران کردن من هیچ، دماوند هم آه
    روبروی تو بعید است تحمل بکند
    باش در هیات آیینه و بگذار جهان
    روزی از دیدن تصویر خودش هل بکند
    اخم هایت خفه ام می کند ای کاش یکی
    گره ی بین دو ابروی تو را شل بکند
    آبشاری ست نماد منِ افتاده که عشق
    عظمت می دهدش هرچه تنزل بکند
    خوبی اندازه ی انبوه بدی های زمان
    که زمین در خودش احساس تعادل بکند







  10. 1
  11. #53
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,728

    پیش فرض

    بیست و ششمین عکس منتخب




    عاشق نشدي زاهد، ديوانه چه مي داني
    در شعله نرقصيدي، پروانه چه مي داني

    لبريزِ مي غمها، شد ساغر جان من
    خنديدي و بُگذشتي، پيمانه چه مي داني

    يك سلسله ديوانه، افسون نگاه او
    اي غافل از آن جادو، افسانه چه مي داني

    من مست ميِ عشقم، بس توبه كه بشكستم
    راهم مزن اي عابد، ميخانه چه مي داني




  12. #54
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,937

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط moh@mad نمایش پست ها
    بیست و ششمین عکس منتخب




    هما همایون (میرافشار)، شاعر و ترانه سرای ایرانی
    در سوم اسفند۱۳۲۵ در تهران متولد شد. وی سرودن شعر را در سال*های دبیرستان اغاز کرد. چندین سال بعد هما با علی میرافشار ازدواج کرد و بعد از آن نام خانوادگی خود را به میرافشار تغییر داد. هما شعر، عکس، و داستان در یک روزنامه و یک هفته نامه منتشر می*کرد. وی دارای دو فرزند است یک پسر به نام کیوان (کوین) و یک دختر به نام کتایون. وی در گروهی با اسدالله ملک کار تعلیم را آغاز کرد و در سال ۱۹۶۲ از دانشگاه موسیقی فارغ*التحصیل شد. هما میرافشار با خوانندگان معروف ایرانی همکاری داشته*است. وی در سال ۲۰۰۵ برنده Persian Golden Lioness Awards از آکادامی موسیقی شده*است. ترانه*های هما میرافشار دارای سبکی خاص هستند. هما میرافشار در این سال*ها دو کتاب با نام*های «گلپونه*ها» و «آلاله*ها» منتشر کرده*است. وی هم*اکنون ساکن لس آنجلس است.

    منبع : ویکی پدیا

    گل پونه های وحشی دشت امیدم

    وقت سحر شد

    خاموشی شب رفت فردایی دگر شد

    من مانده ام تنهای تنها

    من مانده ام تنها میان سیل غمها

    گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد

    گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد

    می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم

    افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم

    گل پونه های وحشی دشت امیدم

    وقت سحر شد

    خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
  13. #55
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,937

    پیش فرض



    گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشود
    مثل یک قهوه که از تلخی آن کم نشود

    روز و شب پیش همه روی لبم لبخند است
    تا حواس احدی جمع به بغضم نشود

    آرزو میکنم ای کاش دلش چون مویش
    پیش چشم کسی آشفته و درهم نشود

    من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی
    گیر لحن بم مردانه ی محکم نشود


    شده حتی به دعا دست برآرم که :"خدا!
    برود مشهد و برگردد و
    آدم نشود"

    خون دل خوردم و حرفی نزدم تا شاید
    مهربان تر بشود ، تازه اگر هم نشود-

    با من ساده همین بس که مدارا بکند
    عاشقم هم که نشد، خب به جهنم (!) نشود...
  14. #56
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,728

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط شاتوت نمایش پست ها


    گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشود
    مثل یک قهوه که از تلخی آن کم نشود

    روز و شب پیش همه روی لبم لبخند است
    تا حواس احدی جمع به بغضم نشود

    آرزو میکنم ای کاش دلش چون مویش
    پیش چشم کسی آشفته و درهم نشود

    من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی
    گیر لحن بم مردانه ی محکم نشود


    شده حتی به دعا دست برآرم که :"خدا!
    برود مشهد و برگردد و
    آدم نشود"

    خون دل خوردم و حرفی نزدم تا شاید
    مهربان تر بشود ، تازه اگر هم نشود-

    با من ساده همین بس که مدارا بکند
    عاشقم هم که نشد، خب به جهنم (!) نشود...
    نفیسه سادات موسوی

    متولد بیست و سومین آخر شب بهترین ماه سال ، مرداد ماه ، سال هزار و سیصد و شصت و نه .
    افکار درهم و شلوغ!
    خانه داری و همسر داری و بچه داری و درس
    رشته ی زبان و ادبیات چینی
    و علاقه ی بی حد و حصر به شعر خواندن از جمله مسایلی ست که یکروز من را تشکیل می دهد .


    دلبرا یارا نگارا نازنین یا هر چه هست
    تا که از چشمت فتادم ، شیشه ی عمرم شکست
    در دلت گر جا ندارم ، مرگ بادا قسمتم
    زندگی بی عشق تو بیهوده و بی فایده ست
    زخمه ی ساز صدایت عقل و هوشم را پراند
    مردمان با طعنه گویندم شدی مطرب پرست
    جرعه آبی دست من دادی ندیدی بعد از آن
    بی می و بی باده از آن جرعه گشتم مست مست
    ناز آن چشمی که یک تصویر کوچک از تو دید
    بعد از آن تا انتها بر خوبرویان ، دیده بست
    عاشقت شد بی گمان ، مرد و زن و پیر و جوان
    هر که یک ساعت به پای درد و دل هایم نشست
    مدعی خاموش ماند از نهی عشقت چون که دید
    هر پری رویی تو را دیده به مهرت مایل است
    من بد، اما عاشقم، با من مدارا کن فقط
    دلبرا یارا نگارا نازنین یا هرچه هست





  15. #57
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,728

    پیش فرض

    بیست و هشتمین عکس منتخب



    رسیده ام به تو
    اما هنوز دلتنگ ام
    انگار به اشتباه
    جای طلوعدر غروب چشم هایت
    فرود آمده باشم!




  16. #58
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,937

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط moh@mad نمایش پست ها
    بیست و هشتمین عکس منتخب


    رضا کاظمی (شاعر، نویسنده؛ هنرمند)، متولد ۴ آذر ۱۳۴۹، تهران. تحصیل*کرده دو رشته دانشگاهی، «عمران» در دانشگاه گیلان، و «طراحیِ دکوراسیونِ داخلی» در واحد هنر دانشگاه تهران
    به قول خودش کوله باری از حرف و دغدغه روی دوشش سنگینی می کند . علاقه مندان داستان هایش او را با داستان های سبک خاص خودش می شناسند؛ چرا که زبان داستان ها شاید به ظاهر کمی پیچیده باشد ولی بسیار ساده و راحت با مخاطب خود ارتباط برقرار می کندو مضامین اجتماعی را در قالبی طنز آلود در بطن خود نهفته دارند .

    کاظمی شعر آزاد را هم سنت گریز توصیف می کند و شاید به همین دلیل است که در تعریف

    شعر می گوید : شعر ،فقط شعر است و دیگر هیچ ...


    کتابهایِ منتشر شده

    1-قرارِ بعدی پایِ گهوارۀ شعرهام

    2-زنی را کشتم که اسم نداشت

    3-یک فرشتۀ مچاله شده (مجموعۀ داستان)

    4-هنوز بویِ عاشقی می دهم

    5-پا برهنه تا ماه (تنها برگزيده کتاب سال 87 در شعر جنگ )

    6-می رویم گلِ انار بچینیم نمی آیی؟!!

    7-گپی با فروغِ فرخزاد در غروب هایِ ظهیر الدوله

    8-غزل مویه هایِ زنی در باد

    9-بانویِ قصّه هایِ مادر

    10-پستچی جایِ نامه ؛تنهایی آورد

    11-یک سبد خاطره؛یک سینه حرف (برنده ي جايزه ي اول کتاب سال 85 در شعر جنگ)

    12-کودکانِ ستاره و اندوه

    13-بیا کمی بارانی تر باشیم بانو

    14-ماه در حوضِ بی ماهی

    15-وقتی پروانه ها آمدند

    ....

    قایقت می شوم، بادبانم باش.

    بگذار هرچه حرف پشت سرمان می زنند مردم،

    باد هوا شود


    دورترمان کند
    ...


  17. #59
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,937

    Flower 32 32 بیست و نهمین شاعر



    به کجا چنین شتابان ؟
    گون از نسیم پرسید
    دل من گرفته زینجا
    هوس سفر نداری
    ز غبار این بیابان ؟
    همه آرزویم اما
    چه کنم که بسته پایم
    به کجا چنین شتابان ؟
    به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
    سفرت به خیر !* اما تو و دوستی خدا را
    چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
    به شکوفه ها به باران
    برسان سلام ما را!
  18. #60
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,728

    پیش فرض

    دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی :
    در سال ۱۳۱۸ در کدکن از روستاهای قدیمی بین نیشابور و تربت حیدریه به دنیا آمد.
    او تحصیلات ابتدایی و دوره متوسطه را در مشهد گذراند و از آن پس وارد دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد شد و به تحصیل پرداخت
    و لیسانس خود را در این رشته دریافت کرد

    دکتر شفیعی، همزمان با تحصیلات متوسطه و دانشگاهی در حوزه علمیه مشهد به تحصیل علوم ادبی و عربی پرداخت
    و ادبیات عرب را نزد اساتید معظم این حوزه فراگرفت.

    او در زمانی که در مشهد به تحصیل اشتغال داشت از اعضای موثر و فعال انجمنهای ادبی به شمار می رفت
    و از همان آغاز نوجوانی آثارش در مطبوعات خراسان با نام مستعار ش م سرشک به چاپ می رسید.

    در سالهای بعد از 1332 با همکاری تنی چند از جوانان شاعر و اهل ادب انجمن ادبی تشکیل دادند
    که بیشتر طرفداران شعرنو و ادبیات داستانی و ترجمه ادبیات فرنگی بودند که دکتر علی شریعتی نیز از جمله اعضای آن انجمن بودند.

    شفیعی پس از عزیمت به تهران در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران دوره فوق لیسانس خود را گذراند
    و سپس دوره دکترای زبان و ادبیات عرب را نیز پشت سر گذاشت.

    او مدتی در بنیاد فرهنگ ایران و کتابخانه مجلس سنا به کار اشتغال ورزید
    و سپس به عنوان استاد دانشکده ادبیات تهران در رشته سبک شناسی و نقد ادبی به کار مشغول شد.

    دکتر شفیعی همچنین مدتی را بنا به دعوت دانشگاههای آکسفورد انگلستان و پرینستون آمریکا و ژاپن به عنوان استاد به تدریس و تحقیق اشتغال داشت.
    دکتر شفیعی از استادان بارز و متبحر ادبیات معاصر ایران و از محققین بزرگ به شمار میرود
    که در نقد شعر و ادب فارسی صاحب نظر است و در شعر و شاعری نیز مقام والایی دارد و صاحب سبک و شیوه خاصی است
    که او را به عنوان شاعری پیشرو میشناسند.

    از ویژگیهای شخصیتی دکتر شفیعی این است که وی در محافل ادبی به ندرت ظاهر میشود و بیشتر در انزوای اهل ادب به سر میبرد.
    وی در جوانی به شعر و شاعری پرداخت و نام مستعار (م. سرشک) را برگزید و طی آشنایی با نیما یوشیج سبک شعر نو را انتخاب کرد.
    م. سرشک شاعری را با غزل آغاز کرد و در سال ۱۳۴۴ با انتشار کتاب زمزمه ها و بعدها در مجموعه های دیگر توانایی خود را در سرودن غزل و قالبهای دیگر به خوبی نشان داد.
    زمزمه ها در حال و هوای سبک هندی سروده شده و تعلق خاطر شاعر به شاعران خراسانی را میرساند. دفتر شعر «در کوچه باغ های نیشابور» که در سال۱۳۵۰ منتشر شد، وی را به اوج شهرت رساند.







صفحه 4 از 6 نخست 123456 آخرین
نمایش نتایج: از 46 به 60 از 80

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •