ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 11 نخست 1234567 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 161
  1. #16
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,336
    10,432
    18,940

    پیش فرض

    تا شٖدم صید تو آسوده ز هر صیادم
    وای بـر مـن گر ازین قید کنی آزادم

    تعداد آدم هایی که من واقعاً دوست شان داشته باشم زیاد نیست،
    تعداد کسانی که نظر خوبی درباره شان دارم از آن هم کمتر است
    من هرچه بیشتر دنیا را می شناسم از آن ناراضی تر می شوم
    هر روز که می گذرد بیشتر معتقد می شوم آدم ها، شخصیت ناپایداری دارند
    و نمی شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد

    . . .




    خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدمها!
    چه شادیها خورد بر هم
    چه بازیها شود رسوا . . .


    1396/03/15

    ..
  2. #17
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,837
    2,394
    2,717

    پیش فرض

    فکرم همه جا هست، ولی پیش خدا نیست
    سجاده زردوز که محرابِ دعا نیست
    گفتند سر سجده کجا رفته حواست
    اندیشه سیال من ای دوست کجا نیست
    از شدت اخلاص من عالم شده حیران
    تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست
    از کمیت کار که هر روز سه وعده
    از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست
    یک ذره فقط کندتر از سرعت نور است
    هر رکعت من حائز عنوان جهانی ست
    این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟
    چندیست که این حافظه در خدمت ما نیست





  3. #18
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,336
    10,432
    18,940

    پیش فرض


    اردیبهشت را به دلم زهر کردی با غم خرداد چه کنم..!!؟
    تعداد آدم هایی که من واقعاً دوست شان داشته باشم زیاد نیست،
    تعداد کسانی که نظر خوبی درباره شان دارم از آن هم کمتر است
    من هرچه بیشتر دنیا را می شناسم از آن ناراضی تر می شوم
    هر روز که می گذرد بیشتر معتقد می شوم آدم ها، شخصیت ناپایداری دارند
    و نمی شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد

    . . .




    خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدمها!
    چه شادیها خورد بر هم
    چه بازیها شود رسوا . . .


    1396/03/15

    ..
  4. #19
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,837
    2,394
    2,717

    پیش فرض

    پشت تنهایی این پنجره ها
    چه به صف آمده غمهای دلم
    یک نفر نیست مگر پنجره را باز کند
    قصه دیدنم آغاز کند؟
    دلم از پرده به جان آمد و از شیشه شکست
    چشم من خیره به راه ز دلم می پرسد
    آخه باید ز کجا تا به کجا
    تا به کی تکیه به دیوار در این چله نشست
    در دلم پنجره ای رنگ سکوت است سکوت





  5. #20
    Nikagoli
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    پـایـتـخـت ِ دود و گــوگــرد !
    نوشته ها
    5,471
    6,684
    4,885

    پیش فرض

    چرا تو؟
    تنها تو؟
    چرا تنها تو از میان آدمیان
    هندسه ی حیات مرا در هم می ریزی
    پا برهنه
    به جهان کوچکم وارد می شوی
    در را می بندی و من
    اعتراضی نمی کنم؟
    چرا تنها تو را دوست دارم
    و می خواهم؟


    نزار_قبانی


    [ با محبوبم در یک شهر زندگی می کنم
    بین ما
    چند خیابان
    چندین خانه
    یک پل هوایی
    و صدها هزار آدمند .. ]
  6. #21
    هانيه
    مدیر طنز و فال و SMS

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    20,882
    12,472
    12,512

    پیش فرض

    به خودم آمدم انگار تویی در من بود ؛

    این کمی بیـــشتـــر از دل به کسی بستن بود ... !

    " علیرضا آذر "
    .
    .
    .
    بیـایید علــت حــالِ خــوبِ هــم باشیـم
    بـاور کنید دنیـا خــودش
    بـه انـدازه ی کـافی مهــارت دارد
    کــه دل آدمـی را بـدرد بیــاورد...


  7. #22
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,408
    14,909
    14,688

    پیش فرض


    آن نَـفْـس که شـد عـاشـق
    اَمـّاره نـخـواهـد شــد


    #مولانا
    #ازهوس_بگذر_و_عاشق_شو



    پای بَندم
    بِه آن بَندی
    که بر پایِ
    دلَم
    بَندی ..

    💙

  8. #23
    هانيه
    مدیر طنز و فال و SMS

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    20,882
    12,472
    12,512

    پیش فرض

    دلم یک دوست مےخواهد
    که اوقاتےکه دلتنگم
    بگوید خانه راول کن
    بگو من کے کجا باشم....


    حوصله مان بسی سر رفته است
    .
    .
    .
    بیـایید علــت حــالِ خــوبِ هــم باشیـم
    بـاور کنید دنیـا خــودش
    بـه انـدازه ی کـافی مهــارت دارد
    کــه دل آدمـی را بـدرد بیــاورد...


  9. #24
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,837
    2,394
    2,717

    پیش فرض

    هر لحظه حرفی در ما زاده می شود
    هر لحظه دردی سر بر می دارد
    و هر لحظه نیازی
    از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش می کند
    این ها بر سینه می ریزند و راه فراری نمی یابند
    مگر این قفس کوچک استخوانی
    گنجایشش چه اندازه است ؟




  10. #25
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,336
    10,432
    18,940

    پیش فرض

    ای حالِ نا معلوم

    آروم باش ..

    آروم

    تعداد آدم هایی که من واقعاً دوست شان داشته باشم زیاد نیست،
    تعداد کسانی که نظر خوبی درباره شان دارم از آن هم کمتر است
    من هرچه بیشتر دنیا را می شناسم از آن ناراضی تر می شوم
    هر روز که می گذرد بیشتر معتقد می شوم آدم ها، شخصیت ناپایداری دارند
    و نمی شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد

    . . .




    خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدمها!
    چه شادیها خورد بر هم
    چه بازیها شود رسوا . . .


    1396/03/15

    ..
  11. #26
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,837
    2,394
    2,717

    پیش فرض

    خوب شد کلبه ی تنهایی من پنجره داشت
    ورنه میمرد دلم بسکه زتو خاطره داشت
    اشک من پای غم عشق تو هر شب جاری
    مثل طفلی که به سر وسوسه سرسره داشت
    اینکه با بغض بخندی به همه آسان نیست
    بانوی قصه تو، بغض دراین حنجره داشت
    دود سیگار فقط حال مرا بدتر کرد
    عاشق چشم سیاه تو همش دلهره داشت
    مصلحت نیست بگویم به کسی تنهایم
    چشم خیسم به تماشا هوس منظره داشت
    از رضا نیست سکوت منِ شبگرد خیال
    این دلم غصه و اندوه که تا خرخره داشت
    چنک و دندان گره از بخت بدم باز نکرد
    طالع بسته من بیشتر از صد گره داشت
    ای دل عاشق من زخم تو را می بوسم
    یادگاری که لبم از لب تو یکسره داشت




  12. #27
    sayna.s
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    March 2016
    نوشته ها
    578
    346
    126

    پیش فرض

    افسوس که تو هیچ چیز کم نداری……!!!!! حتی مرا

    افسوس که من هیچ چیز ندارم….!!!! حتی تورا
  13. #28
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,837
    2,394
    2,717

    پیش فرض

    آنکه از درد دل خود به فغانست منم
    و آنکه از زندگی خويش به جانست منم
    آنکه هر روز دل از مهر بتان ميگيرد
    چون شود روز دگر باز همانست منم




  14. #29
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,336
    10,432
    18,940

    پیش فرض

    شاید این غصه مرا بعد تو،دیوانه کند

    که قرار است کسی موی تو را شانه کند..
    تعداد آدم هایی که من واقعاً دوست شان داشته باشم زیاد نیست،
    تعداد کسانی که نظر خوبی درباره شان دارم از آن هم کمتر است
    من هرچه بیشتر دنیا را می شناسم از آن ناراضی تر می شوم
    هر روز که می گذرد بیشتر معتقد می شوم آدم ها، شخصیت ناپایداری دارند
    و نمی شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد

    . . .




    خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدمها!
    چه شادیها خورد بر هم
    چه بازیها شود رسوا . . .


    1396/03/15

    ..
  15. #30
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,837
    2,394
    2,717

    پیش فرض

    گرچه چون موج مرا شوق زخود رستن بود
    موج موج دل من تشنه ی پیوستن بود
    یک دم آرام ندیدم دل خود را همه عمر
    بسکه هر لحظه به صد حادثه آبستن بود
    خواستم از تو به غیر از تو نخواهم اما
    خواستن ها همه موقوف توانستن بود
    کاش از روز ازل هیچ نمیدانستم
    که هبوط ابدم در پی دانستن بود
    چشم تا باز کنم فرصت دیدار گذشت
    همه ی طول سفر یک چمدان بستن بود




صفحه 2 از 11 نخست 1234567 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 161

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •