ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 31 1234561121 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 463

موضوع: pic & poem

  1. #1
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض pic & poem

    یادتون باشه حتما شعر همراه با تصویر باشه
    .
    .

    15 آذر 95

    +


    تو لب باز میکنی

    تذکره ها غزل میشوند

    سیگارها مربای بهار نارنج : )


    ویرایش توسط دخترك ژولیده : 2016.12.05 در ساعت 11:37

    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  2. 2
  3. #2
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    به هوش باش دلی را به سهو نخراشی
    به ناخنی که توانی گرهگشایی کرد..


    { صائب تبریزی }



    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  4. 1
  5. #3
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    سعدی اگر عاشقی ، میل وصالت چراست ؟
    هر که دل دوست جست ، مصلحت خود نخواست...

    { سعدی }


    +راه نمیداد..راه ندادنشم دوست داشتم..

    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  6. 2
  7. #4
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    رفتیـم دعـا گفـتـه و دشنـام شنیده...

    { سعدی }


    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  8. 2
  9. #5
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    سَرِ مَن دَرد کِه نَه، مِیلِ شِکَستَن دارَد

    تا کِه بیرون بِکِشَم ا َز وَسَطَش فِکرِ تُو را...



    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  10. 2
  11. #6
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    یک زن از عشق تو جان داد، ولی خاک نشد
    تلخیِ حادثه از ذهنِ خدا پاک نشد

    در غم مُردن او آینه*ی ماتِ اتاق
    همنشینِ ِ رُژ وُ سنجاقِ سر وُ لاک نشد

    | صنم نافع |




    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  12. 2
  13. #7
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    به دل
    به دست
    به جان
    مَحرَمم بودی
    و رفتنت
    به عَلَم
    به مرثیه
    به زنجیر
    مُحَرّمم شد...
    امید آمدنی هست
    به نذر
    به نذر
    به نذر...؟


    | پریسا زابلی پور |





    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  14. 2
  15. #8
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    حس میکنم این روزها غمگین تر از قبلم
    تو رفته ای تنهایی ام را زندگی کردم
    در استخوان های خودم خشخاش میکارم
    شاید که از دنیای بی تو زنده برگردم

    لای تمام بغض ها، باروت می چینم
    کبریت باش و گریه هایم را تماشا کن
    تو دوستم داری... نمیخواهی بگویی، حیف!
    عیبی ندارد، با خیال تخت حاشا کن!

    من محکم ام! با زخم هایم راه می آیم
    اما تو با این خودزنی بی من چه خواهی کرد
    یک روز برمیگردی و من نیستم دیگر
    با عشق های ناتنی بی من چه خواهی کرد

    | اهورا فروزان |






    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  16. 2
  17. #9
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    دارمت یا ندارمت؟! سخت است
    با دلی تکه پاره گریه کنم
    یا بمان یا برو... نمیخواهم
    بعد ازین نیمه کاره گریه کنم



    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  18. 2
  19. #10
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    دردِ پنهانِ قصه های منی
    وقتِ بارانِ تندِ پاییزی
    فالِ بودن کنارِ هم را کی
    توی فنجانِ قهوه میریزی ؟

    تا کجا گریه را یدک بکشم ؟
    غصه ها را کجا پیاده کنم ؟
    کسر های نبودنت را هم
    با چه حرفی به عشق ساده کنم ؟

    با چه لحنی تـو را صدا بزنم
    تا به شهری که نیست برگردی ..
    در هیاهوی رفتنت ای کاش
    جمعه را مُبتلا نمی*کردی ...

    دوستت دارم و ندارم هم ..
    خسته ام از هوا و حالِ خودم
    رفته ای تا به غیرِ من برسی
    تا بپیچم به دست و بالِ خودم ...

    بغضِ این شعر اتفاقی نیست !
    درد ها را خودت رقم زده ای
    قصد کردی که عاشقش باشی ؟
    باشد اما به کوهِ غم زده ای !

    حالِ من خوب میشود کم کم
    مثلِ پاییز های بعد از تو
    باد .. باران .. خودش نمی*فهمد
    وااای از این هوای بعد از تـو ...

    دوستت دارم و ندارم هم ..

    | مریم قهرمانلو |


    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  20. 2
  21. #11
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    -دزدیده
    سوی غیر نظر می*کنی !

    مكن…

    مولانا




    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  22. 3
  23. #12
    محمّد
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    April 2016
    محل سکونت
    کــــرج
    نوشته ها
    1,166
    1,575
    641

    پیش فرض

    من زانوی غم بغل نمی گیرم!
    من تمام بغضم را بر میدارم
    میان میدان می ایستم
    و*می رقصم و*می رقصم و می رقصم
    آنقدر می چرخم و می رقصم تا مست شوم
    تلو تلو کنان در شهر به راه بی افتم
    و از هر صورت مهربانی میپرسم:
    شما او را ندیدید؟
    او اینجا بود ؛ همین جا ؛ همه جا
    بگذار مردم خیال کنند من به مثال خودشان مست گشته ام
    بگذار میان خودمان بماند که خیال تو چنان در من انقلابی به راه می اندازد
    که من با یک رقص که هیچ؛ با یک لیوان آب هم مست می شوم!
    من زانوی غم بغل نمیگیرم هیچگاه
    من دست تو را میگیرم
    و آنقدر روی جدول های خیابان لی لی بازی می کنم
    تا تو از واقعیت بیایی دستم را بگیری و بگویی:
    بازی بس است! من آمده ام
    باید به خانه کوچک خوشبختیمان برویم

    جا گذاشته ام دلی
    هرکه یافت
    مژدگانی اش تمام زندگی ام
  24. 2
  25. #13
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    آنچه از عقل کشیدم دو عدد دندان بود
    چند چیز است که باید سَرِ دل هم بکشم
    دورم و دورم از آن ساز و صدای نَفَسَت
    که برقصم وسطِ خانه و کِل هم بِکِشم
    پس طبیعی*ست که شب*ها بنشینم یک*جا
    یاد تو باشم و سیگارِ ڪَمِل هم بکشم

    دل من، خوش به همین بسته*ی آبی رنگ است

    مثلِ شومینه*ی برقی وسطِ فصلی سرد
    شعله را در بغلِ چوب، نگه داشته*ای
    آن گلی را که برایت، شبِ عقد آوردم
    گرچه خشکیده ولی خوب نگه داشته*ای
    روی هر طاقچه و توی هر آن*چه کمد است
    آن*همه شیشه*ی مشروب، نگه داشته*ای

    من در آن خانه فقط جنسِ اضافی بودم؟!

    دورم و دورم از آن شب که مرا خوابی بود
    در سرم بینِ دو افراطیِ عاشق، جنگ است
    آه... ای فکرِ عزیزم! برو و صبح بیا
    وقت با حوصله و دل، همه با هم تنگ است
    پس طبیعی*ست که شب*ها بنِشینم یک*جا...
    دل من، خوش به همین بسته*ی آبی رنگ است

    هرچه من را به تو نزدیک کند، دل*خوشی است...

    آن نبودم که نگُنجم به دل و حوصله*ات
    گرچه من شیفته*ی فلسفه*بافی بودم
    آن نبودم که نباشم، که نخواهم باشم
    فکر کردم که به اندازه*ی کافی بودم
    هرچه را داشته ای، خوب نگه داشته*ای
    من در آن خانه فقط جنس اضافی بودم!

    که سپردی به خدا کارِ نگهداری را...

    | یاسر قنبرلو |




    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  26. 3
  27. #14
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    هر یک بتر از دیگر

    شوریده و دیوانه

    مولانا



    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  28. 3
  29. #15
    محمّد
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    April 2016
    محل سکونت
    کــــرج
    نوشته ها
    1,166
    1,575
    641

    پیش فرض

    خيلی صبر كرده بود
    انتظار ، سكوت
    اين واژه های بی رحم دست های سرد ، بيقراری در دل شب
    زير چشم های عسلی ، گود رفته
    نفسش به شماره و چشم هاش از سو افتاده
    همه مردم شهر هم به اين سكوت سرازير شدند
    در شهر خبر از هيچ ، نبود
    و فقط يک تو با يک تو ، آرام آرام كوچه های قديمی رو متر ميكرد
    با قدم.. با كت و شلوار خاكستری
    با كيف چرم مشكی
    با عينک از نا افتاده
    با دلی كه سوخت رفت به فراموشی


    جا گذاشته ام دلی
    هرکه یافت
    مژدگانی اش تمام زندگی ام
  30. 2
صفحه 1 از 31 1234561121 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 463

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •