ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 1237 نخست 1234567122252102502 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 18543
  1. #16
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,554

    پیش فرض

    تشكر
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  2. #17
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    191

    پیش فرض

    دستاشو مشت کرده بود

    پرسيدم توي مشتت چيه؟

    گفت:خودت نگاه کن.

    دستاشو گرفتم و آروم باز کردم..

    توي دستاش چيزي نبود!

    گفتم چيزي نيست که..

    دستامو که توي دستاش بود فشرد

    گفت:نبود ولي حالا هست

    دستام گرم شد.....

    و او لبخند زد.
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  3. #18
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    191

    پیش فرض

    سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگيره

    بذار تا اروم دل بيتابت بگيره

    بهم نگو از ما گذشته ديگه ديره

    حتي من از شنيدنش گريم مي گيره

    بذار رو سينم سرتو چشماي خيس و ترتو

    بذا تا سير نگات کنم بو بکشم پيرهنتو

    بغل کن و بچسب بهم بکش دوباره دست بهم

    جز تو کسي رو ندارم نزديک تر از نفس بهم

    سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگيره

    بذار تا اروم دل بيتابت بگيره

    بهم نگو از ما گذشته ديگه ديره

    حتي من از شنيدنش گريم مي گيره

    وقتي چشات خوابش مي اد

    ادم غماش يادش مي اد

    يه حالتي تو چشماته

    که عشق خودش باهاش مي اد

    من خيلي تنهام.هميشه حسرت نبودن يار منو سوزونده.حسرت يه تکيه گاه اما حالا مي خوام بياد کنارم تا درد و غصه اش رو بهم بده

    تا حالا شده اونقدر تنها بموني که اخر سر مجبور بشي با شيطان طرح دوستي بريزي.که يه دنيا خوبي رو ول کني و جذب سياهي ها بشي.اونقدر که خودت رو تسليم سياهي بکني.

    يه بغض کهنه داره آزارم ميده و يه حسرت قديمي داره آزارم مي ده.يه سرماي هميشگي داره مي سوزونتم.دارم اب مي شم.اينبار تا اخره داستان رو مي نويسم.اين بار تمام زشتي هاي خودم رو بيش از پيش زندگي مي کنم.زندگيشون مي کنم تا فراموششون کنم.

    براش دعا کنيد.يه حسي مي گه بنويسم دعا کنيد تا برگرده.من مي ترسم.دعا کنيد تا برگرده به زندگي.

    سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگيره

    بذار تا اروم دل بيتابت بگيره

    بهم نگو از ما گذشته ديگه ديره

    حتي من از شنيدنش گريم مي گيره

    خدايا کمکش کن .
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  4. #19
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    191

    پیش فرض

    فکر مي*کني دردِ من بخاطر خورشيد است؟ چه فايده بهار بيايد؟ بادام*ها شکوفه کنند؟ آخرش مگر مرگ نيست؟ هست، اما مگر من مي*ترسم از مرگي که خورشيد مي*آورد؟ من که هر فروردين يک سال جوان*تر مي*شوم، هر بهار عاشق*تر مي*شوم، مي*ترسم؟ آه دوستِ من، دردِ من چيز ديگري است.... " اورهان ولي "


    عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد


    مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه


    سكوتم را به باران هديه كردم//، تمام زندگي را گريه كردم//، نبودي در فراق شانه هايت// به هر خاكي رسيدم تكيه كردم


    وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني


    وقتي ذهنت صرفا در اختيار خودت باشد، ازآرامش دروني برخورداري. وين داير


    مهر طلبي نياز به اين است که کسي تو را به شيوه اي خاص دوست داشته باشد، وقتي چنين نشود، مي گويي: "اين منصفانه نيست." مهرطلبي از فقدان اعتماد به نفس ناشي مي شود. وين داير


    مي دوني دوست يعني چي؟ د:داشتن و:اونيکه س:ستايش کردنش ت:تمومي نداره

    اي کاش مي توانستند از آفتاب ياد بگيرند که بي دريغ باشند در دردها و شادي هاشان حتي با نان خشک شان و کاردهاي شان را جز از براي قسمت کردن بيرون


    در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك رابر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه ي جدايست
    گريستن خوب نيست مگر بشود جوري گريست که چشمها نفهمند روزي که گفتي منتظر باش و رفتي تنها شدم وگريستم ، اما هم اکنون تنها نيستم انتظار با من است ولي هر دو با هم مي گرييم


    دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم.

    بعد از رفتن تو فقط من مانده ام و روزهايي كه بي تو تكرار مي شوند و من در خلوت شبهاي بي ستاره ام
    از به تو انديشيدن عادتي ساخته ام دراز به درازاي آرزوهايي كه برايت داشتم و هنوز نمي دانم برق نگاه
    كدامين ليلي ني ني چشمان تو را خيره كرد و تيشه ي عشق كدامين فرهاد ريشه ي عشقمان را خشكاند !
    اما ميدانم كه چون مجنون تا ابد در بيابان چشمانت به انتظار تو خواهم ماند....
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  5. #20
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,768
    15,811
    20,201

    پیش فرض

    ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟
    دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟
    دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره...
    :? حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه ي شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟
    بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني تا مطمئن بشي خودش نبوده :cry:
  6. #21
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,768
    15,811
    20,201

    پیش فرض

    همه ميگن آدم بايد براي رسيدن به عشقش از تموم دنيا بگذره؟؟؟ولي تو تموم دنيا مني چطور ازت بگذرم
  7. #22
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    191

    پیش فرض

    اجازه هست خیال کنم تا اخرش ماله منی ؟؟؟خیال کنم با رفتنت قلبه منو نمیشکنی ..
    اجازه هست خیال کنم یه شب میای میبینمت .....با اون چشمای مهربون دوباره چشمک میزنی .
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  8. #23
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    191

    پیش فرض

    تو با منی هر جا برم مهر تو بند جونمه ....عشقت نمی ره از سرم تو پوست و استخونمه ....یه دم اگه نبینمت یه دنیا دلتنگت میشم ....نگاه دریایی تو :
    آبی روی آتیشم .
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  9. #24
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    191

    پیش فرض

    _________@@@@@@@@__________@@@@
    ________@@@________@@_____@@@@@@@
    ________@@___________@@__@@@______@@
    ________@@____________@@@__________@@
    __________@@________________________@@
    ____@@@@@@_________@@@@@____@@
    __@@@@@@@@@_______@@@@@@@_@@
    __@@____________@@@@@@@@@_______@@
    _@@____________@@@@@@@@@@_____@@
    _@@____________@@@@@@@@@___@@@
    _@@@___________@@@@@@@______@@
    __@@@@__________@@@@@________@@
    ____@@@@@@_______________________@@
    _________@@_________________________@@
    ________@@___________@@___________@@
    ________@@@_______@@@@@@@@@@@
    _________@@@_____@@@_@@@@@@@
    __________@@@@@@@
    ___________@@@@@_@
    ____________________@
    ____________________@
    _____________________@
    ______________________@
    ______________________@____@@@
    ______________@@@@__@__@_____@
    _____________@_______@@@___@@
    ________________@@@____@__@@
    _______________________@
    ______________________@
    _____________________@
    ____________________@
  10. #25
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    191

    پیش فرض

    زندگي گل زردي است بنام غم زندگي مرواريد غلتاني است بنام اشک زندگي فرياد بلندي است بنام آه جووني رو به قيمت جون گرفتي زندگي
    اگر روزگار بی رحم است تـــو مهربان باش اگر آفتــاب بينــوازند تــو سايبــان بـاش حالا که تنــهايی مــــرا اسيــر خود کرده بيـا برای مــن تـــو تنــها همـزبـان بـاش ای آنکـه به ياد تــــو همیــشه می ســوزم ياد مـن کن که همه شب به ياد تـو می سوزم ای اشک آهستـه بريز که غم زياد است هنوز
    --------------------------------
    اگه منو دوست داري، 1 بده؛ اگه خيلي دوستم داري 2 بده؛ اگه عاشقمي3 بده؛ ديوونه*مي 4 بده؛ اگه ازم بدت مياد 5 بده؛ اگه ميخواي سر به تنم نباشه 6 بده؛ (اول جواب منو بده، بعد اين رو براي همه*ي اد ليستت سند کن تا بفهمي با کي طرفي
    ----------------------------
    گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟ شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟ پر می زند دلم به هوای غزل، ولی گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟ گیرم به فال نیک بگیرم بهار را چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟
    ------------------------------
    با عبورت تا ابد باراني ام بنگر اينک در من اين ويراني ام کاش مي ديدي در اين پس کوچه ها پرسه هاي بي سر و ساماني ام تشنه يک لحظه ديدارم بگو... پس تو کي با اين عطش مي خواني ام بشکن اين قفل سکوت سرد را در پس هر واژه ات زنداني ام کاش مهمان نگاهت مي شدم سر خوش از اين خلوت پنهاني ام قايقم بشکست با امواج غم نا خداي اشک سر گرداني ام اه اي دريا مرا با خود ببر عاشق يک لحظه طوفاني ام
    ---------------------------------
    شبحی چند شب است آفت جانم شده است اول نام کسی ورد زبانم شده است در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است یک نفر ساده , چنان ساده که از سادگی اش می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش آه ای خواب گران , سنگ سبک بار شده بر سر روح من افتاده و آواره شده رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است اول اسم کسی ورد زبانم شده است در من انگار کسی در پی انکار من است
    یادمان باشد اگر شاخه گلی چیدیم وقت پرپر شدنش سوزو نوایی نکنیم یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم یادمان باشد ازامروزخطایی نکنیم.گرچه درخود شکستیم صدایی نکنيم
    نگاه که غرور کسي را له مي کني، آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني، آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني، آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟. بسوي کدام قبله نماز مي گزاري که ديگران نگزارداند .
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  11. #26
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    191

    پیش فرض

    اي
    همراه
    مـــــــــن
    تنــــــها با تو
    تا اوج عشـــــــق
    هـم پـــــــــــــروازم
    با قلب تودلدارمن هم آوازم
    توهمپـــــــــای من، تنـــها با من
    هـــــــــــــــــــم آوائـــــــــــــــــــی
    با درد مــــــــــــــــن، آشنـــــــــــــــائی
    تکیـــــــــــــــــــه گاهی ، همصــــــــــدائی
    ما فریاد عشـــــــــــــــــــق، در قلب شــــــــب
    دلگرمی عاشــــــــــقای بیصــــــــــــدائیــــــ ــــم
    ما، دل میبازیم دریادریا ،تابیکران،عاشقای بی پروائیم
    تو، با مــــــــــــن بمـــــــــــان، ای مهـــــــــــــــــــــرب ان
    چون ماه شــــــب در آســــــــمان؛ بر من بتــــــــــــــــــــاب
    تا بیـــــــــــــــــکران مثـــــــــــــــــل مهتــــــــــــــــــــــ اب
    مــــن تا مـرز جان؛ از عشقمان میسـوزم ای آرام جـــان
    بر من بتـــــــاب تا کهــــکشــان مثــــل آفتــــــــــاب
    ما؛ فریــــاد عشـــق در قلــــب شب دلگـــــرمی
    عاشقــــــــــــای بیصــــــــــــــــــــدا ئیم .
  12. #27
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    191

    پیش فرض

    تو را گم کرده ام امروز و حالا لحظه های من گرفتار سکوتی سردو سنگیند


    و چشمانم که تا دیروز به عشقت می درخشید نمی دانی چه غمگینند


    چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو


    نمی دانم چه خواهد شد بی تاب و دلگیرم پر از دلشوره ام


    کجا ماندی که من بی تو هزاران بار در هر


    لحظه می میرم...
  13. #28
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    191

    پیش فرض

    خداحافظ

    خداحافظ ای خوب دعا کن برايم

    دعا کن که فردا پشيمان و پريشان نيايم

    خداحافظ ای خانه سرد و خالی

    که ديگر نبينی شب غصه ها و گريه هايم

    چنان ميگريزم از اين شهر خاموش

    که فردا نيابد کسی رد پايم

    جدا از تو از بغض غربت

    گرفته گلويم شکسته صدايم

    خداحافظ اما برات تا هميشه

    برايم عزيزی عزيزی برايم...
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  14. #29
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    191

    پیش فرض

    من اين شعر و خيلي دوست دارم .
    تقديم به اوني ميكنم كه همه زنگيم .


    ************************************************** *****
    سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات؟

    اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خنده هات ؟

    شب که مياد يواش يواش با چشمک ستاره هاش...

    اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات؟...

    تو كه نگفتي دوسم داری ...

    اجازه هست بيای پيشم يکم بگم دوست دارم؟ ...

    بارون بشم دل ببارم بريم باهم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی کسی

    بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم؟...

    اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال منی؟...

    خيال کنم دل منو با رفتنت نميشکنی؟

    اجازه هست خيال کنم بازم ميای ميبينمت؟؟؟

    ************************************************** *******
  15. #30
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    191

    پیش فرض

صفحه 2 از 1237 نخست 1234567122252102502 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 18543

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •