ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 1242 نخست 12345678132353103503 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 18624
  1. #31
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

  2. #32
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,774
    15,963
    20,224

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط elena
    اي
    همراه
    مـــــــــن
    تنــــــها با تو
    تا اوج عشـــــــق
    هـم پـــــــــــــروازم
    با قلب تودلدارمن هم آوازم
    توهمپـــــــــای من، تنـــها با من
    هـــــــــــــــــــم آوائـــــــــــــــــــی
    با درد مــــــــــــــــن، آشنـــــــــــــــائی
    تکیـــــــــــــــــــه گاهی ، همصــــــــــدائی
    ما فریاد عشـــــــــــــــــــق، در قلب شــــــــب
    دلگرمی عاشــــــــــقای بیصــــــــــــدائیــــــ ــــم
    ما، دل میبازیم دریادریا ،تابیکران،عاشقای بی پروائیم
    تو، با مــــــــــــن بمـــــــــــان، ای مهـــــــــــــــــــــرب ان
    چون ماه شــــــب در آســــــــمان؛ بر من بتــــــــــــــــــــاب
    تا بیـــــــــــــــــکران مثـــــــــــــــــل مهتــــــــــــــــــــــ اب
    مــــن تا مـرز جان؛ از عشقمان میسـوزم ای آرام جـــان
    بر من بتـــــــاب تا کهــــکشــان مثــــل آفتــــــــــاب
    ما؛ فریــــاد عشـــق در قلــــب شب دلگـــــرمی
    عاشقــــــــــــای بیصــــــــــــــــــــدا ئیم .
    مطالبت بي نظير و عاليه...
    از اين كه خيلي خوشم اوومد :wink:
    مرسي...يا به قول خودت ميسي
  3. #33
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,774
    15,963
    20,224

    پیش فرض

    خيلي دوستت دارم.
    تو بهترين اميدهارو در قلبم اينستال کردي.
    عکستو در بک گراند قلبم قرار دادي.
    تو روي قلبم با ملايمت کليک کردي.
    عشق را در زندگي من ريست کردي و تمام غمهام رو شيفت ديليت کردي.
    من هر جا باشم قلبم به تو کانکته.
    عشق تو قلب و مغز منو هک کرده.
    اسم تو در جاي جاي وجودم ادد شده يه جوري که قابل ايگنور نيست :wink:
  4. #34
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

    عشق را میخواهم نه با هوس .گنجشک را میخواهم نه با قفس .تو رو میخواهم تا اخرین نفس .

  5. #35
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

    بهتر آدم ها عشق رو از اين چند تا سنجاب ياد بگيرن .

  6. #36
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

  7. #37
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,774
    15,963
    20,224

    پیش فرض

    اين جوري هم قشنگه:

    عشق را مي خواهم ببراي پاكي... گنجشك را مي خواهم براي آزادي... تو برا مي خواهم براي آخرين نفس و ... :wink:
  8. #38
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,774
    15,963
    20,224

    پیش فرض

    عشق يعني سستي و ديوانگي ******* عشق يعني با جهان بيگانگي *******عشق يعني شب نخفتن تا سحر ******* عشق يعني سجده ها با چشم تر****** *عشق يعني سوختن با ساختن ******** عشق يعني زندگي را را باختن *******عشق يعني انتظار و انتظار ****** عشق يعني هر چه بيني عكس يار******* عشق يعني قطعه شعري ناتمام ******* عشق يعني بهترين حسن ختام
  9. #39
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,774
    15,963
    20,224

    پیش فرض

    الهي ، روزيم روز هيچكس مباد
    الهي ،دوستيم ارزاني ديگر كس مباد
    الهي،دلي چنين بي كينه بر تن نمي خواهم
    الهي،سري چنين بي سامان بر تن مباد
    الهي ،قلم بشكن به دستانم
    الهي ،دستي بي دست بر تن مباد
    الهي،قلبي پر ز مهر نمي خواهم
    الهي ،قلبي بي مهر بر سينه مباد
    الهي ،زبان نمي خواهم بركامم بجنبد
    الهي ،كامي تلخ تر از كامم مباد
    الهي،مصلوب نامش مگردانم
    الهي،كسي همچو من اسير سراب مباد
    الهي،دلم را بازگردان سوي تن
    الهي ،هيچ دلي بي معشوق مباد
  10. #40
    hamed2222

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    تاریخ عضویت
    April 2007
    نوشته ها
    1
    0
    0

    پیش فرض

    سلام ميشه منو راهنمايي كني
  11. #41
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

    به ياد نمي آورم چه شد اما..
    پروانه نديده بودم اينقدر دلش بگيرد
    که برود از نو براي خودش پيله دست و پا کند....
    اصلا طرح زدن فراموشم شده
    قاصدک ها از من خجالت ميکشند .....
    به خدا دلم برايشان تنگ شده اما خجالت مي کشند.
    از بس بي خبري آورده اند ديگر نمي آيند.
    گفتن ندارد.
    اين روزها
    عجيب سر به زير شده ام.
    آب حوض يخ زده.
    عکس ماه را ندارم.
    خبري هم از غزل نيست.
    واي آب حوض....
    ماهي ها
    آن گه که بهار، مادرانه
    آيد به نوازش بيابان
    وآن گه که ابر، عاشقانه
    شويد تن خاک را به باران
    ياد تو و آن نوازش تست
    در خاطر غم گرفته ي من
    اي واي بهار من تو بودي
    اي جان به خاک خفته ي من!
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  12. #42
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

    خواستم از ميان گلهاي رنگارنگ عشقم گلي بچينم و تقديمش دارم

    بارها فکر کردم که کدامين گل مي تواند شايسته اش باشد؟

    سر انجام گلي را انتخاب کردم ان را چيده و به او هديه کردم...........

    نيم نگاهي به من انداخت و بي رحمانه گلبرگهاي ان را پرپر کردو به زمين ريخت.........

    اشک چشمم را که ديد مستانه خنديد و رفت.

    اخر او چه مي دانست گلي که پرپر کرد گل عشق من بود...............
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  13. #43
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

    وقتي شبيه آينه ها مهربان شدي
    من يك ستاره ماندم،تو كهكشان شدي
    غمگين و دلشكسته به راهت نشسته ام
    از آن شبي كه خاطره اي بي نشان شدي
    با من سخن بگو كه منم آشناي تو
    اي آشنا كه با دل من همزبان شدي
    مي بينمت كه پشت تن بوته هاي ياس
    پروانه خيال مرا آشيان شدي
    وقتي نشست مهر نگاهت به جان من
    چو عشق در خزان دلم جاودان شدي
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  14. #44
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

    *.*.*.*.*.*

    قتي که يک مسيحي ميميرد بر سر مزارش صليبي مي گذارند تا تمام مردم بفهمند در آن محل کسي دفن شده وآنجا گورستان کسي است. حال تو نيز بر گردنت صليب بيانداز که تمام مردم بفهمند در سينه ي تو گورستان من است و از عشق تو سر به زمين گذاشته ام

    *.*.*.*.*.*
    ما ظاهران رفيقان، بس نا رفيق بوديم هر پشت اعتمادي ، زخمي به خنجر كرديم هر سينه رفيقي ، با تيغ كين دريديم خود كرده ها چه آسان نسبت به داور كرديم با زورقي شكسته پارو به آب داديم چشمان مادران را درياي احمر كرديم

    *.*.*.*.*.*
    گناه تو نداشتن صداقته ....... گناه من نکردن خيانته

    *.*.*.*.*.*

  15. #45
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

    روز اول گفتی که عاشقم شدی

    روز دوم گفتی که ویرونم شدی

    روزها از پشت هم می رفتند ولی تو به ظاهر عاشق تر میشدی

    روز اخر گفتی که با من می مونی با من از عشق ومعشوق می خونی

    ولی تو با یک نگاه مرموز رفتی وپنهان شدی از اون روز...
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
صفحه 3 از 1242 نخست 12345678132353103503 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 18624

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •