ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 1239 123456112151101501 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 18577
  1. #1
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    Icon16 ♥●•٠·˙ دلنــوشـتـه هـای عـاشـقــانـه ♥●•٠·˙

    [center:b270eb09b0]



    سلام دوستاي گلم

    هر كسي دوست داشت مي تونه نوشته هاي عاشقانه اينجا بذاره . بيايد با هم يك آرشيوي از نوشته هاي عاشقانه داشته باشيم .

    فقط پشت سر هم به فاصله کوتاه پست ارسال نکنید

    ممنون

    [/center:b270eb09b0]
    ویرایش توسط MELINA : 2011.03.10 در ساعت 16:46
  2. #2
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

    سلام
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  3. #3
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

    دست من نيست گاهي وقتا روزم آفتابي نميشه

    حتي با معجزه ي عشق آسمون آبي نميشه

    دست من نيست گاهي وقتا تلخ و بي حوصله مي شم

    بين ما بين من و تو من خودم فاصله مي شم

    دست من نيست...دست من نيست

    يه شبايي باد و بارون ميزنه به برگ و بارم

    اون شبا هواي آشتي حتي با خودم ندارم

    يه روزاي ابر تيره منو ميبره از اينجا

    مي بره اونوره ديروز گم مي شم اون دور دورا

    مي دونم گاهي بلور قلبتو مي شکنه حرفام

    صبر تو به سر رسيده از من و سرگشتگي هام

    با گذشت به من نگاه کن تو که مي بيني چه تنهام

    رو نگردون از من اي خوب اگه بدترين دنيام

    وقتي که دور مي شم از تو اي هواي مهربوني

    غمو تو چشات مي بينم اما اي کاش که بدوني

    من گمشده.....من بد....با همه سرگشتگي هام

    تو را از هميشه بيشتر

    بيشتر از هميشه مي خوام
    ************************
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  4. #4
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض



    روزاي خيلي طلايي يادته؟
    روزاي ترس از جدايي يادته؟

    موهاي شونه نکرده يادته؟

    چشمک از پشت يه پرده يادته؟

    عکسمون تو قاب عکسو يادته؟

    بله ي بدون مکثو يادته؟

    دستمون تو دست هم بود، يادته؟

    غصه هامون،کم کم بود يادته؟

    چشم نازت مال من بود يادته؟

    ديدن من قدغن بود يادته؟

    روزاي بي غم و غصه يادته؟

    ببينم، اول قصه يادته؟

    دست گرمت تو زمستون، يادته؟
    شونه ي من زير بارون، يادته؟

    واسه ي خنده، اجازه يادته؟

    اونا که مي گفتي رازه، يادته؟
    دستاتو مي خوام بگيرم، يادته؟

    راستي تو، بي تو مي ميرم يادته؟

    پيش هم بوديم، نذاشتن،يادته؟

    اونا ما رو دوست نداشتن، يادته؟

    چيزي خواستيم از خدامون،يادته؟

    مستجاب نشد دعامون، يادته؟


    يک دسته نکوشيده رسيدند به مقصد

    يک دسته دويدند، به مقصد نرسيدند
  5. 1
  6. #5
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض



    عاشق نبودي تو من عاشقت بودم
    درقبله گاه عشق بودي تو معبودم
    آرام و آسوده در خواب خوش بودي
    يک لحظه من بي تو هرگز نياسودم
    من با نفسهايم نام تورا خواندم
    کاش اي هوس بازم با تو نمي ماندم
    روزي که ميگفتي من با تو ميمانم
    روزي که دانستي من بي تو ميميرم
    روزي که با عشقت بستي به زنجيرم
    بازنده من بودم اين بوده تقديرم
    خوش باوري بودم پيش نگاه تو
    هر دم زچشمانت خواندم کلامي نو
    عشق تو چون برگي در دست طوفان بود
    دل کندن و رفتن پيش توآسان بود
    روزي به من گفتي ديگر نميمانم
    گفتم که ميميرم گفتي که ميمانم
    باور نميکردم هرگز جدايي را
    آن آمدن با عشق اين بي وفايي را .
  7. #6
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض



    چنان دلگيرم از دنيا، که خود را هم نمي خواهم



    به اين زخم دل خونين دگر مرهم نمي خواهم



    همه نامهربانانند در اين دنياي پرتذوير



    چنين شد حاصل عمرم...که جز مرگم نمي خواهم .
  8. #7
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

    فرياد سكوتم را گوش كن


    و نجواي خاموشي ام را معنا كن


    من مفهوم(( نگريستن))


    و(( نه گريستن )) هستم


    من


    براي زورق كوچك خوشبختي ام


    يك دريا گريسته ام


    تا در گل نشيند


    نهنگ آرزوهايم.


    در پايين سد سكوتم


    سكوت نكنيد


    تا مبادا سيلاب ويرانگر اندوهم


    جلگه سبز نگاهتان را


    فرو شويد


    موجي است سركش


    اما نهان


    كه آرامش ظاهرم را


    به صخره هاي سخت زمان خواهد كوبيد


    تا طفل فرو خفته ي فريادم


    بياموزد


    چگونه سر دهد


    سرود سبز(( نگريستن))


    و(( نه گريستن)) را
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  9. #8
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

    +++ شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

    +++ به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

    +++ هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي

    +++ آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي !؟

    +++ براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

    +++ سهراب گفتي:چشمها را بايد شست......شستم ولي !.........
    گفتي: جور ديگر بايد ديد.......ديدم ولي !..............
    گفتي زير باران بايد رفت........رفتم ولي !.............
    او نه چشمهاي خيس و شسته ام را..نه نگاه ديگرم را...هيچ کدام را نديد !!!!
    فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت:
    " ديوانه باران نديده !! "

    +++ هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپند

    +++ لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...

    +++ يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است

    +++ هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد

    +++ فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند .

    +++ يافتن دوستان خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست فراموش کردنشان غير ممکن است

    +++ عشق ويران کردن خويش است ، دوست داشتن ساختن است .

    +++ عشق و دوست داشتن از پي هم مي آيند ، اما هر گز در يک خانه منزل نمي کنند.

    +++ عشق قانون نمي شناسد ، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه اي از قوانين عاطفي است.

    +++ عشق نور است که هرچه را در مسيرش قرار بگيرد - از جمله قلب ها را - از خود روشن مي سازد. (باربارا دي آنجليس)

    +++ عشق همانند مغناطيسي است که ما را به مبدا خود جذب مي کند. (باربارا دي آنجليس)

    +++ آنان که از خود عشق ساطع مي کنند با عشق زندگي مي کنند و با عشق نيز نفس مي کشند ، ديگران را به سمت خود مي کشانند. (باربارا دي آنجليس)

    +++ عاشق هر که هستيد ، با وفاداري به او عشق بورزيد. (باربارا دي آنجليس)

    +++ تنها با عشق ميان دلهاي شماست که عشق ميان شما عمق و استحکام واقعي خود را نشان خواهد داد. (باربارا دي آنجليس)

    +++ ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است . (آلبرت کامو)

    +++ اگر کسي ترا آنطور که ميخواهي دوست ندارد، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. (مارکز)
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  10. 1
  11. #9
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,770
    15,872
    20,191

    پیش فرض

    پرسيدمش با بي قراري *** به غير از من كسي را دوست داري؟ *** ز چشمش اشك شد از شرم جاري *** ميان گريه هايش گفت آري :cry:
  12. #10
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

    " به نام سكان دار سكوي عشق "
    تو تنها گل زيباي باغ دلم هستي ، تنها گلي كه به باغ بي گلم طراوت بخشيدي . پس هميشه با من بمان تا بي تو دلم به كو ير خشكيده اي برنگردد . زندگي نه آنقدر شيرين و مرگ نه آنقدر ترسناك است كه ما بخواهيم عزت و شرف را فداي آن كنيم . زندگاني چون رودخانه اي است كه راه را طي مي كند و خاطرات تلخ و شيرين را چون شنهاي صاف بر بستر آن به جاي مي گذارد . دوستي ها يك حادثه شيرين و جدايي ها يك قانون تلخ است ، بيا حادثه آفرين و قانون شكن باشيم .
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  13. #11
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

    از یاد رفته


    یاد بگذشته به دل ماند و دریغ
    نیست یاری که مرا یاد کند
    دیده ام خیره به ره ماند و نداد
    نامه ای تا دل من شاد کند
    خود ندانم چه خطایی کردم
    که ز من رشته الفت بگسست
    در دلش جایی اگر بود مرا
    پس چرا دیده ز دیدارم بست
    هر کجا مینگرم باز هم اوست
    که به چشمان ترم خیره شده
    درد عشقست که با حسرت و سوز
    بر دل پر شررم چیره شده
    گفتم از دیده چو دورش سازم
    بی گمان زودتر از دل برود
    مرگ باید که مرا دریابد
    ورنه دردیست که مشکل برود
    تا لبی بر لب من می لغزد
    می کشم آه که کاش این، او بود
    کاش این لب که مرا می بوسد
    لب سوزنده آن بدخو بود
    می کشندم چو در آغوش به مهر
    پرسم از خود که چه شد آغوشش
    چه شد آن آتش سوزنده که بود
    شعله ور در نفس خاموشش
    شعر گفتم که ز دل بر دارم
    بار سنگین غم عشقش را
    شعر خود جلوه ای از رویش شد
    با که گویم ستم عشقش را
    مادر این شانه ز مویم بردار
    سرمه را پاک کن از چشمانم
    بکن این پیرهنم را از تن
    زندگی نیست بجز زندانم
    تا دو چشمش به رخم حیران نیست
    به چکار ایدم این زیبایی
    بشکن این اینه را ای مادر
    حاصلم چیست ز خودآرایی
    در ببندید و بگویید که من
    جز از او همه کس بگسستم
    کس اگر گفت چرا ؟ باکم نیست
    فاش گویید که عاشق هستم
    قاصدی آمد اگر از ره دور
    زود پرسید که پیغام از کیست
    گر از او نیست بگویید آن زن
    دیر گاهیست در این منزل نیست .
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  14. 1
  15. #12
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

    اين رو براي دوست عزيزي كه در پيغام هايشان گفته بودند عشق هاي زميني را باور ندارند مي نويسم .
    عشق فقط از سه حرف تشکیل شده و این همه معنی داره!عشق یعنی بدون معشوق هرگز عشق یعنی تمام بزرگی و عظمت دنیا رو فقط در یه نفر ببینی عشق یعنی گریستن به نگریستن و گریستن به گریستن ونگریستن به گریستن یار!عشق یعنی اینکه وقتی که یارت نیست تمام هستی ات رو به خاطر دوری از هستی ات از بین ببری!عشق یعنی...
    وعشق(ع.ش.ق) یعنی علاقه ی شدید قلبی فقط همین!!!
    عشق , ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست . عشق آن است که يکي چتر شود و ديگري نفهمد که چرا خيس نشد .
    عشق آينه است
    رابطه حقيقي اينه است كه در آن
    دو عاشق هر يك چهره معشوق مي بينند و به خدا مي رسند
    عشق راهي به سوي خداوند است .


    کاش دزدان عاشقي را از وجودم مي ربودند
    تا دگر محتاج چشمان سياه او نباشم
    آن کسي که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بود
    ديدمش عشق را تعارف به يک بيگانه کرد
    عشق را آلوده کرد !!!
    او تمام هستيم را محو يک عشق معما گونه کرد
    جرم من ا ين بود تنها يک نگاه
    با مجازاتي چنين سنگين سخت!
    يک جدايي وا ه ي تلخ
    اين تناسب در کدامين جاي دنيا بوده است
    گر که تنها عاشقي جرم من است
    دوست دارم که من مجرمترين انسان اين دنيا باشم

    تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است

    مـــــن عــــــشـق را يـــــاد نـــــگرفتــــــم کـــه فــــرامــــوشش کنــــم
    اگــــرچــــه شــــايد بــــاد بــــرگهــــايـــم را تـــــکان دهــــد
    ولي ريشــــه ام در خــــاک محکــــم و ايسـتاســــت
    مــــن عــــشق را از درخــــت آمــــوختــــه ام!

    به من خندیدی عاشق شدم به من نگاه کردی دیوانه شدم به من گفتی دوستت دارم صاحب دنیا شدم به من گفتی که با من می مونی تا ابد!اما حالا فهمیدم که چرا می گن دنیا دو روزه!!

    راز عشق در این است که به عشق بیش از یکدیگر احترام بگذارید زیرا عشق هدیه ی ازلی خداوند است.
    جی دونالدوالترز
    راز عشق در این است که هرروز کاری کنی که شریک زندگی را خوشحال کند کاری مثل دادن هدیه ای کوچک تحسین لبخندی از روی محبت نگذار که جویبار محبتتان از کمی باران(عشق) بخشکد.
    جی دونالدوالترز
    راز عشق در آن است که جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی. جاذبه نیرویی لطیف و نافذ است که از دیگری دریافت می کنی. این نیرو تنها با بخشش رشد می کند.
    جی دونالدوالترز
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی!
  16. #13
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض



    بيا با هم در پاییزی عاشقانه
    قدم برداريم
    با هم
    فقط يک خانه مانده
    يک ثانيه
    يک نفس
    یک عشق برای همیشه
    بيا
    بيا با من باش
    در کنار من
    تا من وتو ما بشود
    خودم را که دردستانم جاريست بگير
    دستانم را بگیر
    و قدرت حرکتم را
    راستي یه چیزی
    خیلی تغییر کرده اي
    با وفا و نجيب شده اي
    اما می دانم
    نمي شود تو را به دست آوردن
    افسوس...
  17. #14
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض



    من نگويم كه مرا از قفس آزاد كنيد قفسم برده به باغي و دلم را شاد كنيد .
  18. #15
    elena
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    363
    0
    190

    پیش فرض

صفحه 1 از 1239 123456112151101501 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 18577

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •