ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 80 از 92 نخست ... 306070757677787980818283848590 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,186 به 1,200 از 1371
  1. #1186
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    این زمستان گویا غم پنهان دارد..
    که در این موعد سرد عوض برف
    به چشمش نم باران دارد ...


    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  2. #1187
    تاریخ عضویت
    January 2017
    نوشته ها
    867
    526
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    درد این است که در اوج غم خنده کنی
    پشت یک خنده تلخ گریه مستانه کنی
    گر کسی حال تو پرسد بگویی خوبم
    پشت یک شکر دروغ ناله جانانه کنی
    دل تو تنگ شود خسته ای از تنهایی
    تو یک جمع شلوغ حس غریبانه کنی
    درد این است که دردت بشود بی درمان
    همه جا با دل خود خوب مداوا بکنی
    گله کم کن که دگر سوختنت اجباریست
    چو شدی سنگ صبور ،صبر ،صبورانه کنی

    منوچهر
    سر برگ گل ندارم
    به چه رو روم به گلشن
    که شنیده ام زگلها
    همه بوی بی وفایی ...: (
  3. #1188
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    زیرباران قدم زدم
    صدای پای من با صدای چکه های باران یکی می شد
    من هم با باران یکی شدم باریدم
    باران بارید و من با ابر یکی شدم
    گریستم برای خودم برای تو
    برای پرنده ی کوچکی که باران لانه اش را از او گرفت
    برای مظلومیت همه ی انهایی که چتری برای خیس نشدن نداشتند
    زیر باران قدم زدم از خود می پرسیدم
    من و باران که باهم رفیقیم
    پس از چه روست که من امشب دلگیرم
    باران صدای قدم هایم را می شست و می برد
    و من در سکوتی پر از فریاد پیچیده می شدم
    این سکوت را این صدا را نمی شناختم
    این جا کجاست
    حتی باران نیز دیگر با من سر رفاقت ندارد
    به صدای قدم های باران گوش می سپارم
    شاید از این طریق بتوانم راه بازگشت را بیابم




  4. #1189
    تاریخ عضویت
    January 2017
    نوشته ها
    867
    526
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض



    تن تو ظهر تابستونو بیادم میاره
    رنگ چشمهای تو بارونو بیادم میاره
    وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره
    قهر تو تلخی زندونو بیادم میاره
    من نیازم(نمازم)تو رو هر روز دیدنه
    از لبت دوست دارم شنیدنه

    تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون میزنه
    تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه
    تو مثل خواب گل سرخی لطیفی مثل خواب
    من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه
    من نیازم (نمازم)تو رو هر روز دیدنه
    از لبت دوست دارم شنیدنه

    تو مثل وسوسه شکار یک شاپرکی
    تو مثل شوق رها کردن یک بادبادکی
    تو همیشه مثل یک قصه پر از حادثه ای
    تو مثل شادی خواب کردن یک عروسکی
    من نیازم(نمازم) تو رو هر روز دیدنه
    از لبت دوست دارم شنیدنه

    تو قشنگی مثل شکلهایی که ابرها میسازند
    گلهای اطلسی از دیدن تو رنگ میبازند
    اگه مردهای تو قصه بدونن که اینجایی
    برای بردن تو با اسب بالدار میتازند
    من نیازم (نمازم)تو رو هر روز دیدنه
    از لبت دوست دارم شنیدنه
    سر برگ گل ندارم
    به چه رو روم به گلشن
    که شنیده ام زگلها
    همه بوی بی وفایی ...: (
  5. #1190
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض



    یعنی تو هم باران را میبینی و اینقدر بیخیالی*؟
    دلت می آید کنارم نباشی؟
    این باران
    این آهنگ
    این ترافیک
    این من
    همه و همه تو را میخواهد
    ...


    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  6. #1191
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    دلم برای باران تنگ شده است دلم برای صدای قطره هایش تنگ شده است
    دلم تنگ است برای پرسه در زیر باران .بارانی که به من آموخت رسم زندگی را
    دلم تنگ است برای صدای غرش آسمان برای ابرهای سیاه سرگردان
    در آن روزها بارانی بود برای قدم زدن در زیر آن و خالی کردن دل های پر از غم
    مدتی است که دیگر نه بارانی است و نه ابری این روزها تنها یک قلب است که پر از درد دل است
    نمی داند درد دلش را به چه کسی بگوید پس ای باران ببار که درد دلم را به تو بگویم
    بگذار من نیز مانند تو و همراه با تو ببارم ببار تا خالی شوم




  7. #1192
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    شنیدمــ دست ِ باران ، قصــد ِ موهای ِ تو را کرده
    برایــت چتر آوردمــ ، که باران را بسوزانمــ !


    +حامد بهاروند

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  8. #1193
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    وقتی به هوای دیدنت قلب ابرها هم تند تند میتپد
    یاد تو مثل چیزی شبیه یک قطره باران
    بر لب های خشک و ترک خورد ام لیز میخورد …




  9. #1194
    تاریخ عضویت
    August 2013
    محل سکونت
    sHiraz
    نوشته ها
    10,543
    6,486
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    فـقد عـشق هـای واقعـی
    میتونن سـاعـت هـا ,
    زیـر بـاران بماننـد و خیسـ نشونـد..
    تـا چیـزی ُ نپذیـریـم .

    نمـی تـوانـیم تغـییرش بـدیـم
  10. #1195
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    دلم برای باران تنگ شده است دلم برای صدای قطره هایش تنگ شده است
    دلم تنگ است برای پرسه در زیر باران .بارانی که به من آموخت رسم زندگی را
    دلم تنگ است برای صدای غرش آسمان برای ابرهای سیاه سرگردان
    در آن روزها بارانی بود برای قدم زدن در زیر آن و خالی کردن دل های پر از غم
    مدتی است که دیگر نه بارانی است و نه ابری این روزها تنها یک قلب است که پر از درد دل است
    نمی داند درد دلش را به چه کسی بگوید پس ای باران ببار که درد دلم را به تو بگویم
    بگذار من نیز مانند تو و همراه با تو ببارم ببار تا خالی شوم




  11. #1196
    تاریخ عضویت
    January 2016
    نوشته ها
    414
    118
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    پیش فرض

    حواسَم به توئه،هوا سمتِ توئه
    هوا سمتیه که برسم به توئه
    آخه بی نفسم،نفسم به توئه


  12. #1197
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    زیرباران قدم زدم
    صدای پای من با صدای چکه های باران یکی می شد
    من هم با باران یکی شدم باریدم
    باران بارید و من با ابر یکی شدم
    گریستم برای خودم برای تو
    برای پرنده ی کوچکی که باران لانه اش را از او گرفت
    برای مظلومیت همه ی انهایی که چتری برای خیس نشدن نداشتند
    زیر باران قدم زدم از خود می پرسیدم
    من و باران که باهم رفیقیم
    پس از چه روست که من امشب دلگیرم
    باران صدای قدم هایم را می شست و می برد
    و من در سکوتی پر از فریاد پیچیده می شدم
    این سکوت را این صدا را نمی شناختم
    این جا کجاست
    حتی باران نیز دیگر با من سر رفاقت ندارد
    به صدای قدم های باران گوش می سپارم
    شاید از این طریق بتوانم راه بازگشت را بیابم




  13. #1198
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    منتظر بودم بعدتر ها که آمدی هوا به جای بارانی، ابری باشد. منتظر بودم بعدتر ها که آمدی به جای گل های همیشگی، این بار دسته گل نرگس در دستانت باشد. منتظر بودم بعدتر ها که آمدی به جای سلام، بگویم شما. منتظر بودم بعدتر ها که آمدی به جای اسمت بگویی به جا نیاوردی؟! منتظر بودم در همان لحظه که میخندم، بگویی آمده ام که بمانم...
    من برای بعدتر های هردویمان نقشه کشیده بودم... حتی در بعدتر ها لباس چهارخانه ات درشت تر شده بود، مدل مو هایت تغییر کرده بود، عطر هایت تلخ تر شده بود، صدایت کمی آهسته شده بود، دیگر به سرعت قدم بر نمیداشتی...
    در بعد تر ها موهایم بلند تر شده بود و جای خنده های بلندم لبخند میزدم، دیگر برایم تناسب رنگ لاک هایم مهم نبود، لباس های راحت میپوشیدم. در بعدتر هایمان خواننده مورد علاقه هردویمان همان آهنگ معروف همیشگی را بازخوانی کرده بود و مدام آهنگ تکرارمیشد. بعدتر ها هردویمان بزرگتر شده بودیم و فهمیده بودیم جز خودمان کسی ما را نمیفهمد...
    من با بعد ترهایمان سالیان درازی را صبح کردم.

    | نرگس حریری |

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  14. #1199
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض



    بگذاریم که
    اندیشه
    های سبز پیچکی شود بر ذهن
    وبگذاریم که خیال فاصله های جدایی افتاده را طی کند
    و حس کنیم آنچه را که
    دوست
    داریم
    زمان آن نیست که هر چه دلم می خواهد بگویم
    اما….
    اگر باران ببارد
    چتری خواهم شد برای تو




  15. #1200
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    باهم خوشحال بودیم
    باهم زیر باران سیگار کشیده بودیم
    ولیعصر تا تجریش را پیاده گَز کرده بودیم
    در میدان تجریش آش رشته خورده بودیم و خندیده بودیم
    در خیابان غیرتی شده بود موهای پریشانم را بافته بود و زنانگی ام را دلگرم کرده بود
    به خانه اش رفته بودیم
    برایم گیتار زده بود و آهنگ اگه یه روز بری سفرِ فرامرز اصلانی را جوری تووی گوش هایم خوانده بود که تمام بدنم خواب رفته بود...
    او خواسته بود که همه جوره باهم باشیم
    من در عرض شانه هایش زندگی کرده بودم
    رگ قطور زیر گردنش را بوسیده بودم
    و به صدای آرام نفس هایش آرام گرفته بودم...
    صبح باهم از خواب بیدار شده بودیم
    باهم برای صبحانه خیار و گوجه خُرد کرده بودیم
    من طعم چای را تووی چشم های قهوه ای اش متفاوت مزه کرده بودم
    من به امنیت بازویش در کافه، در سینما، در مهمانی عادت کرده بودم
    من به همین سادگی ، به همین شوریدگی عاشق شده بودم...
    روزهای منطقی تری رسیده بود...
    یک روز به سرامیک های کف کافه ویونا زل زده بود و با صدایی که از ته چاه بیرون میامد گفته بود که علاقه روز به روز بیشتر شده برای رابطه ای که آینده ندارد مثل بمب ساعتی ست...
    من سردم شده بود...
    ده ها انفجار در ده ها نقطه بدنم رخ داده بود و بدترینش به قلبم زده بود...
    اسپرسو اش را لب نزده بود٬
    برایم آرزوی خوشبختی کرده بود و جمله ای شبیه به اینکه من لیاقت بهتر از او را دارم...
    تصویر درِ کافه در قاب چشم های من مواج شده بود...
    نفهمیده بودم چرا اما چیزی به میل ما شروع و به میل او تمام شده بود...
    و سهم من در این رابطه؟
    بیخیال...! مهم نبود


    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

صفحه 80 از 92 نخست ... 306070757677787980818283848590 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,186 به 1,200 از 1371

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •