ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 4 از 18 نخست 12345678914 ... آخرین
نمایش نتایج: از 46 به 60 از 256
  1. #46
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    میشینم منتظر اینجاتا توبرگردی دوباره

    تابشینی پای حرفام بریم تاماه و ستاره

    میدونم میای یه روزی،یه روزی که خیلی دیره

    یه روزی دل شکسته ام سراین کوچه میمیره!
  2. #47
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    عاشق نبودی تو،من عاشقت بودم

    درقبله گاه عشق بودی تومعبودم.

    آرام و آسوده درخواب خوش بودی

    یک لحظه من بی تو هرگزنیاسودم

    من بانفسهایم،نام توراخواندم

    کاش ای هوس،بازم،باتونمیماندم

    روزیکه میگفتی من باتومیمانم

    روزیکه میدانستی من بی تو میمیرم

    روزیکه با عشقت بستی به زنجیرم

    بازنده من بودم،این بوده تقدیرم

    خوش باوری بودم پیش نگاه تو

    هردم زچشمانت خواندم کلامی نو

    عشق تو چون برگی دردست طوفان بود

    دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود

    روزی به من گفتی دیگرنمی مانم

    گفتم که میمیرم،گفتی که میدانم!

    باورنمیکردم هرگزجدایی را

    آن امدن باعشق،این بیوفایی را



    کاش..کاش..باتونمیمانم...
  3. #48
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    دارم از چشات میخونم

    باورش سخته هنوزم

    تونباشی توی شعرام

    من دیگه از کی بخونم

    حالا که میخوام بمونی

    شعر رفتن رو میخونی

    قلب من عاشقترینه

    اینو از چشام میخونی

    دست تو،تودست من بود

    نمیدونم کی تو رو ازم گرفت

    نمیدونم که کدوم نگاه شوم

    قصه ی جدایی رو برام نوشت

    حالا که میخواهم بمونی

    شعر رفتن رو میخونی

    قلب من عاشقترینه

    اینواز چشام میخونی
  4. #49
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    لحظه های رفتنه حالا اون میخواد بره
    داره تنهام میزاره با یه دنیا خاطره
    تو چشام اشکی نیست رو لبام حرفی نیست
    پیش تو میخندم گریه هام پنهونیست
    بدون که من بی تو میرم و میمیرم
    برات با مردنم من آروم میگیرم
    بزار یه بار دیگه من تو رو ببینم
    برات گریه کنم به پات من بشینم
    بخدا تا بری من میشم دیوونه
    آتیشه عشق تو به یادم میمونه
    داری میری تو از کنارم
    من که جز تو کسی رو ندارم
    من میمونم پای قرارم
    حتی نیستی تو در کنارم
    داری میری واسه همیشه
    بی تو بودن نه نمیشه
    مثل من عاشقت کی میشه
    که بمونه واست همیشه
    دیگه وقت رفتنه کسی حرف نمیزنه
    صدای قلب منه که سکوتو میشکنه
    پنجره بارونی تو اتاق بیرونی
    توی ذهن و خاطرم همیشه میمونی
    (علی اصحابی و مانی)



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  5. #50
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    با اينكه دارن سياه پوشا
    از توي شط كوچه ها
    جمع ميكنن
    ستاره هاي پر پرو
    با اينكه دارن عزادارا
    از زير آوارو جنون
    در ميارن كفتراي خاكسترو
    با اينكه بوي تفتيش و خون
    پيچيده توي قصه ها
    با اينكه صداي انفجار مرثيه خونه
    همه جا همه جا همه جا

    هنوزم ميشه قرباني اين وحشت منحوس نشد
    هنوزم ميشه تسليم شب و اسير كابوس نشد
    ميشه با سنگر از ترانه ساخت و به غراب سر نسپرد
    هنوزم ميشه عاشق شد و از ستاره مايوس نشد


    با اينكه داس دلهره
    گردن اين دقيقه ها رو ميشمره
    با اينكه آينه از شبو گريه پره
    با اينكه تو ماهتاب و آب
    صداي كوچ است و شتاب
    با اينكه تو پستوي ذهن همه كس
    رد گريزه و قفس ، قفس ، قفس

    هنوزم ميشه قرباني اين وحشت منحوس نشد
    هنوزم ميشه تسليم شب و اسير كابوس نشد
    ميشه باز سنگر از ترانه ساخت و به غراب سر نسپرد
    هنوزم ميشه عاشق شد و از ستاره مايوس نشد
    هنوزم ميشه قرباني اين وحشت منحوس نشد
    هنوزم ميشه تسليم شب و اسير كابوس نشد
    ميشه باز سنگر از ترانه ساخت و به غراب سر نسپرد
    هنوزم ميشه عاشق شد و از ستاره مايوس نشد
    هنوزم ميشه قرباني اين وحشت منحوس نشد
    هنوزم ميشه تسليم شب و اسير كابوس نشد
    ميشه باز سنگر از ترانه ساخت و به غراب سر نسپرد
    هنوزم ميشه عاشق شد و از ستاره مايوس نشد




    ابي
  6. #51
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    با من امشب چیزی ازرفتن نگو
    نه نگو
    ازاین سفر با من نگو
    من به پایان میرسم ازکوچه تو
    با مـن ازآغاز این مـردن نگو
    کاش میشد لحظه ها را پس گرفت
    کاش میشد از تو بود و تا تو بود
    کاش میشد در تو گم شد از همه
    کـاش مــیشد تا همیشه با توبود

    کاش فــردا را کسی پنهان کـند
    لحظه را درلـحظه سر گردان کند
    کاش ساعت را بیمیراند به خـواب
    ماه را بر شاخه آویزان کند

    میروی تا قصه راغم نامه ی تدفین گل
    میروی تا واژه را باران خاکسترکنی
    سانیه تا سانیه پلواره ی ویـــران شدن
    میروی تا بخشی ازجان مرا پرپرکنی



    بيژن مرتضوي
  7. #52
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    تو از چرخش یک رقص
    تو خلوت شبانه
    یا از متن یه تصویر
    لوند و دلبرانه
    تو از کجا شکفتی
    تو از کجای قصه
    که شب نیلوفری شه
    مثل دنیای قصه

    از آفاق کدوم قصه شگفتی
    که هم پرواز رویا نازنینی
    که مثل شوق آزادی زلالی
    مثل حس رهایی دلنشینی

    شب از اسم تو گلبارون
    من از عطر عبور تو
    نگاه آیینه پر شد از
    گل سرخ حضور تو

    ردای عشق پوشید
    شب خاکستری پوش
    چراغون شد از آواز
    حریم سرد و خاموش

    من و خاکستر شعر
    تو و گلباد روشن
    به بادم دادی اما
    نجاتم دادی از من


    بيژن مرتضوي
  8. #53
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    چشمهاي منتظر به پيچ جاده

    دلهره هاي دل پاك و ساده

    پنجره باز و غروب پاييز

    نم نم بارون تو خيابون خيس

    ياد تو از تنگ غروب تو قلب من ميكوبه

    سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه

    غروب هميشه باسه من نشوني از تو بوده

    برام يه يادگاري ه جز اون چيزي نمونده


    چشمهاي منتظر به پيچ جاده

    دلهره هاي دل پاك و ساده

    پنجره باز و غروب پاييز

    نم نم بارون تو خيابون خيس

    ياد تو از تنگ غروب تو قلب من ميكوبه

    سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه

    غروب هميشه باسه من نشوني از تو بوده

    برام يه يادگاري ه جز اون چيزي نمونده


    تو ذهن كوچه هاي آشنايي

    پر شده از پاييز تن طلايي

    تو نيستي و وجودم و گرفته

    شاخه خشك پيچك طلايي


    ياد تو از تنگ غروب تو قلب من ميكوبه

    سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه

    غروب هميشه باسه من نشوني از تو بوده

    برام يه يادگاري ه جز اون چيزي نمونده


    س.قميشي
  9. #54
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    چه دردي است در ميان جمع بودن
    ولي درگوشه اي تنها نشستن
    براي ديگران چون کوه بودن
    ولي در چشم خود آرام شکستن
    براي هر لبي شعري سرودن
    ولي لبهاي خود همواره بستن
    چه دردي است در ميان جمع بودن
    ولي درگوشه اي تنها نشستن

    به رسم دوستي دستي فشردن
    ولي با هر سخن قلبي شکستن
    به نزد عاشقان چون سنگ خاموش
    ولي در بطن خود غوغا نشستن
    به غربت دوستان بر خاک سپردن
    ولي در دل اميد به خانه بستن
    به من هر دم نواي دل زند بانگ
    چه خوش باشد از اين غمخانه رستن

    چه دردي است در ميان جمع بودن
    ولي درگوشه اي تنها نشستن
    براي ديگران چون کوه بودن
    ولي در چشم خود آرام شکستن
    به رسم دوستي دستي فشردن
    ولي با هر سخن قلبي شکستن
    به نزد عاشقان چون سنگ خاموش
    ولي در بطن خود غوغا نشستن

    به غربت دوستان بر خاک سپردن
    ولي در دل اميد به خانه بستن
    به من هر دم نواي دل زند بانگ
    چه خوش باشد از اين غمخانه رستن
    چه دردي است در ميان جمع بودن
    ولي درگوشه اي تنها نشستن
    براي ديگران چون کوه بودن
    ولي در چشم خود آرام شکستن

    چه دردي است در ميان جمع بودن
    ولي درگوشه اي تنها نشستن


    س.قميشي
  10. #55
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    تو يه تاك قد كشيده

    پا گرفتي روي سينم

    واسه پا گرفتن تو

    عمريه كه من زمينم

    راز قد كشيدنت رو

    عمريه دارم ميبينم

    داري ميرسي به خورشيد

    ولي من بازم همينم

    ميزنن چوب زير ساقت

    واسه لحضه هاي رستن

    ريختن آب زير پاهات

    هي منو شستن و شستن

    توي سرما وتو گرما

    واسه تو نجاتم عمري

    تو حجوم باد وحشي

    سپر بلاتم عمري

    آدما هجوم اوردن

    برگاي سبزت رو بردن

    توي پاييز و زمستون

    ساعتا به من سپردن...



    س.قميشي
  11. #56
    As
    As

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    طهران
    نوشته ها
    2,641
    6
    318

    پیش فرض

    این غصه های لعنتی

    از خنده دورم می کنن

    این نفس های بی هدف

    زنده به گورم می کنن

    چه لحظه های خوبیه

    ثانیه های آخره

    فرشته ی مردن من

    منو از اینجا می بره

    محسن يگانه
    آن چه به پروردگار مدیونیم , دوست داشتن دیگران است

    http://pic.kocholo.org
    AmooAbbas@kocholo.org
  12. #57
    As
    As

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    طهران
    نوشته ها
    2,641
    6
    318

    پیش فرض

    اونکه یه وقتی تنها کسم بود
    تنها پناه دل بی کسم بود
    تنهام گذاشت و رفت از کنارم
    از درد دوریش من بیقرارم

    همايون

    لينك دانلود اين ترانه
    http://parsi-hosting.com/lol/Onike-m...m-homayoon.mp3
    آن چه به پروردگار مدیونیم , دوست داشتن دیگران است

    http://pic.kocholo.org
    AmooAbbas@kocholo.org
  13. #58
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,496

    پیش فرض

    خيال نكن نباشي...
    بدون تو ميمرم...
    گفته بودم عاشقم...
    حرفو پس ميپكيرم...

    رضا صادقي
  14. #59
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    بده دستاتو به من تا باورم شه پيشمي



    مي دونم خوب مي دوني تو تار و پود و ريشمي



    تو که از دنيا گذشتي واسه يک خنده من



    چرا من نگذرم از يه پوست و خون به اسم تن



    تو خيالمم نبود دوباره عاشقي کنم



    ممنونم اجازه دادي با تو زندگي کنم



    نميدونم چي بگم که باورت شه جونمي



    توي اين کابوس درد روياي مهربونمي



    رضا صادقي
  15. #60
    As
    As

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    طهران
    نوشته ها
    2,641
    6
    318

    پیش فرض

    فاصله يه حرف سادس، بين ديدن و نديدن
    بگو صرفه با کدومه، شنيدن يا نشنيدن ؟

    ما مي*خواستيم از درختا کاغذ و قلم بسازيم
    بنويسيم تا بمونيم پشت سايه جون نبازيم
    آينه ها اونجا نبودن تا ببينيم که چه زشتيم
    رو درخت با نوک خنجر «زنده باد درخت» نوشتيم
    زنگ خوش صداي تفريح واسمون زنگ خطر شد
    همه چوباي جنگل، دسته تيغ تبر شد

    سياوش قميشي
    آن چه به پروردگار مدیونیم , دوست داشتن دیگران است

    http://pic.kocholo.org
    AmooAbbas@kocholo.org
صفحه 4 از 18 نخست 12345678914 ... آخرین
نمایش نتایج: از 46 به 60 از 256

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •