ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 11 از 1725 نخست ... 678910111213141516213161111511 ... آخرین
نمایش نتایج: از 151 به 165 از 25873
  1. #151
    rahelefz
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    نوشته ها
    386
    0
    2

    پیش فرض

    شكوه زندگي نا پاياست
    و روا نيست كه زندگي را بر مبناي ان قرار دهيم .
    مبناي زندگي بايد انتخابي باشد كه ما را به افسانه ي شخصيمان مي رساند ؛
    ما را به ارمان شهر مي باوراند
    و وا مي داردمان كه براي روياهايمان بجنگيم
    همه ي ما قهرمان هاي زندگي خود هستيم و اغلب قهرمانان گمنام تاثير گذار ترينند.
    روآسمونا بنویس نای پریدن دیگه نیست
    تو چشمای قاصدکام شوق رسیدن دیگه نیست....
  2. #152
    rahelefz
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    نوشته ها
    386
    0
    2

    پیش فرض

    اغلب چنين است كه مي خواهيم چيزهايي را ببينيم كه وجود ندارند و در مقابل درسهاي بزرگي كه پيش رويمان قرار دارند نا بينا باشيم
    روآسمونا بنویس نای پریدن دیگه نیست
    تو چشمای قاصدکام شوق رسیدن دیگه نیست....
  3. #153
    rahelefz
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    نوشته ها
    386
    0
    2

    پیش فرض

    هر كاه عشقي را از كف دادم بسيار ازرده شدم
    اما حال بر اين باورم كه انسان هيچ كس را از دست نمي دهد زيرا هيچ فردي مالك كس ديگري نيست .
    و اين تجربه ي راستين ازادي است ؛ داشتن مهمترين چيز دنيا بي انكه مالكش باشي
    روآسمونا بنویس نای پریدن دیگه نیست
    تو چشمای قاصدکام شوق رسیدن دیگه نیست....
  4. #154
    rahelefz
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    نوشته ها
    386
    0
    2

    پیش فرض

    همه چيز به من مي گويد كه دارم تصميم اشتباه مي گيرم اما اشتباه كردن نيز بخشي از روزگار است دنبا از من چه مي خواهد ؟ ايا مي خواهد خطر نكنم و به همانجا بر گردم كه از ان امده ام؛ چرا كه جرات اري گفتن به زندگي را نداشته ام ؟
    روآسمونا بنویس نای پریدن دیگه نیست
    تو چشمای قاصدکام شوق رسیدن دیگه نیست....
  5. #155
    rahelefz
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    نوشته ها
    386
    0
    2

    پیش فرض

    مي خواهم قطره هاي باران را روي صورتم حس كنم به مردم لبخند بزنم ؛دعوت همه را به قهوه بپذيرم مي خواهم مادرم را ببوسم به او بگويم كه دوستش دارم در دامنش گريه كنم بي انكه از بروز احساساتم شرم داشته باشم زيرا اين احساسات هميشه در من بوده اند وحتي وقتي پنهانشان مي كردم.
    روآسمونا بنویس نای پریدن دیگه نیست
    تو چشمای قاصدکام شوق رسیدن دیگه نیست....
  6. #156
    Aden

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    5,366
    2,350
    1,635

    پیش فرض

    من از یک شکسته عاشقانه می آیم بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند.
    شکست نه برای پنهان کردن است نه بهانه ی پنهان شدن.
    می گویند از صبح بنویس از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت باران پنجره ی چشمانم را
    شسته است.
    همه دلشان می خواهد ادای آدمهای خوشحال را در بیاورند
    اما من گمان می کنم این خیلی خوب است که نمی توانم ادای آدمهای خوشبخت را در بیاورم.
    بی ستاره ام.

    (((( قیمت وفا شاید گران تر از آن بود که بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید ))))

    سقف اعتماد تعمیریست مدام چکه می کند.

    (((( نمی توانم باورش کنم نه رفتنش را نه ماندنش را ))))

    مهم نیست تمام سرزنشها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی که درد را به درد می آورد
    و آتش را می سوزاند.
    این دل دیوانه همیشه یک پادشاه <مغرور> را دوست داشته.
    اما همیشه حق با برنده نیست میشود در عین بازنده بودن او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد.

    ((((صبورترین عاشقت))))
    ...
  7. #157
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    458

    پیش فرض

    شهري عاري از ..او..

    يا قادر

    چو تفاله*ای به شدّت پرتاب در این مکان شدم.
    اینجا را چه می*نامند
    شهر است !
    سرزمینی است!
    چیست و زکجاست اینجا؟
    خفه*ام می*سازد فضایش
    جنس*اش از خصم است
    خیابان*هایش زغضب جان گرفته است
    کوچه*هایش خشم را اندوخته*اند.
    خانه*ها را بنگرید که چو دندان برهم فشرده
    خشت بر سنگ نهاده می*خراشد آسمان را.
    سکه*هایشان را ببینید
    پول سیاهی است که می*اندوزند و
    خوش دل*اند به شمارش ارقام*شان.
    جنبدگانش را که آخ می*بینید
    در طمع*شان ولع می*پرورانند و
    زین حرص رضایتی حاصل*شان نمی*شود؟
    ...
    ای داد بر من
    با هر دم کینه را به درون کشیده و
    نفرت را بازدم می*کنم.
    آخ که تیر نگاه مرده*شان
    می*شکافد تنم را.
    درختان*اش همه از جنس استخوان است و
    میوه ناسزا می*دهند.
    خورشیداش
    خورشیداش را ببینید که سیاه نوری می*تاباند به این جا!
    رعداش
    رعداش، دندان به هم می*ساباند و ابرها
    ابرها آب دهان می*اندازند بر این مکان.
    چگونه بادی*ست که رد پایی چنین به جای می*گذارد؟
    می*وزد یا سیلی می*زند؟
    به ماه*اش بنگرید
    که ماه*تابش را قیر اندود ساخته و
    بر این سرزمین فرو می*پاشد خود را.

    ....

    " همه انتقام ز هم می*گیرند"
    فریاد می*زنم!
    می*خواهم بخوانم نامی را امّا!
    امّا بر زبانم نمی*آید چرا؟
    نمی*فهم*ام
    چگونه مکانی*ست اینجا*؟
    واقعیّت حیات این است؟

    " عذاب است این"

    یا نوازش است چنین؟

    ...................
  8. #158
    pershot

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    1
    0
    0

    پیش فرض

    خيلي دلم گرفته خداجون .خودت ميدوني دل عاشق هميشه عاشقه.اي خداي مهربون برس به اين دلم ... pershat
  9. #159
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    بنويسم؟
    اونم تلخ؟
    مگه غير از تلخ چيزه ديگه اي هم نوشته ام؟

    اين تلخهاي من شده زندگي من...

    خدايا زندگي ام را شيرين كن
  10. 1
  11. #160
    mrmr
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    May 2008
    محل سکونت
    كوچه دلواپسي
    نوشته ها
    261
    0
    13

    پیش فرض

    قصه از حنجره اي است كه گره خورده به بغض
    قصه از خاطره اي است كه نشسته لب حوض
    يك طرف خاطره ها يك طرف پنجره ها
    در همه آوازها حرف آخر زيباست
    حرف آخر تو چيست كه به ان تكيه كنم
    حرف بيداري ماهي درياست
    حرف من ماهي چشمان تو بود...
    باری چه مشود
    کرد
    سرنوشت
    پر زورتر از من است!!؟؟
  12. #161
    fariba
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    روستاي ساده عشق
    نوشته ها
    7,082
    247
    275

    پیش فرض

    غم در دل تنگ من از ان است كه نيست
    يك دوست كه با غم دل بتوان گفت


    همه زندگيم شده تلخي وهيچ تكيه گاهي ندارم

    به کدامین بهانه مرا به دنیایت پیوند
    زدی که اینگونه محتاج بودنت
    شده ام !!!

  13. #162
    mahtab571372
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    کوچه های تنهایی!
    نوشته ها
    3,300
    516
    48

    پیش فرض

    خدايا!
    عشق دروغي بود كه در تمام اين سالها باورش داشتم و چه تاوان سنگيني داشت اين اشتباه كوچك!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! :?
    دلت که تنگِ یک نفر باشد...
    خودِ خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموش کنی
    فایده ندارد......!
  14. #163
    mahtab571372
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    کوچه های تنهایی!
    نوشته ها
    3,300
    516
    48

    پیش فرض

    من تنهام و تنهايي را دوست دارم زيرا در كلبه ي تنهاييم در انتظار خواهم گريست و انتظار كشيدنم را پنهان خواهم کرد.
    دلت که تنگِ یک نفر باشد...
    خودِ خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموش کنی
    فایده ندارد......!
  15. #164
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است . بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست در رثايم بنويسيد كه شاعر بوده است بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است . مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است . غزل حجرت من را همه جا بنويسيد روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  16. #165
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    شک کن،گفته بودم که باید شک کرد،شک کرد و شکوه کرد وشکایتکرد......مگر نمی بینی که همه کس همه چیز را از یاد برده است؟همه چیز که انگار هیچ بوده است.همیشه ای که انگار نبوده است
    شک کن .....ببین فریاد که می زنی می گویند فریاد نزن.فریاد ترس آور است و ترس برادر مرگ است.با فریادت می رانی و می کشی.ببین اگر سکوت کنی میگویند ساکت نباش.سکوت وحشت آور است و وحشت مرگ آفرین است.با سکوت می رانی و می کشی
    شک کن به آنکه سنگ اول را پرت می کند،به آنکه سنگ های پراکنده را جمع می کند،به آنکه سنگ ها را در جیب پنهان می کند،و شک کن به آنکه سنگ در دستش چنان ابریشم می لغزد و به این دست ها که نشانه می رودبا سنگی در مشت........به دست ها شک کن
    شک کن به نگاهی که به سوی توست و تو را نمی بیند،به نگاهی که از تو دزدیده می شود،به نگاهی که به سوی توست و دیگری را می کاود،و شک کن به آن نگاهی که از جنس سنگ هایی است که به این دست ها نشانه می روند،با نگاهی سنگی ،
    به چشم ها شک کناین راه که پیش پای توست،همین را که تا آخر جهان می رود، سنگلاخ است.زخم های آنها را که تا آخر خهان رفته اند دیده ای؟آنها زخمی همین سنگ ها و دست ها و نگاه ها و چشم ها یندشک کن .....ولی به حقیقت های زندگی ........

    .به دوست داشتن شک نکن
  17. 1
صفحه 11 از 1725 نخست ... 678910111213141516213161111511 ... آخرین
نمایش نتایج: از 151 به 165 از 25873

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •