ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1722 از 1734 نخست ... 12221622167217021712171717181719172017211722172317241725172617271732 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,816 به 25,830 از 26010
  1. #25816
    تاریخ عضویت
    July 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13,352
    17,271
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    یک دوست
    که با او
    غم دل بتوان گفت ..


    "نگــذار زخــم هـایـت،
    تـو را به کسـی کـه
    نـیـستـی،
    تـبـدیـل کنـد...!"

  2. #25817
    تاریخ عضویت
    April 2010
    نوشته ها
    234
    168
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    پیش فرض

    ﻏﺮﯾﺒــــﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻫـﯿﭻ . . .

    ﺩﻭﺳـــــــﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﮔـﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺧﻂ ﺑﯿﺸﺘﺮ،

    ﺣﻮﺻــــــﻠﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧـــــﺪ

    خداوند نور و نگاه!
    ساعت را وارونه بچرخان؛
    شاید جلوی دوران زمین را... نه!
    شاید جلوی چرخش من را بگیری.
    ساعت را وارونه... نه!
    نگاهم را به سمت نگاهت بچرخان...
  3. #25818
    تاریخ عضویت
    April 2010
    نوشته ها
    234
    168
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    پیش فرض

    همیشه دلم که از دنیا میگیرد
    می خندم..
    .
    .
    حالا
    این روزها ..
    بیشتر از همیشه می خندم.




    خداوند نور و نگاه!
    ساعت را وارونه بچرخان؛
    شاید جلوی دوران زمین را... نه!
    شاید جلوی چرخش من را بگیری.
    ساعت را وارونه... نه!
    نگاهم را به سمت نگاهت بچرخان...
  4. #25819
    تاریخ عضویت
    April 2010
    نوشته ها
    234
    168
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    پیش فرض

    هَــرکه مــی خــواهـی بـــاش
    ایـن عادت مُـــشتَــرک انسـانهــاســت
    تـــو نیــز ، روزی , ســاعـتی , لـَحظــه ای
    احــساس خـواهـی کـرد کـــه . . .
    هیــچکـَـس دوسـتت نَــدارد ...!

    خداوند نور و نگاه!
    ساعت را وارونه بچرخان؛
    شاید جلوی دوران زمین را... نه!
    شاید جلوی چرخش من را بگیری.
    ساعت را وارونه... نه!
    نگاهم را به سمت نگاهت بچرخان...
  5. #25820
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,621
    23,384
    مدیر موسیقی

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض


    با هم ساکت ماندیم
    سکوت دو نفره، آدمها را خیلی به هم نزدیک می*کند..!

    با خبر باش،
    پس از
    ظلمتِ این چند صباح
    صبح دولت بِدَمَد،
    شادیِ ما پشت دَر است

  6. #25821
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    13,886
    22,287
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    دلم میخواست کاری کنم که او هم به من احتیاج داشته باشد
    ولی چطور؟
    چطور میشود کسی را وادار کرد به چیزی احتیاج پیدا کند که محتاجش نیست؟



    But if the world was ending
    You'd come over, right?
    right?
    ..

  7. #25822
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    13,886
    22,287
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض


    ‏پدربزرگ سینا همیشه می*گفت هیچ سلاحی برّنده تر از بی*محلی نیست.
    امروز قولی از استنلی کوبریک خوندم که میگه هولناک*ترین حقیقت این نیست که کائنات با ما سر دشمنی داره، بلکه اینه که نسبت به ما بی*تفاوته.


    عرفان مجیب



    But if the world was ending
    You'd come over, right?
    right?
    ..

  8. #25823
    تاریخ عضویت
    April 2010
    نوشته ها
    234
    168
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    پیش فرض

    اینـجــــا ، زمین …

    ارزانــــتر از هـمه چـــــیز ، انــسان !

    نـــــرخَ ش هـــــم بـــــروز نــیست !

    امّــــا ،

    مصـــرفـش تـــــاریـــــخ دارد !

    سلام ، تـــــولــــــیدَش !

    و انــــــــقضـــایــــــــ ش ؛

    خــــداحــــافــــظ !

    خداوند نور و نگاه!
    ساعت را وارونه بچرخان؛
    شاید جلوی دوران زمین را... نه!
    شاید جلوی چرخش من را بگیری.
    ساعت را وارونه... نه!
    نگاهم را به سمت نگاهت بچرخان...
  9. #25824
    تاریخ عضویت
    April 2010
    نوشته ها
    234
    168
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    پیش فرض

    خاطراتت صف کشیده اند !
    یکی پس از دیگری …
    حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند !
    و من …
    فرار می کنم
    از فکر کردن به تو
    مثل رد کردن آهنگی که …
    خیلی دوستش دارم خیلی !

    خداوند نور و نگاه!
    ساعت را وارونه بچرخان؛
    شاید جلوی دوران زمین را... نه!
    شاید جلوی چرخش من را بگیری.
    ساعت را وارونه... نه!
    نگاهم را به سمت نگاهت بچرخان...
  10. #25825
    تاریخ عضویت
    April 2010
    نوشته ها
    234
    168
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    پیش فرض

    وقتی بچه بودم

    یك قطره اشك
    در دفتر نقاشیم كشیدم!
    همه تشویقم كردند...
    اما
    حال
    عمریست درد می كشم
    حتی
    نگاهم نمی كنند
    كه چه می كشم...!!!




    خداوند نور و نگاه!
    ساعت را وارونه بچرخان؛
    شاید جلوی دوران زمین را... نه!
    شاید جلوی چرخش من را بگیری.
    ساعت را وارونه... نه!
    نگاهم را به سمت نگاهت بچرخان...
  11. #25826
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,621
    23,384
    مدیر موسیقی

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض

    همه زن ها باید مثل "زیبا" ی فیلم "نیمه شب اتفاق افتاد" یه "حسین" تو زندگیشون داشته باشن كه ازش بپرسن
    "تو چکارمی؟
    پدرمی،
    رئیسمی
    شوهرمی،
    پسرمی؟!"
    و اونم جواب بده :
    "من میخوام همش باشم..."
    با خبر باش،
    پس از
    ظلمتِ این چند صباح
    صبح دولت بِدَمَد،
    شادیِ ما پشت دَر است

  12. #25827
    تاریخ عضویت
    July 2018
    محل سکونت
    Mashhad*
    نوشته ها
    15
    1

    کوچولو در حال راه افتادن

    پیش فرض



    من همیشه وقتی بچه بودم :
    به یه کار مامانم خندم میگرفت
    که میشست روی زمین از روی فرش با انگشتاش آشغال هارو یکی یکی جمع میکرد !
    به خودم میگفتم چه مادر ساده ای دارم !
    مگه ما جاروبرقی نداریم ؟
    آخه این چه کاریه مامان با انگشت آشغال هارو جمع میکنه؟
    تا اینکه بزرگ شدم و غرق غصه هام بودم وبه مشکلاتم فکر میکردم ،
    یه لحظه به خودم اومدم دیدم که دست هام پر از آشغاله که از روی فرش جمع کردم ...

    # پرویز_پرستویی
  13. #25828
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    16,381
    8,310

     

    مدیر کل فروم

    پیش فرض



    وسط فیلم دلم براش تنگ شد
    ‏نمیدونستم برای دوری از اون دارم گریه میکنم یا صحنه های احساسی فیلم!
    پرندگان پشت ِ بـــآم را دوست دآرم
    برایشــــــآن هر روز دانه می ریزم.
    در میــآن ِ آن ها ، یک پرنده ی بی معرفت هست
    که می دانم روزی به آسمان خواهد رفت و بر نمی گردد،
    من او را بیشتـــــر دوست دارم ....
  14. #25829
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,732
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    گاهی ادم رفته را حتی یکبار هم نباید دوباره دید
    دیدنش عشقی تازه نمیکند که هیچ ...
    حیرت میکنی ...!
    که این تو بودی که دوستش داشتی... !!؟؟
    ویرایش توسط Fereshte : 2018.08.13 در ساعت 12:53 دلیل: پست ساده و وسط نبودن پست




  15. #25830
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    16,381
    8,310

     

    مدیر کل فروم

    پیش فرض

    این انسانها نیستند که ما را آزرده میکنند،

    بلکه امیدی ست که ما به آنها بسته ایم.
    پرندگان پشت ِ بـــآم را دوست دآرم
    برایشــــــآن هر روز دانه می ریزم.
    در میــآن ِ آن ها ، یک پرنده ی بی معرفت هست
    که می دانم روزی به آسمان خواهد رفت و بر نمی گردد،
    من او را بیشتـــــر دوست دارم ....
صفحه 1722 از 1734 نخست ... 12221622167217021712171717181719172017211722172317241725172617271732 ... آخرین
نمایش نتایج: از 25,816 به 25,830 از 26010

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •