ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 51 از 1727 نخست ... 314146474849505152535455566171101151551 ... آخرین
نمایش نتایج: از 751 به 765 از 25899
  1. #751
    MehR
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    زیر سقف پر ستاره
    نوشته ها
    4,831
    133
    220

    پیش فرض

    ديشب به يادت درياي دل واپسي هايم را غزل غزل گريستم.
    اينك اكنده از بغضي ناشكفته با دلتنگي هايم شعر مي سرايم.
    تو در چشمان مهتابي كدامين ستاره خفته اي كه حتي يك لحظه به دنيای روياهايم سرك نمي كشي؟

    تو در كدامين سرزمين خانه كرده اي كه فرياد بلند درد هايم را نمي شنوي؟
    اي خسته از تكرار، تنها دلخوشي ام تكرار لحظه هاي است كه در اين سراب سوخته با خيالش زنده ماندم

    دوست داشتن
    نام دیگر رسیدن است
    کافیست
    واگن اَت را دُرست سوار شَوی...!

  2. #752
    mahmood511
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    June 2008
    محل سکونت
    دل کویر
    نوشته ها
    1,511
    0
    4

    پیش فرض

    وقتي کسي نيست که به دادت برسه پس داد نزن،
    سکوت کن،
    شايد از سکوتت همه بفهمن که چه قدر درد و رنج توي وجودت انباشته شده،
    فرياد دردت رو دوا نميکنه،
    اما سکوت
    شايد نتونه دردتو از بين ببره
    اما ميتونه خيلي راحت تو را از اين دنياي مسخره نجات بده ...
    اگر دنیای ما دنیای سنگ است
    بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است
    اگر دنیای ما دنیای درد است
    بدان عاشق شدن از بحر رنج است
    گر عاشق شدن پس یک گناه است
    دل عاشق شکستن صد گناه است

  3. #753
    Aden

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    5,366
    2,350
    1,635

    پیش فرض

    صداي شکستن قلبم را نشنيدي چون غرورت بيداد ميکرد

    اشکهايم را نديدي چون محو تماشاي باران بودي

    ولي اميدوارم انقدر در ايينه مجذوب زيباييت نشده باشي

    که حداقل :

    زشتي ديو خود خواهيت را ببيني باشد که با ديگران چنان نکني که با من کردي .....
    ...
  4. #754
    00salomeh
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    July 2008
    محل سکونت
    آسمان
    نوشته ها
    735
    190
    55

    پیش فرض

    می گفتی مرا درخواب می بینی .
    می گوییم تو را همه جا می بینم.
    می گفتی مرادوست می داری.
    می گفتم تورا دوست می داشتم ومی دارم.
    می گفتی تورا تا ار روزی که شناختمت دوست می دارم
    ولی می گوییم تو را از وقتی که نمی شناختم دوست می داشتم.
    وباز هی می گویی ومن هم می گویم.اما............................
    در بیکران زندگی دو چیز افسونم می کند:
    آبی آسمان را که می بینم و میدانم که نیست وخدایی را که نمی بینم و می دانم که هست.............!
    .
  5. #755
    gomnam
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    July 2008
    نوشته ها
    889
    10
    46

    پیش فرض

    [SIZE=3:c9eafac35d]با همه پاکدامنیت
    تا ابد لکه ای بر روی
    دامنت باقی می ماند
    اثر اشکهای من
    روزی که برگردی
    با اشکهایم آن را
    برایت پاک میکنم....
    [/SIZE]
  6. #756
    mahmood511
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    June 2008
    محل سکونت
    دل کویر
    نوشته ها
    1,511
    0
    4

    پیش فرض

    به بزرگترين عشق
    در کوتاه ترين جمله ي ممکن
    به روي لطيف ترين گل سرخ
    يراي تو بهترين کس دنيام
    مي نويسم
    دوستت دارم
    اگر دنیای ما دنیای سنگ است
    بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است
    اگر دنیای ما دنیای درد است
    بدان عاشق شدن از بحر رنج است
    گر عاشق شدن پس یک گناه است
    دل عاشق شکستن صد گناه است

  7. #757
    Ritaj
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    شــــــهر سکوت
    نوشته ها
    4,445
    0
    121

    پیش فرض

    من وتو با هميم اما دلامون خيلي دوره
    هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره
    نداريم هيچ کدوم حرفي که بازم تازه باشه
    چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و کوره
    من وتو،من وتو ،من وتو
    هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم
    خسته از اين قصه ها ييم هم صداي بي صداييم
    نشستيم خيلي شب ها قصه گفتيم از قديما
    يه عمره وعده ها رو داديم و حرف ها رو گفتيم
    ديگه هيچي نمي مونه براي گفتن ما
    گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه
    ديگه افتاده از پا ساعت پير رو طاقچه
    گلاي قالي رنگ زرد پاييزي گرفتن
    اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من
    من وتو ،من و تو ،من وتو هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم خسته از اين قصه هاييم هم صداي بي صداييم
    در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب ...
  8. #758
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    [SIZE=3:917e0b3cd7]

    گه دگر به سوی من چه میکنی؟
    چو در بر رقیب من نشسته ای؟!

    به حیرتم که بعد از آن فریب ها
    تو هم پی فریب من نشسته ای!

    به چشم خویش دیدم آن شب ای خدا!
    که جام خود به جام دیگری زدی

    چو فال حافظ آن میانه باز شد
    تو فال خود به نام دیگری زدی!!!

    برو.....برو به سوی او؛ مرا چه غم؟
    تو آفتابی.....او زمین....من آسمان

    بر او بتاب زانکه من نشسته ام
    به ناز روی شانه ی ستارگان

    بر او بتاب زانکه گریه میکند
    در این میانه قلب من به حال او

    کمان عشق باشد این گذشت ها
    دل تو مال من....تن تو مال او

    تو که مرا به پرده ها کشیده ای؛
    چگونه ره نبرده ای به راز من؟

    گذشتم از تن تو زانکه در جهان
    تنی نبود مقصد نیاز من

    اگر به سویت این چنین دویده ام
    به عشق عاشقم نه بر وصال تو

    به ظلمت شبان بی فروغ من
    خیال عشق خوشتر از خیال تو

    کنون که در کنار او نشسته ای
    تو و شراب و دولت وصال او!!!

    گذشته رفت و آن فسانه کهنه شد
    تن تو ماند و عشق بی زوال او!
    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  9. #759
    Fereshte

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    14,883
    8,789
    7,607

    پیش فرض

    [SIZE=3:d9eded3a71]گاهی فکر میکنم دلیل زندگیم فقط تویی

    گاهی هم بر عکس.

    اما چقدر شیرین است اگر بفهمم تنها دلیل زندگی تو هم منم

    البته نه گاهی بر عکس[/SIZE]
    عاشقانه هایت را نشانم بده!
    مگر یک زن چقدر می تواند حسرت ِ لمس ِ دستانتْ ميان ِ موهايش را ، در رمان ها بخواند ....!؟
  10. #760
    Ritaj
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    شــــــهر سکوت
    نوشته ها
    4,445
    0
    121

    پیش فرض

    اکنون که تو با مرگ رفته ای

    من اینجا تنها به این امید دم میزنم

    که با هر نفس ...

    گامی به تو نزدیک تر می شوم

    و این زندگی من است ...
    در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب ...
  11. #761
    gomnam
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    July 2008
    نوشته ها
    889
    10
    46

    پیش فرض

    [align=left:3804672f9b][SIZE=3:3804672f9b]دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من
    دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من
    عشق تو در دل نهان شد دلزار وتن ناتوان شد
    رفتی چو تیر وکمان شد از بار غم پیکر من
    می سوزم از اشتیاقت در آتشم از فراقت
    کانون من سینه من سودای من آذر من
    بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل
    چون می تواند کشیدن این پیکر لاغر من
    اول دلم را صفا داد آئینه ام را جلا داد
    آخر به باد فنا داد عشق تو خاکستر من
    [/SIZE]
    [/align:3804672f9b]
  12. #762
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    [SIZE=3:985b4e6561]
    به رنگ رنگ نگاهش بخشيدم

    هستي سياه وسپيدم را

    او رسام لحظه هاي حاجت بود و من

    محو نقوش كلك سياهش

    او شاعر دردهاي من شده بود

    و من معبر خوابهاي رنگين او

    روزي خواستم - شب شوم -

    سپده را كنار زنم

    واي چه مي بينم ؟؟

    اين بوميست بزرگ ! ! !

    و شبي يلدائي در وراء .......

    واي اين نقاشي اوست !؟

    ومن .... ومن.... ومن .........

    صدا مي زنم كسي را ........
    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  13. #763
    f_hoseini2007
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2008
    محل سکونت
    اندیشه
    نوشته ها
    220
    0
    8

    پیش فرض

    [SIZE=3:dfd6e669dd]آرزو کردم تو باشي، واسه قلب بي پناهم يک

    پناه سرد خاموش،

    که باشه چشم به راهم

    آرزو کردم تو باشي قصه زيباي دنيا تو بخوني

    اسم من را ، تو بشي واسم يک رويا

    آرزو کردم تو باشي ، هميشه در کنارم وقت خواب

    وبيداري ببينم من روي ماهت اما تو با من نبودي،

    از دل سردم نخوندي تو جدا شدي زقلبم ،

    چونکه عاشقم نبودي چقدر آسون شکستن ،

    همه درهاي خانه تو آرزوي سردم،

    من شدم فقط ديونه تو رها کردي رفتي ،

    من تو غصه و دردها گفتي آرزو نداري ،

    که بشي باور دنيام برو اي سفر گزيده ، چاره تو[/SIZE]
    تار و پود هستی ام بر باد رفت اما نرفت

    عاشقی ها از دلم ،دیوانگی ها از سرم
  14. #764
    Ritaj
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    شــــــهر سکوت
    نوشته ها
    4,445
    0
    121

    پیش فرض

    [SIZE=3:83ce1826de]
    می خواهم بلندتر فریاد بزنم

    شاید امروز صدایم از تمام مرزها عبور کند

    شاید این بار صدایم در شلوغی این شهر پر هیاهو گم نشود

    شاید این بار بیدار باشی تا بتوانی صدای ناله های بی خواب ها وشبگردان را بشنوی

    شاید کوچه شما آنقدر چراغانی شده باشد که کسی در ان گم نشود

    شاید کسی در محله شما دیگر در خانه اش سگ نداشته باشد

    تا برای نترسیدنش شبگردان را بترساند

    می خواهم بلندتر فریاد بزنم

    شاید صدایم را به زندانها برسانم

    شاید صدایم را عاشقی که بر دیوار زندان اسم معشوقش را حکاکی کرده است بشنود

    شاید کسی دلش به حال کبوتر اسیر در قفس به رحم آید

    می خواهم بلندتر فریاد بزنم

    شاید صدایم به گوش موجودی که بی ریا با خدا مناجات می کند برسد

    شاید دستی به سوی آسمان بلند شود

    شاید کسی برای شفای دیوانگان دعا کند

    می خواهم بلندتر فریاد بزنم

    شاید عشاق از طنین صدایم بلرزند

    شاید بی وفایی را برای همیشه فراموش کنند

    شاید اگر روزی قصد جدایی گرفتند به یاد داشته باشند

    یک نفر دارد فریاد می زند
    [/SIZE]
    در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب ...
  15. #765
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,511
    6,777
    9,108

    پیش فرض

    [SIZE=3:e2ce6264a1]
    از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:

    بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن

    گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق

    گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن

    گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن

    گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن

    گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد

    گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن

    گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن

    پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)
    [/SIZE]


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


صفحه 51 از 1727 نخست ... 314146474849505152535455566171101151551 ... آخرین
نمایش نتایج: از 751 به 765 از 25899

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •