ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 53 از 1729 نخست ... 3334348495051525354555657586373103153553 ... آخرین
نمایش نتایج: از 781 به 795 از 25922
  1. #781
    m_t_1369
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    July 2008
    محل سکونت
    زير تريلي
    نوشته ها
    873
    0
    5

    پیش فرض

    [SIZE=3:eedc8888af]مرا اينگونه باور كن.....كمي تنها.....كمي خسته.....كمي از يادها رفته......خدا هم ترك ما كرده[/SIZE]
    من ندانم که کی ام،من فقط می دانم،که تویی شاه بیت غزل زندگی ام
  2. #782
    RapidSoft
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    December 2008
    محل سکونت
    زیر سایه تنهایی
    نوشته ها
    392
    0
    17

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط m_t_1369
    [SIZE=3:7f0267a79a]مرا اينگونه باور كن.....كمي تنها.....كمي خسته.....كمي از يادها رفته......خدا هم ترك ما كرده[/SIZE]
    -------

    عزیزم خدا هیچ وقت کسی را تنها نمیگذاره و نخواهد گذاشت مگر انکه خود ان فرد بخواهد
    شاید ؟؟؟ جمعه بیاید شاید شاید
  3. #783
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    [SIZE=3:733cca9254]
    عروسک ...



    کودک در کنار ساحل مشغول بازی کردن است!

    با عروسک خود بازی میکند.

    و ان را چنان عاشقانه دوست دارد که گویی زنده است

    نگاهش به عروسک دیگر می افتد

    عروسک خود را بر زمین میگذارد

    و به سوی ان گام بر میدارد

    اما ان را بدست نمیاورد - نگاهی به پشت سر می اندازد

    اما از عروسک خودش نیز خبری نیست

    امواج ان را به دل دریا برده بود

    کودک نگاهی به جای خالی ان میکند

    شانه هایش را بالا می اندازد و به دنبال توپی میدود

    عروسکی که روزی همه زندگی او بود

    بخاطر هوس بچگانه ای از دست داد

    و امواج خاطرات ان را به قعر دریای فراموشی برد

    و کودک بی خیال به دنبال عروسکی دیگر....

    فراموش شد عروسک!

    به همین سادگی ........

    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  4. #784
    koochooloo
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    August 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    843
    0
    1

    پیش فرض


    پيرمرد خسته كنار صندوق صدقه ايستاد .
    دست برد و از جيب كوچك جليقه اش سكه اي بيرون آورد .
    در حين انداختن سكه متوجه نوشته روي صندوق شد : (* صدقه عمر را زياد مي كند )

    [SIZE=3:2f4dcb3d75]منصرف شد .[/SIZE]
    در این دنیای بی حاصل که مردانش عصا از کور می دزدند
    من از خوشباوری هایم محبت جست و جو کردم
  5. #785
    Ritaj
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    شــــــهر سکوت
    نوشته ها
    4,445
    0
    121

    پیش فرض

    با تو من چه كرده بودم ؟ كه چنين مرا شكستي

    بي ودا بي صفا باز سرد و بي صدا شكستي

    به گذشته بر ميگردم به سراغ خاطراتم

    تازه ميشود دو باره با تو ياد خاطراتم

    به تو ميرسنم هميشه در نهايت رسيدن

    هر كجا باشي و باشم به تو برمي گردم حتما
    در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب ...
  6. #786
    koochooloo
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    August 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    843
    0
    1

    پیش فرض

    مشت مي كوبم بر در
    پنجه مي سايم بر پنجره ها
    من دچار خفقانم...
    خفقان ...

    من به تنگ آمده ام از همه چيز
    بگذاريد [SIZE=3:bbe734c710]هواااااااااااااااااري[/SIZE] بزنم
    در این دنیای بی حاصل که مردانش عصا از کور می دزدند
    من از خوشباوری هایم محبت جست و جو کردم
  7. #787
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,511
    6,777
    9,108

    پیش فرض



    [SIZE=3:25f522e591]ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟ دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره... حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه ي شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟ بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني تا مطمئن بشي خودش نبوده[/SIZE]


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  8. #788
    koochooloo
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    August 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    843
    0
    1

    پیش فرض

    چه درديست در ميان جمع بودن
    ولي در گوشه اي تنها نشستن

    براي ديگران چون کوه بودن
    ولي در چشم خود آرام شکستن

    براي هر لبي شعري سرودن
    ولي لبهاي خود را همواره بستن

    چه درديست در ميان جمع بودن
    ولي در گوشه اي تنها نشستن

    به رسم دوستي دستي فشردن
    ولي با هر سخن قلبي شکستن

    به نزدعاشقان چون سنگ خاموش
    ولي در بطن خود غوغا نشستن

    به غربت دوستان بر خاک سپردن
    ولي بر دل اميد خانه بستن

    به من هر دم نواي دل زند بانگ
    چه خوش باشد از اين غمخانه رستن
    در این دنیای بی حاصل که مردانش عصا از کور می دزدند
    من از خوشباوری هایم محبت جست و جو کردم
  9. #789
    nateghali

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    January 2009
    محل سکونت
    ميكده عشق
    نوشته ها
    65
    0
    0

    پیش فرض

    سینه تنگ مرا ای دل چرا کردی تو تنگ
    پای امیدم نشیند هر دمی نزدیک سنگ
    صحبت خوبان و جام باده میگویم ولی
    گه نیوشم گه بنوشم مانده ام از نام و ننگ
    گر نیوشم صحبت خوبان شوم مدهوش و مست
    زانکه گویندم نشان همرهان در نور و رنگ
    گر بنوشم باده مستم نی غلط گفتم که دل
    گویدم من مست اویم بر تنم تیر خدنگ
    بر سر کویت نشیند ناطق از روی وفا
    تا بدانی پای امیدم نمودستی تو لنگ
    ایکه گفتی هیچ مشکل جز فراق یار نیست
    گر امید وصل باشد اینچنین دشوار نیست
  10. #790
    fariba
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    روستاي ساده عشق
    نوشته ها
    7,082
    247
    275

    پیش فرض

    شذ خزان گلشن اشنایی
    باز هم اتش به جان زد جدایی
    عمر من ای گل طی شد بهر تو
    وز تو ندیدم جز بد عهدی و بی وفایی
    با تو وفا کردم
    تا به تنم جان بود
    عشق و وفاداری
    با تو چه دارد سود
    آفت خرمن مهر و وفایی
    نوگل گلشن جور و جفایی
    از دل سنگت اه ه ه ه ه
    دلم از غم خونین است
    روش بختم این است
    از جام غم مستم
    دشمن میپرستم
    تا هستم
    چون گل خندان از مستی بر گریه ی من
    با دگران در گلشن نوشی می
    من ز فراغت ناله کنم تا کی
    تو و نی چون ناله کشیدنها
    منو گل چون جامه دریدن ها
    ز رقیبان خواری دیدنها
    دلم از خون کردی
    چه بگویم چون کردی
    دردم افزون کردی
    برو ای از مهر و وفا عاری
    برو ای عاری ز وفاداری
    که شکستی چون زلفت عهد مرا
    دریغ و درد از عمرم
    که در وفایت شد طی
    ستم به یاران تا چند؟
    جفا به عاشق تا کی؟
    نمیکنی ای گل یک دم یادم
    که همچو اشک از چشمت افتادم
    آه از دل تو
    گرچه ز محنت خوارم کردی
    با غم و حسرت یارم کردی
    مهر تو دارم باز
    بکن ای گل با من
    هر چه توانی ناز
    هر چه توانی ناز
    کز عشقت می سوزم باز !

    به کدامین بهانه مرا به دنیایت پیوند
    زدی که اینگونه محتاج بودنت
    شده ام !!!

  11. #791
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    [SIZE=3:b494cc62bb]
    چشمهاي سرد


    بي*بي به* من نگو* كه صداي **دلم خسته*است
    يا سر رسيده صبر تو، يا به* كه وابسته*است
    خاموش شد چـراغِ نشستـه*بـه*انتظـارِ مـن
    اين كورسويِ چشمِ تـو راهِ مـرا بسته*است

    كِي بُرده*اي بـراي صـدايِ دلم مُهرِ لب
    وقتي نشسته***است بِرويِ سَرَم جغدِ تب
    اين آفتابِ سـاكت و خستـة بي**آشيان
    بي*بي نگـو چگونـه نمي*پَرَد از بام شب

    مـن در ميـان راهِ نرفتــة بـي*رهگــذر
    از هيچ*كس خبر نگرفتـم و از خـود اثر
    اين داغِ كهنه*اي كه نشسته به* پيشاني*ام
    جامانده از غـرورِ تو بود و لبي پُـرشَـرَر

    چشمت هنوز از دلِ خود گِلِگي مي*كند
    هر لحظه جـاي او زندگيِ سگي مي*كند
    حرفـي كه مي*زني نه براي رهايـي *است
    فكري بكـن بـراي دلـت، دَلِگـي مي*كند

    امّـا مـــن از كنـارِ صـداي تـو رد مي*شوم
    وقتي كه با شنيدنِ حرفِ تـو بــد مي*شوم
    چـون روزِ پـرسكوت كه مي*گـذرد از صـدا
    من در مقابل خواب* و خيالِ تو سد مي*شوم

    بندي* بزن *به *قلب*وسَري*كه *به* سنگت**شكست
    هر خانه*اي كه بود به خاك سياهـش نشست
    بُغضَـم گلـوي خاطـره*هـاي مـرا بستـه* است
    حرفي نمانـده جـز گِلِه*هـاي شكايـت**پَرَست
    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  12. #792
    f_hoseini2007
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2008
    محل سکونت
    اندیشه
    نوشته ها
    220
    0
    8

    پیش فرض

    [SIZE=3:5e9ffb283f]
    .لحظه ای درنگ کن!
    بگذار نقاط روشن چشمانت را قاب کنم
    و در خواب آيينه ها پروار شوم
    و به نرمی نسيمی سترون
    بهشت را احساس کنم!
    اگر مهری هست
    اگر عشقی هست
    ماه مهربانتر است
    و خورشيد عاشق تر
    و من
    زاده اين توارث!
    [/SIZE]
    تار و پود هستی ام بر باد رفت اما نرفت

    عاشقی ها از دلم ،دیوانگی ها از سرم
  13. #793
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    و باید گریست!

    برای آسمانی که سخاوتش از بین رفت! برای خاکی که قداستش را باد برد! برای کوهی که صلابتش فتح شد! و برای دریایی که به حساب جاری واریز گشت! و برای چشم هایی که خیره به امتداد افق کور شدند! برای دهان هایی که با ملاتی از خون و دندان گل گرفته شد! و برای هفتاد هزار در هزار پاهای سیمانی!

    آری وقت گریستن است! و باید گریست...

    برای آنان که همتشان را کارت سوخت سوزاند! برای نانی که سهمیه بندی شد! برای سرمایه ای که به نام ملت خیراتش کردند! و برای پالایشگاهی که به یغما رفت!

    باز هم باید گریست!

    برای آنان که تنهاییشان را لجن پر کرد! برای شترهایی که با پاسگاه مرزی رفاقت های دیرینه دارند! برای آنان که از تب نشگی گر گرفتند! و برای شادمانی خانه هایی که به سوگ نشست!

    رنج بسیار است! باید گریست...

    برای کودکانی که در پس جستجوی سر پناهی امن سر از کانون اصلاح و تربیت در آوردند!!! برای نوجوانانی که بلوغشان طنابی شد و به دارشان آویخت!!! برای جوان هایی که در پیچ و خم بی های فراوان به هدر رفت!!! و برای کهن سالانی که در خواب پشیمانی فرو رفته اند!!!

    همه را باید گریست!

    باید گریست برای عدالتی که از زیر میز ردش کردند! برای دادستانی که زیر آبش را زدند! برای وجدانی که در جلسه ی دادرسی خمیازه می کشد! و برای دادگستری که همه کار می کند جز دادگستری!!!

    باید گریست! و اشک کافی نیست! به شط خون می باید گریست!!!
  14. #794
    Ritaj
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    شــــــهر سکوت
    نوشته ها
    4,445
    0
    121

    پیش فرض

    [SIZE=3:a9794f09ab]مرا تا فراسوی آسمانها ببر

    آنجا كه فقط خدا باشد و تو باشی و من

    آنجا كه رنگ ها حقیقي اند

    آنجا كه عطر عشق را به راستي ميتوان حس كرد

    دیگر مرا ياراي سفر بي يار نیست

    روزهای بسیاری را بدون تو تحمل كردم

    و شبانگاهان زيادي را با يادت به سحر رساندم

    گاه ساعتها به دفترم، نوشته هايم و تصوير تو نگاه كرده ام

    و سپس فقط آهي سرد مرا دريافت
    [/SIZE]
    در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب ...
  15. #795
    fariba
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    روستاي ساده عشق
    نوشته ها
    7,082
    247
    275

    پیش فرض

    راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمي
    هر كه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم!
    راز دل با آب گفتم تا نگويد با كسي!
    عاقبت ورد زبان ماهي دريا شدم . . .

    به کدامین بهانه مرا به دنیایت پیوند
    زدی که اینگونه محتاج بودنت
    شده ام !!!

صفحه 53 از 1729 نخست ... 3334348495051525354555657586373103153553 ... آخرین
نمایش نتایج: از 781 به 795 از 25922

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •