ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 6 از 1725 نخست ... 234567891011162656106506 ... آخرین
نمایش نتایج: از 76 به 90 از 25873
  1. #76
    berganet
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,524
    0
    7

    پیش فرض شکوه زندگی

    به شكوه آنچه بازيچه نيست بينديش.
    من خوب آگاهم كه زندگي.يكسر.صحنه بازي است. اما بدان همه كس براي بازيهاي حقير آفريده نشده است....مرا به بازي كوچك شكست خوردگي مكشان!
    در آن لحظه اي كه تو يك آري را با تمام زندگي تعويض ميكني.در آن لحظه هاي خطير كه سپر مي افكني و ميگذاري ديگران به جاي تو بينديشند.در آن لحظه هايي كه تو ناتواني خويش را در برابر فريادهاي ديگران احساس ميكني.در آن لحظه يي كه تو از فراز.پا در راهي ميگذاري كه آن سوي آن.اختتام تمام انديشه ها و روياهاست.در تمام لحظه هايي كه تو ميداني.ميشناسي و خواهي شناخت.به ياد داشته داشته باش :
    كه روزها و لحظه ها هيچگاه باز نمي گردند.
    هرگز ستايشگر فروتن يك تقدير نخواهم بود .
    و هرگز تسليم شدگي را تعليم نخواهم داد.
    زيرا نه من ماندني هستم نه تو.آنچه ماندني است وراي من و توست.
    اینجا ستونهای عشق را از بلور بدل ساخته اند.چه فروریزنده است ایمان...چه عابر است دوستی....
  2. #77
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    کاش خداوند سه چیز را به انسان نمی داد : اول غرور دوم دروغ سوم عشق ...
    زیرا انسان از روی غرور به دروغ از عشق دروغ می گوید
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  3. #78
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    هیچ وقت عاشق نشو زیرا تنها به دنیا امدی و تنها از این دنیا خواهی رفت!!!!
    زیرا عصمت عشق چنان خورد و ناچیزت می کند که دیگر حتی صدای خورد شدن استخوانهایت را نمی شنوی.....
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  4. #79
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    مرگ از زندگی پرسید : چرا همه از من می ترسند و بر عکس عاشق تو هستند
    در حالی که من همیشه هستم و یکسانم اما تو پر می زنی و سر سازگاری نداری؟
    زندگی گفت : به خاطر حقیقتی که در تو نهفته است و دروغ های بزرگی که در
    من است
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  5. #80
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    دل کندن !!!
    چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست
    ببین مرگ مرا که مرگ من تمشاییست
    دروغین بودمت دیروز مرا امروز حاشا کن
    در این دنی که ایر هم نمی گرید به حال ما
    همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  6. #81
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    بهترین دوست دوستی است که بتونی باهاش روی یک سکو ساکت بنشینی و چیزی نگی و سکوت کنی و وقتی ازش دور می شوی حس کنس بیهترین گفتگوی عمرت را داشتی
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  7. #82
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    نمیدانم چگونه در این جهنم زندگی می کنم

    بیدارم،ولی هنوز در این پوسته،در بندم

    جانم یخ زده و از سر تا به پا منجمد شده ام

    این یخ را بشکنید،دیگر تحمل ندارم

    منجمد می شوم،و قادر به هیچ حرکتی نیستم

    فریاد می کشم،ولی حتی صدای خودم را هم نمی شنوم

    من برای زندگی می میرم و فریاد می کشم

    من در زیر یخ گرفتار شده ام

    من مبدل به بلوری شده ام که اینجا آرمیده و استراحت می کند

    و چشمان شیشه ای من فقط به مرگ می نگرد

    از خوابی عمیق بیدار شده ام

    و هیچ کس آنچه را که می گویم،نمی شنود و نمی فهمد

    از اعماق وجودم فریاد می کشم،از این سرنوشت رمزآلود

    از این جهنم همیشگی.....

    نمی توانم از این وضیعت جهنمی خارج شوم

    موضوع چیست؟چرا تقدیرم اینگونه بوده؟

    دست و پایم را بسته اند،قادر به هیچ حرکتی نیستم،

    نمی توانم خود را رها کنم.

    دست سرنوشت با من سر جنگ دارد

    منجمد می شوم،و قادر به هیچ حرکتی نیستم

    فریاد می کشم،ولی حتی صدای خودم را هم نمی شنوم

    من برای زندگی می میرم و فریاد می کشم

    من در زیر یخ گرفتار شده ام...
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  8. #83
    diadora

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    53
    0
    0

    پیش فرض

    نميدونم ..... حتما تا حالا شده كه يه سري به قبرستان بزنيد ... واسه ي يكي از بستگانتون كه به آسمونا رفته فاتحه بخونيد ... وقتي من خودم ميرم قبرستان يه حسي پيدا ميكنم كه نميدونم خوبه يا بده ... ولي فكر ميكنم خوبه چون حداقل باعث ميشه تا 2 يا3 روز بعد هيچ گناهي انجام ندم .... ولي چه فايده ...اي كاش اون دو سه روز به هميشه تبديل ميشد ...اگه واسه ي همه ي آدما اون دوسه روز به هميشه تبديل شه اين دنيا هم تبديل به بهشت ميشه ....همش فكر ميكنم .... اينايي كه توي قبرستون كار ميكنن... قبر ميشورن .. يعني اينا هيچ وقت گناه نميكنن؟... ببخشيد اگه نوشته م زيادي تلخ بود .
    همیشه سعی میکنم قصه ی دیروز رو فراموش کنم و داستان فردا رو بنویسم .
  9. #84
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    سـهم مـن از تمــام ايــن قصـه ..... يك بغل بـي كسي و تنهايي است
    نقش من حال و روز مجنوني است ..... نقش تو يك نگاه ليلايي است
    باز هم بعد گريه هاي دلم ..... خيره در چشم آينه گشتم
    راستي چهره پر از اندوه ..... گاهي اوقات هم تماشايي است
    گاه با خاطرات سرگرمم ..... گاهي اوقات نيز با تقويم
    آه! امروز مثل ديروز است ..... در دلم انتظار فردايي است
    آسمان مثل من تو غمگيني ..... پس بگو از چه رو نمي باري؟
    نكند باورت چنين باشد ..... چاره عاشقي شكيبايي است
    دل من سر به سينه ام بگذار ..... بي صدا گريه كن براي خودت
    شعله اي در وجود من انداز ..... قصه عشق ما اهورايي است
    مدت اندكي است در اين باغ ..... غنچه جان من شكفته شده است
    به كنارم بيا، ببين به نسي ..... ساده پر پر شدن، چه رويايي است
    يك فرشته از آسمان آمد ..... آخرين صفحه را ورق زد و رفت
    به گمانم كه مردن عاشق ..... آخر قصه، حس زيبايي است
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  10. #85
    diadora

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    53
    0
    0

    پیش فرض

    افق روشن

    روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد
    و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
    روزی که کمترین سرود
    بوسه است
    و هر انسان برای هر انسان برادریست
    روزی که دیگر درهای خانه شان را نمیبندند
    قفل
    افسانه ایست
    و قلب
    برای زندگی بس است
    روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
    تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
    روزی که آهنگ هر حرف
    زندگی ست
    تا من به خاطر آخرین شعر رنج جستجوي قافیه نبرم
    روزی که هر لب ترانه ایست
    تا کمترین سرود بوسه باشد
    روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی
    و مهربانی با زیبایی یکسان شود
    روزی که ما دوباره برای کبوتر هایمان دانه بریزیم
    و من آن روز را انتظار می کشم
    حتی روزی
    که دیگر
    نباشم ...
    احمد شاملو
    همیشه سعی میکنم قصه ی دیروز رو فراموش کنم و داستان فردا رو بنویسم .
  11. #86
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    پنجره ي چشماي تو وقتي به چشمام وا ميشه نميدوني توي وجود من چه غوغايي ميشه لحظه اي که تو با مني آتيش به جونم ميزني گر ميگيره روح وتنم وقتي که ميگي با مني
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  12. #87
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    دلم در کنج تنهایی به هر دم می زند بانگی

    ولی افسوس و صد افسوس

    که این فریاد مبهم را چه جایی جز درون باشد؟

    در این دنیای پر شور و هیاهو اما پر ز غم

    چه کس در فکر فریاد دل بی تاب من باشد؟

    و من در اوج فریادم

    ولی ساکت...

    ولی تنها...

    و این تنهایی و بی همدمی ، آری

    یگانه دُر غم در قلب من باشد...
  13. #88
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    من اگر با او هيچ بوديم...
    چگوني بي او هيچ نباشم...؟

    چگونه در نبودش به 1 برسم؟

    او در نبود من چگونه به 1 ميرسد؟
  14. #89
    ELI59

    کوچولو شیرخواره

    تاریخ عضویت
    April 2008
    نوشته ها
    8
    0
    0

    پیش فرض

    اخرهاي فصل پاييز يه درخت پير و تنها*

    تنها برگي روي شاخش مونده بود ميون برگها*

    يه شبي درخت به برگ گفت کاش بموني درکنارم*

    آخه من ميون برگها فقط تنها تو رو دارم*

    وقتي برگ درخت رو مي ديد داره ازغصه ميميره*

    با خدا راز و نياز کرد اون رو از درخت نگيره*

    با دلي خرد و شکسته گفت نذارازاون جدا شم*

    اي خدا کاري بکن که تا بهارهمين جا باشم*

    برگ توخلوت شبونه از دلش با خدا مي گفت*

    غافل ازاينکه يه گوشه باد همه حرفاشو ميشنفت*

    باد اومد باخنده اي گفت آخه اين حرفها کدومه*

    با هجوم من رو شاخه عمرهر دوتون تمومه*

    يه دفعه باد خيلي خشمگين با يه قدرتي فراوون*

    سيلي زد به برگ و شاخه تا بگيره از درخت جون*

    ولي برگ مثل يه کوهي به درخت چسبيد و چسبيد*

    تا که باد رفت پيش بارون، بارون هم قصه رو فهميد*

    بارون گفت با رعد و برقم مي سوزونمش تا ريشه*

    تا که آثاري نمونه ديگه از درخت و بيشه*

    ولي بارونم مثل باد توي اين بازي شکست خورد!*

    به جايي رسيد که بارون آرزو مي کرد که ميمرد*
  15. #90
    ELI59

    کوچولو شیرخواره

    تاریخ عضویت
    April 2008
    نوشته ها
    8
    0
    0

    پیش فرض

    نيفتاد از رو شاخه آخه اين کارخدا بود*

    *هرکي زندگيش رو باخته دلش از خدا جدا بود*
صفحه 6 از 1725 نخست ... 234567891011162656106506 ... آخرین
نمایش نتایج: از 76 به 90 از 25873

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •