ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 7 از 1728 نخست ... 23456789101112172757107507 ... آخرین
نمایش نتایج: از 91 به 105 از 25919
  1. #91
    ELI59

    کوچولو شیرخواره

    تاریخ عضویت
    April 2008
    نوشته ها
    8
    0
    0

    پیش فرض

    من از خدا خواستم به من توان و نيرو دهد
    و او بر سر راهم مشکلاتي قرار داد تا نيرومند شوم.
    من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد
    و او پيش پايم مسايلي گذاشت تا آنها را حل کنم.
    من از خدا خواستم به من ثروت عطا کند
    و او به من فکر داد تا براي رفاهم بيش تر تلاش کنم.
    من از خدا خواستم به من شهامت دهد
    و او خطراتي در زندگيم پديد آورد تا بر آنها غلبه کنم.
    من از خدا خواستم به من عشق دهد
    و او افراد زجر کشيده اي را نشانم داد تا به آنها محبت کنم.
    من از خدا خواستم به من برکت دهد
    و خدا به من فرصت هايي داد تا از آنها بهره ببرم.
    من هيچ کدام از چيزهايي را که از خدا خواستم، دريافت نکردم
    ولي به همه چيزهايي که نياز داشتم، رسيدم.
  2. #92
    Hidd3n
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    1,534
    34
    32

    پیش فرض

    آن شب از غربت چشمان تو من فهمیدم که چه طوفان عظیمی در تو بر پاست
    با نگاهی که به من واضح و روشن فهماند که برایت عشق دیگر چقدر بی معناست
    خواستم از گل رویت بوسه ای بر گیرم تا بدانی که دل من هنوز عاشق و شیدای شماست
    من که تاوان گناه عشق را پس دادم ولی این را تو بدان که کبر و غرورت بی معناست
    بهترین چیز رسیدن به نگاهی ست که از حادثه عشق تر است!
  3. #93
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    به زبون نیاوردیم ولی قرارمون این شد که همیشه در یاد هم باشیم ؛
    به زبون نیاوردیم ولی به هم قول دادیم برای هم پشت محکمی باشیم ؛
    به زبون نیاوردیم ولی عهد کردیم که با هم مثل یه آینه باشیم اینقدر صاف که بشه زشتی ها و زیباییهامونو توی دل هم ببینیم ؛
    به زبون نیاوردیم ولی قسم خوردیم که از هم جز به هم پناه نبریم؛
    به زبون نیاوردیم ولی تصمیم گرفتیم با هم کامل بشیم ؛
    به زبون نیاوردیم ولی خواستیم به همدیگه آرامش هدیه کنیم ؛
    به زبون نیاوردیم ولی از خدا خواستیم توی این زندگی به ما کمک کنه ؛
    به زبون نیاوردیم ولی با نگاه همه چیزهارو به هم گفتیم .
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  4. #94
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري ميري برمي گرده نگات مي كنه........بدون براش مهمي. اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي بر مي گرده با عجله مياد سمتت........بدون براش عزيزی. اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برمي گرده نگات مي كنه........بدون براش قشنگي. اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني باهات اشك ميريزه........بدون دوستت داره. و اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني آروم تركت مي كنه........بدون عاشقته
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  5. #95
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    کوچه های روزگار کودکی را به یاد داری؟
    آن بازیها،آن دوست ها و آن همسایه ها
    پدر و مادر جوان،بی غمی ها،فارغبالی ها،
    قهقهه ها و شادیها
    ای وای...!چه ها و چه ها...!
    اگر مایلی،با من به آن روزگاران سفر کن...
  6. #96
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    با شگفتی به تماشای گریه ام منشین.....!

    چیزی نیست...

    تنها،ترانه ای باریک در تلنبار تنهایی ام ترکید.............
  7. #97
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    دلمان خوش است که می نویسیم و دیگران می خوانند

    و عده ای می گویند :

    آه چه زیبا!!!!



    بعضی اشک می ریزند و بعضی می خندند

    دلمان خوش است به لذتهای کوتاه

    به دروغهایی که از راست بودن قشنگ ترند

    به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند یا عاشقمان شود !!!!!



    با شاخه گلی دل می بندیم و با جمله ای دل می کنیم

    دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی

    و وقتی چیزی مطابق میل مان نبود

    چقدر راحت لگد می زنیم و چه ساده می شکنیم

    همه چیز را که زمانی برایمان دنیایی بود



    گاهی شکسته ای را بند می زنیم

    و گاهی آخرین بند را می گسلیم

    شاید می بایست .......

    شاید هم ...

    اصلا خدا را چه دیده ای

    شاید باید گذاشت و گذشت



    خدايا خودت كمكم كن
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  8. #98
    Aden

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    5,366
    2,350
    1,635

    پیش فرض

    با همه ی غروری که داشتم التماست کردم ...نموندی
    چه ساعت هایی که گوشه ی اتاق کز کردم و زاری کردم صدامو نشنیدی
    چه شبهایی که تا صبح تو رو از خدا خواستم...نفهمیدی
    حالا دیگه اینجا آخره دنیاست
    می رم جایی که تو نباشی
    فکرت نباشه
    جایی که من باشم و آتیشه جهنم
    بسوزم و دم نزنم
    بد کردی...کاشکی اینو دیگه بفهمی...
    ...
  9. #99
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    459

    پیش فرض

    چه مي خواهم من امشب جز که بازآيي و دستانت ميان دست خود گيرم ...
    چه مي خواهم بجز لبخند زيبايت فرا رويم ...
    چه مي خواهم...
    بجز چشمان مشکينت...
    بجز لبخند زرينت ...
    بجز دستان سيمينت..
    بيا اينجا ببين کز دوريت اينگونه غمگينم ..
    بيا مرهم بنه بر قلب سنگينم..
  10. #100
    Aden

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    5,366
    2,350
    1,635

    پیش فرض

    کاش مي دانستي

    که دلم به اندازه غرورت

    براي تو تنگ شده!

    شايد دستانم براي نوشتن از تو يخ زده



    و شايد اغوش برگهاي دفترم

    مثل قلبت سنگ شده!

    تو بگو

    که ابرهاي اسمان قلبم



    چند بار بايد با تازيانه رعد حرفهايت

    بلرزند؟

    تاچند پاييز چشمانم از بهاري شدن

    بترسند؟

    تو بگو

    چند جويبار اشک گرم

    براي نرم شدن قلبت راهي کنم؟

    تو بگو

    با کدامين خواهش و تمنا

    دل پر غرورت را راضي کنم؟
    ...
  11. #101
    berganet
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,524
    0
    7

    پیش فرض ..... برای تو

    من هرگز نخواستم كه از عشق.افسانه اي بيافرينم.باور كن!
    من ميخواستم با دوست داشتن زندگي كنم.
    من از دوست داشتن.فقط لحظه ها را ميخواستم. آن لحظه اي كه تو را به نام مي ناميدم.
    من براي گريستن نبود كه خواندم... من آواز را براي پر كردن لحظه هاي سكوت مي خواستم.
    من هرگز نميخواستم از عشق برجي بيافرينم. مه آلود و غمناك با پنجره هاي مسدود و تاريك...

    تو زيستن در لحظه ها را بياموز.... و از جميع فرداها پيكر كينه توز بطالت را ميافرين.
    من ديگر براي تو از نهايت سخن نخواهم گفت..كه چه سوگوارانه است تمام پايانها.
    براي تو از لحظه هاي خوش صوت. از بي ريايي يك قطره آب و از تبلور رنگين يك كلام....
    براي تو از سر زدن سخن مي گويم....
    اینجا ستونهای عشق را از بلور بدل ساخته اند.چه فروریزنده است ایمان...چه عابر است دوستی....
  12. #102
    SARA_MEMOL
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    تهران پارس
    نوشته ها
    1,456
    0
    9

    پیش فرض

    در حيرتم از مرام اين مردم پست
    اين طايفه زنده كش مرده پرست
    تا هست به ذلت بكشندش به جفا
    چون مرد به عزت ببرندش سردست
    زندگی کوتاه است
    اما
    طولانی ترین چیزیست
    که
    در دست انسانهاست
  13. #103
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    بر سنگ قبرم بنویسید: افسرده دلی خوابیده در این معبد خاموش بر آن بنویسید:او زاده غم بود و زغم های جهان گشته فراموش
  14. #104
    SARA_MEMOL
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    تهران پارس
    نوشته ها
    1,456
    0
    9

    پیش فرض

    اي آسمان باور مكن كين پيكر محزون منم
    من نيستم ، من نيستم
    رفت عمر من از دست من
    اين عمر مست و پست من
    يك عمر با بخت بدش بگريستم ، بگريستم
    زندگی کوتاه است
    اما
    طولانی ترین چیزیست
    که
    در دست انسانهاست
  15. #105
    jojooo
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    709
    0
    6

    پیش فرض

    تو از صداقت چشمان من نترسيدي و بي شكيب شكستي پرند خاطره ها را و پرنيلن بغض را كه در گلوي ماتمم نشسته بود. تو ظالمي عزيز من، كه فكر ميكني دلم زمين باير حسادت است.
    من مقیم روستای ساده عشقم هنوز
صفحه 7 از 1728 نخست ... 23456789101112172757107507 ... آخرین
نمایش نتایج: از 91 به 105 از 25919

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •