ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 9 از 1728 نخست ... 4567891011121314192959109509 ... آخرین
نمایش نتایج: از 121 به 135 از 25919
  1. #121
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    شكايت نمي كنم، اما...

    شكايت نمي كنم، اما
    آيا واقعاً نشد كه در گذر ِ همين هميشه ي بي شكيب،
    دمي دلواپس ِ تنهايي ِ دست هاي من شوي؟
    نه به اندازه تكرار ِ ديدار و همصدايي ِ نفس هامان

    به اندازه زنگي...

    واقعاً نشد؟
    واقعاً انعكاس ِ سكوت،
    تنها حاصل ِ فرياد ِ آن همه ترانه
    رو به ديوار ِ خانه ي شما بود؟


    نگو كه نامه هاي نمناك ِ من به دستت نرسيد!

    نگو كه باغجه ي شما،
    از آوار ِ آن همه باران
    قطعه اي هم به نصيب نبرد!

    نگو كه ناغافل از فضاي فكرهايت فرار كردم!

    من كه هنوز همين جا ايستاده ام

    كنار همين پارك ِ بي پروانه
    كنار همين شمشادها، شعرها، شِكوه ها!

    هنوز هم فاصله ي ما
    همان هفت شماره ي پيشين است!

    ديگر نگو كه در گذر گريه ها گُمش كردي

    نگو كه نشاني كوچه ي ما را از ياد بردي!

    نگو كه نمره ِ پلاك ِ غبار گرفته ي ما،
    در خاطرت نماند!

    آيا خلاصه ي تمام اين فراموشي هاي ناگفته،


    حرفي شبيه « دوستت نمي دارم» تو
    در همان گفتگوي دور ِ گلايه و گريه نيست؟

    حرفي شبيه « دوستت نمي دارم» تو
    در همان گفتگوي دور ِ گلايه و گريه نيست؟
  2. #122
    SARA_MEMOL
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    تهران پارس
    نوشته ها
    1,456
    0
    9

    پیش فرض

    [SIZE=3:ac3269cb14]توبه شفافی شبنم روی برگا
    من مثل برگ زردی که میوفته از درختا
    تومثل تراوت گلای نرگس روی قلبم من نوشتم بی تو هرگز
    بین من وتو فاصله قوقا می کنه
    یاد حرفای قشنگت منو رها نمی کنه
    تو منو گذاشتی رفتی توی روزگار وحشی
    توی کوچه های قربت دنبالم حتی نگشتی
    تو مثل ستاره ای که توی شبهای سیاهم میدرخشی و میشی جون پناهم
    تو مثل تراوت گلهای پونه چرا رفتی ازبرم ای دیونه
    تو مثل یه تیکه ابری توی آسمون آبی پاک وساده مثل رویا مثل خوابی
    بگو یک بار آره یک بار برمیگردی یا هنوزم بی تفاوت یخی سردی
    بین من وتو فاصله قوقا می کنه
    یاد حرفای قشنگت منو رها نمی کنه
    تو منو گذاشتی رفتی توی روزگار وحشی
    توی کوچه های قربت دنبالم حتی نگشتی[/SIZE]
    زندگی کوتاه است
    اما
    طولانی ترین چیزیست
    که
    در دست انسانهاست
  3. #123
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم
  4. #124
    berganet
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,524
    0
    7

    پیش فرض از خیلی خوب به خیلی بد

    خيلي خوب...خيلي زود تبديل شد به خيلي بد.خيلي زود...
    هيچكس چيزي به من نگفت و به همين دليل هيچ وقت سر در نياوردم كه خيلي خوب چقدر زود تبديل ميشود به خيلي بد.
    آفتاب ...تبديل شد به سايه..به باران.
    شور و شوق...تبديل شد به لذت.به درد.
    ترنم ترانه هاي دل انگيز عاشقانه جايش را داد به سر دادن سرودهاي غم انگيز..خيلي زود.
    با تا ابد شروع شد...و ابد تبديل شد به گاهي..به هيچ وقت.
    و مرا دوست داشته باش تبديل شد به جايي هم در قلبت براي من در نظر بگير...خيلي زود.
    خيلي خوب...زودتر از آنكه فكر ميكرديم تبديل شد به خيلي بد...خيلي زود.
    اگر هيچكس به تو نگفته باشد...حالا ديگر بايد بداني....
    كه خيلي خوب...خيلي زود تبديل ميشود به خيلي بد............خيلي زود.
    اینجا ستونهای عشق را از بلور بدل ساخته اند.چه فروریزنده است ایمان...چه عابر است دوستی....
  5. #125
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  6. #126
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    ديدی غزلی سرود؟
    عاشق شده بود.
    انگار خودش نبود
    عاشق شده بود.
    افتاد.شکست . زير باران پوسيد
    آدم که نکشته بود .
    عاشق شده بود
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  7. #127
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  8. #128
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    گاهي آنقدر دلت براي کسي تنگ ميشه که مجبوري از واقعيت به روياهت ببريش و در بغل بگيريش بي آنکه بتواند مقاومت کند.

    چه لحظه ايست... :?
  9. #129
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    عشق را وقتي احساس کردم که ديدم : يک کودک آبنبات خودش را در آب شور دريا مي زد و مي خواست آن را شيرين کند
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  10. #130
    trash
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    021
    نوشته ها
    2,760
    2,368
    5,613

    پیش فرض

    گـــر نشان از زنـــــدگی جنبندگی است



    خـــــار صحرا هـــــــــم سراسر زندگی است



    هــــــــم جـــــغد زندهست هــــــــم پروانه



    لیک فــــــــرق ها از زندگی تا زندگی است
    .
    .
    .
    شاید خیلی ازخندههایی که در گذشته از سر پیروزی کرده ایم
    آغازی از همین بد بیاری ها بوده اند
    ما بیچاره گی خود را جشن گرفته بوده ایم.

  11. #131
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    يك بسته پستي ام
    آدرس فرستنده و گيرن ده ام پاك شده است
    از اين سو به آن سو
    مردم كمي نگاهم مي كنند
    شانه بالا مي اندازند
    سپاسگزاري ميكنم
    آهسته برميگردم
    مادر هميشه مي گويد
    هنگام تولد
    روي پيشاني من نوشته بود:

    «با احتياط!!!
    شكستني است...»
  12. #132
    rahelefz
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    نوشته ها
    386
    0
    2

    پیش فرض

    بدون شك برگ هاي پاييزي در تداوم بخشيدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشيدن به تداوم درخت سهمي از ياد نرفتني دارند
    روآسمونا بنویس نای پریدن دیگه نیست
    تو چشمای قاصدکام شوق رسیدن دیگه نیست....
  13. #133
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    زير درخت انار نشست .درخت انار عاشق شد گل داد سرخ سرخ .گلها انار شد ؛داغ داغ . هر اناري هزار تا دانه داشت . دانه ها عاشق بودند دانه ها توي انار جا نمي شدند انار كوچك بود . دانه ها تر كيدند ؛انار ترك برداشت . خون انار روي دست ليلي چكيد .ليلي انار ترك خورده را از شاخه چيد . مجنون به ليلي اش رسيد .خدا گفت : راز رسيدن فقط همين بود كافيست انار دلت ترك بخور
  14. #134
    Aden

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    5,366
    2,350
    1,635

    پیش فرض

    بگید بباره بارون،دلم هواشو کرده
    بگید تموم شدم من،بگید که بر نگرده
    بهش بگید شکستم ،بهش بگید بریدم
    نه اون به من رسیدو نه من به اون رسیدم
    برهنه زیر بارون،خراب و دربوداغون
    از آدما فراری ،از عاشقا گریزون
    بذار کسی نبینه،غرور گریه هامو
    بذار کسی نفهمه،غم تو خنده ها مو

    یه داغ سخت سختم،یه باغ بی درختم
    نفرین بگید به عمرم سیاهه روز بختم
    تنم داره می لرزه تو این هوای هرزه
    گاهی نداشتن دل به داشتنش می ارزه
    ...
  15. #135
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    بهتره ديگران از ما به خاطر آنچه که هستيم متنفر باشند تا اينکه ما رو به خاطر آنچه که نيستيم دوست داشته باشند
صفحه 9 از 1728 نخست ... 4567891011121314192959109509 ... آخرین
نمایش نتایج: از 121 به 135 از 25919

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •