ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 96 از 1729 نخست ... 467686919293949596979899100101106116146196596 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,426 به 1,440 از 25922
  1. #1426
    Ritaj
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    شــــــهر سکوت
    نوشته ها
    4,445
    0
    121

    پیش فرض

    [SIZE=3:bd48bb3139]آنچنان آلوده ست

    عشق غمناک ام با بيم زوال

    که همه زندگي ام مي لرزد

    چون تو را مي نگرم

    مثل اين است که از پنجره اي

    تک درختم را سرشار از برگ

    در تب زرد خزان مي نگرم

    مثل اين است که تصويري را

    روي جريان مغشوش آب روان مي نگرم

    شب و روز ...

    شب و روز ...

    شب و روز ...

    بــــــــگـــــــــــــــ ــــــذرد

    کــــه فــــــراموش کنــــــــــــــم

    تو چه هستي جز يک لحظه , يک لحظه که

    چشمان مرا ميگشايــــــــــــد

    در برهـــــــــــوت آگاهــــــي
    [/SIZE]
    در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب ...
  2. #1427
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    کنار دریا کلمات بی انکه شنا کنند خیس میشدند از ذهنم سر می خوردند ودر ته قلبم ارام می نشستند..چه سکوتی..حتی امواج سکوت را بیشتر از همیشه فریاد میزدند روی دریا قدم زدم ارام ارامتر از همیشه..من بودم دریا و ارامش وخدایی که دران نزدیکی لبخند میزد....
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  3. #1428
    Ritaj
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    شــــــهر سکوت
    نوشته ها
    4,445
    0
    121

    پیش فرض

    [SIZE=3:db4253790d]
    خسته ام میفهمید؟!
    خسته از آمدن و رفتن و آوار شدن.
    خسته از منحنی بودن و عشق.
    خسته از حس غریبانۀ این تنهایی.
    بخدا خسته ام از اینهمه تکرار سکوت.
    بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ.
    بخدا خسته ام از حادثۀ صاعقه بودن در باد.
    همۀ عمر دروغ،
    گفته ام من به همه.
    گفته ام:
    عاشق پروانه شدم!
    واله و مست شدم از ضربان دل گل!
    شمع را میفهمم!
    کذب محض است،
    دروغ است،
    دروغ!!
    من چه میدانم از،
    حس پروانه شدن؟!
    من چه میدانم گل،
    عشق را میفهمد؟
    یا فقط دلبریش را بلد است؟!
    من چه میدانم شمع،
    واپسین لحظۀ مرگ،
    حسرت زندگیش پروانه است؟
    یا هراسان شده از فاجعۀ نیست شدن؟!
    به خدا من همه را لاف زدم!!
    بخدا من همۀ عمر به عشاق حسادت کردم!!
    باختم من همۀ عمر دلم را،
    به سراب !!
    باختم من همۀ عمر دلم را،
    به شب مبهم و کابوس پریدن از بام!!
    باختم من همۀ عمر دلم را،
    به حراس تر یک بوسه به لبهای خزان!!
    بخدا لاف زدم،
    من نمیدانم عشق،
    رنگ سرخ است؟!
    آبیست؟!
    یا که مهتاب هر شب، واقعاً مهتابیست؟!
    عشق را در طرف کودکیم،
    خواب دیدم یکبار!
    خواستم صادق و عاشق باشم!
    خواستم مست شقایق باشم!
    خواستم غرق شوم،
    در شط مهر و وفا
    اما حیف،
    حس من کوچک بود.
    یا که شاید مغلوب،
    پیش زیبایی ها!!
    بخدا خسته شدم،
    میشود قلب مرا عفو کنید؟
    و رهایم بکنید،
    تا تراویدن از پنجره را درک کنم!؟
    تا دلم باز شود؟!
    خسته ام درک کنید.
    میروم زندگیم را بکنم،
    میروم مثل شما،
    پی احساس غریبم تا باز،
    شاید عاشق بشوم!!
    [/SIZE]
    در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب ...
  4. #1429
    Aden

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    5,366
    2,350
    1,635

    پیش فرض

    [SIZE=3:7227c3b31e]لحظه ها ميگذرد

    و در اين تنهايي

    اندکي بيش نبايد خنديد

    خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است!!!!!

    پشت اين خنده سرد وبي روح

    گريه اي مستتر است...
    [/SIZE]
    ...
  5. #1430
    Fereshte

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    14,883
    8,789
    7,607

    پیش فرض تندیس

    [SIZE=3:33ee36e897]غرور مرا کجا شکسته ای؟

    میخواهم برای همیشه

    غرورم را بر دارم و بروم

    و با تکه تکه هایش

    تندیسی از چهره ی تو بسازم
    [/SIZE]
    عاشقانه هایت را نشانم بده!
    مگر یک زن چقدر می تواند حسرت ِ لمس ِ دستانتْ ميان ِ موهايش را ، در رمان ها بخواند ....!؟
  6. #1431
    MehR
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    زیر سقف پر ستاره
    نوشته ها
    4,831
    133
    220

    پیش فرض

    [SIZE=3:aadaf6f058]سلام ؛ حال من خوب است
    ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
    که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند . . .
    با این همه اگر عمری باقی بود
    طوری از کنار زندگی می گذرم
    که نه دل کسی در سینه بلرزد
    و نه این دل نا ماندگار بی درمانم . . .
    تا یادم نرفته است بنویسم:
    دیشب در حوالی خواب هایم ، سال پر بارانی بود . . .
    خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم
    دعا کردم که بیایی
    با من کنار پنجره بمانی ، باران ببارد
    اما دریغ که رفتن ، راز غریب این زندگیست
    رفتی پیش از آن که باران ببارد . . .
    می دانم ، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است !
    انگار که تعبیر همه رفتن ها ، هرگز باز نیامدن است
    بی پرده بگویمت :
    می خواهم تنها بمانم
    در را پشت سرت ببند
    بی قرارم ، می خواهم بروم ، می خواهم بمانم ؟!
    هذیان می گویم ! نمی دانم . . .
    نه عزیزم ، نامه ام باید کوتاه باشد
    ساده باشد ، بی کنایه و ابهام
    پس از نو می نویسم:
    سلام! حال من خوب است
    اما تو باور نکن . . .
    [/SIZE]

    دوست داشتن
    نام دیگر رسیدن است
    کافیست
    واگن اَت را دُرست سوار شَوی...!

  7. #1432
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض



    [SIZE=3:8587ca47af]
    قاصدك حرف دلم را تو فقط می دانی

    نامه عاشقیم را تو فقط می خوانی

    قاصدك هیچ كس با من نیست

    همه رفتند ، تو چرا می مانی؟؟
    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  8. #1433
    MehR
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    زیر سقف پر ستاره
    نوشته ها
    4,831
    133
    220

    پیش فرض

    [SIZE=3:2a64fe1715]
    زمانی انگــار همه, چیزی از خودشـــان را جایی جا گذاشتـه اند

    نمی دانم چی امــا شاید

    یکی مثل پــــدر لطافت و مهربانی اش را

    یکی مثل مـــــــادر نگرانی هایش را

    یکی مثل خـــــــــــــــــواهر اتاق خالی اش را

    یکی مثل بــــــــــــــــــــرادر دخترش را

    یکی مثل شـــــــــــــــــاملو خروس زری پیرهن پری اش را

    یکی شاید نجـــــــــــــــــابت و پاکـــــــــــــــــی اش رادر یک خیابان شلوغ

    یکی احســــــــــــــــــاس اش را در دل دیگری

    و

    یکی عشـــــــــــــــــــق اش را در قبرستانی متروک

    و

    .

    .

    .

    اما مــــــــــــن می خواهم

    در این هیاهـــــــــــو و هرج ومرج و آشفته بـــــــــــــــازار

    با وجود صــــــــــــدای پای هزار رهگذر پیاده وسواره

    با شنیدن صــــــــــــــداهای آرام و دلنشین از دور

    و صــــــــــــــداها و فریادهای بلند از نزدیک

    در میان این همه دلهـــــــــــــــــــــا ی سرد

    چهـــــــــــــره های نقاب دار

    لبخندهای شیطانی و مصنوعی

    "خـــــــــــــــــــــــ دم" را جا بگذارم

    .

    .

    .

    آری انگــــــــــــــاری جا گذاشتم

    نمی دانـــــــــم چی امـــــــــــــــا شاید

    بــــــــــــــــــی معرفتی ام را

    احســــــــــــــــاسم را

    عشــــــــق و دوست داشتنم را

    یا
    ...

    تـــــــــــــــــــــــو بگو در تو چی جا گذاشتم از خودم...!!!؟؟؟

    که الان

    تبـدیل شده ام به قاب عکســــــــــــــــــــــ ـی فرسوده در کنج اتاق که هر از گاهی نگاه ســــــــــــــــــــردی به آن خیره می شود؟!؟
    .
    [/SIZE]

    دوست داشتن
    نام دیگر رسیدن است
    کافیست
    واگن اَت را دُرست سوار شَوی...!

  9. #1434
    Ritaj
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    شــــــهر سکوت
    نوشته ها
    4,445
    0
    121

    پیش فرض

    [SIZE=3:3897060fb6]

    چه گويم از تقدير ؟! تقديري كه تيره و تار است سرنوشتي كه با كوله باري از غم از دل غمگينم عيادت مي كند چه گويم از حال و روز دل بيمارم كه نفسي ندارم غم ثانيه هاي بي كسي را به بهانه تو ، سوزاندم
    اما چه داشتم ؟ چه كاشتم ؟ چه برداشتم ؟
    هيچ ! هيچ ! هيچ !
    اما چرا ! يك چيز گرانبها يافتم ! مي داني چيست ؟
    يك گوهر گرانبها يافتم به نام غم
    روزي هزاران راه گريز از اين غم را مرور كردم اما ديدم غم با دل من انس عظيمي دارد
    غم جايي ندارد جز قلب بيمار و بي تاب من ! اگر غم را تنها بگذارم ، او هم مانند من دلشكسته مي شود
    گويا غم اميدي جز قلب بيقرار من ندارد پس چه جايي بهتر از يك قلب بيمار و تنها
    بگذار غم در اين دل خانه كند و تنها يار دل بي كسم باشد بين تمامي دلهاي عاشق جستجو كردم
    تنها يار خودم ماند يار هميشگي و زيباي من ياري كه تمامي لحظات با من بود و هرگز مرا رها نكرد
    يار هميگشي من غم بود و هست و خواهد بود غم را مي خواهم ، غمي كه از عشق در دل ريشم زدند . . .
    [/SIZE]
    در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب ...
  10. #1435
    Fereshte

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    14,883
    8,789
    7,607

    پیش فرض



    [SIZE=3:ef5283c38a]امشب هم صحنه سازی می کنم

    و خودم را گول می زنم ،

    حتما اسب سپیدش بیمار شده بود

    و نتوانست بیاید...!
    [/SIZE]
    عاشقانه هایت را نشانم بده!
    مگر یک زن چقدر می تواند حسرت ِ لمس ِ دستانتْ ميان ِ موهايش را ، در رمان ها بخواند ....!؟
  11. #1436
    Fereshte

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    14,883
    8,789
    7,607

    پیش فرض



    [SIZE=3:b6cd365931]سواحل صورتم را امشب

    امواج سهمگین اشک

    بیرحمانه میکوبد...

    مرغان دریایی احساسم

    بی قرار

    خبر از احتمال طوفان بی وفایی تو میدهند !
    [/SIZE]
    عاشقانه هایت را نشانم بده!
    مگر یک زن چقدر می تواند حسرت ِ لمس ِ دستانتْ ميان ِ موهايش را ، در رمان ها بخواند ....!؟
  12. #1437
    Ritaj
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    شــــــهر سکوت
    نوشته ها
    4,445
    0
    121

    پیش فرض

    [SIZE=3:9f42074ef0]
    دلم به اندازه تمام روزهای پاییزی٬ گرفته است
    آسمان چشمانم به اندازه تمام ابرهای بهاری٬ بارانی است
    و قلبم انگار به اندازه سردترین روزهای زمستانی ٬یخ زده است
    اما وجودم در کوره داغ تابستانی می سوزد...
    چه چهار فصلی است سرزمین دقایق من !!!
    [/SIZE]
    در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب ...
  13. #1438
    commander
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    دریای بیکران اندوه
    نوشته ها
    5,013
    1
    3

    پیش فرض

    [SIZE=3:57eefa999f]کاش وقتی آسمان بارانیست چشم را با اشک باران تر کنیم
    کاش وقتی که تنها می شویم، لحظه ای یاد یکدیگر کنیم
    [/SIZE]
    تنها یک تنها می داند که تنهایی تنها درد یک تنهاست
  14. #1439
    MehR
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    زیر سقف پر ستاره
    نوشته ها
    4,831
    133
    220

    پیش فرض

    [SIZE=3:c56f33222c]قلبم

    از های هوی تپش خالیست

    خشکش کن

    لای کتابچه خاطراتت

    خاطرات مصور

    ماندنی ترند!
    [/SIZE]


    دوست داشتن
    نام دیگر رسیدن است
    کافیست
    واگن اَت را دُرست سوار شَوی...!

  15. #1440
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    من اینم....
    من اینم و غرق خستگی آمده ام....
    ویرانم و از شکستگی آمده ام....
    از شهر یگانگی فراموشم کن....
    از شهر هزار دستگی آمده ام....
    آنجا با هر که زیستم کٌشت مرا...
    هر هم خونی ، به خونی آغٍشت مرا....
    صدها دستی که دوست می خواندمشان....که دوست می خواندمشان......
    صدها خنجر شکست در پشت مرا.....
    آنجا که کسی به من بپیوندد نیست....
    صبحی که به روی ظلمتم خندد، نیست....
    زنجیر فراوان ٍ فراوان....اما...
    چیزی که مرا به زندگی بندد نیست.....!
صفحه 96 از 1729 نخست ... 467686919293949596979899100101106116146196596 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,426 به 1,440 از 25922

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •