ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 1715 نخست 1234567122252102502 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 25712
  1. #16
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    من امشب سکوت دلم را شکستم
    سکوت شبستان غم را شکستم
    قسم خورده بودم که عاشق نباشم
    به عشقت چگونه قسم را شکستم
    تو در دیده ی من نشستی به حرمت
    و من هم حریم حرم را شکستم
  2. #17
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    عزیزا ؛ با یاد و نام او که تو را زندگی جاویدان بخشید آغاز خواهم کرد

    در خاطری که تویی دیگران فراموشند.
    هر چه تا بحال شنیده ای قبول ولی؛

    شاه ماهی تنگ بودن هم بد نیست
    اگر بدانی...

    ماهی هایی که به دریا می رسند
    از افسردگی می میرند !!!

    می دانی دریای من چیست ؟

    دریای من اغوش گرم توست و میدانی چرا به آن میرسم میخواهم از افسردگی
    بمیرم ؟

    چون وقتی به تو میرسم میبینم تو نیستی و آن آغوش تجسمی از تواست که از

    فرط ندیدنت احساس میشود :P


    و وقتی میفهمم تو نیستی از افسردگی خواهم مرد
  3. #18
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    :arrow: کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را
    کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم
    و من چون شمع میسوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند
    و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم
    درون کلبه ی خاموش خویش اما
    کسی حال من غمگین نمی پرسد
    ومن دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم
    درون سینه ی پر جوش خویش اما
    کسی حال من تنها نمی پرسد
    و من چون تک درخت زرد پاییزم
    که هر دم با نسیمی میشود برگی جدا از او
    و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند
  4. #19
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    دیروز
    دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان فریب، بساطش را پهن کرده بود و نیرنگ می*فروخت. مردم دورش جمع شده* بودند،* هیاهو می*کردند و هول می*زدند و بیشتر می*خواستند. توی بساطش همه چیز بود: غرور و حرص،* دروغ و خیانت،* جاه*طلبی و سوء ظن و ... هر کس چیزی می*خرید و در ازایش چیزی می*داد. بعضی*ها تکه*ای از قلبشان را، بعضی* پاره*ای از روحشان، بعضی*ها ایمانشان را، بعضی آزادگیشان و بعضی عفت و عفافشان را و شیطان می*خندید و تخفیف می*داد
  5. #20
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    :) ببخشيد اول سلام نكردم. :x سايتتون باحاله :roll: .موفق باشيد :P .اميدوارم عضو فعالتون باشم :?: :evil:
  6. #21
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,776
    16,017
    20,243

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط sabah
    :) ببخشيد اول سلام نكردم. :x سايتتون باحاله :roll: .موفق باشيد :P .اميدوارم عضو فعالتون باشم :?: :evil:
    مرسي...به بخش دوستيابي مراجعه كنيد و خودتون رو معرفي كني :wink:

    ..........
    وقتي ميگم: قلبم سنگ شده، به خاطر اين نيست كه كسي رو توش راه ندم، . . . . .. . . . . . . . . .

    به خاطر اينه كه ميخوام فقط تو توش باشي
  7. #22
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    اولش همه شکل هم هستیم
    کوچولو و کچل
    حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است
    با اولین گریه بازی شروع میشه
    هی بزرگ می شیم
    بزرگ و بزرگتر
    اونقدر بزرگ که یادمون میره
    یه روز کوچولو بودیم
    دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
    حتی صداهامون
    گاهی با هم می خندیم ، گاهی به هم!
    اینجا دیگه بازی به نیمه رسیده
    واسه بردن بازی
    روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد
    گاهی باید برای بردن بازی
    بین دو نیمه
    دوباره باید متولد شد ....
  8. #23
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    برای چندمین بار از تو گفتم که شهر عشق تو پایان ندارد

    به یادت هست زخمی بر دلم هست که جز لبخند تو درمان ندارد



    زلالی تو به رنگ اشک برکه تو با روح شقایق آشنایی

    تو در آئینه سرخ غزلها همیشه ابتدا و انتهایی



    کنار پنجره تنهای تنها میان هاله ای از غم نشستم

    تو آرایشگر چشمان موجی و من زیبائیت را می پرستم



    تو با بارانی از جنس نیازم مرا به ساحل ادراک خواندی

    و با زیباترین فانوس دریا مرا تا قعر دریاها رساندی



    تو روز جشن میلاد سپیده به باران یک سبد لبخند دادی

    تو دست زرد یاس خسته ای را به چشم عاشقان پیوند دادی



    تمام سرزمین آرزو را به دنبال گلستان تو گشتم

    میان سقف گیتی را گشودم پی یک قطره باران تو گشتم



    میان کوچه باغ سبز یادت ترنم های سرخ آرزو بود

    و در ایوان چشمت یک پرستو همیشه با دلم در گفتگو بود



    قسم به آه نرم و خیس ساحل قسم به آرزوی پاک دنیا

    قسم به ابتدای شعر پرواز قسم به انتهای باغ دنیا



    تو چون یک واژه نیلوفری رنگ میان دفتر دل ماندگاری

    اگر شهر نگاهت فرصتی داشت به یادم باش در هر روزگاری
  9. #24
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    دلم تنگ است

    دلم ميسوزد از باغي كه ميسوزد

    نه ديداري نه بيداري

    نه دستي از سر ياري

    مرا آشفته مي دارد چنين آشفته بازاري

    :evil: :evil: :evil: :evil:
  10. #25
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    وقتي چشمام پر اشكه وقتي قلبم بي قراره
    وقتي پابه پاي ابرا چشم من بارون مي باره
    وقتي مثل يه پرنده ميرم و گوشه مي گيرم
    وقتي با نبودن تو توي هر لحظه مي ميرم
    با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم
    من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم بي قرارم

    وقتي خواب تو مي بينم خواب عاشقونه ي تو
    وقتي كه قطره ي اشكو مي بينم رو گونه ي تو
    وقتي قلب عاشقم رو پيش پاي تو مي ذارم
    وقتي كه بلور اشكو واسه تو هديه مي يارم
    با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم
    من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم

    تو كه نيستي تو كه نيستي قلب عاشق بي قراره
    آرزوي تو رو داشتن باز تو رو يادم مي ياره
    تو بدون كه بي تو هرگز شب من سحر نمي شه
    جز تو چشمام واسه هيچكس نمي باره تر نمي شه
    هنوزم حس نيازت از تو قلب من نرفته
    كاش بدوني كاش بدوني زندگي بي تو چه سخته
  11. #26
    mahtab571372
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    کوچه های تنهایی!
    نوشته ها
    3,300
    516
    48

    پیش فرض

    ميشه مثل يه قطره اشك بعضيها رو از چشمت بندازي بيرون ولي هيچ وقت نميتون جلوي اشكي رو كه به خاطر رفتن بعضي ها از چشمت جاري ميشه رو بگيري. 8O
    دلت که تنگِ یک نفر باشد...
    خودِ خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموش کنی
    فایده ندارد......!
  12. #27
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,776
    16,017
    20,243

    پیش فرض

    تکيه بر ديوار کردم خاک بر پشتم نشست.


    دوستي با هر که کردم عاقبت قلبم شکست.

    آن قدر رنجي که دنيا بر دل ما مي کند.

    بر دل هر کس کند او ترک دنيا مي کند.

    با خودم گفتم:که فردا ترک دنيا مي کنم.
  13. #28
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    عاقبت تو نخواهی دانست، چه کسی بَهر تو زیست ،
    چه کسی بهر تو مُرد،چه کسی باتو زمانی سر کرد ،
    که منٍِِ شهره به رسوایی را، تو ندانستی کیست، تو نخواهی دانست...
  14. #29
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    :arrow: :arrow: :arrow:
    حس که پیدا شد عشق باریدن گرفت، هیچ میدانی رمز عاشق بودن

    هرکس فقط این است: ساده بودن، ساده دیدن، و ساده پذیرفتن...پس

    ساده میگویم، ساده...دوستت دارم

    :P :P :P
  15. #30
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    سیه چشمی به کار عشق استاد

    به من درس محبت یاد می داد

    مرا از یاد برد آخر ولی من

    به جز او عالمی را بردم از یاد

    :roll:
صفحه 2 از 1715 نخست 1234567122252102502 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 25712

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 4 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 4 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •