ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 5 از 1722 نخست 12345678910152555105505 ... آخرین
نمایش نتایج: از 61 به 75 از 25820
  1. #61
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض


    دلم را سپردم به بنگاه دنيا / و هی آگهی دادم اينجا و آنجا / و هر روز / برای دلم مشتری آمد و رفت / و هی اين و آن / سرسری آمد ورفت / ولی هيچ کس واقعا / اتاق دلم را تماشا نکرد / دلم قفل بود / کسی قفل قلب مرا وا نکرد / يکی گفت: / چرا اين اتاق / پر از دود و آه است / يکی گفت: / چه ديوارهايش سياه است! / يکی گفت: / چرا نور اينجا کم است / و آن ديگری گفت: و انگار هر آجرش / فقط از غم و غصه و ماتم است! / و رفتند و بعدش / دلم ماند بی مشتری / و من تازه آن وقت گفتم: / خدايا تو قلب مرا می خری؟ / و فردای آن روز / خدا آمد و توی قلبم نشست / و در را به روی همه / پشت خود بست / و من روی آن در نوشتم: / ببخشيد، ديگر / برای شما جا نداريم / از اين پس به جز او / کسی را نداريم
  2. #62
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    --------------------------------------------------------------------------------



    نمی خواهم برگردی
    این را به همه گفته ام
    حتی به تو
    به خودم
    اما نمی دانم
    چرا هنوز
    برای آمدنت فال می گیرم!
    چرا هنوز
    پشت هزاران ترانه خاموش به انتظارت نشسته ام!
    تا تو را آرزو کنم!
    اما هنوز نمی خواهم برگردی
    می دانی که دروغ نمی گویم
    اگر هنوز تو را آرزو می کنم
    برای بی آرزو نبودن است
    و شاید هم
    آرزویی زیباتر از تو سراغ ندارم!
    اما هنوز هم نمی خواهم برگردی...
  3. #63
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    بشین تا برات بگم تنهائی چه رنگیه :evil: :evil: :evil:
  4. #64
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    تو که تنها نمی مونی من تنها رو دعا کن

    خاطرات مو نگهدار اما دستامو رها کن


    :o
  5. #65
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    شب هجر است بس قصه دراز است امشب

    وای بر آنکه مرا محرم راز است امشب
  6. #66
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد

    این دل نفرین شده ماست که تنهاست
  7. #67
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    گریه نکن

    گریه نکن نازنینم میرسد روزی که تنهاییت غروب کند...می آید روزی که او نیز بی تاب شود...
  8. #68
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    هر دلی از سوز ما اگاه نیست
    غیر را در خلوت ما ، راه نیست
    چیستم من؟ اتشی افروخته
    لاله ای از داغ حسرت سوخته
    سودم ازسودای دل جز درد نیست
    غیر اشک گرم اه سرد نیست...
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  9. #69
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    دیر گاهی است سولی دارم

    سهم آزادی پروانه کجاست؟

    و چرا بال کبوتر فقط آهنگ قفس می خواند؟

    مرغ باران به کجا می بارد!

    و چرا یک گنجشک ، بار اول که سر از لانه برون می آرد

    تا که پر گیرد و بالا برود ، آسمان را جا نیست؟

    و نمی داد من

    از چه روی می گویند، شب خمار است و سیاه

    شب اگر تاریک است ، علتش بخشش خورشید به ماه است و زمین

    و سوالم این است

    سهم دلتنگی خورشید کجاست؟
  10. #70
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    بگم که خیلی تنهام می دونی یاری ندارم

    چی بگم که غیر غصه دیگه دلداری ندارم

    هیچ کسی پا نمی ذاره به سراچه خیالم

    هیچ کسی نداد جواب این سوال بی جوابم
  11. #71
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    اگر با دیگرانش بود میلی چرا دست مرا بشکست لیلی

    تو هرگز نازنین صادق نبودی به فکر این دل عاشق نبودی

    دل پاکی که حکم کیمیا داشت به تو دادم ولی لایق نبودی

    دل غمدیده درمانی ندارد سر شوریده سامانی ندارد

    گمان کردم که در پایان راهم ولی این راه پایانی ندارد
  12. #72
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    روي يك كاغذ بي خط سفيد
    من نوشتم((قطره)) تو نوشتي((دريا))
    من نوشتم ((من و تو)) تو نوشتي ((نه .ما))...
    سالها بعد كه تازه من و تو ((ما))شده بود
    روي يك كاغذ خط دار سفيد

    تو نوشتي ((قطره)) من نوشتم((دريا))
    تو نوشتي ((من و تو) من نوشتم((نه. ما))
    فاصله بين ((من))و((تو)) دوباره به عمق دريا شده بود
  13. #73
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    من و تو مثل دو تا خط ميمونيم که توي دفتر مشق اسير شديم


    نرسيديم به هم و آخرشم تو همون دفترکهنه پير شديم بي هم وکنار هم روزها گذشت

    دستهاي من نرسيد به دست تو ميدونيم که ما به هم نمي رسيم مگه با شکست من شکست تو

    ما به هم نمي رسيم آخر بازي همينه آخر عشق دو تا خط موازي همينه اگه من بشکنم

    وتو بي خيا ل بگذري از من و تنهام بذاري
  14. #74
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...
  15. #75
    sabah
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    June 2008
    نوشته ها
    327
    0
    34

    پیش فرض

    فــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــریــــــــــــاد

    فــــــــــــــــــــریــ ـــــــــــادی بـــــــرای تــــــــــــــــو

    فریادی که از اعـــــماق قلـــــب خستـــه ام پا می گیرد

    و هــــــــــــــنـــــــــ ـوز کــــــــــــــــه هـــــنـــــــــوز اســـت

    و بــــا ایـــــــــــــن کــــــــه مـــــــدت ها از رفتنــــــت گذشته

    هنــــــــوز بر حنــــــــــــــجره خســــــته ام جاری نگـــــــــــشته



    زیـــــــــبایــــــم

    هنوز نتوانسته ام درد عمیق

    نبــــودن و رفتـــــــنت را باور کنـــــم



    عشــــــــــــــــــــــق من

    هنوز صـــــدای زیبای مستیت

    و هنوز گم شدن در قطره قطره ی

    بـــــــــــــعد صدایت فراموشم نشده

    و بــــــــــه خدای اسمان ها قســـــــــم

    هـــــــنــــــوز کـــــه هــــنـــــوز اســـــــــت

    عروجی که با تو بودن برایـــم اورده پایان نیافته



    پرنده را که ازاد کنی

    روزی برمــــــــــی گردد

    و مــــــــــــــن خاکـــــــی

    از ایــــــــــن اتفــــــاق زمینی

    زیـــــــــــــاد دور نیســــــــتــــم

    روزی مـــــــــــــــی ایـــــــــــــــــم

    و تـــــــــــــــو را بــــــــــا خـــــــــــــود

    بـــــــــــــــه اوج رویاهـــــایم می بــــرم

    مـــــی بــــــــــرم تــــــــــــا ببــــــیــــــــنی

    مــــــــــخمـــــــــل رویــــــاهــــای پســــــــرک

    چــــــــــــــــــــه رنــــــــــــــــــگــــ ـــــــــــــی دارد!!!!!!!

    مــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــن می ایـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــم

    مـــــــــــــــنــــــــ ــــــــــــتـظــــــــــ ـــــــــــــرم بــــــــــــــــــــــــ اش
صفحه 5 از 1722 نخست 12345678910152555105505 ... آخرین
نمایش نتایج: از 61 به 75 از 25820

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •