ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 21 از 464 نخست ... 111617181920212223242526314171121 ... آخرین
نمایش نتایج: از 301 به 315 از 6960
  1. #301
    marjan69
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    7,403
    5,689
    2,303

    پیش فرض

    مهربانی تزئین لحظه هاست

    برای مهربانیت جوابی جز دوست داشتن ندارم

    دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.
  2. #302
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    مـــــــادر ؛

    تو كه آهسته می خوانی قنوت گريه هايت را

    ميان ربنای سبز چشمانت ؛

    دعايم كن



    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  3. #303
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض


    ... فکرت عبور می کند از من
    مریم ها می شکفند
    سرمست ام!
    *
    ساقه ای سبز می پیچد در من
    ریشه می دواند
    در قلبم
    *
    سرشارم!
    شعله می شوم
    می نشینم بر کاغذ های کاهی
    *
    آرامم!
    میان ِ سطور گرم و خموش
    *
    زیرا که من
    بهشت کوچک خود را
    دارم!


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  4. #304
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    زيباترين واژه بر لبان ادمي واژه "مادر" است

    زيباترين خطاب "مادر جان" است

    "مادر" واژه ايست سرشار از اميد و عشق ، واژه اي شيرين و

    مهربان که از ژرفاي جان بر مي ايد...



    "جبران خليل جبران"



    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  5. #305
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    زندگی دربازی چند واژه خلاصه می شود *!..


    خدا ،عشق و تو ..


    که خلاصه تمام آنهایی!


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  6. #306
    sarina1111
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    تــــویــــ قــــلبـــشــــ !!!
    نوشته ها
    13,528
    5,880
    5,691

    پیش فرض

    نام تو را آورده ام دارم عبادت میکنم گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت میکنم
    دستت به دست دیگری ..... از این گذشته کار من
    اما نمیدانم چرا دارم حسادت میکنم
    گفتی دلم را بعد از این دست کسی دیگر دهم
    شاید تو با خود گفته ای دارم اطاعت میکنم
    رفتم کنار پنجره دیدم تو را با .............. بگذریم
    چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت میکنم
    من عاشق چشم توام تو مبتلای دیگری
    دارم به تقدیر خودم چندی است عادت میکنم
    گفتی محبت کن برو.... باشد خداحافظ ولی
    رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم
    تقصیر از ما نیست…
    بعضیا خودشون دلشون میخواد "یادگاری" باشن پشت در مستراح عمومی!!!

  7. #307
    DELGIR
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2009
    نوشته ها
    4,045
    2,208
    797

    پیش فرض

    به رویای پرندگان راهمان نمی دهند




    همین مختصر که تو در من اوج می گیری و من




    از کف دستت جرعه ای می نوشم




    برایم کافی ست

    این منم خسته در این کلبه تنگ

    **************************************



  8. #308
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    باور کنید

    مجنون ها

    گاهی بدون هیچ میلی!

    ظرف، دل و حتی خود شما را میشکنند!!

    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  9. #309
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    این بار تو بگو ...


    دوست داری ام !!..



    آسمان را گفته ام به زمین نیاید...





    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  10. #310
    marjan69
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    7,403
    5,689
    2,303

    پیش فرض

    میدونی چرا بارون از پشت شیشه قشنگ تره

    چون بدون اینکه خیس بشی احساسش میکنی

    مثل دیدن گریه کسی که خیلی دوستش داری ، همینطوره مگه نه
    دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.
  11. #311
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    آنقــــدر باورت دارم

    که وقتــی میگــویی باران
    خیــس میشـــوم...

    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  12. #312
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    مادر اینک که من شبزده محبوس غمم

    ریشۀ رنج پراکنده شده در بدنم


    مثل ایام طفولت که سخن میگفتی


    باز هم قصه بگو .........


    گوشها گرسنۀ قصۀ تست


    چشمها تشنۀ آب سخنت


    باز هم قصه بگو ...


    تا به دهلیز سخنهای تو آواره شوم


    مادرم مادر شیرین گفتار


    مادرم مادر با مهر ووفا


    باز هم قصه بگو


    آه ای مایه مهر


    آه ای مظهر عشق


    ای مرا ملحم اشعار سرود پاکت


    دیگرم شعر بسست


    دیگرم عشق بسست


    شاعری زخمۀ جان گردیده


    عشق هم زخمۀ روحم شده است


    تو برایم شعری


    تو برایم عشقی


    و من اینک مادر


    رو به گلزار وبه گلزار وجودت آرم


    که پر از مایۀ مهر است ووفا


    این طنین سخن تست که باید امروز


    بدرد پردۀ سنگین سکوت


    ومن آن طفلم وافسانه پرست


    که در این بلبشوی درد انگیز


    قصۀ تست که شادم سازد


    سخن تست به وجدم آرد


    آه مادر مادر


    بازهم قصه بگو


    قصه از غصه بگو ...




    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  13. #313
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    آرزوهایت بلند بود




    دست های من کوتاه




    تو نردبان خواسته بودی




    من صندلی بودم




    با این همه




    فراموشم مکن




    وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای




    و به ماه فکر می کنی.

    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  14. #314
    Anita
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    نوشته ها
    11,092
    1,904
    4,756

    پیش فرض


    حالا هِي بيا و برو


    و روي اين زخم کهنه نمک بپاش!

    من اما، عاشق ِ چشمهاي ِ قشنگِ تو بودن را

    با دنيا عوض نمي کنم

    ...




    هرگاه دفتر محبت را ورق زدی!


    و هرگاه زیر ِ پایت خش خش ِ برگها را حس کردی!

    هرگاه در میان ستارگان آسمان

    تک ستاره ای تنها دیدی

    برای یک بار در گوشه ای از ذهن خود

    نه به زبان!

    بلکه از ته ِ قلب خود بگو!

    یادت بخیر . . .

  15. #315
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    پیش فرض

    " تـــو "

    دو حرفـــــــــ ــــــ ــــ بیشتر نیســـت ،

    کلمه ی کـــوتاهی

    کـــــ ـــ ـه برای گفتنش ..

    جانم به لبــــــ ـــ ـ رسید و

    ناتمـــــ ــــ ــام ماند ..*
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

صفحه 21 از 464 نخست ... 111617181920212223242526314171121 ... آخرین
نمایش نتایج: از 301 به 315 از 6960

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •