ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 455 نخست 12345678132353103 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 6821
  1. #31
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    [SIZE=3:6aa9c662e3]
    پدر جان یاد آن شبها که مارا شمع جان بودی
    میان ناامیدیها چراغ جاودان بودی

    برایت زندگانی گرچه یکسر رنج و سختی بود
    بنازم همتت بابا که تا بودی صبور ومهربان بودی
    [/SIZE]
    [SIZE=3:6aa9c662e3]
    پدرم اين جوري بود وقتي من :


    4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .

    5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .

    6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.

    8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.

    10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت.

    12 ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه .... ديگه پيرتر از اونه كه بچگي هاش يادش بياد.

    14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .

    16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .

    18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .

    21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه

    25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .

    30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .

    40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .

    50 ساله كه شدم حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو ندونستم
    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  2. #32
    Ritaj
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    شــــــهر سکوت
    نوشته ها
    4,445
    0
    121

    پیش فرض

    [SIZE=3:e727c35145]کدامين قلبی ست که لبريز از مهر مادر نباشد؟

    مادر به خا ک پای تو سوگند در جهان
    پاکــيزه تر زمهر تو در سيـنه ای نبود

    آلوده بود جز دل تو هر دلی که بـــود
    مهری نبـود کز پی آن کينه ای نــبود

    ******************************

    پاسی ز شب گذشته وخوابم نميبـرد
    ای جان فدای ديده ی شب زنده دارتو

    چون کودکان خسته سرا پا بــهانه ام
    بازا کـــــه باز مانـــــده دلم بی قرار تو
    [/SIZE]
    در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب ...
  3. #33
    gomnam
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    July 2008
    نوشته ها
    889
    10
    46

    پیش فرض


    [SIZE=3:60840ff4f2]در هوای مادرم دم میزنم
    می شناسم این صدای پای اوست....قامت تاریخ عشق افرای اوست
    می شناسم کویش باران وبرگ....این سرایش شیوه شیوای اوست
    پشت پرچین بلند آفتاب....سایه سار روشن ماوای اوست
    ساده تر باید بگویم،هر کجا....آبروی هست،آنجا،جای اوست
    قطره باران،زلالیهای آب....از زلال کوثر والای اوست
    نسترن های بهاری صورتی....پوشش خاک کف پاهای اوست
    پرنیان آب ابر آلودگان....وصله های جامه تقوای اوست
    در دل بی طاقت شعرم شعور....از حضور گرمی گیرای اوست
    در هوای مادرم دم میزنم....غنچه ها هم بوی وهم معنای اوست
    مادری در بهترین آیات نور....نور اعظم زهره زهرای اوست
    [/SIZE]
  4. #34
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    [SIZE=3:52e89150b7]
    ای خوب!غزل ترین غزل،ای مادر
    آمیزه ی خنده و عسل ای مادر

    تو روح مرا که زخمی بی مهریست
    با عشق بگیر در بغل ای مادر
    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  5. #35
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    [SIZE=3:d55b0fd011]

    :?: مقام مادر :?:


    آسمان را گفتم
    می توانی آیا
    بهر یک لحظهء خیلی کوتاه
    روح مادر گردی
    صاحب رفعت دیگر گردی
    گفت نی نی هرگز
    من برای این کار
    کهکشان کم دارم
    نوریان کم دارم
    مه وخورشید به پهنای زمان کم دارم
    ***
    خاک را پرسیدم
    می توانی آیا
    دل مادر گردی
    آسمانی شوی وخرمن اخترگردی
    گفت نی نی هرگز
    من برای این کار
    بوستان کم دارم
    در دلم گنج نهان کم دارم
    ***
    این جهان را گفتم
    هستی کون ومکان را گفتم
    می توانی آیا
    لفظ مادر گردی
    همهء رفعت را
    همهء عزت را
    همهء شوکت را
    بهر یک ثانیه بستر گردی
    گفت نی نی هرگز
    من برای این کار
    آسمان کم دارم
    اختران کم دارم
    رفعت وشوکت وشان کم دارم
    عزت ونام ونشان کم دارم
    ***
    آنجهان راگفتم
    می توانی آیا
    لحظه یی دامن مادر باشی
    مهد رحمت شوی وسخت معطر باشی
    گفت نی نی هرگز
    من برای این کار
    باغ رنگین جنان کم دارم
    آنچه در سینهء مادر بود آن کم دارم
    ***
    روی کردم با بحر
    گفتم اورا آیا
    می شود اینکه به یک لحظهء خیلی کوتاه
    پای تا سر همه مادر گردی
    عشق را موج شوی
    مهر را مهر درخشان شده در اوج شوی
    گفت نی نی هرگز
    من برای این کار
    بیکران بودن را
    بیکران کم دارم
    ناقص ومحدودم
    بهر این کار بزرگ
    قطره یی بیش نیم
    طاقت وتاب وتوان کم دارم
    ***
    صبحدم را گفتم
    می توانی آیا
    لب مادر گردی
    عسل وقند بریزد از تو
    لحظهء حرف زدن
    جان شوی عشق شوی مهر شوی زرگردی
    گفت نی نی هرگز
    گل لبخند که روید زلبان مادر
    به بهار دگری نتوان یافت
    دربهشت دگری نتوان جست
    من ازان آب حیات
    من ازان لذت جان
    که بود خندهء اوچشمهء آن
    من ازان محرومم
    خندهء من خالیست
    زان سپیده که دمد از افق خندهء او
    خندهء او روح است
    خندهء او جان است
    جان روزم من اگر,لذت جان کم دارم
    روح نورم من اگر, روح وروان کم دارم
    ***
    کردم از علم سوال
    می توانی آیا
    معنی مادر را
    بهر من شرح دهی
    گفت نی نی هرگز
    من برای این کار
    منطق وفلسفه وعقل وزبان کم دارم
    قدرت شرح وبیان کم دارم
    ***
    درپی عشق شدم
    تا درآئینهء او چهرهء مادر بینم
    دیدم او مادر بود
    دیدم او در دل عطر
    دیدم او در تن گل
    دیدم اودر دم جانپرور مشکین نسیم
    دیدم او درپرش نبض سحر
    دیدم او درتپش قلب چمن
    دیدم او لحظهء روئیدن باغ
    از دل سبزترین فصل بهار
    لحظهء پر زدن پروانه
    در چمنزار دل انگیزترین زیبایی
    بلکه او درهمهء زیبایی
    بلکه او درهمهء عالم خوبی, همهء رعنایی
    همه جا پیدا بود
    همه جا پیدا بود

    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  6. #36
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    [SIZE=3:041d8cac31]
    پدر ای وجودم از تو
    قدرت و توان گرفته

    ای که از دم نفسهات
    هستی من جان گرفته

    پدر ای که از تو جاری
    خون زندگی تو رگهام


    ای که از نور دو چشمت
    نور زندگی به چشمام

    پدر امروز به پاهام
    دیگه نای رفتنی نیست

    جز دریقی رو لبهام
    دیگه حرف گفتنی نیست

    پدر ، پیچ و خم راهم
    نمیخوام بی راهه باشه

    گل سرخ آرزوهام
    توی فکر غنچه باشه

    پدر دست یاری تو
    اگه دستامو نگیره

    کوره راه رفتن من
    مثل شبهام میشه تیره
    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  7. #37
    gomnam
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    July 2008
    نوشته ها
    889
    10
    46

    پیش فرض

  8. #38
    gomnam
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    July 2008
    نوشته ها
    889
    10
    46

    پیش فرض



    [SIZE=3:e4e942ebab]هیچ قدرت،حتی باشکوهترین تجلیات آسمانی ومقدسترین پدیده های الهی هم نمی تواند معیار عظمت روح ومیزان پاکی عشق مادر را اندازه بگیرد.
    تنها خدای بزرگ است که بپاس درک مقام آسمانی مادر،بهشت را با آنهمه زیبائی وصفا،در پیش پای مادران آراست.
    [/SIZE]
  9. #39
    gomnam
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    July 2008
    نوشته ها
    889
    10
    46

    پیش فرض


    [SIZE=3:9c2887ff27]تنهایی غربت سخته ای مادر
    غم دوری تو چه دردیه مادر
    آتیش میزنه به قلب داغونم
    تو میدونی که من بی تو نمی مونم
    سر مو بگیر تو دامنت ماد
    بکش دست نوازش بسرم مادر
    بذار داد بکشم گریه کنم مادر
    بتزم بگم هنوز محتاجتم مادر
    مادر.....مادر.....مادر.....
    دلم بی تو شده دیوونه مادر
    دوای دردمی ای جونه مادر
    مادر.....مادر.....مادر.....
    تو تنها باور ویاورم مادر
    همه دردات به جون ای جونه مادر
    بگو مادر کجایی تویی جون پناهی
    واسه دردهای این دل تو تنها آشنایی
    شکستی با غم من،توخوردی غصه من
    فدای خاک پاتم تو ای تاج سر من
    ببین بی تو دلم دنیای درده
    چه غمی توی این دل لونه کرده
    واسه یاد قدیما بچگیا
    دلم تنگه هوای تو رو کرده
    [/SIZE]
  10. #40
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    [SIZE=3:199e459468]
    مادر ! ببین* که* خسته*ام* ! تنها وُ دل* شکسته*ام* !
    مثل*ِ زمون*ِ بچّه*گی* ، کنارِ تو نشسته*اَم* !

    مادر ! نگاهی* کن* به* من* ! ساکت* نمون* ! حرفی* بزن* !
    از بی*وفایی*هام* بگو ! از تلخی*ِ تنها شُدن* !

    مادرِ گُل* ! بانوی* عشق* ! خاتون*ِ موسپیدِ من* !
    هنوز تو فصل*ِ بی*کسی* ، تنها تویی* اُمیدِ من* !

    مادر ! برام* قصّه* بگو ! بگو پُل*ِ ترانه* کو ؟
    قصّه*های* قدیمی* رُ ، بگو دوباره* مو به* مو !

    از من* بگو که* بی*صدام* ! نگو که* از یادت* جُدام* !
    بگو می*شینی* هر غروب* ، منتظرِ صدای* پام* !

    نگو کسی* به* در نزد ! من* اومدم* که* تا اَبَد !
    عصای* دست*ِ تو بِشم* ! تو لحظه*های* خوب*ُ بَد !

    دستای* مهربونت*ُ ، تو وقت*ِ گریه* کم* دارم* !
    بدون* که* بی*سایه*ی* تو ، تو زنده*گی* بد میارم* !

    مادرِ گُل* ! بانوی* عشق* ! خاتون*ِ موسپیدِ من* !
    هنوز تو فصل*ِ بی*کسی* ، تنها تویی* اُمیدِ من* !
    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  11. #41
    gomnam
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    July 2008
    نوشته ها
    889
    10
    46

    پیش فرض

  12. #42
    selina
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    گوشه ای از گیتی
    نوشته ها
    4,711
    0
    10

    پیش فرض

    [SIZE=3:66dcbd577f]مادر.....

    اي لطيف ترين گل بوستان هستي،
    اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند.
    گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد.
    گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند.
    گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد.
    گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.
    گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد.

    مادر تو شگفتي خلقتي،
    تو لبريز از عظمتي؛
    تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.
    [/SIZE]
    هیچکس حیرانی ام را حس نکرد
    وسعت پنهانی ام را حس نکرد

    در میان خنده های تلخ من
    دیده ی بارانی ام را حس نکرد
  13. #43
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    [SIZE=3:9b9cb89a66]
    شد صفحه روزگار تیره
    تا دفتر من گشود مادر

    از هستی من، نشانه ای نیست
    خود بودن من چه بود، مادر

    ناموخت مرا زمانه درسی
    رندانه ام آزمود، مادر

    من در یتیم و گردش چرخ
    از دست توام ربود مادر

    در دامن روزگارم افکند
    از دامن خود چه زود مادر

    حالیست مرا که گفتی نیست
    گریم همه رود رود مادر

    هر روز سپهر سفله داغی
    بر داغ دلم فزود مادر

    از اختر من شدست گویی
    دریای فلک کبود مادر

    این ابر منم کز آتش دل
    بر چرخ شدم چو دود، مادر

    با من همه بخت در ستیزاست
    من خاستم، او غنود، مادر

    ابریشم بخت من تهی گشت
    یکباره ز تار و پود، مادر

    این کودک درد آشنا را
    ایکاش نزاده بود، مادر

    شعریست که در غم تو، فرزند
    با خون جگر سرود مادر 8O
    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  14. #44
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض


    [SIZE=3:d6b7eee8d5]
    در بوسه هاي مادر
    خورشيد نور باران
    آغاز روز تازه
    لبخند بامدادان



    در خنده هاي مادر
    عطر خوش گلستان
    زيبايي طبيعت
    شادابي بهاران.



    مادر تو جاوداني
    با من تو مهرباني
    با من تو همزباني



    مادر تو بهتريني
    مادر تو نازنيني
    مادر تو دلنشيني
    بر حلقه ام نگيني.



    مادر هميشه بيدار
    مادر هميشه در كار
    باشد براي فرزند
    مادر هميشه غم خوار
    مادر هميشه خوش قلب
    مادر هميشه دل سوز
    مادر هميشه روشن
    خورشيد عالم افروز.



    در چشم هاي مادر
    آبي آسماني
    روًياي سبز نوروز
    معناي زندگاني



    در اشك هاي مادر
    پاكي آب باران
    رنگين كمان روشن
    آواي چشمه ساران.



    مادر زعشق سرشار
    روح نثار و ايثار
    در راه كودكانش
    مادر بود فداكار



    مادر چراغ خانه
    گرماي آشيانه
    مهرش درون قلبم
    ماناست جاودانه.



    مادر هميشه بيدار
    مادر هميشه در كار
    باشد براي فرزند
    مادر هميشه غم خوار
    مادر هميشه خوش قلب
    مادر هميشه دل سوز
    مادر هميشه روشن
    خورشيد عالم افروز.



    در نغمه هاي مادر
    لالايي محبت
    شعر بلند پيوند
    آواي انس و الفت



    در پند هاي مادر
    شيريني سعادت
    آسايش دو گيتي
    شادي بينهايت.
    [/SIZE]




    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  15. #45
    gomnam
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    July 2008
    نوشته ها
    889
    10
    46

    پیش فرض


    [SIZE=3:6d10bf51f4]قلب مادر عالم بزرگ وشکوهمندی است که همه جای آن از عاطفه وعشق ساخته شده:
    عشق مادرانه،عشق جاویدان،عشق آسمانی،عشقی که فروغ ابدی دارد[/SIZE]
صفحه 3 از 455 نخست 12345678132353103 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 6821

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •