ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 6 از 464 نخست ... 234567891011162656106 ... آخرین
نمایش نتایج: از 76 به 90 از 6960
  1. #76
    fariba
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    روستاي ساده عشق
    نوشته ها
    7,082
    247
    275

    پیش فرض

    [SIZE=3:b236c030e7]بنازم همت والای مــــــــــادر

    به قـــــــربان قـــــــد و بالای مـــــادر

    تن جـــــان و سر و پايم فــــــدا بـــــاد

    بــــــــه راه صبر جـــــــانفرساي مادر

    نمي رفتم به خــــواب راحت و خوش

    نبــــــود از نغمه يي لالاي مـــــــــادر

    فــروغش روشنايي بخش جانهــــاست

    رخ همر جهـــــــــان آراي مــــــــادر

    ادا نتوان كنـــــم حقش، اگــــــــــر سر

    بريزم همچــــــو زر در پـــــــاي مادر

    به كودك، بـــــوي مادر مـي دهد جان

    نگيرد دايه هـــــرگز، جاي مـــــــــادر

    همه شب دـــــيده گان من، بــــــود باز

    كه باشد انـــــدر آن، مـــــاواي مـــادر

    لبم را بوسه ها مــــــــــــي زد شبانگاه

    لب شيــــرين شكـــــــــر زاي مـــــادر

    مي عشق و وفـــــا، در كــام من ريخت

    بـــــود اين مستي از صهباي مـــــــادر

    مــــــرا با شيره ي جان، پرورش داد

    دل پر مهــــــــــــر و پرغــوغاي مادر

    نخستين حـــــــرف را، او يـاد من داد

    منم يك قطره از در پــــاي مـــــــــادر

    گلـم با آب مهر ش، چـون عجين گشت

    بـــــــه سر باشد مرا، سوداي مـــــادر

    نبي فـــــــــرموده انــــــدر شــــان مادر

    كــــــه جنت هست، زيـــــــر پاي مادر .[/SIZE]

    به کدامین بهانه مرا به دنیایت پیوند
    زدی که اینگونه محتاج بودنت
    شده ام !!!

  2. #77
    MELINA
    مدير بخش شعر

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,693
    4,507
    10,359

    پیش فرض

    این روزها به لحظه ای رسیده ام که با تمام وجود ملتمسانه از اشکهایم می خواهم که یادت را از ذهن من بشوید... یادت را بشوید تا دیگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ...

    من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا می دانستم که در این وادی ، عشق و صداقت مدتهاست که پر کشیده اند اما با این همه تمام بدبینی ها و نفرتها را به تاریک خانه دل سپردم

    و در گذرگاهت سرودی دیگر گونه اغاز کردم و تو... چه بی رحمانه اولین تپش های عاشقانه قلب مرا در هم کوبیدی ...

    تمام غرور و محبت مرا چه ارزان به خود خواهیت فروختی ، اولین مهمان تنهایی هایم بودی...
    روزی را که قایقی ساختیم و آنرا از از ساحل سرد سکوت به دریای حوادث رهسپارکردیم دستانم از پارو زدن خسته بود ... دلم گرفته بود...

    زخم دستهایم را مرهم شدی و شدی پاروزن قایق تنهایی هایم... به تو تکیه کردم...
    هیچ گاه از زخمهای روحم چیزی نگفتم و چه آرام آنها را در خود مخفی کردم ...
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  3. #78
    arafat
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    December 2008
    محل سکونت
    کویر بی نشان انتظار
    نوشته ها
    1,830
    0
    9

    پیش فرض

    سرودی برای مادران
    پشت دیوار لحظه ها همیشه کسی می نالد
    چه کسی او؟
    زنی است در دوردست های دور
    زنی شبیه مادرم
    زنی با لباس سیاه
    که بر رویشان
    شکوفه های سفید کوچک نشسته است
    رفتم و وارت دیدم چل ورات
    چل وار کهنت وبردس بهارت
    پشت دیوار لحظه ها همیشه کسی می نالد
    و این بار زنی بهیاد سالهای دور
    سالهی گمم
    سالهایی که در کدورت گذشت
    پیر و فراموش گشته اند
    می نالد کودکی اش را
    دیروز را
    دیروز در غبار را
    او کوچک بود و شاد
    با پیراهنی به رنگ گلهای وحشی
    سبز و سرخ
    و همراه او مادرش
    زنی با لباس های سیاه که بر رویشان شکوفه های سفید کوچک نشسته
    بود
    زیر همین بلوط پیر
    باد زورش به پر عقاب نمی رسید
    یاد می آورد افسانه های مادرش را
    مادر
    این همه درخت از کجا آمده اند ؟
    هر درخت این کوهسار
    حکایتی است دخترم
    پس راست می گفت مادرم
    زنان تاوه در جنگل می میرند
    در لحظه های کوه
    و سالهای بعد
    دختران تاوه با لباس های سیاه که بر رویشان شکوفه های سفید نشسته
    است آنها را در آوازهاشان می خوانند
    هر دختری مادرش را
    رفتم و وارت دیدم چل وارت
    چل وار کهنت وبردس نهارت
    خرابی اجاق ها را دیدم در خرابی خانه ها
    و دیدم سنگ های دست چین تو را
    در خرابی کهنه تری
    پشت دیوار لحظه ها همیشه کسی می نالد
    و این بار دختری به یاد مادرش

    [SIZE=3:c902e48c3c]زنده یاد مرحوم حسین پناهی در توصیف مادرش[/SIZE]
    خورشید
    جاودانه میدرخشد در مدار خویش
    ماییم که پا جای پای خود می نهیم
    و غروب میکنیم هر پسین



    سنگ نوشته قبر حسین پناهی
  4. #79
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    [SIZE=3:c7e4d01f19]
    هرگز نیاد اون روزی که سایه پدری از روی زمین کم بشه 8O
    [/SIZE]
    [SIZE=3:c7e4d01f19]

    کاش بودي!
    که مرا درک کني
    کاش بودي!
    که به حرف دل من گوش کني
    لحظه اي!
    ثانيه اي!
    باشي تو
    وسپس باز مرا ترک کني.
    کاش مي شد که بيايي اينجا
    نه براي همه ثانيه ها!
    فقط!
    اندازه يک تنهايي.
    پدر اي مرهم درد دل من
    ياد تو گرمي سرد دل من
    پدر اي حجم حضورت خالي
    دست تو سبزي زرد دل من
    کاش بودي!
    که سرم بگذاري روي زانوي پر از مهر خودت
    وبه دستي که نفهميدم چيست.
    بکشي دست به موهاي پريشاني من.
    کاش بودي که به تو تکيه کنم
    پشت من باشي و حامي دلم
    دست بر شانه من بگذاري
    پر کني خانه خالي دلم
    کاش بودي!
    که اميدم بخشي در هجوم همه حادثه ها
    کاش بودي!
    که براني ياءسم از سياهي همه ثانيه ها
    ولي افسوس که جايت خاليست
    جاي آن تکيه گه شانه من
    وحضور سبزت
    آرزوييست
    در اين خانه ويرانه من


    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  5. #80
    Aden

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    5,366
    2,350
    1,635

    پیش فرض

    پدر جان در دل تنگت چه ابری بود
    که من چندان که می گریم
    هنوزش هیچ پایان نیست
    چه صبری داشتی اما ،
    از ان دندان که بر هم می فشردی
    همچنان خون دلم جاری ست.
    غمت با من
    درین شب های ابری
    زنده ماند اما،
    نمی دانم امیدم در دل تنگ که خواهد زیست؟
    ...
  6. #81
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    [SIZE=3:ceb1a8c724]
    نترس. پیش برو. ادامه بده. آنها همواره در کنار تو خواهند بود.
    لحظه به لحظه ، ثانیه به ثانیه آنها تو را زیر نظر دارند. آنها ازهمه
    مهربانترند ، دلسوزترند ،.....
    هرگاه احساس ترس و لغزش کردی دستت را در دست آنها
    بگذار و مصمم قدم بردار و آن سه پشتیبان تو هستند:


    ۱. خدا که از همه دلسوزتر است و همانند مادری که فرزندش
    را راهی امتحانی سخت می کند نگران توست. پس تنهایت
    نمی گذارد و در کنارت می ماند همیشه و هرجا و هر لحظه.


    ۲. مادر که هرچه بگویم کم گفته ام او که با زیباترین کلمات به
    تو اعتماد به نفس می دهد و اینگونه تو را یاری می کند.


    ۳. پدر که همچون کوه در پشتت ایستاده و به تو این اطمینان
    را می دهد که قدم هایت را محکم تر برداری.
    پس پیش برو و نترس که همواره سه نیروی زیبا تو را یاری
    می دهند.
    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  7. #82
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط toomaj_dejected
    [size=12:19c098afc1]از میان تمام فرشتگان خداوند تنها یکی از آنهاست که خداوند او را به روی زمین فرستاده تا سختی بکشد و عشق بورزد و صمیمی باشد . آنهم زیباترینشان را . می شود تصور کرد که خداوند چقدر عاشق بنده هایش است . این فرشته ی زیبا و دوست داشتنی عشقش خاصیت متفاوتی با دیگر عشقها و عشق ورزیدنها دارد . عشقش حقیقیست . بی قید و شرط است . در عشق ورزیدنش جای هیچ بحث و حرفی نیست . جای شک و تردید نیست . صدایش بهترین موسیقی دنیاست . آشنا و گرم . خنده هایش دوست داشتنی و آشناست . تپش های قلب مهربانش در هر زمان آرام بخش است . قلبی که با تمام عشق می تپد . لبخند هایش زندگی بخش است و بی ریا . هر بار نگاهی می اندازد ، در نگاهش تنها یک چیز است و بس ، عشق .... آن هم از نوع بدون قید و شرطش . عشق .... یک عشق حقیقی حقیقی .



    پاک و معصوم ، ساده و بی ریا ، زیباترین و محبوبترین فرشته ی خداوند ، که مقدس ترین نام را خداوند برایش برگزیده ، مادر.......

    منطق آسمانی می گوید : حتی بدترین زنهای روی زمین وقتی در جلد مادر می روند یک آسمانی محسوب می شوند . هیچ عشقی روی این کره ی خاکی خالصتر و بی قید و شرط تر از عشق مادر به فرزندش نیست . عشق مادر به فرزندش عشقی حقیقی است و بس . حتی اگر آن مادر انسان خوبی نباشد ، مادر یعنی پاک ، یعنی محبوبترین و عاشقترین فرشته ی خدا . مادر یعنی مظهر نجابت . تنها از اوست که میشود نابترین و خالصترین عشقها را دریافت کرد . در عمق چشمان مهربانش همیشه صداقت و بی ریایی موج میزند .

    مادرها موجودات بی نظیری هستند . دلسوز و مهربانند . سمبل کودکانشان هستند . همیشه بچه ها دوست دارند شبیه مادرشان باشند چون او را زیباترین موجود روی زمین فرض می کنند . مادری را می شناسم که با وجود اینکه سالهاست روی صندلی چرخدار نشسته و حتی حرف زدن هم ازش بر نمی آید ، هر لحظه نگران پسرش است و هر لحظه می خواهد از حضور او اطمینان پیدا کند . بارها و بارها وقتی پسرش از خواب بیدار شده ، در فاصله ای که برای رفتن به مدرسه آماده شود ، از من خواهش کرده که صبحانه ی پسرش را آماده کنم و سعی دارد به من تفهیم کند که : آخه اون اگه آماده جلوش نباشه ، نمی خوره . و تنها مادر است که به تمام روحیات کودکش آشناست .

    مادرها عاشقترین موجودات روی زمینند و همیشه معشوقشان را که همانا بچه هایشان هستند به هر شکل که باشند ، زشت باشد یا زیبا ، سالم باشد یا نباشد ، خوب یا بد ، می پرستند .

    مادر موجودی مقدس است و بس ، یک فرشته ی زیبا و دوست داشتنی است و بس و من همیشه در خیالات کودکانه ام خودم را در حالی تصور می کردم که وقتی بزرگ شدم شکل او و به زیبایی او و مثل او مهربان و دوست داشتنی باشم و از این بابت به وجد می آمدم .

    به راستی که او همیشه در خیالات من یک ملکه بود و همیشه بهترین دوستم باقی ماند . من تمام دنیا ، تمام آسمانها و کهکشانها را به غیر از بهشت به زیر پاهایش می ریزم تا بداند عاشقشم ......

    دلم برات خیلی تنگ شده مادر..........
    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  8. #83
    Aden

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    5,366
    2,350
    1,635

    پیش فرض

    خیلی دوسش دارم
    _______________________
    خوش آمده ای مادر بر سنگ مزارم

    خوش آمده ای بنشین یکدم به کنارم

    باز آمدی و بوی تو را گرفته خاکم

    از اشک دو دیده ی تو من شسته و پاکم

    بس کن دگر این زاری٬ لبخند بزن گاهی

    حرفی بزن از هر کس٬ از هرچه که آگاهی

    مادر تو بگو که مرگِ من با تو چه کرد؟

    ای وای به من٬ چه می کنی با این درد؟

    سیمای تو را غصه دگرگون کرده

    لبخند تو را برده و افسون کرده

    چشمان تو چون چشمه همی می جوشد

    قلب تو فقط جامه ی غم می پوشد

    ای وای به من٬ که دستِ من کوتاه است

    افسوس که زندگی چنین خودخواه است

    مادر تو بگو از آن جگر گوشه ی من

    از آنکه شد از زمین دل توشه ی من

    مادر تو قسم بخور که او خوب و خوشست

    جز دست تو نیست روی سرش دیگر دست

    مادر تو بگو برادرم کو٬ کجاست؟

    او با تو نیامده٬ چرا ناپیداست؟

    امروز به سفر رفته و یا بیمارست؟

    شادم کن و گو کنار یک دلدارست

    هر روز به عشقِ خاکِ من اینجا بود

    می سوخت دلم٬ همیشه او تنها بود

    مادر تو به او بگو که آرام شود

    در پیش حقیقتی که هست رام شود

    مادر تو بگو که بی قراری نکند

    من را تو قسم بده که زاری نکند

    یادش چه بخیر همیشه با هم بودیم

    ما برادر و رفیق و محرم بودیم

    مادر تو بگو در پی کارش باشد

    شادم کند و به فکر یارش باشد

    مادر چه خبر ز حال و احوال پدر؟

    از آن کمرِ شکسته از مرگِ دختر؟

    از آن گل پائیزی پژمرده شده

    آن گل که ز طوفانِ غم افسرده شده

    مادر تو بگو چه می کند دل تنگ است؟

    رخساره ی داغدار او بی رنگ است؟

    مادر تو بگو که آن دلارام چه شد؟

    آنکس که مرا فکند در دام چه شد؟

    سوگند به تو که بی قرارش بودم

    من عاشق دل خسته ی زارش بودم...
    ...
  9. #84
    MehR
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    زیر سقف پر ستاره
    نوشته ها
    4,831
    133
    220

    پیش فرض

    [SIZE=3:c6fcf345c6]


    مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی،

    گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند

    ای باغبان هستی من،گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد.

    گاهِ بیماری ام، طبیبی بودی که دردم را می شناسد و درمانم می کند.

    گاهِ اندرزم، حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد.

    گاهِ تعلیمم، معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوش که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند.

    گاهِ تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد

    مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریز از عظمتی؛ تو را سپاس می گویم و می ستایمت.

    [/SIZE]

    دوست داشتن
    نام دیگر رسیدن است
    کافیست
    واگن اَت را دُرست سوار شَوی...!

  10. #85
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض روز مادر

    [SIZE=3:2c696d666f]

    کاشکی می شد بهت بگم چه قدر صداتو دوست دارم

    چه قدر مثل بچگی هام لالایی اتو دوست دارم

    سادگی هاتو دوست دارم

    خستگیاتو دوست دارم

    چادر نماز و زیر لب خدا خدا تو دوست دارم

    کاشکی رو طاقچه دلت اینه وشمعدون می شدم

    تو دشت ابری چشات یه قطره بارون می شدم

    کاشکی می شد یه دشت گل برات لالایی بخونم

    یه اسمون نرگس و یاس تو باغ دستهات بشونم

    لالایی لالایی لا لا لا

    بخواب که می خوام تو چشات ستاره هامو بشمرم

    لا لایی لالایی لا لا لا

    پیشم بمون که تا ابد دنیا رو با تو دوست دارم

    دنیا اگه خوب اگه بد ... با تو برام دیدنیه

    باغ گلای اطلسی با تو برام چیدنیه

    مادر

    می خوام بهت بگم چه قدر صداتو دوست دارم

    لالایی هاتو دوست دارم بغض صداتو دوست دارم


    :Love دوستت دارم مادرم:Love



    روز مادر بر همه مادران مهربون و بی نظیر گیتی مبارک

    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  11. #86
    fariba
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    روستاي ساده عشق
    نوشته ها
    7,082
    247
    275

    پیش فرض

    [SIZE=3:24a10e2463]

    مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی
    تو شگفتی خلقتی
    تو لبریز عظمتی
    تو را دوست دارم و می ستایمت!
    دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت,رحمت و عزت می طلبم.[/SIZE]

    به کدامین بهانه مرا به دنیایت پیوند
    زدی که اینگونه محتاج بودنت
    شده ام !!!

  12. #87
    anjeli
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    November 2008
    محل سکونت
    تو خونمون !!!
    نوشته ها
    3,626
    747
    967

    پیش فرض

    [SIZE=3:87f0427aa1]

    روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!

    روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی!

    روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری !

    روز مادر يعنی بهانه بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد

    روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود

    روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....

    مادرم روزت مبارک
    [/SIZE]

    دست بر دلـ ♥ـم نگذار !
    میسوزی ...
    داغ خیلی چیز ها بر دلـ ♥ـم مانده ..
    .
  13. #88
    saita

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    March 2008
    محل سکونت
    هر کجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    32,511
    6,777
    9,108

    پیش فرض

    [SIZE=3:4ef42e1d9f]مادر



    ساحـل آزاد گان در مهـر مادربـوسـه هــاست
    این چه انگیز است یارب! زن بسان کیمیاسـت


    حــــریت ،آزاده گی ، رسـم صفای طیـنت است
    در تواین توصـیـف میـبینم واخلاصـم بـجـاست


    مادران بــسـیــار ازبـطـنـی کــه آدم زاده انـــد
    هــرزنـی مادرنـباشــد، مادری ها ،ما سواست


    از دو جـنـس مختـلف، تــزویــج آدم مـیـشــود
    آدمـیـت در بــســاط مــردمـی هـا تـا کـجـاســت


    کـاش مادرهـا هـمـه مانـنـد تـــو مادربــــدی
    ای بــسـا مادرکه مـر فـرزنــد را دام بـلاسـت


    خود نمیدانـم پـیامـم زین سـخن شـد شعــر، تر
    نازنین مهـرم! بدرگاهت گهــی طبعـی جداسـت


    با وفـا خــو کـرده ام مادر! تـو شـیـرم داده ای
    سالها شـد کـین لبانـم تـشـنـهء شـیر شـماســت[/SIZE]


    عشق یعنی منو دخترم مثل هم لباس بپوشیم ...
    باباش تا چشمش بهمون بیفته بگه: ای جووووونم.. تو رو خدا دخترامو ببین ...
    حالا اول کدومتونو ببوسم؟!
    ما هم یه چشمک به هم بزنیم و دوتایی بپریم بغلش ...


  14. #89
    omid_donya
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2009
    محل سکونت
    شهر عاشقا
    نوشته ها
    5,046
    1
    12

    پیش فرض


    :P فقط میتوان بگوییم که مادر عزیز ومهربانم باتمام وجود به تو افتخار میکنم ومیخواهم بگویم که خیلی دوستت دارم . اگر تو نبودی . . .
  15. #90
    Aden

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    5,366
    2,350
    1,635

    پیش فرض

    [center:2df3bbb04a]نگاهم را به گرمای نگاه خود نوازش کن

    و دستم را به نرمی در دست خود بگذار

    و روشن کن چراغ قلب تاریک و سیاهم را

    بیا مادرم که میخواهم مثل کودکان برایم قصه گو باشی

    ولی بگذار تا بگویمت..

    کودکت راز چه چیز را نمی داند

    و در آستانه ی هستی به دنبال چه می گردد

    بیا ای همدم شب های تنهاییم

    ببین بال و پرم زخمی ست..

    توان پر زدنم نیست

    بیا کودکت را میان باغ رویاهای شیرینت

    شبیه غنچه ای سر در گریبان بگیر

    که پرپر گشت و گلپری در کنارش نیست

    مگر نگفتی:

    همیشه عاشقانه با همه تا کن

    غرورت را به خاک انداز

    و درمان دل بیمار مردم باش

    بگو مادر...

    چرا از وادی خود آواره ام کردند

    بیا در فصل سرد زندگی گرمای قلبم باش

    بیا که سرمای وجودم را تنها آغوش گرم تو التیام می دهد..

    بیا مادر که من محتاج آن مهرم که تنها در تو می بینم
    [/center:2df3bbb04a]
    ...
صفحه 6 از 464 نخست ... 234567891011162656106 ... آخرین
نمایش نتایج: از 76 به 90 از 6960

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •