ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 101 از 1652 نخست ... 51819196979899100101102103104105106111121151201601 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,501 به 1,515 از 24772
  1. #1501
  2. #1502
    marjan69
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    7,403
    5,689
    2,303

    پیش فرض

    امشب همه را وابنهید از دل دیوانه بگوئید
    دنیا بنهید و همه از مخزن اسرار بگوئید
    از جام می و لعل لب و صحبت بیدار بگوئید
    صد مرتبه کم باشد و تکرار به تکرار بگوئید
    از عشق من و عشق تو و صورت آن یار بگوئید
    احساس تن ماه مرا با دل افلاک بگوئید
    عشق وطنم را به در خانهء عشاق بگوئید
    با خون ندا ها همه از حرمت این خاک بگوئید
    چون مردم آزاده ز آزادی و بیداد بگوئید
    بر شعلهء اخگر که رسیدید به تکرار بگوئید
    دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.
  3. #1503
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,738

    پیش فرض

    برو که داغ نفرتم نذار دیوونه تر بشم

    برو میخوام بجای تو عشقتو در جا بکشم

    هنوز یه ذره از غرور مونده تو رگهای تنم

    سرم رو بالا میگیرم گور دلم رو میکنم

    راه منو تو یکی نیست بلند شو از اینجا برو

    مقصد من صداقته تو با دروغ میری جلو

    حرف نزن غریبه دوست حیف منو سادگیام

    لعنت به قلبم که میگفت همیشه دنبالت بیام

    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  4. #1504
    marjan69
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    7,403
    5,689
    2,303

    پیش فرض

    نمی دونم چرا دوباره برات می نویسم... میدونم تو دیگه جوابی برای من نداری... یا شایدم نمی تونی داشته باشی...چون هنوزم نفهمیدی که چه کار کردی... نمی تونم... یعنی از دستم کاری بر نمیاد... فقط می تونم دلم رو خوش کنم که...من

    نه کم آوردم...

    نه کم گذاشتم...

    راستی چرا موقع رفتن خداحافظی نکردی...جوابی نمی خوام...نمی تونم که بخوام... چون می دونم حرفی نمیزنی و خب دیگه کاری از دستم بر نمیاد... اگر هم بیاد خودم دیگه نمی خوام... تا اونجایی که می تونستم همراهت بودم و حالا تموم!!!

    الان فقط این جمله معروف نمیذاره آروم بشینم....

    برای با هم بودنمان

    با هم ماندنمان

    چیزی لازم است

    به سادگی

    به سادگی همدلیمون...دروغ ساده ای بود این هـــــــــــــــــــمدلی.. .حتی کلمه اش هم دیگه برام آشنا نیست... نمی شناسمش.. با خودم می گم

    اسمش چیه...

    چه شکلیه....

    چه کار می کنه...

    کجاست...

    کی میاد...

    هیچ جسم و روحی رو نمی بینم...

    نه می خندی...

    نه محبت می کنی...

    نه حس می کنی... نه غذا می خوری...

    نه لمس می کنی...

    حتی کار هم نمی کنی... هیچ کاری... عین آدم مرده...

    آره راستی تو مردی... زودتر از اون وقتی که خودت معین کردی...

    می دونی داره بارون میاد... یادت چقدر زیر بارون خیس می شدیم...

    یادت نمیاد...؟

    دلم می خواست گریه کنم... دلم خیلی گرفته بود...

    اما مدت هاست که نمی تونم... نه بغضی و نه هق هقی...

    برای تو که فرقی نمی کنه اگه چشمای من عین صحرا خشک شده باشه...

    می خوام برم بیرون قدم بزنم... دیگه نمی خوام به تو فکر کنم...

    تو همینو می خواستی مگه نه !

    ترجیح می دم بارون رو دوست داشته باشم... فقط بارون رو ...

    اما قبل از اینکه برم... دستتو بیار جلو چشاتو ببند..

    حق نداری نوشته تو دستتو بخونی... تا وقتی که بارون تموم شه...!

    و اون نوشته تمام احساسیه که الان دارم

    دوستی من بدون تا بود پایانی نداشت

    اما افسوس دوستی تو ...
    دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.
  5. #1505
    AMIRRRR
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    سمنان
    نوشته ها
    12,399
    5,016
    1,936

    پیش فرض

    مـن نـه عـــاشـــق بـودم
    نه کـثـیـف و نه آلـوده به افـکـار پـلـیـد

    و نـه دلـــداده به گــیـسـوی بـلـنـد
    *****
    مـن بـه دنبال نـگـاهـی بـودم
    کـه مـرا از پـس دیـوانگی ام می فـهـمـیـد
    مـن بـه خـود مـیگـفـتـم کـه طـلـوع نـزدیـک است
    مـن چـه خـوشـبـیـن بـودم

    مــــــــــرد برای هضـم دلـتـنگیــــــاش
    گریــــــه نمیـــــــکنه قـــــدم میــــــزنه ...
  6. #1506
    nazila.h
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    زیر آسمون خدا
    نوشته ها
    651
    223
    262

    پیش فرض

    در گلویم بغضیست

    مرد که گریه نمی کند !

    خدایا !

    خلوتگاه کجاست ؟

    تا کسی نبیند

    مرد هم گریه می کند !
    گرفتهـ دلـــم،
    کجــایی کهـ به درد دلــهـ ـایم گــوش کنی،
    کجــایی کهـ مرا با بوسهـ هایتــــ گــرم کنی!
  7. #1507
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    من لبریزم ...

    لبریز از حرفهایی که هرگز نخواهم گفت

    و حس هایی که همیشه مرا دچار است !

    حالتی عجیب در من

    که حاصلش به شدت سکوت است و خاموشی ؛

    و نگاهی خیره

    که مرا با خود

    به دور دست های تاریخ خود می برد ...!



    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  8. #1508
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    نوشته ها
    23,600
    11,345
    7,968

    پیش فرض

    زدم به سیم آخر.خیلی حرفا تو دلم سنگینی میکنه
    میخوام حرف بزنم شاید یه کم آروم بشم
    خیلی وقت بود که تا به یادت می افتادم خودمو میزدم به کوچه علی چپ
    که مبداااااااااااااااااا اون روزهای شیرین با تو بودنو
    دوباره جلوی چشمام ناظر باشم
    راست میگن اولین عشق تا اخر عمر از یاد نمیره
    الان معنی این حرفو بهتر میفهمم
    ای کاش خیلی از اتفاق ها نمی افتاد
    ای کاش یا نمیدیمت یا تا اخر عمر کنارم بودی
    ای کاش یا صداتو نمیشنیدم یا تا اخر عمر در گوشم برام حرف از عشق میزدی
    ای کاش و ای کاش
    شایدم اصلا اینجا نیای
    شاید نخونی چی نوشتم
    کاش روزگار اینجوری ورق نمیخورد برامون
    کاش طوری ورق میخورد که منو تو ما بشیم
    نه اینکه از هم جدا بشیم



    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  9. #1509
    navid98
    كوچولوي بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها
    4,231
    90
    542

    پیش فرض

    تسلیت قلب صبورم... تسلیت قلب صبورم ... تسلیت قلب صبورم... تسلیت قلب صبورم...

    تسلیت قلب صبورم...تسلیت قلب صبورم...تسلیت قلب صبورم...

    تسلیت قلب صبورم...تسلیت قلب صبورم...

    تسلیت قلب صبورم...

    ...

    ..

    .

    چه قشنگه... شاید روزی که از این جمله خوشم اومد بیاد همچین روزی بودم که اگر به اینجا رسیدم

    این تنها جمله ای هست که میتونم به خودم بگم...

    تسلیت قلب صبورم

    شعرش رو خیلی وقته گوش ندادم ولی ادامه اش این بود....

    تسلیت قلب صبورم دیگه اون دوست نداره

    سهم اون یه عشق تازه اس سهم تو طناب داره

    .

    .

    .



    سهم من طناب داره....

    سهم من طناب داره....

    تسلیت قلب صبورم...

    .

    .

    خدا کنه هرچه زودتر بمیرم...


  10. #1510
    alone_man
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2010
    محل سکونت
    Shiraz
    نوشته ها
    8,279
    2,664
    5,010

    پیش فرض

    گوش کن !


    می شنوی صدای اندوهم را ؟

    می شنوی صدای بغضم را که با کوچکترین ضربه ای خواهد ترکید

    باید گریست برای شاخه های شکسته

    باید فریاد زد به حال شقاق پرپر شده

    باید اشک ریخت

    با دیدن پروانه سوخته

    باید گریست برای چشم انتظاری عاشقان

    پنجره ها خالی است

    هوا تنهاست

    ستاره سرگردان است

    خورشید گریان است

    محبت کجاست ؟

    حرفهای زیادی بلد نیستم من تنها چشمان تو را دیدم و گوشه ای از لبخندت که حرفایم را دزدید

    ازعشق چیزی نمیدانم اما دوستت دارم کودکانه تر از انچه فکر کنی
  11. #1511
    alone_man
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2010
    محل سکونت
    Shiraz
    نوشته ها
    8,279
    2,664
    5,010

    پیش فرض

    به شکوفه ها قسم ،

    به خاطر تو بهشتي در زمين به پا کرده ام

    به رنگ آسمان ، به رنگ عشق و مهرباني ،

    مي دانم که باور نداري :

    اما باراني که قلب سياهم را شست ،

    کوکب هايي که بهاري ام کردند ،

    صنوبري که اشک هايم را ديد ،

    آينه اي که شکست و ستاره اي که تنها ماند ،

    شهادت مي دهند که به شوق بازگشت تو

    دل تنگم را جلا دادم و رنگين کمان مهر را

    در درونم شعله ور ساختم.

    اي گل ياسم بازگرد ، که من از آسمان چيزي کم ندارم
    حرفهای زیادی بلد نیستم من تنها چشمان تو را دیدم و گوشه ای از لبخندت که حرفایم را دزدید

    ازعشق چیزی نمیدانم اما دوستت دارم کودکانه تر از انچه فکر کنی
  12. #1512
    پانیذ
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    April 2011
    محل سکونت
    زیر سقف تهرون
    نوشته ها
    694
    87
    73

    پیش فرض

    __________________

    از هر طرف ...
    از هرجايي ...
    درباره ي خودم فکر ميکنم
    جواب آخرم تويي!
  13. #1513
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,361

    پیش فرض

    اشکهایت را



    دعای راهم کن . . .



    تا زود زود ...



    به قلبت برگردم . . .


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  14. #1514
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    من در صبوريِ تو، با آيه هاي ايمان

    يك انس جاوداني، يك شور كهنه دارم

    در هر غريبي ِ تو، من آشناترينم

    با هر سكوت نابت، يك شعر بيقرارم




    من با نگاه ديگر از گريه مي نويسم

    از كوچه هاي باران تا شهر سبز بودن

    گم مي كنم عطش را، غم را و خستگي را

    در هر سراب وحشي با چشمه ي سرودن


    "نرگس عینی"




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  15. #1515
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,821

    پیش فرض

    یادمان باشد که : او که زیر سایه ی دیگری راه می رود ، خودش سایه ای ندارد .

    یادمان باشد که : هرروز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را .

    یادمان باشد که : زخم نیست آنچه درد می آورد ، عفونت است .

    یادمان باشد که :در حرکت همیشه افق های تازه هست .

    یادمان باشد که : دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران ! تعریف کنم .

    یادمان باشد که : آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند .

    یادمان باشد که : حرف های کهنه از دل کهنه بر می آیند ، یادمان باشد که که دلی نو بخرم .

    یادمان باشد که : فرار راه به دخمه ای می برد برای پنهان شدن نه آزادی .

    یادمان باشد که : باور هایم شاید دروغ باشند .

    یادمان باشد که : لبخندم را توى آیینه جا نگذارم .

    یادمان باشد که : آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته اند و او را راه می برند .

    یادمان باشد که : لزومی ندارد همانقدر ک;ه تو برای من عزیزی ، من هم برایت عزیز باشم .

    یادمان باشد که : محبتی که به دیگری می کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد .

    یادمان باشد که : برای دیدن باید نگاه کرد ، نه نگاه !

    یادمان باشد که : اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید .

    یادمان باشد که : دلخوشی ها هیچکدام ماندگار نیستند .

    یادمان باشد که : تا وقتی اوضاع ب;دتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است .

    یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها .

    یادمان باشد که : آرامش جایی فراتر از ما نیست .

    یادمان باشد که : من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم .

    یادمان باشد که : برای پاسخ دادن به احمق ، باید احمق بود !

    یادمان باشد که : در خسته ترین ثانیه ه;ای عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!

    یادمان باشد که : لازم است گاهی با خودم رو راست تر از این باشم که هستم .

    یادمان باشد که : سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته اند ، هرکسی سهم خودش را می آفریند .

    یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود، به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست .

    یادمان باشد که : پیش ترها چیز هایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند .

    یادمان باشد که : آنچه امروز برایم مهم است ، فردا نخواهد بود .

    یادمان باشد که : نیازمند کمک اند آنها که منتظر کمکشان نشسته ایم .

    یادمان باشد که : من « از این به بعد » هستم ، نه « تا به حال » .

    یادمان باشد که : هرگر به تمامی نا امید نمی شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی .

    یادمان باشد که : غیر قابل تحمل وجود ندارد .

    یادمان باشد که : گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد .

    یادمان باشد که : خوبی آنچه که ندارم اینست که نگران از دست دادن اش نخواهم بود .

    یادمان باشد که : با یک نگاه هم ممکن است بشکنند دل های نازک .

    یادمان باشد که : بجز خاطره ای هیچ نمی ماند .

    یادمان باشد که : وظیفه ی من اینست: «حمل باری که خودم هستم» تا آخر راه .

    یادمان باشد که : منتظر ِ تنها یک جرقه است ، انبار مهمات .

    یادمان باشد که : کار رهگذر عبور است ، گاهی بر می گردد ، گاهی نه .

    یادمان باشد که : در هر یقینی می توان شک کرد و این تکاپوی خرد است .

    یادمان باشد که :همیشه چند قدم آخر است که سخت ترین قسمت راه است .

    یادمان باشد که : امید ، خوشبختانه از دست دادنی نیست .

    یادمان باشد که : به جستجوى راه باشم ، نه همراه .

    یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها .

    یادمان باشد که . . . یادمان باشد
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
صفحه 101 از 1652 نخست ... 51819196979899100101102103104105106111121151201601 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,501 به 1,515 از 24772

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •