ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 15 از 1656 نخست ... 51011121314151617181920253565115515 ... آخرین
نمایش نتایج: از 211 به 225 از 24840
  1. #211
    Ritaj
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    شــــــهر سکوت
    نوشته ها
    4,445
    0
    121

    پیش فرض

    دوسِت داشتم ولی هرگز نگفتم
    نگفتــم تـا ز چشــــم تـو نیفتـم
    نگفـتـم تــا نــدونی عاشـــقم مــن
    نـدونی بعــدِ تــو از پـا می افتـم
    خیــال کـردم اگـــه روزی بـــدونی
    می ری شعر جدایی رو می خـونی
    می ری تنها میشم با بغض و گـریه
    تــوی شهــــر و دیـــار بی نشــونی
    در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب ...
  2. #212
    pakan_mn

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    December 2008
    محل سکونت
    meshad
    نوشته ها
    81
    0
    1

    پیش فرض

    در شبانگاهی غمم افزوده بود
    طایر دل بال و پر بگشوده بود
    مسند شاهی سپهداری نداشت
    یوسف مصری خریداری نداشت
    pakan_mn
  3. #213
    Ritaj
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    شــــــهر سکوت
    نوشته ها
    4,445
    0
    121

    پیش فرض

    ترا من دوست دارم مثل باران

    ترا من دوست دارم مثل ترانه

    ترا من دوست دارم همچو عشقت

    ترا من دوست دارم همچو تمام چیزهای خوب روزگارم

    ترا من دوست دارم....
    در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب ...
  4. #214
    jooje
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    May 2008
    محل سکونت
    مسافر شب های تنهایی
    نوشته ها
    5,245
    1,504
    994

    پیش فرض

    امروز به وسعت زمین و اسمان دلم گرفته است دوست دارم بلند گریه کنم

    و فریاد بزنم دیگر خسته ام از زمانه چه می توان گفت

    تا کی گله کنم از روزگار از سرنوشت

    از تمام بد شانسی هایی که بامن است

    می خواهم صدای خرد شدنم را همه بشنوند

    تا شاید باورم کنن

    باور کنن که بی گناه تاوان پس میدهم
    در گذر از جاده ی زندگی آموختم
    کسانی را که بیشتر دوست می داری
    زودتر از دست می دهی
  5. #215
    00salomeh
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    July 2008
    محل سکونت
    آسمان
    نوشته ها
    735
    190
    55

    پیش فرض

    اي معبود خاموش... اي معبود خاموشم ! در خاموشي سوي تو مي آيم.

    سکوت نيايش من است . سکوت آيه هاي ستايشي است که براي تو مي

    خوانم . تو صداي سکوت را مي شنوي و پاسخ تو سکوت است . سکوت !

    سکوت ! سکوت ! خدايا راهي نمي بينم آينده پنهان است . اما

    مهم نيست همين کافي است که تو همه چيز را مي بيني و من تو را
    در بیکران زندگی دو چیز افسونم می کند:
    آبی آسمان را که می بینم و میدانم که نیست وخدایی را که نمی بینم و می دانم که هست.............!
    .
  6. #216
    jooje
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    May 2008
    محل سکونت
    مسافر شب های تنهایی
    نوشته ها
    5,245
    1,504
    994

    پیش فرض

    می دونم باور نداری که دلم خیلی غریبه
    رنگ آسمون سیاهه چون دلم باهاش رفیقه
    توی زندگی همیشه دل من قد یه دریاست
    غم و غصه ها میسوزه وقتی که قلب من اینجاست
    آسمون ابری و سرده وقتی که دلت می گیره
    یه نگاه به زیر پات کن که دلم داره میمیره
    کاش می شد وسعت قلبم به بزرگی خدا بود
    کاش می شد اشکای سردت با دل من آشنا بود
    قطره های سرد بارون روی گونه های خیست
    به دلم دوباره افتاد که بیام دوباره پیشت
    دوباره مثل قدیما منو تو دوتایی باهم
    توی جاده های تاریک زیر بارون های نم نم
    در گذر از جاده ی زندگی آموختم
    کسانی را که بیشتر دوست می داری
    زودتر از دست می دهی
  7. #217
    Ritaj
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    شــــــهر سکوت
    نوشته ها
    4,445
    0
    121

    پیش فرض

    تو مرا می فهمی من تورا می خواهم

    و همین ساده ترین قصه یك انسان

    است تو مرا می خوانی من تورا ناب ترین شعر زمان می دانم

    و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی
    در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب ...
  8. #218
    jooje
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    May 2008
    محل سکونت
    مسافر شب های تنهایی
    نوشته ها
    5,245
    1,504
    994

    پیش فرض

    دلم برات تنگ شده...اما من...من میتونم این دوری رو تحمل کنم

    به فاصله ها فکر نمیکنم...میدونی چرا؟؟؟

    اخه جای نگاهت رو نگاهم مونده

    هنوز عطر دستات رو از دستام میتونم استشمام کنم...

    رد احساست روی دلم جا مونده عزیزم...

    میتونم تپشهای قلبت رو بشمارم...

    چشمای بی قرارت هنوزم دارن باهام حرف میزنن...

    حالا چطور بگم تنهام؟؟؟چطور بگم تو نیستی؟؟چطور بگم با من نیستی؟؟

    آره!! خودت میدونی...میدونی که همیشه با منی...

    میدونی که تو توی لحظه لحظه های من جاری هستی...

    آخه...تو توی قلب منی...آره تو قلب من...

    برای همینه که همیشه با منی...

    برای همینه که حتی یه لحظه هم از من دور نیستی...

    برای همینه که میتونم دوریت رو تحمل کنم...

    آخه هر وقت دلم برات تنگ میشه...

    هر وقت حس میکنم دیگه طاقت ندارم...

    دیگه نمیتونم تحمل کنم...

    دستامو میزارم رو صورتم و یه نفس عمیق میکشم...

    دستامو که بو میکنم مست میشم...مست از عطرت.

    صدای مهربونت میشنوم...و آخر همه ئ اینها...

    به یه چیز میرسم...به عشق و به تو...

    آره به تو...اونوقت دلتنگیم برطرف میشه...

    اونوقت تو رو نزدیک تر از همیشه حس میکنم...

    اونوقت دیگه تنها نیستم حالا من این تنهایی رو خیلی خیلی دوست دارم

    به این تنهایی دل بستم...

    حالا میدونم این تنهایی خالی نیست...

    پر از یاده...پر از اشکهای گرم عاشقونه.

    در گذر از جاده ی زندگی آموختم
    کسانی را که بیشتر دوست می داری
    زودتر از دست می دهی
  9. #219
    commander
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    دریای بیکران اندوه
    نوشته ها
    5,013
    1
    3

    پیش فرض

    [SIZE=3:178df44b1f]باید امشب چمدانی را
    که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
    و به سمتی برم
    که درختان حماسی پیداست
    رو به آن وسعت بی وازه که همواره مرا می خواند. [/SIZE]
    تنها یک تنها می داند که تنهایی تنها درد یک تنهاست
  10. #220
    f_hoseini2007
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2008
    محل سکونت
    اندیشه
    نوشته ها
    220
    0
    8

    پیش فرض

    همیشه
    به انتهای گریه که می رسم
    صدای ساده ی فروغ از نهایت شب را می شنوم
    صدای غروب غزال ها را
    صدای بوق بوق نبودن تو را در تلفن
    آرام تر که شدم
    شعری از دفاتر دریا می خوانم
    و به انعکاس صدایم در ایینه اتاق
    خیره میشوم
    در برودت این همه حیرت
    کجا مانده یی آخر ؟
    تار و پود هستی ام بر باد رفت اما نرفت

    عاشقی ها از دلم ،دیوانگی ها از سرم
  11. #221
    jooje
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    May 2008
    محل سکونت
    مسافر شب های تنهایی
    نوشته ها
    5,245
    1,504
    994

    پیش فرض


    این یک اغاز نیست این یک پایان است

    این اغاز یک پایان است

    من ان کسم که دستانم به سر انگشت شاخه ی هیچ ارزویی نرسیده است

    من هیچ کجای قصه ی هیچ کس نیستم

    من من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است!!!!

    در گذر از جاده ی زندگی آموختم
    کسانی را که بیشتر دوست می داری
    زودتر از دست می دهی
  12. #222
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    [SIZE=3:2352ebee00]
    تا به کی باید رفت

    از دياری به دياری ديگر

    نتوانم، نتوانم جستن

    هر زمان عشقی و ياری دیگر

    کاش ما آن دو پرستو بودیم

    که همه عمر سفر می کردیم

    از بهاری به بهار دیگر

    آه، اکنون ديریست

    که فرو ریخته در من، گوئی،

    تيره آواری از ابر گران

    چو می آميزم، با بوسهء تو

    روی لبهایم، می پندارم

    می سپارد جان عطری گذران

    آنچنان آلوده ست

    عشق غمناکم با بیم زوال

    که همه زندگیم می لرزد

    چون ترا می نگرم

    مثل اینست که از پنجره ای

    تکدرختم را، سرشار از برگ،

    در تب زرد خزان می نگرم

    مثل اینست که تصویری را

    روی جریان های مغشوش آب روان می نگرم

    شب و روز

    شب و روز

    شب و روز

    بگذار که فراموش کنم.

    تو چه هستی ، جز یک لحظه، یک لحظه که چشمان

    مرا

    می گشاید در

    برهوت آگاهی ؟

    بگذار

    که فراموش کنم.

    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

  13. #223
    commander
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    دریای بیکران اندوه
    نوشته ها
    5,013
    1
    3

    پیش فرض

    [SIZE=3:dcc71605fa]تو گلی را برای سلام به من از ساقه جدا می کنی
    من او را در غنچه اش دوست داشتم [/SIZE]
    تنها یک تنها می داند که تنهایی تنها درد یک تنهاست
  14. #224
    f_hoseini2007
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2008
    محل سکونت
    اندیشه
    نوشته ها
    220
    0
    8

    پیش فرض

    [size=12:51b061f8ff]بیهوده است
    حالا که میروی
    حرفهای تو
    تنها مرا اره میکنند
    سکوت میکنیم
    ماه هم در آمده
    باید در آمده باشد
    سکوت کن
    همیشه برای خداحافظ
    سکوت بهتر است[/SIZE]
    تار و پود هستی ام بر باد رفت اما نرفت

    عاشقی ها از دلم ،دیوانگی ها از سرم
  15. #225
    sana
    مدير و معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    November 2007
    محل سکونت
    دیار یار
    نوشته ها
    11,699
    94
    733

    پیش فرض

    [SIZE=3:e8c0b35894]
    دستان مرا بگیر

    حسرت نمی گذارد تو را فراموشت کنم و عشق مانع ایست قلبی

    و تنها نگاه تو می تواند مانع از این مرگ شود

    دوستت دارم و می خواهم در کنار من بمانی

    بگذار این حسرت به واقعیتی تبدیل شود

    و در کنارت بودن را احساس کنم

    ای کاش می توانستی دیدگان شسته شده از اشک مرا ببینی و دستان مرا

    در حالی که تو را نشانه رفته اند

    و

    تنها با صدای قلب تو خو گرفته اند

    را احساس کنی

    لحظه لحظه های تنهایی من

    با تو و به یاد تو

    پُر می شود

    و

    بِدان

    تنها تو دلیل زنده بودنی


    [/SIZE]



    ♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
    ♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥

صفحه 15 از 1656 نخست ... 51011121314151617181920253565115515 ... آخرین
نمایش نتایج: از 211 به 225 از 24840

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •