ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 5 از 1652 نخست 12345678910152555105505 ... آخرین
نمایش نتایج: از 61 به 75 از 24772
  1. #61
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    I used to think that the world is so unfair, that it gave me so many reasons to hate it. But now, how can I hate such a wonderful world that gave me you?
    قبلا فکر میکردم که دنیا خیلی بد و بی رحمه و یه عالمه دلیل بود که از دنیا بیزار باشم ..اما حالا چه جوری میتونم از دنیایی بیزار باشم که
    تو رو به من داده؟
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  2. #62
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    تو مثل مرز احساسي قشنگ و دور و نامعلوم و من در حسرت ديدار چشمت رو به پايانم
  3. #63
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    ای ادما ای غنچه ها ای کوچه ها

    تو روخدا بگین نره

    پیاده ها سواره ها مسافرای جاده ها

    تورو خدا بگین نره

    تورو خدا بگین نره اگه بره من حرفامو به کی بگم

    اخه من هم عاشق شدم داره میره من چی بگم

    اهای شبا ستاره ها ترانه ها

    اگه بره قشنگیها رو می بره

    ای ادما مسافرا

    پنجره های کوچه ها تو رو خدا بگین نره

    عاشق شدم اون می دونه

    واسه همین داره میره

    اگه بره کی تو شبام شعرام از من می گیره

    نرو بمون اگه کمم عاشق شدم خیلی زیاد

    یادش بخیر

    چه زود گذشت اون اولا یادت میاد

    مترسکی غریب بودم

    تنها بودم ساکت و بی صدا بودم

    قشنگ بودی بچه بودم از ادما جدا بودم

    یه حرفی موند توی دلم بهت بگم از روزی که گفتی میرم

    خواستم بگم دوستت دارم دوستت دارم

    نه خنده ها نه گریه ها نه اون همه ترانه ها

    هیچی به یادت نمیاد

    نه بوسه و نه کوچه و نه سایه ها

    داره میره تا دوباره ساکن اون شبا بشم

    تو باغ سرد لحظه هام مترسکی تنها بشم

    عمر منم با رفتنت انگار رو به اخره

    منم می خوام عاشق بشم

    تو رو خدا بگین نره

    می خواد بره تنها بره تو فکر راه سفره

    ای ادما ستاره ها مسافرا

    تو رو خدا بگین نره
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  4. #64
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به من خسته بی گمان برسد شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد چه می کنی که اگر او را خواستی یک عمر به راحتی کسی از راه ناگهان برسد رها کنی برود از دلت جدا باشد به آنکه دوست ترش داشته به آن برسد رها کنی بروند تا دو پرنده شوند خبر به دورترین نقطه جهان برسد گلایه ای نکنی و بغض خویش را بخوری که هق هق تو مبادا به گوششان برسد خدا کند که نه ...!! نفرین نمی کنم که مباد به او که عاشق او بودم
  5. #65
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    چه قدر حقيرند مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند ،
    نه اراده*ي دوست نداشتن ،
    نه لياقت دوست داشته شدن
    و نه متانت دوست نداشتن
    و با اين حال مدام شعر عاشقانه مي*خوانند......!!!!!
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  6. #66
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    یادی نکردی از من رسم رفاقت این بود ؟
    اشکی برام نریختی عشق و صداقت این بود ؟
    دشمن راه دورم درد دلم زیاده جاده بجز جدایی هیچی به من نداده..
    سنگ صبورم اینجا طاقت غم نداره
    طاقت اینکه پیشش گریه کنم نداره...




    يكي بود يكي نبود... غير از خدا هيچكي نبود... تنها دليل زندگي تنهام گذاشت ... اما چه زود مثل تموم قصه ها حادثه اي رقم نخورد.... اول راه عاشقي كسي قلب منو نبرد... فقط نگاهي ساده بود... آتيش ميزد به تارو پود... تا اومدم به خود بيام نبود ديگه... بود و نبود يه بازي كهنه عشق منو دچار كرد و گذشت... موقع رفتن بي وفا, حتي پي صدام نگشت... صدا زدم دنياي من... دوباره از نو ميسازيم ...بازم مثل گذشته ها هر دوتامون دل مي بازيم ...اما ديگه گذشته بود جدايي قطعي و بس آتيش به هستيم زد و رفت... سخته برام حتي نفس ... حالا كه رفتي نازنين... من تورو از ياد ميبرم نيرنگ تو ذات من نبود ...




    غربت




    غربت را نبايد در الفباي شهر غريب جستجو كرد

    همين كه عزيزت نگاهش را به ديگري فروخت، تو غريبي

    چه ميشد مهر ورزي ما اسير تهمت مردم نميشد

    واحساس قشنگ جشمها ميان حرف مردم گم نميشد

    چه ميشد بين دستان ما کسي ديوار را حائل نميکرد

    کسي مرگ کبوتر را نميديد

    و دستي آب ها را گل نميکرد

    من هرگز شکوه اي از روزگاران نکرده ام .

    ولی شکايت از دورنگي هاي ياران کرده ام .

    خدایا موج دلتنگیها ....طوفان دلخوشیهایم شده ...

    ناصبوری ام را لغزش به حساب نیار ...
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  7. #67
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    هميشه اين گونه بوده است




    هميشه اين گونه بوده است

    كسي كه از بودنش هنوز سير نشده اي زود از دنياي تو مي رود

    وقتي به خودت مي آيي كه حتي ردي از او در خيابان نمانده است

    فكر مي كردي با او مي تواني به تمام باغها سرك بكشي

    هنوز روزهاي زيادي بايد با او به تماشاي موجها مي رفتي

    هنوز ساعتهاي صميمانه اي بايد با او اشك مي ريختي

    هميشه اين گونه بوده است....

    او كه مي رود ..او كه براي هميشه مي رود....

    آنقدر تنها مي شوي كه نام روزها را هم فراموش مي كني

    از عقربه هاي ساعت هم مي گريزي

    و هيچ فرشته اي به خوابت نمي آيد.....

    زندگي همينه..!!!!!

    هميشه مي گفتم گلها بي معرفتن

    زود خشك ميشن و زود از پيش آدم ميرن...

    ولي اشتباه مي كردم....

    چون گلهايي كه به من دادي هنوز هم هست ....

    يكمي خشك شدن ولي تركم نكردند....

    باهام موندن ....ولي تو.....

    گل هست ....اما تو نيستي....

    تو رفتي ...تو بي وفاتر بودي.....


    يافتن دوستان خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست فراموش کردنشان غير ممکن است...




    فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  8. #68
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    اگر دستم به جدایی برسه...
    اونو از خاطره ها خط می زنم
    از دل تنگ تموم آدما..
    از شب و روز خدا خط می زنم
    اگر دستم برسه به آسمون
    با ستاره ها قیامت می کنم
    نمیزارم کسی عاشق نباشه
    ماه و بین همه قسمت می کنم...
    وقتی گاهی من و دل تنها می شیم
    حرفای نگفتنی رو میشه دید
    میشه تو سکوت بین ما دو تا
    خیلی از ندیدنی ها رو شنید
    قصه جدایی ما آدما
    قصه دوری ماست از خودمون
    دوری من و تو از لحظه عشق
    قصه سادگی گمشدمون
    اگر دستم به جدایی برسه......
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  9. #69
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    رفتی برای همیشه
    هر کس در شب ستاره داشت و شبها مونس تنهاییش بود....
    ستاره منهم تو بودی که مونس تنهاییم بودی
    تو که تنها مونس تنهایم بودی ..............
    کسی که تمام دلتنگیم را برایش باز گو میکردم
    چه آسمانها وچه کهکضشانهایی که به ستاره من حسادت می ورزیدند...
    شب دلتنگیم درست از آن زمان آغاز شد که تو رفتی ....رفتی برای همیشه.....
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  10. #70
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    رفتنت همانند خزانی زود هنگام بود بر بهار دلم
    تمام غنچه های دلم در اوج ناباوری ریخت ....ریخت و پرپر شد.....
    گلبرگهایش را جمع کردم و همراه عطر یادت در گوشه ای از اتاقم گذاشتم
    تا ترنم آن همیشه اتاقم را خوش بو کند
    بوی خوش تو در فضای دلم هست....
    اشك*هائي كه از رفتن تو از چشمم سرازير شد رو گوشه اي خلوت رفتم و ريختم
    تا كسي ندونه كه دردم چيه ولي آخرش نشد
    و مثل يك آتشفشان خاموش كه روزي شعله اون سر به آسمون مي كشه
    از دلم بيرون ريخت و چيزي رو كه مدتها تو دلم نگه داشته بودم
    و اون غم هجر تو بود همه فهميدن
    براستي نمي دونم چرا هميشه سرنوشت گل پژمرده شدنه؟؟
    چرا سونوشت پروانه سوختنه ؟؟
    چرا سرنوشت برگ ريختن و افتادنه ؟؟
    آيا واقعا بايد سرنوشت آدم فراموش شدن باشه ؟؟!!
    و سرنوشت دل هم هميشه بايد شكست باشه؟
    نمي دونم خدا چي بايد بگم شايد قسمت دل هم من شكستن بود
    ولي خودت خوب مي دوني كه خيلي زود شكست
    زموني شكست كه اصلا معني شكست رو نمي دونست
    نمیدونست وقتی دلی شکست دیگه نمی تونه بلند شه
    مي دونيد اون هميشه دوست داشت من بهترين باشم
    دوست داشت كه جوري باشم كه بهم افتخار كنه
    ولي هميشه طوري بود كه اون باعث افتخار من بود
    آخه اون بهترين بود ولي دست روزگار بهترين رو ازم گرفت
    روزگار كاري كرد كه صداي قناريم دلگير بشه
    ولي چيزي كه هست و بارها و بارها گفتم
    اينه كه هنوز هم اون بهترينه

    امروز شکوفه ها برای رفتنت گریستند
    اما آخرین نگاه تو مثل لحظه های پایان سال برایم ماندنی است
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  11. #71
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    خود را قربانی کنيم بهتر است تا ديگران را

    هيچ کس اشکي براي ما نريخت
    هر که با ما بود از ما مي گريخت
    چند روزي هست حالم ديدنيست
    حال من از اين و آن پرسيدنيست
    گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه.....
    حافظ فالم را گرفت
    يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما ز ياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه
    مي پنداشتيم...
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  12. #72
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش: من كه شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به اميدي كه تو فانوس شب من باشي
  13. #73
    rangarang
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    227
    0
    24

    پیش فرض

    ویرانگری عشق به من آباد است
    بی آه من، آشیان غم برباد است

    من بی تو سکوت می کنم ، حرفی نیست
    اما چه کنم سکوت من فریاد است !!!



    :)
    چه دعایی بهتر از این
    خنده ات از ته دل
    گریه ات از سر شوق
    نبود هیچ غروبت غمناک
  14. #74
    gharibe
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    827
    15
    138

    پیش فرض

    نمي دانم چرا اينقدر لبريزم براي تو

    درون چشم*هايم شعر مي*ريزم براي تو

    بزرگي مثل اقيانوس*هاي تا ابد جاري

    و من پرواز ِ موج ِ بوسه*آميزم براي تو

    به سوي اصفهان چشم*هايم پادشاهي كن

    وليعهدانه جولان ده كه تبريزم براي تو

    خراج ابروانت را دل و دين داده حافظ*ها

    قلم غارتگر است امروز...چنگيزم براي تو

    به ميراث نفس با نم**نم اين بغض مي*ميرم

    تو مهمان دلي، باران يكريزم براي تو

    ندارد طاقت گندم زمين بايرم حوا

    براي آخرين عصيان چه ناچيزم براي تو

    دوباره نذر كردم... هركجا نام تو مي*آيد-

    -به يمن عشق با هربار برخيزم براي تو

    بهار لحظه*هايت را اسير حس ماندن كن

    كه با تكرار اين خورشيد... پاييزم براي تو
    با من غريبگي نکن با من که درگير توام
    چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام
  15. #75
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    نه از آشنایان وفا دیده ام
    نه در باده نوشان صفا دیده ام
    ز نامردمی ها نرنجد دلم
    که از چشم خود هم خطا دیده ام
    به خاکستر دل نگیرد شرار
    من از برق*ٍ چشمی بلا دیده ام
    وفای تو را نازم ای اشک غم
    که در دیده عمری تو را دیده ام
    دگر مسجدم خانه ی توبه نیست
    که در اشک زاهد ریا دیده ام
    نه سودای نام و نه پروای ننگ
    از این خرق پوشان چه ها دیده ام
    طبیبا مَکن مَنعم از جام می
    که درد درون را دوا دیده ام
    حریم خدا شد چه شب ها دلم
    که خود را از عالم جدا دیده ام
    از آن رو نریزد سرشکم ز چشم
    که در قطره هایش خدا دیده ام
    برو صاف شو تا خدا بین شوی
    ببین من خدا را کجا دیده ام
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
صفحه 5 از 1652 نخست 12345678910152555105505 ... آخرین
نمایش نتایج: از 61 به 75 از 24772

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •