ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 54 از 1664 نخست ... 4344449505152535455565758596474104154554 ... آخرین
نمایش نتایج: از 796 به 810 از 24956
  1. #796
    تاریخ عضویت
    September 2008
    نوشته ها
    573
    45
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    شعری که زندگي ست

    امشب به قصه ی دل من گوش می کنی
    فردا مرا چو قصه فراموش می کنی

    این در همیشه در صدف روزگار نیست
    می گویمت ولی توکجا گوش می کنی

    ...
    دستم نمی رسد که در آغوش گیرمت
    ای ماه با که دست در آغوش می کنی

    در ساغر تو چیست که با جرعه ی نخست
    هشیار و مست را همه مدهوش می کنی

    می جوش می زند به دل خم بیا ببین
    یادی اگر ز خون سیاووش می کنی

    گر گوش می کنی سخنی خوش بگویمت
    بهتر ز گوهری که تو در گوش می کنی

    جام جهان ز خون دل عاشقان پر است
    حرمت نگاه دار اگرش نوش می کنی

    سایه چو شمع شعله در افکنده ای به جمع
    زین داستان که با لب خاموش می کنی
    پیشا نی ام ... چسبیدن به سینه ات را میخواهد
    و موهـــــایم ... بوییــــدنت
    و چشمهایم خیس کردن پیراهن زنانه ات را
    عجب بغض پرتوقعی دارم امشب !
  2. #797
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    سرزمین تنهایی
    نوشته ها
    5,636
    34
    كوچولوي بد - اخراج شده
    كوچولو رسمي

    پیش فرض

    [center:d1baef47a0]قایقی خواهم ساخت
    خواهم انداخت به آب
    دور خواهم شد از این خاك غریب ...
    [/center:d1baef47a0]
  3. #798
    تاریخ عضویت
    September 2008
    نوشته ها
    573
    45
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    خستگی را
    بر آویز ِ رویا رها کن ،
    عاقبت
    این ابرهای سیاه دور می شوند
    --

    پیشا نی ام ... چسبیدن به سینه ات را میخواهد
    و موهـــــایم ... بوییــــدنت
    و چشمهایم خیس کردن پیراهن زنانه ات را
    عجب بغض پرتوقعی دارم امشب !
  4. #799
    تاریخ عضویت
    September 2008
    نوشته ها
    573
    45
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    من لب زمستان را می بوسم


    که سردی ان اتش قلبم را تسکین می دهد


    من لب زمستان را می بوسم


    که وجود پر حرارتم را ارام میکند


    من لب زمستان را می بوسم


    که بر زخم های دل من مرهم است


    من لب زمستان را میبوسم


    تا با آب شدن برفهایش، عطش تابستان های داغم را فرو بنشاند


    پیشا نی ام ... چسبیدن به سینه ات را میخواهد
    و موهـــــایم ... بوییــــدنت
    و چشمهایم خیس کردن پیراهن زنانه ات را
    عجب بغض پرتوقعی دارم امشب !
  5. #800
    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    5,366
    1,635

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    پیش فرض

    [center:2231067ad9]حالا كه رفته ای[/center:2231067ad9]
    [center:2231067ad9]ساعتها به اين می *انديشم [/center:2231067ad9]
    [center:2231067ad9]كه چرا زنده ام هنوز؟ [/center:2231067ad9]
    [center:2231067ad9]مگر نگفته بودم كه بی تو می*ميرم؟ [/center:2231067ad9]
    [center:2231067ad9]خدا يادش رفته است مرا بكشد [/center:2231067ad9]
    [center:2231067ad9]يا تو قرار است برگردی؟![/center:2231067ad9]
    [center:2231067ad9]...[/center:2231067ad9]
    [center:2231067ad9][/center:2231067ad9]
    ...
  6. #801
    تاریخ عضویت
    September 2010
    محل سکونت
    beheshte zolmat
    نوشته ها
    1,646
    25
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    [center:4407b3dc11]تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم[/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11]چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم



    [/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11]تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی[/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11]و من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم[/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11]تو دریایی ترینی آبی و آرام و بی پایان[/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11]و من موج گرفتاری اسیر دست طوفانم[/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11]تو مثل آسمانی مهربان و آبی و شفاف[/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11]و من در آرزوی قطره های پاک بارانم[/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11]نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته[/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11]به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم[/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11]تو دنیای منی بی انتها و ساکت و سرشار[/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11]و من تنها در این دنیای دور از غصه مهمانم[/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11]تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور و نامعلوم[/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11]و من در حسرت دیدار چشمت رو به پایانم[/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11]تو مثل مرهمی بر بال بی جان کبوتر[/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11]و من هم یک کبوتر تشنه باران درمانم[/center:4407b3dc11]
    [center:4407b3dc11][/center:4407b3dc11]
  7. #802
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    سرزمین تنهایی
    نوشته ها
    5,636
    34
    كوچولوي بد - اخراج شده
    كوچولو رسمي

    پیش فرض

    دیدی ای دل که غم یار دگر بار چه کرد

    چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

    آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

    وای از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

    اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار

    طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد

    برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

    وه که با خرمن مجنون دل انکار چه کرد

    ساقیا جام میم ده که نگارندهء غیب

    نیست معلوم که در پردهء اسرار چه کرد

    آنکه بر نقش زد این دایرهء مینایی

    کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

    فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت

    یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد
  8. #803
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    6,415

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    [center:2d37a92d37]اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا میرساندم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]اگر مانده بودی تو را تا دل قصه ها میکشاندم<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]اگر با تو بودم به شبهای غربت که تنها نبودم<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]اگر مانده بودی زتو می نوشتم تو را می سرودم<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]این شب سرد و غمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]با تو این مرغک پر شکسته مانده بودی اگر بال و پر داشت<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]با تو بیمی نبودش ز طوفان مانده بودی اگر هم سفر داشت<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]هستی ام را به آتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]مرگ دل آرزویت اگر بود مانده بودی اگر میشنیدی<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]با تو دریا پر از دیدنی بود شب ستاره گلی چیدنی بود<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]خاک تن شسته در موج باران در کنار تو بوسیدنی بود<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]بعد تو خشم دریا و ساحل بعد تو پای من مانده در گل<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]مانده بودی اگر موج دریا تا ابد هم پر از دیدنی بود<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]با تو و عشق تو زنده بودم بعد تو من خودم هم نبودم<o></o>[/center:2d37a92d37]
    [center:2d37a92d37]بهترین شعر هستی را با تو مانده بودی اگر می سرودم<o></o>[/center:2d37a92d37]



    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  9. #804
    تاریخ عضویت
    October 2010
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    274
    1
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    پیش فرض

    چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایست
    ببین مرگ مرا در خویش که مرگه من تماشاییست
    لازمه یک عشق انسان بودن و لازمه انسان بودن زندگی کردن است
  10. #805
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,692
    10,362
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    [center:442dcbe441]

    مي نويسم از قلب مهربانت از ان احساس پاکت


    مي نويسم از چشمان زيبايت ازنگاه پر از عشقت

    با صداقت مي نويسم

    نخستين عشقم تويي

    و با يکدلي مي نويسم که با تو

    تا اخرين لحظه خواهم ماند

    با چشمان خيس مي نويسم

    که خيلي مهرت در دلم نشسته و با بغض مي نويسم

    مي نويسم از ان حرفهاي شيرينت

    و ان لحظه ي رويايي که من و تو در ان اشنا شديم

    و شيفته ي قلب هاي سرخ هم شديم

    ان چه که مي نويسم حرف دل است و بس

    حرف دل عاشق و بي قرار من

    مي نويسم و فرياد مي زنم

    دوستت دارم...[/center:442dcbe441]
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  11. #806
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    6,415

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    [center:1d5e23701f]

    کاش میشد هیچ کس تنها نبود کاش میشد دیدنت رویا نبود گفته بودی با تو می مانم ولی... رفتی و گفتی و اینجا

    جا نبود سالیان سال تنها مانده ام شاید این رفتن سزای من نبود من دعا کردم برای بازگشت دست های تو [/center:1d5e23701f]
    [center:1d5e23701f]ولی بالا نبود باز هم گفتی که فردا میرسی کاش روز دیدنت فردا نبود [/center:1d5e23701f]



    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  12. #807
    تاریخ عضویت
    September 2010
    محل سکونت
    beheshte zolmat
    نوشته ها
    1,646
    25
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    [font=]فنجان واژگون شدۀ قهوۀ مرا

    بر روی میز باز تکان داد با ادا

    یک لحظه چشم دوخت به فنجان خالی ام

    آرام و سرد گفت : که در طالع شما

    قلبم تپید ٬ باز عرق روی صورتم

    گفتم بگو ٬ مسافر من میرسد؟ و یا

    با چشم های خیره به فنجان نگاه کرد

    گفتم چه شده ؟

    سکوت بود و تکرار لحظه ها

    آخر شروع کرد به تفسیر فال من

    با سر اشاره کرد که نزدیک تر بیا

    اینجا فقط دو خط موازی نشسته است

    یعنی دو فرد دلشدۀ تا ابد جدا

    انگار بی امان به سرم ضربه می زدند

    یعنی که هیچ وقت نمی آید او خدا؟

    گفتم درست نیست از اول نگاه کن

    فریاد زد:....بفهم. رها کرده او تو را[/font]
  13. #808
    تاریخ عضویت
    October 2010
    محل سکونت
    آواره شدم
    نوشته ها
    8,968
    1,047
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    [JUSTIFY]شاید این جمعه بیاید شاید[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY] پرده از چهره گشاید شاید[/JUSTIFY]
    مرا همیشه نگه دار.......

    در امان دلت......

  14. #809
    تاریخ عضویت
    September 2008
    نوشته ها
    573
    45
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض



    آدما از دور قشنگن....


    پیشا نی ام ... چسبیدن به سینه ات را میخواهد
    و موهـــــایم ... بوییــــدنت
    و چشمهایم خیس کردن پیراهن زنانه ات را
    عجب بغض پرتوقعی دارم امشب !
  15. #810
    تاریخ عضویت
    September 2010
    محل سکونت
    beheshte zolmat
    نوشته ها
    1,646
    25
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    اگه بیهوده نمی ترسیدم
    عشقو آن گونه که هست می دیدم
    شاید این لحظه ی غمگین وداع
    قلبمو دوباره می بخشیدم
    کاش از این عشق نمی ترسیدم !
صفحه 54 از 1664 نخست ... 4344449505152535455565758596474104154554 ... آخرین
نمایش نتایج: از 796 به 810 از 24956

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •