ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 71 از 1657 نخست ... 21516166676869707172737475768191121171571 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,051 به 1,065 از 24843
  1. #1051
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    تو هستی ، تو در قلب منی،

    و همچنان قلبم می تپد

    تو مال منی ، همه ی هستی منی

    و همچنان بودنت به من امید میدهد

    روزهای پر از دلواپسی،

    چرا نمیگذرد این لحظه های دلتنگی

    تو هستی ، تو مال منی

    و همچنان لحظه ها که میگذرد بیشتر به تو دل میبندم

    میترسم !

    کاری کن که آرام بگیرم ، محبتی کن تا از درد عشق نمیرم

    لحظه های عاشقی،

    نه انگار نمیخواهد بگذرد روزهای انتظار

    باید همیشه همین باشم ، یک عاشق بی قرار

    انتظار و بی قراری نیز با تو شیرین است

    کار هر روز و هر شب من همین است

    باور کن ،عشق من ، عاشقانه ترین عشق روی زمین است

    فردای من با تو طلوع یک روز دلنشین است

    طلوع قلب بی غروب من، با تو

    این برایم رویا شده که روزی ببینم خودم را در آغوش تو

    نه انگار نمیخواهد بگذرد لحظه های دلتنگی

    آرام کن دلم را ، ای تو که در دلم نشستی

    تو که میدانی تمام وجودم هستی ،

    این شعر را برای تو نوشتم تا بخوانی و بدانی همه ی زندگی ام هستی

    نه قافیه دارد ، نه ردیف ، نه آهنگ دارد نه طنین

    اینها همه حرف دلم بود ، همین!
    ویرایش توسط Bahar : 2011.02.04 در ساعت 14:13



    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  2. #1052
    zahra2010
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    October 2010
    محل سکونت
    خونمون!
    نوشته ها
    7,966
    2,408
    4,365

    پیش فرض

    بايد کنار خاطره ها ايستاد
    بايد کنار خاطره ثاقب را
    در گوش ساعات و سال
    در گوش سالها و سفرها خواند
    بايد تمام سفرها را با نام خاطره آغازيد
    اي خوب روزگار شيدايي
    در دل هواي با تو بودن
    در سر هواي تو را ديدن
    بعد از تو، روزهاي من
    ستوه و تنهايي است
    بعد از تو پنجره غمگين است

    بعد از تو ، خآطره ها و سراب ديدارت
    بعد از تو سال من قرني
    بعد از تو ساعتم ساليست
    بعد از تو خاطره هاي تو خواهد ماند
    بعد از تو.... بي تو.... هر آوازي
    آواز ياد تو و ....درد پاييز است
    بعد از تو فصل پاييز است
    بعد از تو ...فصل پاييز است ...

  3. #1053
    min_roya

    کوچولوو راه افتاده

    تاریخ عضویت
    November 2010
    محل سکونت
    shahre esh
    نوشته ها
    37
    9
    2
    آری این منم ، این منم همان عاشقی که بر تو جان می داد ، و تو کسی هستی که برای رسیدن به خوشبختی به روی جسدهای بی جان غرور انسانها قدم می گذاشتی ولی افسوس ، افسوس که راه ات برای رسیدن به هدف هایت اشتباه بود ، و افسوس که من برای آدمی مثل تو غرورم را شکستم ، افسوس !
    هرکجا دور از تو باشم نازنین غربت نشینم

    هرکجا پایت گذاری خاک نرم آن زمینم
  4. #1054
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    روزي ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد
    و مهرباني دست زيبائي را خواهد گرفت.
    روزي كه كمترين سرود
    بوسه است


    و هر انسان
    براي هر انسان
    برادري ست.
    روزي كه ديگر درهاي خانه شان را نمي بندند
    قفل
    افسانه ئيست
    و قلب
    براي زندگي بس است.
    روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن است
    تا تو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردي.
    روزي كه آهنگ هر حرف، زندگي ست
    تا من به خاطر آخرين شعر رنج جست و جوي قافيه
    نبرم.
    روزي كه هر لب ترانه ئيست
    تا كمترين سرود، بوسه باشد.


    روزي كه تو بيائي، براي هميشه بيائي
    و مهرباني با زيبائي يكسان شود.
    روزي كه ما دوباره براي كبوترهايمان دانه بريزيم . . .
    و من آن روز را انتظار مي كشم
    حتي روزي
    كه ديگر
    نباشم.






    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  5. #1055
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض


    هی مسافر!

    قبل از رفتن چمدان هایت را باز کن....

    اینجا,در دلم.....
    ...
    جای خیلی چیز ها خالی مانده.....

    باید بازرسی شوی!!!




    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


  6. #1056
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    نوشته ها
    23,600
    11,345
    7,969

    پیش فرض




    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  7. #1057
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    كوك كن ساعتِ خویش !

    اعتباری به خروسِ سحری ، نیست دگر
    دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است
    كوك كن ساعتِ خویش !
    كه مـؤذّن ، شبِ پیـش
    دسته گل داده به آب
    . . . و در آغوش سحر رفته به خواب
    كوك كن ساعتِ خویش !
    شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
    كه سحر برخیزد
    شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین
    دیر برمی خیزند
    كوك كن ساعتِ خویش !
    كه سحر گاه كسی
    بقچه در زیر بغل ، راهیِ حمّامی نیست
    كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی
    كوك كن ساعتِ خویش !
    رفتگر مُرده و این كوچه دگر
    خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است
    كوك كن ساعتِ خویش !
    ماكیان ها همه مستِ خوابند
    شهر هم . . .
    خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند
    كوك كن ساعتِ خویش !
    كه در این شهر ، دگر مستی نیست
    كه تو وقتِ سحر ، آنگاه كه از میكده برمی گردد
    از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی
    كوك كن ساعتِ خویش !
    اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر ،
    و در این شهر سحرخیزی نیست





    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  8. #1058
    marjan69
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    7,403
    5,689
    2,303

    پیش فرض

    همان انتظار همیشگی و رویاهای شب و روزم...



    جایی را که اولین بار دیدمت در ذهنم مجسم می کنم فقط نگاهت بس است



    و لمس دستان گرمت گاه طاقت نوشتن از دستم می رود وقتی به روزهای



    با تو بودن می اندیشم و جایی که اولین بار دیدمت جایی که اولین بار



    عاشقت شدم و هنوز چشم انتظارم چشم انتظار دوباره دیدنت...

    دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.
  9. #1059
    Aden

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    5,366
    2,350
    1,635

    پیش فرض

    به دنبال

    دستانی از جنس آرزوهايم هستم

    با دقت تر که نگاه ميکنم

    ميبينم

    چقدر شبيه دستان توست!

    ...
  10. #1060
    rozekabod

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    6,317
    2,016
    1,857

    پیش فرض

    شبی مجنون به لیلی گفت:کای محبوب بی همتا،ترا عاشق شود پیدا،ولی،
    ولی مجنون نخواهد شد،
    زسوز عشق لیلی در جهان مجنون شد افسانه،
    (تو مجنونم بکن از عشق.........................خود افسانه اش و...با من)
    شادی من در صدای خنده های توست..
    پس عاشقانه بخند...
  11. #1061
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    نوشته ها
    23,600
    11,345
    7,969

    پیش فرض

    يـادتان اينجا بماند يادگار
    نامتان در حرف دل شد ماندگار
    امشـب اي ياران ، مـرا مهمان كنيد
    چاره اي بـرسينـه ســوزان كـنيد
    مســت مسـت بـاده نـابم كـنيد
    از دعـا سيراب سيرابم كـنيد
    گوشه اي افـتاده مست و باده نوش
    درهمين دور و برا امشب خـموش





    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  12. #1062
    gorob
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    زیر سایه خدا
    نوشته ها
    4,440
    1,731
    1,829

    پیش فرض

    بودنم را هیچ کس باور نداشت
    هیچ کس کاری به کار من نداشت
    بنویسید بعد مرگم روی سنگ
    با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ
    او که خوابیده ست در این گور سرد
    بودنش را هیچ کس باور نکرد
    اگر خداوند تورا به لبه ی پرتگاهی برد
    به او اعتماد کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت
    و یا به تو پرواز کردن خواهد آموخت
  13. #1063
    alone_man
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2010
    محل سکونت
    Shiraz
    نوشته ها
    8,279
    2,664
    5,010

    پیش فرض

    اي دل مباش يك*دم خالي ز عشق و مستي

    و آن*گه برو كه رستي از نيستي و هستي

    گر جان به تن ببيني مشغول كار او شو

    هر قبله*اي كه بيني بهتر ز خودپرستي

    با ضعف و ناتواني همچون نسيم خوش باش

    بيماري اندر اين ره بهتر ز تن‏درستي

    در مذهب طريقت خامي نشان كفر است

    آري طريق دولت چالاكي ا‏ست و چستي

    تا فضل و عقل بيني بي*معرفت نشيني

    يك نكته*ات بگويم خود را مبين كه رستي

    در آستان جانان از آسمان مينديش

    كز اوج سربلندي افتي به خاك پستي

    خار ارچه جان بكاهد گل عذر آن بخواهد

    سهل است تلخي مي در جنب ذوق مستي

    صوفي پياله*پيما حافظ قرابه پرهيز

    اي كوته‏آستينان تا كي دراز دستي

    حرفهای زیادی بلد نیستم من تنها چشمان تو را دیدم و گوشه ای از لبخندت که حرفایم را دزدید

    ازعشق چیزی نمیدانم اما دوستت دارم کودکانه تر از انچه فکر کنی
  14. #1064
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    نوشته ها
    23,600
    11,345
    7,969

    پیش فرض

    عشق
    منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم
    دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت
    بنشینم سر رو شانه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن
    تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش
    بگیرمبوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام
    وجودقلبم وعشقم را به تو هدیه کنم آری من تو را دوست دارم
    و عاشقانه تو را می ستایم....



    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  15. #1065
    Anita
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    نوشته ها
    11,092
    1,904
    4,756

    پیش فرض



    همیشه هم قافیه بوده اند

    سـ ـ ـ ـیب و فـ ـ ـ ـریب

    حتی زمانی که هیچکس شعری نگفته بود

    و حالا که هیچ کس شعر می گوید

    ما همه با هم

    می گوییم: ( ســــــــــــــیب)

    و دوربین های عکاسی را فریب می دهیم

    تا پنهان کنیم آن اندوه موروثی را پشت این لبخند مصنوعی;





    هرگاه دفتر محبت را ورق زدی!


    و هرگاه زیر ِ پایت خش خش ِ برگها را حس کردی!

    هرگاه در میان ستارگان آسمان

    تک ستاره ای تنها دیدی

    برای یک بار در گوشه ای از ذهن خود

    نه به زبان!

    بلکه از ته ِ قلب خود بگو!

    یادت بخیر . . .

صفحه 71 از 1657 نخست ... 21516166676869707172737475768191121171571 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,051 به 1,065 از 24843

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •