ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 13 نخست 12345678 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 181
  1. #31
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    GOODgirl خانم... لطفا يه سر به دوستيابي بزنيد و خودتون رو معرفي كنيد :wink:

    نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود. بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز ‏پرپر نشـود. بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود. بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود ‏نشود. وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود
  2. #32
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    ازخویشتن گذشتم، تا در برت بمیرم آغوش وا کن ای عشق، عطر خدا بگیرم تیر است در غفایم، عشق است روبرویم بگذار تا بریزد، خون جای آبرویم صدها سخن به دل بود، صد راز در صدایم یارا چه میتوان گفت؟ در بند تو رهایم
  3. #33
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض گرگ هار

    تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم
    مگرم سوی تو راهی باشد
    چون فروغ نگهت
    ورنه دیگر به چه کارآیم من
    بی تو ؟ چون مرده چشم سیهت




    م.امید
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
  4. #34
    mahdisagheb
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    varamin
    نوشته ها
    303
    0
    3

    پیش فرض کوچه ی مهتابی

    كوچه ي مهتابي

    بي تو خاموش كوچه ي مهتابي ما
    كس نداند خبري از شب بي خوابي ما
    سقفي از دود سيه بر سر ما خيمه زدست
    آسمانا چه شد آن منظره آبي ما
    گرد ما كهنه حصاري ز جگن هاي غم است
    كو نسيمي كه وزد بر دل مردابي ما
    چه توان كرد كه از ابر سيه پيدا نيست
    روز خورشيدي ما و شب مهتابي ما
    در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح در انزوا می خورد و می تراشد و این درد ها را نمی توان به کسی اظهار کرد ...
  5. #35
    rozarghavany
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    نوشته ها
    120
    0
    0

    پیش فرض

    دلم عجيب هواي ديدنت را کرده است ، دستانم را کمي کنار مي زنم و از لا* به لا*ي انگشتان لرزانم نيم نگاهي به گذشته ناتمامم مي اندازم ، چيز زيادي نيست و از من نيز چيزي نمانده است جز آيينه زلا*لي که از آن گله دارم که چرا حقيقت زندگي را از من پنهان کرد... !؟ و تو اي سنگ صبور لحظه لحظه هاي عمر کوتاه من
    آدم ها مثل کتابن از روی بعضی ها باید مشق نوشت ... از روی بعضی ها باید جریمه نوشت ... بعضی ها رو باید چندبار خوند تا معنیشونو بفهمیم ... و بعضی ها رو
  6. #36
    rozarghavany
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    نوشته ها
    120
    0
    0

    پیش فرض

    در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد
    آدم ها مثل کتابن از روی بعضی ها باید مشق نوشت ... از روی بعضی ها باید جریمه نوشت ... بعضی ها رو باید چندبار خوند تا معنیشونو بفهمیم ... و بعضی ها رو
  7. #37
    rozarghavany
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    نوشته ها
    120
    0
    0

    پیش فرض

    خواستم عشق رو تو دستام بگيرم ، ولي جا نشد . پس گذاشتمش تو جيبم ، ولي جا نشد . در كيفمو باز كردم ، ولي جا نشد . تصميم گرفتم ببرمش توي اتاق ، ولي جا نشد . بنابراين يه خونه براش گرفتم ، ولي جا نشد . با خودم گفتم : يه باغ ! آره ! ولي جا نشد . پس گذاشتمش توي قلبم ، حالا ديگه جاش خوبه خوبه ... تازه مي فهمم اين كه مي گن دل آدم مي تونه از دنيا هم بزرگتر باشه يعني چي .!
    آدم ها مثل کتابن از روی بعضی ها باید مشق نوشت ... از روی بعضی ها باید جریمه نوشت ... بعضی ها رو باید چندبار خوند تا معنیشونو بفهمیم ... و بعضی ها رو
  8. #38
    rozarghavany
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    نوشته ها
    120
    0
    0

    پیش فرض

    بعضي عشق ها آتشين اما كم عمق و سطحي هستند گردبادي بر پاي مي كنند و زود هم سرد مي شوند اما بعضي عشق ها عميق است و ملايم چون يك نخ باريك شروع مي شود و در طول زمان استمرار مي يابد.
    آدم ها مثل کتابن از روی بعضی ها باید مشق نوشت ... از روی بعضی ها باید جریمه نوشت ... بعضی ها رو باید چندبار خوند تا معنیشونو بفهمیم ... و بعضی ها رو
  9. #39
    rozarghavany
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    نوشته ها
    120
    0
    0

    پیش فرض

    یکی داشت و یکی نداشت!

    اونی که داشت تو بودی اونی که تورو نداشت من بودم

    یکی خواست و یکی نخواست !

    اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن را نخواست من بودم

    یکی بود پس کی نبود!

    اونی که بود تو بودی اونی که نبود من بودم!

    یکی آوردو یکی نیاورد!

    اونی که آورد تو بودی اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم

    یکی برد یکی نبرد!

    اونی که برد تو بودی اونیکه دل به تو باخت من بودم
    آدم ها مثل کتابن از روی بعضی ها باید مشق نوشت ... از روی بعضی ها باید جریمه نوشت ... بعضی ها رو باید چندبار خوند تا معنیشونو بفهمیم ... و بعضی ها رو
  10. #40
    rozarghavany
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    نوشته ها
    120
    0
    0

    پیش فرض

    آسمان را قسمت كردند:.....تكه اي براي بركه.....تكه اي براي رود....تكه اي براي دريا دلم را قسمت كردند:..........تكه اي براي تو....تكه اي براي تو......تكه اي براي تو.
    آدم ها مثل کتابن از روی بعضی ها باید مشق نوشت ... از روی بعضی ها باید جریمه نوشت ... بعضی ها رو باید چندبار خوند تا معنیشونو بفهمیم ... و بعضی ها رو
  11. #41
    rozarghavany
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    نوشته ها
    120
    0
    0

    پیش فرض

    اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:

    خداي مهربون، فکراي قشنگ،قلب کوچيک من



    آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد

    رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت

    صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
    آدم ها مثل کتابن از روی بعضی ها باید مشق نوشت ... از روی بعضی ها باید جریمه نوشت ... بعضی ها رو باید چندبار خوند تا معنیشونو بفهمیم ... و بعضی ها رو
  12. #42
    fariba
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    روستاي ساده عشق
    نوشته ها
    7,082
    247
    275

    پیش فرض

    سکوتم:صدای تو ؛ هوایم:هوای تو دلتنگم:برای تو ؛ تنهایم:برای تو زندگیم:فدای تو

    یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم تو هم منو شکستی ولی اشکال نداره حالا خاک زیر پاتم
    گر چه از دوري اين فاصله ها مأ يوسم از همين فاصله دور تو را مي بوسم

    به کدامین بهانه مرا به دنیایت پیوند
    زدی که اینگونه محتاج بودنت
    شده ام !!!

  13. #43
    fariba
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    روستاي ساده عشق
    نوشته ها
    7,082
    247
    275

    پیش فرض

    ************ **
    خاك پاي دوست شدن در نزد ما يك آرزوست
    گر دوست قابل بداند جان من تقديم اوست


    کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود

    به کدامین بهانه مرا به دنیایت پیوند
    زدی که اینگونه محتاج بودنت
    شده ام !!!

  14. #44
    fariba
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    روستاي ساده عشق
    نوشته ها
    7,082
    247
    275

    پیش فرض

    عشق نمي پرسه اهل کجايي ، فقط ميگه توي قلب من زندگي کن .. عشق نمي پرسه چرا دور هستي ، فقط ميگه هميشه با من هستي .. عشق نميگه دوستم داري؟ فقط ميگه دوستت دارم .. . . . . . . عشق خيلي غلط هاي ديگه هم ميکنه که نبايد باور کني!!

    ************ **
    چهره گل باغ و صحرا را گلستان ميكند
    ديدن مهدي هزاران درد درمان ميكند
    مدعي گويد كه با يك گل نمي آيد بهار
    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند


    ************ **
    با افكار زيبايت زندگي كن
    چون زندگي به اندازه فكرهاي تو زيبا مي شود
    اگر افتادي مهم نيست
    به شرطي كه موقع بلند شدن از زمين چيزي برداري

    به کدامین بهانه مرا به دنیایت پیوند
    زدی که اینگونه محتاج بودنت
    شده ام !!!

  15. #45
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
صفحه 3 از 13 نخست 12345678 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 181

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •