ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 241 نخست 12345678132353103 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 3607
  1. #31
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    يک روز عشقت را دزديدم و براي اينکه جاي مطمئني داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم .غافل از اينکه روزي براي پس گرفتن آن قلبم را خواهي شکست
  2. #32
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,558

    پیش فرض

    ذاكر:به خدا عشق دو عالم حسين است
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  3. #33
    kooshoolooo2000

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    77
    0
    7

    پیش فرض

    عشق، راز است.
    حساب عشق از حساب شهوت جداست.
    عشق، با هستی رابطه دارد.
    عشق، از چشمهی آگاهی می جوشد.
    عشق، از اعماق هستی انسان متولد می شود.
    بیشتر آدمها با عشق بیگانه اند.
    کسانی که عشق را تجربه می کنند،
    در سکوت و آرامشی ژرف غوطه ور می شوند.
    همین سکوت و آرامش است که آنها را با روح شان مأنوس می کند.
    اگر با روح خود انس بگیری،
    عشق تو دیگر یک رابطه نیست،
    بلکه سایه ایست که تو را در همه جا همراهی می کند.
    عشق به کسی یا چیزی محدود نمی شود.
    عشق پدیده ای نیست که در حصار بماند.
    عشق در دستان گشوده ی تو می بالد،
    نه در دستان بسته ی تو.
    به محض آنکه دستان خود را می بندی،
    انها را از عشق تهی می کنی.
    وقتی دستان خود را می گشایی،
    همه ی هستی در آنها جای می گیرد.
    خدا در هممه جهان نمی گنجد؛
    فقط دل است که گنجایش او را دارد.
    عشق و حقیقت، دو نام یک تجربه اند.
    کسی که عشق را تجربه کرده،
    حقیقت را نیز تجربه کرده است.
    کسی که حقیقت را تجربه نکرده،
    عشق را نیز تجربه نخواهد کرد.
    عشق پدیده ای نیست که در حصار بماند.
    عشق در دستان گشوده ی تو می بالد،
    نه در دستان بسته ی تو.
    عشق، خود را احتکار نمی کند،
    بلکه خود را با دیگران سهیم می شود.
    عشق چشمداشتی ندارد.
    عشق، سهییم شدن بی قید و شرط است.
    عشق، خواهشی ندارد
    و جویای تملک نیست.
    عشق، سر مستی ِ بخشیدن است.
    عشق، نیازی به تظاهر ندارد؛
    فقط هست و همین برای او کافیست.
    عشق، روح را می پرورد.
    هرگز به ملالت نمی انجامد.
    عشق های دروغین خوراک ِ نفس اند؛
    فقط خویشتن دروغی ات را ارضا می کنند.
    بنده ی عشق باش.
    ببخش
    و از شور و سرمستی ِ بخشیدن بهره مند شو.
    عشق را وظیفه تلقی نکن.
    اگر عشق را وظیفه تلقی کنی،
    همه ی شور و هیجان ِ عشق را از بین می بری.
    هرگز گمان نکن که به دیگران بدهکار هستی.
    عشق، بدهکار کسی نیست.
    وقتی عشق می ورزی،
    منتظر پاداش و ستایش نباش.
    توقع و چشمداشت،
    سیمای ِ قدسی ِ عشق را می آلاید.
    عشق حقیقی
    هرگز سرخورده نمی شود
    و به یأس نمی انجامد.
  4. #34
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    مرسي...
    خيلي قشنگ نوشتي كوشولوووو :wink:

    .....
    شریك سقف من نیستی ، بذار همسایه باشیم و فقط یك دونه دیوار را شریكم باش شریك عمر من نیستی، بیا هم لحظه باشیم و همین یك لحظه دیدار را شریكم باش فقط در حد یك لبخند ، لبت را قسمت من كن؛ اگر خورشید من نیستی بیا شمع را روشن كن تمنای شرابم نیست، یك جرعه آب شریكم باش؛ كنار چشمه رؤیا ، یك لحظه خواب شریكم باش شریك زندگیم نیستی ، شریك آرزویم باش؛ اگر نیستی كنار من ، بیا و رو به رویم باش سلامی كن گهگاهی به نام آشنا بر من ؛ همین اندازه هم بسه برای شور دل بستن غزل خونم نباش
  5. #35
    kooshoolooo2000

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    77
    0
    7

    پیش فرض

    بین من و تو فاصله یعنی عشق

    حتی فراق و حوصله یعنی عشق

    نقد دلم به نسیه ی دیدارت

    زیبای من ! معامله یعنی عشق

    ناکام مانده جبر زمان ، حتی

    در حل این معادله ، یعنی عشق

    بار دگر مرا متولد کرد

    قابلترین قابله یعنی عشق

    شوری فتاده در همه ذرات

    آغاز فصل چلچله یعنی عشق

    یک نیمه شب به پای دلم بنشین

    راز و نیاز و نافله یعنی عشق

    من این غزل به وزن تو می گویم

    با قیمتی ترین صله یعنی عشق

    باید تلافی شب هجران کرد

    روز وصال هم گله یعنی عشق

    باید رسید ، مسلک ما این است

    صحرا و خار و آبله یعنی عشق

    تنها هدف ، خرابی دلها بود

    طوفان و سیل و زلزله یعنی عشق
  6. #36
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    عشق با روح شقايق زيباست، عشق با حسرت عاشق زيباست، عشق با نبض دقايق زيباست، عشق در حسرت ديدار تو بودن زيباست.
  7. #37
    kooshoolooo2000

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    77
    0
    7

    پیش فرض

    عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني .
    عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .
    عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟
    فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته .
    عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني .
    عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم.
  8. #38
    kooshoolooo2000

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    77
    0
    7

    پیش فرض

    عشق یعنـــی قلب پاک و ناز تــو
    سوی عرش بیکــــران پرواز تـــو
    عشق یعنـــی مهـــربانی هــای من
    حرف هـا و خنـــده و آوای مــن
    عشق یعنی یک تبسم یک نگـــاه
    تیر زدن بر قلـــب پاک بی گنــاه
    عشق یعنی جان خود کردن نثـــار
    خالصانه در قـــــدوم شهـــر یــار
    عشق یعنی رنگ ســـرخ لالـــه ها
    یک ضیـــافت در بهار از ژالــه ها
    عشق یعنـی رنــج تنـها بودن است
    راز های زندگـــی را جستن است
    عشق یعنـــی رنگ آبـــی سمـــاء
    بی محبت زندگـی گـــردد فنــــا
    عشق یعنی بــوی گـــل در باغـها
    پر گشودن لحظه ای سوی سمـــاء
    عشق یعنـــی وسعــت بحــر تمیـز
    هرچه دردنیاست دیدن چون پشیز
    عشـق یعنی صدای دلنشیــن آبشار
    یک فشـار دست بر دستــهـای یار
    عشق یعنـــی قطـعه ای الماس ناب
    روشنــا تــر از مــه و هـم آفتــاب
    عشق یعنی سبــزه ای در نـو بهـــار
    هر که عاشق نیست گردد شرمسار
    عشق یعنی دشمــن بیمــاری هــا
    دارویـــی بــر درد هــای بـی دوا
    عشق یعنی یک ترنــم در بهـــار
    چیـــدن گـل بهــر قلب داغـدار
    عشق یعنـــی اوج اشـــعار بلنــد
    قلب معشــوقت کنــد در بند بند
    عشق یعنـی والـــه و شیدا شــدن
    چون نسیم سحر پیـــدا شـــــدن
    عشق یعنی زنــدگـــی بی غبـــار
    گر مســافر هستی و یا پیش یـــار
    عشق یعنی همــت بــی منتـــهـــا
    همتــت افــزون کند ای بیــنـــوا
    عشق یعنی نـــور روشنـتــر ز مـاه
    کلبه ات روشن کند هـر شـامــها
    عشق یعنــی دُرّ گران این جهــان
    می شود مهمان کجا خواهد همان
    عشق یعنی اشعه ای تنگ غـروب
    گر جوانی از دلت آن را مــروب
    عشق یعنـی کفــتری بــالای بـام
    می پرد گـــر تیــز بردارند گــام
    عشق یعنی تحفه ای از ذوالجلال
    هر کی را است شمه ای عز و کمـال
    عشق یعنـی مهر و آوای فرهمند
    دلنشین است این صداهای فرهمند
  9. #39
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    رفتي ولي اينو بدون هرجا باشي دوست دارم

    هنوز براي ديد نت به رويا هام پا مي ذارم

    دل منو شکستي وقتي تنهام گذاشتي

    کاش ميدونستم که تو هيچ وقت دوستم نداشتي



    دل منو شکستي اما يادت بمونه

    که هيچ کسي مثل من قدر تو نيست بدونه

    چقدر دلم ميسوزه عمري دروغ شنيدم

    با اين همه صداقت آخر به هيچ رسيدم

    منو بگو دلم رو پاک به تو باخته بودم

    نفهميدم روي آب خونمو ساخته بودم





    یه روز بهم گفت: می خوام باهات دوست بشم .


    اخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام! بهش لبخند زدم.

    و گفتم :اره میدونم فکر خوبیه .من هم خیلی تنهام.

    یه روز دیگه بهم گفت:می خوای تا ابد باهات بمونم !اخه می دونی من اینجا خیلی تنهام.!

    بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم .فکر خوبیه .اخه منم خیلی تنهام

    یه روز دیگه گفت :میخوام برم یه جای دور جای که هیچ مزاحمی نباشه بعد که

    همه چیز رو به راه شد تو هم بیا .اخه میدونی؟من اینجا خیلی تنهام.

    بهش لبخند زدم گفتم: اره میدونم.فکر خوبیه .من هم خیلی تنهام .

    یه روز تو نامش نوشت:من اینجا یه دوست پیدا کردم اخه میدونی؟ من اینجا

    خیلی تنهام.

    براش یه لبخند کشیدم .و زیرش نوشتم :اره میدونم من هم خیلی تنهام.

    حالا دیگه اون تنها نیست من از این بابت خیلی خوشحالم چیزی که بیشتر

    خوشحالم میکنه اینه که نمی دونه من هنوز هم خیلی تنهام
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  10. #40
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    [SIZE=3:6786ea7adf]دوست داشتن مثل بازی با الاکلنگه, اونی که عاشق تره همیشه خودشو میاره پایین تا عشقش از بالا بودن لذت بره [/SIZE]
  11. #41
    TOKA
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    December 2007
    محل سکونت
    تو رويا
    نوشته ها
    307
    0
    2

    پیش فرض

    به هر كس دل نهادم بي وفا شد

    چو پا بندش شدم از من جدا شد

    به اشك راه من خنديدو خنديد

    فغانها از دل ديوانه نشنيد

    شما اي دوستان اكنون كجاييد

    كتاب سرنوشتم را بخوانيد

    گناه من گناه بي گناهيست

    تمام هستيم غرق تباهيست
    درد را از هر طرف که نوشتم درد بود
  12. #42
    kooshoolooo2000

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    December 2007
    نوشته ها
    77
    0
    7

    پیش فرض

    عشق مانند يك ساعت شني است كه هرچه

    در مغز است به درون قلب مي ريزد
  13. #43
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    انتظار كسي باش كه مايل باشد حتي در زماني كه در ساده ترين لباس هستي تو را به دنيا نشان دهد...
  14. #44
    antonio
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    186
    0
    10

    پیش فرض

    وقتي رابطه اي داره پايان مي گيره آن كسي زياد حرف مي زند كه عشق كمتري دارد.
    مرد را دردی اگر باشد خوش است
    درد بی دردی علاجش آتش است
  15. #45
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    بازم یکی بود یکی نبود!
    بازم یکی بود یکی نبود ،اونی که بود تو بودی واونی که نبود من
    یکی داشت و یکی نداشت،اونی که داشت تو بودی و اونی که نداشت من بودم!
    یکی خواست ویکی نخواست،اونی که خواست تو بودی
    اونی که بی توبودن رونخواست من بودم!
    یکی آوردویکی نیاورد،اونی که آوردتوبودی
    اونی که جزتوبه هیچ کس ایمان نیاورد من بودم!
    یکی بردو یکی نبرد،اونی که برد تو بودی اونی که دل به تو باخت من
    یکی گفت و یکی نگفت،اونی که گفت تو بودی
    اونی که دوست دارم روبه هیچ کس جز تو نگفت من بودم!
    یکی ماندویکی نماند،اونیکه ماند من بودم واونيكه نموند تو بودي !
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
صفحه 3 از 241 نخست 12345678132353103 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 3607

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •