ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 5 از 241 نخست 12345678910152555105 ... آخرین
نمایش نتایج: از 61 به 75 از 3607
  1. #61
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    459

    پیش فرض عشق و نقاشی...

    از عشق که می نويسم به ياد می آورم که هنوز تمام نشده ای!
    پس،در التهاب سطوح و اضطراب رنگها نقاشی ات می کنم
    پيش از آنکه نقشی جز تو در بوم هيچ نقاشی، نقش بندد . . .
  2. #62
    gonjeshk
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    1,364
    661
    876

    پیش فرض

    فقط عده ي معدودي عشق را تجربه كرده اند
    زيرا عشق
    پيش از ان كه تجربه شود
    مستلزم مقدماتي است
    اگر ذهني مالامال از انديشه هاي ضد عشق داري
    پس عشق را تجربه نخواهي كرد. :P
    چنین زخمی که من خوردم نه از بیگانه از خویش است
    هـراسم نیست از مـردن ولی مـرگ تـو در پـیش است
  3. #63
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    459

    پیش فرض عشق...

    زیبایی عشق به سکوته نه فریاد.
    زیبایی عشق به تحمله نه خرد شدن و فرو ریختن.
    عشق خیالی ست که اگه به واقعیت برسه دیگه طعم شیرینشو از دست می ده.
    عشق یه کویره که عاشق تشنه با رویای سراب معشوق قدم به جلو میذاره.
    عشق راه ناهمواریه که وقتی ازش گذشتی و تمام سختیا رو پشت سر گذاشتی می رسی به جایی که اصلا تصور نمی کردی آخرش این باشه مثل کسی که از کوهی بالا می ره به امید اینکه ببینه پشت اون کوه چیه؟لذتش فقط امید و رویای رسیدن به اون بالاست وقتی رسیدی می بینی هیچی پشت کوه نبوده و نیست ناامید و خسته می شینی به این همه راهی که اومدی فکر می کنی. البته اگه بین راه سقوط نکنی.
    عشق سخن گفتن با نگاهه.
    عشق امید به رسیدن و ترس از نرسیدنه.
  4. #64
    shamisa

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    54
    0
    4

    پیش فرض

    عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
    عشق يعني سالها در انتظار
    *عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد*
  5. #65
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    در نگنجد عشق در گفت و شنود
    عشق دریایی*ست، قعرش ناپدید

    قطره*های بحر را نتوان شمرد
    هفت دریا پیش آن بحری*ست خرد

    «مثنوی، دفتر پنجم»
  6. #66
    gharibe
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    827
    15
    138

    پیش فرض

    هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
    با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
    اندوه من انبوه تر از دامن الوند
    بشکوه تر از کوه دماوند غرورم
    يک عمر پريشاني دل بسته به مويي است
    تنها سر مويي ز سر موي تو دورم
    اي عشق به شوق تو گذر مي کنم از خويش
    تو قاف قرار من و من عين عبورم
    بگذار به بالاي بلند تو ببالم
    کز تيره ي نيلوفرم و تشنه ي نورم
    با من غريبگي نکن با من که درگير توام
    چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام
  7. #67
    setare_soheil
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    6,276
    2,330
    903

    پیش فرض

    مثل مجنون

    آخرش دل را به دریا می زنم
    زندگی را رنگ رویا می زنم
    هرچه باداباد،هر جا می رسم
    دم ز عشقت بی مهابا می زنم
    گر مرا از خود برانی عاقبت
    مثل مجنون سر به صحرا می زنم
    من از این ساحل نشینی خسته ام
    با غمت دل را به دریا می زنم
  8. #68
    setare_soheil
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    6,276
    2,330
    903

    پیش فرض

    عشق

    بمان با من بمان ای آیهء عشق
    بمان ای آخرین سرمایهء عشق
    بمان تا من به امید حضورت
    بیاسایم دمی در سایهء عشق
    بمان تا کلبه ای با هم بسازیم
    حوالیّ دل و همسایهء عشق
    تو محکم کردی از جادوی چشمت
    میان سینهء من پایهء عشق
    بمان تا بودنت رونق ببخشد
    به بزم گرم و بی پیرایهء عشق
    تو پاکی بی ریایی مثل دریا
    اهورا گونه ای همپایهء عشق
    وساحل وارث عشق است پس تو
    بمان ای آخرین سرمایهء عشق
  9. #69
    setare_soheil
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    6,276
    2,330
    903

    پیش فرض

    حرف مردم

    دل پاکی فدا شد فدای حرف مردم
    وگوش ما پر است از صدای حرف مردم
    تمام هستی من،دلی بی ادعا بود
    که آن هم نیست شد از جفای حرف مردم
    چه ساده چشم بستیم بر روی آرزوها
    وکشتیم عشق خود را به جای حرف مردم
    و ما محکوم هستیم،بدون هیچ جرمی
    که تا آخر بسوزیم به پای حرف مردم
    خدایا شاهدی تو،که عشق ما زلال است
    چرا باید بپوسد،برای حرف مردم
  10. #70
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    459

    پیش فرض عشق...

    ای که می پرسی نشان عشق چيست ؛ عشق چيزی جز ظهور مهر نيست عشق يعنی مهر بی چون وچرا ؛ عشق يعنی کوشش بی ادعا عشق يعنی مهر بی اما ، اگر ؛ عشق يعنی...
  11. #71
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    عشق همچون مرگ همه چيز را تغيير ميدهد ...جبران خليل جبران
  12. #72
    golak
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2007
    نوشته ها
    3,574
    22
    459

    پیش فرض

    عشق هدیه ای نمی دهد مگر از گوهر ذات خویش.و هدیه ای نمی پذیرد مگر از گوهر ذات خویش.عشق نه مالک است و نه مملوک.زیرا عشق برای عشق کافی است.

    از کتاب ‹پیامبر› اثر ارزنده ی جبران خلیل جبران
  13. #73
    gharibe
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    827
    15
    138

    پیش فرض

    آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم
    بي تو اي آرام جان يا ساختم يا سوختم
    سردمهري بين که هر کس بر آتشم آبي نزد
    گرچه همچون برق از گرمي سراپا سوختم
    سوختم اما نه چون شمع طرب در بين جمع
    لاله ام کز داغ تنهايي به صحرا سوختم
    همچو آن شمعي که افروزند پيش آفتاب
    سوختم در پيش مه رويان و بيجا سوختم
    سوختم از آتش دل در ميان موج اشک
    شوربهتي بين که در آغوش دريا سوختم
    شمع و گل هم هر کدام شعله اي در آتشند
    در ميان پکبازان من نه تنها سوختم
    جان پک من رهي خورشيد عالمتاب بود
    رفتم و از ماتم خود عالمي را سوختم
    با من غريبگي نکن با من که درگير توام
    چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام
  14. #74
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,518
    20,496

    پیش فرض

    نگاه کن چه فروتنانه بر خاک مي*گستَرَد
    آن که نهال ِ نازک ِ دستان*اش
    از عشق
    خداست
    و پيش ِ عصيان*اش
    بالای جهنم
    پست است.
    آن*کو به يکي «آری» مي*ميرد
    نه به زخم ِ صد خنجر،
    و مرگ*اش در نمي*رسد
    مگر آن که از تب ِ وهن
    دق کند.
    قلعه*يي عظيم
    که طلسم ِ دروازه*اش
    کلام ِ کوچک ِ دوستي*ست.
  15. #75
    gharibe
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    827
    15
    138

    پیش فرض

    کاش لبخندهايت آنقدر زيبا نبودند که امروز آرزوي
    ديدن يک لحظه
    فقط يک لحظه از لبخندهاي عاشقانه ات را داشته
    باشم!
    کاش چشمان معصومت به چشمانم خيره نمي شد
    تا امروز
    چشمان من به ياد آن لحظه بهانه گيرند و اشک
    بريزند!
    کاش حرف هاي دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با
    خود نگويم
    آخه اون که ميدونست چقدر دوستش دارم!!!!"
    با من غريبگي نکن با من که درگير توام
    چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام
صفحه 5 از 241 نخست 12345678910152555105 ... آخرین
نمایش نتایج: از 61 به 75 از 3607

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •