ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 130 از 140 نخست ... 3080110120125126127128129130131132133134135 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,936 به 1,950 از 2095
  1. #1936
    تاریخ عضویت
    June 2014
    نوشته ها
    4,259
    2,710
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    پیش فرض

    گفتم که بيا کنون، که من مستم، مست!
    ای دختر شوريده دل مست پرست؛
    گفتا که تو باده خوردی و مست شدی
    من مست بدون باده ميخواهم پست!
    يک شاخه خشک، زار وغمناک ، شکست
    آ
    هسته فرو فتاد و بر خاک نشست....
    آن شاخه خشک، عشق من بود که مرد
    و آن خاک دلم .... که طرفی از عشق نبست
    جز مسخره نيست ، عشق تا بوده و هست
    با مسخره گری، جهانی انداخته دست


    ایکاش که در دل طبیعت میمرد
    این طفل حرامزاده ، از روز الست
    صد بار شدم عاشق و مردم صد بار
    تابوت خودم بگور بردم صد بار


    من غره از اینکه صد نفر گول زدم
    دل غافل از آنکه ، گول خوردم صد بار
    افسوس که گشت زیر و رو خانه ی من
    مرگ آمد و پر گشود در لانه ی من
    من مردم و زنده هست افسانه ی عشق

    تا زنده نگاهدارد افسانه ی من
    افسانه ی من تو بودی ای افسانه
    جان از کف من ربودی ای افسانه
    صد بار شکار رفتم ، با دل خون
    نشناختمت چه هستی ای افسانه


  2. #1937
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    عشق پرواز بلندی ست، مرا پر بدهید
    به من اندیشۀ از مرز فراتر بدهید
    من به دنبال دل گمشده ای می گردم
    یک پریدن به من از بال کبوتر بدهید
    تا درختان جوان راه من را سد نکنند
    برگ سبزی به من از فصل صنوبر بدهید
    یادتان باشد اگر کار به تقسیم کشید
    باغ جولان مرا بی در و پیکر بدهید
    آتش از سینۀ ان سرو جوان بردارید
    شعله اش را به درختان تناور بدهید
    تا که یک نسل به یک اصل خیانت نکند
    به گلو فرصت فریاد ابوذر بدهید
    عشق اگر خواست نصیحت به شما، گوش کنید
    تن برازنده او نیست به او سر بدهید
    دفتر شعر جنون بار مرا پاره کنید
    یا به یک شاعر دیوانه ی دیگر بدهید



    محمد سلیمانی




  3. #1938
    تاریخ عضویت
    August 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    478
    762
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    پیش فرض

    ز آتش شهوت برآوردم تو را
    و اندر آتش بازگستردم تو را

    از دل من زاده*ای همچون سخن
    چون سخن من هم فروخوردم تو را

    با منی وز من نمی*دانی خبر
    چشم بستم جادوی کردم تو را

    تا نیازارد تو را هر چشم بد
    از برای آن بیازردم تو را

    رو جوامردی کن و رحمت فشان
    من به رحمت بس جوان مردم تو را


  4. #1939
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    گفته بودم می روی دیدی عزیزم آخرش
    سهم ما از عشق هم شد قسمت زجرآورش

    زندگی با خاطراتت اتفاقی ساده نیست
    رفتنت یعنی مصیبت ، زجر یعنی باورش

    یک وجب دوری برای عاشقان یعنی عذاب
    وای از آن روزی که عاشق رد شود آب از سرش

    حال من بعد از تو مثل دانش آموزی ست که
    خسته از تکلیف شب ، خوابیده روی دفترش

    جای من این روزها میزی ست کنج کافه ها
    یک طرف سیگار و من ، یاد تو سمت دیگرش

    مرگ انسان در جهان گاهاً نبود نبض نیست
    مرگ یعنی حال من با دیدن انگشترش

    #علی_صفری


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  5. #1940
    تاریخ عضویت
    September 2013
    نوشته ها
    5,153
    3,199
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    پیش فرض

    نو عروس شب مهتاب تو باشم چه شود
    ماه من باشی و مرداب تو باشم چه شود
    ای که شاعر شوی و شهد بریزد ز لبت
    مطلع هر غزل ناب تو باشم چه شود
    تو همه صبر و قرار دل اشفته ی من
    من قرار دل بی تاب تو باشم چه شود
    دائم الخمرترین مرد جهانم بشوی
    می چند ساله ی سرداب تو باشم چه شود
    همه شب تا به سحر مست هم اغوشی تو
    یا که رویای شب و خواب تو باشم چه شود
    تو به سوز دل من ساز دلت کوک کنی
    من اگر ناله مضراب تو باشم چه شود
    باب میل منی و محو تماشای توام
    من اگر میل تو و باب تو باشم چه شود...

    من دوستدارعجایبم!
    با من باش بگذار دنیایم جور دیگری باشد
    عجیب، ذوق انگیز، دوست داشتنی
    با تمامِ تو!
    چیز زیادی که نمیخواهم..


  6. #1941
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    صدای پای تو در گوش کوچه ها جاری ست
    و گریه آخر این ماجرای تکراری ست


    نه شب شده ست –که مهتاب بیش و کم بزند-
    نه قصه است –که باران به صورتم بزند !-


    زمان به سر نرسیده ، زمین به هم نشده
    و هیچ چیز از این روزگار کم نشده !


    همان که بود : همان تکه سنگ گرد مذاب
    همین که هست : همین آسمان و جنگل و آب !


    ببین که تیغ تو بر استخوان نخورده عزیز !
    ببین که رفتی و دنیا تکان نخورده عزیز !


    فقط دو سایه بی دست و پا ، دو عابر کور
    دو تا غریبه تنها ، دو تا مسافر کور !


    دو مرغ خیس ، دو تا کفتر پرانده شده
    همین دو آدمک از بهشت رانده شده !


    گذشته جمع شده ، چرک کرده در سر من
    گذشته پُر شده در پاره های دفتر من


    کسی نیامد از این درد کور کم بکند
    و شعر ... شعر نیامد که راحتم بکند !


    کسی نیامد از آن اتفاق دم بزند
    برهنه روی غزلهای من قدم بزند


    نشد ستاره شبهای آشیانه شوی
    خدا نخواست که بانوی این ترانه شوی


    عقیم شد گل صد آرزوی کوچک من
    برای عشق کمی دیر شد ، عروسک من !


    در این کویر امیدی به قد کشیدن نیست
    قفس شکست ، ولی فرصت پریدن نیست


    برای بال و پرم ارتفاع روز کم است
    برای رفتن من آسمان هنوز کم است !


    تو لااقل بزن و دور شو ، بخاطر من !
    برو ! سفر به سلامت ، برو مسافر من !


    نگو زمین به هم آمد ، زمانمان گم شد
    هوا سیاه شد و آسمانمان گم شد


    نگو که رفتن ، پایان ماجراست رفیق !
    خدا بزرگتر از دردهای ماست رفیق !


    فقط اجازه بده چشم خواب خسته شود
    شب از سماجت این آفتاب خسته شود


    به حرف دور و برت گوش می کنی گل یخ !
    مرا دوباره فراموش می کنی ، گل یخ !


    دوباره سرخ ، دوباره سپید خواهی شد
    و قهرمان رمانی جدید خواهی شد !


    دو گونه ، سرخ تر از روز پیش خواهی کرد
    به روی دوش ، دو گیسو پریش خواهی کرد


    دوباره بوی حضورت ، دوباره بوی تنت
    طپیدن دو کبوتر به زیر پیرهنت !


    دوباره خنده معصوم سرسری گل من !
    و حرفهای قشنگی که از بری گل من !


    دوباره وسوسه داغ باده ای دیگر
    برای آمدن شاهزاده ای دیگر


    به جز دلم ، لبت از هرچه هست ، تنگ تر است
    بخند ! خنده ات از دیگران قشنگ تر است !


    ببین هنوز دهان هزار خنده تویی
    بخند ! آخر این داستان ، برنده تویی


    به خود نگیر اگر شعر دلپسند نبود
    مرا ببخش اگر مثنوی بلند نبود !


    نگیر خرده بر این بیتهای سردرگم
    که بی تو شاعر خوبی نمی شوم خانم !


    دوباره قلب من و وسعت غمی که نگو
    من و خیال شما و جهنمی که نگو


    و داغ خاطره ها تا همیشه بر تن من
    گناه با تو نبودن فقط به گردن من !



    (حامد ابراهیم پور)

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  7. #1942
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    مثل یک بچّه گربه ی تنها
    سر خود را به پات مالاندم


    مثل ترس ِ پرنده ای رفتی
    بر سر حرف های خود ماندم


    پشت فرمان ِ دوستت دارم
    سمت یک پرتگاه می راندم


    چشم تو بر لباس های عروس
    من برای تو شعر می خواندم!!


    عشق/ «بازی» نبود در چشمم
    من خودم باختم! نمی بردی!!


    عقل آمد دوباره «حکم» کند
    «دل» به این هیچ چیز نسپردی


    من برایت عزیز! می مردم
    تو برایم عزیز! می مردی؟!


    با کسی که نبودم و بودی
    توی یک پارک موز می خوردی

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  8. #1943
    تاریخ عضویت
    August 2013
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    478
    762
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    پیش فرض

    غم نگاه آخرت

    تو لحظه ی خدافظی
    گریه ی بی وقفه ی من
    تو اون روزای کاغذی
    ♫♫♫
    قول داده بودیم ما به هم
    که تن ندیم به روزگار
    چه بی دووم بود قول ما
    جدا شدیم آخر کار
    ♫♫♫
    تو حسرت نبودنت
    من با خیالتم خوشم
    با رفتنم از این دیار
    آرزوهامو میکشم
    ♫♫♫
    کوله بارم پر حسرت
    تو دلم یه دنیا درده
    مثل آواره ای تنها
    تو خیابونی که سرده
    ♫♫♫
    تاخیالت به سرم میزنه
    گریم میگیره
    آروم آروم دل تنگم داره بی تو میمیره
    ♫♫♫
    گل مغرور و قشنگم
    من فراموشت نکردم
    بی تو اینجا رو نمی خوام
    میرم و برنمیگردم....
    ♫♫♫
    ویرایش توسط Mahta : 2016.01.28 در ساعت 23:34 دلیل: پست ساده نفرستید..

  9. #1944
    تاریخ عضویت
    January 2016
    نوشته ها
    414
    118
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    پیش فرض

    نه ! داری عادت میکنی به گریه های مردونه

    اشک یه مرد باید فقط محرم چشماش بمونه

    بغض یه مرد میشکنه وقتی که دلش شکسته شد

    وقتی دیگه حسابی از دوره زمونه خسته شد

    وقتی که مطمئن بشه میری و تنهاش میذاری

    یه درد دیگه باز روی تموم درداش میذاری

    بد جوری دوست داری بازم اشک یه مردو ببینی؟

    باشه میبینی وقتیکه عروس بشی گل بچینی

    روی سرت قند بسابن موهاش یهو سفید بشه

    بخت خودش سیاه بشه تا رخت تو سفید بشه

    به حلقه ها نگاه کنه اشک تو چشاش حلقه بشه

    باید تو رو تو نقاشیش عروس مردم بکشه

    آینه و شمعدونا براش آینه دق بشن دیگه

    میبینی؟ حتی آینه هم داره بهش دروغ میگه

    میگه عروسش شدی و داره برات کل میکشه

    آخه کی فکرشو میکرد تو آینه ها دوماد بشه

    نه! دیگه عادتت شده واسه یه مرد گریه کنی

    باید به اون اندازه ای که گریه کرد گریه کنی

    نه ! داری عادت میکنی بیای سر قبر یه مرد

    حیف که دیگه از روی سنگ اشکاشو پاک نمیشه کرد

    ویرایش توسط Mahta : 2016.01.28 در ساعت 23:33 دلیل: پست ساده نفرستید
  10. #1945
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    شاعر ساکت و گمنامی و دیوان توام
    تو پریشانی و من نیز پریشان توام
    آتشم زد غم دیرینه دلتنگی تو
    و در این مسلخ و آتشکده قربان توام
    بی حضور تو زمان مخمصه ای بیش نبود
    و در این مضحکه ! درحسرت چشمان توام
    کور شد چشم غزلخوان تو از باد غرور
    نیستی گمشده در باد بفرمان توام
    قصه تشنه و دریاست حدیث من و تو
    باغ ویران زده ام خسته و ویران توام
    گرچه دربند و حصاراست حیاتم هیهات
    بسته روح تو و بندی زندان توام
    این اسارت نفروشم به زر و پادشهی
    که وفادارترین لیلی پنهان تو ام


    نجمه




  11. #1946
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض



    مثل آن لحظه که حفظ غم ظاهر سخت است
    ماندن چشم به دنبال مسافر سخت است

    چشمهایت ، دل من ، کار خدا یا قسمت
    و در اين غائله تشخيص مقصر سخت است

    ساحلی غم زده باشی چه کسی می فهمد
    که فراموشی یک مرغ مهاجر سخت است

    مثل یک کوچه بن بست خرابت شده ام
    گاهی از من بگذر، حسرت عابر سخت است!

    قرص آن صورت ماهت شده یادآور قرص
    با دو تا قرص هم آرامش خاطر سخت است

    در مسیری که تو رفتی همه شاعر شده اند
    با تو شاعر شدن قرن معاصر سخت است

    کوچه با غربت خود بعد تو یادم داده
    دل سپردن به قدمهای مسافر سخت است...

    _____________________

    #علی_صفری


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  12. #1947
    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,900
    2,738
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    آنکه جانم شد نوا پرداز او

    می سرایم قصه ای از ساز او
    ساز او در پرده گوید رازها
    سر کند در گوش جان آوازها
    بانگی از آوای بلبل گرم تر
    وز نوای جویباران نرمتر
    نغمهٔ مرغ چمن جان پرور است
    لیک دراین ساز سوزی دیگر است
    آنچه آتش با نیستان می کند
    ناله او با دلم آن می کند
    خسته دل داند بهای ناله را
    شمع داند قدر داغ لاله را
    هر دلی از سوز ما آگاه نیست
    غیر را در خلوت ما راه نیست
    دیگران دل بسته جان و سرند
    مردم عاشق گروهی دیگرند
    شرح این معنی ز من باید شنید
    راز عشق از کوهکن باید شنید
    حال بلبل از دل پروانه پرس
    قصه دیوانه از دیوانه پرس
    من شناسم آه آتشناک را
    بانگ مستان گریبان چاک را
    چیستم من؟ آتشی افروخته
    لاله*ای از داغ حسرت سوخته
    شمع را در سینه سوز من مباد
    در محبت کس به روز من مباد
    سودم از سودای دل جز درد نیست
    غیر اشک گرم و آه سرد نیست
    خسته از پیکان محرومی پرم
    مانده بر زانوی خاموشی سرم
    عمر کوتاهم چو گل بر باد رفت
    نغمه شادی مرا از یاد رفت
    گر چه غم درسینه خاکم برد
    ساز محجوبی بر افلاکم برد
    شعله ای چون وی جهان افروز نیست
    مرتضی از مردم امروز نیست
    جان من با جان او پیوسته است
    زانکه چون من از دو عالم رسته است
    ما دوتن در عاشقی پاینده ایم
    همچو شمع از آتش دل زنده*ایم


    رهی معیری




  13. #1948
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,861
    23,943

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    پیش فرض

    سر می گذارمش آرام ،پشت لبخندهای آجریش

    پشت آن لحظه ای که له شده دردوستت دارم تظاهر یش

    می تکانم غبار شالم را، و به این نقطه میرسم که چقدر

    عاشق روستایشان بوده ، عاشق دختران چادری اش

    چه عذاب آور است وقتی که،یازده سال تلخ طی شود و

    او نفهمد حیای این زن را،که عقب رفته گاه روسریش

    شب به شب پرسه میشوم در او،که بدست آوردمرا گاهی

    وای اما چقدر سنگین است ،که ندانی دلیل دلخوریش-

    مثلا آن قطار تهران بود ، که من و او مسافرش بودیم

    و یکی ناگهان نگاهم کرد ، وسط سالن غذا خوری اش

    خسته ام،خسته ازبلندی شب،کاش میشدکه عاشقانه ی او

    رازگونه به گوش من برسد،گاه گاهی به جای کر کریش

    من زن لحظه های تاریکم ،که در این سالهای طولا نی

    مثل یک شعر زندگی کردم ،پشت دیوار های آجریش




    سپیده مختاری

    نه ز بویم
    نه ز رنگم
    نه ز نامم
    نه ز ننگم
    حذر از تیر خدنگم

    که خدایی است کمانم

    ...

  14. #1949
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,354
    26,473
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .
    مرا وقتی تماشا می کنی عشق است

    سکوتی خفته در حجم نفس هایت . . .
    محبت را که حاشا می کنی عشق است

    چه شد آن وقت دیدارت نمی دانم . . .
    همین امروز و فردا می کنی عشق است

    تو کز پشت حصار پنجره هر روز . . .
    فضای شیشه را ها می کنی عشق است

    میان کوچه می پاشی نجابت را . . .
    دلم را اینچنین تا می کنی عشق است


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  15. #1950
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    27,378
    18,644
    مدیر طنز و فال و سرگرمی

     

    کادر مدیریتی

    پیش فرض


    گاهی مرا "نگاه کنی" "رد شوی" بس است

    آنان که بی کَسند، به یک "
    در زدن" خوشند...!

    خـُـوش و فـارغ ز خُـرافـاٺ ِ پریشـان، مـَن و تــو :)

    +



صفحه 130 از 140 نخست ... 3080110120125126127128129130131132133134135 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,936 به 1,950 از 2095

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •