ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 139 نخست 12345678132353103 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 2077
  1. #31
    HOSSEIN_LOVELY

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    87
    0
    11

    پیش فرض

    وقتی خاطره های تو نشسته تو خیالم! ... بی تو من اسیر دست آرزو های محالم!

    یاد من نبودی اما.من به یاد تو شکستم!... غیر تو که دوری از من.دل به هیچ کسی نبستم!



    هم ترانه یاد من باش!بی بهانه یاد من باش!... وقت بیداری مهتاب. عاشقانه یاد من باش!

    اگه باشی با نگاهت.میشه از حادثه رد شد! ... میشه تو آتیش عشقت.گر گرفتن بلد شد!

    اگه دوری.اگه نیستی.نفس فریاد من باش! ... تا ابد تا ته دنیا.تا همیشه یاد من باش...
    ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم.
    او به ظاهر شد معلم ما ز پنهان سوختیم.
  2. #32
    HOSSEIN_LOVELY

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    87
    0
    11

    پیش فرض

    هيچ موقع نمي خواستم اخمي در صورت تو خود نمايي كند
    يا با گفتن حرفي هر چند بي منظور تو را آزرده خاطر كنم.
    ببخش حلالم كن

    غزلنامه اگه رفتم شدي تنها حلالم كن .... اگه خشكيد چشمات شدن دريا حلالم كن

    تو ميدوني اين قصه نهايت اخري داره .... اگه خنجر زدش پشتم يه روز دنيا حلالم كن

    اگه عشق من آب ميشه كنار عشق پاك تو ... منو عفو كن به حكم دل نشوم رسوا حلالم كن

    نه پاييزم كنار تو نه ميخندم به حال تو ... ولي يك روز كه بايد رفت چرا حاشا حلالم كن

    يه روزي بوسه شادي يه روز بوسه از غم ها .... همينه راز اين دنيا براي ما حلالم كن

    قسم ميدم تو رو همراز تو هم اغاز و هم پرواز ... تواي ماه و تو اي دريا تو اي زيبا حلالم كن

    نوشتم زير نور ماه برايت اخرين مصرع ... اگر خوب يا كه بد بودم ببخش من را حلالم كن
    ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم.
    او به ظاهر شد معلم ما ز پنهان سوختیم.
  3. #33
    HOSSEIN_LOVELY

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    87
    0
    11

    پیش فرض

    وقتي تو رو يادم مياد ميميرم و زنده مي شم
    خوب مي دوني كه بعد تو عاشق هيچكس نمي شم

    بعضي شبها يادم مياد يه روز بودي كنار من
    حالا تو رفتي و شكست اين دل بي قرار من

    حالا تو رفتي منم چشم انتظارت مي مونم
    تو عمر دارم براي تو شعرهاي غمگين مي خونم

    بعضي شبها ستاره بهم مي گن مياد يه روز
    دل سياه و بي كسم تا اون بياد به پاش بسوز

    بعضي روزا دلم مي گه هنوز منو دوستم داري
    چشمهاي خيسم تا ابد بايد از دوريش بباري
    ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم.
    او به ظاهر شد معلم ما ز پنهان سوختیم.
  4. #34
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    طبال بزن، بزن! که نابود شدم
    بر «تار» غروب زندگی «پود» شدم
    عمرم همه رفت خفته در کوره مرگ
    آتش زده استخوان بی*دود شدم


    از مزار بی کسی کمگشته در موج مزاران
    همره باد از نشیب و از فراز کوهساران
    می*خراشد قلب صاحب مرده*ای را سوز و سازی
    سازنه، دردی، فغانی، ناله*ای، اشک نیازی
    مرغ حیران گشته*ای در دامن شب می*زند پر
    می*زند پر، بر در، دیوار ظلمت می*زند سر


    هیچ کس اشکی برای ما نریخت ...
    هر که با ما بود از ما می گریخت
  5. #35
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    دليل گریه های من غم نبودن تو بود
    تمام بیقراری ام به شوق دیدن تو بود


    تو آن زدست رفته ای که دستهای خسته ام
    تمام التماسش از خدا رسین تو بود
    من آن خزان کهنه ام که قلب بی تحملش
    در التهاب لحظه های پرکشیدن تو بود
    هنوز درد رفتنت مرا رها نمی کند
    چرا خدای مهربان به فکر دیدن تو بود؟؟؟؟؟
  6. #36
    HOSSEIN_LOVELY

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    87
    0
    11

    پیش فرض

    وقتي کسي رو دوس داري،حاضري جون فداش کني

    حاضري دنيارو بدي،فقط يه بار نيگاش کني


    به خاطرش داد بزني،به خاطرش دروغ بگي

    رو همه چي خط بکشي،حتّي رو برگ زندگي


    وقتي کسي تو قلبته،حاضري دنيا بد بشه

    فقط اوني که عشقته،عاشقي رو بلد باشه


    قيد تموم دنيارو به خاطرِ اون مي زني

    خيلي چيزارو مي شکني ، تا دل اونو نشکني


    حاضري که بگذري از دوستاي امروز و قديم

    امّا صداشو بشنوي ، شب از ميون دوتا سيم


    حاضري قلب تو باشه ، پيش چشاي اون گرو

    فقط خدا نکرده اون ، يه وقت بهت نگه برو


    حاضري هر چي دوس نداشت ، به خاطرش رها کني

    حسابتو حسابي از ، مردم شهر جدا کني


    حاضري حرف قانون و ، ساده بذاري زير پات

    به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات


    وقتي بشينه به دلت ، از همه دنيا مي گذري

    تولّد دوبارته ، اسمشو وقتي مي بري


    حاضري جونت و بدي ، يه خار توي دساش نره

    حتي يه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره


    حاضري مسخرت کنن ، تمام آدماي شهر

    امّا نبيني اون باهات ، کرده واسه يه لحظه قهر


    حاضري هر جا که بري ، به خاطرش گريه کني

    بگي که محتاجشي و ، به شونه هاش تکيه کني


    حاضري که به خاطر ، خواستن اون ديوونه شي

    رو دست مجنون بزني ، با غصه هاهمخونه شي


    حاضري مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن

    ديوونه هاي دوره گرد ، واسه تو دس تسلامد بدن


    حاضري اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن

    کار تو به کسي بدن ، جات اونو انتخاب کنن


    حاضري که بگذري از ، شهرت و اسم و آبروت

    مهم نباشه که کسي ، نخواد بشينه روبروت


    وقتي کسي تو قلبته ، يه چيزقيمتي داري

    ديگه به چشمت نمي ياد ، اگر که ثروتي داري


    حاضري هر چي بشنوي ، حتي اگه سرزنشه

    به خاطر اون کسي که ، خيلي برات با ارزشه


    حاضري هر روز سر اون ، با آدما دعوا کني

    غرورتو بشکني و باز خودتو رسوا کني


    حاضري که به خاطرش ، پاشي بري ميدون جنگ

    عاشق باشي اما بازم ، بگيري دستت يه تفنگ


    حاضري هر کي جز اونو ، ساده فراموش بکني
    پشت سرت هر چي مي گن ، چيزي نگي گوش بکني


    حاضري هر چي که داري ، بيان و از تو بگيرن

    پرنده هاي شهرتون ، دونه به دونه بميرن


    وقتي کسي رو دوس داري ، صاحب کلّي ثروتي

    نذار که از دستت بره ، اين گنجِ خيلي قيمتي
    ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم.
    او به ظاهر شد معلم ما ز پنهان سوختیم.
  7. #37
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    صبر كن عشق زمين گير شود بعد برو / يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو
    اي كبوتر به كجا؟قدر دگر تاب بيار / آسمان پاي پرت پير شود بعد برو
    تو اگر كوچ كني بغض گلو مي شكند / صبر كن گريه به زنجير شود بعد برو
    خواب ديدي شبي از راه سوارت آمد / باش تا خواب تو تعبير شود بعد برو
  8. #38
    HOSSEIN_LOVELY

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    87
    0
    11

    پیش فرض

    ک شب خوب تو آسمون يک ستاره چشمک زنون خنديد و گفت : کنارتم تا آخرش تا پاي جون ....
    ستاره ي قشنگي بود آروم و ناز و مهربون ....
    ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون ....
    اما زياد طول نکشيد عشق من و ستاره جون !!!
    ماهه اومد ستاره رو دزديد و برد نا مهربون ....
    ستاره رفت با رفتنش منم شدم بي همزبون ...!!!
    حالا شبا به ياد اون چشم مي دوزم به آسمون
    ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم.
    او به ظاهر شد معلم ما ز پنهان سوختیم.
  9. #39
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    کاش مي شد با تو بودن را نوشت
    تا که زيبا را کشم بر هر چه زشت
    کاش مي شد روي اين رنگين کمان
    مي نوشتم تا ابد با من بمان
  10. #40
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    اي قلب تو پر شراره از عشق بگو
    وي درد تو بي شماره از عشق بگو
    اميد رهايي ام از اين دريا نيست
    اي پهنه ي بي كناره از عشق بگو
    تا شب پره ها باز ملامت نكنند
    با اين شب بي ستاره از عشق بگو
  11. #41
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,826
    16,483
    20,476

    پیش فرض

    كجايي حسين جان؟
    كم پيدا شدي؟؟؟؟؟



    طنین نفسهای تو٬
    ضریاهنگ شعریست٬
    گوش نواز.
    چون رقص سنگ و جویبار.
    کاش!
    دمادم نفسهایت را٬
    در زیر و بم خوابهایم٬
    می بلعیدم.
    تا مست شوم در تو و آنچه از توست.
    سرمست رویای بودنت٬
    بیصدا می خزم در خود.
    تا در آغوش تو صبح شود.
    و با آفتاب دستانت بیدار شوم
  12. #42
    hasanbn

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    62
    0
    4

    پیش فرض

    اين شعر عاشقانه نيست ولي چون سالگرد درگذشت عمران صلاحي شاعر و طنز پرداز بزرگ كشورمونه اينو براي همه كوچولوهاي عزيز ميفرستم :

    مرگ از پنجره بسته به من مينگرد
    زندگي از دم در *قصد رفتن دارد
    روحم از سقف گذر خواهد كرد
    در شبي تيره و سرد ...
    تخت حس خواهد كرد
    كه سبكتر شده است

    روحش شاد
  13. #43
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد مي شي بر مي گرده نگات مي كنه

    بدون براش مهمي

    اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي بر مي گرده مياد سمتت
    بدون براش عزيزي

    اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گرده نگات مي كنه

    بدون براش قشنگي

    اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني باهات اشك مي ريزه

    بدون دوست داره
    اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف مي زني تركت مي كنه

    بدون عاشقته

    شايد يه كسي براي اينكه شب ها خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه
    شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ مي زنه و تپش قلب مي گيره
    مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه

    ولي تو اونو نمي بيني




    خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم*
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  14. #44
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است



    اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ



    ياران به خدا بي وفايي نكنيد از عاشق دل خسته جدايي نكنيد
    يا اينكه وفا كنيد تا آخر يا اينكه از اول آشنايي نكنيد
    ديدم هركه دم زوفا زد به دوستي چون در مقام تجربه آمد وفا نداشت
    گاهي به ياد عشق تو گاهي به حال خويش گاهي به هر بهانه مي گريم




    فاصله عشق هاي را از بين مي برد و عشق هاي بزرگ و جاودانگي
    را شدت مي بخشد مانند باد كه شمع را خاموش مي كند ولي آتش را شعله ور
    مي سازد .
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  15. #45
    hasanbn

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    62
    0
    4

    پیش فرض

    اگر به نعمتهاپي كه براي آنها نامي نميشناسي اندوهگين شدي و علت اندوهت را ندانستي دراين صورت همراه همه رشد يافتگان به حقيقت نايل ميشوي و بسوي ذات عظيم خويش رشد و نمو مي يابي
    (جبران خليل جبران)
صفحه 3 از 139 نخست 12345678132353103 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 2077

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •