ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 4 از 139 نخست 123456789142454104 ... آخرین
نمایش نتایج: از 46 به 60 از 2077
  1. #46
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    من می روم اما به او بگویید دوستش دارم،

    به او که تنش بوی گلهای سرخ را میدهد،

    به او که با جادوی کلامش زیباترین لغات را شناختم،

    به او که لحن صدایش دلپذیرترین آهنگ است،

    به او که نگاهش به گرمییه آفتاب و لبانش به سرخیه شقایق ودلش به زلالییه باران است،

    به او که برای من مینویسد،

    مینویسد از باران، از شبنم، از گرمای عشق و ...

    من می روم اما به او بگویید دوستش دارم ،

    به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده،

    به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نورو شعرو ترانه برد،

    و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد.

    من می روم اما به او بگویید دوستش دارم،

    به او که صدای پایش را میشنوم،

    به او که لحن کلامش را میشناسم،

    به او که عمق نگاهش را میفهمم،

    به او که .....

    من می روم اما به او بگویید دوستش دارم،

    به او که گل همیشه بهارمن است،

    به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است

    وبه او که عشق جاودانه من است......
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  2. #47
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    وقتي كه قلب سرد تو رنگ خدا نيست



    از چشم هايت بي وفا يي ها جدا نيست



    اي كاش ميگفتي كه احساست خيالي است



    از ابتدا ذهن تو در فكر جدايي است



    ديگر براي بي تو موندن خيلي ديراست



    قلبم درون قلب سرد تو اسير است.....
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
  3. #48
    TOKA
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    December 2007
    محل سکونت
    تو رويا
    نوشته ها
    307
    0
    2

    پیش فرض

    تورا به خاطرتمام روزهايي كه نمي زيستم دوست دارم
    تورابه خاطر كساني كه نمي شناختم دوست دارم
    تورا به خاطر تمام گلها دوست دارم
    تورا به خاطر دوست داشتن دوست دارم و.................
    تورا به خاطر تمام كساني كه دوست نداشتم دوست دارم.

    و من تمام اعضاء كوچولو رو دوسسسست دارم :P
    درد را از هر طرف که نوشتم درد بود
  4. #49
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,496

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط TOKA
    تورا به خاطرتمام روزهايي كه نمي زيستم دوست دارم
    تورابه خاطر كساني كه نمي شناختم دوست دارم
    تورا به خاطر تمام گلها دوست دارم
    تورا به خاطر دوست داشتن دوست دارم و.................
    تورا به خاطر تمام كساني كه دوست نداشتم دوست دارم.

    و من تمام اعضاء كوچولو رو دوسسسست دارم :P
    مرسي...قطعه مورد علاقه من :wink:

    [SIZE=3:1141c27aae]کوههاي عظيم پر از چشمه اند و قلبهاي بزرگ پر از اشک [/SIZE]
  5. #50
    setare_soheil
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    October 2007
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    6,276
    2,330
    903

    پیش فرض

    گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم

    گفتی اگر بيند کسی، گفتم که حاشا می کنم

    گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در

    گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم


    گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا

    گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم

    گفتی چه می بينی بگو، در چشم چون آيينه ام

    گفتم که من خود را در او عريان تماشا می کنم


    گفتی که از بی طاقتی دل قصد يغما می کند

    گفتم که با يغماگران باری مدارا می کنم

    گفتی که پيوند تو را با نقد هستی می خرم

    گفتم که ارزان تر از اين من با تو سودا می کنم


    گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گويم برو

    گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

    گفتی اگر از پای خود زنجير عشقت وا کنم

    گفتم ز تو ديوانه تر دانی که پيدا می کنم


    سیمین بهبهانی
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!


  6. #51
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    آغاز عشق ، ساحل وقایع دروغ بود


    عشقت دروغ ، کل حقایق دروغ بود


    دست ظریف و خط شقایق دروغ بود


    افسانه بود وقتی مهر تو بر دل نشست


    آن لحظه ها ، تمام دقایق دروغ بود


    حالا عبور می کنم از هر چه بود و هست


    از هر چه چشم های مرا بر دل تو بست


    قلبت ولی برای دلم تنگ میشود


    صدها دریغ ، قلب من از سنگ می شود


    شاید به سنگ بودن خود شرم می کنم


    از تنگ بودن قلب خود شرم می کنم


    خاتون روزهای قدیمی مرا ببخش


    بعد از تو باز خاطره تکرار می شود


    مثل طناب بر تن من دار می شود


    یادش بخیر عشق تو تنها امید بود


    دیگر گذشت ، عشق تو انکار می شود


    مردی که رفت پیش خودش کم کسی نبود


    چشمی که سوخت قاعدتا تار می شود


    وقتی که رفت ، چشم تو بیدار می شود
  7. #52
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    آغاز دل سپردن ، اول نگاه من بود !


    سرگشته و پريشان ، در جستجوي كويش





    اين خرقه گدايي ، تنها گواه من بود


    هر كس شراب نوشيد ، مستوجب فنا شد





    دستان پر زمهرش ، هم تكيه گاه من بود


    فرهاد همچو مجنون ، راه وصال گم كرد





    راهي كه رفته بودند ، آن راه ، راه من بود


    تاريك و تار چون شب ، پس كوچه هاي اميد





    فانوس ديدگانش ، نور پگاه من بود


    زنجير كرده بودند ، رندان با وفا را





    مژگان بي مثالش تنها پناه من بود


    روزي كه گردن عشق ، بر دار كرده بودند





    تنها صداي آنجا ، فرياد آه من بود





    در دادگاه عشقش ، محكوم حكم مرگم


    شايد كه بي گناهي ، تنها گناه من بود
  8. #53
    gonjeshk
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    1,364
    661
    876

    پیش فرض

    وقتي كه عاشقم شدي پاييز بودو خنك بود
    تو اسمون ارزوت هزارتا بادبادك بود
    تنگ بلوري دلت درست مث دل من
    كلي لبش پريده بود همش پر ترك بود
    وقتي كه عاشقم شدي چيزي ازم نخواستي
    توقعت فقط يه كم نوازش و كمك بود
    چه روزا كه با هم مسابقه ميذاشتيم
    كه رو گل كدوممون قايق شاپرك بود؟
    تقويم كه از روزا گذشت دلم يه جوري لرزيد
    راستش دلم خونه ي ترديد و هراس و شك بود.........
    چنین زخمی که من خوردم نه از بیگانه از خویش است
    هـراسم نیست از مـردن ولی مـرگ تـو در پـیش است
  9. #54
    gonjeshk
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    1,364
    661
    876

    پیش فرض

    براي ديدن تو نقره ي ماهو چيدم
    تا اسمون هفتم به خاطرت دويدم
    براي ديدن تو اسمونو شكافتم
    ستاره رو چشيدم تا طعمتو شناختم
    براي ديدن تو خارا رو سجده كردم
    به جاي چشم ابرا سوختم و گريه كردم
    براي ديدن تو پاييز شدم شكستم
    برف زمستون شدم رو بامتون نشستم
    ...
    چنین زخمی که من خوردم نه از بیگانه از خویش است
    هـراسم نیست از مـردن ولی مـرگ تـو در پـیش است
  10. #55
    Hidd3n
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    1,534
    34
    32

    پیش فرض

    در عشق كسي قدم نهد كش جان نيست
    با جان بودن به عشق در سامان نيست
    درمانده عشق را از آن درمان نيست
    كانگشت به هر چه بر نهي عشق آن نيست
    بهترین چیز رسیدن به نگاهی ست که از حادثه عشق تر است!
  11. #56
    maryana
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    بی سرزمین تر از باد...
    نوشته ها
    1,257
    57
    132

    پیش فرض ...

    غربت من مال منه/ تو سايه سياهي ها/ تنهايي از آن منه/ شايد تو باغ خشك دل/ تو كوير بال و پرم/ يه روزي باور بكني/ من از خودم تنهاترم
    كاش يادگار غربتم چيزي به جز تنهايي بود
    همدم آوارگي هام ياور آشنايي بود
    من كه همه زندگيمو براي داشتنت دادم
    من همه جوونيمو واسه چشات فرستادم
    محبوب قلب عاشقم چشم انتظارت ميشينم
    تا آخرين لحظه عمر تا آخرين نبض تنم
    تو يادگار عشق من خاطره ولادتم
    تو بهترين ترانه و بهونه ارادتم
    رفتي و سهم روزگار تنهايي بود براي من
    غربت و آوارگي و ضجه بي صداي من
  12. #57
    maryana
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    بی سرزمین تر از باد...
    نوشته ها
    1,257
    57
    132

    پیش فرض ...

    چه ميداند كسي شايد كه او هم/ دلش زير نگاه من تپيدست
    چه ميداند كسي شايد شبي هم/ به يادم آهي از دل بركشيدست
    چه ميداند كسي شايد در آن روز/ كه وحشي بود و با من ناز ميكرد
    دلش با صد هزاران مهرباني/ به رويم در نهان در باز ميكرد
    چه ميداند كسي شايد در آن شب/ كه چشمانش به تاريكي درخشيد
    نگاهش انتظار ديگري داشت/ كه يكدم در نگاهم ماند و لغزيد
    چه ميداند كسي شايد در آن روز/ كه دزدانه به چشمم چشم ميدوخت
    بر لبانش حرف ديگري داشت/ نگاهش از نگاهم داشت ميسوخت
  13. #58
    miler

    کوچولوو راه افتاده

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    payetakht
    نوشته ها
    26
    0
    0

    پیش فرض

    براي زيستن 2 قلب لازم است قلبي كه دوست بدارد

    قلبي كه دوستش بدارند

    قلبي كه هديه دهد

    قلبي كه هديه بپذيرد...

    {شاملو}
  14. #59
    rozarghavany
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    نوشته ها
    120
    0
    0

    پیش فرض

    تر از همه چیز این*است*که با خودمان صادق باشیم. «ویلیام شکسپیر»

    نخستین نشانه فساد ترک صداقت است. «میشل دو مونتی»

    بزرگترین درس زندگی اینست*که گاهی احمق*ها هم درست می*گویند. (وینستون چرچیل)

    هرگز مردی ولو بسیار نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانسته*ام بیاموزم. (گالیله)

    از خودت تعریف کن و نه بدگویی. اگر از خودت تعریف کنی قبول نمی*کنند و اگر بدگویی کنی بیش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت. (کنفوسیوس)
    آدم ها مثل کتابن از روی بعضی ها باید مشق نوشت ... از روی بعضی ها باید جریمه نوشت ... بعضی ها رو باید چندبار خوند تا معنیشونو بفهمیم ... و بعضی ها رو
  15. #60
    rozarghavany
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    نوشته ها
    120
    0
    0

    پیش فرض

    مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوائیش کم شده است. به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولى نمیدانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. بدین خاطر، نزد دکتر خانوادگىشان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت. دکتر گفت براى این که بتوانى دقیقتر به من بگویى که میزان ناشنوایى همسرت چقدر است آزمایش سادهاى وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: «ابتدا در فاصله ٤ مترى او بایست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنید همین کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به همین ترتیب تا بالاخره جواب دهد.» آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق تلویزیون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداى معمولى از همسرش پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ جوابى نشنید. بعد بلند شد و یک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم پاسخى نیامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقریباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم جوابى نشنید. باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسید. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نیامد. این بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزیزم شام چى داریم؟ زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمین بار میگم: خوراک مرغ! نتیجه اخلاقى مشکل ممکن است آنطور که ما همیشه فکر میکنیم در دیگران نباشد و شاید در خود ما باشد!
    :wink:
    آدم ها مثل کتابن از روی بعضی ها باید مشق نوشت ... از روی بعضی ها باید جریمه نوشت ... بعضی ها رو باید چندبار خوند تا معنیشونو بفهمیم ... و بعضی ها رو
صفحه 4 از 139 نخست 123456789142454104 ... آخرین
نمایش نتایج: از 46 به 60 از 2077

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •