ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 40 از 140 نخست ... 20303536373839404142434445506090 ... آخرین
نمایش نتایج: از 586 به 600 از 2095
  1. #586
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    شهر وفا كوچه عاشقا پلاك تنهايي
    نوشته ها
    9,470
    1,289

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    [SIZE=3:214c260358]دوست دارم..

    از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم



    و



    آرزو ميكنم كه كاش براي يك لحظه،





    فقط يك لحظه



    آغوش گرمت را احساس كنم ،



    ميخواهم سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم



    تا ديگر از گريه كم نشوم.



    تو مرا به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي



    پس بيا و باز در اين راه



    در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر تلاش كن.



    زيرا كه من و تو ما شده ايم



    پس نگذار زمانه بيرحم



    دلهايي را كه از هم جدا نشدني است را به درد آورد.



    دلم را به تو دادم



    و كليدش رابه سوي آسمان خوشبختي ها روانه كردم ,



    چه شبها كه تا سحر به يادت



    باگونه هاي خيس از دلتنگي ها به سر بردم



    چه روزها با خاطراتت نفس كشيدم



    اگر طاقت اشكهايم را نداري ،



    پس تو اي سخاوت آسماني من ...



    مرا درياب



    كه ديوانه وار دوستت دارم
    [/SIZE]
  2. #587
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    * تـِـهــرآن *
    نوشته ها
    16,692
    10,365
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو

    پیش فرض

    یه سنگ قبر خوب میخوام

    نه واسه خودم واسه تمام ارزوهام واسه دل شکستم

    اخه اونا رو زیر اوار غم وتنهایی دفن کردم

    هر دوشونو تو وجودم کشتم

    الان بی کس بی کسم

    غلط کردم خدایا نه بی کس نیستم

    تو رو دارم تو تمام کسمی

    ولی به تو که نمیتونم دروغ بگم

    میبینی دارم چی میکشم همه لحظاتم سیاه شده

    دیگه دلم برید خسته شد دوم نیاورد دیگه نذار احساس تنهایی کنم

    اگه بازم دیونه شدم نزار اسیر ومبتلا بشم منو ببر پیش خودت

    اینجوری ارومتر میشم فقط برام یه کاری کن که اون منو ببخشه

    ارزوهای بر باد رفتم دل شکستم این شعر رو تقدیم شما میکنم

    روزگار بی بهار من

    بگین بباره بارون دلم هواشو کرده

    بگین تموم شدم من بگین که بر نگرده

    بهش بگین شکستم بهش بگین بریدم

    نه اون به من رسیدو نه من به اون رسیدم

    برهنه زیر بارون خراب ودرب وداغون

    از ادما فراری از عاشقا گریزون

    بزار کسی نبینه غرور گریه هامو

    بذار کسی نفهمه غم تو خنده هامو

    یه داغ سخته سختم یه باغ بی درختم

    طفلی بگین به عمرم سیاهه روز بختم

    تنم داره میلرزه تو این هوای هرزه

    گاهی نداشتن دل به داشتنش می ارزه



    همیشه ساده میبازد

    همیشه لشکر اندوه به قلب ساده میتازد

    چه ساده زندگیم را به پایی سادگی دادم
    هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم

    مـی گـویـم :


    صـُــبـح کـه آمـدی بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ

    وانــمــود مــی کــنــم

    هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام ...

    صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم

    مـی گـویـم :


    شـــب، بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد

    و دیــگــر نــمــی رود



    کیکاووس یاکیده

  3. #588
    تاریخ عضویت
    April 2009
    محل سکونت
    زیر یک سقف کوچک
    نوشته ها
    6,200
    213
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    پیش فرض

    [بیا که بی لب لعل تو کار من خام است
    ز عکس روی تو اتش فتاده در جام است
    مرا که چشم تو بخت است بخت در خواب است
    ترا که زلف تو شام است صبح در شام است
    درون صافی از اهل صلاح و زهد مجوی
    که این نشانه رندان دردی اشام است
    مکن ملامت رندان و ذکر بد نامی
    که هر چه پیش تو ننگ است پیش ما نام است
    دلا تو طایر قدسی در در این خرابه مگرد
    که نیست دانه و هر کجا که می روم دام است
    محل حادثه است این جهان در او ارام
    مکن که مسکن ضیغم نه جای ارام است
    برفت غافله ی عمر و می پزی هوسی
    که رهروی تو در این ئقت و این هوس خام است
    رسید شام اجل بر در سرای امل
    ولی چه سود که سلمان هنوز بر بام هست[/align]
  4. #589
    تاریخ عضویت
    April 2009
    محل سکونت
    دنیا
    نوشته ها
    3,271
    2
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    پیش فرض

    [SIZE=3:d30f30e4c5]به قطار کاروانها
    به امید ساربانها
    به قشنگی دو دیده
    به خدای کس ندیده
    که تورا تا زنده هستم
    دوست دارم[/SIZE]
    خداوندا
    آرامشی عطا بفرما تا بپذیرم انچه را که
    نمیتوانم تغییر دهم
    شهامتی تا تغییر دهم انچه
    راکه می توانم
    ودانشی که تفاوت ان دو را بدانم
  5. #590
    تاریخ عضویت
    November 2008
    محل سکونت
    کویر بی نشان انتظار
    نوشته ها
    1,830
    9
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    آتش پنهان



    آغاز من ، تو بودی و پایان من تویی
    آرامش پس از شب توفان من تویی
    حتی عجیب نیست، که در اوج شک و شطح
    زیباترین بهانه ایمان تویی
    احساسهایی از متفاوت میان ماست
    آباد از توام من و ، ویران من تویی
    آسان نبود گرد همه شهر گشتنم
    آنک ، چه سخت یافتم :" انسان " من تویی
    پیداست من به شعله تو زنده ام هنوز
    در سینه من ، آتش پنهان من تویی
    هر صبح ، با طلوع تو بیدار می شوم
    رمز طلسم بسته چشمان من تویی
    هر چند سرنوشت من و تو ، دوگانگی است
    تنهای من ! نهایت عرفان من تویی
    :?:
    خورشید
    جاودانه میدرخشد در مدار خویش
    ماییم که پا جای پای خود می نهیم
    و غروب میکنیم هر پسین



    سنگ نوشته قبر حسین پناهی
  6. #591
    تاریخ عضویت
    November 2008
    محل سکونت
    shahiiiiiiiiiii
    نوشته ها
    138
    0
    کوچولو در حال فعال شدن

    پیش فرض

    [SIZE=3:72ced6c8a7]
    شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم
    خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
    خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم
    در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم
    و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
    و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
    چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
    چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
    خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی
    خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی
    خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
    خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!
    [/SIZE]
    Z_DuuF
  7. #592
    تاریخ عضویت
    November 2008
    محل سکونت
    کویر بی نشان انتظار
    نوشته ها
    1,830
    9
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال

    پیش فرض

    غزل دلتنگی
    هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
    با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
    اندوه من انبوه تر از دامن الوند
    بشکوه تر از کوه دماوند غرورم
    یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
    تنها سر ِ مویی ز سر ِ موی تو دورم
    ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
    تو قاف قرار من و من عین عبورم
    بگذار به بالای بلند تو بیالایم
    کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم
    خورشید
    جاودانه میدرخشد در مدار خویش
    ماییم که پا جای پای خود می نهیم
    و غروب میکنیم هر پسین



    سنگ نوشته قبر حسین پناهی
  8. #593
    تاریخ عضویت
    September 2008
    نوشته ها
    572
    45
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    [SIZE=3:bafa2f422c]تموم خاطراتت یادم میاد

    یاد اون روز که دلت میگفت منو میخواد

    اگه تو نمونی پیشم دیونه میشم

    آخه من چی کار کنم تو بمونی پیشم

    فکر تو یه لحظه از سرم نمیره

    من میگم میمونی اما دل میگه میره

    نزار تا قصه مون این جوری تموم بشه

    میدونم تو میری مهرم حروم میشه

    بگو حرفت چیه ؛ آخه دردت چیه

    تازه اول راهیم ، خداحافظی چیه

    می دونستم میری و تنهام میزاری

    تو که از حال دلم خبر نداری

    می دونستم آخرش این جوری میشه

    یکی مون تنها میمونه واسه همیشه
    [/SIZE]
    پیشا نی ام ... چسبیدن به سینه ات را میخواهد
    و موهـــــایم ... بوییــــدنت
    و چشمهایم خیس کردن پیراهن زنانه ات را
    عجب بغض پرتوقعی دارم امشب !
  9. #594
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    شهر وفا كوچه عاشقا پلاك تنهايي
    نوشته ها
    9,470
    1,289

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    بخواب همچو مهتابی که آرام پشت کوه ها می رود و مرا از پرتوش بی نصیب می دارد

    تو نیز بخواب و مرا از عشقت بی نصیب دار

    باشد که عشق در وجوت بماند،

    و آنچنان وجودت از عشق آکنده شود که ذره ذره ی وجودت را بگیرد

    آنگاه عشق از وجوت سرریز شود…

    باشد که پرتوی از ذره های لبریز شده اش به من بتابد

    و مرا از زمین و زمان بی نیاز سازد

    ای امید نا امیدی های من
    __________________________________________________

    زندگی ، هر چه را که بخواهی همان را به تو می دهد
    چشمانت را باز کن
    دلت را بیدار کن
    رویاهایت را صدا کن
  10. #595
    تاریخ عضویت
    September 2008
    نوشته ها
    572
    45
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    آيا هنوز عاشقم هستي
    آنگاه كه سپيدي بر گيسوانم موج مي زند
    ...
    آيا هنوز هم به ياد مي آوري
    دختر جواني را
    كه بردي
    چون عروست
    در يك روز باراني
    در پاييز
    آيا هنوز مرا سخت در آغوش مي فشاري
    چون شب پيوندمان
    يا ،از ياد خواهي برد
    اولين روز ديدارمان را
    در تابستان
    هنگامي كه رزها شكوفه داده بودند
    و پرندگان مي خواندند
    آيا باز هم نواي خوش خنده هايمان
    گوشت را مي نوازد
    آيا هنوز هم به ياد داري
    همه سالهاي شادي را كه در كنار هم سپري كرديم
    ...

    قلبت را تا هميشه
    برايم روشن بدار ... :idea:
    پیشا نی ام ... چسبیدن به سینه ات را میخواهد
    و موهـــــایم ... بوییــــدنت
    و چشمهایم خیس کردن پیراهن زنانه ات را
    عجب بغض پرتوقعی دارم امشب !
  11. #596
    تاریخ عضویت
    September 2008
    نوشته ها
    572
    45
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است

    تمام روز ، اگر بی تفاوتم ؛ اما شبم قرین شکنجه ، دچار بیداری است رها کن

    آنچه شنیدی و دیده ای ، هر چیز به جز من و تو و عشق من و تو ، تکراری است مرا ببخش !

    بدی کرده ام به تو، گاهی کمال عشق ، جنون است ودیگرآزاری است

    مرا ببخش اگر لحظه هایم آبی نیست ببخش اگر نفسم ، سرد و زرد و زنگاری است بهشت من !

    به نسیم تبسمی دریاب جهان- جهنم ما را ، که غرق بیزاری است .
    پیشا نی ام ... چسبیدن به سینه ات را میخواهد
    و موهـــــایم ... بوییــــدنت
    و چشمهایم خیس کردن پیراهن زنانه ات را
    عجب بغض پرتوقعی دارم امشب !
  12. #597
    تاریخ عضویت
    September 2008
    نوشته ها
    572
    45
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    من اگر روح پريشان دارم
    من اگر غصه هزاران دارم
    گله از بازي دوران دارم
    دل گريان،لب خندان دارم
    به تو و عشق تو ايمان دارم...
    در غمستان نفسگير، اگر
    نفسم ميگيرد
    آرزو در دل من
    متولد نشده، مي ميرد
    يا اگر دست زمان در ازاي هر نفس
    جان مرا ميگيرد
    دل گريان ،لب خندا ن دارم
    به تو و عشق تو ايمان دارم...
    من اگر پشت خودم پنهانم
    من اگر خسته ترين انسانم
    به وفاي همه بي ايمانم
    دل گريان، لب خندان دارم
    به تو و عشق تو ايمان دارم
    پیشا نی ام ... چسبیدن به سینه ات را میخواهد
    و موهـــــایم ... بوییــــدنت
    و چشمهایم خیس کردن پیراهن زنانه ات را
    عجب بغض پرتوقعی دارم امشب !
  13. #598
    تاریخ عضویت
    September 2008
    نوشته ها
    572
    45
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    پیش فرض

    رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

    به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

    بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

    تقصیر چشمای تو بود ***، وگرنه ما کجا و عشق ؟

    سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

    بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

    تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

    تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

    عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

    وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

    رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

    به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

    هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم

    یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم

    همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

    قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
    پیشا نی ام ... چسبیدن به سینه ات را میخواهد
    و موهـــــایم ... بوییــــدنت
    و چشمهایم خیس کردن پیراهن زنانه ات را
    عجب بغض پرتوقعی دارم امشب !
  14. #599
    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    شهر وفا كوچه عاشقا پلاك تنهايي
    نوشته ها
    9,470
    1,289

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار

    پیش فرض

    [SIZE=3:9f042585ce]ديرگاهيست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام

    وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام

    دگر آئينه ز من با خبر است / که اسير شب يلدا شده ام

    من که بي تاب شقايق بودم / همدم سردي يخ ها شده ام

    کاش چشمان مرا خاک کنيد / تا نبينم که چه تنها شده ام . . .
    [/SIZE]

    _________________

    :idea: توسط مدیر ویراش شد
    لطفا از ارسال پست های بدون تزیین جداً خود داری کنید :oops:
    درگذرگاه زمان
    عمر ما با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
    عشق ها می میرند
    رنگ ها رنگ دگر می گیرتد
    و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ
    همیشه به جا می مانند
  15. #600
    تاریخ عضویت
    January 2009
    محل سکونت
    ميكده عشق
    نوشته ها
    65
    0

    کوچولو ثبات یافته

    پیش فرض

    گر گنج غمت در دل ویرانه نمیشد
    ویرانه مقام من دیوانه نمیشد

    دل کاش ز بیگانه وفاهای تو میدید
    تا یکسره از غیر تو بیگانه نمیشد

    فریاد رسم شد شب هجران تو فریاد
    میمردم اگر ناله مستانه نمیشد

    ساقی به یکی جرعه ز می کرد خرابم
    زنهار گر این فکر حکیمانه نمیشد

    شعر از غبار همدانی
    ایکه گفتی هیچ مشکل جز فراق یار نیست
    گر امید وصل باشد اینچنین دشوار نیست
صفحه 40 از 140 نخست ... 20303536373839404142434445506090 ... آخرین
نمایش نتایج: از 586 به 600 از 2095

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •