ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 6 از 139 نخست ... 234567891011162656106 ... آخرین
نمایش نتایج: از 76 به 90 از 2077
  1. #76
    rozarghavany
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    نوشته ها
    120
    0
    0

    پیش فرض

    آقا سعيد ممنون از لطفتون معرفي كردم :!:
    آدم ها مثل کتابن از روی بعضی ها باید مشق نوشت ... از روی بعضی ها باید جریمه نوشت ... بعضی ها رو باید چندبار خوند تا معنیشونو بفهمیم ... و بعضی ها رو
  2. #77
    kavir_darya

    کوچولو در حال راه افتادن

    تاریخ عضویت
    February 2008
    نوشته ها
    11
    0
    0

    پیش فرض

    [SIZE=3:ea3c81c98b]شايد ان روز كه سهراب نوشت .

    تا شقايق هست زندگي بايد كرد

    خبري از دل پردرد گل ياس نداشت .

    بايد اين گونه نوشت :

    هر گلي هم باشي

    چه شقايق چه گل پيچك و ياس

    زندگي اجبار است .
    زندگي اجبار است .
    [/SIZE]
    در جریان اب میتوان بی حرکت ماند امادر دنیای مردان هرگز
  3. #78
    shorideh_m

    کوچولوو راه افتاده

    تاریخ عضویت
    February 2008
    محل سکونت
    زير همين سقف كبود
    نوشته ها
    32
    0
    0

    پیش فرض

    از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
    رفتم از کوي تو، ليکن عقب سر نگران
    ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما کردي
    تو بمان و دگران ، واي به حال دگران
    رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند
    هر چه آفاق بجويند کران ، تا به کران
    مي روم تا که به صاحب نظري باز رسم
    محرم ما نبود ديده کوته نظران
    دل چون آيينه اهل صفا مي شکنند
    که ز خود بي خبرند اين زخدا بي خبران
    دل من دار که در زلف شکن درشکنت
    يادگاريست ز سر حلقه شوريده سران
    ...شهريارا غم آوارگي و دربدري
    شورها در دلم انگيخته چون نو سفران
    آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست//
    حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست
  4. #79
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
    ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
    خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
    لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
    يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
    يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
    تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
    هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
    خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
    نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
    نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
    از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
    نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
    تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
    تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
    تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
    خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
    ...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ
  5. #80
    HOSSEIN_LOVELY

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    87
    0
    11

    پیش فرض

    به عشق روزگار من، تو بهترین نشانه ای
    تو باغ و گلشن منی، تو بهترین بهانه ای

    تو عشق جاودان من، تو ما ه آشیان من
    تو ساز من، تو سوزمن، تو بهترین یگانه ای

    كلام دل حلاوتی، پیام دل بشارتی
    به هر كجا كه بنگرم، تو بهترین جوانه ای

    به كوه و دشت و بوستان، به ماه و اختر و زمان
    تو عشق جاودانه ای، تو بهترین ترانه ای

    شكوه آرزوی من، اگر ببار نیاورد
    تو ای نهال آرزو، تو بهترین جوانه ای

    تو پاره تن منی، تو عشق روشن منی
    پرنده دل مرا ، تو بهترین ترانه ای

    به كوه و دشت و بوستان، پیام رسانده ام هنوز
    به هر كجا و هر مكان ، تو بهترین نشانه ای
    ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم.
    او به ظاهر شد معلم ما ز پنهان سوختیم.
  6. #81
    HOSSEIN_LOVELY

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    87
    0
    11

    پیش فرض

    تا ابد از مرغ روح عاشقان خواهم نوشت
    در قفس از آرزوی آسمان خواهم نوشت
    همزبانی با دلم هرگز نبوده تا ابد
    از زبان یک دل بی همزبان خواهم نوشت
    از دو چشم عاشقم در حسرت لبخند یار
    با نگاهی شرجی و اشکی روان خواهم نوشت
    در جواب مهربانیهای خود در راه عشق
    تا ابد از دلبری نامهربان خواهم نوشت
    چون بهارم شد خزان من همچنان بی اختیار
    با شروع هر بهاری از خزان خواهم نوشت
    چون که تنها عاشقی ماند در این دار فنا
    عاشقانه چند بیتی جاودان خواهم نوشت
    از نگاه ناوک اندازت به سویم تا ابد
    ماجرای قلب ریش و خون فشان خواهم نوشت
    در جوانی پیر گشتم از غم عشقت دگر
    از جوانی پیر و از پیری جوان خواهم نوشت
    با وجود زخم هجرت تا زمانی باقی است
    با دلی زخمی و جانی ناتوان خواهم نوشت
    قلب من عمری میان جمع تنها ماند و من
    تا ابد از عاشقی بی همزبان خواهم نوشت!
    ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم.
    او به ظاهر شد معلم ما ز پنهان سوختیم.
  7. #82
    HOSSEIN_LOVELY

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    87
    0
    11

    پیش فرض

    مجنون
    یک شبی مجنون نمازش را شکست
    بی وضو در کوچه لیلا نشست
    عشق آن شب مست مستش کرده بود
    فارغ از جام الستش کرده بود
    سجده ای زد بر لب درگاه او
    پر زلیلا شد دل پر آه او
    گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
    بر صلیب عشق دارم کرده ای
    جام لیلا را به دستم داده ای
    وندر این بازی شکستم داده ای
    نشتر عشقش به جانم می زنی
    دردم از لیلاست آنم می زنی
    خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
    من که مجنونم تو مجنونم مکن
    مرد این بازیچه دیگر نیستم
    این تو و لیلای تو ... من نیستم

    گفت: ای دیوانه لیلایت منم
    در رگ پیدا و پنهانت منم
    سال ها با جور لیلا ساختی
    من کنارت بودم و نشناختی
    عشق لیلا در دلت انداختم
    صد قمار عشق یک جا باختم
    کردمت آوارهء صحرا نشد
    گفتم عاقل می شوی اما نشد
    سوختم در حسرت یک یا ربت
    غیر لیلا برنیامد از لبت
    روز و شب او را صدا کردی ولی
    دیدم امشب با منی گفتم بلی
    مطمئن بودم به من سرمیزنی
    در حریم خانه ام در میزنی
    حال این لیلا که خوارت کرده بود
    درس عشقش بیقرارت کرده بود
    مرد راهش باش تا شاهت کنم
    صد چو لیلا کشته در راهت کنم.
    ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم.
    او به ظاهر شد معلم ما ز پنهان سوختیم.
  8. #83
    HOSSEIN_LOVELY

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    87
    0
    11

    پیش فرض

    شمع وجود من شمع

    عمری چنین گذشته

    آتش به جان این شمع


    شمعی که از فراغت

    آتش به جان کشیده

    شمعی که از نگاهت

    رود فرات دیده


    شمع? مثال باران

    نه مثل روزگاران

    آرام و قطره قطره

    خیس از نگاه یاران


    تا کی ز داغ عشقت

    باران گریه باشم ؟؟

    ما را ز غم طلب کن.

    وقت است خنده باشم
    ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم.
    او به ظاهر شد معلم ما ز پنهان سوختیم.
  9. #84
    HOSSEIN_LOVELY

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    87
    0
    11

    پیش فرض

    ¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
    (¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
    _____****__________****
    ___***____***____***__ ***
    __***________****_______***
    _***__________**_________***
    _***_____________________***
    _***_____________________***
    __***___________________***
    ___***_________________***
    ____***______________ ***
    ______***___________***
    ________***_______***
    __________***___***
    ____________*****
    _____________***
    ______________*



    شب سردی است ، و من افسرده.
    راه دوری است ، و پایی خسته.
    تیرگی هست و چراغی مرده.

    می کنم ، تنها، از جاده عبور:
    دور ماندند ز من آدم ها.
    سایه ای از سر دیوار گذشت ،
    غمی افزود مرا بر غم ها.

    فکر تاریکی و این ویرانی
    بی خبر آمد تا با دل من
    قصه ها ساز کند پنهانی.

    نیست رنگی که بگوید با من
    اندکی صبر ، سحر نزدیک است:
    هردم این بانگ برآرم از دل :
    وای ، این شب چقدر تاریک است!

    خنده ای کو که به دل انگیزم؟
    قطره ای کو که به دریا ریزم؟
    صخره ای کو که بدان آویزم؟


    مثل این است که شب نمناک است.
    دیگران را هم غم هست به دل،
    غم من ، لیک، غمی غمناک است.
    ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم.
    او به ظاهر شد معلم ما ز پنهان سوختیم.
  10. #85
    HOSSEIN_LOVELY

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    87
    0
    11

    پیش فرض

    آسمان اینجا آبیست... من بین غریبه ها نیستم.... همه آشنایند اما....!!!!!
    هیچ آشنایی نیست...می دانی؟!!
    دلم بین این همه آشنایان غریبه..... پوسیده است...
    احساس حباب را حالا می فهمم... وقتی روی آب نگران ترکیدنست...!


    آن دیده که با مهر به سویم نگران بود
    دیدم که نهانی نظرش با دگران بود
    آن اختر تابنده - که پنداشتمش عشق-
    تا سوی من آمد چو شهابی گذران بود
    بشکست مرا پشت ز سردی که به من کرد
    من شاخه ی گل بودم و او برف گران بود
    با آب روان، برگ ِگل ِریخته می رفت
    خوش، آن که چنین در سفرش هم سفران بود
    نرگس ز چه با غنچه در آمیخت؟ که مشکل
    با کور دلان صحبت صاحب نظران بود
    رقصید و به همراه صبا طره برافشاند
    گفتی که چو ما بید زآشفته سران بود
    در کوه نشستیم که با لاله نشینیم
    با داغْ دلان الفت خونین جگران بود
    سیمین دگر امروز ندارد خبر از خویش
    با آنکه خود آرام ِدل بیخبران بود!


    عاقبت از عشق تو اهل کلیسا می شوم * می کشم دست از مسلمانی مسیحا می شوم
    آنقدر در کشتی عشقت نشینم همچو نوح * یا به عشقت می رسم یا غرق دریا می شوم


    وقتی که تو لبخند نگاهت را
    می تابانی
    وقتی که تو چشمانت
    آن جام لبالب از جاندارو را
    سوی این تشنه ی جان سوخته میگردانی
    موج موسیقی عشق از دلم میگذرد
    روح گلرنگ شراب
    در تنم می گردد
    دست ویرانگر شوق
    پرپرم میکند ای غنچه ی رنگین! پرپر!
    کاش میگفتی چیست
    آن چه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست..........
    ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم.
    او به ظاهر شد معلم ما ز پنهان سوختیم.
  11. #86
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,496

    پیش فرض

    به به... جناب HOSSEIN_LOVELY غايب...
    معلوم هست كجايي؟
    چند روز تو سايت پشت هم فعاليت كردي...و الان چند ماهه خبري ازت نيست...
    شكر كه برگشتي با پستهاي زيبات...

    مرسي :wink:
  12. #87
    HOSSEIN_LOVELY

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    87
    0
    11

    پیش فرض

    شرمنده مشكل پيش اومد
    ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم.
    او به ظاهر شد معلم ما ز پنهان سوختیم.
  13. #88
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,496

    پیش فرض

    اون پرنده تو بودی پيرهن ابر و دريد

    رفت و گم شد تو غروب رفت و از همه بريد

    اون که روی عاشقی طرح دلتنگی کشيد

    جفت پر شکستشو توی تنهايی نديد

    توی واپسين نفس تو يادمی هم پرواز

    باز تو می تونی فقط باشی برام نفس ساز
  14. #89
    HOSSEIN_LOVELY

    کوچولووو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    87
    0
    11

    پیش فرض

    برگ ریزان خزان
    بی رنگی خورشید
    لرزش اندام رنجور درختان
    روزهای سرد و کوتاه زمستان
    باد بی پایان
    مرا یاد آور غمهاست
    غم دیروز غم امروز غم فردا
    درون سینه ام از چار فصل عشق
    جز پائیز فصلی نیست
    درخت خشک و بی برگ دلم تنهاست
    و تنها یاد تو در خاطرم
    خورشید شادیهاست
    ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم.
    او به ظاهر شد معلم ما ز پنهان سوختیم.
  15. #90
    single

     

    پیشکسوت کوچولو

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    September 2007
    نوشته ها
    2,216
    161
    189

    پیش فرض

    رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

    به اینکه من دوستت دارم حتی یه ذره شک نکن

    هنوز یه قطره اشکت رو به صد تا دریا نمی دم

    یه لحظه با تو بودن رو به عمر دنیا نمی دم

    همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

    قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
    عادت این قبیله است...!
    دور آتشی که تو میسوزی می رقصند.
صفحه 6 از 139 نخست ... 234567891011162656106 ... آخرین
نمایش نتایج: از 76 به 90 از 2077

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •