ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 6 از 9 نخست ... 23456789 آخرین
نمایش نتایج: از 76 به 90 از 131
  1. #76
    mahbobeshab
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    September 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    8,839
    6,390
    3,027

    پیش فرض

    دوستی می گفت :
    خیلی سال پیش که دانشجو بودم، بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند ...
    تعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام میدادند، ابتدا و انتهای کلاس ، که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی !!!
    هم رشته ای داشتم که شیفته ی یکی از دختران هم دوره اش بود...
    هر وقت این خانم سر کلاس حاضربود، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند، جناب مجنون می گفت:
    استاد همه حاضرند!
    و بالعکس، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود و بس، می گفت:
    استاد امروز همه غایبند، هیچ کس نیامده!!!
    در اواخر دوران تحصیل ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسیار خوب و خوش هستند...
    امروز خبردار شدم که آگهی ترحیم بانو را با این مضمون چاپ کرده است :
    هیچ کس زنده نیست ... همه مردند !
    سخن روز : عشق يعنی وقتی از يكديگر دوريد دلتنگ شويد، اما از درون
    احساس گرما كنيد چون در قلبتان به يكديگر نزديكيد .کی نودسن


















    گاهی کسی که همیشه کنار دیگران است .

    خودش هم نیازمند کسی است تا کنارش باشد

  2. #77
    M!NA
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    June 2012
    محل سکونت
    سکوت مطلق
    نوشته ها
    3,794
    2,733
    4,057

    پیش فرض

    از نگاهت خواندم

    از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ،
    اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقت هستم
    حس کن آنچه در دلم میگذرد ، دلم مثل دلهای دیگر نیست که دلی را بشکند!
    تو که باشی چرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ، تو که مال من باشی چرا بخواهم از تو دل بکنم!
    وقتی محبتهایت ، آن عشق بی پایانت به من زندگی میدهد چرا بخواهم زندگی ام را جز تو با کسی دیگر قسمت کنم ، چرا بخواهم قلبم را شلوغ کنم؟
    همین که تو در قلبمی ، انگار یک دنیای عاشقانه در قلبم برپاست ، عشقت در قلبم بی انتهاست !
    همین که تو در قلبمی بی نیازم از همه کس ، تو را میخواهم و یک کلام فقط تو را ، همین و بس!
    دلم بسته به دلت ، هیچ راهی ندارد حتی اگر مرگ بخواهد مرا جدا کند از قلبت !
    دیگر تمام شد ، تو در من حک شده ای، ای جان من ،تو همه چیز من شده ای!
    از نگاهت خواندم که مرا میخواهی ، از آن نگاه شد که در قلب مهربانت گم شدم ، تا خواستم خودم را پیدا کنم اسیر شدم ، تا خواستم فرار کنم ، عاشقت شدم!
    از نگاهت خواندم تو همانی که من میخواهم ، آنقدر پیش خود گفتم میخواهت ، که آخر سر تو شدی مال من ، شدی یار و عشق بی پایان من!
    از نگاهت خواندم ، چند سطر از شعر زندگی را …
    نگاهم کردی و خواندی آنچه چشمانم مرا دیوانه کرده است ، و آخر فهمیدی که قلبم تو را انتخاب کرده است!
    چه انتخاب زیبایی بود ، از همان اول هم دلم به دنبال یکی مثل تو بود ، و اینک پیدا کرده ام تو را ، تویی که دیگر مثل و مانندی نداری، در قلبت جز من ، جایی برای کسی نداری
    ویرایش توسط Minx : 2013.10.17 در ساعت 03:45 دلیل: پستِ سـاده-وسـط نـبودن

    ميـدانستـم
    خيلـى چيـزهـا ميـدانستـم !
    ولـى ميـان دانستـن و پـذيـرفتـن فاصلـه ى زيــادى بـود ..

  3. #78
    berahma_a
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2011
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    4,003
    1,701
    2,507

    پیش فرض


    وقتي كسي را دوست داريد، حتي فكر كردن به او باعث شادي و آرامشتان مي شود.





    وقتي كسي را دوست داريد، در كنار او كه هستيد، احساس امنيت مي كنيد…




    وقتي كسي را دوست داريد، حتي با شنيدن صدايش، ضربان قلب خود را در سينه حس مي كنيد.



    وقتي كسي را دوست داريد، زماني كه در كنارش راه مي رويد احساس غرور مي كنيد.



    وقتي كسي را دوست داريد، تحمل دوري اش برايتان سخت و دشوار است.




    وقتي كسي را دوست داريد، شادي اش برايتان زيباترين منظره دنيا و ناراحتي اش برايتان سنگين ترين غم دنياست.




    وقتي كسي را دوست داريد، حتي تصور بدون او زيستن برايتان دشوار است.



    وقتي كسي را دوست داريد، شيرين ترين لحظات عمرتان لحظاتي است كه با او گذرانده ايد.



    وقتي كسي را دوست داريد، حاضريد براي خوشحالي اش دست به هر كاري بزنيد.



    وقتي كسي را دوست داريد، هر چيزي را كه متعلق به اوست، دوست داريد.



    وقتي كسي را دوست داريد، در مواقعي كه به بن بست مي رسيد، با صحبت كردن با او به آرامش مي رسيد.



    وقتي كسي را دوست داريد، براي ديدن مجددش لحظه شماري مي كنيد.



    وقتي كسي را دوست داريد، حاضريد از خواسته هاي خود براي شادي او بگذريد.



    وقتي كسي را دوست داريد، به علايق او بيشتر از علايق خود اهميت مي دهيد.



    وقتي كسي را دوست داريد، حاضريد به هر جايي برويد فقط او در كنارتان باشد.



    وقتي كسي را دوست داريد، ناخود آگاه برايش احترام خاصي قائل هستيد.



    وقتي كسي را دوست داريد، تحمل سختي ها برايتان آسان و دلخوشي هاي زندگيتان فراوان مي شوند.



    وقتي كسي را دوست داريد، او براي شما زيباترين و بهترين خواهد بود اگرچه در واقع چنين نباشد.



    وقتي كسي را دوست داريد، به همه چيز اميدوارانه مي نگريد و رسيدن به آرزوهايتان را آسان مي شماريد.



    وقتي كسي را دوست داريد، با موفقيت و محبوبيت او شاد و احساس سربلندي مي كنيد.



    وقتي كسي را دوست داريد، واژه تنهايي برايتان بي معناست.




    وقتي كسي را دوست داريد، آرزوهايتان آرزوهاي اوست.




    وقتي كسي را دوست داريد، در دل زمستان هم احساس بهاري بودن داريد.




    به راستي دوست داشتن چه زيباست، اين طور نيست ؟



    يافته هايت را با باخته هايت مقايسه کن و بدان اگر خدا را
    يافته باشی...
    دیگر هرچه باخته ای مهم نيست !

  4. #79
    M!NA
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    June 2012
    محل سکونت
    سکوت مطلق
    نوشته ها
    3,794
    2,733
    4,057

    پیش فرض

    هميشه با تو ميمونم
    چقدر اين جمله غمگينه
    چرا چشماي مات من كسي اينجا نميبينه
    تو از رفتن چه ميدوني
    تمام وا**ژه ها مردن
    چه جوري ميشدم وقتي برام عكساتو آوردن

    ميـدانستـم
    خيلـى چيـزهـا ميـدانستـم !
    ولـى ميـان دانستـن و پـذيـرفتـن فاصلـه ى زيــادى بـود ..

  5. #80
    Sonami021
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2007
    محل سکونت
    سیدخندان تهران
    نوشته ها
    9,439
    4,074
    5,562

    پیش فرض

    از استادی پرسیدﻧﺪ :ﺁﯾﺎ ﻗﻠﺒﯽ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻋﺎﺷﻖ
    ﺷﻮﺩ؟
    ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ : ﺑﻠﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ.
    ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :ﺁﯾﺎ ﺷﻤﺎ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﯾﺪ؟ ..
    ﺍﺳﺘﺎﺩ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ :ﺁﯾﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻥ
    ﺩﺳﺖ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ؟؟؟؟؟؟
    روزگار شنگولی جوانیم را برد.
    نه صدایشرا نازک کرده بود، نه دستانش را آردی!!
    ازکجا باید ،به گرگ بودنش شک میکردم...!!

  6. #81
    NiniAshegh

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    August 2010
    محل سکونت
    !رادیو زنـدگـی!
    نوشته ها
    22,469
    24,119
    30,408

    پیش فرض

    ببخشید بی ادب شدم

    گوز عشق

    سميه وسط کلاس مدني بدون اختيار گوزيده بود.

    از اول کلاس تو دلش بادي جمع شده بود

    و نمي دونست چطور بايد خاليش کنه.

    اما حالا خالي شده بود...

    عده اي تو بهت مطلق بودن
    و عده اي از خنده،
    روي زمين کلاس ولو شده بودن!

    سميه با صورتي که مثل لبو شده بود،
    ناخن هاش رو به دسته چوبي صندلي فشار
    مي داد...

    ...دلش مي خواست زمين دهن باز کنه
    و درسته ببلعتش...

    استاد نمي دونست چي بگه.
    از طرفي مي خواست توضيح بده
    که اين يه امر طبيعي هستش
    و ممکنه براي هر کسي پيش بياد
    و از طرفي تصور مي کرد
    شايد با زدن اين حرف سميه بيشتر کوچيک بشه.

    کلاس تقريباً داشت ساکت مي شد
    که يکي از پسر ها با زيرکي خاصي گفت :
    انصافاً ناز نفست...!!!

    کلاس دوباره منفجر شد...!

    اينبار همه مي خنديدن!

    استاد از کلاس بيرون رفت ؛
    نمي تونست فضاي اون کلاس رو تحمل کنه...

    سميه بغضش ترکيد

    و سرشو گذاشت روي دسته صندلي
    و شروع کرد گريه کردن...

    توان بيرون رفتن از کلاس رو هم نداشت...

    حتا دوستاي صميمي سميه هم
    نمي تونستن بهش دلداري بدن
    چون اونها هم کنترل خودشون رو
    از دست داده بودن و مي خنديدن...

    آخه صداي گوز سميه صداي بدي داشت؛

    هم بلند بود و هم صداي اعتراض داشت...!!!

    ناگهان صداي عرفان همه رو ساکت کرد...

    عرفان از جاش بلند شد.

    از همه بچه ها خواست

    که با دقت بهش نگاه کنن...

    حتا سميه هم سرش رو بلند کرد

    و به عرفان خيره شد.

    عرفان دستهاش رو به صندلي فشار داد

    و شروع کرد زور زدن!!!

    دندوناي بالاش رو به لب پايين فشار مي داد...!

    چند لحظه اي نگذشت
    که عرفان با صداي بلند گوزيد
    و بعد رفت جلوي تخته
    و شروع کرد بندري رقصيدن...!

    حالا همه چيز عوض شده بود...

    کسي ديگه به سميه نمي خنديد.

    همه بچه هاي کلاس به عرفان مي خنديدند.

    سميه هم همراه بچه ها مي خنديد،
    اما نه به اداهاي عرفان...!

    دليل خنده سميه اين بود
    که آغاز عاشق شدنش با يه گوز بوده
    ... فقط با يه گوز...
  7. #82
    h.hasti

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    July 2012
    محل سکونت
    یه جایی همین اطراف
    نوشته ها
    65
    29
    38

    پیش فرض

    اسمان بارانیست... همگي ميگذرند...
    چتردارن به دست...
    تانباردباران"برسروصورتشان. ..
    اما...........
    من تنها
    زيراين سقف سياه
    مينشينم بي تو...
    وبه تو مي انديشم...
    نیم کیلو باش
    ولی آدم باش
  8. #83
    h.hasti

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    July 2012
    محل سکونت
    یه جایی همین اطراف
    نوشته ها
    65
    29
    38

    پیش فرض




    می دانم چشمانت با من چه میكند
    فقط وقتی كه نگاهم میكنی ...
    چنان دلم از شیطنت نگاهت می لرزد
    كه حس میكنم چقدر زیباست
    فدا شدن برای چشمهایی كه تمام دنیاست...!
    ویرایش توسط Minx : 2013.10.17 در ساعت 03:55 دلیل: پستِ سـاده-وسـط نـبودن
    نیم کیلو باش
    ولی آدم باش
  9. #84
    h.hasti

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    July 2012
    محل سکونت
    یه جایی همین اطراف
    نوشته ها
    65
    29
    38

    پیش فرض


    پسر: میدونی اولین چیزی ک ی برگ موقع افتادن میگه چیه ؟!
    دختر: چیه ؟
    پسر:من دارم میوفتم برای تو!♥ ♥
    ** (دختر) خنده ارومی کرد**
    دختر:می دونی شن موقع جزر و مد ب امواج چی میگه ؟
    پسر: تو بگو ب من.....!!
    دختر: منو محکم بگیر برای همیشه ....!!
    ویرایش توسط Minx : 2013.10.17 در ساعت 03:56 دلیل: وسـط نـبودن
    نیم کیلو باش
    ولی آدم باش
  10. #85
    Sajjad_Love
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    October 2012
    نوشته ها
    19,960
    5,699
    16,325

    پیش فرض

    مایهِ اصل و نَسَب در گردش دوران زَر است / دائمآ خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است

    کُره اسب ، از نجابت از پس مادر رود / کُره خَر ، از خریت ، پیش پیشِ مادر است

    دود اگر بالا نشیند کسرِ شأن شعله نیست / جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است

    شصت وشاهد هردو دعوای بزرگی میکنند / پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است ؟

    آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون / آن یکی شمشیر گردد دیگری نعِلِ خر است

    گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن / روی دریا کف نشیند ، قعر دریا گوهر است . . .

    آنقدر عاشقانه برای خُـــــــدا زندگی کنیم که خدا هم عاشـقانه بگوید

    وَصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسـی
    تـورا براے خـودم سـاخته ام!!

    عاشــقانه هاے الـهی چـیز دیگریســت....
  11. #86
    cracking
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    زیر این سقف کبود زیر این سلطه سنگین سکوت
    نوشته ها
    1,689
    1,007
    1,897

    پیش فرض



    شاگرد از استادش پرسید: عشق چیست؟


    استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور.
    اما هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای
    بچینی.
    شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
    استاد پرسید: چه اوردی؟
    و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ!
    هر چه جلوتر میرفتم خوشه های پر پشت تری می دیدم و به امید پیدا کردن
    پر پشت ترین تا انتهای گندم زار رفتم.
    استاد گفت: عشق یعنی همین!


    شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟


    استاد گفت: به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیاور.
    اما به خاطر داشته باش که باز هم نمی تونی به عقب برگردی!!
    شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.
    استاد از او ماجرا را پرسید و شاگرد در جواب گفت:
    به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم.
    به سبب انکه ترسیدم اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم.
    استاد گفت: ازدواج یعنی همین!
    کورش کبیر:

    من برای متنفر بودن از کسی وقتی ندارم

    زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانیم که دوستم دارند
  12. #87
    bita khanoOm

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    تاریخ عضویت
    October 2013
    محل سکونت
    گیلان
    نوشته ها
    3
    0
    18

    پیش فرض

    مـــــن وقــتی عــروســـ تــــــــــو باشـم...

    دیـــــــــگر هیچ لباسیـــــــــ برازنــــــــده ی انــــــــدام من نخواهد بــــــود

    آغـــــوشــــــ تــــو تــــمامـــــ قـــــد مــن را در بــر خواهد گــــــــرفتــــ


    نـــه حـــریریـــــــ نـه یراقیــــــــ نــه دکمـــــهـ ای...

    و نــــه هــــیـــچ و هــــــــــیـــــچ!

    آنچــــه هــــــستـ تمـــــامـــ مـــردانـــگــی تــــو استــــــــــ

    کـــــه

    تــــن پــــوشـــ و نگــیـــنـــ زنــــــانـــــگـــی مــــنــــــ اســــتــــــ.....






    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد
    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید
    یواشکی خندید یواشکی حرف زد
    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد
    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد
    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد
    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد
    و یواشکی.........
    شکست خورد...!!!


    ویرایش توسط Minx : 2013.10.17 در ساعت 04:04 دلیل: پستِ سـاده-وسـط نـبودن
  13. #88
    faeze_h
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    November 2013
    محل سکونت
    همین حوالیــــ...
    نوشته ها
    1,217
    8
    480

    پیش فرض

    دفتر یادداشت روزانه دختر:

    امروز باهاش بهم زدم بهش گفتم از اینکه باهاش هستم خوشحال نیستم ..

    فکر کردم بهم میگه نرو بمون...اما اون گذاشت که برم...

    به همین راحتی کسی رو که این همه دوسش داشتم و منتظرش بودم از دست دادم..............







    دفتر یادداشت روزانه بسر:

    امروز باهام بهم زد گفت از اینکه باهامه خوشحال نیست ...

    انقدر خورد شدم که نتونستم بگم چرا؟!

    میخواستم ازش بخوام که نره اما وقتی با من خوشحال نیست نمیتونم به زور نگهش دارم ....

    به همین راحتی دختری رو انقدر عاشقش بودم از دست دادم...
    ببخش! کہ گاهے بهانہ ات را مے گیرد…

    یادش میرود کہ رفته اے! دل است دیگر…

    کمے… تو را مے خواهد
  14. #89
    shemshadrail
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    August 2012
    محل سکونت
    شهر اولین ها
    نوشته ها
    1,158
    1,970
    1,535

    پیش فرض

    دختر بچه ای از برادرش پرسید:معنی عشق چیست ؟؟
    برادرش جواب داد :عشق یعنی تو هر روز شكلات من رو ،از كوله پشتی مدرسه*ام بر میداری ،و من هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم...
  15. #90
    اتنا

    کوچولوو راه افتاده

    تاریخ عضویت
    December 2013
    محل سکونت
    در خواب و خیال
    نوشته ها
    32
    77
    68

    پیش فرض

    عشق یعنی علاقه نه کفگیروملاقه بعضی ها عشق را اینجور تفصیر میکنند عشق =هوس

    lxgfl rak'i phgh ;d fhl n,s ldai
    ویرایش توسط اتنا : 2013.12.18 در ساعت 21:49
صفحه 6 از 9 نخست ... 23456789 آخرین
نمایش نتایج: از 76 به 90 از 131

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •