ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 3 نخست 123
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 45
  1. #31
    k22gharibeh
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    November 2007
    نوشته ها
    295
    0
    10

    پیش فرض

    غزل شماره 19:
    و به راستی در حقیقت من تو را با چشمانم دوست ندارم زیرا آنها در تو هزاران خطا می بینند اما این دل من است که چیزی را که چشمانم به تحقز آن می نگرند دوست می دارد دلی که علی رغم آنچه آنها می بینند خوشش می آید دیوانه وار دوست بدارد .
    نه گوشهایم از آهنگ شیرین نوازی تو محفوظ می شوند نه احساس محبت آمیز من به تماس های پایین رغبت و تمایلی دارد نه ذائقه نه شامه ام میل دارند به هیچ مهمانی و و سورچرانی شهوانی که با تو در خلوت باشد دعوت شوند.
    اما نه ادراکات پنج گانه ام1 و نه حواس خمسه ام می توانند یک دل دیوانه را از از عشق ورزی و خدمت به تو بازداشته منصرف سازند دلی که مرا بی تسلط و بی اختیار نامزد و شبیه یک آدم می سازد که برده ی اسیر و رعیت و بنده بدخت دل مغرور تو گردد.
    تا کنون من فقط بلا و طاعون ام را سود خود شمردم زنی که مرا به خطا می کشاند و به من درد و غذاب عطا می کند.
    1:ادراکات پنج گانه عبارت اند از: 1)هوش2)تصور3)تخیل4)تشخیص و تخمین5)حافظه
    In faith I do not love thee with mine eyes
    For thye in thee a thousand errors note
    But tis my heart that loves what they despise
    Who in despite of view in pleased to dote
    Nor are mine ears with thy tongue’s tune delighted
    Nor tender feeling to base touches prone
    Nor taste , nor smell desire to be invited
    To any sensual feast with thee alone
    But my five wits nor my five senses can
    Dissuade one foolish heart from serving thee
    Who leaves unsway’d the likeness of a man
    Thy proud heart’s slave and vassal wretch to be
    Only my plague thus far I count my gain
    That she that makes me sin awards me pain
    k.22.gh.sahel.z.g
  2. #32
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,494

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط M_H_K17
    اجازه هست شعرامو بنویسم ؟؟؟
    :P
    عزيزم٬ لطفا در تاپيك مربوط پست بده...
    اشعار خودت رو بايد در تاپيك تراوشات بنويسي و پستها عاشقانه در بخش عاشقانه و به همين ترتيب...


    حدود 20 پستي كه اشتباه داده بودي رو من پاك كردم...
    در صورت تكرار٬ يوزر شما غيرفعال خواهد شد
  3. #33
    RapidSoft
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    December 2008
    محل سکونت
    زیر سایه تنهایی
    نوشته ها
    392
    0
    17

    پیش فرض

    من وتو با هميم اما دلامون خيلي دوره

    هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره

    نداريم هيچ کدوم حرفي که بازم تازه باشه

    چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و کوره

    من وتو،من وتو ،من وتو

    هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم

    خسته از اين قصه ها ييم هم صداي بي صداييم

    نشستيم خيلي شب ها قصه گفتيم از قديما

    يه عمره وعده ها رو داديم و حرف ها رو گفتيم

    ديگه هيچي نمي مونه براي گفتن ما

    گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه

    ديگه افتاده از پا ساعت پير رو طاقچه

    گلاي قالي رنگ زرد پاييزي گرفتن

    اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من



    من وتو ،من و تو ،من وتو هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم خسته از اين قصه هاييم هم صداي بي صداييم
    ویرایش توسط roze par par : 2014.01.05 در ساعت 18:32 دلیل: وسط نبودن پست
    شاید ؟؟؟ جمعه بیاید شاید شاید
  4. 1
  5. #34
    toluo

    کوچولو در حال راه افتادن

    تاریخ عضویت
    June 2009
    محل سکونت
    ankara
    نوشته ها
    14
    0
    0

    پیش فرض

    دلم را سپردم به بنگاه دنیا

    و هی آگهی دادم اینجا و آنجا

    و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت

    و هی این و آن

    سرسری آمد و رفت

    ولی هیچکس واقعاً

    اتاق دلم را تماشا نکرد

    دلم قفل بود

    کسی قفل قلب مرا وا نکرد.

    یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است

    یکی گفت چه دیوارهایش سیاه است

    یکی گفت چرا نور اینجا کم است

    و آن دیگری گفت : و انگار هر آجرش

    فقط از غم و غصه و ماتم است !

    و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری

    و من تازه آن وقت گفتم :

    خدایا، تو قلب مرا می خری ؟.

    و فردای آن روز

    خدا آمد و توی قلبم نشست

    و در را به روی همه

    پشت خود بست

    و من روی آن در نوشتم

    ببخشید، دیگر

    "برای شما جا نداریم

    از این پس به جز او کسی را نداریم"
    ویرایش توسط roze par par : 2014.01.05 در ساعت 18:31 دلیل: ساده بودن پست ؛ وسط نبودن
  6. #35
    mahdieyeh

    کوچولوو راه افتاده

    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    یه جایی زیرآسمون خدا
    نوشته ها
    35
    0
    19

    پیش فرض

    ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته

    از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

    یک سینه غزق مستی دارد هوای باران

    از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

    امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم

    شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

    خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

    باید شود هویدا امشب دلم گرفته

    ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو

    پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

    گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

    فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

    ویرایش توسط roze par par : 2014.01.05 در ساعت 18:30 دلیل: وسط نبودن پست
    تلاش کنیم ندیده هاراببینیم،دیدن آنچه که همه میبینند هنر نیست
  7. #36
    вι ηαм

    کوچولو در حال راه افتادن

    تاریخ عضویت
    January 2014
    محل سکونت
    زیر خاک
    نوشته ها
    18
    109
    26

    پیش فرض

    هوایه خونه دارم
    هوایه باتو بودن
    هوایه خونه دارم
    هوایه با تو موندن
    چه سخته باورش که
    تورفتی و من اینجام
    هوایه گریه دارم
    ازاین که دیگه تنهام

    صدایه من به یادت
    صدایه تو بگوشم
    تورفتی و من اینجام
    خودم کجامو کوشم؟؟؟؟

    به حرمت نبودت
    لباس تیره دارم
    به یاد محربونیت
    همیشه غصه دارم
    به حرمت نبودت
    لباس تیره دارم
    به یاد محربونییییت
    همیشه غصه دارممم
    همیشه غصه دارم
    هوایه خونه دارمممم
    هوایه خووونه دارم
    به یاد مهربونیت
    ویرایش توسط roze par par : 2014.01.05 در ساعت 18:30 دلیل: ساده بودن پست ؛ وسط نبودن پست
    вι кαѕι
  8. #37
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,683
    15,503
    14,997

    پیش فرض

    نمی دونی تو این روزا چقدر از زندگی سیرم

    دارم می میرم از اینکه تو رفتی و نمی میرم



    نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتم

    ته دنیام نزدیکه نگاه کن کی بهت گفتم



    کجا باید برم بی تو، تویی که قدّ ِ دنیامی

    که هر جایی رو می بینم نبینم پیش چشمامی



    برم هر جای این دنیا شبم با بغض دمسازه

    آخه هر جا یه چیزی هست منُ یاد تو بندازه



    نمی دونم تو این برزخ کی از این درد می میرم

    نمی دونم چرا یک شب فراموشی نمی گیرم



    منُ اینجا بکُش وقتی قراره تازه رویا شی

    اگه تا آخر دنیا قراره تو دلم باشی....
    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  9. 1
  10. #38
    soheila-i
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    May 2014
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    948
    762
    732

    پیش فرض

    بهــــار آمده اما هــوا هــوای تو نیست

    مرا ببخش اگر این غزل برای تو نیست


    بـــه شوق شــال و کلاه تـــو برف می آمد...

    و سال هاست از این کوچه رد پای تو نیست


    نسیم با هوس رخت های روی طناب

    به رقص آمده و دامن رهای تـو نیست


    کنــــار این همه مهمــــان چقـــــدر تنهایـــم!؟

    میان این همه ناخوانده،کفش های تو نیست


    بــــه دل نگیر اگـــر این روزهـــا کمی دو دلــــم

    دلی کلافه که جای تو هست و جای تو نیست


    به شیشه می خورد انگشت های باران...آه...

    شبیه در زدن تــــو...ولـــــی صدای تـــو نیست


    تــــو نیستی دل این چتــــر ، وا نخــــواهد شد

    غمی ست باران...وقتی هوا هوای تو نیست...

  11. 1
  12. #39
    SeyedEmadHelmi

    کوچولو تازه به دنیا آمده

    تاریخ عضویت
    December 2014
    محل سکونت
    تهران، شهرک گلستان
    نوشته ها
    2
    6
    4

    پیش فرض حسین منزوی

    چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی
    بلندمی پرم اما ، نه آن هوا که تویی

    تمام طول خط از نقطه ی که پر شده است؟
    از ابتدا که تویی تا به انتها که تویی

    ضمیرها بدل اسم اعظم اند همه
    از او و ما که منم تا من و شما که تویی

    تویی جواب سوال قدیم بود و نبود
    چنانچه پاسخ هر چون و هر چرا که تویی

    به عشق معنی پیچیده داده ای و به زن
    قدیم تازه و بی مرز بسته تا که تویی

    به رغم خار مغیلان نه مرد نیم رهم
    از این سفر همه پایان آن خوشا که تویی

    جدا از این من و ما و رها ز چون و چرا
    کسی نشسته در آنسوی ماجرا که تویی

    نهادم آینه ای پیش روی آینه ات
    جهان پر از تو و من شد پر از خدا که تویی

    تمام شعر مرا هم ز عشق دم زده ای
    نوشته ها که تویی نانوشته ها که تویی


    حسین منزوی
  13. #40
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,903
    2,400
    2,728

    پیش فرض

    چرا عاقلان را نصیحت کنیم
    بیایید از عشق صحبت کنیم
    تمام عبادات ما عادت است
    به بی عادتی کاش عادت کنیم
    چه اشکالی دارد پس از هر نماز
    دو رکعت گلی را عبادت کنیم
    به هنگام نیت برای نماز
    به آلاله ها قصد قربت کنیم
    چه اشکالی دارد که در هر قنوت
    دمی بشنو از نی حکایت کنیم
    چه اشکالی دارد در آیینه ها
    جمال خدا را زیارت کنیم
    مگر موج دریا ز دریا جداست
    چرا بر یکی حکم کثرت کنیم
    پراکندگی حاصل کثرت است
    بیایید تمرین وحدت کنیم
    وجود تو چون عین ماهیت است
    چرا باز بحث اصالت کنیم
    اگر عشق خود خود علت اصلی است
    چرا بحث معلول و علت کنیم
    بیا جیب احساس و اندیشه را
    پر از نقل مهر و محبت کنیم
    پر از گلشن راز ، از عقل سرخ
    پر از کیمیای سعادت کنیم
    بیایید تا عین عین القضات
    میان دل و دین قضاوت کنیم
    اگر سنت اوست نو آوری
    نگاهی هم از نو به سنت کنیم
    مگو کهنه شد رسم عهد الست
    بیایید تجدید بیعت کنیم
    برای چه شد رسم اخوانیه
    بیا یاد عهد اخوت کنیم
    بگو قافیه سست یا نادرست
    همین بس که ما ساده صحبت کنیم
    خدایا دلی آفتابی بده
    که از باغ گلها حمایت کنیم
    رعایت کن آن عاشقی را که گفت
    بیا عاشقی را رعایت کنیم


    قیصر امین پور
  14. #41
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,907
    11,590
    19,820

    پیش فرض

    گیسوانت زیر باران، عطر گندم*زار... فکرش را بکن!
    با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بکن!

    در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعد از سال*ها
    بوسه و گریه، شکوه لحظه*ی دیدار... فکرش را بکن!

    سایه*ها در هم گره، نور ملایم، استکان مشترک
    خنده خنده پر شود خالی شود هربار... فکرش را بکن!

    ابر باشم تا که ماه نقره*ای را در تنم پنهان کنم
    دوست دارد دورِ هر گنجی بچرخد مار... فکرش را بکن!

    خانه*ی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر
    تکیه بر پشتی زده یار و صدای تار... فکرش را بکن!

    از سماور دست*هایت چای و از ایوان لبانت قند را...
    بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار... فکرش را بکن!

    اضطراب زنگ، رفتم واکنم در را، که پرتم می*کنند
    سایه*ها در تونلی باریک و سرد و تار... فکرش را بکن!

    ناگهان دیوانه*خانه... ــ وَ پرستاری که شکل تو نبود
    قرص*ها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را نکن!



    از غلامرضا سلیمانی

    نیست در دیده ی ما منزلتی دنیا را
    ما نبینیم کسی را که نبیند ما را
    ...

  15. #42
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,907
    11,590
    19,820

    پیش فرض

    از صد آدم یک نفر انسان خوبی می شود !
    آخــرش دوران ما دوران خوبــی می شود !


    می شود خودکامه کم کم مهربان و دست کم –
    شهـــر ما هم صاحب زندان خوبی می شود !


    گـــر در آمد اشک من از رفتنت دلخـور نشو !
    دست کم در شهرتان باران خوبی می شود !


    چارراهِ بــی چـــراغ ِ قــرمــــــــز ِ چشمـــان تـــو
    -با کمی چرخش در آن- میدان خوبی می شود !


    طول و عرض کوچه تان را بارها سنجیده است
    کفش من دارد ریاضیدان خوبــــی می شود !!!

    #

    آخـرش روزی پشیمان می شوی از رفتنت
    شعر من هم صاحب پایان خوبی می شود !

    نیست در دیده ی ما منزلتی دنیا را
    ما نبینیم کسی را که نبیند ما را
    ...

  16. #43
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,907
    11,590
    19,820

    پیش فرض

    من نازنینم همسرت یادت مگر نیست
    این شال را من بسته ام دور سرت یادت مگر نیست؟


    این عکس های عقدمان اینجا نشستیم
    اینجا کنار مادرت یادت مگر نیست؟


    یادت نمی آید مگر این جمعه شب را
    این بار بار آخرت! یادت مگر نیست؟


    دیروز هم وقتی که حالت زیرورو شد
    آوردم این را خاطرات یادت مگر نیست؟


    گفتی که وقتی می زنی شیشه قشنگ است!
    هم خنده هم چشم ترت یادت مگر نیست؟


    بس کن ببین پای دو تا چشمم کبود است
    از جای مشت دست با انگشترت یادت مگر نیست؟


    آتش مزن ولله توهم نیستم من…
    من نازنینم همسرت ! …یادت مگر نیست؟



    ازصدیقه ایران نژاد پاریزی

    نیست در دیده ی ما منزلتی دنیا را
    ما نبینیم کسی را که نبیند ما را
    ...

  17. #44
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    15,907
    11,590
    19,820

    پیش فرض

    خاطرت جمع! حال من خوب است
    گرچه بی تو همیشه تنهایم
    گرچه دلتنگ می*شوم گاهی
    گرچه از عمق درد می*آیم

    هیچ فرقی نمی*کند اما
    خنده*ام گریه،گریه*ام خنده ست
    او که دلبسته تو شد اول
    تا به آخر همیشه بازنده ست

    من به تو فکر می*کنم هر شب
    به صدای تو پشت این خط*ها
    به منی که هنوز می*ترسد
    گم شود عشق توی عادت*ها

    نگرانم نباش! چیزی نیست
    اصلا ً از هرچه هست دلگیرم
    خاطرت جمع! حال من خوب است
    گرچه دائم بهانه می*گیرم

    با خودم ماندم و بزرگ شدم
    در دل گریه*هام خندیدم
    و به روی خودم نیاوردم
    مثل زخمم عمیق خوابیدم

    فکر کردم به اینکه بعد از مرگ
    چه برایت به ارث بگذارم؟
    شاید این چارپاره*ها کافی ست
    تا بفهمی که دوستت دارم...





    (صدیقه حسینی)

    نیست در دیده ی ما منزلتی دنیا را
    ما نبینیم کسی را که نبیند ما را
    ...

  18. #45
    masuod70
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    April 2019
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,337
    226
    394

    پیش فرض

    گفته بودی بی تو هرگز خانه ام آباد نیست
    با خیالت زنده ام اما دلم دلشاد نیست

    راستش این عاشقی از قلب من آغاز شد
    هیچکس در عشقبازی همچو من استاد نیست

    خسروان هم در پی ات بودند، اما باز هم
    تو مرا ترجیح دادی، غیر من فرهاد نیست

    دوست داری مخملم را جامه ی عیدت کنی
    خوب می دانم عزیزم عشق را ابعاد نیست

    بید مجنون پیش مویم شانه بر سر می زند
    این پریشانی که هرگز دست رنج باد نیست

    لطف نوروز است جای بوسه ات بر گونه ام
    ماهی سرخی چنین در برکه ای آزاد نیست


    مهدی استرکی
    دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
    و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است ...
صفحه 3 از 3 نخست 123
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 45

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •