ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از 1 به 15 از 15
  1. #1
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,254
    14,802
    22,880

    پیش فرض •° من بهارم ، تو زمین °•


    این تاپیک پر بشه از بوی شکوفه های گیلاس :)

    ۱۰ فروردین ۹۹


    از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
    بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
    با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
    از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
  2. 2
  3. #2
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,254
    14,802
    22,880

    پیش فرض

    بهار اتفاقی نیست که در تقویم ها بیفتد و روی کاغذ.

    بهار ماجرایی نیست که در گوشی های موبایل رخ دهد و با پیام هایی نوروزی که هزاران بار دست به دست می گردد؛

    بهار اتفاقی ست که در دل می افتد و در جان و در رفتار و در زندگی.

    هیچ درختی پیام تبریکی برای کسی نمی فرستد. درخت اما می شکفد، جوانه می زند، شکوفه می کند، سبز می شود...

    و ما باخبر می شویم که بهار است و ما می فهمیم که این چنین بودن مبارک است.

    درختی که از شاخه ها و شانه هایش برف و یخ و قندیل های زمستانی آویزان است، اگر هزاران تقویم بهارانه نیز بر خود بیاویزد، کیست که باور کند؛ چنین درختی غمنامه ای طنز آلود است.

    بهار باش

    نه بهارِ تقویم

    که بهارِ تصمیم!



    | عرفان نظر آهاری|

    از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
    بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
    با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
    از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
  4. 1
  5. #3
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,254
    14,802
    22,880

    پیش فرض

    عطر تنت
    از هر کجا گذشت
    بهار شد



    | یدالله رحیمی |


    از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
    بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
    با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
    از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
  6. 1
  7. #4
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,254
    14,802
    22,880

    پیش فرض

    نوروز منی تو

    با جان نو خریده به دیدارت می دوم

    شکوفه های توام من

    به شور میوه شدن

    در هوای تو پر می کشم...


    | شمس لنگرودی |

    از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
    بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
    با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
    از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
  8. 1
  9. #5
    masuod70
    کاربر نمونه
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    April 2019
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    6,686
    1,263
    1,806

    پیش فرض

    کاش باران بزند
    سبزه ها مست شوند
    باد غوغا بکند لای موهای بهار
    پیچکِ خاطره ات
    از تنِ پنجره ی فاصله بالا برود
    و به دندان دو دنیا و هزاران آدم
    گره ی ماندن تو وا نشود
    دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
    و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است ...
  10. 1
  11. #6
    Uhtred
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    July 2019
    نوشته ها
    1,738
    862
    1,103

    پیش فرض

    عجب تایپیک جذابی هست ، مرسی استارتر ...
  12. #7
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,254
    14,802
    22,880

    پیش فرض

    باید بهار اینجوری بگذره
    یه خونه باشه با یه ایوون بزرگ؛
    لبه ایوون پر از گلدون هایی باشه که مادربزرگ عاشقشونه و صبح به صبح قبل بیدار شدن اهل خونه،
    قربون صدقشون میره و بهشون آب میده...
    یه حیاط پر از درخت باشه و یه حوض آبی تازه رنگ شده وسط حیاط که شبها، عکس ماه بیفته داخلش!
    یه تخت کنار ایوون زیر پنجره باشه و یه لحاف سنگین...
    از همون لحاف هایی که وقتی میندازی روت نمیشه نفس کشید!
    از همونایی که بوی نم و عطر خاص جا رتختخوابی رو میده...
    بعد یه روز بالا و پایین کردن حیاط و نشستن کنار حوض و بازی کردن با ماهی ها
    شب بخوابی تو همون ایوون و زیر اون لحاف سنگین دست دوز مادربزرگ
    بین گرم و سرد شدن و تاب خوردن زیر لحاف خوابت ببره
    صبح با بوی نم بارون بلند شی؛
    وقتی چشماتو باز میکنی انقد ذوق کنی که دلت بخواد بخوابی و دوباره صبح بشه...

    #محسن_صفری

    از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
    بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
    با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
    از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
  13. 2
  14. #8
    masuod70
    کاربر نمونه
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    April 2019
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    6,686
    1,263
    1,806

    پیش فرض

    بهار که از راه میرسد
    جوانه سر میزند،شکوفه می شکفد
    باران نم نم می بارد آسمان نفس می کشد
    بهار که از راه میرسد
    زمین سبز میشود بلبل نغمه خوان میشود
    روز نو میشود سال نکو میشوداما…
    تو چطور؟
    اگر شکوفه شکوفه بروید
    و دریغ از شکوفه لبخندی که بر لبانت بنشیند چه
    اگر زمین زمین سبز شود
    و هنوز برگ های پاییزی سنگفرش دلت باشد چه
    اگر باران باران طراوت ببارد
    و هنوز خاکستر غم و یاس بر شیشه دلت باشد چه
    اگر روز روز نو شود
    ولی چشم هایت به عادت و کهنگی گشوده شود چه
    اگر گرما گرما مهربانی با طلوع خورشید
    بتابد و تو همچنان دل به سرما سپرده باشی چه
    اگر بهار بهار بیاید و تو زمستان باشی
    بیا و وجودت را به دست مهربان بهار بسپار تا زندگی را در تو جاری کند
    تا بهار شوی بیا و چون بهار طراوت و شکفتن و لبخند و مهربانی
    و زیبایی و سبزی و تازگی را به هر که دل به زمستان سپرده هدیه کن
    که بهار می آید و می رود
    اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهار آفرین خواهی شد
    بیا و تو بهار آفرین باش
    تا دشت دشت مهربانی بروید
    هزار هزار خنده بشکفد
    باران باران محبت ببارد
    تو بهار آفرین باش
    دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
    و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است ...
  15. 1
  16. #9
    Evoke
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    April 2020
    محل سکونت
    لایمکن الفرار من حکومتک
    نوشته ها
    450
    37
    483

    پیش فرض

    گفتم که پر از عطر بهاری بانو
    خُب حرف بزن گاه گداری بانو

    گفتی: “به خدا حرف ندارم آقا”!
    گفتم: به خدا “حرف نداری” بانو!

    | مهدی بنی هاشمی |
    از مهرت لبخندی کن

    بنشان برلب ما ••

  17. 2
  18. #10
    masuod70
    کاربر نمونه
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    April 2019
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    6,686
    1,263
    1,806

    پیش فرض

    بهار آمد گل و نسرين نياورد
    نسيمی بوی فروردين نياورد
    پرستو آمد و از گل خبر نيست
    چرا گل با پرستو هم سفر نيست
    چه افتاد اين گلستان را چه افتاد
    که آيين بهاران رفتش از ياد
    چرا پروانگان را پر شکسته است
    چرا هر گوشه گرد غم نشسته است
    چرا خورشيد فروردین فرو خفت
    بهار آمد گل نوروز نشکفت
    مگر دارد بهار نو رسيده
    دل و جانی چو ما در خون کشيده
    بهارا خيز و زان ابر سبکرو
    بزن آبی به روی سبزه ی نو
    گهی چون جويبارم نغمه آموز
    گهی چون آذرخشم رخ برافروز
    هنوز اين جا جوانی دلنشين است
    هنوز اين جا نفس ها آتشين است
    دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
    و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است ...
  19. 1
  20. #11
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,254
    14,802
    22,880

    پیش فرض

    اردیبهشت رازی را به من گفت که من با شما در میانش می گذارم ؛ اینکه هیچ زمستانی ابدی نیست همان گونه که هیچ شکوفه ای.
    اما هر شکوفه قبل از اینکه بمیرد، اول می رقصد بعد بر خاک می افتد.
    اردیبهشت به من گفت: تنها کسانی به بهشت می روند که آفریدن بهشت را در دنیا تمرین کنند. *وگرنه با پیراهنی از آتش و غضب هرگز نمی توان به ملاقات فرشتگان رفت. با دامنی از هیزم خشم و خشونت هرگز کسی را به بهشت راه نخواهند داد.
    پس من به قدر عمر شکوفه ای شادمانم و به اندازه توان شکوفه ای در آفریدن بهشت می کوشم.

    | عرفان نظر آهاری |

    از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
    بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
    با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
    از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
  21. #12
    masuod70
    کاربر نمونه
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    April 2019
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    6,686
    1,263
    1,806

    پیش فرض

    بهار عاشقی
    پایان انتظار همیشگی
    رنگ آبی آسمان ، صدای آواز پرندگان ، بوی بهار می آید ، بوی آشنایی
    یک نفس تازه ، و باز سرود عشق ، یک لحظه ی عاشقانه
    این بهار با تو بهاریست ، این سرسبزی با تو همیشگیست
    زندگی ام تنها با تو بوی بهار میدهد
    تصویر این سرسبزی و طراوت تنها در کنار تو جلوه گر یک صحنه ی زیباست
    یک دنیا عشق و محبت در دل غنچه های شکفته
    یکدنیا صفا و صمیمت در دل قلبها نهفته

    دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
    و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است ...
  22. 1
  23. #13
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,254
    14,802
    22,880

    پیش فرض

    ریشه*ام در بهار
    است و برگ*هایم در پاییز
    نه سبز می شوم، نه زرد،
    این روز ها حال درختی را دارم
    که فصل*ها را نفهمیده!
    *
    #بابک_زمانی
    *

    از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
    بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
    با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
    از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
  24. #14
    دخترك ژولیده
    مدیر در فروم

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    18,254
    14,802
    22,880

    پیش فرض

    اردیبهشت رازی را به من گفت که من با شما در میانش می*گذارم؛ اینکه هیچ زمستانی ابدی نیست همان گونه که هیچ شکوفه*ای. اما هر شکوفه قبل از اینکه بمیرد، اول می رقصد بعد بر خاک می*افتد. اردیبهشت به من گفت: تنها کسانی به بهشت می*روند که آفریدن بهشت را در دنیا تمرین کنند. *وگرنه با پیراهنی از آتش و غضب هرگز نمی*توان به ملاقات فرشتگان رفت. با دامنی از هیزم خشم و خشونت هرگز کسی را به بهشت راه نخواهند داد. پس من به قدر عمر شکوفه ای شادمانم و به اندازه توان شکوفه ای در آفریدن بهشت می کوشم.

    #عرفان_نظرآهاری


    از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
    بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست
    با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست
    از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست
  25. #15
    masuod70
    کاربر نمونه
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    April 2019
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    6,686
    1,263
    1,806

    پیش فرض

    عصرهای ماه اردیبهشت را باید
    چای لاهیجان بریزی در فنجانهای چینی قدیمی
    چند پر بهار نارنج شیراز هم بیندازی توی داغی فنجان
    و در همین عالم مستی و بی خبری دست یار جان دلت را بگیری
    خیره شوی در مردمکهای بی تابش و بی فکری
    به آنچه گذشته و آنچه در راه فرداست
    چاره ای برایش نگذاری جز آنکه در لحظه ای
    به کوتاهی سرد شدن بخار چای تازه دم
    لبهایش را بیاورد کنار گوشهایت و به آرامی زمزمه کند
    چه خوب است که هستی ، جانم …
    دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
    و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است ...
نمایش نتایج: از 1 به 15 از 15

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دانستنیهای موسیقی ایران (بیوگرافی، شناخت سازها ...)
    توسط Delshode در انجمن موسیقی های مجاز و گلچین
    پاسخ: 44
    آخرين نوشته: 2019.08.01, 11:03
  2. پاسخ: 86
    آخرين نوشته: 2016.11.20, 17:31
  3. پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 2015.01.17, 08:06
  4. پاسخ: 1413
    آخرين نوشته: 2014.07.08, 20:29
  5. ۞₪دیـواناشــعـآر ابـوسـعـیـد ابـوالخـیـر₪۞كـآمـل شــده
    توسط kamal_n13 در انجمن شاعران کهن و کلاسیک
    پاسخ: 120
    آخرين نوشته: 2013.07.10, 00:41

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •