ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 5 از 61 نخست 12345678910152555 ... آخرین
نمایش نتایج: از 61 به 75 از 901
  1. #61
    Aylin216
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    ...
    نوشته ها
    122
    4
    56

    پیش فرض

    آدمهاي ساده را دوست دارم،همانهايي كه بدي هيچكس را باور ندارند،همانهايي كه براي همه كس لبخند دارند،همانهايي كه بوي ناب "آدم"ميدهند. ومن باوردارم که تو ازهمانهایی‎..‎
    سرزمين من جايى است كه به هركس بيشترعشق ومحبت بدهيد زودترازشمافاصله ميگيرد...
  2. #62
    mahdiab_2000
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    1,805
    2,487
    1,581

    پیش فرض

    شبيه ساعت ِ شني ،
    كه دانه هايِ آخرش را
    در گلويِ تَنگ ِ دو هيچ جا گذاشته ،
    كم آورده ام !
    شبيه بادبادكي كه ،
    به قصدِ خودكشي بال هايش را چيده و باد ِ لعنتي رهايش نمي كند ،
    ميانِ درگيري ِ آسمان و زمين ،
    كم آورده اَم!
    شبيه خودنويسي ،
    كه تمام خونَش را پايِ شعرهاي ِ عاشقانه اَم حرام كرده !
    شبيه دستمال ِ خيسي ،
    كه از اشك هايم به گريه افتاده ؛
    كم آورده اَم!
    ديگر از طعمِ گَسِ دروغ هايِ شيريني كه به خوردم مي دهند، بيزارم!
    از عاشقانه هايي كه به اسمِ عشق خطوط ِ كمربند را هدف مي گيرند ،
    تا تمام ِ علاقه شان را با كَمَرشان اثبات كنند !
    خسته اَم از اميد هايي كه نيامده مي روَند وُ تلمباري مي شوند ،
    روي تمام ِ آرزوهاي خاك خورده اَم!
    خسته*اَم،
    از نگاهي كه همه غَمدار وصفَش مي*كنند وُ ،
    حَجمِ سكوتي كه حنجره*اَم را چنگ مي زند!
    -------------------------------
    نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست
    نفسم = تو
  3. #63
    Aylin216
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    ...
    نوشته ها
    122
    4
    56

    پیش فرض

    محبوبم سلام..ديشب دلتنگت شدم رفتم سراغ آسمان اماهرچه گشتم اثرى ازماه نبودگفتم بيايم سراغ خودت،احوال مهتابيت چطوراست؟چه خبرازتمام خوبى هايت وتمام بديهاى من؟چه كنم؟دلم براى تمام نامهربانيهايت لك زده ميدانم خسته ى راهى ببخش سفره ى دلم راپهن كردم وبازهم مخاطب شدى وبه مقصدرسيدى امابدون تو،من همچنان ردپاهاى تورادنبال ميكنم نه براى به تورسيدن نه ميخواهم بى من بودنهايت رابشمارم..
    سرزمين من جايى است كه به هركس بيشترعشق ومحبت بدهيد زودترازشمافاصله ميگيرد...
  4. #64
    mahsaaaa

    کوچولوو راه افتاده

    تاریخ عضویت
    May 2012
    نوشته ها
    32
    27
    21

    پیش فرض

    اگر می*دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می*بینم، چنان محکم در آغوش می*فشردمت تا حافظ روح تو گردم. اگر می*دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می*بینم، به تو می*گفتم «دوستت دارم» و نمی*پنداشتم تو خود این را می*دانی. همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت*ها به ما دهد.
    کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن*ها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش. به خودت این فرصت را بده تا بگویی: «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می*کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن.
  5. #65
    mahdiab_2000
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    1,805
    2,487
    1,581

    پیش فرض

    باهاش همبستر شدم همه بهم گفتن هرزه شدی.
    هیچ کس باور نمیکرد من اینکارو کردم ولی هیچ کس نمیدونست دلیلم واسه این کار چی بود.
    من دلیلم ارضا شدن یا خالی کردن خودم نبود.
    من چیزایی میخواستم ببینم که فقط با همبستر شدن باهاش میتونستم اونا رو ببینم.
    من دوستش داشتم.
    من گرمی تنشو میخواستم اون گرمیی که هیچ وقت نمیتونستم از روی لباس حسش کنم پس مجبور شدم لختش کنم.
    من از عشقش آتیش گرفته بودم قلبم داشت به سمتش کشیده می شد میخواستم قلبم و نزدیک قلبش کنم پس مجبور شدم روش بخوابم.
    من اون موقع میخواستم صدای قلبشو بشنوم پس مجبور شدم بدنشو نوازش کنم تا ضربان قلبش بره بالا تا اون موقع بتونم صدای اون قلب قشنگشو واضح بشنوم.
    من میخواستم عشقشو بچشم پس مجبور شدم ازش لب بگیرم تا طعم عشقشو بچشم.
    من مجبور شدم همه کارارو انجام بدم...
    ولی
    من هرزه نبودم من عاشق بودم.
    -------------------------------
    نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست
    نفسم = تو
  6. #66
    mahsaaaa

    کوچولوو راه افتاده

    تاریخ عضویت
    May 2012
    نوشته ها
    32
    27
    21

    پیش فرض

    ای کاش دلیلی برای تمام جرم های نکرده وجود داشت
    تو خیلی راحت منو فراموش میکنی من خیلی سخت
    تو رو به خدا میسپارم یادت هست روزی رو که از همه
    چیز میگفتیم غیر از جدایی اما حالا از همه چیز میگوییم
    غیر از پیوستن فکر میکردم یه مرهم باشی روی دردام اما
    حالا شدی یه درد روی دردام مسافر رویاهام برو شاید
    مرهمی پیدا کنی ولی من میمونم تا به تمام کسایی که
    از عشق میگن ثابت کنم عشق یعنی احساس و احساس
    یعنی بیچارگی....!!!
  7. #67
    mahdiab_2000
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    1,805
    2,487
    1,581

    پیش فرض

    روز*های عجیبی* را میگذرانم
    روز*هایی* که دلم می*خواهد ساعت*ها پشت پنجره بنشینم ، خیابان را نگاه کنم ، بدون اینکه انتظار کوچکترین اتفاقی* را داشته باشم
    دلم سکوت می*خواهد ، سکوت محض ، مثل وقتی* که به اعماق آب میروی، مثل غرق شدن ، همه چیز تاریک و تاریک تر میشود ، ساکت و ساکت تر
    دلم حتی نوشتن هم نمی*خواهد ، وقتی* چیزی برای فکر کردن نداری، چیزی هم برای نوشتن نداری
    نمیخواهم بخوابم. کابوس*های شبانه ، جز ترس از شب ، ترس از خواب، ترس از بالشم ، چیزی برای من به همراه ندارند.پشت پلک*های بیداری ، هیچ حادثه*ای در کمین نیست
    دلم آغوش نمی*خواهد ، آغوش*های دروغین ، آغوش*های موقتی ، آغوش*های خیالی.فکر کردن به آغوش کسی* که نیست ،یعنی* خیانت به احساس ، یعنی* دروغ گویی به غرایز انسانی*
    آیینه*ها را نمی خواهم.درگیر خودت که باشی*، هیچ چیزی تو را یادِ خودت نمی**اندازد. غریبه*ها دیدن ندارند
    روزهای عجیبی* است
    در حجمِ بی* انتهایِ تنهایی**هایم ، می*خواهم هنوز تنهاتر از این باشم . کسی* که در من رخنه کرده ، باید مرا ترک کند ، تا با خیال راحت بنشینم پشت پنجره و در سکوت خیابان را ببینم و به هیچ چیزی فکر نکنم. به هیچ چیز جز اتفاق*هایی* که قرار نیست بیفتند
    -------------------------------
    نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست
    نفسم = تو
  8. #68
    Aylin216
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    ...
    نوشته ها
    122
    4
    56

    پیش فرض

    ازهواى دلگيروابرى تنهابوى گريه مي آمدباغم هاى درشتى ازلرزش صداى توكه ازصافى ذهن رنجيده ام بوى رفتن نمي گذشت ...تنهايم گذاشتى
    سرزمين من جايى است كه به هركس بيشترعشق ومحبت بدهيد زودترازشمافاصله ميگيرد...
  9. #69
    hajie
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    قزوین
    نوشته ها
    2,062
    5,238
    1,969

    پیش فرض

    یه احساسی به تو دارم یه حس تازه و مبهم
    یه جوری توی دنیامی که تنها با تو خوشحالم

    یه احساسی به تو دارم شبیه شوق و بیخوابی
    تو چشمات طرح خورشیده تو این شبهای مردابی


    تا دستای تو راهی نیست دارم از گریه کم میشم
    تو مرز بین من با تو دارم شکل خودم میشم

    مث گلهای بی گلدون هنوزم مات بارونی
    تو از دلتنگی دریا توی توفان چی می دونی؟

    نمی دونم کجا بودم که رویاهامو گم کردم
    که می سوزم که می میرم اگر که از تو برگردم

    خودم بودم که می خواستم همه دنیای من باشی
    ببین غرق توام اما هنوز می ترسی تنها شی

    یه احساسی به تو دارم یه جوری از تو سرشارم
    یه کم این حسّو باور کن که بی وقفه دوست دارم

    یه احساسی به تو دارم شبیه عشق و دل بستن
    تو هم مثل منی اما یه کم عاشق تری از من
    هر صبح پلک هایت .....
    فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند...
    سطر اول همیشه این است:خدا همیشه با ماست...
    پس بخوانش با لبخند......!!
  10. #70
    mahdiab_2000
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    1,805
    2,487
    1,581

    پیش فرض

    همه چيز را یاد گرفته ام !
    یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !
    یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !
    یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...
    و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
    تو نگرانم نشو
    همه چیز را یاد گرفته ام !
    یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم
    یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم
    تو نگرانم نشو !!
    همه چيز را یاد گرفته ام !
    یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....
    یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!
    یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !
    یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....
    و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !
    اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...
    که چگونه.....!
    برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...
    و نمی خواهم که هيچ وقت یاد بگیرم ....
    تو نگرانم نشو !!
    فراموش کردنت" را هيچ وقت یاد نخواهم گرفت .
    -------------------------------
    نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست
    نفسم = تو
  11. #71
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,738

    پیش فرض

    هـــــــی لعـــنتی

    میخواهم توصیفـــــــ ات کنم...

    خیاطــــ نبودی...

    اما خوب وصلـــه های جور واجـــــور به من زدی

    آشپـــــــــــز نبودی..

    اما چه آش چــــــــربی برایم پختــــــــــی

    کفــــــــاش نبودی....

    اما چه به اندازه کفش رفتن ام را دوختـــــــی

    ومــــــــــــن...

    دیوانه نبودم....

    اما چـــــه دیوانه وار دوست اتـــــ - ـ میدارم هنـــــــــــوز..

    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  12. #72
    همنفس
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    همین کوچه پشتی
    نوشته ها
    243
    35
    127

    پیش فرض

    نمي دونم از كجا شروع كنم؟
    از خوبيت از اميدت از حرفهاي پر از ماهت يا از چشات كه من’ كشته حتي از عصبانيتت چون اونم برام غنيمته كاش بدوني كه چه قدر دوستت دارم كاش بدوني ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل باروني كه برام هميشه سبكي مياره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من مي باره مثل بارون صدات براي دل آدمي آرام و نرمه چه خوبه بودنت چه خوبهه احساست و حتي لمس كردنت انقدر دوست دارم به اون شونه هات سرم’ بزارم’ حرفهاي دلم’ بهت بگم باهات گريه كنم باهات بخندم و هر لحظه به چشماي پر مهرت نگاه كنم چون اون چشمات من’ به زندگي بيشتر وابسته مي كنه. هر موقع صداي قشنگت’ مي شنوم دلــــم مي لرزه يه جوري اروم و هيجان زده ميشم از خودم از بودنم جدا ميشم و خودم’ به تو ميسپارم اگه تو دلم باشي باور نميكني ميگي اين دل هموني كه فكر ميكنم دوستم نداره ولي كاش از چشام بخوني كه حتي بودنت گفتنت خواستنت و همه چيزت برام از همه كس باارزش تر. مي دوني ، زندگي من مثل يه كاغذ سياه كه تو نقطه ي سفيدش هستي و هر لحظه كه عشق من به تو زياد مي شه اون نقطه به اوج خود مي رسه و بزرگتر مي شه و زندگي يه رنگ ديگه با تو مي گيره هيچ كس تو رو از من نمي تونه بگيره حتي خودت چون اسمت ، عشقت و بودنت تو دلم حك شده و محاله كه پاك شه يعني خودم هم نمي زارم پاك شه عشقت بـــــرام مثل گلهاي بهاري هر روز تازه تر مي شه به جاي اينكه تكراري شه هر روز بوي قشنگتري به خودش مي گيره عشقت برام خيلي تازه و تازه تر هست مثل بوي بارون مثل بوي ياسمن انقدر از ته دل نفس مي كشم تا بيشتر به بودنت و عشقت معتاد بشم.
    سکوت تنها دوستی است که هرگز خيانت نمی کند
  13. #73
    mahdiab_2000
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    1,805
    2,487
    1,581

    پیش فرض

    دلتنگی آمده تا بگوید به یادت هستم اشکهایم جاری شده تا بگویم خیلی دوستت دارم حس و حال مرا خودت میدانی ، آنچه که قلب مرا به این روز انداخته را خودت میدانی تو خودت میدانی چقدر برایم عزیزی ، خودت میدانی و اینگونه مثل من به عشق دیدنم مینشینی در لحظه دیدارمان چه عاشقانه نگاه میکردی به چشمانم وقتی فکر میکنم به آن لحظه نفس میگیرد این قلب خسته ام وقتی فکر میکنم به تو را داشتن،با خود میگویم ای کاش که زودتر تو را داشتم تو مرواریدی هستی پنهان در اعماق قلب زندگی ام که زیبا کردی با حضورت زندگی مرا ، عاشقانه کرده ای صحنه بی پایان لحظه های تو را داشتن رادلتنگی آمده تا بگوید همیشه در قلب منی عشق تو در دلم غوغا کرده تا بگویم تا ابد مال منی ناز نگاه تو ، هنوز برق نگاه زیبایت نرفته از روبروی چشمهایم هنوز گرمی دستهایت ،گرم نگه داشته دستهایم راهنوز احساس میکنم در کنارمی با اینکه تو آنجا مثل من به انتظار آمدن دوباره منی!نفسهایم آمده تا بگوید به عشق تو است که زنده ام احساسم آمده تا بگوید به عشق تو است که این شعر عاشقانه را برایت نوشته ام...
    -------------------------------
    نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست
    نفسم = تو
  14. #74
    asheghe tanha
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    یه گوشه دنج
    نوشته ها
    137
    54
    47

    پیش فرض

    سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی /
    آره بازم منم همون بهونه همیشگی /
    فدایه مهربونیات چه میکنی با سرنوشت /
    دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت
    همه مرا با خنده های بلند می شناسند.
    بیچاره بالشم با گریه های بی صدا....
  15. #75
    mahdiab_2000
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    1,805
    2,487
    1,581

    پیش فرض

    تمام وسوسه هايم را
    بر دیوار خانه ام حک ميکنم
    شهوتت را بر سینه ام بريز
    حست را به من بسپار
    لبت را بر لبم بگذار
    هماغوشي احساس تو
    بهترين هماغوشي احساس منست
    بگذار خدا فروشان شرعي
    ما را ارضاع کنندگان روحي بدانند
    حرام بخوانند فکرمان را
    حرامشان بهترين حس ماست
    هنگامه هماغوشي ما
    قسم خداست
    سجده فرشتگان
    نترس از فتواي کاهنان
    خلقت خدايمان
    همين هوس ماست
    لذتي تا بلنداي خودش
    اوج لذت خلقت ما
    با نزول همان علق
    در بطن وجود تو
    این خواست خداست
    -------------------------------
    نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست
    نفسم = تو
صفحه 5 از 61 نخست 12345678910152555 ... آخرین
نمایش نتایج: از 61 به 75 از 901

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •