ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 54 از 61 نخست ... 434444950515253545556575859 ... آخرین
نمایش نتایج: از 796 به 810 از 901
  1. #796
    moonlight74
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2013
    نوشته ها
    5,153
    1,663
    3,194

    پیش فرض

    در انتظارت ،
    ثانیه های تاریک فراق را
    برسپیدی چشم هایم دوختم
    امّا چه بی رحمانه !
    تیک تاک ساعت ؛
    بر سرم پُتک می کوبید …
    قلبم از ضربان ایستاد ؛
    وقتی عقربه های ساعت ؛
    بر من دهن کجی کردند و
    از رفتن نماندند!
    و چه زود،
    دیر شد آمدنت!

    من دوستدارعجایبم!
    با من باش بگذار دنیایم جور دیگری باشد
    عجیب، ذوق انگیز، دوست داشتنی
    با تمامِ تو!
    چیز زیادی که نمیخواهم..


  2. #797
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض

    کاغذهای زیــــادی را دیـــده‎ام

    که سیــــاه شده‎انــد

    افســـوس

    کلـــمه ها کفــافِ این همه فاصلـــــه را نمیدهنـــد

    فاصلــه ی انســانی تا انســان دگـــر !


    [ سیــدمحــمد مرکبیـــــان ]

    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  3. 1
  4. #798
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض


    ﺍﺯ
    ﺩﻟﺘﻨﮕﯿـــﺖ ﮐﺠﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﻢ؟

    ﻣﻌﻤﺎﺭ ﻫﯿﺠﺎﻥ

    ﮐﺠﺎ ﺑﺮﻭﻡ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﻣﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﻡ ؟

    ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ ؟

    ﮐﺠﺎ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﻧﻔﺲﻫﺎﺕ ﺑﯿﺎﯾﺪ؟

    ﮐﺠﺎ ﺑﭽﺮﺧﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗــﻮ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﻮﻡ؟

    ﮐﺠﺎ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻨﻈﺮﻡ ﻗﺎﺏ ﺷﻮﯼ؟

    ﮐﺠﺎﯾﯽ ؟

    ﮐﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﻗﺸﻨﮓﺗﺮ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ؟

    ﮐﺠﺎ ﺑﻤﯿﺮﻡ

    ﮐﻪ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ؟

    ﮐﺠﺎﯾـــــــﯽ؟؟



    عباس معروفی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  5. 1
  6. #799
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,406
    13,584
    21,613

    پیش فرض

    عاشق شدیم رفت ... از اول!

    این هــم دلیل ِ شعر ِ موافق!!
    پا دادن ِ زنی به "شدن" را،
    بگذار پای قحطی ِ عاشق!
    تُنگ ِ دلــم ، برای تـــــو کوچک...
    پک- پک بزرگ شد لب ِ سیگار...

    سیفون شعر را بکشم ،
    تا
    دلپیچه های آبی ِ خودکار...
    وقتی به واژه در نمی آیی،
    ویراژ روی مغزِ منی ... آخ...
    هی ! موش ِ بسته بـــه دم ِ جارو!
    دل بسته ای به خنده ی ِ سوراخ!
    می خواهم از تو گرم بگیرم
    سرمـای ذاتــی ِ تنی ام را!
    با دست های تــــو بتکان
    م
    اندوه ِ پاک – دامنی ام را!
    تکرار ِ بوسه ، می بردم سرخ
    تا یادهای با تـــــو فراموش...
    می ترسم از نفــوذ ِ ریاضی!
    از حفظ ِ جلد ِ چندم ِ آغوش...

    برگـــرد ، تا تمــــام نکردم

    شب های رو- سپید ِ سیا را!
    "خوب"م ، که انتخاب نکردم
    "بد" بودنم بــه شرط ِ بقا را!
    سگ نیستم که با تو وفادار!
    خر نیستم بـــه یاد ِ تـو قانع!
    اسبم ، که سرکش است و فراری

    رامــم نمـی کنند مـوانـــــــع
    تقویم ، فصل های گذشته...
    تاریـــخ ، میوه های نچیده...
    تقویم، جمعه ی کسل از نو...

    با شش هووی رنگ - پریده...

    تاریــخ ِ انقضای تو اینجاست!
    روی رگم که خون زده بیرون!
    ترکیب خون و خنده و خلسه...

    از بسترم "جنــون" زده بیرون...

    ***
    من زنده ام هنـــوز و دوباره

    خون ، جاری ِ رگا - رگم از نو!

    آیینه و دهن – کجی و آآآآآه...

    تنهایـــی ِ پدر- سگم از نـــو!
    ***
    از تو مرا امید ِ شفا نیست...
    شاید امامـزاده ی بعــدی...

    من زنده ام که دوست بدارم...
    لطفن حرامزاده ی بعدی!!!
    ویرایش توسط دخترك ژولیده : 2014.11.12 در ساعت 15:16


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  7. 1
  8. #800
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض


    من همیشه دوستدار یک زندگی عجیب و پر حادثه بوده ام
    شاید خنده ات بگیرد اگر بگویم من دلم می خواهد
    پیاده دور دنیا بگردم ٬ من دلم می خواهد توی خیابان ها
    مثل بچه ها برقصم ٬ بخندم ٬ فریاد بزنم ٬
    من دلم می خواهد کاری کنم
    که نقض قانون باشد.

    شاید بگویی که تمایل به گناهی دارم ولی این طور نیست
    من از این که کاری عجیب بکنم لذت می برم ...
    من دلم می خواهد این لفظ از زندگی دور شود
    باید این کار را بکنی ٬
    باید این طور لباس پوشید ٬
    باید این طور راه رفت ٬
    باید این طور حرف زد ٬
    باید این طور خندید ٬
    آه همه اش باید ٬
    همه اش سلب آزادی و محرومیت ..

    چرا باید ؟!...
    می دانم که به من چه جواب خواهند داد ...
    زیرا قوانین اجتماع اجازه نمی دهد طور دیگری رفتار کنی
    اگر بخواهی بر خلاف دیگران رفتار کنی دیوانه
    و احیانا جلف و سبکسر خطاب خواهی شد ..

    من نمی فهمم
    این قوانین را چه کسی وضع کرده
    کدام دیوانه ای بشر را به این زندگی تلخ و پر از رنج محکوم کرده ...



    فروغ فرخزاد


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  9. 2
  10. #801
    ^MahTab^
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    November 2014
    محل سکونت
    پشت دریاها شهریست...
    نوشته ها
    1,000
    1,056
    870

    پیش فرض


    هلیا ! برای دوست داشتن هر نفس زندگی ، دوست داشتن هر دم مرگ را بیاموز

    و برای ساختن هر چیز نو ، خراب کردن هر چیز کهنه را

    و برای عاشق عشق بودن ، عاشق مرگ بودن را .

    به یاد بیاور که در این لحظه ها نیاز من به تو ، نیاز من به تمام ذرات زندگی است ...

    به من بازگرد !

    به همه سوی خود بنگر و باز می گویم که مگذار زمان ، پشیمانی بیافریند .

    پس آن پرنده هایی که هرگز بی سر آغازی به نام ((ما)) در اندیشه هایت پر نمی گرفتند ، کجا رفتند ؟

    من هرگز نخواستم که از عشق افسانه ای بیافرینم ،

    باور کن !...

    تو زیستن در لحظه ها را بیاموز .

    هیچ پایانی به راستی پایان نیست ؛

    در هر سرانجام ، مفهوم یک آغاز نهفته است .

    چه کسی می تواند گفت تمام شد و دروغ نگفته باشد ؟!

    بگذار آنچه از دست رفتنی ست ، از دست برود ؛

    تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید .

    به خاطر داشته باش سکوت اثبات تهی بودن نمی کند .

    هیچ پیامی آخرین پیام نیست و هیچ عابری آخرین عابر !

    کسی مانده است که خواهد آمد .

    باور کن !

    کسی که امکان آمدن را زنده نگه می دارد .

    برای چه پشیمان باید بود ؟

    برای آنچه از دست رفته است یا برای آنچه بدست آمدنی نبود ؟

    شهرها را نبودِ ما غریبه نمی کند .

    در این سقوط ستارگان بر صحرا ، در این وارونگی اشیا ، در این سیطره غریب و انبوه درد ، سخن از عزای باطل شب است و رجعتی به درون !

    بخواب ... دیر است !

    دود دیدگانت را آزار می دهد .

    دیگر نگاه هیچکس بخار پنجره ات را پاک نخواهد کرد ...

    چشمان تو چه دارد که به شب بگوید ؟!

    شب از من خالی ست ، هلیا !...


    "نادر ابراهیمی"

  11. 1
  12. #802
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    امشب از آن شب هایی است که

    دلم هوای آغوشت را کرده

    افسوس

    که جز پاهای بغل کرده ام مهمان دیگری ندارم...
    ویرایش توسط Fereshte : 2014.11.15 در ساعت 23:23 دلیل: وسط نبودن پست

    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  13. 2
  14. #803
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,586
    16,523
    24,290

    پیش فرض

    جمعــه ها

    بیشتر از هر روزِ دیگر ، نگرانت می شوم

    می ترسم دلت بگیرد

    و کسی را نداشته باشی

    تا غصه هایت را به جان بخرد

    می ترسم دلت بگیرد

    و غم هایت تازه شود . . .

    جمـــعه ها

    بیشتر از هر روزِ دیگر ، نگرانت می شوم

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  15. 4
  16. #804
    *MONA*
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    June 2013
    محل سکونت
    تـ ه ـرآن
    نوشته ها
    4,056
    1,322
    2,482

    پیش فرض


    نبودنت اتفاق مهمی نیست ؛ تنها ،

    خط کوچکی انداخته روی ذهنم . . .

    خط کوچکی پشت اسم ها . . . پشت آدم ها ، پشت جاها ، پشت روزها ، پشت خنده ها . . .

    نبودنت ، اتفاق مهمی نیست ؛

    از نبودنت ، تنها خطی بر جا مانده است بر حافظه ؛

    انگار خط کوچک بی اهمیتی در ریاضیات پشت اعداد ، پشت معادلات . . .

    هر چقدر هم که مثبت بیندیشم نبودنتـ . . . خط کوچک منفی است پشت همه ی مثبت ها . .

    ویرایش توسط Fereshte : 2014.11.15 در ساعت 23:22 دلیل: اشتباه تایپی
    دَر دِلَـم ،
    هِـزار حَـرف ،
    هِـزار پـاییـز ،
    هـزار خـاطِـرِهـ گَـص ..
  17. 1
  18. #805
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,406
    13,584
    21,613

    پیش فرض

    غروب بود
    تماشا میکردی از پنجره*ات
    ظلماتی را که خيابان را می پوشاند
    کسی از جلوی خانه*ات می گذشت
    شبيه من بود
    قلبت تند ميی زد
    آن*که می گذشت اما
    من نبودم ..

    شب بود
    خوابيده بودی در تختت
    بيدار می شدی به ناگاه در جهانی خاموش
    چيزی در خواب چشم*هايت را می گشود
    و ظلمات آن*جا بود
    در اتاقت
    آن*که تو را می ديد
    اما من نبودم ..

    در آن اوقات هيچ جا اثری از من نبود
    و تو بی دليل می گريستی
    حالا دست*کم به من فکر می کنی
    و عاشقانه زندگی می کنی
    آن*که اين را می دانست من نبودم ..

    کتاب می خواندي
    کتابی گشوده و باز
    مردمان آن عاشق می شدند و می مردند
    جواني در قصه کشته شد
    ترسيدی
    و با همه* ی توانت گريستی
    آن*که مرده بود اما
    من نبودم ..



    { ازدمير آصف }


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  19. 1
  20. #806
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض




    وقتی که تــــــــو نیستی انگار همه نیستن..

    نه اینکه نیستن,هستن..

    ولی….

    مثل تـــــــــو نیستن…

    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  21. 1
  22. #807
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    همیشه

    به انتهای
    گریه که می رسم

    صدای ساده ی فروغ از نهایت شب را می شنوم

    صدای غروب غزال ها را

    صدای بوق بوق نبودن تو را در تلفن

    آرام تر که شدم

    شعری از دفاتر دریا می خوانم

    و به انعکاس صدایم در آیینه اتاق

    خیره می شوم

    در برودت این همه حیرت

    کجا مانده یی آخر ؟

    گفتم بمان !
    نمانــــــــــد ...



    / یغما گلرویی


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  23. 2
  24. #808
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض



    روزی می آيد ...

    ناگهان روزی می آيد

    که سنگينی رد پاهايم را

    در
    درونت حس می کنی

    رد پاهايی که دور می شوند

    و اين سنگينی

    از هر چيزی طاقت فرساتر خواهد بود !



    " ناظم حکمت "


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  25. 2
  26. #809
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,406
    13,584
    21,613

    پیش فرض

    قطار میرود
    من میروم
    تو میمانی
    کل ایستگاه میماند
    تقصیر تو نیست
    تقصیر این قطارها هم نیست
    این من بودم که کودکانه بار سفر را بستم و راهی شدم
    دنبال چه چیزی میگشتم،نمیدانم
    فقط میدانم یک شب بی هوا تمام زندگی ام را ریختم در این کوله پشتی
    و راهی سفر شدم ..

    قطار رفت
    من رفتم
    اما بهانه ای نداشتم
    اصلا نمیدانستم دنبال چه آمده ام
    نمیدانستم کجا میروم
    فقط بلیط اولین قطار را گرفتم و راهی شدم
    احساس میکردم نگاه همه به کوله پشتی من است
    کوله پشتی خالی و سبکم
    اما من در آن کوله تمام زندگی ام را جا داده بودم
    عکس تو را ..

    تمام زندگی من همین بود
    من دنبال تو میگشتم
    حالا یادم آمد
    آمده بودم دنبال تو بگردم اما حتی نمیدانستم کدام شهر ؟
    کدام دیار یا کدام آبادی ؟
    تو نبودی ..

    همه جا را گشتم
    پشت کوههای بلند،زیر آفتاب سوزان کویر،تمام دشت های سرسبز شمال
    همه جا را گشتم
    خبری از تو نبود که نبود
    پس از چه کسی باید سراغت را میگرفتم ؟
    قطار میرود ..

    من میروم
    تو میمانی
    تمام ایستگاه میماند ..
    و حالا هر وقت کوله پشتی کوچکم را میبینم
    و یا صدای سوت قطار را میشنوم،
    کابوس آن سفر بی سرانجام برایم تکرار میشود ..
    نه ..
    تقصیر تو نیست
    اگر من سالهاست کنار این ریل ها زندگی میکنم ..



    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  27. 2
  28. #810
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض


    مـن

    نگران نیــامدنت نیستم

    نگرانم بیایـی و من را

    با این ابروهای گـره خورده

    گونه های فــرو رفته

    با این لبهــایِ سیـاه

    پیشانـی چـروک

    به جا نیــاوری

    نشناسـی
    مـن

    نگران نـیامدنت نیستم

    نگرانم بیایی

    و من را به جـا نـــیاوری

    نشناسی..



    شهریار بهروز


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  29. 2
صفحه 54 از 61 نخست ... 434444950515253545556575859 ... آخرین
نمایش نتایج: از 796 به 810 از 901

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •