ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 57 از 61 نخست ... 7374752535455565758596061 آخرین
نمایش نتایج: از 841 به 855 از 901
  1. #841
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,552
    13,837
    21,834

    پیش فرض

    دلم گم شدن می خواهد
    یک جاده با اشانتیونِ یک ناکجا آباد در مقصد ...
    جایی که عقل مردمانش
    به درک دل بستگی ها پا بدهد و
    هوای دل هاشان آنقدر آفتابی باشد که
    بفهمند ، حجم سایه ای را
    که از عشق، زیر پاهایت قد کشیده است ...
    دلم رفتن می خواهد به جایی که
    دل اهالی اش از اشک های من آب نخورد ...
    جایی که عشاقش شعرم را ناشنیده نگیرد و
    اشتیاق عشقِ نشسته در نگاهم را کور نکند ...


    { حمیدرضا هندی }


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  2. #842
    f1370
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    7,499
    3,553
    8,074

    پیش فرض

    از دور تو را دوست دارم

    بی هیچ عطری ، آغوشی ، لمسی

    و یا حتی بوسه ای !

    تنها

    دوستت دارم

    از دور ...
    انـــسان ، حــرفیست
    زده می شود،خـــوانده مـــی شود
    تــــــرانه می شـــود ، به یــــــاد می مــــانـــد …
    گاهـــی نــاله ای ست،تــــنها خــــاک خـــوب می فـــهمدش ….
  3. #843
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,552
    13,837
    21,834

    پیش فرض

    در زندگی روز هایی می شود
    که دوست داری بزنی به بیابان
    بیابان پیدا نمی کنی ، می زنی به خیابان
    با دنیا که هیچ
    با خودت هم قهر می کنی
    منتظری ...
    منتظر ِ " اویِ " زند ِگیت
    منتظری ببینی حواسش
    اصلا به قهر کردنت هست !؟


    روز هایی می شود در زندِگیت
    دوست داری بهانه گیـر شوی
    تو لوس شوی و " اوی ِ " زندگیت بگوید :
    اجازه هست ؟
    اجازه هست روی ِ ماه ِ شما را ببوسم ؟
    اجازه هست من به دور ِ شما بگردم ؟
    اجازه هست دردهایت را مرهمی باشم ؟
    روزی هم می شود
    طرز نگاهت، لحنِ حرفهایت
    نوع رفتارت
    سرد می شود
    نه اینکه واقعا اینطور باشد ... نه !
    همه ی همه اش بهانه ست
    می خواهی چیز هایی بفهمی ...
    بفهمی
    اوی ِ زندگی ات حواسش به این همه سردی هست !؟



    و امان از آن زمانی که
    نفهمند ... نفهمند !
    به یک*باره
    به هم می ریزی ، از هم می پاشی
    سرد می شوی ...

    بیا جانـم
    بیا ...
    حواسمان ؛ چشمانمان ؛ دلمان
    اصلا خودِ خودِ خودمان
    به " گُل " زندگی*مان باشد ... !

    { عادل دانتیسم }


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  4. 1
  5. #844
    moonlight74
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2013
    نوشته ها
    5,153
    1,663
    3,194

    پیش فرض

    نگاهِ غمگینِ انسانِ غمگین را نمی شود درست هجی کرد.

    در یک نگاه، همانقدر که دشمنی بیهوده است، دوستی بی فایده ست.

    همانقدر که از میانِ دشمنی ها، گلوله ها از کنارت عبور می کنند، از میانِ رفاقت ها، دوست ها می گذرند.

    دوست ها کمرنگ می شوند. دوست ها شروع به ریزش می کنند؛

    همانگونه که دشمن کم کم نگاهش را از تو برمی دارد.

    با تو بودن وُ تنها ماندنت ریشه در ذات تو دارد.

    در روزهایی که گذرانده ای، در شب هایی که زیسته ای.

    تاریکی که تکلیفش روشن است، روشنایی هم فقط خودش پیداست.

    آگاه باشی وُ خوش اقبال یک نفر همراهت خواهد ماند. دیر بجنبی آخرین چمدان هم از خانه ات رفته است.


    سید محمد مرکبیان
    من دوستدارعجایبم!
    با من باش بگذار دنیایم جور دیگری باشد
    عجیب، ذوق انگیز، دوست داشتنی
    با تمامِ تو!
    چیز زیادی که نمیخواهم..


  6. 1
  7. #845
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    دیگر کمتر اشـــک می ریزم…
    دارم بُــــــــزرگ می شوم
    یا سنـــــــگ …. !!!
    خدا میداند…


    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  8. #846
    moonlight74
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2013
    نوشته ها
    5,153
    1,663
    3,194

    پیش فرض

    ساعت 9 یه خیابون ، من تنها ... یه عالم فکر ، نم بارون ، چند تا رویا

    آدما تصویر کوتاه ، تو خیابون ... یخ زده خاطره ها تو نگاشون

    تو پیاده رو انگار تو رو می بینم ...
    چقدر شکل توئه ، بذار ببینم
    رد شدی یا که هنوز همون جا هستی ... منو می بینی یا باز چشماتو بستی
    زیر پامون ، خش خش برگای زرد ...


    مثل دوستیمون ، هوا خیلی سرد

    اما چه خوب بود...

    یه کافی شاپ ، قهوه و تلخی حرفات ...
    چشمات و بغض من و سردی دستات

    اما چه خوب بود...

    اما چه خوب بود...
    دلم یه جوری شد ، همون نگاه بود ... خاطرات ما دوتا همین جاها بود

    انگار ی چند سال پیش همین روزا بود ... فکر کنم اونا آخرین خاطره ها بود

    خیلی دیره ، وقت فکر کردن ندارم ... نمی دونم چرا باز یادم میارم
    دوست دارم فکر نکنم اما نمیشه ...
    اون نگات دیگه ازم جدا نمیشه




    زیر پامون خش خش برگای زرد ...

    مثل دوستیمون ، هوا خیلی سرد
    اما چه خوب بود...


    یه کافی شاپ ، قهوه و تلخی حرفات ... چشمات و بغض من و سردی دستات

    اما چه خوب بود...

    اما چه خوب بود...
    من دوستدارعجایبم!
    با من باش بگذار دنیایم جور دیگری باشد
    عجیب، ذوق انگیز، دوست داشتنی
    با تمامِ تو!
    چیز زیادی که نمیخواهم..


  9. #847
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,552
    13,837
    21,834

    پیش فرض

    سخت است انگشت نمای شب بودن،

    وقتی با نبودنت یلدا را به تمام شبهای سال تعمیم می دهی

    تا حافظ بدست مجنونی باشم در میان فالهایی که بگیر و نگیر دارند.

    اصلاً به من چه که فصلها مرتب تحویل می شوند،

    وقتی بی تو در هیچ کجای سال دلم خوش نیست

    که فرقی نمی کند خورشید در کجای سال غروب می کند.

    از آغوش تو که دور افتاده باشم،

    هر شب یلدایی می شود به بلندای نبودنت.

    بیا.

    بیا کمی جای من بنشین

    و برای تمام دیوارها انار دانه کن.

    (حمیدرضا هندی)


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  10. #848
    roze par par
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2012
    نوشته ها
    3,637
    6,478
    6,238

    پیش فرض

    هیـچ کـس متـوجه نمـی شـود کـه برخـی از افـراد،
    چـه عذابـی را تحـمل مـی کـنند
    تـا آرام و خونسـرد بـه نظـر بیاینـد
    میان " دوری " و " دوستــی " همیشه رابطه نیستـــ ...

    دو مرغ عـــشــق که بی هم شونـــد ، می میـــرنــــد ...
  11. #849
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    13,524
    11,065
    21,716

    پیش فرض

    اینکه نمی فهمی چقدر دوست ات دارم،کاملاً مشکل توست.

    مجبور نیستم برای اثبات حرفهایمبهترین کلمات و لغات را کنار هم بچینم.

    مشکل توست اینکه قیافه می گیری،اخم می کنیو تا نزدیک ات می شوم، به پاره آجر نگاه می کنی!

    عشق تو را ذلیل کرده است.

    نه اینکه عاشقی و یا دلبسته،نه!

    عشقفهم اش را از تو دریغ کرده است،مزه اش را از لبانت پاک کرده است.

    تو ذلیلی و کاملاً بی احساس.محبت کردن به تودرست شبیه این استکه گربه ای که دست اش لای سیم خاردار گیر کرده باشد،بخواهی کمک اش کنی!

    نزدیک اش می شوی،چنگ می اندازد،جیغ می زندتا مجبور می شوی به زورنجات اش دهی

    و توکه سرت گیر زندگی ست،گیر چه کنم های همیشگی،گیر قبض آب و برقو بوق ممتد راننده های عوضیاعصاب ات را خراب کرده است،نگاه هیز مردان مردنما .

    نمی فهمیدوست ات دارم چند هجا دارد.

    بعضی وقتها، بعضی زنان راباید به زور حالی شان کردکه دوست ات دارم!


    (بهرنگ قاسمی)
    روباه گفت :
    باید خیلی حوصله کنی. اولش کمی دورتر از من به این شکل لای علف ها مینشینی،
    من زیرچشمی نگاهت میکنم و تو لام تا کام هیچی نمیگویی
    - چون کلمات سرچشمه ی سوءتفاهم ها هستند -
    عوضش میتوانی هر روز یک خرده نزدیکتر بنشینی.

    شازده کوچولو
  12. #850
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض

    تو چه بی اندازه فقط مردی!
    آنقدر مرد
    که نمی بینی چقدر "
    زنانه مرد بودن" می خواهد
    ترکیبی را به دوش کشیدن:
    از نگرانی های مادرانه ام
    که چه می خوری؟
    کِی می خوابی؟
    هوا سرد است؟
    از بی قراری های زنانه ام
    که بی بازوانت شب ها سر نمی شوند
    که با زن دیگری نباشی یکوقت
    که اصلا دوستم داری؟
    داشتی؟!
    و از بی تابی دخترانه ام
    که برای کی لوس شوم حالا؟
    تو آنقدر زنانه نمی فهمی
    که نمی بینی چقدر مرد بودن می خواهد
    مادری را
    زنی را
    دختربچه ای را
    هر سه را با هم در رحم ات بزرگ کنی
    و اخم نکنی
    و خم نشوی
    و اتاق را که مرتب میکنی
    میز را که می چینی
    زل بزنی به گوشی ات...
    زل بزنی به گوشی ات...
    زل بزنی...
    بزنی...
    و هنوز دوستش داشته باشی
    و
    دست بکشی!
    عزیزم
    خودآزاری ندارم

    مردانه زنم!


    مهدیه لطیفی



    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  13. 1
  14. #851
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض

    نزدیکت می شوم

    بوی
    دریا میآید

    دور که می شوم

    صدای باران!

    بگو تکلیف ام با
    چشمهایت چیست؟

    لنگر بیاندازم عاشقی کنم

    یا
    چتر بردارم و دلبری کنم؟!
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  15. #852
    FARNAZ
    مدیر بخش سرگرمي

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    T̶̶e̶̶h̶̶r̶̶a̶̶n̶̶
    نوشته ها
    31,596
    16,534
    24,292

    پیش فرض

    و مرا
    آنقدر آزردی
    که خودم کوچ کنم از شهرت
    بکنم دل ز دل ِ چون سنگت

    تو خیــالت راحت
    می روم از قـلبت
    میشوم دورترین خاطره در شب هایت ...

    تـــو بــمان !
    دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت
    سرد و بی روح شده است ...

    تو بمان در شهرت . . .

    دلـــت را بـِتــکان . . .
    اشـتبــاهــاتـت وقــتی ا؋ـتـاد روی زمیـن . . .
    بــُگـذار همـان جـا بمــانـد. . .

    ؋ـقـط از لـا بــه لـایِ اشتــباه هــایـت. . .
    یک تجــربـه را بیــرون بکـش . . . قـــاب کــن . . . بــزن بـه دیــوارِ دلــت !

    اشتبــاه کـردּن اشتــباه نیــسـت . . .
    در اشـتبـاه مـاندنּ اشتــباه اسـت !!
  16. #853
    Sajjad_Love
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    October 2012
    نوشته ها
    19,960
    5,699
    16,325

    پیش فرض




    گفتم فراموشم کن و این را هم فهمیدم آدم چقدر سختش است بگوید فراموشم کن


    صدای قدمهایت را از پشت سر می شنیدم و اعتراف میکنم قلبم جایش را در سینه گم کرده بود


    تا فقط یکبار صدایم کنی و من بدون معطلی برگردم
    صدايم نکردی، کاری که من همیشه میکردم...

    گفتم فراموشم کن و چقدر هم سخت گفتم...

    و من هنوز صدای پاهایت را از پشت سر میشنوم و هیچوقت نخواهم فهمید

    چرا در اين معادله بي جواب ، تو بي فرمول ترين مجهول دنيا شدي و من سختكوش ترين خنگ دنيا ...

    آنقدر عاشقانه برای خُـــــــدا زندگی کنیم که خدا هم عاشـقانه بگوید

    وَصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسـی
    تـورا براے خـودم سـاخته ام!!

    عاشــقانه هاے الـهی چـیز دیگریســت....
  17. 1
  18. #854
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض


    در زندگی روز هایی می شود
    که دوست داری بزنی به بیابان
    بیابان پیدا نمی کنی می زنی به خیابان
    با دنیا که هیچ
    با خودت هم قهر می کنی
    منتظری ...
    منتظر ِ " اوی ِ " زند ِگیت
    منتظری ببینی حواسش
    اصلا به قهر کردنت هست !؟
    روز هایی می شود در زندِگیت
    دوست داری بهانه گیــــــر شوی
    تو لوس شوی و " اوی ِ" زند گیت بگوید :
    اجازه هست ؟
    اجازه هست روی ِ ماه ِ شما را ببوسم ؟
    اجازه هست من به دور ِ شما بگردم
    اجازه هست دردهایت را مرهمی باشم
    روزی هم می شود
    طـــرز نگاهـــــت ،لحنِ حرفهایــــت
    نـوع رفتــــــــارت
    ســـــــــرد می شــــــود
    نه اینکه واقعا اینطور باشد ... نه !
    همه ی همه اش بهانه ســـت
    می خواهی چــــــــیز هایی بفهمی ...
    بفــــهمی
    اوی ِ زندگی ات حواسش به این همه سردی هست !؟؟
    و امان از آن زمانی که
    نفهمند
    نفهمند ...
    به یکباره
    به هم می ریــــزی ، از هم می پـــاشی
    ســـــرد می شوی ...



    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  19. #855
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,552
    13,837
    21,834

    پیش فرض

    سياه پوشيده بودی
    ودلتنگی هايت پيدا نبود
    صورتت را پوشانده بودی
    كه اشك*هايت پيدا نباشد
    كجای كتاب*های آسمانی نوشته مرد گريه نمی كند
    مرد دلتنگ نمی شود
    مردان دلتنگ كوه*های فرو ريخته*اند
    عاشقان تاريخی
    مردان دلتنگ اشك نمی ريزند
    باران*هاي سيلابی اند
    سياه پوشيده بودی
    ولب*هايت را پوشانده بودی
    وچشم*هايت را پنهان مي*كردی
    من اما سپيد پوشيده بودم
    موهايم را رها كرده بودم
    چشم*هايم تو را جستجو مي*كرد
    اندام من تو را سفيد خواهد كرد
    تنها اگر به آغوشم بازگردی
    دست از دل*تنگی بردار
    هيچ غربتی آشناتر از آغوش زنی نيست ...


    { فاتحه مرشيد }


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
صفحه 57 از 61 نخست ... 7374752535455565758596061 آخرین
نمایش نتایج: از 841 به 855 از 901

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •