ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 58 از 61 نخست ... 83848535455565758596061 آخرین
نمایش نتایج: از 856 به 870 از 901
  1. #856
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    ااین قرص های افسردگی

    رنگ به رنگ

    به باد می دهند اندیشه هایم را

    مهر سکوت می زند بر لبانم

    و

    جز سنگینی پلکانم سودی ندارد

    حالا هی تو بیا و با قلبی که تارهایش را عنکبوتی تنیده دم از احساس خوب درونت بزن...


    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  2. 1
  3. #857
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,589
    13,872
    21,865

    پیش فرض

    ببخش تنهایی!
    ببخش اگر تنهایت گذاشته بودم
    و گمان کرده بودم کسی هست که می تواند به اندازه تو با من یکی شود؛
    که نبود،
    که هیچکس نبود،
    که هیچکس قد تو با من یکی نشد.
    نشد که بشود.
    نمی شود.
    حالا بلند شو لطفاً.
    چراغ را خاموش کن.
    بیا کنارم بخواب.
    هوس گریستن بزرگی با من است امشب روی سینه تو.



    (رویا شاه حسین زاده)


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  4. 1
  5. #858
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض


    زندگی ، سخت است
    و تمام این زندگی
    بند است به لحظه های
    کوچک و عمیقی
    که عشق برای یک ثانیه
    ظهور میکند
    لحظه ی بیدار شدن یک نوزاد
    صدای خنده اش بین جمعیت

    لحظه ایی که مادرت، پدرت صدایت می کند
    که هست که صدایت کند

    لحظه ایی که سلام میکنی
    به کسی که دوستش داری

    لحظه ی مکس چشمهایت
    در چشمهای کسی که قلبت را می لرزاند

    لحظه ی ریختن قلبت
    وقتی بار اول دستانت را میگیرد

    و حال خوب قبل از شنیدن دوستت دارم
    وقتی می دانی حتما خواهد گفت

    لحظه ایی که از طرح اندامت در آینه
    کیف میکنی

    لحظه ایی که لباس در تنت می رقصد
    و تو برای لباس دست می زنی

    لحظه ایی که بعد از گرسنگی
    هست و داری غذای دلخواهت را بخوری

    لحظه ی نشستن پرنده ها کنار پنجره
    همان پنجره ایی که درست روبروی توست

    لحظه ی تمام شدن انتظار
    رسیدنِ بی تابانه سر قرار

    لحظه ایی که می خواهد
    که می گوید بیا همدیگر را ببینیم

    لحظه یی که باورت می شود نگران است
    نگران فقط تو

    و ثانیه ی آخر تنهایی
    خبر سلامتی

    زنگ تماسی که جواب داده می شود
    وآدرسی که هر بار می رسی حالت خوب می شود

    و بوسیدن پاک
    و دستی که با حیا نوازشت میکند

    و دردی که تمام می شود
    آمدن و ساختنِ ماندن

    زندگی را این لحظه ها قابل تحمل مبکند
    "لحظه هایی رنگ پروانه ی بنفش"


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  6. 2
  7. #859
    moonlight74
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2013
    نوشته ها
    5,153
    1,663
    3,194

    پیش فرض

    گاهی دلت می خواهد از دید بعضی آدمها پنهان بمانی ...

    آدمهایی که مدام توی زندگیت سرک می کشند ...

    و با ژست صمیمیت ...

    داشته هایت را می شمارند ...

    احساساتت را خط کشی می کنند ...

    اشتباهاتت را سرزنش می کنند ...

    به چیز هایی که خود ندارند حسادت می کنند ...

    دست می گذارند روی نقطه ضعف هایت

    و آنها را بزرگ و بزرگتر می کنند ...

    و هر کاری که لازم باشد می کنند ...

    تا تو را کوچک و بی رنگ و کدر نشان دهند

    فریب ظاهرشان را نخور

    این آدمها " آینه " نیستند، " شیشه خورده " اند ...
    من دوستدارعجایبم!
    با من باش بگذار دنیایم جور دیگری باشد
    عجیب، ذوق انگیز، دوست داشتنی
    با تمامِ تو!
    چیز زیادی که نمیخواهم..


  8. 1
  9. #860
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,589
    13,872
    21,865

    پیش فرض

    فراموش می شوم
    راحت تر از رد پایی بر برف که زیر برفی تازه دفن می شود،
    راحت تر از خاطره عطر گیجی در هوا که با رهگذری تازه از کنارت رد می شود
    و راحت تر از آنکه فکر کنی،
    فراموش می شوم
    و چقدر دروغ گفتن در پاییز راحت است!
    وقتی یادت نمی آید
    کدام یکشنبه عاشق ترین زن دنیا بودم
    و کدام یکشنبه پیراهنت آنقدر آبی بود.
    یادت نمی آید
    و سالهاست کنار همین شعر ایستاده ام
    و هی به ساعتی نگاه می کنم که عقربه هایش درست روی شش از کار افتاده اند.
    (یادم نبود پاییز فصلی است که تمام درختان خواب آن را دیده اند.)
    اینجا کجاست؟
    کدام روزِ کدام سال است؟
    من کی ام؟
    من حتی نام خودم را فراموش کرده ام.
    می ترسم یکی بیاید
    و با اولین اسمی که صدا می زند، لیلا شوم.
    می ترسم پیراهن آبی پوشیده باشد
    و یادش نباشد دیگر
    «چنانکه افتد و دانی» برای من دیر است
    و آنوقت با عریانی پیرم چه خواهی کرد؟
    اگر فراموش کرده باشی قرارهایمان را
    فراموش کرده ایم...



    (لیلا کردبچه)


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  10. 1
  11. #861
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    من هنوز عاشقم!

    آنقدر که
    می توانم هر شب
    بدون اینکه خوابم ببرد
    از اول تا آخر بی وفایی هایت را
    بشـــــــــــــــمارم
    و دست آخر
    باز همه را
    فراموش کنم...!


    آنقدر که
    می توانم
    اسمت را
    روی تمام آبهای دنیا بنویسم
    و باز هم جا کم بیاورم

    آنقدر که
    می توانم
    شب ها طوری به یادت گریه کنم که
    خدا جایم را با آسمان عوض کند!

    و من هنوز عاشقم

    آنقدر که
    می توانم
    چشم هایم را ببندم
    و خیال کنم:

    هنوز دوستم داری!


    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  12. 1
  13. #862
    moonlight74
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2013
    نوشته ها
    5,153
    1,663
    3,194

    پیش فرض

    به یادت هست میگفتی اگر ترکم کنی روزی تمام عمر خاموشم!

    به یادت هست میگفتی نرو هرگز که من بی تو فراموشم!

    به یادت هست که هر لحظه،همه شبها،صدایت هست در گوشم!

    کنون آن روزها رفته،توهم رفتی و اینک من شدم تنها،اسیر دردها،غم ها،تمام روزها،شبها...

    شکسته در گلو بغضم به یادت اشک میریزم چرا رفتی از آغوشم،چرا کردی فراموشم؟

    چرا از یاد بردی آن همه میثاق دیرین را؟

    چرا از یاد بردی آن همه پیمان شیرین را؟

    به یادت هست میگفتی،

    اگر روزی خدا فرمان دهد

    فرمان نخواهم برد؟

    به یادت هست میگفتی:شقایق پیش چشمانت بی رنگ است؟

    کنون آن روزها رفته،توهم رفتی و اینک من شدم تنها!

    کنون آن گفته ها در گوش جانم سخت میپیچد،نگاه آشنایت در نگاهم میخندد،

    و من غمگین تر از هر شب

    به یادت اشک میریزم...

    من دوستدارعجایبم!
    با من باش بگذار دنیایم جور دیگری باشد
    عجیب، ذوق انگیز، دوست داشتنی
    با تمامِ تو!
    چیز زیادی که نمیخواهم..


  14. 1
  15. #863
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,842
    15,642
    15,024

    پیش فرض


    تو اینجایی !
    کنار دستم ..
    شانه به شانه*ی زندگی*ام
    تو اینجایی !
    لابه لای زبان گنگ این حروف ..
    در فاصله*ی بین سطرهایم ..
    در ابتدای هر بند، لبخند به دست نشسته*ای !
    تو اینجایی !
    مابین مکالمات روزمره*ام ..
    وسط مدارهای گوشی*ام ..
    با اس*ام*اس*ها می*روی و بر می*گردی !
    تو اینجایی !
    با من ،
    با انرژی دستانم ،
    با هیجان صدایم ،
    با لایه*های وجودی*ام ،
    در هم آمیخته*ای !
    آنچنان که ندانم من توام یا تو من !
    تو اینجایی !
    داخل جیب*هایم ..
    در همین فنجان چای
    شیرینی قند از توست !
    تو اینجایی !
    میان ذرات بیداری*ام،
    توزیع شده در بستر خواب*هایم ..
    ما دوبال یک پرنده*ایم !
    + زیباترین عضو صورت یه مرد
    لبخندیه که از ته دل به زنی که دوستش داره میزنه :)♡
  16. 1
  17. #864
    Fereshte

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    14,957
    8,838
    7,662

    پیش فرض

    تو را دوست دارم
    همانند هیجان و کنجکاوی
    برای باز کردن
    یک بسته بی نام و نشان پستی


    تو را دوست دارم
    همانند دیدن اولین بار دریا
    از داخل یک هواپیما


    تو را دوست دارم
    همانند شادمانی های بی دلیل
    هنگام رو به تاریکی رفتن آرام هوا
    در عصر یکی از روزهای استانبول


    تو را دوست دارم
    همانند تکرار جمله ی
    "خدایا شکر که هنوز زنده ایم"
    عاشقانه هایت را نشانم بده!
    مگر یک زن چقدر می تواند حسرت ِ لمس ِ دستانتْ ميان ِ موهايش را ، در رمان ها بخواند ....!؟
  18. 1
  19. #865
    moonlight74
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2013
    نوشته ها
    5,153
    1,663
    3,194

    پیش فرض

    گاهی وقتها فکر می کردم که همیشه پایان، آدم را به سمت یک آغاز می کشاند ...

    اما وقتی دلم شکست، وقتی صدای شکستن دلم را شنیدم ...

    و تا چشم گشودم دیدم، که کوه غرورم پر شده از شکسته های آیینه آینده روشن ...

    وقتی دیدم چگونه پا روی دلم گذاشتی، از اوج غرور به قعر دلتنگی سقوط کردم ...

    وقتی که بوی خاک خیس و سرمای لطیف، که از درز پنجره سکوتم، گونه دلم را ...

    نوازش می داد و دل سنگی احساسم با اولین بارش غربت شکست ...

    باور کردم که ...

    همیشه یک پایان انسان را سمت آغازی دیگر نمی کشاند ... گاهی باید پایان را آموخت اما بی آغازی دیگر ...

    گاهی باید در پایان زندگی کرد و از پشت پنجره پایان به خاطرات گذشته نگریست ...

    گاهی باید پشت حصار حسرت در خاطرات ...

    زمانی که دستهای دلمان را گره کور عشق زدیم ...

    و با تیغ وداع گسلاندیم، غرق شویم...

    من دوستدارعجایبم!
    با من باش بگذار دنیایم جور دیگری باشد
    عجیب، ذوق انگیز، دوست داشتنی
    با تمامِ تو!
    چیز زیادی که نمیخواهم..


  20. 1
  21. #866
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض

    کاش جوابِ این آخرین نامه را میدادی

    کاش دوباره سهمی از این آخرین لحظه ها میشدی

    کاش به جایِ من به ستاره قسم میخوردی

    و آسمان را شاهد میگرفتی

    که به جانِ پروانه

    هیچ راهی، راهِ دوری نیست

    کاش روزِ آخرِ دنیا

    میگرفتی اندوهِ یک شبِ سرد را

    از ماده گرگی بی جفت

    که تن به اضطراب داده

    ناله میکند

    نیکی فیروزکوهی

    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  22. 2
  23. #867
    moonlight74
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2013
    نوشته ها
    5,153
    1,663
    3,194

    پیش فرض

    پاکت سیگار خاطراتت را جا گذاشتی...
    و من هر روز پک میزنم
    یک خاطره از تو را و نشئه میشوم
    و باز وقتی یادم می آید او را
    باز ته سیگارم را
    ... با عصبانیت به سر جا سیگاری می کوبم...
    اخرین نخ را گذاشتم
    برای اخرین روز تابستان
    تا با آن روی دستم
    داغی بگذارم
    تا یادم باشد
    یه پایان تلخ بهتر از یه تلخیه بی پایانه .....!!

    من دوستدارعجایبم!
    با من باش بگذار دنیایم جور دیگری باشد
    عجیب، ذوق انگیز، دوست داشتنی
    با تمامِ تو!
    چیز زیادی که نمیخواهم..


  24. 1
  25. #868
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,589
    13,872
    21,865

    پیش فرض

    هلیا آن شبهای زمستان رایادت می آید که در اتاق تو می نشستیم کنار آتش، و از پرکردن لحظه های آینده با شادی ، سخن می گفتیم ، و به پرده ها، به گلدان ها و تصاویری که باید روی دیوارها می نشستند فکر می کردیم؟

    هلیا !
    من اینجا زمستانی طولانی وسخت در پیش خواهم داشت ..
    زمستانی که هرگز از یاد نخواهد رفت ..
    ایمان من به تو ایمان من به خاک است ..
    ایمان من به رجعت هر شوکتی است که درتخریب بنای پوسیده اقتدار دیگران نهفته است ..
    تو چون دستهای من، چون اندیشه های سوگوار این روزهای تلخ ، وچون تمام یادها از من جدا نخواهی شد ..

    هلیا ! به من باز گرد !
    و مرا در محبس بازوانت نگهدار !
    و به اسارت زنجیرهای انگشتانت درآور !
    که اسارت درمیان بازوان تو چه شیرین است !

    سپر باش میان من و دنیا
    که دنیا درتو تجلی خواهد کرد
    هلیا حدیث غریب دوست داشتن را اینک از زبان کسی بشنو که به صداقت صدای باران بر سفال ها سخن می گوید ..
    و بس - که به سرود نام تو بیندیشم و در انتظار قدم های تو بر برگهای خشک پاییز بنشینم ..
    هلیا
    هلیا
    هلیا ...



    { نادرابراهیمی }
    بار دیگر شهری که دوست می داشتم


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  26. 1
  27. #869
    Fereshte

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    14,957
    8,838
    7,662

    پیش فرض

    يک روز سرانجام با تو

    وداعی آبی می کنم

    می دانم


    روزی از من خواهی پرسيد


    مگر وداع هم رنگ دارد


    آن هم به رنگ آبی


    من در جواب تو


    فقط چشمانم را می بندم


    سالی که بر من و تو گذشت


    فقط 365 روز نبود


    جمعه ها را بايد دو روز حساب کرد ...
    عاشقانه هایت را نشانم بده!
    مگر یک زن چقدر می تواند حسرت ِ لمس ِ دستانتْ ميان ِ موهايش را ، در رمان ها بخواند ....!؟
  28. 1
  29. #870
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض



    کی گفته وقتی نبودی من هزار بار خیره شدم به صفحه ی گوشی...

    کی گفته چندین بار عکسات رو نگاه کردم...

    کی گفته چند صد بار پیامهای تو رو خوندم...

    کی گفته دلم تنگ شد...کی گفته دلم میخواست باشی؟...

    من منتظر نبودم...

    من خیلی خسته تر از اون هستم که منتظر باشم...



    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  30. 1
صفحه 58 از 61 نخست ... 83848535455565758596061 آخرین
نمایش نتایج: از 856 به 870 از 901

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •