ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 59 از 61 نخست ... 939495455565758596061 آخرین
نمایش نتایج: از 871 به 885 از 901
  1. #871
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,589
    13,872
    21,859

    پیش فرض

    باور کن آسان نیست زنی را فهمیدن که دوست داشتن را هر روز برای خودش دیکته می کند
    تا مبادا از یاد ببرد که دوست داشتن رسم خودش را دارد؛
    دیکته می کند تا یادش بماند هر بار که او را دید، دلش "باید" بلرزد،
    دستانش نیز
    که این "باید" برای خودش است
    که مبادا یادش برود اگر جایی، کسی، غیر از او، خواست برایش حرف از دوست داشتن بزند،
    دلش، دستش، لحن حرفهایش نشان بدهد که اینجا کسی در من دارد حکومت می کند.

    آسان نیست فهمیدن زنی که کاری به کار مکان و زمان ندارد؛
    همیشه خدا باید قربان صدقه برود،
    شیطنت کند
    و او را در هر شرایطی لبریز از دوست داشتنش کند.
    می دانی؟
    این زنها کم اند شاید،
    اما اگر باشند،
    عمر دوست داشتن هایشان طولانی ست.
    جنس دوست داشتن هایشان حقیقی ست.
    بگذار رازی را به تو بگویم:
    آنها حتی اگر نباشی،
    آنقدر ماهرانه با تو زندگی می کنند که گویی سالهاست کنارشان داری زیر یک سقف روزگار می گذرانی.
    زنهایی هستند که فهمیدنشان آسان نیست،
    اما بودنشان به تو می فهماند معنای زندگی را...



    (عادل دانتیسم)


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  2. #872
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    13,524
    11,065
    21,716

    پیش فرض

    کنده می*شود از جا
    هواپیما
    مانندِ دلِ من
    هنگام دیدن مهمان*داری
    که عجیب شبیه توست

    مهمان*دار می*شدی اگر،
    مسافران از تماشایت دل نمی*کندند و
    خلبان حتا
    درِ کابین خود را نمی*بست
    تا هر از گاهی ببیندت
    وقتی با لب*خند
    زیر سرِ پیرمردی خفته، بالشت می*گذاشتی
    همه لیوانی آب از تو می*خواستند
    و می*دانستند
    گرفتن آبِ طلب کرده هم از دست تو
    مُراد است.

    چرا از یادت نمی*برم؟
    چرا تو از پس هر چیزی سرک می*کشی؟
    چرا نمی*توانم بی*دغدغه باشم،
    مانندِ مسافری که شانه به شانه*ام خرناس می*کشد؟
    ...

    در دوهزار پایی کنار توام
    حتا وقتی همان مهمان*دار
    با لب*خند می*پرسد:
    «ـ چای یا قهوه؟»
    و من
    با خاطره*ی چشمانت
    قهوه*ی تلخ می*نوشم.

    "یغما گلرویی"
    روباه گفت :
    باید خیلی حوصله کنی. اولش کمی دورتر از من به این شکل لای علف ها مینشینی،
    من زیرچشمی نگاهت میکنم و تو لام تا کام هیچی نمیگویی
    - چون کلمات سرچشمه ی سوءتفاهم ها هستند -
    عوضش میتوانی هر روز یک خرده نزدیکتر بنشینی.

    شازده کوچولو
  3. #873
    moonlight74
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2013
    نوشته ها
    5,153
    1,663
    3,194

    پیش فرض

    هوا بیــ خاطره شد
    وقتی انگشتانتــ رویاهایمــ را رها کرد و رفتــ
    به منــ نگاه کنــ
    که روزی به دنبال تعبیر رویای پاکــ خنده هایتـــ از گذرگاه احساســ های گمشده
    به سویت دویدمــــ
    و تو تنها برگشتیــ و لبخند زدی....
    واکنون این منمــ
    که سرشار از حجم تردید بودنمـــ
    که حتی سایه امــ شبیـــ بی هیچــ بهانه
    در امتداد حصار تنهاییمـــ ناباورانه رفتـــ
    وتو پراز تکرار نبودنیــ..
    به منــ نگاه کنـ
    به منــ که رویایــ بودنتـــ را
    درچهار چوب یادگاری نگاهتــ
    قابــ گرفته امــ
    سال هاستـــ ...
    من دوستدارعجایبم!
    با من باش بگذار دنیایم جور دیگری باشد
    عجیب، ذوق انگیز، دوست داشتنی
    با تمامِ تو!
    چیز زیادی که نمیخواهم..


  4. #874
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض


    می توان تلخ تر از دوری ات
    اندوهی را تصور کرد؟
    گُمان می کنم نه!
    وَ اما جواب تو آری ست ..
    می شد تورا نداشت
    می شد پیش تر از اینها
    دستت را از دست داد ..
    تو از من جلوتر ایستاده ای
    به اندازه ی خوابِ نوزادی در گهواره
    به قدری که آفتابِ فردا را پیش از من نوازش کنی
    تو راست می گفتی
    می شد تلخ تر هم این روزها می گذشت
    بماند که این فصل
    بی تو گذشت ..



    سید محمد مرکبیان



    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  5. #875
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,589
    13,872
    21,859

    پیش فرض

    بانوی غروبهای بی*رمق!
    کاغذ و قلم چیز مسخره*ای است
    وقتی که این سطرها در کنار فنجان قهوه*ای سرد خاک می*خورند.
    قرار ما ساعت 5 نمی*دانم کدامین روز،
    وقتی که آفتاب از شانه*های تو سُر می*خورد
    و کولیان مست در سرم فریاد می*کشند.
    ساعت 5 نمی*دانم کدامین روز.
    چشمانت را هم بیاور
    که گنجشکها از آن آب می*خورند
    و دستانت را که به واژه*های من نان نان می*داد.



    (علی پارسایان)


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  6. #876
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,589
    13,872
    21,859

    پیش فرض

    مردی که دهان دارد
    اما حرف نمی*زند
    لب دارد
    اما نمی*بوسد
    مردی که با بینی*اش هیچ چیزی را نمی*بوید
    با گوش*هایش چیزی را نمی*شنود
    مردی
    با چشمان غمگین
    و بازوان بلند
    که نمی*داند
    چگونه به آغوش بکشد

    مترسکی
    که گنجشک*های من را
    فریب داده است

    مرام المصری


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  7. #877
    | Hani_93 |

    کوچولو ثبات یافته

    تاریخ عضویت
    January 2015
    محل سکونت
    تهـران :)
    نوشته ها
    63
    855
    207

    پیش فرض



    تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی
    اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی

    آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
    از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی

    پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
    فیروزه و الماس به آفاق بپاشی

    ای باد سبک سار مرا بگذر و بگذار
    هشدار که آرامش ما را نخراشی

    هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم
    اندوه بزرگی ست چه باشی، چه نباشی

    علیرضا بدیع



    هـواخـواه توامـ
    جانـا و مـیـ دانمـ که میـ دانـی
    :)

  8. 2
  9. #878
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,589
    13,872
    21,859

    پیش فرض

    کودکانه دل باخته ات شدم

    زنانه دزدیدمت

    و دخترانه با تو خوابیدم

    حالا هم مردانه حفظت می کنم

    من برای آنکه با تو باشم

    آدم های زیادی بوده ام.




    ستاره چگینیان


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  10. #879
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    17,589
    13,872
    21,859

    پیش فرض

    تمام دلخوشیم
    زنیست که از من
    توی عکسهای قدیمی مان مانده
    از من زنی هنوز
    توی
    آلبومهای کنج کمد
    با تو خوشبخت است
    دست هیچ کس
    به او نمیرسد
    زنی
    دستت هنوز دور گردنش
    زنی
    دستت تا همیشه دور گردنش
    زنی
    دستش
    دور
    زندگی
    به مرگ
    بگو
    میتواند اگر
    تورا
    ازو هم بگیرد


    رويا شاه حسین زاده


    +

    غافل مشو زِ سنگ مکافات روزگار ..
    در عمر خویش اگر دل موری شکسته ای !
  11. #880
    moonlight74
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2013
    نوشته ها
    5,153
    1,663
    3,194

    پیش فرض

    حرف بزن
    می خواهم صدایت را بشنوم
    تو باغبان صدایت بودی
    و خنده ات دسته کبوتران سفیدی
    که به یکباره پرواز می کنند.
    تو را دوست دارم
    چون صدای اذان در سپیده دم
    چون راهی که به خواب منتهی می شود
    تو را دوست دارم
    چون آخرین بسته سیگاری در تبعید...!
    من دوستدارعجایبم!
    با من باش بگذار دنیایم جور دیگری باشد
    عجیب، ذوق انگیز، دوست داشتنی
    با تمامِ تو!
    چیز زیادی که نمیخواهم..


  12. #881
    moonlight74
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    September 2013
    نوشته ها
    5,153
    1,663
    3,194

    پیش فرض

    نمی خواهم چیزی بگویم


    شکایتی کنم


    نمی خواهم


    با چشمانی خیس


    آغوش دوستی را جستجو کنم


    ...تنها

    می خواهم


    دمی...


    سر بر شانه ای بگذارم


    و لختی احساس آسودگی کنم

    نمی خواهم چیزی بشنوم


    نوازشی بپذیرم


    تنها


    دمی


    بر شانه ای...



    من دوستدارعجایبم!
    با من باش بگذار دنیایم جور دیگری باشد
    عجیب، ذوق انگیز، دوست داشتنی
    با تمامِ تو!
    چیز زیادی که نمیخواهم..


  13. #882
    negar-p30today
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    December 2014
    محل سکونت
    شیــــــــــــراز
    نوشته ها
    6,117
    4,319
    2,153

    پیش فرض


    ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺩﯼ ؛ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﺯﺩﯾﺪﯼ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﭘﮋﻣﺮﺩﯼ ؛ دستانی ﮐﻪ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯽ ﻧﺎﻥ ﻭ ﻧﻤﮑﯽ ﮐﻪ ﺧوردی ؛حتی ﻧﻤﮑﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﮑﺴتی
    ﻫﻤﻪ ... ﺣﻼﻟﺖ ﺑﺎﺷﺪ
    ﺟز " ﻟﺮﺯش ﺩﻟﻢ ﺩﺭﺍﻭﻟﯿﻦ نگاه"ﺣﺮﺍﻣﺖ ﺑﺎﺷﺪ !
    ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ
    ما دَر به دَر
    دنبال آرامشیم!

  14. #883
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,269
    10,703
    26,362

    پیش فرض


    هیـچ چیـز اینروزهــا آرامم نمی کنــد

    نه
    بـودن کمرنگـــت

    نه گریــه های شبانــه ام

    نه درد دل کردنــم با دیــــوار!

    نه دیـوان فــروغ

    چیزی در درون مـن
    فــــرو ریختــــــه است...


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  15. #884
    Fereshte

     

    معاون کل کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    پایتخت
    نوشته ها
    14,957
    8,838
    7,662

    پیش فرض

    به من تَلنگُری بزن

    شاید از این خوابِ تکه پاره بپَرَم


    نیمه خالی لیوانم تَرَک خورده


    هنوز چایم را نخورده بودم


    که پاییز بی خداحافظی رفت


    و تقویم را تلخ قورت دادم


    نردبانی به سمتِ چشمهایت بگذار


    این "زمستان" سردتر از همیشه خواهد بود.
    عاشقانه هایت را نشانم بده!
    مگر یک زن چقدر می تواند حسرت ِ لمس ِ دستانتْ ميان ِ موهايش را ، در رمان ها بخواند ....!؟
  16. #885
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    گاهی وقتا لازمه آدم به اونایی که با نامردی میذارن و میرن بگه:

    "همیشه بهترین ها مال من بوده و هست،
    اگر مال من نشدی بدان بهترین نبودی"


    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


صفحه 59 از 61 نخست ... 939495455565758596061 آخرین
نمایش نتایج: از 871 به 885 از 901

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •