ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 6 از 61 نخست ... 234567891011162656 ... آخرین
نمایش نتایج: از 76 به 90 از 901
  1. #76
    mahdiab_2000
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    1,805
    2,487
    1,581

    پیش فرض

    هوس گناه دارم امشب. گناهي كه قرن ها قبل پدرم مرتكبش شد. آدم... گناهي كه حوا او را مجبور به انجام دادنش كرد. چه زيباست وقتي حوايت تو را به گناه فرا ميخواند. گناهي كه حتي خدا هم آرزو ميكند كه كاش انسان بود و ميتوانست مرتكبش شود. مطمئنم، قبطه ميخورد. آري گناهان زيبا مقدسند و بسيار پر عذاب. عذابي كه به مانند مستي شراب است. مانند سرفه ي بعد از سيگار. اين مازاد لذت است كه لذت را معني ميدهد. و اگر حوايي تو را وادار به انجام گناه كند، لذتش چندين برابر ميشود.
    يقين دارم هرگز كسي اينگونه فجيع كشتن خود بر نخاسته بود كه امشب من تصميم به ارتكاب اين گناه را دارم. تنها راه رهايي از آتش جهنم، همانا ارتكاب اين گناه است. رهايي از آتش جهنم و نويد گرماي بهشت. بهشت من... بهشتي كه من در ذهنم دارم. نه بهشت ديگران كه به خاطرش به جهنم خود خو كرده اند كه همانا از بهشت گندشان مرا جاودانه بي نصيبي باد!
    براي ورود به بهشتم بايد مرتكب اين گناه شوم... حوايي بايد باشد...
    -------------------------------
    نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست
    نفسم = تو
  2. #77
    نگاه صبح
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    December 2011
    محل سکونت
    ساحل تنهاییام
    نوشته ها
    201
    76
    107

    پیش فرض

    گوشهایم را می گیرم...
    و چشم هایم را می بندم...
    و زبانم را گاز می گیرم..
    ولی...
    حریف افکارم نمی شوم...
    چقدردردناک است...
    فهمیدن ...!
    نوازشم کن
    نترس تنهایی ام واگیرندارد....
  3. #78
    neginalmas
    كوچولو رسمي
    کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    November 2010
    محل سکونت
    زير چتررنگين كمون خدا
    نوشته ها
    4,257
    1,726
    2,055

    پیش فرض


    یکــ دوستـتـــ_دارمــ

    حتــی ازنـوعــِـ شُـل و ولـشـــ

    از جانبــِـ تــو

    قـوامـ مـی بـخشـد

    به وجودتـــ در دلـمــ

    . . . . . .

    کاشــ بـفهمـی!
    سپيـــده كه سر بــزند
    دراين بيشه زارخـــــزان زده
    شايد گلــي بــرويـد
    شبيــه گلي كه دربهــــار رويـيــده
    پس بـه نــام زندگــي
    هرگز مگو هرگــــــز....!
  4. #79
    اشک
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    December 2011
    محل سکونت
    کوچه پس کوچه های سکوت
    نوشته ها
    12,705
    5,643
    9,477

    پیش فرض

    دلم برات تنگ شده.....اما من...من میتونم این دوری رو تحمل کنم... به فاصله ها فکر نمیکنم ...... میدونی چرا؟؟ آخه... جای نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام میتونم استشمام کنم....رد احساست روی دلم جا مونده ... میتونم تپشهای قلبت رو بشمارم...........چشمای بیقرارت هنوزم دارن باهام حرف میزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نیستی؟؟چطور بگم با من نیستی؟؟آره!خودت میدونی....میدونی که همیشه با منی....میدونی که تو،توی لحظه لحظه های من جاری هستی....آخه...تو،توی قلب منی...آره!تو قلب من....برای همینه که همیشه با منی...برای همینه که حتی یه لحظه هم ازم دور نیستی...برای همینه که میتونم دوریت رو تحمل کنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ میشه...هر وقت حس میکنم دیگه طاقت ندارم....دیگه نمیتونم تحمل کنم...دستامو میذارم رو صورتم و یه نفس عمیق میکشم....دستامو که بو میکنم مست میشم...مست از عطر ت. صدای مهربونت رو میشنوم ...و آخر همهء اینها...به یه چیز میرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگیم بر طرف میشه...اونوقت تو رو نزدیکتر از همیشه حس میکنم....اونوقت دیگه تنها نیستم
    حالا من این تنهایی رو خیلی خیلی دوسش دارم.. به این تنهایی دل بستم...حالا میدونم که این تنهایی خالی نیست...پر از یاد عشقه.. پر از اشکهای گرم عاشقونه ...
    هيچ وقت واسه نگه داشتن كسى كه ؛ تفاوتت رو با بقيه نمى فهمه ! تلاش نكن ... !!!
  5. #80
    نگاه صبح
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    December 2011
    محل سکونت
    ساحل تنهاییام
    نوشته ها
    201
    76
    107

    پیش فرض

    ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست
    چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست
    از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام
    ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست.
    نوازشم کن
    نترس تنهایی ام واگیرندارد....
  6. #81
    M@RY@M
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    March 2012
    محل سکونت
    خونه
    نوشته ها
    773
    2,480
    523

    پیش فرض

    مرد ها سکوت نمي کنن...!
    **فقط داد ميزنن**...

    نمي تونن وقتي که ناراحت هستن...!
    گريه کنن و بهونه بگيرن...!
    فقط داد ميزنن...!
    ... ... اونا نمي تونن به تو بگن من رو بغل کن تا آروم شم...!
    فقط داد ميزنن...!
    نمي تونن بگن دلشون مي خواد تو آغوشِ تو گريه کنن...!
    فقط داد ميزنن...!
    ممکنِ خيلي تو رو دوست داشته باشن...!
    اما نمي تونن صداشون رو مثل دختر بچه ها کنن و جيغ بزنن و بگن...!
    عاشقتم...!
    فقـــــــــــط داد ميزنن...!
    اون همه اينا رو قورت مي ده که بگه يه مردِ...!
    يه آدمِ محکم که مي تونه تکيه گاهت باشه...!
    اما تو نگاه به قوي بودنش نکن...!
    چون فقط داد ميزنه...!
    از دادش دلگير نشو...!
    تو قلبش يه بچه زندگي ميکنه...!
    که پاکتر و رويايي تر از هر زنيه...!
    گاهي دلش اونقدر ميگيره که فقط...!
    داد ميـــــــــــــ ـــزنه...!
    عاشـق شــدن

    قشنـگ تــریـن اشتبــاهـی است کــه اتفــاق افتـــاده ،

    از لیــلی تــا همیشــه ..
    .
  7. #82
    hajie
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    قزوین
    نوشته ها
    2,062
    5,238
    1,969

    پیش فرض

    برای تو میمیرم … تو وانمود کن که تب کرده ای …
    همین کافیست … !
    نامه ام را با همین عنوان بپذیر
    هر صبح پلک هایت .....
    فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند...
    سطر اول همیشه این است:خدا همیشه با ماست...
    پس بخوانش با لبخند......!!
  8. #83
    hajie
    کوچولو رسمی

    کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    قزوین
    نوشته ها
    2,062
    5,238
    1,969

    پیش فرض

    آنچنان میل تو دارد دل من،
    كه اگر نامه رسان گرگ بیابان باشد،
    قدمش میبوسم
    هر صبح پلک هایت .....
    فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند...
    سطر اول همیشه این است:خدا همیشه با ماست...
    پس بخوانش با لبخند......!!
  9. #84
    قابوس
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    همين جا
    نوشته ها
    251
    101
    14

    پیش فرض

    [size="2"]سلام. اولين روز باراني را به خاطر داري ؟غافلگير شديم .چتر نداشتيم.خنديديم.دويديم.
    وبه شالاپ شولوپ هاي گل آلود عشق ورزيديم.
    دومين روز باراني چطور؟
    پيش بيني اش را كرده بودي
    چتر اورده بودي
    من غافلگير شدم
    سعي ميكردي من خيس نشوم
    وشانه سمت چپ تو كاملا خيس بود

    سومين روز چطور؟گفتي سرت درد مي كند
    حوصله نداشتي سرما بخوري چتر را كاملا بالاي سر خودت گرفتي
    وشانه راست من كاملا خيس شد

    وچند روز پيش را چطور؟به خاطر داري؟
    كه با يك چتر اضافه آمدي
    ومجبور بوديم براي اينكه پين هاي چتر توي چش وچالمان نرود دوقدم از هم دورتر برويم
    فردا ديگربراي قدم زدن نمي آيم.
    تنها برو[/size]
    ویرایش توسط قابوس : 2012.05.20 در ساعت 23:37
  10. #85
    قابوس
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    همين جا
    نوشته ها
    251
    101
    14

    پیش فرض

    زيبايي زندگي در آنچه بدست آورديم نيست...زيبايي به راهيست كه رفته ايم .
    ما درهيچ سرزميني زندگي نميكنيم .ما حتي بر كره زمين هم زندگي نمي كنيم .منزل ما قلب كساني است كه دوستشان داريم.
    پس تو را دوست دارم زياد
  11. #86
    نگاه صبح
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    December 2011
    محل سکونت
    ساحل تنهاییام
    نوشته ها
    201
    76
    107

    پیش فرض

    تو رفته ای
    هنوز چشمانم بدنبال توست


    از وقت رفتنت
    چو نا بینایی
    با عصایی سپید راه می روم


    برگرد
    میخواهم دنیا را ببینم....!
    نوازشم کن
    نترس تنهایی ام واگیرندارد....
  12. #87
    نگاه صبح
    کوچولو در حال تلاش فعال شدن

    تاریخ عضویت
    December 2011
    محل سکونت
    ساحل تنهاییام
    نوشته ها
    201
    76
    107

    پیش فرض

    کسی رو میخوام که وقتی گفتم میرم ؛


    بگه : "صبر کن منم باهات بیام"،


    تنها نرو ... !!
    نوازشم کن
    نترس تنهایی ام واگیرندارد....
  13. #88
    mahdiab_2000
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    October 2008
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    1,805
    2,487
    1,581

    پیش فرض

    در با تو بودن های خیالی پرسه میزنم..!
    لبخندهای پی در پی،دزدکی نگاه کردن هایم به چشمانت..
    رنگ عوض کردن هایم وقتی لبخند می زنی..!
    نمی دانم چرا به جای تو فکر میکنم!?!
    احساس می کنم دوستم داری اما به رویم نمی آوری
    چه حدیث های نا گفته ای که بهر گیسوانت،مهربانیت نسروده ام.
    اما مجال گفتنم نیست که نیست...!
    نمی دانی که چقدر دست و پایم گم میشود وقتی می بینمت...!
    چقدر دلگرم نوازشت میشوم ای زیباترین یار!
    میخواهی کمی صمیمی تر باشیم ؟
    بیخودی بخندیم برای هم؟
    میخواهی کمی....
    کمی که نه،زیاد کودکوانه رفتار کنیم؟!
    چرا شرمانه با آن حالت معصوم دخترانه ات میخندی؟
    دیوانه ام مگر؟!
    دلت چرا لک نمی زند به بوسه هایم؟ چرا آغوشم را پس میزنی؟
    نکند قهری با من ای دلبرک طناز؟
    اصلا یا جای من هست در کنارت یا جای یادم..!!!
    دیوانه میشوی.....
    ای جان دلکم
    ....بیا
    ......بیا
    در آغوشم تا بگویم که
    چقدر...............! ...........................
    جانم؟
    چقدر چی؟
    دوباره میخندی...!!
    آهای دیوانه!
    دستم را نمیگیری؟
    راستی!
    آن انگشتری را که از خوشه های گندم برایت ساخته بودم را دوست داشتی؟
    میخواهی بخندانمت؟
    بروم بالای درخت؟!
    فریاد بزنم که دوستت دارم؟!
    همانند فیلم های هندی میخواهی قهرمانانه با خودم برمت به شهر عشق؟"
    دوباره خندیدی....!
    درست هست که خیال برداز زلفهایت هستم ای نگار
    اما بدان دیوانه وار در حقیقت دوستت دارم!
    جانم؟!
    دوباره بگویم؟
    مگر نشنیدی؟
    آهان فهمیدم!
    چشم دوباره میگویم اما می دانم که می دانی!
    دوستت دارم ،در حقیقت دوستت دارم
    -------------------------------
    نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست
    نفسم = تو
  14. #89
    Aylin216
    کوچولو در حال فعال شدن

    تاریخ عضویت
    April 2012
    محل سکونت
    ...
    نوشته ها
    122
    4
    56

    پیش فرض

    من نامه عاشقانه ام بازم کن/ محتاج کمي نوازشم نازم کن
    هرچند که سکه اي سياهم اي عشق/ درقلک سينه ات پس اندازم کن
    سرزمين من جايى است كه به هركس بيشترعشق ومحبت بدهيد زودترازشمافاصله ميگيرد...
  15. #90
    Bahar

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    شهر من غربت ؛ دیار ِ بی کسی
    نوشته ها
    23,968
    2,106
    6,415

    پیش فرض

    نه کلیسایی ست
    نه صندلی داغی.
    گناهی ندارم
    ناگفته هایم را
    اعتراف میکنم اما.
    تا تو بدانی
    ومن سبک روح شوم:
    اعتراف میکنم
    که مدتهاست عاشقم ولی
    عادت نکرده ام
    هنوز به اعجابش.
    اعتراف میکنم که
    تویی که فقط
    دلم را میلرزانی...
    به شوق،
    به عشق،
    و به بغض...





    اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که


    هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.

    منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،

    بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.

    چون تو می دانی بی معناست

    و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،

    تقریبا معنایی به آن می دهد!

    می دانی منظورم چیست؟

    بدبینیِ خوش بینانه!


صفحه 6 از 61 نخست ... 234567891011162656 ... آخرین
نمایش نتایج: از 76 به 90 از 901

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •