ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 18 نخست 123456712 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 261
  1. #16
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,918
    7,131
    16,816

    پیش فرض

    شما می توانید با استفاده از پازل های ساده، از سن پایین عادت فکر کردن را در کودک تقویت کنید.

    بسیار مفید خواهد بود که کودک شما بتواند الگوهایی از وقایع زندگی، اعم از الگوهای برنامه ریزی و سیاست گذاری و نیز الگوهای طراحی و راهبردی، استنتاج و ترسیم کند. شما می توانید با استفاده از پازل های ساده، از سن پایین این عادت فکر کردن را در کودک تقویت کنید.
    از کودک خود بخواهید روی یک تکه کاغذ نقاشی بکشد و سپس از او بخواهید آن را به کمترین تعداد، یعنی دو قسمت ببرد و مجددا با استفاده از آن دو قسمت تصویر اصلی را بسازد، و بعد آن را به بیشترین تعداد ببرد و همین کار را انجام دهد. به تدریج که کودک تان بزرگ تر می شود می توانید نقاشی های مفصل تری بکشید و مانند یک پازل پیچیده آن را به قطعات بیشتری تقسیم کنید.

    شما می توانید با خواستن از کودک تان که صورت های شاد و صورت های غمگین بکشد به او کمک کنید تا با احساس های خود ارتباط برقرار کند و احساس های دیگران را بشناسد. عکس های افراد مختلفی را که می شناسد به او نشان دهید و از او بخواهید احساس افراد داخل عکس را بیان کند. این کار به کودک شما کمک می کند تا نه تنها احساس های مختلف را بشناسد، بلکه با دیگران همدلی کند و ارتباط نزدیک تری با آنها برقرار سازد. بعدا می توانید او را با روزنامه ها مختلف آشنا کنید. بعضی از بچه ها حتی در بین هجده ماهگی به تماشای مجله های رنگی علاقه دارند و نام اشیایی را در آنها می گویند و به چیزهایی که نام آنها گفته می شود اشاره می کنند.

    در سنین بالاتر می توان چهره ها را به آنها نشان داد و سوال هایی مانند فکر می کنی آن شخص چه احساسی دارد؟ یا چهره او چه احساسی را نشان می دهد؟ از آنها پرسید. آنگاه می توان درباره اینکه چطور می توان با آنها همدردی کرد و یا آنها را آرام کرد، صحبت کرد. وقتی کودک تان کمی بزرگ تر شد می توانید آدمک هایی بکشید و از او بپرسید وضعیت های مختلف آنها از نظر احساسی چه مفهومی دارد. بعدا از کودک خود بخواهید آدمک هایی بکشد و احساس های مختلف آنها را نشان دهد. از نقاشی برای گسترش دید کودک خود از جهان نیز می توانید استفاده کنید.




    یک فکر خیلی ساده این است که وقتی آب از دست تان می ریزد چه اتفاقی می افتد شما و کودکتان می توانید یک نقاشی بکشید که در آن یک ظرف آب واژگون شده و آب آن روی کف اتاق ریخته و یک حوضچه کوچک ساخته است. یا از لبه میز به صورت قطره ها و ترشح های درشت روی کف اتاق می ریزد. این نوع تمرین ها حافظه کودک شما را تقویت می کند و ادراک های او را از دنیای اطراف عمق می بخشد. هر وقت که مشغول گفتن یا نوشتن داستان هستید یا زمانی که کودک تان آنقدر بزرگ شده است که این کارها را خودش انجام دهد، همیشه از او بپرسید که آیا می توان قسمتی از داستان را به تصویر کشید.

    ابتدا به او کمک کنید و بعدا از او بخواهید تصویری بکشد تا آنچه را در مخیله خود دارد تجسم کند وآن را با تصاویر نشان دهد، نه فقط با کلمات، حتی در حین گفتگو می توانید موضوع تصاویر ذهنی را مطرح کنید و او را وادار کنید تصویر ذهنی خود را با کلام ونه فقط با نقاشی بیان کند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  2. #17
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,918
    7,131
    16,816

    پیش فرض

    انگشت مکیدن علل و راهکارها

    منبع ندای مشاوره)علل انگشت مکیدن

    1. حسادت

    2. افسردگي


    3. تغييرات جديد ناخوشايند در زندگی


    4.تولد يك بچه جديد


    5. ترس از والدين


    6. رفتن به كودكستان و مدرسه و غيره


    7. عدم ارضاء در دورة شير خوارگي



    روش های تعدیل و درمان انگشت مکیدن


    1. اصلاح غير مستقيم و واداشتن او به كارهاي مورد علاقه اش


    2. محبت و توجه لازم


    3. متوجه كردن كودك به اسباب بازي و شركت دادن او در فعاليتها و بازیها
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  3. #18
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,918
    7,131
    16,816

    پیش فرض

    8 روش برای متوقف کردن دعوای بچه*ها

    1. دعوای بچه*ها را نادیده بگیرید. البته این توصیه باید با این احتیاط همراه باشد که در دعوای آنها با هیچ آسیبی (جسمی، احساسی یا فکری) همراه نباشد. در این موارد حتماً باید مداخله کنید. اما بیشتر دعواهای بچه*ها فقط کل*کل و مشاجره عادی است و مداخله والدین فقط حل کردن مشکل توسط خود بچه*ها و آشتی کردنشان را کندتر می*کند. خیلی وقت*ها دعوا کردن راهی برای بچه*ها برای جلب توجه است و برای بعضی از آنها، توجه منفی از توجه نکردن بهتر است. اگر والدین دعوای آنها را نادیده بگیرند و اجازه ندهند آن به مرکز خانه تبدیل شود، آنها دیگر دلیلی برای دعوا کردن نخواهند داشت. مادری بود که یکی از اتاق*های خانه را اتاق دعوا نامیده بود و هروقت بچه*ها می*خواستند دعوا کنند او از آنها می*خواست که به آن اتاق بروند و تازمانیکه مشکلشان را حل نکرده*اند از اتاق بیرون نیایند. تنها دلیلش هم این بود که دوست نداشت سروصدا و مشاجره بشنود.

    2. در برخورد با رفتارها و دعوای بچه*ها، حفظ برابری دو طرف ضروری است.
    یکی از دام*هایی که ممکن است والدین در آن گرفتار شوند این است که تلاش کنند بفهمند چه کسی دعوا را شروع کرده است، و کی چه گفته است و بعد چه چیز باعث بدتر شدن دعوا شده است. جانب*گیری کردن یا تعیین مجازات*های متفاوت زمینه را برای برچسب قربانی و قلدر زدن فراهم می*کند. در اکثر موارد، مجازات بچه*ها باید یکسان باشد: بدون هیچ استثنا. هدف باید این باشد که میل به برد و باخت را در دعواهای بچه*ها از بین ببرید.

    3. به بچه*ها راه*هایی آموزش دهید که با آرامش و همکاری برای مشکلاتشان راه*حل پیدا کنند.
    حتی بچه*های خیلی کوچک مسائل ابتدایی عدالت و جنگ نکردن را درک می*کنند. درمورد دعوا کردن و راه*های دیگر برای حل مشکلات با فرزندانتان صحبت کنید. همیشه قوانینی برای کارهایی که برای حل مشکلاتشان می*توانند بکنند و نمی*توانند بکنند تعیین کنید )مثلاً داد کشیدن، گریه کردن، زد و خورد). از آنها بخواهید ایده*های خود را مطرح کنند و بعد امتحانشان کنند. ممکن است از راهکارهایی که پیشنهاد می*کنند متعجب شوید ولی آنها خودشان خوب می*دانند که چه چیزی برایشان موثرتر است. بچه*های یک خانواده همیشه سر اینکه شب چه فیلمی تماشا کنند دعوا داشتند. والدین گفتند که دخالتی در این قضیه نمی*کنند اما هر فیلمی که هر دو بچه*ها تمایلی به دیدن آن نداشتند را در لیست "ندیدنی*ها" قرار می*دادند. اگر بچه*ها همه فیلم*هایی که پیشنهاد می*شد را رد می*کردند، آنوقت آن شب بدون دیدن فیلم باید می*خوابیدند. بعد از اینکه این اتفاق یکبار افتاد، خواهر و برادر تمایل بیشتری برای توافق کردن سر یک فیلم پیدا کردند.

    4. وقتی بچه*ها با هم کنار می*آیند، آنها را تشویق کنید.
    تحسین و تمجید کمک بسیار زیادی به ایجاد رفتارهای مثبت در بچه*ها دارد. رمز کار این است که دعوای آنها را نادیده گرفته و وقتی درست رفتار می*کنند به آنها توجه کنید. بچه*ها خیلی زود متوجه این موضوع می*شوند.

    5. الگوی خوبی باشید.
    وقتی خودتان مدام با هم دعوا کنید، نمی*توانید انتظار داشته باشید که بچه*هایتان اصلاً با هم دعوا نکرده و خوشرفتاری کنند. والدین باید الگوی بچه*ها در طریقه برخورد و رفتار با هم باشند.

    6. در زمان*های فشار هم آرامش خود را حفظ کنید.
    بچه*ها با دقت می*بینند که والدینشان چطور در زمان عصبانیت، مخالفت با چیزی یا بررسی مشکلات رفتار می*کنند. در زمان*هایی که تحت فشار هستید هم خوددار باشید و خونسردیتان را حفظ کنید تا الگوی خوبی برای فرزندانتان باشید. اگر بچه*ها اینقدری بزرگ هستند که درک کنند، می*توانید با آنها درمورد احساسی که در زمان عصبانیت در بعضی موقعیت*ها دارند با آنها حرف بزنید. از بچه*ها بخواهید که نمایشی بازی کنند که مثلاً عصبانی هستند و از آنها بخواهید ببینند به جز دعوا کردن و داد کشیدن چه رفتارهای دیگری می*توانند از خود نشان دهند.

    7. بچه*ها به دلایل مختلفی با هم دعوا می*کنند و واکنش والدین به آنها در زمانیکه باید مداخله کنند به شکل دادن وضعیت دعوا کردن آنها در آینده کمک می*کند.
    اگر والدین داد بزنند، دست*پاچه شوند یا عصبانی شوند و از الفاظ زشت استفاده کنند، نتیجه این خواهد شد که آن رفتار آزاردهنده در دعواهای بچه*ها دوباره تکرار خواهد شد.

    8. سعی کنید موقعیت*های دعوا کردن را از بین برده یا به حداقل برسانید.
    همه دلایل دعوا کردن بچه*ها را پیدا کنید و تلاش کنید آن دلایل را از میان بردارید. اگر هر شب سر اینکه چه کسی روی چه صندلی بنشیند دعوا می*کنند، سعی کنید برای آنها سر میز جا مشخص کنید و بعد اگر لازم بود به صورت چرخشی جایشان را عوض کنید. آیا سر رنگ* چیزهای مختلف دعوا می*کنند؟ برای آنها رنگ ها*ی مشابه بخرید. اگر سر اندازه تکه پیتزا یا دسری که به آنها داده*اید این دعوا دارند، قانون بگذارید که کسی که به تکه کردن غذا کمک می*کند می*تواند خودش تکه موردعلاقه خودش را انتخاب کند. باید بدانید که چه زمان فرزندانتان در بدترین حالت خود هستند، مثلاً کی خسته یا گرسنه هستند یا روز بدی را پشت سر گذاشته*اند، و تا جایی که ممکن است موقعیت دعوای آنها را از بین ببرید. بچه*ها باید بدانند که آنها را به یک اندازه دوست دارید و صرفنظر از رفتارشان، به یک اندازه خاص هستند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  4. #19
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,918
    7,131
    16,816

    پیش فرض

    9 روش براي پرورش هوش کودک

    بازي براي هوش
    شطرنج، جدول، پازل و ديگر بازي*هاي فکري، همگي براي مغز کودک همچون ورزش هستند. بازي*هايي مانند سودوکو (جدول اعداد) علاوه بر اينکه مي*توانند سرگرمي *لذت*بخشي براي کودک شما باشند، تقويت*کننده توانايي تفکر استراتژيک، حل مشکلات و تصميم*گيري در وضعيت*هاي پيچيده هستند.

    انواع بازي*هاي فکري را در خانه داشته باشيد و علاوه بر اين، گاهي مسائلي را به طور خيالي طرح کنيد و براي حل اين مشکلات و مسائل ساختگي، از کودکان*تان کمک بخواهيد. بگذاريد با وضعيت*هاي دشوار و موقعيت*هاي پيچيده تصميم*گيري مواجه شده و راه*هاي پيشنهادي خود را براي حل مسائل به شما بازگو کنند.


    در جست*وجوي دانش باش

    محققين معتقدند که والديني که کودکان خود را به ارائه نظرات و ايده*هاي جديد تشويق کرده و کنجکاوي آنها را مورد توجه و احترام قرار مي*دهند، درس بزرگي به آنها داده*اند؛ اينکه «جست*وجوي دانش اهميت زيادي دارد». از کودکان*تان در زمينه سرگرمي*ها و علايقشان سؤالاتي بپرسيد و از کنجکاوي آنها حمايت کنيد، نکات و موارد جديد مربوط به سرگرمي*هايشان را به آنها ياد دهيد و براي تشويق کنجکاوي*هايشان، آنها را به گردش*هاي آموزشي ببريد. گردش در موزه*هاي تاريخي و طبيعي، رصدخانه و پارک*هاي حيوانات از اين جمله*اند.

    ورزش، ورزش، ورزش!

    مطالعات گروهي از دانشمندان آمريکايي نشان داده ارتباط مستقيمي* بين فعاليت*هاي ورزشي کودکان دبستاني و موفقيت تحصيلي آنها وجود دارد. بنابر تحقيقات اين گروه، شرکت کردن کودکان در فعاليت*هاي ورزشي، افزايش ميزان اعتماد به نفس، مهارت در کارهاي گروهي و توانايي*هاي مديريتي و رهبري را به دنبال دارد.

    همچنين در مطالعات آنها ثابت شده بيشتر زناني که در موقعيت کاري در نقش*هاي مديريتي و رياست موفق بوده*اند، در دوران کودکي و نوجواني در فعاليت*هاي گروهي و تيمي* ورزشي شرکت داشته*اند. پس به جاي اينکه پس از خوردن شام، جلوي تلويزيون لم بدهيد، بهتر است با کودکتان توپ*بازي کرده يا به پياده*روي برويد. بد نيست کودک خود را به شرکت در تيم*هاي ورزشي مدرسه*اش تشويق کنيد.


    الفباي موسيقي، الفباي هوش!

    شايد شنيدن سر و صداي ناهنجار کودکتان در حالي که مشغول تمرين نوازندگي و آموختن موسيقي است اصلا لذت*بخش نباشد اما بايد بدانيد که اين سرگرمي*لذت*بخش کودکان، يکي از مواردي است که نيمکره راست مغز آنها را پرورش مي*دهد.

    بنابر تحقيقات دانشمندان دانشگاه تورنتو، برنامه*ريزي دوره*هاي آموزش موسيقي براي کودکان منجر به افزايش ضريب هوشي و توانايي*هاي علمي* آينده آنها خواهد شد.


    هر چه سال*هاي آموزش موسيقي آنها بيشتر باشد، ميزان اين تاثير و افزايش هوش در آنها بيشتر خواهد بود. مطالعات انجام شده نشان مي*دهد که آموختن موسيقي در دوران کودکي باعث کسب نمره*هاي بهتر در دوران دبيرستان و ضريب هوشي بالاتر در دوران بزرگسالي مي*شود؛ پس اجازه دهيد موسيقي*دان دروني کودکتان خودش را نشان دهد.

    خيلي خوب است اگر او را براي دوره هاي عمومي يا خصوصي آموزش موسيقي ثبت*نام کنيد.

    شير مادر، عصاره هوش

    شير مادر اولين غذاي مغز کودک است. تحقيقات انجام*شده نشان مي*دهد که شير مادر از ? جهت براي کودک مفيد است؛ يکي اينکه از خطر احتمالي ابتلاي کودک به بيماري جلوگيري مي*کند و ديگر اينکه به تنهايي يک غذاي کامل براي نوزاد است. دانشمندان دانمارکي به اين نتيجه رسيده*اند که تغذيه نوزاد از سينه مادر، کودک را هم سالم*تر و هم باهوش*تر مي*کند.

    مطالعات ايشان نشان داده کودکاني که در دوران نوزادي ? ماه از سينه مادرشان تغذيه شده*اند، به نسبت آنهايي که يک ماه يا کمتر شير مادرشان را خورده*اند، بسيار باهوش*ترند. پس اهميت شير مادر بايد از ابتدا مورد توجه قرار گيرد چرا که علاوه بر تضمين سلامتي نوزاد، براي آينده او و رشد مهارت*هاي ذهني*اش هم مفيد خواهد بود.


    کامپيوتر در خدمت هوش

    شايد تعجب کنيد چون بازي*هاي کامپيوتري شهرت بدي پيدا کرده*اند و بسيار مورد انتقاد قرار مي*گيرند. بله، درست است که بسياري از آنها وحشيانه، بي*فايده و غيرفکري هستند اما ما در مورد انواعي از بازي*هاي کامپيوتري صحبت مي*کنيم که مهارت*هاي فکري و استراتژيک و قدرت تصميم*گيري و خلاقيت کودک را پرورش داده و کارگروهي را به او آموزش مي*دهند.

    امروزه در دنيا بعضي شرکت*هاي معتبر ساخت بازي*هاي کامپيوتري، در تلاش هستند تا بازي*هاي آموزشي*اي بسازند که پرورش*دهنده حافظه و توانايي*هاي ذهني کودکان خردسال (حتي کودکان نوپا) باشند. تحقيقات اخير نشان مي*دهد کودکاني که انواع بازي*هاي کامپيوتري آموزشي را بازي مي*کنند، نسبت به آنهايي که اين بازي*ها را تجربه نکرده*اند از قدرت درک و تجسم تصويري بيشتري برخوردارند.


    جالب است بدانيد معلمان بريتانيايي، امروزه در کلاس*هاي درسشان از انواع بازي*هاي کامپيوتري آموزشي استفاده مي*کنند.


    صبحانه يادت نره!

    نتايج معتبر تحقيقات دقيقي که در دهه ?? ميلادي انجام شده، نشان داده است که خوردن صبحانه باعث تقويت حافظه، تمرکز و قدرت يادگيري مي*شود. کودکاني که صبحانه نمي*خورند، معمولا زودتر خسته شده و کم*طاقت*تر و زودرنج*تر هستند. اين دسته از کودکان نسبت به آنهايي که روز خود را با خوردن صبحانه شروع مي*کنند، از سرعت عمل کمتري برخوردارند. با وجود کمبود وقت و برنامه*هاي روزانه شلوغ امروزي شايد، کمتر کسي فرصت پيدا کند که هر روز بنشيند و صبحانه مفصلي نوش جان کند. اما کودک خود را حتي فقط با خوردن يک ليوان شير هم شده، صبحانه*خورده، روانه مهد کودک يا مدرسه کنيد تا تمرکز بيشتري داشته باشد.

    خوب بخور تا باهوش بشي

    قند، چربي*هاي اشباع و ديگر خوراکي*هاي بي*فايده را از برنامه غذايي کودکان حذف کنيد و به جاي آن، مواد مغذي و مفيدي که به رشد ذهني آنها کمک مي*کند، جايگزين کنيد. سال*هاي اوليه دوران کودکي ـ به*ويژه ? سال اول ـ بسيار اهميت دارد و لازم است تمامي* مواد لازم را در رژيم غذايي کودک قرار دهيد.

    براي مثال رشد شبکه مغزي کودک نياز شديدي به ميزان کافي آهن دارد چرا که در کودکان دچار کمبود آهن، جريان اعصاب کند مي*شود. همچنين تحقيقات انجام شده نشان مي*دهد که ميزان مقاومت در برابر بيماري*ها در کودکاني که تغذيه سالمي* ندارند بسيار کم است. بنابراين تغذيه نادرست باعث مي*شود کودکان از مدرسه و همسالان خود عقب بمانند و دچار افت تحصيلي شوند. پس اگر مي*خواهيد کودکتان در مدرسه نمره بهتري بگيرد، به تغذيه او هم توجه کنيد.


    دوستي که هوش هديه مي*دهد

    کتاب يکي از روش*هاي مفيد قديمي *است که امتحان*اش را پس داده اما بعضي مواقع در مقابل روش*هاي تکنولوژيک امروزي براي تقويت هوش، دست*کم گرفته مي*شود؛ در حالي که کتاب قابل دسترس*ترين، کم*هزينه*ترين و در عين حال موفقيت*آميزترين روش براي آموزش و رشد ذهني کودکان در تمامي *سنين است. براي کودکان*تان از سنين پايين*تر کتاب خواندن را شروع کنيد. آنها را براي عضويت در کتابخانه ثبت*نام کنيد و کتابخانه منزلتان را پُر از کتاب کنيد.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  5. #20
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,918
    7,131
    16,816

    پیش فرض

    مفاهیم نقاشی کودکان


    نکات گوناگونی در نقاشی کودک وجود دارد که می تواند مفهوم خاصی داشته باشد. با آگاهی از این نکات ، شما پدر یا مادر گرامی می توانید تا حدودی با مفاهیم نقاشی فرزندانتان آشنا شوید و در صورت مشاهده نکته نگران کننده ، با مشاور بالینی یا مشاور آگاه ، ارتباط برقرار کنید و اطلاعات دقیق تری را به دست آورید.
    مشاور یا روانشناس بالینی ، با توجه به ویژگی های نقاشی و محتوای آن و نیز براساس توضیحات کودک در مورد نقاشی خود و رفتارهای او ، به نتایج دقیق تری می رسد.
    در این نوشتار به برخی از این مفاهیم اشاره می شود.
    مفاهیم خطوط :
    خطوط کمرنگ از یک سو ظرافت احساسات و معنویت را نشان می دهد ، و از سوی دیگر غالبا بیان کننده کمرویی ، اضطراب ، و پریشانی است.
    خطوط پر رنگ نشانه ی خشونت و گاهی واکنش در برابر ترس از ناتوانی ، اضطراب و پریشانی است
    خطوط معمولی امنیت و سازگاری را نشان می دهد
    خط خطی کردن چهره ای که کشیده ، به معنای محو عامل ترس است.
    مفاهیم شکل ها:
    کشیدن آدمک کوچک که به طور معمول در گوشه کنار کاغذ ترسیم می شود ، به معنای کم رویی است
    چشم های درشت ( دایره بزرگ ) که وسط آنها نقطه گذاشته می شود ، بیانگر ترس کودک می باشد.
    حذف برادر یا خواهر در نقاشی ، به معنای حسادت به آنهاست.
    مفاهیم رنگ ها:
    استفاده از رنگ های سیاه و تیره به معنای ترس ، اضطراب ، غمگینی و نا امیدی است
    رنگ خاکستری ، رنگی خنثی است و چیزی را بیان نمی کند.
    رنگ قهوه ای ، به معنای مقابله با فشار والدین برای نظافت است.
    رنگ بنفش به معنای تمایل به چیزهای مخالف و استفاده ی زیاد از آن ، نشانه ی اضطراب است.
    رنگ آبی ، صلح و آرامش و تسلیم و درون گرایی را بیان می کند.
    رنگ سبز نشانه ی نیاز به جلب توجه و میل به محبوبیت ، گرایش به ارتباط و پایداری و سرسختی است.
    رنگ قرمز ، نیاز به حرکت و برون گرایی و عمل را نشان می دهد
    رنگ زرد نشانه شادی و خوش بینی و میل به مشارکت است
    رنگ پرتقالی نشانه ی نشاط و پویایی و میل به کامیابی است.
    رنگ صورتی صلح و تعادل را نشان می دهد.
    استفاده از یک یا دو رنگ ، نشانه ی گوشه گیری و انزوا و استفاده از پنج رنگ ، نشانه ی سازگاری است
    فقدان رنگ در قسمتی یا تمام نقاشی ، می تواند گویای خلأ عاطفی یا دلیلی بر گرایش های ضد اجتماعی است.
    مفاهیم فضاها:
    استفاده از فضاهای مختلف صفحه نیز می تواند مفاهیم ویژه ای داشته باشد.
    استفاده از بالای صفحه به معنای آرمان گرایی و رویا پردازی و استفاده از پایین صفحه به معنای افسردگی است.
    استفاده از چپ صفحه بازگشت به کودکی ( واپس روی ) و استفاده از قسمت راست صفحه به معنای نگاه به آینده می باشد
    توجه داشته باشید که ، نشانه های پیش گفته ، هیچ یک واقع نمایی دقیق ندارند و فقط می توانند قرینه ای برای وجود نشانه ها باشند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  6. #21
    tara_man_u
    کوچولو رسمی
    کوچولو تازه فعال

    تاریخ عضویت
    February 2010
    محل سکونت
    همه جاي ايران سراي من است
    نوشته ها
    630
    344
    417

    پیش فرض

    با لوس بازی بجه ها چه باید کرد؟


    وقتی مدام «غر» می*زند

    او می*تواند ساعت*ها حرف بزند تا شما را وادار كند به آنچه می*خواهد تن دهید: «مامان من می*خوام این برنامه رو ببینم»، «اگه بذاری این کارتونو تماشا کنم یه چیزی یاد می*گیرم»، « اگه بذاری من این برنامه رو ببینم قول میدم اتاقمو تمیز كنم.»

    چه بچه*هایی این کار را انجام می*دهند: این نوع رفتار معمولا در 5 سالگی اتفاق می*افتد زمانی كه كودك می*فهمد چطور از زبان و منطق برای بیان خواسته*هایش استفاده كند.

    چه چیزی پشت این رفتار است:


    كودك شما كم*كم به جای جیغ و داد و هوار از كلمات برای قانع كردن شما استفاده می*كند. او ممكن است همچنان اینطور فكر كند كه اساسا جهان حول محور او می*چرخد اما كم*كم می*بیند که دیدگاه دیگران چیست. همین*طور که مهارت زبانی کودک رشد می*کند او درمی*یابد از آنجا که ممکن است نظری متفاوت داشته باشد، بنابراین باید تلاش بیشتری در قانع کردن فرد مقابل انجام دهد.

    چطور متوقفش کنید:


    همچنان که شما نمی*خواهید پیچیدگی افکاری که پشت مهارت گفت*و*گوست، رد کنید باید هرازگاهی فاصله*ای بین این بحث*ها بیندازید. سعی کنید از فشار مثبت استفاده کنید. حتی اگر در برخی موارد با کودک توافق دارید باید به یاد داشته باشید هر چیزی را برای بحث کردن باز نگذارید. شما خیلی راحت می*توانید بگویید «نمی*خوام به این بحث ادامه بدم.» از آنجا که بچه*ها دوست دارند شنیده شوند باید این احساس را به آنها بدهید حتی اگر کاملا موافق نباشید. برخی اوقات تنها کمی توافق تنها چیزی است که آنها می*خواهند. برای بچه*های 6 سال و بالاتر توضیح برخی مسائل بسیار کمک*کننده است. به این ترتیب به آنها نشان می*دهید مهم هستند. آنها روشی را که با آنها رفتار می*کنید دوست دارند و به دلایل شما گوش می*دهند.




    وقتی کج*خلق می*شود

    چه بچه*هایی این کار را انجام می*دهند:


    تقریبا تمام بچه*های یک تا 3 ساله کج*خلقی*هایی مانند گریه، جیغ و غر زدن دارند. در حقیقت 60 تا 80 درصد از کودکان 2 تا 3 سال تقریبا هفته*ای یک بار کج*خلق می*شوند و 20 درصد هم هر روز این رفتار را نشان می*دهند. این رفتار ممکن است تا 4 سالگی هم ادامه پیدا کند اما به تدریج کم شده و متوقف می*شود.


    چه چیزی پشت این رفتار است:


    بچه*های کوچولو به یک دلیل اساسی این کار را انجام می*دهند؛ آنها از چیزی ناراحت هستند اما مهارت* لغوی و استنتاجی*شان برای بیان آنچه عامل ناراحتی*شان شده هنوز رشد کافی نكرده است. خردسالان و پیش*دبستانی*ها به درستی نمی*توانند بر عواطف*شان کنترل داشته باشند بنابراین برای آنها غیرممکن است که بتوانند ناراحتی*شان را به صورت فیزیکی نشان ندهند.


    چطور متوقفش کنید:


    فکر نکنید که می*توانید به طور کامل این رفتار را در کودکتان از بین ببرید زیرا بروز این رفتار بخشی از رشد طبیعی کودک است اما اگر واقع*بین هستید و تنها می*خواهید این رفتار را تعدیل کنید باید بدانید که هیچ*وقت نباید تسلیم شوید، چون تسلیم شدن باعث تقویت رفتارشان می*شود.

    علاوه بر این، بدترین چیز این است که شما برخی اوقات، تنها برخی اوقات تسلیم آنها شوید. این به کودک شما می*آموزد که اگر رفتارش را شدت ببخشد می*تواند در نهایت بر شما پیروز شود بنابراین دفعه بعد که فرزندتان جیغ کشید یا خودش را روی زمین انداخت در موضع خودتان بمانید مثلا به او بگویید «نه ممکنه اجازه نداشته باشی کیک بخوری» و بعد از رفتارش چشم*پوشی کنید. به یاد داشته باشید بیشتر این کج*خلقی*ها در کمتر از 5 دقیقه کاهش پیدا می*کند. حوا*ستان باشد که تن صدای*تان آرام و خنثی باشد و وقتی که در حال توضیح دادن دلایل هستید خودتان را ناراحت نکنید. وقتی این کج*خلقی*ها شروع می*شود هر کاری را که در حال انجامش بودید ادامه دهید. به این ترتیب به تدریج کودک درمی*یابد که این کار کارساز نیست.

    کار دیگری که باید انجام بدهید این است که نسبت به موقعیتی که باعث چنین رفتاری شده آگاه باشید. شاید یکی از عادت*های فرزندتان این باشد که هر وقت به فروشگاه اسباب*بازی*فروشی می*روید تا برای تولد دوستش کادو بخرید مدام بهانه* می*گیرد و حتی گریه* می*کند تا چیزی برایش بخرید پس یا او را با خود به خرید نبرید یا یک چیز ارزان*قیمت بردارید. اگر کودک شما کمی بزرگ*تر باشد می*توانید پیشاپیش به او موقعیت را توضیح دهید مثلا بگویید «می*خوایم بریم برای تولد علی کادو بخریم و نمیخوایم چیز دیگری بخریم. اگر تو اسباب*بازی می*خوای به من بگو چی می*خوای ما می*تونیم اونو تو لیست خرید تولدت بذاریم.» به این نکته هم توجه کنید که این کج*خلقی*ها معمولا زمانی که کودک خسته یا گرسنه است، اتفاق می*افتد. وقتی بیرون می*روید یک خوراکی با خود ببرید یا وقتی بیرون بروید که او حسابی استراحت کرده باشد.




    وقتی به همه چیز «نه» می*گوید

    چه بچه*هایی این کار را انجام می*دهند:


    بچه*ها استفاده از کلمه «نه» را به طور دقیق بین 15 تا 18 ماهگی یاد می*گیرند و ممکن است این کج*خلقی را تا 3 سالگی یا بیشتر ادامه دهند.

    چه چیزی پشت این رفتار است:


    بچه*ها دوست دارند مورد توجه باشند. اما اختیارات*شان برای تحت تاثیر قرار دادن شما در این سن محدود است و گفتن «نه» یکی از راه*های اساسی برای رسیدن به قدرت است. این وضعیت نیازی به کلمات زیاد و توانایی خاصی برای دلیل آوردن ندارد.

    چطور متوقفش کنید:

    کلید مقابله با نه گوینده این است که درخواست*ها را طوری طبقه*بندی کنید که کودکتان حق انتخاب داشته باشد. اگر می*خواهید کفش*هایش را بپوشانید بگویید «تو می*تونی کفش قهوه*ای*ات یا کفش آبی*ات رو بپوشی، کدومشون رو دوست داری بپوشی؟» اگر کودکتان گفت «من شیرینی می*خوام» و شما نمی*خواستید او قند زیاد مصرف کند به جای اینکه به او بگویید «نه» بگویید «شیرینی برای بعد از شامه اما تو الان می*تونی کاهو یا هویج بخوری.» بگذارید خودش خوراکی*اش را انتخاب کند حتی اگر حق انتخابش محدود باشد، بگذارید احساس قدرت کند.باید حواستان به خودتان هم باشد که مدام به هر چیزی «نه» نگویید. از کلمات در موقعیت*های مشخص و درست استفاده کنید. وقتی به او می*گویید «نه ما نمی*تونیم دستمونو روی اجاق گاز بذاریم.» کودک بهتر درمی*یابد که «نه» واقعا به معنی «نه» نیست و چیزی که شما می*گویید واقعا یک مسئله جدی است. اما اگر مدام آن را به کار ببرید او هم مدام از آن چشم*پوشی می*کند.
    یکی باش برای یک نفر، نه تصویری مبهم در خاطره ها....
  7. #22
    you+me=love
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    Stolen world
    نوشته ها
    14,058
    7,056
    14,891

    پیش فرض

    اتاقخواب پسربچه ها؛ دنیای کوچک مردانه!

    اتاقخواب پسربچهها تفاوت کمی با اتاق خواب دختربچهها دارد، شیوه دکوربندی آنها تا حدودی متفاوت است و این تفاوت به تفاوتهای نسبی شخصیتی دختر و پسربچهها بازمیگردد.

    سعی کنید اتاق خواب پسربچهها از فضای مناسبی برای جستوخیز و جنبوجوش خاص پسرانهشان برخوردار باشد. پسربچهها ذاتاً به جستوخیز علاقه دارند.
    آنها به کشتی گرفتن با همنوعان و همسنوسالان خود نیز علاقه زیاد دارند، پس خوب است که در صورت امکان سطح پوششی مناسبی برای این نوع علاقهمندی آنها در اتاقخوابشان فراهم کنید. در نظر گرفتن کتابخانهای کوچک با چندین جلد کتاب آموزشی، دانستنی و داستان این امکان خوب را فراهم میکند تا ناخواسته علاقه آنها به کتاب و کتابخوانی را افزایش دهید.
    سعی کنید در هر روز حداقل دقایقی را با آنها برای خواندن کتاب، بازی کردن و صحبت کردن به زبان بچگانهشان صرف کنید، چه خوب است که حتماً سری به اتاق خوابشان بزنید و با قرار گرفتن در دنیای کوچکشان، خود را بیش از هر زمان دیگری به آنها نزدیک کنید، این وضعیتی است که در خصوص دختربچهها هم صدق میکند.
    پسربچهها ذاتاً به اسباببازیهایی همچون آدمآهنی، تفنگ و وسایل توپی علاقه زیاد دارند. پس با تهیه لوازمی از این دست و با تشریح قسمتهای مختلف آنها علاوه بر سرگرم کردن پسربچه ها، اطلاعات اولیه ذهنیشان را نیز درخصوص اینگونه وسایل که مدل کوچکی از طرحهای بزرگ و اصلی هستند، افزایش دهید. در دکوربندی اتاق پسربچهها از همفکری با آنها دریغ نکنید. با چنین کاری آنها را برای نظردهی در شرایط مهمتر زندگی آماده خواهید کرد و قوای ابتکارورزی را در آنها بیشتر و بیشتر خواهید نمود. برای دکوربندی اتاق پسربچهها همچون دختربچهها زمان کافی توأم با شادمانی صرف کنید.

    یـاد آن یــار سفـر کـرده به خیــر
    ..
  8. #23
    you+me=love
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    July 2011
    محل سکونت
    Stolen world
    نوشته ها
    14,058
    7,056
    14,891

    پیش فرض

    احساسات کودکانمان را دریابیم


    احساسات کودکانمان را دریابیمیکی از وظایف والدین حمایت از کودکان در مقابل هیجانات و احساسات دردناک است. مخصوصا که می دانیم همیشه یک راه حل ساده برای بیشتر مشکلات پیش آمده، وجود دارد.



    کمک به کودکان برای کنترل احساسات سنگین و مشکل مانند ناراحتی، عدم پذیرش، ترس یا ناامیدی کار ساده ای نیست، زیرا طبیعتا خواهان این هستیم که کودکان از احساسات عذاب آور دور باشند. همچنین احساسات منفی ای وجود دارد که نمی خواهیم در موردش چیزی بشنویم زیرا ناراحت کننده هستند. به خصوص می توان به خشونت، خصومت، و عداوت اشاره کرد. غالبا تلاش می کنیم این احساسات را سرکوب کنیم زیرا احساس می کنیم از نظر اجتماعی نامناسبند یا از این می ترسیم که کودکانی که چنین احساساتی را بروز می دهند، رفتارهای نامناسب بیشتری از خود نشان دهند.
    ما نسبت به کودکان تجربیات بیشتری داریم، بنابراین طبیعتا حس می کنیم که بنشینیم و کاری بکنیم. زمانی که به ناراحتی، ترس، نگرانی کودکان با تحسین، قوت قلب دادن، توجه کردن یا پند دادن، عکس العمل نشان می دهیم، معمولا به این علت است که شریک احساسات آنهاییم و می خواهیم که بفهمند مشکلات قابل حل هستند یا به این علت می خواهیم در مقابل احساسات ناراحت کننده از آنها حمایت کنیم. زمانی که با اوامر، هشدارها، درس اخلاقی دادن یا سرزنش کردن با کودکان برخورد می کنیم، معمولا به علت ترس از رخ دادن مجدد این اتفاقات در آینده است.
    ● شنیدن انفعالی
    این مورد به عمل شنیدن بدون گفتن چیزی بازمی گردد، و معمولا بعد از توجه به علائمی است، لفظی یا غیرلفظی، که کودک احساس هیجانات سنگین می کند. شنیدن انفعالی موجب ترغیب کودکان برای ادامه صحبت می شود و غالبا موفقیت آمیز است. توجه شما در طی شنیدن انفعالی باید تلاش برای فهم پیام کودکان باشد. (گاهی اوقات کودکان بیمناک می شوند و دیگر صحبت نمی کنند. به توانایی شماره ۳ مراجعه کنید.)
    ● واکنش های تصدیقی
    پاسخ هایی مانند «آ-ها» و «اوه- فهمیدم» و اشاره ها و حرکت هایی که ارتباط برقرار می کنند نشان می دهند که شما دقت می کنید و مایلید که صحبت های او را بشنوید.
    ● گشاینده در
    (دعوت به صحبت بیشتر)
    جملاتی مانند «می خواهی در موردش صحبت کنی؟» یا «بیشتر بگو» یا «به نظر می رسد که چیزی در ذهنت است»، موجب تشویق کودک به ادامه صحبت می شود. این پاسخ ها و واکنش ها بسیار سخت و قاطع هستند زیرا توجه شما را در مورد احساسات کودکان بدون داوری و حس شما، نشان می دهد.
    ● شنیدن فعال
    بسیار شبیه شنیدن موثر است. در شنیدن فعال، شما نباید تلاش کنید تا یک پیام حقیقی را نشان دهید بلکه باید آینه ای باشید که هر آنچه کودک می گوید را نشان دهید. شنیدن فعال با شنیدن انفعالی متفاوت است زیرا فردی که می شنود به طور فعال پیام گوینده را با کلمات خودش دقیقا شرح می دهد. بنابراین، اگر شنونده پیام را متوجه نشود، گوینده حرف های او را تصحیح می کند.
    شنیدن مشکلات فرزندان هر چند پیش پا افتاده موجب روشن شدن بزرگترها می شود. کودکان نیاز به این دارند که کسی احساسات آنها را بفهمد. با گوش کردن به کودکان، به آنها اجازه می دهیم تا در مورد احساسات و هیجاناتی صحبت کنند که موجب ناراحتی شان شده و این باعث می شود تا والدین دریابند که چطور اینگونه احساسات را کنترل کنند.
    والدین همدرد، همدل، زمانی که کودکانشان را در حال گریه می بینند، می توانند خودشان را در موقعیت آنها ببینند و درد آنها را حس کنند. زمانی که کودکانمان را در حالت عصبانیت، می بینیم، می توانیم ناامیدی و خشم شان را حس کنیم.»
    اگر بتوانیم چنین احساسات نزدیکی را حس کنیم، کودکانمان را درک کرده ایم، تجربیاتشان را باور کرده و کمکشان می کنیم تا یاد بگیرند که خودشان را تسکین دهند. این توانایی ما را مانند الواری در رودخانه نشان می دهد که ممکن است در شیب تند رودخانه قرار گیرد. مهم نیست که چه موانعی و مشکلاتی در مسیر ارتباطمان با کودکان قرار دارد، می توانیم در مسیر رودخانه بایستیم و آنها رابه سوی هدف هدایت کنیم. حتی اگر مسیر بسیار گول زننده باشد (همانطوری که غالبا در دوره نوجوانی است)، می توانیم به کودکان در گذشتن از موانع کمک کنیم و در یافتن مسیرشان ریسک کنند.



    ویرایش و تلخیص:آکاایران




    یـاد آن یــار سفـر کـرده به خیــر
    ..
  9. #24
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,918
    7,131
    16,816

    پیش فرض

    تربیت جنسی فرزندتان را جدی بگیرید

    بچه*ها وقتی كوچك*اند، یك جور نگرانی برای والدین دارند و وقتی بزرگ می*شوند، به طور دیگری بر نگرانی*های والدین می*افزایند. وقتی به نوجوانی می*رسند، با دنیای جدید و پر تلاطمی *که برایشان به وجود می*آید،* پدر و مادر می*مانند كه آیا می*توانند از آنان توقع بیشتری داشته باشند یا هنوز به اصطلاح وابسته*اند. شاید یكی از مهم*ترین نگرانی*های پدر و مادرها در جامعه شلوغ و پر همهمه امروزی، تربیت و سلامت جنسی نوجوان*شان باشد. در شرایطی كه كارشناس خبره در این زمینه كم است و بسیاری از افراد مدعی،* با اطلاعات ناقص و در بیشتر موارد نادرست خود موجب انحراف افكار عمومی *می*شوند، جا دارد با توجه ویژه و عمیق به مبانی دین مبین اسلام و پیشرفت*های علمی*دانشمندان متعهد و انطباق آن با موازین شرع اسلامی، زمینه آموزش جوانان و نوجوانان*مان را فراهم سازیم.

    دوره نوجوانی از بحرانی*ترین دوره*ها است و زمان دلبستگی*های بزرگ و*اندیشه درباره آنهاست. تاثیرات نیرومند احساسات مربوط به تمایلات جنسی، جای بسیاری از تصورات و مفاهیم ذهنی را می*گیرد، آثار دلبستگی جنسی در رفتار آنان آشكارا منعكس می*شود، اغلب نوجوانان مهربان، دلسوز و دقیق كه به تاثیرات و اضطرابات جنسی متمایل شده*اند، نسبت به اطرافیان كینه جو، عصبانی، *و بی*عاطفه می*شوند، و این تحولات ممكن است در نتیجه ارضا نشدن میل جنسی و فقدان اقدامات لازم از قبیل: ورزش،* كار، گردش،* یا سیری بیش از حد جنسی باشد،* مسلم است كه طبیعت نوجوانان در دوره بلوغ جنسی تغییر می*یابد، آنها بیشتر عصبانی و سركش می*شوند و این تغییرات با ظهور میل جنسی اعم از امیال ارضا شده یا نشده در برخی از آنها آشكار است.یك طبقه بندی علمیمتخصصان اطفال امریكا نوعی طبقه بندی كلی را مطرح می*كنند كه برای ادامه مباحث ما در رابطه با دوره نوجوانی مفید است، به این صورت كه به سنین 10 یا 11 تا 14 سالگی در دختر*ها و 12 تا 15 سالگی در پسرها، اوایل نوجوانی و به دو سال پس از آن، اواسط نوجوانی و ادامه این سنین تا زمان شروع بزرگسالی را اواخر نوجوانی می*گویند.آغاز دوران بلوغ كه با اوایل نوجوانی آغاز می*شود، دوران دگرگونی*های عظیمی*است. در این دوران نه تنها تغییرات جسمی* مهمی*در نوجوان پدید می*آید، بلكه دگرگونی*های برجسته اجتماعی و روانی نیز در او ایجاد می*شود.

    سه نقطه عطف زندگی هر كسی را می*توان تولد، بلوغ و مرگ نامید. نظر به اهمیت حیاتی این دوران در زندگی نوجوان به ویژه از نظر جنبه*های تربیتی، ضروری است كهبرخی از حقایق خاص این دوران تشریح شود تا هم نوجوان به موقعیت حیاتی خود پی ببرد و به تكالیف، وظایف و مسئولیت*های شرعی، اجتماعی و اخلاقی كه از این پس به او تعلق می*گیرد، آگاهی یابد و هم اولیا و مربیان از این طریق به درك روحی نوجوان خود نایل آیند.
    مهم*ترین نگرانی*های دوره اول بلوغ عبارتند از: نگرای درباره عادی بودن، نگرانی درباره خصایص جنسی،*نگرانی درباره قد،* نگرانی درباره وزن، نگرانی درباه آلت تناسلی و نگرانی درباره خصایص ثانوی جنسی (مانند رشد سینه در دختران، رشد ریش و سبیل در پسران) كه در این زمینه والدین و مربیان با دادن آگاهی*های مناسب باید منشا این نگرانی*ها را از نوجوانان بزدایند.

    والدین و بلوغ فرزندانبیشتر والدین از آشفتگی دوران بلوغ آگاهند و دوران بلوغ را با احساساتی متناقض به خاطر می*آورند،* مانند بهترین زمان یا بدترین زمان، سن دانایی یا سن نادانی،* بهار امید یا زمستان ناامیدی كه این احساسات حاكی از فراز و نشیب*های روح یك نوجوان است. او گاهی شاداب، خوشحال، سرزنده و گاهی پژمرده، *اندوهگین و ساكت است.نوجوانان به دلیل احساس توانایی برای عمل جنسی، تشدید انگیزه*های جنسی، كنجكاوی در مورد موضوعات جنسی، تلاش برای تعیین نقش جنسی و ترس شدید از نتایج فعالیت جنسی نسبت به امور جنسی حساس هستند، این حساسیت مفرط كه با ترشح هورمون*های جنسی توأم است تمایلات جنسی نوجوان را تشدید می*كند؛ اگر طریقه مشروع و قانونی برای تشفی امیال جنسی مقدور نباشد، امكان انحراف نوجوان می*رود، و این انحراف اغلب به صورت كامجویی*های بدلی (خود ارضایی، همجنس بازی،* نظر بازی) تجلی می*كند برای حل چنین مشكلاتی باید قبل از هر چیز به ارزیابی پرداخت. در ارزیابی و شناخت مشكلات جنسی باید ابتدا تاریخچه زندگی فرد را به دست آورد و براساس آن روش*های تغییر رفتار را انتخاب و شیوه*های شناختی همچون افزایش بصیرت فرد را در سرلوحه برنامه*ها قرار داد. با توجه به اینكه تربیت نفس در دوران نوجوانی از عوامل سلامت روان و رفتار دوره جوانی است، این موضوع بر بسیاری از جنبه*های شخصیت جوانان نیز تاثیر می*گذارد و جوانان امروز باید با درك موضوع و مطالعه،* به تربیت نفس خود بكوشند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  10. #25
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,918
    7,131
    16,816

    پیش فرض

    قاشی کودکان چه می گوید؟
    چندی پیش در نمایشگاه «نقاشی خط» دوستی صحنه یی توجهم را جلب کرد. کودک چندساله اش نگران از تکاپوی چند ماهه مادر برای فراهم کردن نمایشگاه، زانوی غم به بغل گرفته بود و در گوشه یی در حال نقاشی کشیدن بود. نقاشی زنی که دارد فریاد می زند و موهای دختری که روی زمین ریخته است. برایم شنیدن شرح نقاشی از کودک خردسال با اعلام موافقت خودش، جذاب به نظر رسید. بی آنکه نگاهم کند گفت: «دیگر مادرم را دوست ندارم، می خواهم موهایم را بکنم تا به من نگاه کند.» سوای فانتزی ها و تخیلات کودکان و پرداختن کلامی به پدیده هایی که معمولاتنها در ذهن کودکان اتفاق می افتد، نقاشی آنها آیینه تمام نمای زبان الکنی ا ست که دارند: واکنشی به جهان هستی و شناختی که با توجه به موقعیت های قابل درک شان از دنیا دارند. آنچه کودک می کشد، ذهنیت او از عوالم، عواطف، توقعات و درگیری های ذهنی اوست.
    خلاقیت در نقاشی کودکان نخستین راه عبور آنها از خودسانسوری ا ست. پرورش خلاقیت همراه با ایجاد اطمینان خاطر برای کودک، موجب بروز حقیقت درونی او می شود. دامن زدن به اضطراب او از طریق کنترل آنچه می کشد یا دخالت در تشخیص اینکه بهتر است چه چیزی را نقاشی کند، مانع از پرورش خلاقیت و اعتماد به نفس در او می شود. هنگامی که کودک رنگ ها را درک کرده و لمس می کند، از آن هراس ندارد که اگر رنگ روی فرش خانه ریخت بعد از آن باید چه تاوانی را پس بدهد. ترس از تجربه کردن در نقاشی منجر به ترس از مواجهه با واقعیت های ناشناخته در بزرگسالی می شود. وقتی عواملی مانع از جسارت کودک در تجربه ترکیب رنگ ها شود، چه بسا سرنوشت او تغییر کند و نتواند حتی علاقه اش به بازی رنگ ها در هنرهای مختلف را متوجه شود. در دوره نوجوانی همین محدودیت مانع از توجه و شناخت او نسبت به استعدادهای خاص هنری اش می شود. چه خوب است برای تجربه های ناب کودکان مان جز مداد رنگی که نزد خانواده ها فراگیرتر است از گواش یا آبرنگ نیز استفاده شود. کشف ترکیب رنگ ها به کودک می آموزد که می تواند طبیعتی بزرگ تر را خلق کند. لذت کشف و فرآیند آن ایجاد «حس کنترل بر امور» را برای کودک در بر دارد. او می تواند فارغ از ترس و واهمه در فضایی امن همچون حیاط خانه، پارک، مهدکودک یا حتی مدرسه به خلق نقاشی با ابعاد بزرگ تر از کاغذهای دفترش بپردازد. این کار او را یک گام به سوی مدیریت امور و بروز شجاعت در کشف ناشناخته ها نزدیک تر می کند. هنگامی که کودک نقاشی می کشد، در درجه اول رضایت شخصی خود را طلب می کند. برای او تفسیر یا تایید بزرگسالان هیچ اهمیتی ندارد. برای رهایی خود از سوالاتی که از او می پرسند، دست به خیال پردازی یا داستان سرایی های فانتزی و غیرواقعی می زند، حتی در برخی مواقع هنگامی که از سوال های دیگران کلافه می شود، ترجیح می دهد نقاشی خود را پاره کند و خود را از زیر بار نگاه های پرسشگر بزرگسالان برهاند. این بزرگ ترین ضربه یی است که پرسش های مکرر موجب آن می شود. کودکان در کلاس های نقاشی، از کنار هم بودن و کارهای گروهی لذت می برند. مربی خود را دوست دارند و مهم تر از دوست داشتن به او اعتماد دارند. وقتی مربی از تمامی همسالان شان درباره آنچه کشیده اند سوال می کند، این را نوعی بازی می یابند و تصور می کنند باید همچون دوستان شان برای آنکه چرخه این بازی ادامه پیدا کند، به پرسش ها پاسخ دهند. تشویق مربی و دوستان را می پذیرند و از آن لذت می برند. اما قرار دادن کودک در موقعیتی مشابه در خانه و با نظارت اقوام و دوستان باعث شرم کودک در پاسخ دادن به سوال ها می شود.
    گاهی کودک در پایین نقاشی اش چیزهایی می نویسد. او سواد ندارد اما می داند که می تواند به شیوه کتاب های قصه، جدا از نقاشی، چیزهایی را که «نوشته» نام دارد در گوشه نقاشی اش بنویسد. گاهی دوستان او که سواد خواندن و نوشتن دارند او را مسخره می کنند و تاکید دارند که این خطوط بی معنی در هیچ الفبایی مفهومی نخواهند داشت. فرزندان بزرگ تر که حوصله شان از نقاشی کشیدن های پیاپی کودکان سر می رود نیز این واکنش را به کرات نشان می دهند. خراب شدن دنیای ساخته شده بر اساس رنگ ها، تنها با یک جمله از قبیل چنین عکس العمل هایی به یکباره فرو می ریزد. و سیاهی و یاس جایگزین آن می شود. معمولاکودکان در نقاشی خود جایگاهی برای خویش متصورند و خود در نقاشی حضور دارند. نزدیک ترین فرد به آنها در نقاشی همان کسی است که کودک نزد او آرامش، امنیت و دوست داشتن را تجربه می کند. ممکن است کودک فردی را که در نزدیک ترین فاصله تصویر می کند، بزرگ تر از ابعاد خانه و چیزهای دیگر در نقاشی بکشد. این اصلا عجیب نیست. حتی ممکن است دیگر آدم های نقاشی شده اعضا و اجزای کاملی نداشته باشند اما آدمی که در کنار اوست و امنیتش را تضمین می کند، با جزییات کامل کشیده شود. از اینکه پدر خانواده در عکس خارج از خانه قرار دارد، کودک را مورد غضب قرار ندهید. این حقیقت بیرونی زندگی اوست. به جای خشونت علیه کودک به راه حلی برای حضور همه اعضای خانواده در خانه بپردازید. کودکانی که در نقاشی های خود به کشیدن عناصر طبیعی طبیعت همچون خورشید، درخت، دریا و گیاهان و سایر موجودات زنده اهمیت می دهند، نشاط و زندگی بدون دغدغه یی را تجربه می کنند. وجود طبیعت در آثار کودکان، همسو شدن آنها با جهان طبیعی و دوستداری و توجه آنها به پدیده های طبیعی را نشان می دهد. کودکان منزوی و خشمگین به طور معمول نمی توانند با طبیعت نیز همچون سایر پدیده ها ارتباط بگیرند. فرهنگ و طرز زندگی کودک در خانواده در ارتباطی که او با طبیعت برقرار می کند، نقش بسزایی دارد. خانواده یی که دوستدار حقوق حیوانات است، آشتی با حیواناتی از جمله سگ، مرغ، خروس و… را به بچه ها می آموزد و معمولا این موجودات در نقاشی کودک حضور دارند. اگر کودک حیوانی درنده را در نقاشی خود به عنوان عنصر اصلی نقاشی کند، نشانگر ترس و اضطراب پنهان او از وقایعی در زندگی ا ست. کودکان با نقاشی های خود زندگی می کنند و این تصاویر تنها برای آنها سرگرمی یا تفریح قلمداد نمی شود. خانواده یی که اجازه می دهد فرزندشان بخشی از خانه را با نقاشی هایش تزیین کند به هویت او احساس استقلال می دهد.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  11. #26
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,918
    7,131
    16,816

    پیش فرض

    افزایش پیامدهای روانی اعتیاد به ابزار الكترونیك در كودكان

    نتایج یك مطالعه جدید نشان داد كودكانی كه به استفاده از ابزار الكترونیك معتاد می*شوند در معرض خطر ابتلا به «اختلال كاربرد اینترنت» هستند كه در حال حاضر بیماری و اختلال روانی جدی تلقی می*شود.
    ایسنا ؛ روانشناسان تاكید دارند كه برخی از علائم اعتیاد به بازی*های ویدئویی و اینترنت با سایر انواع اعتیادها مشترك است برای مثال كودكانی كه به این لوازم الكترونیكی معتاد می*شوند اگر وسایل مزبور را از آنها بگیرید در معرض خطر ابتلا به اختلالات احساسی، فقدان تمركز و انزواطلبی قرار می*گیرند.
    به نوشته روزنامه سیدنی مورنینگ هرالد، دكتر مایك كریوس استاد روانشناسی در استرالیا خاطرنشان ساخت: بازی حق مسلم و ضرورت زندگی كودكان است اما وقتی بحث تكنولوژی همراه با آن مطرح می*شود، می*تواند به یك شكل بالقوه تبدیل شود.
    وی تاكید كرد: انجام آزمایشات بیشتر در این زمینه ضروری است تا به متخصصان بهداشتی این امكان داده شود كه كودكان مبتلا به رفتارهای معتادانه در استفاده از فناوری را شناسایی كرده و آنها را به شیوه*ای مناسب تحت درمان قرار دهند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  12. #27
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,918
    7,131
    16,816

    پیش فرض

    روشی ساده برای افزایش هوش اجتماعی کودک


    روشی ساده برای افزایش هوش اجتماعی کودک


    روانشناس معتقد است برای آموزش غیرمستقیم و افزایش هوش کودک در حضور وی کتاب بخوانید.




    به گزارش قدس آنلاین،«زینب شکوری» در گفت*وگو با خبرنگار ایسنا، با توصیه به استفاده از غذاهای سرشار از آهن برای افزایش هوش کودکان اظهار کرد:هم*چنین باید میان وعده*های سالم و مغذی به کودکان داده و از دادن میان وعده‎*های بی‎فایده مانند پفک و چیپس خودداری شود.

    وی تصریح کرد: والدین باید برای کودکانشان کتاب بخوانند تا آنها را از زمان کودکی با مطالعه کردن آشنا و کودکان در آینده نسبت به کتابخوانی علاقه*مند شوند.
    این روانشناس با بیان این*که علاوه بر اقدامات مذکور در دوران یک تا 2 سالگی برای افزایش هوش کودک به اقدامات دیگری نیاز است، یادآور شد: برای او اسباب*بازی‎های کمک آموزشی تهیه کنید تا او به خلاقیت خود سمت سو داده و از آن بهره*مند شود.
    وی اظهار کرد: با کودک خود بازی کنید؛چراکه شرکت در بازی‎های دسته جمعی، مهارت*های هوش اجتماعی کودک را افزایش می‎*دهد.
    شکوری با اشاره به این*که مطمئن شوید که کودکتان خوب استراحت کرده باشد، ادامه داد: خوابیدن دست*کم 10 ساعت در شبانه*روز برای کودک یک تا دو ساله ضروریست؛چراکه رشد مغزی وی نیز در این مدت به صورت طبیعی ادامه دارد.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  13. #28
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,918
    7,131
    16,816

    پیش فرض

    كودك خود را نسبت به سوء استفاده جنسي هوشياركنيد!

    نويسنده: آوا سيلكر
    ترجمه: ميترا كدخدايان

    فهماندن اين نكته كه چگونه برقراري روابط جنسي نامشروع مي*تواند نوعي ناهنجاري زيان*بار باشد، براي كودكان آسان نيست. افزايش آمار عمل وحشيانه
    تجاوز در دنيا، نشانگر اين است كه روز به روز بشر به سقوط اخلاقي بيشتري نزديك مي*شود و به خود و دنياي اطراف، زيان*هاي فراواني وارد مي*سازد. ما به عنوان پدر و مادر مؤظفيم كه به فرزندان خود بياموزيم كه تفاوت و تمايز بين انسان*هاي خوب و بد، مهربان و خشن، سالم و بيمار را درك كنند. بايد به آنها كمك كنيم تا بتوانند در رويارويي با افراد مختلف تا حد امكان اين اختلاف را درك كنند، تا سالم بمانند. اين بدان معناست كه بايد از سنين خيلي پايين و در كودكي به آنان بياموزيم كه به فكر تأمين سلامت خود باشند.
    امروزه والدين واقعاً نمي*دانند كه آيا بايد همه واقعيت*ها را با فرزند خود در ميان بگذارند يا خير؛ از او بخواهند به همه مردم اعتماد كند يا مدام مراقب اطراف خود باشد، كمكش كنند تا معناي عشق را دريابد و يا ترس و پرهيز را در او تقويت كنند. از ديرباز والدين به كودكان*شان در مورد غريبه*ها هشدار داده*اند. در داستان*ها و سرگذشت*هاي باستاني نيز همواره به اين مورد اشاره شده است. براي نمونه، شنل قرمزي يكي از داستان*هاي هشدار دهنده و عبرت*آموز در مورد غريبه*هاست. در دنياي امروز هم هنوز والدين بايد بر انتقال اين پيام پافشاري كنند.ما معمولاً كودكان را وقتي بسيار كوچك*اند، از برخورد با غريبه*ها بر حذر مي*داريم و مدام به آنها گوشزد مي*كنيم كه: «مبادا سوار ماشين غريبه*ها شوي!» يا «همه آدم*هايي كه مي*بيني، خوب و مهربون نيستند. بعضي از آنها خيلي بدجنس*اند، و تو بايد حواس*ات را جمع كني، به فرزندان بزرگ*ترمان نيز هشدار مي*دهيم كه دچار ترفند و نيرنگ ديگران نشوند: «مامان*جون، اگه يه غريبه گفت از طرف مامان و بابا اومدم تا تو رو ببرم خونه، گوش ندي و باور نكني، بدون كه حتماً دروغ مي*گه؛ چون ما هيچ*وقت يه غريبه رو دنبال تو نمي*فرستيم. اين نكته هميشه يادت باشه!» و با اين*گونه هشدارها سبب افزايش آگاهي كودكان مي*شويم و آنان را از خطر دزديده شدن و مورد سوء استفاده قرار گرفتن آگاه مي*سازيم.
    آيا هنگامي كه كودك يا نوجوان بوديد هرگز از اعتماد شما سوء استفاده شده است؟
    سعي كنيد احساسي را كه بعد از آن داشتيد خوب به خاطر بياوريد كسي كه اين سوء رفتار را انجام داد غريبه بود يا آشنا؟ گرچه به ياد آوردن اين*گونه موارد بسيار عذاب*آور و ناراحت*كننده است، اما در مقابل به شما كمك مي*كند كه كودكان خود را آگاه سازيد تا در معرض چنين موقعيت*هايي قرار نگيرند.
    متأسفانه اين*گونه خيانت*ها هميشه به وسيله غريبه*ها صورت نمي*گيرد. در بسياري موارد، اين*گونه اتفاقات توسط نزديكان و حتي افرادي كه محبوب كودكان بوده*اند، انجام گرفته است. بنابراين، شما بايد حتي در مورد افراد بسيار صميمي مانند دوستان، نزديكان، همسايه*ها، فروشندگان محلي و... به كودكان*تان هشدار دهيد. اين*گونه هشدارها بايد آگاهانه و بسيار سنجيده باشد. مثلاً بگوييم: «اگر كسي خواست تو رو ببوسه و تو نمي*دونستي درسته يا نه، فوري بيا به من بگو! آن*وقت با هم تصميم مي*گيريم كه بايد اجازه بدي يا نه!»
    ننگين*تر از همه انواع زشتي*هايي كه به آن اشاره شد، زناي با محارم است؛ زيرا ديده مي*شود كه گاه كودكان توسط محارم خود مورد سوء استفاده جنسي قرار مي*گيرند. براي رفع اين خطر از كودك بايد او را از اين خيانت ننگين آگاه كرد.
    متأسفانه امروزه تهديد كودكان توسط بزرگ*سالان و سوء استفاده از آنها خيلي بيشتر از آنچه تصور مي*شود، اتفاق مي*افتد. نمي*توان باور كرد كه فرد بزرگ*سالي چنين با بي*رحمي به كودكي دست*درازي كند. براي اين افراد رفتارهاي ناهنجار آنان (لواط، تعرض به كودكان، تجاوز جنسي و عورت*نمايي) در قوانين كشورها، مجازات*هاي سنگيني در نظر گرفته شده است و اين نشان*دهنده قبول مظلوميت و بي*پناهي كودكان است كه تحت سرپرستي اين*گونه والدين بيمار قرار دارند.
    بزرگ*ترها براي سالم ماندن نسل آينده، بايد كاملاً حريم خود و نزديكان*شان (محارم) را رعايت كنند؛ اما متأسفانه گاهي مشاهده مي*كنيم كه چنين نيست!
    به ظاهر، مردان بيشترين مشكلات را در اين خصوص ايجاد كرده، اين محدوديت*ها را زير پا مي*گذارند. بيشترين موارد سوء استفاده از كودكان از جانب مردان به وقوع مي*پيوندد و متأسفانه، اين مردان گاه از نزديكان كودكان هستند و بچه*ها از ترس يا شرم مدت*ها نمي*توانند از اين رذالت با كسي سخن بگويند. مردان به سه دليل مشكل*آفرين هستند:
    نخست، اينكه آنها قادرند با دختران نابالغ* رابطه برقرار كنند؛ در حالي*كه زنان قادر نيستند از پسران نابالغ سوء استفاده كنند. دوم، به علت غريزه مادري، زنان نمي*توانند كودكان كم*سن و سال را مورد استفاده قرار دهند و از اين عمل مي*ترسند و شرم دارند. سوم، به اين دليل كه اين عمل يك جنايت است و اغلب انجام آن مستلزم به كارگيري خشونت است و زنان كمتر از مردان از عهده انجام آن برمي*آيند.
    اما هنگام وقوع چنين فاجعه*اي، مادر خانواده مقصر است؛ زيرا آگاهي*هاي لازم را در موقع مناسب در اختيار كودكش نگذاشته است و يا اگر اتفاقاً نشانه*اي نيز مشاهده كرده باشد، يا به روي خود نمي*آورد و از كنار آن مي*گذرد و يا فرزندش را سرزنش و حتي تنبيه مي*كند!
    تجاوز و سوء استفاده جنسي، از جمله جناياتي هستند كه بزرگ*سالان در مورد كودكان مرتكب مي*شوند. هميشه به*خاطر داشته باشيد كه امكان سوء استفاده بچه*هاي بزرگ*تر از كوچك*تر وجود دارد. بنابراين چنين موارد خطرناكي را با بازي*هاي دوران كودكي اشتباه نگيريد!
    طبيعي است كه كودكان براي شناسايي جسم خويش و كشف تفاوت*هاي آن، به پاره*اي بازي*هاي كودكانه مي*پردازند. همه ما، كم و بيش در كودكي اين كنجكاوي*ها را انجام داده*ايم. كودكان همان*قدر كه جنبه*هاي مختلف زندگي را شناسايي كرده، در مورد آن كنجكاو هستند در مورد جسم خود و تفاوت*هاي آن با جسم ديگران نيز كنجكاوند. ولي اين حس نبايد باعث سوء استفاده بزرگ*ترها شود. والدين آگاه هميشه مراقب معاشرت*ها و تماس*هاي فرزندان خود هستند تا بدين ترتيب بتوانند از بروز اين*گونه مشكلات جلوگيري كنند.
    اگر كودكي احياناً مورد سوء استفاده قرار گيرد، حتماً بايد با روان*شناس كه در اين*خصوص داراي تجربه و سابقه كافي باشد، در مورد آرام*سازي او مشورت كرد تا بدين ترتيب، سلامت رواني او در آينده تضمين شود. گاه ممكن است ضربه عاطفي، پس از مدت كوتاهي فراموش شود، اما اغلب اين ضربات اثرهاي جبران*ناپذيري را بر كودك تحميل مي*كند. در اين صورت، كودك به روان*درماني نياز پيدا مي*كند و حضور و دخالت يك متخصص براي بازگرداندن سلامت رواني او الزامي* است.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  14. #29
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,918
    7,131
    16,816

    پیش فرض

    فرزند تو، سواد عاطفي ندارد

    نويسنده: دانيل گلمن
    ترجمه: حميدرضا بلوچ
    مينو و امير دختر پنج*ساله*شان، نرگس را تماشا مي*كنند. او سرگرم بازي ويدئويي جديد است. اما تا نرگس بازي را شروع مي*كند، پدر و مادرش بااشتياق بسيار مي*كوشند به او كمك كنند. راهنمايي*هاي ضد و نقيض دختر كوچك را از هر طرف محاصره مي*كند.
    مينو با هيجان و اضطراب او را راهنمايي مي*كند: «به طرف راست، به طرف راست. بايست! بايست!» و نرگس در حالي كه لب*هايش را مي*گزد، مي*كوشد از دستورهاي مادر پيروي كند.
    امير با بي*حوصلگي فرياد مي*كشد: «ببين، اين*طوري درست نيست. برو به سمت چپ! سمت چپ!»
    در همين حين، مينو با نااميدي جيغ مي*زند: «بايست! بايست!»
    نرگس كوچولو كه نمي*داند به حرف مادرش گوش دهد يا پدرش، در حالي*كه اشك در چشمانش جمع شده است، سرگردان و خسته، اهرم بازي را به اين طرف و آن طرف مي*برد.
    پدر و مادر بدون توجه به اشك*هاي دخترك، به مشاجره با يكديگر مشغول*اند. مينو با عصبانيت به امير مي*گويد: «او نمي*تواند حتي آن دسته را خوب تكان دهد». اشك روي گونه*هاي كودك سرازير مي*شود ولي به*نظر نمي*رسد كسي به اين مسئله توجهي داشته باشد. در حالي*كه نرگس كوچولو دستش را بلند مي*كند تا اشك*هايش را پاك كند، پدرش مي*گويد: «خوب، دستت را بگذار پشت آن دسته حالا آماده شليك باش» و مادرش فرياد مي*كشد: «خيلي خوب، دسته را فقط يك كمي تكان بده!»
    اما نرگس پنج*ساله اكنون دلواپس و تنها، هق*هق مي*گريد.
    بچه*ها در چنين لحظاتي درس*هاي عميقي ياد مي*گيرند. يكي از نتايجي كه نرگس از اين ماجرا مي*گيرد، احتمالاً اين است كه نه والدينش و نه هيچ*كس ديگر احساس او را درك نمي*كنند. هنگامي كه اين لحظات بارها و بارها در دوران كودكي فرد اتفاق مي*افتند، آن*گاه پيام*هاي عاطفي منفي*اي كه ممكن است تا پايان عمر با فرد همراه باشند، به او منتقل مي*شود. خانواده، نخستين مدرسه يادگيري عواطف است. همه ما در فضاي خصوصي و صميمانه خانواده ياد مي*گيريم كه چه احساسي نسبت به خودمان داشته باشيم؟ ديگران چه واكنشي نسبت به احساسات ما خواهند داشت؟ ما بايد چگونه درباره واكنش*هاي احساسي ديگران فكر كنيم؟ چه راه*هايي براي پاسخ به احساسات افراد داريم و چگونه بايد اميدها و ترس*هاي خود را بشناسيم و آنها را بيان كنيم؟ همه ما اين مهارت*ها و بسياري چيزهاي ديگر را در محيط خانواده مي*آموزيم.
    اين آموزش*هاي عاطفي، نه تنها از راه سخنان والدين و رفتار و كردارشان با فرزندان به آنها منتقل مي*شود و فرزندان از آنها الگو مي*گيرند، بلكه نحوه برخورد مادر و پدر با يكديگر نيز در خاطره فرزندان مي*ماند.
    تحقيقات نشان مي*دهد كه رفتار خشك و منضبط، يا همراه درك و همدردي والدين و يا رفتار گرم و صميمانه يا با بي*اعتنايي آنها، نتايج عميق و ديرپايي بر زندگي عاطفي فرزندان باقي مي*گذارد. اخيراً محققان به اطلاعاتي دست يافته*اند كه ثابت مي*كند، برخورداري والدين از هوشياري عاطفي براي فرزندان، مزاياي بي*شماري دارد. روش*هايي كه والدين با استفاده از آن به داد و ستد احساسات با يكديگر و همچنين با فرزند خود مي*پردازند، معمولاً درس*هاي مؤثري به فرزندان مي*آموزد. بچه*ها، نوآموزهاي زرنگ و تيزهوشي هستند كه ظريف*ترين مبادلات عاطفي درون خانواده نيز از نگاه*شان پنهان نمي*ماند. معمولاً زن و شوهرهايي كه در زندگي زناشويي خود قابليت*هاي عاطفي بيشتري دارند، در كمك به فرزندان*شان در فراز و نشيب مسائل عاطفي زندگي، مؤثرتر عمل مي*كنند.
    عده*اي از محققان براي درك بهتر روند آموزش هوش عاطفي در خانواده، تعدادي از خانواده*هاي مختلف را مورد آزمايش قرار دادند. محققان، اين خانواده*ها را يك*بار هنگامي كه فرزند آنها تنها پنج*سال داشت و مجدداً هنگامي كه بچه به ٩ سالگي رسيده بود، بررسي كردند. همچنين گروه تحقيق براي بررسي نحوه گفت*و*گوي والدين با يكديگر، آنها را هنگامي كه سعي داشتند يك بازي جديد ويديوئي را به فرزند خود بياموزند، غافلگير كردند. رفتار آنها هنگام بازي، به*خوبي بيانگر روابط عاطفي*اي بود كه به*طور معمول با فرزندان خود برقرار مي*كردند.
    بعضي از پدر و مادرها شبيه مينو و امير بودند؛ بي*تحمل، ناشكيبا و در برابر ناتواني فرزند، كم*حوصله! اين پدر و مادرها با تنفر و بي*حوصلگي بر سر فرزند خود فرياد مي*كشيدند و بعضي حتي بچه*هاي خود را «احمق» خطاب مي*كردند. چنين والديني از برقراري رابطه عاطفي سالم و فعال با فرزندان خود عاجزند و اصولاً نمي*توانند براي آموزش مهارت*هاي عاطفي معلم*هاي خوبي باشند. اين پدر و مادرها فرزندان خود را به*سوي تحقير، توهين و بي*احترامي سوق مي*دهند و هرگز نمي*توانند الگوي رفتاري مناسبي به آنها ارائه دهند.
    البته در جريان اين تحقيقات، خانواده*هايي هم بودند كه در برابر اشتباهات فرزند خود صبور بودند و بجاي تحميل روش خود، به فرزندان*شان كمك مي*كردند تا به شيوه خودش جلو برود. مسلماً اين خانواده*ها، فضاي خانوادگي بسيار آرام*تر و برخورد خلاق*تري با فرزندان خود داشتند و در ارتباط با فرزندان خود از روش*هاي عاطفي مؤثرتري بهره مي*بردند.

    سه*نوع از رايج*ترين روش*هاي عاطفي والدين
    <font size="4">

    <b>نوع اول: ناديده بري ع8*هاي عCز%Foت4D8ند، كfont>

    <b> اين دسته از والدين، ناراحتي عاطفي فرزند خود را پيش*پا افتاده مي*پندارند يا آن را مايه دردسر مي*دانند و معتقدند كه بايد منتظر بمانند تا مشكل عاطفي فرزندان*شان خود*به*خود فروكش كند. چنين والديني اصولاً توان و هنر اين را ندارند كه از لحظات عاطفي به*عنوان فرصتي براي نزديكي بيشتر به فرزندان خود، يا آموختن درس*هايي در زمينه قابليت*هاي عاطفي استفاده كنند.

    نوع دوم: روش عدم مداخله

    اين دسته از والدين به احساسات فرزند خود توجه مي*كنند اما در عين حال معتقدند كه رودر*رويي با طغيان عواطف و هيجانات براي كودك مفيد است. در نتيجه آنها هم مثل والديني كه احساسات فرزند خود را ناديده مي*گيرند، به*ندرت مي*كوشند به فرزند خود پاسخ*هاي عاطفي خلاق*تري بياموزند. چنين پدر و مادرهايي همواره تلاش مي*كنند كه همه ناراحتي*هاي فرزند را تسكين دهند و براي آنكه غم و يا خشم او را متوقف كنند به او رشوه مي*دهند يا با او قول و قرارهاي مختلفي مي*گذارند.

    نوع سوم: روش تحقير*آميز، بي*احترامي به احساسات فرزند

    اين*گونه والدين چه در انتقادهاي خود و چه در تنبيه فرزندان، سنگدل و بي*رحم هستند. مثلاً ممكن است ابراز هر گونه خشم را براي فرزند خود قدغن كنند و با مشاهده كوچك*ترين نشانه زودرنجي در فرزندان، آنها را تنبيه كنند. چنين والديني، با عصبانيت و خشم بر سر فرزند خود كه مي*كوشد ماجرا را از زاويه ديد خود تعريف كند فرياد مي*كشند كه: «روي حرف من حرف نزن!»
    همچنين والديني هم هستند كه به*محض بروز ناراحتي*هاي عاطفي در فرزند، فرصت را غنيمت مي*شمرند و مانند يك مربي يا معلم عمل مي*كنند. اين*گونه والدين، احساسات فرزند خود را جدي مي*گيرند و مي*كوشند دقيقاً بفهمند كه چه*چيز سبب ناراحتي او شده است مثلاً مي*گويند: «ببينم تو به*خاطر اينكه مهدي به تو بي*احترامي كرد عصباني هستي؟» و به او كمك مي*كنند تا راه*هاي مثبت*تر و تازه*تري براي آرام كردن احساسات خود بيابد و بجاي اينكه به او پرخاش كنند كه «چرا يك اسباب*بازي براي خودت پيدا نمي*كني كه برداري و بروي يك گوشه بنشيني و با خودت بازي كني؟» با او هم*حسي و رفاقت مي*كنند.
    مسلم است كه والدين براي آنكه مربيان مؤثري باشند، بايد خود نيز به اصول اوليه هوش عاطفي مجهز باشند و بتوانند احساسات مختلف را از يكديگر تشخيص دهند. پدري كه با اندوه دروني خويش خو كرده است، بي*شك نمي*تواند به پسر خود كمك كند تا تفاوت بين اندوه ناشي از يك شكست يا حس اندوه ناشي از تماشاي يك فيلم غم*انگيز را درك كند. علاوه بر قدرت تميز، بصيرت*هاي دروني پيچيده*تري نيز وجود دارد كه بايد به فرزندان آموخته شود.
    بچه*ها در حين فراگيري درس*هاي عاطفي، آماده تغيير مي*شوند. احساس شفقت و همدلي با ديگران معمولاً در دوران كودكي در وجود انسان*ها شكل مي*گيرد؛ والدين بايد بكوشند تا فرزند خود را با اين احساسات آشنا كنند؛ اگر چه بسياري از مهارت*هاي عاطفي به مرور زمان و در نتيجه روابط اجتماعي و (بعدها در نوجواني) با مطالعات مفيد صيقلي مي*شوند و شكل مي*گيرند، ولي پدران و مادراني كه سلامت و هوشياري عاطفي دارند، مي*توانند به فرزندان خود در زمينه فراگيري عميق*تر مهارت*هاي اساسي عاطفي (مانند تشخيص، كنترل و مهار كردن احساسات، همدلي با ديگران و اداره كردن احساساتي كه در جريان روابط با ديگران برانگيخته مي*شود) كمك بيشتري بدهند.
    نفوذ اين*گونه والدين روي فرزندان، بسيار گسترده*تر از والديني است كه مي*كوشند با اعمال خشونت و ترس بر فرزندان خود نفوذ كنند. تحقيقات نشان داده است كه فرزندان پدر و مادري كه خودشان از نظر عاطفي هوشيارند، در مقايسه با فرزندان والديني كه در حوزه احساسات ضعيف عمل مي*كنند، عملكرد عاطفي بهتري دارند و كشمكش* آنها با يكديگر كمتر است. همچنين اين بچه*ها با احساسات و عواطف خود، بهتر كنار مي*آيند و كمتر دچار اندوه مي*شوند و به*هنگام ناراحتي خيلي راحت*تر مي*شود آنها را آرام كرد؛ اين بچه*ها از نظر بيولوژيكي نيز آرامش بيشتري دارند و ميزان ترشح هورمون*هاي مربوط به فشارهاي روحي (استرس) در بدن آنها كمتر است و اصولاً علائم بيولوژيكي ناشي از برانگيختگي عاطفي كمتر در آنها به چشم مي*خورد و مهم*تر از همه، اين كودكان مزاياي اجتماعي بيشتري دارند. اين بچه*ها، معمولاً در ميان هم*سن و سالان خود محبوب*ترند و معلم*ها آنها را فعال*تر و اجتماعي*تر از ديگران ارزيابي مي*كنند و معتقدند كه چنين بچه*هايي كمتر ممكن است پررويي، گستاخي يا پرخاشگري كنند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  15. #30
    Fati-90
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فعال همیشگی

    تاریخ عضویت
    June 2011
    نوشته ها
    7,497
    6,168
    5,917

    پیش فرض

    کودکم از آرایشگاه رفتن میترسد


    اگر دختر* بچه*ای تمایل به کوتاه کردن مو ندارد بهتر است با او همگام شویم. ممکن است خانواده روی این موضوع تاکید داشته باشد که موی بلند کودک از نظر نظافت و مرتب کردن سخت است اما

    کودکم از آرایشگاه می ترسد

    ظرفیت روانی کودکان به اندازه افراد بزرگسال نیست. برای ترس*هایی که بدون علت خاص در بچه*ها وجود دارد، وارد کردن ناگهانی و تلاش برای درگیر کردن بچه*ها با آن قضیه و ترساندن کودک برای از بین بردن ترس توصیه نمی*شود. این کار نه تنها نتیجه درمانی ندارد بلکه سبب افزایش ترس کودک می*شود. باید برای کودکان روش حساسیت*زدایی تدریجی را امتحان کنیم.
    در روش حساسیت*زدایی تدریجی ما ابتدا کودک را با شرایط مشابه آشنا می*کنیم.
    برخی کودکان از رفتن به آرایشگاه و کوتاه* کردن مو می*ترسند. برای از بین بردن ترس او کافی است بازی*ای را طراحی کنیم و در آن عروسک یا شخص دیگری مانند یکی از دوستان کودک که از کوتاه کردن مو ترس ندارد را بنشانیم و موهایش را کوتاه کنیم. بعد از اینکه کودک به شکل خفیف با این موضوع آشنا شد بدون اینکه خود او را درگیر کنیم، می*توانیم او را همراه با مادر یا پدر یا دوستان به آرایشگاه ببریم تا شاهد کوتاه کردن موی دیگران باشد تا حساسیت او کم شود بعد آرام آرام می*توان کودک را درگیر کرد و به او کمک کرد تا ترس*اش از بین برود یعنی به عنوان نمونه ابتدا تنها پایین موها را کوتاه کرد.

    نکته*ای که نباید فراموش کرد، تشویق کودک است چون توانسته شرایط را تحمل کند، بعد از مدتی حساسیت کودک به این مساله از بین می*رود و ترس او کاملا از بین می*رود.

    در مورد بچه*هایی که از کوتاه کردن موها بدشان می*آید باید گفت هویت*ها به تدریج در کودکان شکل می*گیرد و این شکل*گیری ابتدا به ظاهر است بعد مسائل باطنی و درونی شکل می*گیرد. بهتر است والدین اجازه دهند کودک در مورد ظاهرش تا حدی که غیرمعمول نیست تصمیم بگیرد.
    اگر دختر* بچه*ای تمایل به کوتاه کردن مو ندارد بهتر است با او همگام شویم. ممکن است خانواده روی این موضوع تاکید داشته باشد که موی بلند کودک از نظر نظافت و مرتب کردن سخت است اما در هر صورت می*توان کودک را مسوولیت*پذیر کرد. به عنوان نمونه به او گفت اگر موهایت همیشه شانه کرده نباشد نمی*توانیم بیرون برویم یا نمی*توانیم شما را با خود ببریم. باید نظافت و مرتب بودن را به کودک آموزش داد.

    در مورد پسربچه*ها
    گرچه تاکید داریم که ظاهر برای ایجاد هویت فردی و اعتماد به نفس مهم است اما این موضوع را هم مدنظر می*گیریم که هویت جنسی هم در حال شکل*گیری است. از آنجا که شکل*گیری جنسی حدود ۲ سالگی شروع می*شود لازم است به آنها کمک کنیم هویت جنس خود را بگیرند. در مورد پسربچه*ها بهتر است با سیستم تشویقی آنها را به گونه*ای بار بیاوریم که ظاهر خود را شبیه جنس موافق خود یعنی پدر درست کنند.
    بــــعد از " تــــــــ ـــــو " شبیهِ هـــمه چـــیز هستــــم

    جـــــز خـــــودم !
صفحه 2 از 18 نخست 123456712 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 261

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •