ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 31 نخست 12345671222 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 452
  1. #16
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    روانشناسيشخصيت

    نكاتي براي رسيدن به مرزهاي نهايي قابليت بالقوه

    روح و روان انسـان به صـورتی اسـت که هیچگاه به ظرفیت
    کامل و نهایی خود نمی رسد. شکــی نیست که خیلی از
    افراد برای رشد و پیشرفت خود تلاش بسـیار مـی کنند، تا
    حدی که به مرز ممکن برای رشد و توسعه انسانی دسـت
    می یابند. این افراد مطمئناً همیشه در فکر این هستند که
    چه تلاشهایی میتوانند برای رسیدن به حد نهایــی خود تا
    زمان مرگشان به کار گیرند.

    امـا متـاسفانه بـرای اکثریت افراد رشد توان و ظرفیت فردی
    بسیار محدود است.یک فرد بااستعداد و باهوش، اما تنبل،
    ممکن است از خیلی از همتایان خود با استعداد و توانایی
    های پایین تر اما پرتلاش تر عقب بماند.

    ایـن فقدان انـگیزه مـی تواند دلایل مختلفی داشته باشد.
    برخی از این موارد عبارتند از:

    1. ترس از شکست و مورد تمسخر قرار گرفتن وقتی چیز جدیدی را امتحان می کنیم.

    2. درگیر شدن در شغلی بسیار خسته کننده و تکراری اما نداشتن توان کافی برای فرار از آن.

    3. ترس از ناشناخته ها.

    4. تنبلی محض.

    5.استرس بسیار زیاد که فرد را از تلاش باز می دارد.

    6. نداشتن هیچ تصوری از آنچه که می توان به دست آورد.

    7. تصور اینکه زندگی کنونی بسیار لذت بخش است و دیگر نیازی به تلاش بیشتر نیست.

    دلایل مختلفی وجود دارد که ما از تلاش برای رسیدن به ظرفیت نهایی خود سر باز میزنیم. اما، باید به خاطر بسپاریم که فقط یکبار شانس زندگی کردن داریم، و فقط بستگی به خودمان دارد که چطور از این زندگی استفاده کنیم. هر روز ارزشمند است. هر ذره دانشی که کسب می کنید ارزشمند است. هر استعدادی که داشته باشیم ارزشمند است. و از تمام آنچه که داریم باید تا حد نهایی آن استفاده کنیم.

    پس چطور می توانیم توانایی هایمان را بیش از گذشته رشد و توسعه دهیم؟ قبل از هر چیز، به خاطر داشته باشید که طرز تفکر درست یا غلط ندارد. معمولاً دلیلی که هنگام ارائه نظرات و عقایدتان افراد باعث می شوند شما احساس حقارت کنید، این است که آرزو دارند جرات و جسارت لازم برای انجام آنچه شما کرده اید را داشتند. روی مهارت ها و توانایی های خود تمرکز کنید و اجازه بدهید فکرتان آزاد باشد تا بتوانید از آنها به درستی در زندگی استفاده کنید.

    برای موفق شدن باید بپذیرید که ممکن است گاهی مرتکب اشتباه شوید، گاهی مجبور می شوید ریسک کنید، و گاهی هم ممکن است شکست بخورید. هیچ انسانی کامل نیست و شکست و اشتباه از هر کسی برمی آید. رمز موفقیت شناخت آنها و فراتر از همه یاد گرفتن از آنهاست.

    برخی خصوصیات هستند که داشتن آنها به شما کمک می کند از توانایی هایتان تا حد نهایی استفاده کنید. این ویژگی ها عبارتند از:

    اعتماد به نفس – واقعاً لازم است که اعتماد به نفس داشته باشید و به خودتان و به عقایدتان ایمان داشته باشید. هر شک و تردید در این زمینه شما را عقب می کشد.
    سخت کوشی – تلاش و تعهد برای رسیدن به مرز نهایی توانایی هایتان الزامی است.
    صبر – صبر نه تنها یک فضیلت اخلاقی است بلکه به شما برای رسیدن به موفقیت کمک می کند.
    متعهد بودن – برای رسیدن به اهداف، باید متعهد باشید. روی اهدافتان تمرکز کنید و اجازه ندهید کسی شما را از آن بازدارد. اگر کسی قصد عقب کشیدن شما را داشت، از آنها دوری کنید.
    درس گرفتن از اشتباهات و شکست ها – در طول راه مطمئناً گاهی مرتکب اشتباه خواهید شد، اما همیشه می توانید درس هایی آموزنده و ارزشمند از این اشتباهات گرفته و به حرکت خود ادامه دهید. درمورد شکست هایی که خارج از کنترل شماست وضع به همین منوال است.
    داشتن اهداف معقول – اهداف غیر واقعی برای خود طرح نکنید چون این اهداف مطمئناً با شکست های پیاپی مواجه خواهد شد. داشتن اهدافی که خیلی جاه طلبانه باشد، بیشتر از آنچه که برایتان سودآور باشد، به شما آسیب می رساند و در آخر هم دلسرد و ناامیدتان کرده و از حرکت باز می داردتان.
    دو نکته مهم که قبل از شروع راه باید به آنها توجه داشته باشید عبارتند از:

    1. بدانید که برای شادی و خوشبختی واقعاً از زندگی چه میخواهید و

    2. استعدادها و توانایی هایتان را بشناسید چون از این طریق است که می توانید به مرز نهایی ظرفیت خود دست یابید.

    برای رسیدن به حد نهایی توانایی هایتان باید بدانید که از زندگی چه میخواهید و به طور واقع چه کاری می توانید انجام دهید تا آن هدف را ممکن سازید. وقتی این واقعیات را برای خود مشخص کردید، آنوقت است که می توانید راهتان را به سوی مرز نهایی توانایی هایتان آغاز کنید.


    منبع:مردمان
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  2. #17
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    با اجازه booye_baroon
    ---------------------------------------------
    من به هدفم نمیرسم !!!!!



    امروز میخوام داستانی واقعی و براتون تعریف کنم که هر روز برای عده زیادی اتفاق می افته و امکان داره که برای شما هم روزی اتفاق بیافته .

    داستان با یک کتاب ، مقاله و یا یک همایش درباره موفقیت شروع میشه ، شخصیت داستان ما بعد از خوندن یا شنیدن مطالب اون نوشته ویا سمینار تصمیم می گیره که زندگیش رو عوض کنه و یه زندگی هدفمند و دارای برنامه ریزی داشته باشه . بعد از اون کتاب یا همایش شروع میکنه به نوشتن اهدافش و زمان بندی برای رسید به اونها ؛ یه مدت تلاش میکنه و تفکر و نگرش مثبت هم داره ولی ....

    ولی بعد از یک مدت و گذشتن زمان بندی اهداف و نرسیدن به موقع به اونها ، دوباره به حالت قبلی بر میگرده ، باز هم همون روال قبلی رو پیش میگیره و کم کم انگیزه رسیدن به اهدافشو از دست میده و بعد از مدتی هم حتی ممکنه خود اهداف رو هم فراموش کنه .

    این مسئله ایست که خود من هم تجربه کردم و بارها توی اطرافیانم دیدم ...

    ولی چرا چنین مسئله ای پیش میاد ؟ و چطور میشه جلوی اون رو گرفت ؟

    اینجا باید به فرایند رسیدن به هدف توجه کنیم ، ما زمانی به اهدافمون میرسیم که :

    1- بدونیم که به چه چیزی میخواهیم برسیم ( هدف و مقصد )

    2- بدونیم چطور باید به اون هدف رسید ( شناخت مسیر )

    3- شور و شوق رسیدن به هدف رو داشته باشیم ( سوخت لازم برای طی کردن مسیر )



    حالا اگر هر کدوم از این موارد رو نداشته باشیم این فرایند ناقص میشه و مسلما به هدف نمیرسیم .

    اکثر کتابها و سمینار ها این عوامل رو به ما نشون میدن ولی مهم حفظ کردن اونها تا رسین به هدف هستش . باید توی کل مسیری که تا هدف داریم این سه عامل رو داشته باشیم ، یعنی هدفمون رو بشناسیم ، مسیر رو بشناسیم و سوخت لازم رو برای رسیدن به هدف داشته باشیم .
  3. #18
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    انگشت اشاره !!!


    تو اين مطلب ميخوام درباره موضوعي صحبت كنم كه واقعا منو اذيت ميكنه و ميشه گفت تقريبا همه بهش دچارند ، من اسمشو گذاشتم معضل انگشت اشاره !!!

    حالا چي هست اين معضل انگشت اشاره ؟؟!!

    به جملات زير دقت كنيد :

    - اي بابا اگه من هم بابام پولدار بود الان وضعيت خيلي بهتر از اين بود .

    - اگه فلاني اون کارو با من نميكرد الان من موقعيت بهتري داشتم .

    - اگه به حرف فلاني گوش نميكردم الان تو اين وضعيت گير نيمكردم .

    - اگه ....

    و صدها نمونه ديگه كه هر روز ميشنويم .

    اينه همون معضل بزرگ ، يعني قبول نكردن مسئوليت كارها و وضعيت خودمون ، و گرفتن انگشت اشاره به طرف افراد ديگه و به طرف اوضاع و شرايط .

    مسلما خيلي راحته كه با مقصر جلوه دادن اوضاع و شرايط و ديگران ، خودمون رو از مهلكه نجات بديم و همه تقصير ها و مسئوليت ها رو به گردن اونها بندازيم .

    كسي كه درست و حسابي تو دانشگاه درس نخونده و با معدل پايين فارغ التحصيل شده و نميتونه كار پيدا كنه ، انگشت اشارشو ميگيره به طرف وضعيت اداري و ميگه اگه پارتي نداشته باشي نميتوني كار پيدا كني ؛ يا كسي كه با بي توجهي و بدون تحقيق كافي با شخصي ازدواج كرده ، تا به مشكلي بر ميخوره انگشت اشاره شو ميگيره طرف پدر و مادر و ديگران كه اونها باعث اين ازدواج شدن . و نمونه هاي خيلي زيادي كه هر روز ميبينيم و ميشنويم .

    البته من تاثير اوضاع و شرايط رو انكار نميكنم ولي مقدار تاثيرشون خيلي كمتر از اراده و خواست خود انسانه ، و به نظر من كسائي كه انگشت اشاره شون رو به طرف ديگران و شرايط ميگيرند دانسته يا ندانسته فقط ميخوان از زير بار قبول مسئوليت شرايط فعليشون شونه خالي كنند . و بگن كه وضعيت فعلي من هيچ ربطي به من نداره و به ديگران و كشور و ... ربط داره و در نهايت هم ميگن تقدير و سرنوشت من اين بوده .

    البته گرفتن انگشت اشاره به طرف خودمون شايد يكم سخت باشه ولي مطمئنا ً توي طولاني مدت باعث ميشه كه كنترل اوضاع و شرايط رو به عهده بگيريم و احساس آرامش بيشتري كنيم .
  4. #19
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    مرحله اول براي رسيدن به اهداف اينه كه بدونيم چي ميخوايم و به كجا ميخوايم بريم .
    فرض كنيد الان يه چراغ جادو ژيدا كنيد و بعد از اينكه غول چراغ اومد بيرون ازتون بخواد كه سه تا آرزو كنيد ، ازش چي ميخوايد ؟ ( البته نميتونيد آرزو كنيد كه مثلا 100 تا چراغ جادو داشته باشيد !!! )
    .
    .
    .
    خوب ... چي شد ؟ چي خواستيد ؟ ماشين ، خونه ، پول ،كار شايد هم يه زندگي راحت . اينهايي كه خواستيد همون آرزوهاتون هستند كه درونا* ً دوست داريد بهشون برسيد و اونها رو داشته باشيد . البته بايد خيلي بيشتر فكر كنيد كه چي ميخوايد ؛ شايد روزها ، هفته ها و يا حتي ماهها وقت لازم باشه تا بتونيد اهداف واقعي زندگيتون رو بشناسيد .
    البته اهداف بايد چند ويژگي داشته باشند ، اهداف بايد SMART باشند . اين به معني چيه ؟
    S : اهداف بايد مشخص ( Specific ) باشند و مبهم و كلي نباشند . مثلا يه ماشين يه ماشين خوب ميخوام اشتباهه .
    M : قابل اندازه گيري ( Measurable ) باشند . مثلا خيلي پول ميخوام اشتباهه .
    A : دست يافتني ( Achivable ) باشند . مثلا يه خارجي نميتونه رئيس جمهور ايران بشه .
    R : واقعي ( Realistic ) باشند . مثلا ميخوام بال در بيارم اشتباهه .
    T : زمانبندي شده ( Timly ) و به موقع باشند يعني زمان رسيدن به هدف رو مشخص كنيم .


    بايد تمامي خواسته هاتون رو بررسي كنيد و ويژگي هاي زير رو توي اونها ايجاد كنيد ، شايد بعضي ها رو حذف كنيد يا تغييرشون بديد يا حتي شايد چيز هاي جديدي به ذهنتون رسيد .

    منتظر مرحله بعدي باشيد ...
  5. #20
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    ممنون از Badboy.
    مطالبت واقعاْ جالبه من به شخصه خيلي خوشم اومد.
    البته من كاملترش رو توي كتاب قورباغه را قورت بدهيد خوندم ولي شما مطالب رو حتما ادامه بديد.
    فقط اميدوارم كه افراد بيشتري از اين تاپيك استقبال كنند.
    من هم سعي مي كنم مطالبي كه باب ميل دوستان كوچولو هست رو قرار بدم.
    فقط يه نكته اي هست كه Badboy بهش اشاره نكرد برنامه ريزي درست براي اهدافه كه اول بايد هدف مشخص بشه بعد از اون براي هر يك از اهداف زمان مشخص كنيم و براي هر كدوم نسبت به اهميتي كه دارند برنامه ريزي كنيم.
    Badboy اگه مشكلي توي گفته ي من بود حتماْ بگو و همين طور نظرت رو درباره ي مطالبي كه من قرار دادم بگو.
    با آرزوي موفقيت براي دوستان كوچولو

    التماس دعا
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  6. #21
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    booye_baroon كاملا درست ميگه برنامه ريزي براي رسيدن به اهداف تاثير غير قابل انكاري داره
    بهتون پيشنهاد ميكنم كتاب غورباقه را قورت بده را حتما مطالعه كنيد ستاره سهيل زخمت كشيده لينك دانلود در قسمت كتاب هاي الكترونيكي قرار داده
  7. #22
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    افسردگی اختلالی است که درآن خلق ونیروی زیستی فرد کاسته شده وانسان به نقطه پریشانی می رسد درچنین شرایطی (خود) ممکن است بی ارزش به نظر برسد وجهان معنای خودراازدست بدهد واحساس بدبختی ،بیچارگی وناامید یدرفرد پدیدارشود . شخص افسرده ممکن است به طور واقعی یاغیرواقعی (عینی یاذهنی )به فکر همه شکستها وناکامی هایش باشد وآیند درنظر اوتوام بابی پناهی وناامید جلوه کند بدین خاطر معمولا" درفرد افسرده احتمال خودکشی بالاست .افسردگی ممکن واکنشی درمقابل فشارهای روانی همچون ازدست دادن کسی که انسان به او عشق می ورزد ،ازدست دادن تامین وثبات ،طلاق ،شکست درامتحان ویادراثر تهدید ناشی ازیک بیماری مزمن باشد .آن نوع افسردگی که همچون امری غیر معمول ،طولانی وممتد رخ می دهد وعکس العملی شدید درمقابل ازدست دادن فرد مورد علاقه است افسردگی عصبی خوانده می شود. بعضی ازافسردگی ها بدون علت قابل توجهی درزندگی فرد روی میدهند که این نوع افسردگی راافسرده گی روحی می نامندکه دراین نوع افسردگی عوامل ارثی وبیوشیمیایی تاثیر بسزایی دارند ووقایع محیطی ممکن است این نوع عوامل راتسریع کند .همچنین خیالهای باطل همچون احساس ناامیدی ،عذاب ناشی ازگناه ،بی ارزشی وافکارمالیخولیایی درافسردگی روحی متداولند.غلبه احساسهایی چون مقصر شناختن خویش وتنبیه کردن بوجود آورد. لازم است دراین نوشتاربه بعضی ازعلائم افسردگی اشاره کنم. نشانه های خلق پایین ((تنگ خلقی))
    کناره گیری : شخصی که افسرده است علاقه نداردفعالیتهایی راانجام دهد که برای اولذت یاخوشحالی ایجاد میکند ،چنین فردی بادیگران هم کمتر رابطه اجتماعی برقرارمیکند .
    منفی گرایی: شخصی که افسرده است نظرات متفاوتی راصبورانه گوش میدهد ،ولی ممکن است همه آنهاراقبول نکند .همچنین پیشنهادها،سفارشها ویادستورالعملهایی راکه دیگران مطرح میکنن براحتی نمی پذیرد
    غمگینی:زیاد گریه میکند
    عزت نفس پایین:خودراآدم بدی دانستن،احساس گناه کردن یاسرزنش وانتقاد ازخود.
    اظهارناامیدی : این بیماران همواره نسبت به همه چیز شک وتردید دارند.وبه آینده هم امیدی ندارندبه همین دلیل ،گاهی صحبت ازخودکشی میکنندویاعملا" دست به خودکشی میزنند.
    بی دقتی در انجام وظایف: درانجام وظایف کم دقت میگردند .
    کاهش انرژی: این بیماران همیشه احساس خستگی وبی حالی میکنند وبه همین علت هیچ انگیزه ای برای کاری ندارند واگر هم کاری راشروع کرده باشند خصوصا" درساعات اولیه صبح نمی توانند آن راتما م کنند. عدم تمرکز حواس، ناتوانی درتصمیم گیری قاطع،تغییر دروزن ،تغییر درمیزان خواب ،تغییردرفعالیت جنسی ازدیگر نکات مهم درشناسایی افرادافسرده میباشد.
  8. #23
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    داشتم به این فکر میکردم چرااطرافیان ما از افرادی کم رو، قدردان، با محبت ، عدالت مدار، ترسو، پرخاشگر و... تشکیل شده ؟وچرا همه خوش اخلاق ،عدالت محور ،خوش مشرب ویاهمه صفات خوب وجامعه پسند درهمه وجود ندارد؟ اینها سوالاتی است که شاید برای همه ماها پیش آمده باشدکه چرافلانی اینگونه است؟ ومن اگرآدم واقع بینی باشم اینگونه نیستم .برای پاسخ به این سوالات ازمبحث تاثیر خانواده ام درکودکی به آن نگاه میکنم.

    اگر خانواده ام مرتب به من انتقاد نمی کردند ،اینقدر غر نمی زدم وبه همه کس وهمه چیز اعتراض نمی کردم.

    اگر اینقدر با ترس زندگی نمی کردم حالاترسیدن رایاد نمی گرفتم که اینقدر بترسم تادیگران مرا بعنوان یه آدم ترسو بشناسند.

    اگراینقدر منو مسخره نمیکردن حالا اینقدر کمرو نبودواگر....

    اما شما دوست خوب که با محبتید ،به زندگی امیدوارید ، قدردانید ودرزندگی تان هدف دارید وحتی کانکت شما به اینترنت باهدف است ،به این موضوع بر میگرددکه باپذیرش خانواده رشد کردین، با تشویق به موقع والدین روبروبودین وخانواده شمابا علم به تربیت کودک شما رابزرگ کرده اند.
  9. #24
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه باازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت ،ولي وقتي مي بينيم كه كودكانمان به توجه زياد نيازمندند خسته مي شويم ومي گوييم بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند .
    فرزندان ما به سن نوجواني ميرسند بازهم كلافه ميشويم چونكه دائم بايد باآنها سروكله بزنيم ،ميگوئيم وقتي بزرگتر شدند مشكلات كمتري خواهند شد.آنهابزرگتر ميشوند وانتظار داريم رفتار آنها عوض شود ولي برخلاف ميل مااين انتظار بيهوده بوده است.
    مي گوئيم همسرمان رفتارش عوض خواهد شد ،ماشين مي خريم ،صاحب منزل خواهيم شد، بچه هايمان ازدواج ميكنند،براي رفتن به مرخصي به ليكك خواهيم رفت وپول نفت برسفره هايمان خواهد آمد والخ.
    حقيقت اين است كه براي خوشبختي هيچ زماني بهتر ازهمين الان وجود ندارد واگرالان نه پس كي؟ زندگي همواره پرازچالش است بهتر است كه اين واقعيت رابپذيريم وتصميم بگيريم كه باوجود همه اين مسائل شاد وخوشبخت زندگي كنيم خوشبختي همين جاده زندگي پيش روي ماست
  10. #25
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    یا تا حالابا خود فکر کردین چراما ازدیدن فیلمهای پلیسی وتخیلی لذت میبریم . شاید شماها پاسخهای متفاوتی برای این سوال داشته باشین .اما آنچه که شما فکر میکنین بنوعی میشه گفت درسته .اما ازلحاظ روان شناسی دراین باره تحقیقاتی صورت گرفته که بصورت خلاصه عرض میکنم .تحقیقات اثبات کرده چون فیلمهای پلیسی نقش تخلیه هیجانی دارن به همین خاطر ماازدیدن اونها لذت میبریم .بدین معنا که چون تنشهای روزمره زندگی تمام ناشدنی است مابا دیدن این فیلمها بصورت ناخوداگاه خودرابجای قهرمان فیلم میگذاریم وچون قهرمان فیلم برمشکلات پیروزمیشه ماهم احساس پیروزی میکنیم وازدیدن این فیلمها لذت میبریم .لازمه عرض کنم که رسانه های گروهی مانند روزنامه وهفته نامه ها که متاسفانه درایران به نشریا ت زرد معروفن با تشریح دزدی ها ، آدم کشی ها ، داستانهای عاشقانه ، زندگی نامه هنرپیشه ها باعث میشن که عقده های درسینه مانده مردم رامطرح ونوعی آرامش روانی به فرد خواننده ببخشه .وبه همین خاطر ماعلاقه مند به این نوع فیلمها ونشریات هستیم .راستی شما علاقه مند به تماشای این نوع فیلمها ونشریات هستین ؟؟؟
  11. #26
    badboy
    كوچولوي بد - اخراج شده كوچولو بد - اخراج شده
    تاریخ عضویت
    September 2007
    محل سکونت
    همین حوالی!!!
    نوشته ها
    3,043
    0
    74

    پیش فرض

    یکی ازراههای غلبه برترس انجام آن عمل ترس آور است .من عقیده دارم ازآنچه می ترسید باید نزدیک شد .اگرازآب می ترسید تا خودتان رادرآب نیندارید ترستان فرو نمی ریزد .اگراز کنفرانس دادن می ترسید تنها راه حل ، کنفرانس دادن است باراول ممکن است دراثر ترس صدایتان بلرزد نفس کم بیاورید اما با این وجود دفعه بعد برایتان آسان تر خواهد بود دفعه بعد ودفعات بعدتر به مراتب آسانتر خواهد بود وبالاخره زمانی میرسد که نه تنها نمی ترسید بلکه خودتان مشفقانه ازآن استقبال می کنید ما معمولا" ازچیزی که می ترسیم دور می شویم ولی این روش مدام برترس واضطراب وعدم اعتماد به نفس ما می افزاید پس حالایک دوسه حمله به سوی هرموضوع ترس آور....نترسید من هستم
  12. #27
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    روانشناسيشخصيت

    شخصیت شما: برونگرا یا درونگرا؟

    شخصیت انسانهارا می تـوان بـا معیارهـای گـونـاگونی به دسته های مختلف تـقسیم بندی كرد. در اینـجا شخصیت انسانها نخست بـا نحوه ارتباطشان با دیگران به دو دسته درونگرا و برونگرا تـقسیم بندی شده است.
    مـتوجه باشید كـه هـر دوی ایـن دو نوع شخصیت كاملا طبیـعـی و نـرمـال می بـاشـد. برونگرایان به سوی جهان عینی متمایل بوده و درونـگرایان به سوی جهان ذهنی و غیر عینی. شــما با آگـاهـی یـافـتـن از خـصـوصیات شخصیتی هر دو گروه قادر خواهید بود با شناساییشان رابطه بهـتـری بـا آنـهــا برقرار سازید:


    ویژگیهای شخصیتی برونگرا

    ۱) علاقه مند به وقایع پیرامون خود.
    ۲) رو راست و معمولا پر حرف.
    ۳) عقیده خود را با عقاید دیگران مقایسه میكند.
    ۴) اهل عمل و پیشقدمی در كارها.
    ۵) بسهولت دوستان جدیدی یافته و یا با یك گروه خود را وفق میدهد.
    ۶) افكار خود را بیان میكند.
    ۷) علاقه مند به افراد جدید.
    ۸) بزرگترین وحشت وی آن است كه نكند پس از یك فاجعه هولناك آخرین بازمانده بشـر روی زمین باشد (ترس از قطع ارتباط با دنیای خارج و مردم.) تنهایی برای وی بسیار آزار دهنده میباشد.
    ۹) از تعامل و ارتباط برقرار كردن با دیگران انرژی میگیرند.
    ۱۰) خوش مشرب بوده اما زیاد احساساتی نیستند.
    ۱۱) ریسك پذیرند، سریع تصمیم می گـیـرند، اجتماعی هستند، درك آنها آسان است، شخصیت آنها در خلوت و حضور دیگران یكسان است، معاشرتی هستند.
    ۱۲) پس از آنكه حرف خود را زدند به گفته خود می اندیشند. علاقه مند به كار گروهی. نقل هر مجلس می بـاشنـد. موسیقی با صدای بلند و فعالیتهای هیجان انگیز را بیشتر دوست دارند.
    ۱۳) رنگهای روشن را بیشتر دوست دارند. بیشتر از اعمال دیگران خشمگین میگردند تا خودشان. اطلاعات شخصی خود را بسادگی با دیگران قسمت می كـنند. رویكرد سریع الوصول را بیشتر ترجیح می دهـنـد. تنها از روی تجارب زندگی خود درس می گیرند و نه عبرت گرفتن از دیگران.
    ۱۴) ۵۷ الی ۶۰ درصد از جمعیت را تشكیل میدهند.
    الــبته خصوصیات فوق هیچ ارتباطی با اعتماد بنفس داشتن فرد برونگرا ندارد یك برونگرا ممكن است اعتماد بنفس پایینی داشته باشد.


    ویژگیهای شخصیتی درونگرا

    ۱) علاقه مند به احساسات و افكار خودشان. نیاز به داشتن قلمرو شخصی. كـم حرف، ساكت و متفكر.
    ۲) دوستان زیادی ندارد. در ارتباط برقرار كردن با افراد جدید مشـكل دارد. عـلاقـه مـند به سكوت و تمركز. از دید و بازدید های غیر منتظره و ناگهانی بیزار است.
    ۳) كارایی وی در تنهایی بیشتر است. بـزرگترین وحشت وی آن اسـت كـه در یـك جــمع شلوغ قرار گیرید. ترس از آنكه فردیت خود را از دست بدهد. از فـعالـیتهای انفرادی انرژی میگیرد.
    ۴) در بیـن انـبـوه مـردم بودن آنها را خسته می كنـد. بـیشتـر از دسـت كـرده خـودشـان خشمگین میگردند تا دیگران. معمولا كمرو هستند. دركشان مشكل است. اهـل ایــده و عقاید نو.
    ۵) شـخصیتی مـتمایز در خلوت خود و در حضور دیگران دارند. مشـتـاق و احسـاسـاتـی می باشند. معمولا احساساتشان را بیان نمیكنند. در جـمع نا آشنا ساكت اما در جمع دوستان خود راحت می بـاشنـد. تـمركزشان قوی است. برای تصمیم گیری به زمان نیاز دارند.
    پیش از حرف زدن می اندیشند.
    ۶) از در میان گذاشتن اطلاعات شخصی خود با دیگران ممانعت میكند.
    مایل به رویكــرد آهسته اما دقیق می بـاشد. بـا مشـاهـده درس می آموزد (عـبــرت از دیگران) و پس از آموختن روش زندگی، زندگی خود را آغاز میكند.
    ۷) ۲۵ الی ۴۰ درصد از جمعیت را تشكیل میدهند.
    این خصوصیات هیچ ارتباطی با كمرویی درونگرایان ندارد ممــكن است آنها خیلی هم با اعتماد بنفس باشند. %۶۵ نوابغ را درونگرایان تشكیل میدهند.


    افراد را از لـحاظ آنكه چگونه اطلاعات كسب میــكنند به دو گروه حسگر و الهام گر میتوان تقسیم كرد:


    حس گرها

    تــمركز بر دنـیـای فـیــزیكی، با حواس پنجگانه خود زندگی می كنـنـد، شـواهــد عینی و محسوس را می بینند، علاقـــمند به آن چه كه هست، واقع بین، عملگرا، درك جزئیات، تنها بدیهیات و مشهودات را میبیند، در زمان حال زندگی میكند، نیاز به دانستن حقایق و شواهـد دارد، سـاده و مــحافظـه كار و سنتگرا، لذات فیزیكی را بیشتر دوست دارد، بـا اعتماد بنفس، جای جنگل درختان را می بیند، معمولا بانكدار، پلیس، ورزشكار، جراح و خلبانان جزو این گروه میباشند. علاقه مند به درك جزئیات.

    الهام گرها

    تمركز بر جهان معنوی و ذهنی، از حس ششم، ندای درون و حدس و گـمـان اسـتـفـاده میكنند، انتزاعی، علاقــمند به آنچه كه می تواند وجود داشته باشد، آرمانگرا، خیالباف، علاقه مند به درك مفاهیم و كلیات، ماوراء امور را می نـگرد، از قیاس، استعاره و تشبیه استفاده می كند، بیشتر در گذشته و آینده سیر می كـند، تئوریسین و متفكر، اصـیل و پیچیده، علاقمند بـه چیزهای جدید و غیر متعارف،شكاك. هنرمندان، دانشمند، شاعران و فیلسوفان جزو این گروه میباشند. جای درختان جنگل را میبیند. اكـنـون مـی تـوان افـراد را از لــحـاظ شـیوه تصـمیـم گـیـریشان بـه دو گروه انـدیشـه ورز و احساسی تقسیم بندی كرد:

    اندیشه ورزان

    به واقعیت ارزش می نهد، در تصمیم گیری از منطق استفاده میـكند، علاقمند به اهداف و ایده ها، متوجه استدلال غلط دیگران می شود، پیروی از ذهن عقلگرا، صـادق در بیان افكارشان، نسبت به دیگران سختگیر، رفتارشان با دیگران عدالت آمیز است، معمولا به آنها برچسب سنگدل و بی احساس میزنند، حرفهای دیگران را بدل نمی گیرند، عینـی، منتقد، جو رسمی و مبتنی بر منطق را ترجیح میدهنـد، بــی احساس، ارزیابی دیگران برمبنای قوه دركشان میباشد، مهندسان، دانشمندان و مدیران جزو این گروه میباشند.

    احساسی ها

    ارزش نهادن به هارمونی، در تصـمـیم گـیری خـود از احسـاسـات فـردی خـود اسـتـفـاده میكنند، هنگامی كه دیگران احتیاج به كمك و پشتیبانی دارند متوجه آن می گـردنــد، با قلب رئوف و احساساتی خود زندگی میكنند، معـمولا حقیقت را پنهان میكند تا شخص مقابل خود را آزرده خاطر نكنند، مهربان با دیگران، رحیم و بـخشـنــده نسبت به دیگران، به آنها برچسب احساساتی و ضعیف و سست میزنند، حرفهای دیگران را بدل میگیرنـد، ذهنی، همدل و دلسوز، جو دوستانه و گرم را ترجیح می دهـنـد، نـازك نارنجی، ارزیابی دیـگران بر مبنای اخلاقیات، علاقمند به دیگران و احساساتشان. پـرستـاران، مـعـلـمـان، هنرمندان و كشیشها در این گروه قرار دارند.حال مـی توان افراد را از لحاظ آنكه زندگی خود را چگونه میگذرانند و نحوه نگرش آنها به زندگی به دو گروه انتخابگر وسبكباران تقسیم بندی كرد:

    انتخابگران

    مصمم، سریع تصمیم میگیرند، زندگی را استوار و قابل كنترل می كـنـنـد، پروژه ها را به سادگی به اتمام می رسـانـد، سـازمـان یـافـته و منظم، جدی، قابل پیشبینی، از زمان بندیها و جداول زمانی بعنوان راهنما سود می برد، از امور غیر مترقبـه بــیزار می باشد، سخت كوش، تـمایـل دارد كـارها را هر چه زودتر بـه پـایـان بـرسـانـد، وظیـفـه شـنــاس و مسئولیت پذیر است، میتواند خیلی كوته فكر نیز باشد.

    سبكباران

    پیش از تصمیم گیری ابتدا به شرایط خو گرفته و اطلاعات گرداوری می كـنـد، زنـدگــی را انعطاف پذیر و بدون تنش سپری می كند، ترجیح میدهد پــروژه را آغاز كند اما معمولا آن را به اتمام نمی رساند، در هم ریخته و بی نظم، بی خیال، هر كـاری پیـش بیاید انجام میدهد، با فراغت خاطر كامل كارها را به انجام میرساند، از اتـفاقات غافلگیر كننده و غیر منتظره لذت میبرد، دمدمی مزاج است، پشت گوش انداز، بیش از حد روشنفكر اسـت، بی مسئولیت و وظیفه نشناس، غیر قابل پیش بینی، از قـوانـیـن بـیزار و خواهان آزادی است.
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  13. #28
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    روانشناسيشخصيت

    پوشش و شخصیت

    نوع پوشش آدمی می*تواند بیان*گر نظام فکری و جهان*بینی و ارزش*ها و افق*های فکری حاکم بر او باشد. در هر جامعه*ای نوع پوشش آدمیان، علاوه بر این*که تابع شرایط اقلیمی و محیطی است، حکایت از جهان*بینی، ارزش*ها و هنجارهای حاکم بر فرهنگ آن جامعه دارد.



    مقدمه

    اگر به آدم*های گوناگونی که از کنار شما در خیابان مجاور و شلوغ عبور می*کنند، اندکی تأمل کنید، دربارهٔ هر کدام که دارای تیپ و شکل و شمایل خاصی هستند، چه قضاوتی می*کنید؟
    افراد با کت و شلوار، پیراهنِ آستین*کوتاه، چادر یا روسری، کفش کتانی، در حال جویدن آدامس، با لباس تعمیرکاری و یا اتوکشیده، کرواتی و اُدکلانی، همراه با کیف دستی پارچه*ای و یا سامسونت، موهای بلند از پشت بسته یا کوتاه همراه با ته*ریش، قیافه عبوس و اخمو و یا شاداب و خندان، صورت و چهره زمخت با سبیل کلفت و یا باوقار و آرام، لباس*های تنگ و چسبان و کوتاه، رنگارنگ و یا تیره و... به*راستی درباره هر یک از این*ها چه قضاوتی می*کنید؟
    آیا ژولیدگی ظاهر و آشفتگی و برافروختگی چهره، و یا وقار و طمأنینه ظاهر و آراستگی آن، در نوع شخصیت آدمی تأثیرگذار است؟ آیا می*توان گفت نوع پوشش آدمی برگرفته از جهان*بینی اوست و انسان**های مادی*گرا و یا وابسته به مکاتب نهیلیسم با دین*داران و مؤمنان الهی در نوع پوشش متفاوتند؟! آیا پوشش برگرفته از فرهنگ آدمی است؟
    این قلم بر آن است که به پرسش*هایی از این دست در قالب چند نکته پاسخ دهد.

    الف) پوشش و شخصیت

    ۱) نوع پوشش آدمی می*تواند بیان*گر نظام فکری و جهان*بینی و ارزش*ها و افق*های فکری حاکم بر او باشد. در هر جامعه*ای نوع پوشش آدمیان، علاوه بر این*که تابع شرایط اقلیمی و محیطی است، حکایت از جهان*بینی، ارزش*ها و هنجارهای حاکم بر فرهنگ آن جامعه دارد. زنان مسلمان در یک جامعه دینی با پوشش مناسب در اجتماعات ظاهر می*شوند.
    ۲) نوع و سبک پوشش و آرایش و روی*آوری به تنوع پوششی و نوآوری در پوشش و بهره*گیری از مدهای متنوع می*تواند حاکی از شخصیت آدمی و خط فکری او می*باشد. آدم*های دم*دمی*مزاج و مدپرست و کسانی که هر روز به دنبال مد و پوشش خاصی می*روند و دائماً پوشش و سبک آرایش ظاهر خویش را تغییر می*دهند، معمولاً از ماهواره*ها و آن سوی آب*ها آرمان خویش را جست*وجو می*کنند و به*نوعی، افرادی وابسته به فرهنگ بیگانه، غریبه و خودباخته تلقی می*شوند. دم*دمی مزاجی، تقلید افراط*گونه، فقدان ثبات رأی و ... از ویژگی*های این گونه افراد است.
    ۳) در همه جوامع، تغییر و تحول و نوآوری همواره امری پسندیده و واپس*گرایی، تحجر، کهنه*گرایی و رکود، امری مذموم و ناپسند است و آراستگی ظاهری روزانه، تغییر سبک مو، ظاهر و اُتوی لباس*ها، پیرایش موها در حد اعتدال، چینش اثاثیه منزل و محل کار به سبک زیبا، بهره*گیری از رنگ*های جدید، نو و شاد و به*طور کلی آراستگی خود و محیط زندگی و کاری، و تغییر، تحول و نوآوری در آن، حکایت از برخورداری فرد از انضباط درونی، غریزه فطری، وقار، شادابی و خوش*سلیقگی او دارد. از سوی دیگر، تحجر، آشفتگی، ژولیدگی، بی*نظمی، عدم تغییر، یک شکلی و بی*شکلی و ... نشان از انزواگزینی، رکود و رخوت فرد دارد.
    ۴) تغییر، تحول و نوآوری باید متعادل باشد. اگر نوآوری به معنای گرایش به ایجاد راه*های جدید و نوین، و اصلاح راه*های پیشین، برای دسترسی سریع به اهداف مورد نظر باشد، امری پسندیده است. اما اگر نوآوری و تغییر و تحول بر اساس معیارهای عقلانی و منطقی صورت نگیرد، به انحراف کشیده شده، موجب ساخت*شکنی، شکستن هنجارهای موجود و پذیرش افراطی و بی*حد و حصر هر نوع تغییر و تحولی در جامعه می*شود.
    ۵) نوع پوشش آدمیان بیان*گر تعلق خاطر آنان به فرهنگ دارد. استفاده و بهره*گیری از پوشش مناسب با فرهنگ ملی و دینی ایرانی تناسب دارد. استفاده از رنگ*های شاد و لباس*های مناسب، نشانه شخصیت ایرانی و دینی مستقل و حکایت از عزت نفس و وابستگی به فرهنگ این مرز و بوم دارد. همان*گونه که استفاده از کروات، بهره*گیری از لچک*های کوتاه، لباس تنگ و چسبان و پوشش ناکافی برای مردان و زنان و اهمیت ندادن به نوع پوشش و حضور در اجتماعات با پوشش نامناسب، حاکی از عدم تعلق خاطر چنین فردی به فرهنگ بومی، ملی و دینی دارد و نشانه وابستگی او به فرهنگ*های بیگانه است.

    ب) آثار و پیامدهای پوشش

    علاوه بر آنچه گذشت، پوشش افراد، پیامدها و آثاری نیز در پی دارد و تأثیرگذار بر شخصیت و حاکی از هیمنه آدمی است؛ به برخی از آن**ها در این*جا اشاره می*گردد:
    ۱) آراستگی ظاهری و خودآرایی فرد و نظافت ظاهری و پاکیزگی او، نقش به*سزایی در جاذبهٔ ظاهری او داشته، او را از شخصیتی با ثبات و باوقار برخوردار کند.
    ۲) همواره ظاهر آدمی تا حدود زیادی برگرفته و حاکی از باطن او دارد. ظاهر جذاب، شیک، آراسته، نظیف و ... می*تواند حکایت از درونی آرام، منظم و فاقد هرگونه آشفتگی باشد.
    ۳) خودآرایی و آراستگی، عاملی برای آرامش روحی و روانی آدمی است. در مقابل، آشفتگی ظاهری و به هم ریختگی، عاملی در بی*ثباتی و عدم آرامش خاطر و طمأنینه روحی او دارد. آدم*های باوقار، آراسته و نظیف که فرصت رسیدگی به ظاهر خود دارند، حداقل غافل از پردازش باطنی نخواهند بود اینان از آرامش درونی برخوردارند و افرادی صبور و با حوصله*ای خواهند بود که کم*تر عصبانی می*شوند.
    ۴) اگر خودآرایی و آراستگی ظاهری، توأم با رسیدگی باطنی فرد باشد و فرد هم*زمان با آراستگی ظاهری، اصلاح و آراستگی درونی را بیاغازد، این امر موجب تعادل شخصیت آدمی، یک*رنگی ظاهر و باطن او خواهد شد. یک*رنگی، پرهیز از دورویی و ریا و عدم تعادل شخصیت فرد و دم*دمی مزاجی، از آفات یک*بعدی*نگری است.
    اگر خودآرایی و آراستگی ظاهری توأم با خودآرایی و رسیدگی به درون باشد، موجب نفوذ فرد در دل دیگران می*شود. به عبارت دیگر، محبوبیت و نفوذ در دل و جذابیت ظاهری، ناشی از خودآرایی و رسیدگی به درون و تهذیب نفس است.
    ۵) لباس زیبا و پوشش مناسب، موجب تقرب به خدا نیز هست. امام صادق علیه*السلام می*فرمایند: «خود را به وسیله لباس، زیبا کنید؛ زیرا خداوند زیباست و زیبایی*ها را دوست دارد.[۱]*» بنابراین، وقتی آدمی احساس می*کند با پوشیدن لباس زیبا رضایت محبوب را جلب نموده، زمینه شادابی و نشاط روحی خود را فراهم کرده است. این امر تأثیر فراوانی بر شخصیت او دارد.
    ۶) لباس تمیز و زیبا و آراستگی ظاهری، غم و اندوه را از انسان می*زداید؛ چرا که تمیزی و زیبایی، شادابی و نشاط می*آورد و جایی در دل انسان برای غم و اندوه باقی نمی*گذارد. در مقابل، استفاده از لباس*های تیره، تنگ و چسبان، دل را سیاه می*کند و آدمی را غم*دار. این نکته ، فحوای بسیاری از روایات نیز هست. ۲


    نویسنده: محمد - فولادی
    پی*نوشت*ها:
    ۱. وسایل الشیعه، ج ۳، ص ۳۴۰.
    ۲. در این زمینه مراجعه کنید به : پرسمان، سال دوم، شماره ۱۲ و پرسمان، سال سوم، شماره ۱۴
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  14. #29
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    روانشناسيشخصيت

    نقش نقاش را معرفی می کند(روانشناسی نقاشی)

    *اطمینان داریم كه شما تا به حال این تجربه را داشته اید كه در كلاس درس و یا یك جلسه و سمینار حوصله تان سر رفته باشد، آن وقت با خودكاری كه در دست دارید، روی كاغذ مقابل*تان بی هدف نقاشی*هایی را می*كشید. ممكن است این خطوط درهم و مبهم، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان این نوع نقاشی*های ناخودآگاه نمایانگر درون و افكار ما هستند.


    بنا به گفته بسیاری از خط شناسان و روان شناسان، افراد در موقعیت*های متفاوتی این نقاشی*ها را می*كِشند. به عنوان مثال وقتی تلفنی صحبت می*كنند، یا به سخنرانی گوش می*دهند و یا یادداشت بر می*دارند. آنها هنگام كشیدن چنین نقاشی*هایی به چیز دیگری می*اندیشند و به هیچ*وجه متوجه حركت قلم روی كاغذ نیستند.
    روان شناسان تجزیه و تحلیل*های زیادی را روی این نقاشی*ها انجام داده اند و معتقدند كه همانند دست خط*ها، این خطوط درهم و مبهم نیز از الگوی خاص و منحصر به فردی برخوردارند. ولی باید گفت كه روان شناسیِ نقاشی*های ناخودآگاه به اندازه دست خط افراد دارای قطعیت و اطمینان نیست و به عوامل بسیاری بستگی دارد كه به اعتقاد اسپنسر ـ خط شناس معروف ـ همین امر ارزیابی صحیح آنها را دشوارتر می*كند. عواملی مانند شرایط محیط، روحیات خود فرد، شخصیت و میزان هوشیاری او در هنگام كشیدن این نقاشی*ها.
    اسپنسر می*نویسد: <اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی*های ناخودآگاه ، سخت و دشوار است اما این نقاشی*های مبهم نمای جالب و ارزش*مندی از افكار و شخصیت افراد را به دست می*دهد.>
    پیشنهاد می*كنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی*هایی را كشیدید، آنها را دور نیندازید. می*توانید نقاشی*هایتان را با نمونه*های زیر مقایسه كنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید.


    اشكال هندسی: مثلث، مربع و اشكال هندسی دیگر، نماد ذهنی سازمان یافته است و نشان می*دهد كه شما به گونه*ای روشن و آشكار می*اندیشید و دارای مهارت*های برنامه*ریزی هستید، در برنامه*ها و طرح*هایتان بسیار دقیق عمل می*كنید و كفایت و كارآیی بالایی دارید.
    اجرام فضایی: ماه و خورشید و ستارگان و یا اجرام آسمانی دیگر، نماد جاه طلبی و بلند پروازی است. شما فرد خوش*بینی هستید و این نیاز در شما هست كه تأیید شوید و یا مورد تشویق دیگران قرار گیرید.
    اشكال درهم: نشانه هیجان و تنش هستند و نشان می*دهند كه شما در تمركز دچار اشكال می*شوید و همیشه چیزی هست كه مزاحم تمركزتان شود.
    بازی*ها: بازی*هایی مانند نقطه بازی، دوز یا شطرنج، حس رقابت را در شما به تصویر می*كشند و شما دوست دارید همیشه در بازی*ها پیروز باشید و اصلاً برای برنده شدن بازی می*كنید.
    چهره*های خندان و زیبا: كشیدن چنین تصویرهایی نشان می*دهد كه شما به مردم و دیگران عشق می*ورزید، و همواره جنبه*های مثبت افراد و شرایط را می*بینید. فرد خوش*بینی هستید و با دیگران دوستانه برخورد می*كنید علاقه*مند، به فعالیت*های اجتماعی هستید. خصوصیاتی مانند انسانیت، نیك سرشتی، دلسوزی و همدردی در شما وجود دارد. نسبت به دوستان*تان حساس هستید.
    چهره*های درهم و زشت: نشانه حس سوءظن و بدگمانی در وجود شماست، سعی می*كنید رفتاری تلخ و طعنه زننده داشته باشید، با مردم میانه خوبی ندارید و در واقع پرخاشگر و طغیان*گر هستید، اعتماد به نفس كافی ندارید و در كارهای گروهی همكاری نمی*كنید. تندخو هستید و همیشه احساس رنجش و محرومیت می*كنید.
    فلش*ها و نردبان: نمادی از جاه*طلبی در شماست. میل زیادی به تأیید و اثبات خود دارید، در تصمیمات، یك*دنده و سمج عمل می*كنید و همیشه سعی در تصدیق توانایی*ها و استعدادهایتان دارید.
    خانه و كلبه*ها: به دنبال خانه و خانواده*ای هستید و نیاز به داشتن خانواده را در خود حس می*كنید. میل دارید در خانواده*تان سرمایه*گذاری كنید، در جست*و*جوی سرپناه روحی و معنوی هستید؛ در جست*و*جوی خود گمشده تان. احساس ناامنی دارید.
    نت*های موسیقی: عاشق آهنگ*سازی و موسیقی هستید.
    اشكال تكراری و دنباله دار: نماد صبر و استقامت در شماست، در رفتارهایتان پای*بند شیوه و اسلوب هستید و در تمركز توانمندید. قادرید كارهایتان را به راحتی سازمان*دهی كنید و با هر چیزی كنار بیایید.
    گل و گلدان، گیاه و درخت: شما فردی احساساتی هستید و دوست دارید همیشه در رویاهایتان بمانید، روحیه مهربانی دارید و با دوستان*تان دوستانه رفتار می*كنید، فردی اجتماعی هستید.
    حیوانات: شما به حیوانات علاقه دارید و مشتاق حمایت از دیگران هستید، حساس و ملاحظه كاراید و نیاز به آرامش فكر دارید، احساس می*كنید كه می*توانید از دیگران حمایت كنید.
    قلب: فردی احساساتی هستید. كسی را دوست دارید و رویایی هستید. آرزو دارید به شخص خاصی تعلق داشته باشید.
    آجرها و كتاب*هایی كه روی هم قرار گرفته اند: زیر فشار و استرس زیادی قرار دارید و احساس می*كنید كه با كوچك ترین لرزشی نابود می*شوید و فرو می*ریزید.
    غذا و میوه: خوردن را دوست دارید و احتمالا در رژیم به سر می*برید.
    خطوط متقاطع: احساس خفگی و اختناق دارید. نیاز به فرار و آزادی را در خود حس می*كنید. این سدی است كه میان خود و دیگران قرار داده*اید و از بروز احساسات*تان گریزانید، سعی می*كنید عواطف*تان را پنهان كنید تا فرد مناسبی پیدا شود كه شایستگی احساس شما را داشته باشد.
    چاقو، اسحله و شمشیر: نشانی از خشونت و عصبانیت در شماست و حتی گاهی تمایلات روانی، حس رقابت و نیاز به اثبات مردانگی در شما را نشان می*دهد.
    پله*ها: نمادی از جاه طلبی است و نشان می*دهد كه شما میل به صعود و پیشرفت دارید.
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  15. #30
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    روانشناسيشخصيت

    احساس خود ارزشمندی

    نظریه پردازان شخصیت، همگی بر این عقیده اند که داشتن خود ارزشمندی نقش اساسی در رشد سالم شخص دارد و اظهار می دارند که زندگی سالم روانی تنها در سایه احساس ارزش خود مثبت شکل می گیرد.
    خود ارزشمندی تجربه توانا بودن برای مقابله با مسائل اساسی زندگی و احساس شایستگی و خودباوری است. خود ارزشمندی از دو مقوله تشکیل یافته:


    ۱) احساس کارآمدی شخص:
    به معنای اعتماد به عملکردهای ذهنی و توانایی های خود برای فکر کردن، یاد گرفتن، قضاوت کردن، انتخاب کردن و تصمیم گرفتن و مهم تر از همه به معنای مقابله و غلبه بر مسائل و مشکلات متعدد و مختلف زندگی و کنترل خود است.


    ۲) احترام به خود:
    به معنای باور داشتن حق خود برای زندگی کردن و خوشحال بودن و فراتر از آن باور داشتن خود برای ابراز ایده ها، احساسات، خواسته ها، نیازها و سزاوار بودن برای رسیدن به هدف و موفقیت است و خود را شایسته محبت و احترام دیگران دانستن است.
    اینکه گفته می شود احساس با ارزش بودن نیاز اساسی هر انسانی است بدین معناست که خود ارزشمندی نقش حیاتی در فرآیند زندگی ایفا می کند و در حقیقت برای بقا و زیستن ضروری است. به نظر راجرز تصویر خویشتن رشد یافته، انسان را به سوی سازگاری با جهان بیرون سوق می دهد.
    خود ارزشمندی در واقع به منزله سیستم خودآگاهی ایمن عمل می کند و مقاومت، قدرت و توانایی لازم را برای بازسازی ایجاد می کند و بدون آن رشد روانی فرد مختل می شود و زمانی که احساس خود ارزشمندی پایین است:
    - قدرت مقابله و میزان انعطاف پذیری شخص در برابر مشکلات و سختی ها کاهش می یابد.
    - شخص دچار آشفتگی، اضطراب و پریشانی می شود.
    - شخص خود را درمانده و شکست خورده می پندارد.
    - شخص بیشتر می خواهد از غم و اندوه اجتناب کند تا بخواهد شادی و نشاط را تجربه کند.
    - موارد منفی بیشتر از موارد مثبت بر فرد حکمرانی و تسلط دارد.
    - پیشرفت آنها کمتر از حد واقعی شان است.
    - قادر نیستند از موفقیت خود خوشحال شوند و رضایت درونی به دست آورند.
    - نسبت به احساسات و افکار خود تردید و از ابراز آن ترس دارند.
    - تمایل چندانی برای تعامل با دیگران ندارند و گاه آن را خصمانه تلقی می کنند.
    بنا به نظر کوپراسمیت احساس خود ارزشمندی ارزشیابی و قضاوتی شخصی است از شایستگی خود که ویژگی عامل شخصیت است نه یک نگرش لحظه ای برای موقعیت های خاص. به نظر وی والدین مهم ترین عامل رشد احساس خود ارزشمندی سالم در کودکان و نوجوانان هستند.
    والدین می بایست اصول ذیل را در رفتار با کودکان و نوجوانان جهت رشد خودارزشمندی رعایت کنند:
    ۱) فرزندان را با عشق و احترام بزرگ کنند و این احساس را در آنها ایجاد کنند که به اندازه کافی خوب و قابل قبول هستند.
    ۲) در محیطی حمایت کننده نقش های مناسب و قابل اجرا را به آنها محول کنند.
    ۳) از آنها متناسب با توانایی هایشان انتظار و توقع داشته باشند.
    ۴) آنها را دچار تناقض نسازند.
    ۵) برای کنترل آنها به رفتارهایی نظیر مسخره کردن، ایجاد احساس گناه، تحقیر کردن و سو»رفتار جسمی متوسل نشوند.
    ۶) از هر فرصتی استفاده کنند تا به آنها نشان دهند که به شایستگی و خوب بودنشان اعتقاد دارند.
    ۷) آنها را برای آشکار ساختن احساسات غیرقابل قبول مجازات نکنند.
    ۸) توانایی خویشتن داری را در آنها پرورش دهند.
    ۹) آنها را به اندازه ای حمایت و محافظت کنند که یادگیری و اعتماد به نفسشان خدشه دار نگردد.
    ۱۰) احساسات و افکار آنها را ارزشمند و با اهمیت تلقی کنند.
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
صفحه 2 از 31 نخست 12345671222 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 452

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •