ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 31 نخست 123456781323 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 452
  1. #31
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    روانشناسيشخصيت

    خود-کارآیی یا خود-کارآمدی(Self-Efficacy)

    مفهوم «خود-کارآیی» در مرکز نظریه شناخت اجتماعی آلبرت بَندورا، روان*شناس معروف، قرار دارد. نظریه بندورا بر نقش یادگیری مشاهده*ای، تجربیات اجتماعی و جبرگرایی تقابلی در رشد شخصیت تأکید دارد.

    براساس نظر بندورا، نگرش*ها، توانائی*ها و مهارت*های شناختی هر فرد، تشکیل دهنده چیزی است که «سیستمِ خود» (self-system ) نامیده می*شود. این سیستم در چگونگی درک ما از شرایط مختلف و چگونگی رفتار ما در واکنش به آن*ها، نقش عمده*ای ایفا می*کند. خود-کارآیی، بخش مهمی از این «سیستمِ خود» است.

    خود-کارآیی چیست؟
    به گفته آلبرت بندورا، خود-کارآیی عبارت است از: «اعتقاد یک نفر به قابلیت*های خود در سازماندهی و انجام یک رشته فعالیت*های مورد نیاز برای مدیریت شرایط و وضعیت*های مختلف» (1995). به عبارت دیگر، خود-کارآیی، اعتقاد یک فرد به توانایی خود جهت موفق شدن در یک وضعیت خاص است. به عقیده بندورا این اعتقاد، عامل تعیین کننده چگونگی تفکر، رفتار و احساس افراد است (1994).

    از سال 1977 که بندورا مقاله «خود-کارآیی: به سوی یک نظریه یکنواخت برای تغییر رفتار» را منتشر نمود، این موضوع به صورت یکی از موضوعات روز روان*شناسی درآمده و مطالعات بسیاری روی آن صورت گرفته است. چرا خود-کارآیی چنین موضوع مهمی در بین روان*شناسان و آموزشگران شده است؟ همان گونه که بندورا و سایر پژوهشگران نشان داده*اند، خود-کارآیی می*تواند تقریباً بر روی همه چیز، از حالات روانی گرفته تا رفتارها و انگیزه*ها تأثیر داشته باشد.

    نقش خود-کارآیی
    تقریباً همه افراد می*توانند تشخیص دهند که چه هدف*هایی را می*خواهند به انجام رسانند، چه چیزهایی را می*خواهند تغییر دهند و به چیزهایی می*خواهند دست یابند. با وجود این، اغلب افراد قبول دارند که به مرحله عمل رساندن این برنامه*ها کار ساده*ای نیست. بندورا کشف کرد که خود-کارآیی هر فرد، نقش عمده*ای در چگونگی رویکرد و نگرش او به هدف*ها، وظایف و چالش*ها دارد.
    افرادی که دارای حس قوی خود-کارآیی باشند:

    به مسائل چالش برانگیز به صورت مشکلاتی که باید برآن*ها غلبه کرد می*نگرند.
    علاقه عمیق*تری به فعالیت*هایی که در آن*ها مشارکت دارند نشان می*دهند.
    تعهد بیشتری نسبت به علائق و فعالیت*هایشان حس می*کنند.
    و به سرعت بر حس یأس و نومیدی چیره می*شوند.
    کسانی که حس خود-کارآیی ضعیفی داشته باشند:

    از کارهای چالش برانگیز اجتناب می*کنند.
    عقیده دارند که شرایط و وظایف مشکل، خارج از حدّ توانائی و قابلیت آن*هاست.
    بر روی ناکامی*های شخصی و نتایج منفی تمرکز می*کنند.
    و به سرعت اعتماد خود نسبت به قابلیت*ها و توانائی*های شخصی*شان را از دست می*دهند. (بندورا 1994).
    منابع خود-کارآیی
    خود-کارآیی چگونه به وجود می*آید؟ شکل*گیری این اعتقاد از اوایل دوران کودکی و زمانی که کودک با تجربیات، وظایف و شرایط مختلف برخورد می*کند، شروع می*شود. امّا رشد خود-کارآیی در دوران جوانی خاتمه نمی*یابد و تکامل آن در تمام طول زندگی، همچنان که افراد مهارت*ها، تجربیات و درک جدیدی به دست می*آورند ادامه می*یابد. (بندورا، 1992)

    به گفته بندورا چهار منبع عمده برای خود-کارآیی وجود دارد:

    تجربیات موفق
    «موثرترین راه برای رشد یک حس قوی کارآیی، از طریق تجربیات موفق است.» (بندورا 1994).
    انجام موفقیت*آمیز یک کار، حس خود-کارآیی ما را تقویت می*کند. از سوی دیگر، ناکامی در مواجهه با یک وظیفه یا چالش می*تواند به تضعیف حس خود-کارآیی منجر گردد.
    مدل*سازی اجتماعی
    مشاهده موفقیت دیگران در انجام یک کار، منبع مهم دیگری برای ایجاد حس خود-کارآیی است. به گفته بندورا: «مشاهده این که آدم*های مشابه خودمان با تلاش پیگیر به دستاوردهای موفقی نائل می*شوند این اعتقاد را در مشاهده*گر تقویت می*کند که او نیز دارای قابلیت*هایی است که می*تواند از عهده فعالیت*های مشابه به نحو موفقیت*آمیزی برآید.» (1994)
    ترغیب اجتماعی
    بندورا اظهار می*دارد که افراد از طریق ترغیب و تشویق دیگران نیز می*توانند متقاعد شوند که دارای مهارت*ها و قابلیت*های لازم برای موفقیت می*باشند. زمانی را به یاد آورید که گفته*های مثبت و برانگیزاننده یک نفر به شما در دستیابی به هدفتان کمک کرده باشد. تشویق کلامی دیگران به فرد کمک می*کند که شک و تردید نسبت به توانائی*های خود را کنار بگذارد و تمرکز خود را بر تلاش جهت انجام کار مورد نظر معطوف نماید.
    واکنش*های روانی
    واکنش*هایی هیجانی و روانی ما نسبت به شرایط و وضعیت*های مختلف نیز نقش مهمی در خود-کارآیی ایفاء می کند. خلق و خو، حالت*های هیجانی، واکنش*های فیزیکی و سطح استرس، همگی می*توانند بر چگونگی حس یک فرد نسبت به توانائی*های شخصی خود در یک وضعیت خاص، تاثیر بگذارند. فردی که پیش از سخنرانی در جلوی جمع، به شدّت عصبی و ناآرام می*شود، دارای حس ضعیف خود-کارآیی در این شرایط و وضعیت است. بندورا در این زمینه می*گوید: «نه تنها شدّت واکنش*های هیجانی و فیزیکی بلکه چگونگی درک و تفسیر آن نیز اهمیت دارد.» (1994). با یادگیریِ به حداقل رساندن میزان استرس به هنگام مواجهه با وظایف دشوار و چالش برانگیز، می*توان حس خود-کارآیی را تقویت کرد.
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  2. #32
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    روانشناسيشخصيت

    فرهنگ و شخصیت


    دید کلی

    بنا بر یک برداشت نادرست همگانی برخی از اعضای جامعه ، فرهنگ دارند و برخی بی*فرهنگ هستند. و باز بنابر یک برداشت نادرست همگانی دیگر برخی افراد شخصیت دارند و برخی بی*شخصیت هستند. اما دیدگاه علمی همه افراد را هم دارای فرهنگ و هم دارای شخصیت می*داند. در تعریف از فرهنگ گفته می*شود که فرهنگ عبارت از مجموع ویژگیهای رفتاری و عقیدتی اکتسابی اعضای یک جامعه خاص است. و در تعریف از شخصیت گفته می*شود که شخصیت عبارت از مجموع ویژگیهای رفتاری و روانی هر یک از افراد است. شاید به جرات بتوان گفت که فرهنگ در علوم جامعه شناسی به همان اندازه مهم و قابل بحث است که شخصیت در علوم روانشناسی.

    تاثیر فرهنگ روی شخصیت

    انسان از لحظه*ای که متولد می*شود و در ارتباط با محرکهای مختلف قرار می*گیرد از عوامل مختلفی تاثیر می*پذیرد. مهمترین دسته از این عوامل در کنار عوامل ارثی و ژنتیک عوامل محیطی هستند. عوامل محیطی شامل محیط اقتصادی ، محیط جغرافیایی و محیط فرهنگی و ... افراد می*شود. عوامل فرهنگی همواره در مبحثهای مختلف روانشناختی و بویژه شخصیت ، رشد و شکل گیری آن حائز اهمیت بوده است. تحقیقات مختلف جامعه شناختی و روانشناختی نشان می*دهد ویژگیهای فرهنگی یک جامعه تفاوتهای شخصیتی بارزی را در میان افراد آن جامعه در مقایسه با سایر جوامع ایجاد می*کند.

    در برخی فرهنگها ویژگیهای شخصیتی چون برون گرائی شکل می*گیرد و در برخی جوامع فرهنگی ویژگی درون گرائی. برخی فرهنگها هیجان پذیری را به عنوان ویژگی شخصیتی در افراد خود شکل می*دهند و برخی فرهنگهای دیگر آرامش و دوری از هیجان خواهی را . برخی فرهنگها شخصیتهای عاطفی*تر را تربیت می*کنند و برخی فرهنگها عاطفی بودن افراد خود را محدود و کنترل می*کنند.

    علاوه بر تاثیر فرهنگ در یک سطح کلی مثلا فرهنگ یک جامعه گسترده در مقایسه با جوامع دیگر می*توان از تاثیر فرهنگ بر شخصیت در مقیاسهای کوچکتر نیز صحبت کرد. در یک جامعه واحد طبقات مختلف ، اقشار مختلف ، مشاغل مختلف و حتی مناطق مختلف خرده فرهنگهای خاص خود را دارند. بطوریکه ویژگیهای شخصیتی افراد متعلق به هر یک از این طبقات ، اقشار ، مشاغل و مناطق می*تواند متفاوت از بقیه باشد. تحقیقات متعدد شیوع شخصیتهایی که گرایش به بزهکاری و رفتارهای ضد اجتماعی دارند را در مناطق پایین از لحاظ اقتصادی ، فرهنگی و طبقاتی بیشتر از سایر مناطق گزارش می*کنند.

    تاثیر شخصیت بر فرهنگ

    جامعه شناسان معتقدند همانطور که شخصیت افراد از فرهنگ آن منطقه ، جامعه یا طبقه تاثیر می *پذیرد. تاثیرات متقابلی به صورتی ظریف و پیچیده در فرهنگ می*گذارد. شخصیتهایی که دگرگونیهای فرهنگی را رهبری می*کنند یا ثبات و استحکام فرهنگی را موجب می*شوند.

    تغییر فرهنگ و شخصیت

    تغییرات فرهنگی ، دگرگونی فرهنگها از مسایل مورد بحث رایج در علوم جامعه شناختی هستند. از این رو بسیار احتمال دارد که فرد در مواجهه با تغییرات فرهنگی قرار گیرد. زمانی که فرهنگ یک جامعه بنا به دلایل مختلف مثل تاثیر پذیری از عوامل اجتماعی ، اقتصادی و ... تغییر پیدا می*کند. یا فرد به صورت ارادی یا غیر ارادی در فرهنگی متفاوت از فرهنگ خود قرار می*گیرد مثل مهاجرت و ... چه تغییراتی از لحاظ شخصیتی در او اتفاق می*افتد؟

    براساس نظریات مختلف واکنشهای افراد در قبال این تغییرها معمولا متفاوت و متاثر از ویژگیهای فردی یا شخصیت آنهاست. برخی افراد به راحتی این تغییرات را پذیرفته و تغییراتی در شرایط زندگی خود ایجاد می*کنند،برخی در مقابل این تغییرات شدیدا مقاومت نشان می*دهند و برخی ناراحتیها و مشکلاتی را تجربه می*کنند.برخی از این تغییرات فرهنگی به صورتی ظریف و بدون آگاهی کامل فرد اتفاق می*افتند و طبعا تاثیرات آهسته و ظریفی را در شخصیت فرد به جای می*گذارند. برخی شخصیتها در مقابل تغییرات فرهنگی انعطاف پذیرتر هستند که البته این انعطاف پذیری به عنوان یک ویژگی شخصیتی در سایر حوزه*های زندگی آنها نیز قابل مشاهده است.

    فرهنگ ، تعلیم و تربیت و شخصیت

    فرهنگ نفوذ عمیقی روی شیوه*های تعلیم و تربیت یک جامعه دارد. برنامه*های تعلیم و تربیتی علاوه بر تاثیر از برنامه*های دیگر جامعه (اقتصادی ، سیاسی و ...) در چارچوب فرهنگی طرح ریزی و اجرا می*شوند. با توجه به این که هدف تعلیم و تربیت ، رشد شخصیتهای یک جامعه است. روشن است فرهنگ با سایه*ای که روی برنامه*های تعلیم و تربیت می*گستراند شکل گیری و تربیت شخصیتهای جامعه را متاثر می*سازد. برخی برنامه*های تعلیم و تربیتی و حتی توصیه*های روانشناختی قابل اجرا در تمامی فرهنگها نیستند. بر این اساس متخصصان تعلیم و تربیت و روانشناسان هر جامعه یافته*های سایر جوامع را در زمینه*های مختلف تعلیم و تربیت ، شخصیت و ... بر اساس فرهنگهای جامعه خود مورد بررسی قرار می*دهند. حتی آزمونهای شخصیتی قبل از اجرا در جوامع مختلف باید با هنجارهای فرهنگی آن جامعه سازگار گردد.
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  3. #33
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    روانشناسيشخصيت

    شخصیت نوع A , B و استرس

    نگاه اجمالی

    اگر شخص خیلی رقابت جو ، جاه طلب ، درای تمایل بیشتر به کنترل و … باشد، احتمالا آثار استرس (فشارروانی) شدت پیدا خواهد کرد. الگوی شخصیتی نوع A با پیشرفت طلبی ، فوریت زمان و خصومتی که براحتی برانیخگته می*شود، مشخص شده است. این خصوصیت آنها را نسبت به بیماریهای قلبی آماده تر می*کند. نقطه مقابل شخصیت نوع A کسانی هستند که شخصیت نوع B دارند. آنها غالبا افرادی آرام ، راحت و بدون نقش هستند.

    ویژگی*های شخصیتی نوع A
    ویژگی*های رفتاری

    فرد با شخصیت نوع A آشکارا از حرکت کند ، ترافیک ، صف بستن برای خرید و هرچیز دیگری که وقت با ارزش را تلف کند، ناراحت می*شود. برخی ویژگی*های رفتاری این الگو شامل پاسخ*های کوتاه در مکالمات ، گفتار بیش از حد نیرومند ، چهره در هم کشیده ، سریع خوردن ، نگاه عمیق با لبخند خشک و بازداری شده و … می*باشد. این تمایل به بسیج کردن بیش از حد منابع جسمانی تحت عنوان فوریت زمان ، موردبحث قرار می گیرد.

    تمایل به کنترل

    افراد با شخصیت نوع A احساس نیاز بیشتری به کنترل محیط دارند و این افراد به قدری به دانستن کنترل محیط نیاز دارند که ممکن است عدم کنترل خصومت و رفتارهای جسورانه را باعث شود. وقتی فرد در موقعیت عدم کنترل قرار می*گیرد، معمولا یک حالت انگیزشی را از طریق تغییرات شناختی ، رفتاری ، هیجانی و فیزیولوژیکی نشان می*دهد.

    رقابت جویی

    افراد شخصیت نوع A رقابت جو و پیشرفت طلب تر هستند. آنها با تلاش و پایداری بیشتری به چالش*ها (مشکلات) پاسخ می*دهند و اهداف بزرگتری را تعیین می*کنند. تلاش برای پیشرفت در افراد شخصیت نوع A معمولا درجوی از تنش ، اضطراب ، خشم و احساس (مانند جمله هرگز نباید گیر افتاد ) صورت می*گیرد. این افراد تلاش برای پیشرفت را بخاطر خود پیشرفت مورد توجه قرار نمی*دهند، بلکه تلاش آنها برای کنترل و اثبات توانایی*هایشان صورت می*گیرد.



    مقایسه شخصیت نوع A با شخصیت نوع B

    ویژگي:*تیپA** تیپB*
    مکالمه:*تند**کند*
    تولید کلمات:*پاسخیککلمه*ای،سرعتدرپایانجمله**شمردهوبامكثصحبتكردن*
    کیفیت کلام:*زمخت،محکم،کوتاه**یکنواخت*
    زمان پاسخ:* پاسخآنی**مکثبیشازپاسخگویی*
    آه کشیدن:*فراوان**بندرت*
    حرکات چهره:*کشیده،خصمانه،ابرودرهم**آرامودوستداشتنی*
    خنده :*خشک**نرمولطیف،خوشایند*
    گره کردن مشت*ها:*زیاد**بندرت*
    قطع کردن حرف دیگران:*اغلب**بندرت*
    تلاش برای تمام کردن سوالات طرف مقابل:*اغلب** بندرت*
    تلاش برای تسلط برطرف مقابل:*اغلب**بندرت*
    رضایت از کار:*خیر،تلاشبرایطیکردندرجات**بلی*
    جاه طلبی:* بلی،طبقنظردیگرانوخود**نهبطورخاص*
    شایستگی:*تلاشبرایبرندهشدنحتیهنگامبازیبافرزندان**بیاهمیتبودن*

    شخصیت نوع A و بیماری قلبی

    بنظر ویلیامز (Williams) دشمنی و تندخویی عواملی هستند که به بیماری*های قلبی کمک می*کنند. به عقیده او فردی از نوع شخصیت A که نگرش دشمنانه و منفی دارد، نسبت به فرد دیگری از همان شخصیت که نگرش دوستانه و مثبت دارد، بیشتر در معرض خطرات جسمی و روانی است. دشمنی باعث می*شود که فرد همیشه درحال آماده باش باشد، دشمنی*ها را پیش بینی و پیش گیری کند. درنتیجه دائما در حال استرس روزگار بگذراند. پژوهش*ها نیز در جهت حمایت از این مفهوم نشان داده*اند که افراد شخصیت نوع A واکنش*های قلبی - عروقی بیشتری به عدم کنترل ، عدم حق انتخاب و استرس*های محیطی نشان می*دهند. بخاطر اهمیت کنترل این افراد معمولا هنگام عدم کنترل ، خشم و خصومت بیشتری دارند و عموما مایل به تسلیم کردن کنترل به شخص دیگر نیستند.

    تغییر شخصیت نوع A به شخصیت نوع B
    روش کلی

    دراین روش افراد نوع A تشویق می*شوند که آهنگ رفتارهای خود را آرام تر کنند و رفتارهایی پیش بگیرند که با شخصیت آنها سازگاری ندارد. مثلا سعی کنند به حرف*های دیگران ، بدون قطع کردن آن گوش دهند، یا به میل خود در صف*های طولانی فروشگاهها یا اتوبوسها بایستند و به خود تلقین کنند که عصبانی نخواهند شد. وقتی حرفی به ذهنشان رسید ( موقع غذاخوردن ) آن قدر تحمل داشته باشند که غذای خود را ببلعند و بعد حرف بزنند و با دهان پر سخن نگویند و ... . از این روش در برنامه پیشگیری بیماری*های قلبی حاد استفاده می*کنند.

    روش اختصاصی

    روش اختصاصی تنها آن گروه از رفتارهای شخصیت A را هدف قرار می*دهد که احتمالا علت بیماری قلبی هستند. بویژه برای افرادی که نگرش منفی و دشمنانه دارند، بکار می*رود. فردی که بتواند رفتارهای مورد نظر را تغییر دهد، کسی خواهد بود که اراده دارد و بر خود مسلط است. چنین فردی می*تواند اختیار بهداشت روانی خود را تا اندازه*ای بر عهده بگیرد.
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  4. #34
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    روانشناسيشخصيت

    شخصیت قدرت طلب

    دیدکلی

    نظریه پردازان اظهار می*دارند که اشخاص برخوردار از کارکرد سالم برای تمامی انسانها ارزش قائل می*شوند بدون آنکه سن ، نژاد ، جنسیت ، ثروت ، مقام یا عقاید آنها را در نظر گرفته باشند. بسیاری از روان شناسان در واکنش به مشکلاتی چون نسل کشی ، پیشداوری و تبیعیض دوست داشته*اند با بررسی کسانی که آشکارا فاقد ارزشهای مردم سالار هستند و خارجیها یا افراد بی*چیز و بی*مقام را از خود می*رانند به این حوزه وارد شوند. به همین خاطر پژوهشهایی در این زمینه انجام شده ، روشن ساخته است که افراد قدرت طلب به سادگی در برابر اشخاص صاحب قدرت یا عالی رتبه*تر از خویش تسلیم می*شوند. اما نسبت به کسانی که قدرت و مقام کمتری دارند، خصمانه رفتار می*کنند.

    ویژگیهای افراد قدرت طلب

    نگرش درباره اقتدار

    شگفت آور نیست که در چندین پژوهش معلوم شد افراد قدرت طلب در رابطه با مظاهر قدرت ، سلطه پذیرتر بوده و تمکین و تسلیم بیشتری در برابر آنها دارند. گفته*های خبرگزاران رسانه*های همگانی را باور می*کنند. در هیات منصفه ، این افراد بیشتر احتمال دارد که بر طبق سوداریهای قاضی اقدام کنند و یا از افرادی که سر مشق محسوب می*شوند، تبعیت نمایند. و به میزان بیشتری در برابر فشار گروهی تن به همرنگی می*دهند.

    گرایش به تبعیض

    افراد قدرت طلب یا کسانی که از مقام ، پایگاه و قدرت بالایی برخوردارند، بهتر رفتار می*کنند. به قربانیان برخوردار از پایگاه اجتماعی پایین و متعلق به یک خانواده فقیر ضربه*های شدیدتری می*زنند. یک صورت مخصوصا ناخوشایند از آزار و اذیت یا تبعیض نسبت به افراد ناتوان تعصب نژادی است.

    نگرش نسبت به دیگران

    افراد قدرت طلب معمولا آدمیان را به بدترین شکل خود می*بینند و دوست دارند در هنگام مواجهه با دیگران بیشتر به تنبیه تکیه کنند. والدین قدرت طلب وقتی به تنبیه و توبیخ فرزندان خود می*پردازند نسبت به والدین کمتر قدرت طلب ، از تنبیه جسمانی یا تمسخر شدیدتری استفاده می*کنند.

    نگرش نسبت به جنسیت

    افراد قدرت طلب ظاهرا نگرانی فراوانی درباره جنسیت دارند. اساسا ادبیات پژوهشی درباره افراد قدرت طلب نشان می*دهد که آنها از تکانه*های جنسی و پرخاشگری خود بیم دارند و از سایر مردم نیز انتظار بدتر از آن را دارند. آنها خود را با رفتارهای بسیار متداول و رایج همرنگ و همنوا می*سازند. مجازات کسی را که از این هنجارها تخطی کند موجه می دانند.

    خاستگاههای رشدی قدرت طلبی

    یافته*ها حاکی از آن است که افراد قدرت طلب گزارش کردند که والدینشان از آنها انتظار اطاعت از قواعد و مقررات را بدون هیچگونه اظهار نظر شخصی داشته*اند. بیان آزدانه احساسات مورد تایید قرار نمی*گرفت. قواعد و قوانین بایستی به خاطر سپرده شده و از آن اطاعت می*شد. اما لزومی به درک یا پذیرش درونی آنها نبود. مردهای قدرت طلب اظهار می*دارند که پدرانی بیرحم عبوس و سرد داشتند، پدرانی که در آنها احساس ضعیف بودن و درماندگی بوجود می*آورند.

    تغییر نگرشهای قدرت طلبانه

    در ایالات متحده احتمال قدرت طلبی افرادی که از تحصیلات چندانی برخوردار نیستند، کمتر از افرادی است که از تحصیلات چندانی برخوردار نیستند. چنین به نظر می*رسد که مدارس فقط زمانی قدرت طلبی را پایین می*آورند که در آنها تاکید بر یادگیری شناختی باشد نه یادگیری طوطی وار ، همچنین صرفا زمانی که از معلمان غیر قدرت طلب استفاده شده باشد.
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  5. #35
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    روانشناسيشخصيت

    شخصیت شناسى با اشکال هندسى

    مقدمه

    شاید شما هم جزو افرادى هستید که در دوران تحصیل درس هندسه برایتان هیچ جذابیتى نداشته و احتمالاً از شنیدن نام آن بیزارید ولى چند لحظه این موضوع را فراموش کنید. بعد ساده ترین اشکال هندسى را به خاطر بیاورید؛ مربع، مستطیل، مثلث، دایره و منحنى. سپس خیلى سریع و بدون اینکه زیاد به مغزتان فشار بیاورید شکلى را انتخاب کنید که بیشتر از همه می*پسندید. در حقیقت یک تست روانشناسى پیش روى شما قرار دارد که با توجه به انتخابتان بسرعت نشان مى*دهد شما در زندگى چه جور آدمى هستید و در چه مشاغلى احتمال موفقیتتان بیشتر است!

    مربع

    افرادى که شکل مربع را انتخاب مى*کنند کسانى هستند که در یک محیط پایدار بیشترین احساس آرامش را دارند و مسیر کارهایشان کاملاً واضح است. چنین اشخاصى محافظه کارند و دوست دارند همه چیز مرتب و منظم باشد. وظیفه شناس هستند و اگر کارى را به آنها محول کنید آنقدر روى آن وقت مى*گذارند تا تمام شود، حتى اگر کارى تکرارى و طاقت فرسا باشد و مجبور شدند به تنهایى آن را انجام دهند.

    مستطیل

    اصولگرایى مشخصه بارز این افراد است. آنها نیز نظم و ترتیب را دوست دارند ولى آن را بیشتر از طریق سازماندهی*هاى دقیق اجرا مى*کنند. این امر سبب مى*شود که راههاى مناسبى را انتخاب و همه قواعد و مقررات را بررسى کنند. اگر وظیفه*اى را به این اشخاص محول کنید ابتدا آن را به خوبى سازماندهى مى*کنند تا اطمینان یابند که بطور اصولى اجرا خواهد شد.

    مثلث

    اشخاصى که شکل مثلث را انتخاب مى کنند هدف گرا هستند. آنها از برنامه ریزى قبل ازانجام کارها لذت مى*برند و به طرح موضوعات و برنامه*هاى بزرگ و بلند مدت تمایل نشان مى*دهند، اما ممکن است جزئیات را فراموش کنند. اگر کارى را برعهده آنها بگذارید ابتدا هدفى را براى آن تعیین و سپس با برنامه ریزى کار را آغاز مى*کنند.

    دایره

    چنین افرادى اجتماعى و خوش صحبت هستند، هیچ لحن خشنى ندارند و امور را به وسیله صحبت کردن درباره آنها تحت کنترل خود در مى*آورند. ارتباطات اولین اولویت آنها در زندگى است. مطمئن باشید که اگر وظیفه*اى به آنها محول شود آنقدر درباره آن صحبت مى*کنند تا هماهنگى لازم ایجاد شود.

    منحنى

    خلاقیت در این قبیل افراد موج مى*زند و اغلب اوقات کارهاى جدید و متفاویت را ارائه مى*دهند. نظم و ترتیب برایشان کسالت آور است و اگر تکلیف را براى آنها در نظر بگیرید ایده*هاى خوب و مشخصى را براى آنها ابداع مى*کنند. بطور کلى افرادى که سه شکل اول یعنى مربع، مستطیل و مثلث را انتخاب مى*کنند در جهت مسیر ویژه در حرکت هستند و کارها را بطور منطقى و اصولى انجام مى*دهند ولى ممکن است خلاقیت کمى داشته باشند. اما گزینش دایره و منحنى نشان دهنده خلاقیت و برون گرایى است. چنین افرادى به موقعیتهاى جدید وسایر افراد دسترسى پیدا مى*کنند ولى چندان اصولگرا و قابل اعتماد نیستند.

    کاربرد تست

    این تست براى ارزیابى افراد نسبت به موقعیت شغلى شان کاربرد دارد و یا به منظور پى بردن به این نکته که اشخاص مختلف تا چه حد مى*تواند باهم کار کنند. اگر شما بشدت علاقه*مندید که یک کار خاص و اصولى را انجام دهید یک فرد مربع دوست مى*تواند همکار خوبى برایتان باشد.
    همچنین اینگونه افراد براى کار در دوایر حسابرسى هم کاملاً مناسبند. اگر کارها نیاز به سازماندهى گروهى داشته باشد مثلث دوستان در پیشبرد فعالیتها موفق خواهند بود. این افراد مى*توانند مجرى خوبى باشند، چون اهداف را مشخص و اطمینان مى*یابند که دستیابى به آنها ممکن است. براى هر نوع ارتباطات حضورى افرادى که دایره را انتخاب مى*کنند، بهترین هستند. آنها مى*توانند یک کارمند خوب، مسئول پذیرش یا فردى باشند که به مشتریان خود خدمات مناسبى را ارائه مى*دهند. بالاخره افرادى که شکل مورد علاقه*شان منحنى است همیشه ایده*هاى تازه دارند و بطور مثال براى کار در شرکتهاى تبلیغاتى مناسبند.
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  6. #36
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    روانشناسيشخصيت

    شیوه های تغییر رفتار

    تغییر رفتار، حوزه ای از روانشناسی است که به تحلیل و تغییر رفتار آدمی می پردازد و هدف آن تغییر افراط یا نارسایی در رفتار و بازگرداندن آن به حالت اعتدال و بهنجار است. افراط در رفتار ، رفتار نا مطلوبی است که فرد در صدد کاهش فراوانی ، تداوم و شدت آن است؛ مثل سیگار کشیدن ، سر پیچی، پرخاشگری و دروغ گفتن ؛ و نارسایی در رفتار ، رفتاری است که فرد در صدد افزایش فراوانی، تداوم و شدت آن است مانند تمرین و مطالعه ، بهبود رفتارهای اجتماعی و بهبود مهارت های شغلی .
    سازمانها از مجموعه روابط و رفتارهای خاص انسانها تشکیل می شوند. رفتار کارکنان، تابع نقشها و انتظارات برآمده از شغل آنها است. آموزش های شغلی از رسمی ترین شیوه های ایجاد و تغییر رفتار در سازمان به شمار می روند. توجه کردن، میدان دادن، بی اعتنایی ، تشویق و تقدیر، پاداش، رشد و ارتقاء و همچنین تنبیه و برکناری، از روشهای مورد استفاده و موثر بر تغییر رفتار کارکنان می باشند. مدیران سازمانها در انتخاب و استفاده از هر یک از این روشها آزاد هستند؛ اما اتخاذ تصمیم صحیح منوط به داشتن آگاهی از چگونگی وکیفیت تأثیر و نحوه کاربرد هریک از آنها می باشد.
    برای شناخت شیوه های تغییر رفتار باید ابتدا تعریف تغییر رفتار، ویژگی های تغییر رفتار، و موارد استفاده از شیوه های تغییر رفتار را شناخت.

    ● رفتار چیست و چه ویژگیهایی دارد ؟

    رفتار در روانشناسی به صورتهای زیر تعریف شده است:
    ۱) پاسخ قابل مشاهده.
    ۲) هر فعالیت و عملی که موجود زنده انجام می دهد و متضمن کارهای بدنی و پنهان، اعمال فیزیولوژیک، عاطفی و عقلی می باشد.خواه یک عمل خاص و یا مجموعه ای از اعمال باشد.
    ۳) یک بازتاب یا مجموعه بازتابهای فرد نسبت به یک وضع.
    ۴) روش کار شخص در یک وضع و موقعیت خاص و معین. آنچه شخص انجام می دهد.
    ▪ برای شناخت رفتار باید ویژگیهای آن را شناخت؛ رفتار دارای ویژگی های زیر است :
    ۱) رفتار ، یک اقدام و عمل (کردار و گفتار ) است مانند: دیر آمد و فریاد کشید؛ نه یک صفت یا ویژگی مانند عصبانیت و ماهر .
    ۲) رفتار ، عملی است قابل مشاهده و فیزیکی که دست کم از یکی از سه جهت (فراوانی، تداوم و شدت) قابل تشخیص، و اندازه گیری و نمایش در قالب یک کمیت عددی باشد.
    ۳) از آنجا که رفتار ، جنبهٔ فیزیکی دارد پس قابل حس و مشاهده است و چیزی که مشاهده شود قابل توصیف و ثبت وقایع نیز هست.
    ۴) رفتار به صورت قانونمند از محیط (فیزیکی و اجتماعی) تاثیر می پذیرد و بر آن تأثیر می گذارد ؛ این قاعده را « قانونمندی رفتار » می گویند.
    ۵) رفتار آدمی به دو صورت آشکار و پنهان اتفاق می افتد:
    رفتار آشکار، رفتاری است که دیگران می توانند آن را از طریق یکی از حواس خود دریافت کنند و رفتار پنهان آن است که فقط خود شخص رفتارش را درک می کند ؛ مانند فکر کردن .
    روانشناسی تغییر رفتار، بیشتر به تغییر رفتار آشکار و مشهود توجه دارد.

    ● تغییر رفتار چیست ؟

    « تغییر رفتار » حوزه ای از روانشناسی است که مسؤولیت مطالعه ، تحلیل و تغییر رفتار انسانی را بر عهده دارد. منظور از مطالعه و تحلیل ، شناخت رابطهٔ متقابل بین محیط و رفتار است و منظور از تغییر رفتار ، به کار بردن شیوه های علمی برای اصلاح و بهبود رفتار از طریق کنترل و تغییر محیط و خود است.

    ●موارد استفاده از شیوه های تغییر رفتار کدامند؟

    ▪ از شیوه های تغییر رفتار در سازمان در موارد زیر استفاده می شود :
    انواع آموزشهای شغلی و مهارتی، کنترل و تغییر رفتارخود، پیشگیری از بروز رفتار های مشکل آفرین از سوی کارکنان و مشتریان در شرایط خاص، افزایش و بهبود رفتارهای مرتبط با سلامت و تندرستی کارکنان ، آماده سازی روحی و روانی کارکنان در شرف بازنشستگی برای پذیرش بهتر شرایط بازنشستگی، آماده سازی کارکنان برای انعطاف پذیری در شرایط خاص بحرانی و چالشی برای سازمان مانند شرایط ادغام، انحلال، ورشکستگی، تعدیل نیروی انسانی، توسعهٔ فعالیتها، رقابت و ریسک و ... .

    ▪ انواع شیوه های تغییر رفتار :

    الف) شیوه های ایجاد و افزایش رفتار مطلوب شامل:
    ۱) شیوه های تقویت افتراقی (که در آن تلاش می شود فراوانی رفتارهای مطلوب افزایش و فراوانی رفتارهای نامطلوب کاهش یابد)؛
    ۲) شیوه شکل دهی (که طی آن تقریب های متوالی رفتار هدف به گونه افتراقی تقویت می شود تا فرد در رفتار هدف شرکت کند)؛
    ۳) شیوه های آموزش مهارتهای رفتاری؛ که از چهار مولفه تشکیل می شود:الگودهی، آموزشها، تمرین و پسخوراند.
    ب) شیوه های کاهش رفتار نامطلوب شامل:
    سه شیوه تقویت افتراقی که برای کاهش رفتارهای مشکل آفرین استفاده می شود عبارتند از:
    ـ شیوه تقویت افتراقی رفتار دیگر(DRO) : از این شیوه برای خاموشی رفتار مشکل آفرین از طریق تقویت رفتاری دیگر در مدت زمان عدم تکرار رفتار مشکل آفرین استفاده می شود.
    ـ شیوه تقویت افتراقی میزان پایین پاسخدهی (DRL) : استفاده از این شیوه زمانی مناسب است که درجه پایین پاسخ دهی، رفتاری مطلوب و قابل تحمل و درجه بالای آن رفتاری نامطلوب و غیر قابل تحمل باشد.
    ـ شیوه تقویت افتراقی رفتار مقابل (DRA) : شیوه ای است که در آن برای خاموشی رفتار مشکل آفرین، رفتار برابری به عنوان رفتار مقابل انتخاب و آن را به منظور جانشینی رفتار مشکل آفرین تقویت می کنید.
    ـ شیوه استفاده از تنبیه منفی ،( محروم کردن و جریمه کردن) و شیوه استفاده از تنبیه مثبت،( کاربرد محرک یا فعالیت های آزارنده) نیز برای کاهش رفتار نامطلوب استفاده می شوند.
    ج) سایر شیوه های تغییر رفتار شامل:
    ۱) قرارداد رفتاری
    قرارداد رفتاری، شیوه ای است برای به کارگیری تقویت و تنبیه به منظور کمک به افراد برای اداره رفتار خودشان.انواع قراردادهای رفتاری عبارتند از: قرارداد یک طرفه، قرارداد دوطرفه، قراردادهای پایاپا، قراردادهای همتا.
    ۲) شیوه های کاهش ترس و اضطراب نیز برای تغییر رفتار افراد درگیر شده با ترس، تنش و اضطراب مورد استفاده قرار می گیرند.
    ۳) شیوه های تغییر رفتار شناختی شامل باز*ساخت*دهی*شناختی و آموزش مهارت های مقابله ای شناختی است.
    ۴) شیوه اداره خود، استفاده از راهبردهای تغییر رفتار برای تغییر رفتار فرد به دست خودش است.
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  7. #37
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    خانوادهونوجوان

    نیازهای مرحله نوجوانی

    اهمیت توجه به نیازهای نوجوانی

    نوجوانی مرحله تغییرات اساسی است. تغییراتی که در ابعاد مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی نمود پیدا می*کنند. وجود این تغییرات نیازهای جدیدی را برای وی بوجود می*آورد. برآورده شدن مناسب این نیازها به نوبه خود سازگاری سریعتر و بهتر او را با آنها میسر می*سازد. در کنار بحران و تحولی که نوجوان در این دوره سنی تجربه می*کند، عدم برآورده شدن این نیازها به شیوه مناسب مشکلات افزون*تر را موجب می*شوند. از این لحاظ توجه به شناخت این نیازها قدم اساسی در کمک به نوجوان در گذر از این دوران است. خانواده و در سطح گسترده*تر اجتماع با کاربست شیوه*ها و برنامه ریزیهای مناسب ، بهداشت دوران نوجوانی را فراهم آورده و زندگی و شخصیت سالم*تری را برای وی رقم می*زند.

    نیازهای زیستی دوره نوجوانی

    رشد جسمی ویژگی بارز تغییرات دوران بلوغ است. به دنبال رشد قد ، وزن ، رشد عضلات و حجم قلب و تغییرات متابولیکی ، نیازهای تغذیه*ای وی تحت*الشعاع قرار می*گیرد. در دوران نوجوانی نیازهای غذایی نوجوان هم از لحاظ کمیت (به علت ازدیاد سرعت رشد) و هم از لحاظ کیفیت قابل اهمیت است. رشد بافتهای عضلانی احتیاج به رژیم غذایی سرشار از مواد پروتئینی دارد. پس از دوازده سالگی احتیاجات غذایی دختر و پسر متفاوت می*شود. بنابراین دستورالعمل درست تغذیه آنها نیز دیگر نمی*تواند یکسان باشد. دختران نوجوان به 2500 کالری و 80 تا 100 گرم پروتئین نیاز دارند که تقریبا 15% کالریهای لازم باید از طریق پروتئینها ، 25 درصد از طریق چربیها و 60 درصد از طریق گلوسیدها و مواد قندی تامین شوند. تغذیه درست دختر نوجوان آماده ساختن او برای توانایی مادر شدن است.

    در حدود بلوغ ، افزایش وزن پسران با پراشتهایی و سیری ناپذیری آنها نمود پیدا می*کند. حتی با یک فعالیت طبیعی مصرف کالری نوجوان پسر به اندازه احتیاجات یک بزرگسال که کارهای سنگین انجام می*دهد، خواهد بود. احتیاجات غذایی ، نیاز به کلسیم و پروتئین و مواد معدنی به علت بالا رفتن سرعت رشد نسبت به دیگر دوران افزایش چشمگیر پیدا می*کند. عدم ارضا نیازهای تغذیه*ای نوجوان صدمات و آسیبهای جدی می*تواند به بار آورد. مقاومت این نوجوان در برابر بیماریهای عفونی معمولا کمتر است. توان انجام کارهای سنگین را ندارد و دختران به هنگامی که زن جوانی شده و باردار می*شوند، شرائط بارداری را به سختی تحمل می*کنند.

    نیازهای عاطفی مرحله نوجوانی

    رشد احساسات و عواطف بخش اصلی ویژگی دوران نوجوانی را تشکیل می*دهد. شناخت ویژگیهای این تحولات عاطفی کلید اصلی حل مشکلات عاطفی این دوره است. با توجه به این که در این دوران بیداری هیجانات زندگی عاطفی نوجوان را دربر می*گیرد، وی با نیاز شدید به دوست داشتن و دوست داشته شدن مواجه است. گاه این نیاز به صورت برقراری پیوندهای دوستی و گاه در خیال پردازیها و رویاهای نوجوان نمود پیدا می*کند.

    بر این اساس و با توجه به نیاز مبرم نوجوان به تامل و تفکر و درونی شدن احساسات وی ، لازم است فرصتهای کافی برای اینکه پاره*ای از ساعات با خود خلوت کند و به اندیشه فرو رود، در اختیار وی قرار گیرد و والدین و مربیان آگاهانه و ناآگاهانه خلوت مورد نیاز او را بر هم نزنند و با این عمل علاوه بر ارضا نیاز طبیعی او ، اعتماد او را نسبت به خود سلب ننمایند. با این حال با توجه به سرکش بودن عواطف نوجوان و نیاز به کنترل و نظارت بزرگترها ، این نظارت نباید به صورت سختگیرانه و بی*توجه به نیازها و شرائط نوجوان صورت گرفته و از حد اعتدلال خارج شود.


    با توجه به بی*ثباتی عاطفی این دوران و زود رنجی ، نوجوان نیاز دارد که همواره تکیه گاه مطمئنی برای خویش داشته باشد، به بزرگترها اعتماد کند و در مواقع ناامیدی و نگرانی به این پناهگاه مطمئن پناه ببرد.


    نوجوانان شدیدا نوجو و تازه طلب هستند. نیاز به تجارب جدید و متنوع دارند. این نیازها نیز با توجه به شرائط فرهنگی و اعتقادی باید به شیوه مناسب مورد توجه قرار گیرند. از نمودهای این ویژگی تمایل به مدلهای جدید لباس ، آرایش و ... است.


    ماجراجوئی ویژگی مهم دیگر این دوران است که باید مورد توجه قرار گرفته و نیازهای نوجوان و شرائط و امکانات سالم برای ارضا این نیاز وی فراهم گردد. فراهم کردن امکانات مناسب از قبیل رمانهای سالم و مهیج ، فیلمها ، ورزشهای خاص می*تواند بطور سالم نیاز وی را برآورده کند.


    برخلاف تصوری که خود نوجوان از رشد فکری خود دارد، آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، این است که هنوز تفکرات او رشد کامل و پخته*ای نیافته است. ارائه کمکهای فکری و راهکارهای پیشنهادی برای کمک به تصمیم گیری را به عنوان یک نیاز باید از نظر دور داشت.

    نیازهای اجتماعی نوجوان

    تمایل به برقراری پیوندهای اجتماعی ، عضویت در گروههای خاص ، پیدا کردن شغل و جایگاه مناسب اجتماعی بسیار مورد توجه نوجوان است. او نیاز دارد در میان دوستان و همسالان باشد، در گروههای ویژه*ای جایگاه و نقشی برای خود داشته باشد و استقلال مالی را تجربه کند. خانواده و جامعه باید به این دسته از نیازهای نوجوان ارج نهاده و با راهنمایی و نظارت خود نیاز او را به صورت سالم برآورده سازند. در غیر این صورت عضویت در پیوندهای اجتماعی نامناسب و مصرانه به دنبال جایگاه جمعی بودن مضرات فراوانی می*تواند به بار آورد.
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  8. #38
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    [SIZE=3:6b47e49ff5]...[/SIZE]
    موسیقی رپ: اثرات آن بر جامعه و جوانان

    دنیای موسیقی هیپ هاپ (Hip Hop) این باور را به شما می دهد که رپ، راهی شاعرانه برای ابراز احساسات از طریق موسیقی است. البته این درست است، اما آیا آنچه که از موسیقی رپ می شنوید به نظرتان شاعرانه می آید؟ تاثیری که رپ این روزها در سراسر جهان بر روی کودکان ما می گذارد، متاسفانه تاثیری بسیار قابل توجه است. آیا تابه حال واقعاً وقت گذاشته اید تا به یکی از این آهنگ ها خوب گوش کنید؟ منظورم این است که دقیقاً روی کلمات و مفاهیم آنها تمرکز کنید؟

    تقریباً %80 از آهنگ های رپی که در سراسر جهان در لیست 10 آهنگ برتر هستند، خشونت در خود دارد. این آهنگ ها، عمل کتک کاری یا بدتر از آن کشتن یک نفر دیگر را می ستاید. لازم به ذکر نیست که این خواننده ها عادت دارند آهنگ هایشان را با صدایی بلند و ناهنجار بخوانند که واقعاً نمی توانید بفهمید چه می گویند. یادتان باشد همین خواننده های رپ بودند که به پسر های ما یاد دادند، شلوارشان را زیر باسن نگه دارند و دخترهایمان را به لختی پوشیدن تشویق کردند. آخرین نتیجه نشان دادن یک زن نیمه لخت در کلیپ های آهنگ های رپ چیست؟

    مطمئناً دختر ها فکر می کنند به این طریق است که می توانند مورد توجه پسرها و مردها قرار بگیرند و محبوب تر شوند. چیز دیگری که به نظر می رسد موسیقی رپ ستایش می کند، این است که مهمترین فاکتور در انتخاب یک زن خوب، هیکل و اندام اوست. به خاطر همین است که خیلی از دخترهای نوجوان ما دچار اختلالات و مشکلات خورد و خوراک و سایر مشکلات احساسی شده اند. آنها فکر می کنند با چیزی که یک دختر نوجوان باید باشد، فرسنگ ها فاصله دارند. موسیقی رپ، مشروب خواری و سکس را هم ستایش می کند؛ که دو مورد از مهمترین مشکلات رایج میان جوانان امروز است.



    البته رپر های زیادی هستند که شعرهایشان کاملاً پاک است و سعی می کنند درمورد موضوعات مثبت رپ کنند. گرچه تعداد این خوانندگان خیلی کم است اما مطمئناً خواننده های رپی هستند که پیام های خوب و مثبت به جوانان و نوجوانان ما میرسانند. یکی از این رپر ها ویل اسمیت (Will Smith) است که به هیچ عنوان از مفاهیم منفی در اشعار خود استفاده نمی کند. از اینرو، وقتی فکر می کنید که آیا خوب است که اجازه بدهید فرزندانتان به موسیقی رپ گوش کنند، نباید فقط درمورد خود موسیقی رپ فکر کنید، باید درمورد خواننده ای که آن را می خواند بیشتر فکر کنید.

    موسیقی رپ ابتدا به شکل شکل شعرگونه موسیقی شروع به کار کرد، و این روزها توسط کسانی که رپ را برای خشونت و سایر راه های خود تخریبی استفاده می کنند، مورد سوء استفاده قرار گرفته و خراب شده است. پس حتماً وقت گذاشته و به موسیقی که فرزندتان به آن گوش می دهد، گوش دهید. و برای ممنوع کردن موسیقی رپ برای نوجوانانتان، عجله نکنید. باید اول مفاهیم گفته شده در این آهنگ ها را بررسی کنید و بعد تصمیم بگیرید.

    آیا موسیقی رپ برای نوجوانان خطرآفرین است؟

    طبق تحقیقی که برای بررسی تاثیر ویدئوهای موسیقی رپ بر سلامت فیزیکی و احساسی نوجوانان انجام گرفت، مشخص شد نوجوانانی که زمان بیشتری را صرف تماشای ویدئو کلیپ های سرشار از خشونت و سکس آهنگ های رپ می کنند، این رفتارها را بیشتر در زندگی واقعی خود انجام می دهند.

    پس از بررسی 522 دختر سیاهپوست بین سنین 14 تا 18 سال از طبقه متوسط تا پایین جامعه، محققان دریافتند که درمقایسه با آنهایی که هیچوقت یا کمتر چنین ویدئو کلیپ هایی تماشا می کنند، نوجوانانی که حداقل 14 ساعت در هفته این ویدئو ها را تماشا می کنند، رفتارهای مخرب بیشتری از خود نشان می دهند. دراین تحقیق یکساله، این افراد اعمال زیر را تجربه کرده اند:

    تمایل آسیب رسانی به معلم، سه برابر بیشتر
    تمایل به دستگیری، 2.5 برابر بیشتر
    تمایل به داشتن شریک جنسی متعدد، دو برابر بیشتر
    تمایل به ابتلا به بیماری هایی که از طریق جنسی منتقل می شود، استفاده از موادمخدر، یا نوشیدن مشروبات الکلی، 1.5 برابر بیشتر
    دکتر رالف جی دیکلمنته، محقق، عنوان می کند، "مهمترین هشدار نتایج این تحقیقات این است که ما رابطه ای بین خشونت و یک یا دو مورد از این رفتارهای خطرساز پیدا نکردیم، بلکه با یک رشته از این رفتارها پیدا کردیم."

    تحقیق او که در نسخه مارس مجله سلامت عمومی در امریکا منتشر شد، روی دخترهای سیاهپوستی کار شده بود که در بیرمینگهام زندگی می کردند و همه آنها فعالیت جنسی داشتند. بااینکه محققان عادات این دختران را در موقع تماشای این ویدئو کلیپ ها و انواع و اقسام این ویدئو ها را بررسی کردند، رپ گنگستری، محبوب ترین نوع رپ میان دخترانی بود که رفتارهای مخرب داشته اند.

    دکتر دیکلمنته می گوید، "ما می خواستیم روی دختران جوان با نژاد افریقایی-امریکایی، جمعیتی که بسیار آسیب پذیر هستند، تمرکز کنیم. در این ویدئو کلیپ ها، قدرت در دست مردان است و زنان فاقد قدرتند، درنتیجه پست و زیر دست هستند. مطمئن نیستم که رفتارهای مخرب در دختران تحقیق ما به خاطر این مسئله بوده باشد.آنها بیشتر فقط چیزی که در این کلیپ ها می دیده اند را تقلید می کردند. زنان این کلیپ ها کار و بارشان خوب است، با مردان قوی و مهم رابطه دارند، به کلوپ های خوب می روند و لباس های قشنگ می پوشند. برای این دخترها، این چیزها، مطمئناً چیز بدی نبوده است."

    البته این اولین باری نیست که این موسیقی انقلابی متهم مشکلات اجتماع شده است. از الویس پریسلی تا کولومبین، هم در گذشته مسئول رفتارهای ضد اجتماعی و انقلابی جوانان شناخته شده است. اما موسیقی رپ، نگرانی ویژه ای را ایجاد کرده است.

    دکتر سوزان باتروس، رئیس بخش مربوط به امراض رفتاری و رشد کودکان، میگوید، "اگر کودکان بین 2 تا 18 سال، 7 ساعت از روز خود را صرف نوعی از رسانه ها می کنند. ما می دانیم که با قرار گرفتن مکرر در معرض اینگونه رسانه ها، حساسیت زدایی میشود و باعث می شود چنین رفتارهایی طبیعی و نرمال به نظر برسند. به خاطر همین نتیجه تحقیق دکتر دیکلمنته به نظر من اصلاً عجیب نمی آید."

    باتروس ادامه می دهد، "شما نمی توانید مثل کبک سرتان را در خاک فرو کنید و انتظار داشته باشید بچه هایتان فقط به چیزهای خوب و مفید نگاه کنند. والدین باید بدانند که بچه هایشان در معرض چنین رسانه هایی قرار دارند. مطمئناً موسیقی رپ تنها موسیقی نیست که الگوی بد را به تصویر می کشد یا می تواند بر رفتار نوجوانانتان تاثیر منفی داشته باشد و همه آهنگ های رپ هم مشکل دار نیستند. تقریباً 1000 تحقیق تاکنون درمورد تاثیر رسانه ها بر رفتارهای نوجوانان و کودکان انجام گرفته است و همه آنها به این نتیجه رسیده اند که تاثیر نیرومندی دارد."
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  9. #39
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    خانوادهونوجوان

    ایراد نگیرید، تشویق و حمایت کنید

    نوجوانی دوره ای بحرانی در زندگی فرزندان ماست. نه نوجوان بودن آسان است و نه والدین یک نوجوان بودن. یک اظهار نظر به ظاهر ساده از طرف شما می تواند باعث ایجاد سوءتفاهم شود و فرزند نوجوانتان برنجد یا خشمگین شود. همین مسأله والدین را برای برقراری ارتباط دوستانه و مناسب با نوجوان گیج و سردرگم و حتی دلسرد می کند. والدین باید با یک رویکرد منطقی،، هم به رشد شخصیتی فرزندانشان کمک کنند و به استقلال طلبی آن ها احترام بگذارند و هم با ملایمت به آنها نشان دهند که خانواده بزرگترین حامی و پشتیبان آنها است.

    توقع بیش از اندازه نداشته باشید

    از فرزند نوجوانتان توقع بیش از اندازه نداشته باشید. اگر قصد دارید در چند مورد رفتار او را اصلاح کنید، باید در این راه قدم به قدم پیش بروید و در هر مقطع زمانی فقط روی یک جنبه از رفتارش کار کنید، به عنوان مثال اگر اخیراً از او خواستید که هر روز سر ساعت مشخصی به خانه برگردد و او هم تازه شروع به عمل کردن مطابق میل شما کرده است نباید بلافاصله موضوع دیگری مانند کم کردن ساعات تماشای تلویزیون را مطرح کنید. هنگامی که مشغول اصلاح رفتار او در زمینه ای خاص هستید از نافرمانی های کوچکش در سایر زمینه ها چشم پوشی کنید. تلاش بیش از حد برای اصلاح جنبه های متعدد رفتار فرزندتان هر دوی شما را خسته و نا امید می کند. بیشتر بر روی مسائلی متمرکز شوید که به سلامت و امنیت او مربوط است، مانند مواد مخدر، بی احتیاطی در رانندگی و انتخاب دوستان مناسب.

    اجازه دهید برای حل مشکل تلاش کند

    برای کمک و پشتیبانی از فرزندتان همیشه حاضر باشید ولی فقط هر وقت از شما خواست، نصیحتش کنید. اگر فرزندتان دوست ندارد درباره موضوع خاصی با شما صحبت کند، اصرار نکنید هرچه در سرش می گذرد را برایتان تعریف کند. اصرار بیش از اندازه در این مورد معمولاً باعث خشمگین شدن نوجوانان می شود. در عوض به او اجازه دهید خودش برای حل مشکلاتش تلاش کند. بدین ترتیب به او نشان می دهید از این که کم کم شخصیت مستقلی پیدا کند حمایت می کنید و این اولین قدم برای افزایش عزت نفس در نوجوانان است. البته باید به او یادآوری کنید که هر زمان نیاز به مشورت و یا کمک شما داشته باشد، همیشه در کنارش حاضر هستید.

    به حریم خصوصی نوجوانان احترام بگذارید

    آزادی های معمول نوجوانان را با دخالت های بی مورد محدود نکنید. به حریم خصوصی فرزند نوجوانتان همانند بزرگسالان احترام بگذارید. هرگز ایمیل های او را نخوانید و به مکالمه های خصوصی اش گوش ندهید. هنگامی که او خانه نیست اتاقش را مرتب نکنید. نوجوانان از سرک کشیدن والدین به اتاق و وسایلشان بیزارند و مسلماً شما هم دوست ندارید مرتباً ریخت و پاش آنها را جمع کنید. فرزندانتان آنقدر بزرگ شده اند که بتوانند اتاقشان را خودشان مرتب کنند.

    فقط اعتدال را به نوجوانان یاد دهید

    بسیاری از نوجوانان عادت به صحبت کردن بیش از حد با تلفن دارند. به آنها یاد بدهید که تلفن وسیله ای برای همه اعضای خانواده است و همه حق دارند که از آن استفاده کنند.
    می توانید مدت زمانی تعیین کنید و از فرزندتان بخواهید مکالمه های تلفنی اش از آن مقدار بیشتر نباشد. این کار فقط برای آزاد کردن خط تلفن نیست بلکه به فرزندتان اعتدال و میانه روی و نظم می آموزد.

    درباره وضع ظاهری بیش از حد حساس نباشید

    نوجوانان درباره وضع ظاهری خود بیش از اندازه حساس هستند. ممکن است آنها مرتباً در حال ایراد گرفتن از سر و وضع و نحوه لباس پوشیدن اطرافیانشان باشند. اما معمولاً هنگامی که کسی از ظاهر خود آنها انتقاد می کند، برخورد مناسبی ندارند. باید به نوجوانان کمک کرد تا تصویر ذهنی مناسبی از خودشان داشته باشند. درباره نحوه لباس پوشیدن فرزندتان بیش از حد حساس نباشید. البته این به این معنی نیست که در هر شرایطی از او تعریف کنید. بلکه به دنبال راههایی برای حمایت کردنش باشید. هنگامی که لباس های مناسبی را برای پوشش انتخاب می کند او را تشویق کنید و سعی کنید باورهای مثبت او را نسبت به خودش مستحکم تر کنید.

    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  10. #40
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    خانوادهونوجوان

    رشد عقلی نوجوانان

    نوجوانی دوره کوتاهی است که میان کودکی و بزرگسالی واقع می*شود. در این دوره پسران و دختران هرچه بیشتر به سوی مردم ، رویدادها و پدیده*های جهان بیرون گرایش پیدا می*کنند. فعالیتها بیشتر در کانون گروه همتایان متمرکز می*شوند. نوجوانی را باید دوره نوسانها ، خیزشها ، فعالیتها و رفتارهای هیجان*انگیز به شمار آورد. بازی و فعالیتهای بدنی و ورزشی برای نوجوانان دارای اهمیت فراوانی هستند و نسبت به خویشتن *آزمایی ، خود *ارزیابی ، آرمان گرایی ، کنجکاوی ، ادراک واقعیتها و روابط علت و معلول علاقه زیاد نشان می*دهند.


    مقدمه

    در مرحله اول نوجوانی رشد مغز و دستگاه عصبی به میزان رشد بزرگسالان نزدیک می*شود. اما نوجوانان به سبب کمبود تجربه*های لازم هنوز نمی*دانند به حل مسایل بزرگسالان توفیق یابند و همانند آنان پاسخ دهند. پسران به علوم طبیعی و روابط انسانی علاقه بیشتری نشان می*دهند،* در ارزشهای گذشته خود تجدید نظر می*کنند و به عدالت و رفتار منصفانه اهمیت می*دهند. اگر از همتایان(Peers) یا بزرگسالان کار خلاف و عمل ناصواب ببینند در برابر آنها سخت ایستادگی می*کنند. وجدان آنها به کمال رشد خود می*رسد، در ضمن از کارهای نادرست احساس تقصیر و خطا می*کنند و کسانی را که به اصول انسانی و اخلاقی رفتار نمی*کنند به شدت مورد انتقاد قرار می*دهند.

    علائم رشد عقلی نوجوانان

    دو تن از روانشناسان ویژگیهای روانی و عقلی این مرحله را بر پایه سه روند مشخص کرده*اند:

    توجه بیشتر به فعالیتها.
    استعداد شگرف در درک روابط علت و معلول.
    علاقه به موفقیتهای سریع درسی و تحصیلی


    آیا شخصیت در این دوران شکل می*گیرد؟

    نوجوانان نسبت به رویدادهای جهان ، مسایل اقتصادی و پیشرفتهای علمی و تکنولوژیکی نیز علاقه نشان می*دهند. به این جهت برای کسب اینگونه اطلاعات و اکتشافهای فکری و معنوی به رسانه*های همگانی روی می*آورند. در این زمان است که می*توانند از شیوه*های علمی برای حل مسایل پیچیده بهره*گیری کنند. در ضمن مهارتهای دستی و عملی پیشین آنها کاملتر و ظریفتر می*شوند.

    نوجوانان همزمان با رشد و دگرگونی*های بدنی به تلطیف و تکمیل ذوق و مهارتهای عقل ، ادراک ، *نگرش و رغبتهای خود نیز می*پردازند. البته این رغبتها و انگیزه*ها بنا به تغییرهای بدنی ، احساسهای نیرومند ، واکنشهای عاطفی و توقعاتی که در رسیدن به دوره بزرگسالی از آنان انتظار می*رود، دگرگون می*شوند.

    از نوجوانی به بزرگسالی

    ژان پیاژه ، روان*شناس نامور سوئیسی، 12 تا 15 سالگی را مرحله عملیات صوری نامیده است. بنا به پژوهشهای وی نوجوان در این مرحله می*تواند به منطق نمادی ، فکر مجرد و پیچیده بزرگسالان پی ببرد و از چگونگی تحلیل اصولی ، اکتشاف علمی و مفاهیم و مسایل ذهنی آگاهی یابد، وانگهی به درک پدیده تغییر و تبدیل ، ترکیب و نظم مجدد اشیاء که اکثر کودکان 10 ساله از ادراک آنها ناتوانند توفیق یابد. برای دوستی و یگانگی ارزش قایل است و می*کوشد از انگیزه واقعی دیگران سر در بیاورد. همچنین برخلاف کودکان می*فهمد که رویدادها را می*توان به راههای گوناگون تعبیر و تفسیر کرد.

    اگر نوجوان بتواند وجود موضوعی را در ذهن خود تصور کند، در این صورت می*تواند به استدلال منطقی بپردازد و نتیجه*گیری کند. به عنوان مثال پیاژه قضیه زیر را برای کودکانی که دارای گروه*های سنی مختلف بودند مطرح نمود.

    «خیلی خوشبختم که پیاز نمی*خورم، زیرا اگر به پیاز علاقه داشتم مجبور بودم همیشه پیاز بخورم و من از چیزهای نامطلوب بیزارم.»

    کسی که درست فکر می*کند به دو دلیل آن را صحیح نمی*داند: یا می*گوید پیاز بدمزه و ناگوار نیست، یا بیزاری از پیاز هم معقول نیست. البته شاید یک نوجوان 13 ، 14 ساله نتواند بدینگونه استدلال کند، اما تناقض را در عبارت بالا درک می*کند، یعنی می*فهمد که تناقضی میان علاقه به پیاز و نامطلوب بودن وجود دارد. پس استنتاج ما از این فرض آن است که پیاز مورد علاقه نمی*تواند ناگوار باشد.

    نحوه رشد هوش نوجوانان

    درباره هوش باید توجه داشت که در این مرحله برخلاف دوره*های کودکی از سرعت رشد هوش کاسته می*شود و هوش اکثر نوجوانان در 14 و 15 سالگی به کمال رشد خود می*رسد و از آن پس به حال ایستائی درمی*آید. رشد هوش کودکان پیشرفته ممکن است تا 18 سالگی ادامه یابد. البته محیط برخوردار در پیشرفت هوش نوجوانان تا حدودی موثر است، به ویژه در نوجوانان با استعداد تاثیر بیشتری دارد. بنا به پژوهشهای روانشناسان هوش دختران در این مرحله کمی بیش از پسران است، ولی از 15 سالگی به بعد برابری هوشی برقرار می*شود.

    بطور کلی پسران در مسایل علمی ، فعالیتهای مکانیکی ، استدلال و روابط فضایی بر دختران برتری دارند. دختران نیز در مهارتهای کلامی ، سخن گویی و منشیگری از پسران پیشرفته*ترند.
    گروهی از روانشناسان معتقدند که تفاوتها*ی فردی میان خود دختران بیش از تفاوت* میان پسران و دختران است.
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  11. #41
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    خانوادهونوجوان

    چگونه می توانیم با نوجوانان ارتباط برقرار کنیم؟

    هنگامی که هورمون های تستسترون و استروژن در بدن تغییر یابد، ناخودآگاه بر روی رفتار شما با فرزندتان تأثیر می گذارد. وقتی شما مرتب بر سر فرزندتان فریاد بزنید و به او دستوربدهید ، باید شاهد نافرمانی و سرکشی او نیز باشید. اولین توصیه ای که به شما می کنم این است که پیش از هر گونه ارتباطی با نوجوانتان، ابتدا مشکلات هورمونی خود را برطرف کنید.

    به خاطر دارم هنگامی که شخصیت پسربزرگم به یکباره تغییر کرد و از یک پسر مودب و شیرین به یک فرد عصبانی و بداخلاق تبدیل شد ، مرتب به من اخم می کرد و غر می زد.
    شخصیت پسر دیگرم که ۱۶ سال دارد، طور دیگری است. بسیار پرحرف است و با هر چیزی که من بگویم مخالفت می کند.
    دختر ۱۸ ساله ام کاملا با دو پسرم متفاوت است و تقریبا رفتار دوستانه ای با من دارد. ولی به تمیزی و پاکیزگی خود بیش از حد اهمیت می دهد.
    هنگامی که پسرم، ۱۴ ساله بود دوست داشت موهایش را مانند یکی از هنرپیشه ها کوتاه کند. خود را کاملاً در شخصیت او می دید و هر عملی که او انجام می داد، الگوبرداری می کرد. البته همه ی دوستان او این گونه نبودند ولی آن ها نیز ویژگی های منحصر به خود را داشتند. شخصیت نوجوانان در این سن وسال با یکدیگر متفاوت بوده و هر کدام الگوی خاص خود را دارند.
    ما نمی توانیم یکسری قوانین خاص را برای همه نوجوانان به یک صورت به کار ببریم.

    تغییرات هورمونی

    هنگامی که هورمون های تستسترون و استروژن در بدن تغییر یابد، ناخودآگاه بر روی رفتار شما با فرزندتان تأثیر می گذارد. وقتی شما مرتب بر سر فرزندتان فریاد بزنید و به او دستوربدهید ، باید شاهد نافرمانی و سرکشی او نیز باشید. اولین توصیه ای که به شما می کنم این است که پیش از هر گونه ارتباطی با نوجوانتان، ابتدا مشکلات هورمونی خود را برطرف کنید. شاید برای شما پیش آمده باشد که گاهی اوقات بیش از حد به کار فرزندتان دخالت کنید و بدون هیچ گونه دلیلی به او توهین کنید. متاسفانه من نیز در بسیاری از مواقع که خشمگین و عصبی بودم، بسیار تند با فرزندانم برخورد می کردم و بر سر آن ها داد و فریاد می زدم. این عمل باعث می شد بین ما فاصله ایجاد شود و رابطه مان گرم و صمیمی نباشد.
    با فریاد کشیدن، شما کاری می کنید که فرزندانتان نسبت به صحبت های شما بی تفاوت شوند. یک روز من از فرزندم به آرامی خواستم کاری را برای من انجام دهد، بعد از چند بار گفتن، اصلا اهمیتی نداد. بعد که از او دلیل آن را پرسیدم به من گفت: "چون سر من فریاد نزدی، فکر کردم خیلی مهم نیست اگر آن کار را انجام ندهم." در آن موقع بود که متوجه شدم او به این نوع برخورد عادت کرده است و اگر سر او داد نزنم، اصلاً به صحبت من توجهی نمی کند. البته این موضوع برعکس نیز می شود. برخی از دوستانم می گویند، ما به قدری سر فرزند خود داد زده ایم که او دیگر به این رفتار عادت کرده است و باز هم به حرف ما توجهی نمی کند. بهتر است در هنگام خستگی و عصبانیت برخود مسلط باشید و اگر احیاناً خطایی از شما سر زد و به فرزندتان بی احترامی کردید، به راحتی آن را بپذیرید و به جای توجیه عملتان از او عذرخواهی کنید.

    مطابق سنشان با آنان برخورد کنید

    همه ما یاد گرفته ایم که با نوزادان و کودکان مطابق سنشان رفتار کنیم و از آن ها انتظارات بی جایی نداشته باشیم. ولی هنگامی که نوبت به نوجوانان می رسد لحظه ای مانند یک بزرگسال با آن ها برخورد می کنیم و لحظه ای دیگر با آن ها درست مانند یک کودک رفتار می کنیم. یک روز به آن ها می گوییم : شما دیگر بزرگ شده اید و لباس پوشیدنتان باید مانند یک فرد بزرگسال باشد و درست در همان روز به آن ها می گوییم : فلان کار را نمی توانند انجام دهند، چون هنوز بچه هستند. درک این موضوع برای نوجوانان بسیار سخت است، زیرا آن ها فکر می کنند به اندازه کافی بزرگ شده اند و دوست دارند آزاد باشند. ولی متاسفانه کمتر تمایل دارند زیر بار مسوولیت بروند. شما باید مسوولیت پذیری را به مرور زمان به آن ها یاد دهید و انتظار نداشته باشید که آن ها یک شبه آن را فرا گیرند.
    ارتباط برقرار کردن با نوجوانان بدین معنا نیست که تمامی اصطلاحات عجیب و غریب خاص آن دوره را یاد بگیرید و با آن ها به آن شکل صحبت کنید. ولی به عنوان مثال اگر فرزند شما بهترین دوستش را با نام خاصی که او دوست دارد، صدا می کند، شما نیز او را با همان نام صدا کنید، با این کار فرزندتان را بسیار خوشحال خواهید کرد. هنگامی که من در آن سن و سال بودم، بسیار دوست داشتم مرا "بانی" صدا کنند. وقتی والدین برخی از دوستانم مرا با آن نام صدا می کردند، بسیار خوشحال می شدم، ولی با مادر بهترین دوستم که همیشه مرا "ژانت" صدا می کرد، هرگز نمی توانستم ارتباط خوبی برقرار کنم.
    اگر می خواهید در جمع دوستان فرزندتان وارد شوید و آن ها شما را بپذیرند، باید مانند آن ها شوید و در مورد آینده و هدف از آن ها سوال نکنید.
    با آن ها بسیار دوستانه ارتباط برقرار کنید. پسر کوچکم بسیار دقیق و مقرراتی است. به عنوان مثال اگر بخواهم به او کاری بگویم، باید کاملاً به او توضیح دهم که دقیقاً از او چه می خواهم. قبلاً وقتی به او می گفتم ظرف های غذایت را بشوی، پیش خود فکر می کردم که بعد از شستن، آن ها را خشک می کند. ولی بعد دیدم که دقیقاً همان کاری را که به او گفته بودم، انجام داده است، نه بیشتر و نه کمتر. با او جر و بحث می کردم که چرا بعد از شستن ظرف ها، آن ها را خشک نکرده است. به مرور زمان متوجه شدم که باید به صورت کاملاً شفاف و روشن منظور خود را به او منتقل کنم. یعنی به او بگویم: "بعد از شستن ظرف ها، آن ها را خشک هم بکن. "این رفتار اصلاً ارتباطی به سن و سال او ندارد، بلکه شخصیت او این چنین است. من باید کاملاً در حرف زدن با او دقیق باشم و هر کاری می خواهم او انجام دهد، به طور واضح برایش توضیح دهم. اگر شخصی از من بپرسد ساعت چند است؟ می گویم : دو و چهل و پنج دقیقه. ولی او می گوید:دو و چهل و پنچ دقیقه و بیست ثانیه. این دقت و ریزبینی جزیی از شخصیت اوست. برای ارتباط با او من نیز باید این چنین باشم. بنابراین بهتر است والدین از خصوصیات اخلاقی فرزندشان مطلع شوند تا راحت تر بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و دچار سوء تفاهم نشوند.

    شما از والدین تان چه انتظاراتی داشتید؟

    اغلب ما، دوران نوجوانی خود را به خاطر داریم. انتظاراتی که از پدر و مادرمان داشتیم، کاملاً در ذهن مان نقش بسته است. هنگامی که من نوجوان بودم، بسیار دوست داشتم والدینم در بحث های دوستانه ما شرکت کنند، با ما شوخی کنند، بخندند، به آهنگ های مورد علاقه من گوش کنند، در مورد مباحثی که من دوست داشتم صحبت کنند، اعمال مرا زیر ذره بین نگذارند، داوری نکنند و مرا به خاطر این که به مسایل سطحی و ظاهری توجه می کنم، سرزنش نکنند.
    یادم می آید مادرم بیشتر اوقات مرا جلوی دوستانم تحقیر می کرد و همین موضوع باعث شده بود که من خیلی سخت دوستانم را به منزلمان دعوت کنم. در آن موقع فکر می کردم مادرم اصلاً احترامی برای من قایل نیست. در نتیجه من نیز در آن سن و سال نمی توانستم احترام او را به خوبی نگاه دارم.
    اگر می خواهید فرزندتان به شما احترام بگذارد و برای حرف شما ارزش قایل شود، باید به او احترام بگذارید و شخصیت او را همان گونه که هست، بپذیرید.


    مشکلات نوجوانان

    مسایل کم اهمیت در نظر فرزندان، بسیار مهم و پیچیده جلوه می کنند. لحظه ای خود را به جای نوجوانتان بگذارید. فرض کنید به یک مورد خاص بسیار اهمیت می دهید و برای شما خیلی مهم است، بعد والدینتان به خاطر این عقیده به شما نادان و ابله بگویند و یا شما را دلداری بدهند که این موضوع زیاد مهم نیست، نباید خود را ناراحت کنید، قدر خودتان را نمی دانید و خیلی خوش شانس هستید. احتمالاً شما با این طرز برخورد بسیار آزرده خواهید شد.
    مطمئن باشید هیچ کس دوست ندارد احساساتش نادیده گرفته شود، به ویژه نوجوانان که بسیار حساس و زودرنج هستند و از کاه کوه درست می کنند. بنابراین صبور باشید، مشکلات او را درک کنید و هیچ گاه او را به دلیل داشتن چنین عقایدی تحقیر نکنید.


    اصول اساسی تربیتی

    کنار آمدن با نوجوانان بدان معنا نیست که ناسزا، توهین، شکستن و یا پرت کردن اشیا از جانب آن ها را تحمل کنید. شما به عنوان یک پدر و مادر آگاه باید با فرزندتان بنشینید و در مورد رفتارهای پسندیده و ناپسند آنان صحبت کنید. این عمل برای هر دوی شما مفید است. سعی کنید فرزندتان را تشویق کنید تا نظرات و پیشنهادات خود را در مورد صحبت های شما بدهد و با یکدیگر به نتیجه دلخواه برسید.
    به او با دقت گوش فرا دهید. به شخصیت او احترام بگذارید و برای تصمیم گیری های او ارزش قایل شوید. در هنگام صحبت با یکدیگر، سعی کنید ارتباط بر قرار کنید و تنها مانند یک سخنران یک طرفه صحبت نکنید و به طرف مقابلتان اجازه صحبت بدهید. اگر این کار را نکنید، او تصور می کند که شما دوست ندارید صحبت های او را بشنوید. بنابراین هنگامی که دچار مشکلی شود، آن را با شما مطرح نخواهد کرد و این سرآغاز به وجود آمدن نگرانی، استرس، ترس و یا غم در وجود اوست و همه ی این ها در نهایت منجر به افسردگی او خواهد شد. مطمئناً والدینی که اجازه صحبت کردن به فرزندشان را در مواقع بحرانی نمی دهند و برای آن ها هیچ گونه ارزشی قایل نیستند، در آینده پشیمان می شوند و خود را سرزنش خواهند کرد.
    هنگامی که فرزندتان کار ناشایستی انجام می دهد و یا از شما تقاضاهای نابجایی دارد، او را تنبیه کنید. بسیار شنیده ام که والدین می گویند برای آرام نگاه داشتن فضای خانه، هر گونه رفتار ناشایست فرزندشان را می پذیرند. این نوع برخورد در دراز مدت مشکلات فراوانی را برای شما و فرزندتان ایجاد می کند، به این صورت که شما همواره احساس حقارت می کنید و نوجوانتان نیز عادت می کند که احساسات دیگران را به راحتی پایمال کند.
    از آن جایی که انسان ها با یکدیگر متفاوت هستند، من نمی توانم تنبیه مناسبی را به شما پیشنهاد کنم، ولی به نظر من محروم کردن آن ها از یک سری امتیازات، بسیار مفید خواهد بود. به هر حال این خود شما هستید که با توجه به نوع اشتباه فرزندتان باید تنبیه خاصی را برای او در نظر بگیرید.


    به آن ها مسوولیت دهید

    یکی از مشکلاتی که اغلب والدین دارند این است که وقتی به فرزندشان کاری می دهند، آن ها به سختی حاضر به انجام آن می شوند. در عوض مرتب از شما لباس،پول و... می خواهند. با پسر و یا دخترتان در این مورد گفت و گو کنید و برای خودتان برنامه ریزی کنید و به یک توافق دو طرفه برسید. بهتر است بعضی اوقات هنگامی که کار خوب و پسندیده ای انجام دادند، یکی از چیزهای را که دوست دارند، برای آن ها تهیه کنید، البته یادتان باشد تعادل را برقرار کنید تا آن ها نسبت به این عمل شرطی نشوند. با این کار شما حس مسوولیت پذیری را در آن ها تقویت می کنید. به آن ها توضیح دهید افرادی که مسوولیت پذیر هستند؛ بیشتر مورد علاقه و احترام دیگران قرار می گیرند.
    شاید فرزند شما اکنون قدر زحمات شما را متوجه نشود ولی مطمئن باشید هنگامی که زندگی مستقل تشکیل داد، همه صحبت های شما را به خاطر می آورد و در آن موقع تا ابد سپاسگزار شما خواهد بود.
    برای فرزندتان وقت صرف کنید به حرف های او گوش دهید. با او دوست باشید و او را همواره مورد بازخواست قرار ندهید. حتی اگر نگرانی های آن ها بی مورد بود، آن ها را تحقیر نکنید و با آن ها همدردی کنید. در نهایت نکته بسیار مهم این است که همواره به آن ها بگویید که دوستشان دارید.
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  12. #42
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    ارتباطبادیگرانوکمرویی

    با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند



    راه به سـوی خوشبختی، راهی است که همه می توانند از آن عـبور کنند، کوچك و بزرگ، پیر و جوان. اما رسیدن به آن، مستلزم داشتن خصوصیاتی ویژه است. در این مقاله قـصد داریـم شـما را بـرای رسیـدن به خوشبختی رهنمون
    کنیم.

    تعـجب نـکنـید اگـر دیدید کسی از اینکه صفت "خوب" به او اطـلاق شـود، نــاراحت شود. این ناراحتی از مفهوم "خوب بـودن" نشـات نــمی گیرد، بلکه ممکن است آن فرد معنای
    واقعی آن را نداند.

    عـقـاید و نـظرات مختلف و گاه متناقضی در رابطه با مفهوم"رفـتـار خوب و پسندیـده" وجــود دارد کـه انـسان را گـیـج و سـردرگم مـی کند. انسانـها از هـمان دوران کـودکی با این مفهوم دچار مشکل بوده اند. بچه ها نمی دانند که نمره انضباطشان در مدرسه به خاطر کدام رفتار یا عمل زشت یا ناپسندشان پایین آمده است. اعتقاد کلی بر این است که بچه ها باید جلوی چشم بزرگترها باشند اما صدایی از آن در نیاید. با این عقیده، از "خوب بودن"، مفهوم غیر فعال بودن و ساکن بودن تلقی می شود.

    اما، برای واضح شدن این مفهوم مبهم و گنگ، راه هایی وجود دارد.
    در همه ی زمانها و مکانها، انسانها برای خود ارزش ها و اعتقادات خاصی داشته اند که به آنها احترام می گذاشتند. این ارزش ها، فضیلت نامیده می شد که به انسانهای خردمند، انسانهای پاک و مقدس، قدیسان و خدایان اطلاق می شد. این همان چیزی بود که اختلاف بین انسانهای وحشی و بی فرهنگ با انسانهای تربیت شده و تحصیلکرده، و اختلاف بین جامعه ی منظم و جامعه ی پر هرج و مرج را مشخص میکرد.

    البته نیازی به انجام تحقیقات بسیار نیست که بفهمیم مفهوم واژه ی "خوب" چیست. می توان در رابطه با این موضوع از خرد خویش نيز کمک بگیریم.

    هر انسانی می تواند به این مفهوم دست یابد.
    اگر هر کس فکر کند که دوست دارد دیگران با او چگونه برخورد کنند، فضیلت انسانی را کشف خواهد نمود. فقط کافی است ببینید که می خواهید رفتار دیگران با شما چگونه باشد.

    احتمالاً قبل از هر چیز دوست خواهید داشت که رفتار دیگران با شما منصفانه باشد. دوست ندارید مردم در مورد شما دروغ بگویند یا بیرحمانه محکومتان کنند. درست است؟

    دوست دارید دوستان و همراهانتان به شما وفادار باشند. دوست ندارید به شما خیانت کنند.

    دوست دارید مردم در ارتباطات و معاملاتشان با شما منصف باشند.

    دوست دارید با شما صادق باشند و گولتان نزنند و فریبتان ندهند.

    دوست دارید با شما مهربانانه و به دور از هرگونه خشونت رفتار کنند.

    دوست دارید حقوق و احساسات شما را نیز در نظر گیرند و آنها را زیر پا ننهند.

    در زمان ناراحتی، دوست دارید با دلسوزی و شفقت با شما رفتار کنند.

    دوست دارید در مواقع خشم، به جای عصبانیت و داد و فریاد، در برخورد با شما خشمشان را کنترل کنند.

    اگر عیب و نقصی دارید، یا اشتباهی از شما سر می زند، دوست دارید دیگران به جای انتقاد، با مدارا و شکیبایی با شما رفتار کنند.

    به جای انتقاد یا تنبیه شما، دوست دارید بخشندگی کنند. درست است؟

    دوست دارید مردم با شما مهربان و خیراندیشانه برخورد کنند، نه بدجنسانه و از سر بدخواهی.

    دوست دارید دیگران به شما و تواناییهایتان اعتماد داشته باشند و به شما شک نکنند.

    دوست دارید به شما احترام بگذارند نه اینکه خوارتان کنند و به شما توهین کنند.

    دوست دارید مؤدبانه و باوقار با شما رفتار کنند.

    دوست دارید همه مردم تحسین و تمجیدتان کنند.

    وقتی کاری برای کسی انجام می دهید، دوست دارید از شما قدردانی کند.

    دوست دارید دوستانه و با صمیمیت با شما برخورد کنند.

    دوست دارید بعضی از آنها عاشقتان شوند.

    و بیش از همه، دوست دارید آنها به این کارها فقط تظاهر نکنند، دوست دارید این کارها را از ته دل و از روی انسانیت انجام دهند.

    اگر کمی فکر کنید، می بینید کسی که اطرافیانش با او اینچنین برخورد مي کنند، زندگی بسیار خوشایند و مطبوع خواهد داشت. و مطمئناً چنین شخصی به هیچ وجه روح عناد و کینه را در برابر کسانی که با او اینگونه رفتار می کنند، در خود پرورش نخواهد داد.

    پدیده ی جالبی در روابط انسانی هست به این صورت که وقتی یک نفر سر دیگری داد می زند، فرد دوم انگیزه ای برای برگرداندن این فریاد دارد. یعنی فرد همانطور که با دیگران رفتار می کند، مورد برخورد قرار می گیرد. اگر با دیگران با خشونت و بدجنسی رفتار کند، با او همانطور رفتار می شود و اگر با دیگران با مهربانی و دوستی برخورد کند، با او همانطور برخورد می شود.

    در دنیای خیالی فیلم و داستان، ما افراد تبه کار و شرور مؤدبی می بینیم که زیر دستانشان با آنها با احترام رفتار می کنند، و از طرف دیگر قهرمانانی می بینیم که بسیار خشن و بی نزاکت هستند. چنین چیزی در دنیای واقعی صحت ندارد. تبه کاران واقعی معمولاً افرادی خشن هستند که زیردستانشان حتی از خود آنها نیز خشن ترند. نمونه ای از آن ناپلئون و هیتلر هستند که از طرف نزدیکترین افرادشان مورد خیانت قرار گرفتند. قهرمانان واقعی نیز افرادی هستند که با دوستان و نزدیکانشان در کمال محبت و نزاکت صحبت می کنند.

    وقتی شانس ملاقات و صحبت کردن با افراد تراز بالای حرفه ی خود را داشته باشید، خواهید دید که آنها نجیب ترین و نازنین ترین انسانهایی هستند که در طول عمرتان دیده اید. به خاطر همین رویه و اخلاق نیکوست که به این درجه رسیده اند: چون سعی می کنند با دیگران خوب و صحیح برخورد کنند. اطرافیانشان نیز به همینگونه به آنها پاسخ می دهند و خطاهای کوچکشان را با بزرگواری می بخشند.

    از این نکات به این نتیجه می رسیم که افراد به طریقی می توانند به فضیلت انسانی دست یابند، که تشخیص دهند که دوست دارند چطور با آنها رفتار شود. از این طریق است که ابهام در مفهوم واژه ی "خوب بودن" نیز از میان می رود. حال می فهمیم که خوب بودن به معنای ساکت و غیر فعال در گوشه ای کز کردن نیست، بلکه می تواند نشانه ی فعالیت بسیار شدید باشد.

    حال با خود فکر کنید اگر کسی سعی کند تا با اطرافیانش با انصاف، وفاداری، مردانگی، صداقت، مهربانی، دلسوزی، شکیبایی، بخشندگی، خیرخواهی، اعتماد، ادب و احترام، تحسین، رفاقت، عشق، و درستی رفتار کند، چه اتفاقی می افتد؟

    ممکن است کار سختی باشد، اما به این فکر کنید که چندین انسان دیگر نیز به شما همینطور پاسخ خواهند داد.

    به این روش، در صورت بروز هرگونه اشتباه و خطا، دیگران او را راحت تر خواهند بخشید و خطاهایش را نادیده می انگارند. و انسان زندگی خوشایندتر و زیباتر خواهد داشت.

    انسان می تواند بر رفتار اطرافیانش نیز تاثیر بگذارد. با اتخاذ یکی از این فضیلت های اخلاقی در روز، و اعمال آن بر اطرافیانتان، یک قدم به خوشبختی نزدیک تر شوید. با این اقدام شما، کم کم همه ی اطرافیانتان نیز همینگونه خواهند شد. و علاوه بر منفعت های شخصی، با این اقدامتان می توانید دریچه ای به سوی روابط انسانی باز کنید.
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  13. #43
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    اعتیادوترکاعتیاد

    پيشگيري از اعتياد به انواع مخدر

    اعتياد به مواد يكي از معضلات بهداشتي، رواني و اجتماعي جهان امروز است. اعتياد به داروهاي مجاز و غيرمجاز در چند دهة گذشتة بسيار فراگير شده است و حاكي از بروز يك مشكل جدي درسلامت جسمي، رواني واجتماعي است.

    مبارزه با اعتياد درجهان بر سه روش كلي مبارزه باعرضه، درمان معتادان وفعاليت*هاي پيشگيري در جهت كاهش تقاضا استوار مي*باشد. اگرچه مبارزه باعرضة* موادبسيار ضروري است و بدون آنها مشكل مواد بسيار بدتر از امروز مي*بود، ليكن اين تلاش مشكل سوء مصرف واعتياد را از بين نبرده است.

    دريك بازار بزرگ باتقاضاي زياد نمي*توان حتي به ميزان كم مواد راكمياب نمود يا قيمت آن را اضافه كرد. درچنين بازاري توزيع كنندگان و دلالان به قدري افزايش مي*يابند تا قيمت*ها نسبتاً پائين باقي بمانند. در آمريكا از سال 1986 تا 1989 هزينه اي كه صرف اجراي قوانين شد دو برابر گرديده اما در همان زمان قيمت كوكائين دربازار از 100 دلار به ازاي هركدام به 75 دلار تقليل پيدا كرد. مطالعات مختلف نشان داده اند كه تا وقتي تقاضا براي مواد زياد است عرضه را نمي*توان خيلي پائين آورد.

    از طرف ديگر رويكرد درماني نيز با مشكلات بسياري مواجه است. بسياري از افرادي كه براي درمان مراجعه مي*كنند دچار عوارض جسمي، رواني واجتماعي جدي شده اند كه برطرف كردن آن هزينه و وقت و انرژي زيادي صرف مي*كنند و ميزان موفقيت نيز نامعلوم است. به دليل پيچيدگي مشكلات اعتياد، ساختار درماني پيچيده اي مورد نياز است تا همة ابعاد زندگي و الگوي رفتار مختلف معتادان رادربرگيرد، ساختارهائي مانند درمانگاههاي ويژه معتادان، مراكز سم زدائي و بازپروري، كارگاه*هاي حرفه اي و جوامع درماني.

    رويكرد پيشگيري در جهان عمر كوتاه تري دارد واز سي سال پيش به تلاش و مبارزه عليه اعتياد اضافه شده است. بررسي*ها نشان مي*دهند كه رويكرد پيشگيري نيز مي*بايست در كنار مبارزه با عرضه و رويكرد درماني مورد توجه قرار گيرد. از سال 1980 ميزان شيوع اعتياد دركشورهائي كه فعاليت*هاي پيشگيري از اعتياد را از طريق كاهش تقاضا با جديت پيگيري مي*نمايند،*كاهش قابل ملاحظه اي يافته است. به عنوان مثال، تعداد مصرف كنندگان مواد مخدر در امريكا در سال 1990، نسبت به سال 1985 به نصف تقليل يافته است،*كه اين تغيير مديون فعاليت*هاي پيشگيري از اعتياد بود ه است.

    لغت «پيشگيري» يعني جلوگيري از وقوع يك اتفاق، از نظر بهداشتي، پيشگيري عبارت است از مداخله اي مثبت و انديشمندانه براي مقابله با شرايط مضر قبل از اينكه منجر به اختلال يا ناتواني شود.

    هدف از پيشگيري اوليه پيشگيري از شروع اختلال است كه منجر به كاهش ميزان بروز (Incidence) ودرنتيجه،كاهش ميزان شيوع (Prevalence) مي*گردد.

    روش*هاي پيشگيري اوليه عبارتند از:

    1- از بين بردن علل

    2- كاهش عوامل مخاطره آميز

    3- افزايش مقاومت فرد

    4- جلوگيري از سرايت بيماري
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  14. #44
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    خانوادهونوجوان

    برخورد با نوجوانان و جوانان خجالتی یا منزوی

    از بین دانش*آموزان و دانشجویانی که در کلاس*های درس (در مقایسه با همکلاسی*هایشان) بی*جنب و جوش می*باشند، تعداد زیادی از لحاظ اجتماعی و تحصیلی سازگار ولی تا حدودی ساکت و تمایل به کار مستقل دارند...



    از بین دانش*آموزان و دانشجویانی که در کلاس*های درس (در مقایسه با همکلاسی*هایشان) بی*جنب و جوش می*باشند، تعداد زیادی از لحاظ اجتماعی و تحصیلی سازگار ولی تا حدودی ساکت و تمایل به کار مستقل دارند. تعدادی از آنها با درجات متفاوت بصورت مشکل*ساز خجالتی و یا گوشه*گیر می*باشند و تعداد کمی نیز ممکن است در آستانه اسکیزوفرنی قرار گرفته باشند.
    این چکیده به افرادی که وضعیتی بین این دو حالت دارند و به طور معمول به عنوان خجالتی(کم*رو، فاقد اعتماد به نفس و مضطرب) یا گوشه*گیر(بی*تفاوت،کم*حرف ، خیال*پرداز) معرفی می*شوند، توجه دارد. زمانی*که توقعات اجتماعی جدید یا مبهم می*باشد،کمی خجالت، طبیعی به نظر می*رسد.
    اگر خجالت صرفاً از حالت موقعیتی خارج شود و به صورت رفتاری درآید، بطوری*که فرد به عنوان فرد خجالتی شناخته شود به تدریج مشکل*ساز خواهد شد.
    اگر این خصلت در شخص شکل گیرد، درآن صورت احتمالاً حالت عمومی و کلی خجالت نهادینه می*شود و کم*کم شامل این علائم خواهد شد: بی*تفاوتی نسبت به حضور در موقعیت*های اجتماعی، ناراحتی و کم*رویی در حضور دیگران، دلواپسی شدید و افزایش خودپنداری اجتماعی منفی (هینگ۱۹۸۷، تامسن ورادلف۱۹۹۲).

    انواع و علل خجالت و گوشه*گیری در کلاس درس

    علائم خجالت یا گوشه*گیری ممکن است به عنوان قسمتی از شخصیت کلی دانش*آموز یا دانشجو و یا واکنش موقعیتی خاص به یک عامل استرس*زا ظاهر شود. افراد در موقعیت*های اجتماعی که باعث می*شود آنها احساس کنند که از لحاظ روانی بی*پشتیبان و متفاوت از سایرین می*باشند مستعد کم*رویی هستند.
    سایر انواع کم*رویی*های اجتماعی ممکن است از تجربیات خاص و یا عوامل محیطی ناشی شود. بعضی از نوجوانان بخاطر این*که والدین با آنها به گفتگو نمی*پردازند و از ابتدا به کلام آنها پاسخ مثبت نمی*دهند و حتی فرصت زیادی برای تعامل و ارتباط با همکلاسی*هایشان ندارند، به مهارت*های کلاسی کارآمد و مؤثر دست پیدا نمی*کنند.
    این حالت تا حدودی دلیل بر کم*رویی*های مشاهده شده در مهد کودک*ها و پایه*های اول می*باشد. بچه*هایی که برای اولین بار وارد مدرسه می*شوند، احتمالاً ترس از مدرسه دارند (معمولاً ترس آنها از افراد ناشناس و یا عدم تمایل به جدا شدن از والدین می*باشد و واکنش منفی خاص به معلم یا مدرسه ندارند). نگرانی اجتماعی می*تواند به عنوان واکنشی پایدار به شکست*های همیشگی، بدرفتاری و یا پذیرفته نشدن توسط بزرگسالان و همکلاسی*ها بوجود آید.
    بعضی از افراد ممکن است سازگاری گروهی خوبی با همکلاسی*ها و تعامل اجتماعی با معلم از خود نشان دهند اما هنگامی*که از آنها خواسته می*شود که به سؤالات درسی پاسخ دهند، در جمع فعالیتی را انجام دهند و مشارکت در فعالیتی داشته باشند که آنها را ارزیابی می*نمایند، از برقراری ارتباط ترس دارند. بالاخره بسیاری از اینها حداقل زمانی*که محل تحصیل یا کلاسشان را تغییر می*دهند، دچار مشکلات سازگاری اجتماعی موقت می*شوند.

    راهکارهای پیشنهادی برای برخورد با محصلان خجالتی یا گوشه*گیر

    مشارکت همکلاسی*ها، دخالت مدرسان و سایر اقدامات روانشناسی از جمله راهکارهای برخورد با افراد منزوی و خجالتی می*باشد.

    مشارکت همکلاسی*ها

    تعدادی از مؤلفان مشارکت همکلاسی*ها را جهت حل مشکل کم*رویی و گوشه*گیری محصلان پیشنهاد می*نمایند(مراجعه به روزنبرگ و همکاران۱۹۹۲). این راهکار شامل این موارد می*باشد: درگیر کردن افراد خجالتی در برنامه آموزشی انفرادی، ایجاد فرصت برای آنها جهت شرکت در برنامه*های گروهی، مشارکت دادن همکلاسی*ها به عنوان همکار به منظور تشویق به صحبت کردن دانش*آموزان گوشه*گیر، مشارکت دادن آنها در گروه*های کوچک و فعالیت*های کلاسی گروهی.

    دخالت معلمان

    بروفی (۱۹۹۵) به تحقیق و بررسی معلمان کارآمد پرداخته است تا متوجه شود آنها چگونه با دانش*آموزان خجالتی برخورد می*نمایند. از متداول*ترین راهکارها عبارت بودند از:
    ۱) تغییر محیط اجتماعی(برای مثال نشاندن آنان در بین همکلاسی*های صمیمی، یا موظف کردن همکلاسی*ها و گروه*های کوچک به همکاری با آنان)
    ۲) تشویق*کردن به پاسخ*گویی بیشتر
    ۳) کاهش استرس یا خجالت
    ۴) مشارکت دادن فرد خجالتی در فعالیت*های خاص ۵- مشارکت دادن آنان در گفتگوهای خصوصی دائمی.
    بوضوح صرف نظر از این واکنش*ها توسط معلمان به تشویق و تنبیه مورد تأکید قرار می*گیرد.

    سایر اقدامات:

    نظرات بلانکو و بگالی (از روانشناسان آموزشگاهی) برای برخورد با خجالت و گوشه*گیری عمومی افراد تحت آموزش، بیشتر مباحث مطرح شده را تأیید می*نماید. آنها پیشنهاد می*کنند که افراد را تشویق به پیوستن به گروه*های داوطلبانه یا سازمان*های تفریحی خارج از آموزشگاه نمائید، آنها را مداوم در گروه*های کوچک مشارکت دهید (تعامل گروهی با همکلاسی*ها)، از آنها به عنوان مربی خصوصی برای همکلاسی*ها استفاده نمائید، اولویت*های آنها را در انتخاب همکلاسی*ها شناسایی نمائید و آنها را نزدیک همان همکلاسی*های مورد علاقه*شان بنشانید، آنها را راهنمایی، نه مجبور به ارتباط نمائید، از قرار دادن آنها در محیطی که وحشتناک و مضطرب*کننده است، بپرهیزید، به آنها نقش*های پیام*رسانی و سایر فعالیت*هایی که نیاز به ارتباط دارد، محول نمائید.
    محققان پیشنهاد می*کنند که افرادی را که از علائم گوشه*گیری آنها، خیال*پردازی شدید می*باشد، دائماً دعوت به صحبت نمائید و نزدیک آنها بایستید تا از توجه آنها به شما اطمینان پیدا کنید. مطمئن شوید که آنها با موفقیت تکالیف*شان را در ابتدای زمان کاری شروع نموده*اند و از سرزنش کردن آنها بخاطر خیال*پردازی*شان اجتناب نمائید.
    بر توجه و مشارکت تأکید نمائید و همکلاسی*های آنان را موظف کنید که با آنها کار کنند و آنها را درگیر کار نمایند. راهکارهای خاص مدرسان برای برخورد با افراد تحت تعلم خجالتی و منزوی که توسط چندین محقق (هنیگ۱۹۸۷، مکینتیر۱۹۸۹، تاسون ورادلف۱۹۹۲، بروفی۱۹۹۵) در دو دهه گذشته پیشنهاد شده است به قرار ذیل می*باشد:
    ـ از لیست یا پرسشنامه علائق، جهت تشخیص علائق نوجوانان خجالتی استفاده نمائید، سپس با توجه به آن علائق اساس و مبنای مکالمات و فعالیت*های یادگیری*تان را مشخص نمائید. کارهای هنری و یا سایر تکالیف و فعالیت*های آنان را در کلاس برای دیگران به نمایش بگذارید.
    ـ آنها را همکار همکلاسی که شناخته شده هستند و در تعامل مداوم با سایر همکلاسی*ها می*باشند، بنمائید.
    ـ در صورتی*که این فرد مستعد خیال*پردازی می*باشد، دائماً آنها را کنترل نمائید.
    برای رسیدن افراد خجالتی به اهداف توسعه اجتماعی به آنها از طریق فراهم کردن آموزش*هایی در زمینه اظهار نظر کردن، شروع تعامل با همکلاسی*ها و سایر مهارت*های اجتماعی کمک نمائید.
    ـ برای پیشرفت بینش اجتماعی آنان اطلاعات لازم را فراهم نمائید(برای مثال توضیح دهید که دانش*آموزان جدید غالباً در ابتدا در دوست*یابی با مشکلاتی روبرو می*شوند و یا این*که مسخره کردن لزوماً به این معنا نیست که آنها شما را دوست ندارند). روش*هایی برای شروع ارتباط فعال با همکلاسی*ها و یا پاسخ بهتر در شروع ارتباط با آنها ارائه دهید.
    ـ به آنها نقش مشخصی بدهید تا مکلف به انجام کاری شوند و آنها را مجبور نمایید تا با سایرین در موقعیت*های اجتماعی تعامل نمایند. در غیر این صورت خجالتی خواهند شد و از گروه فاصله خواهند گرفت.
    ـ به آنها برای ارتباط با دیگران به آموزش محاوره*های اجتماعی که در ابتدای مکالمات مورد استفاده قرار می*گیرد، بپردازید و با آنها شخصاً یا تلفنی بالاخص بصورت درخواست*های مصرانه همانند "می*توانم من هم بازی کنم" صحبت نمائید.
    ـ برای صحبت کردن با آنها هر روز و حتی برای چند دقیقه وقت بگذارید. به دقت به حرف*های آنها گوش دهید و به طور خاص به آنچه آنها بیان می*کنند، پاسخ دهید.
    ـ بچه*های خجالتی ممکن است در زمینه مهارت*های اجتماعی نیاز به آموزش مستقیم داشته باشند. این آموزش شامل مهارت*هایی است که در برنامه*های آموزشی مهارت*های اجتماعی مختلف افراد گنجانده می*شود. برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با چنین برنامه*ای که شامل همکاری بین مدرسان و والدین می*باشد (به شرایدان کراتچویل و الیوت،۱۹۹۰مراجعه نمائید).

    نتیجه گیری:

    مدرسان ممکن است از طریق بکارگیری راهکارهایی که اجرای آن نسبتاً آسان است و مطابق با نقش اصلی آنان به عنوان یک معلم کارآمد می*باشد، بتوانند به افراد خجالتی و کم*رو کمک نمایند.
    ▪ راهکارها شامل این موارد می*باشد:
    پشتیبانی، تشویق، ایجاد فرصت برای بالا بردن اعتماد به نفس و آرامش در کلاس برای افراد کم*رو و گوشه*گیر، نظارت دقیق*تر، ارتباط غیرکلامی بهتر، برنامه*ریزی محیطی و پیشنهادها یا درخواست*های سازنده برای ایجاد تمرکز بیشتر دانش*پذیران مستعد گوشه*گیری و یا خیال*پردازی می*باشند. به نظر، تعداد زیادی از معلمان درک و بینش ذاتی از نیازهای دانش*آموزان خجالتی یا گوشه*گیر دارند اما تعدادی نیز می*توانند این نیازها را از طریق بکارگیری منظم اصول و راهکارهای ارائه شده، بسیار بهتر برآورده نمایند.
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
  15. #45
    booye_baroon
    کوچولو رسمی
    کوچولو پرتلاش برای فعال شدن

    تاریخ عضویت
    January 2008
    محل سکونت
    India
    نوشته ها
    399
    0
    24

    پیش فرض

    خانوادهونوجوان

    روشهای افزایش رفتار مطلوب در دانش آموزان

    گاه دیده می*شود که دانش آموزی از عهده انجام کاری برمی*آید اما آن کار را به دفعات لازم انجام نمی*دهد. مثلا سلام کردن را یاد گرفته است اما به ندرت به افراد بزرگتر از خود سلام می*کند یا می*تواند تکالیفش را انجام دهد اما در این کار سستی نشان می*دهد. در این گونه موارد با استفاده از روشهای افزایش رفتار می*توان رفتار دلخواه را در او افزایش داد.

    روش تقویت مثبت برای افزایش رفتارهای مطلوب

    روش تقویت مثبت تقریبا همان روش متداول پاداش است که همه معلمان با آن آشنا هستند و غالبا آن را مورد استفاده قرار می*دهند. با این حال بین پاداش و تقویت مثبت اندک تفاوتی وجود دارد که روان شناسان را بر آن داشته است تا به جای پاداش از اصطلاح دقیق*تر تقویت مثبت استفاده کنند. در پاداش دادن افراد هدف ما بطور عمده قدردانی و سپاسگذاری از اعمال گذشته آنهاست و گرچه پاداش یک رفتار معمولا به تکرار آن می*انجامد هدف ما از پاداش دادن رفتار ضرورتا تکرار آن رفتار در آینده نیست.

    اما در تقویت مثبت هدف الزاما تکرار رفتار است یعنی اگر پس از تقویت یک رفتار احتمال وقوع آن رفتار در شرایط همسان آتی افزایش نیابد گفته می*شود که تقویت صورت نگرفته است. تقویت مثبت بهترین و موثرترین روش افزایش رفتار است . فرایندی که در آن ارائه تقویت کننده مثبت بعد از رفتار منجر به نیرومند شدن آن رفتار می*شود. وقتی معلم تصمیم می*گیرد هر وقت دانش آموزان موقع ورود به کلاس به او سلام کنند با لبخند زدن به هنگام جواب دادن به سلام آنها رفتار سلام کردن آنها را تقویت کند در واقع از تقویت مثبت استفاده می*کند.

    اصول تقویت مثبت

    اصل اول
    از تقویت کننده مناسب استفاده کنید. تقویت کننده*های مختلف بر افراد مختلف تاثیرات متفاوتی دارند. همچنین تاثیر یک تقویت کننده واحد بر یک فرد معین در شرایط مختلف متفاوت است. بنابراین لازم است در استفاده از تقویت کننده*ها در شرایط گوناگون و با افراد مختلف این نکته به خوبی مورد توجه قرار گیرد.

    اصل دوم
    فوریت تقویت یک عامل مهم است. تقویت فوری اثر بخشی بیشتری از تقویت همراه با تاخیر دارد و گاه تقویتی که با تاخیر انجام شده هیچ فایده*ای ندارد. معلم باید بلافاصله پس از انجام رفتار مطلب از سوی دانش آموزان آن رفتار را تقویت کند و فاصله بین تقویت و رفتار را به حداقل برساند.

    اصل سوم
    مقدار تقویت را توصیه می*کند. دانش آموزان اگر ببینند معلمی همیشه و در هر مورد با دلیل و بی*دلیل همه را مورد تشویق و تمجید قرار می*دهد رفتار تقویت کننده او نسبت به دانش آموزان اثر تقویتی*اش را از دست می*دهد بنابراین لازم است مقدار و میزان مناسب تقویت رعایت گردد.

    اصل چهارم
    توصیه می*کند که از موقعیتها و تقویت کننده*های تازه*تر استفاده شود. افراد موقعیتهای جدید یادگیری و انجام فعالیتهای تازه را به موقعیتها و فعالیتهای تکراری ترجیح می*دهند. بنابراین معلمان باید بکوشند تا در آموزش و افزایش رفتارهای مطلوب روشها و فنون گوناگون را بکار برند تا دانش آموزان مرتبا خود را در شرایط تقویتی حس کنند. همچنین بهتر است معلمان سعی کنند تا از روشهای تقویتی متنوع استفاده کنند و برای مدتی طولانی از یک تقویت کننده بطور تکراری استفاده نمایند.

    روش تقویت منفی برای افزایش رفتارهای مطلوب
    تقویت منفی نیز سبب افزایش رفتار می*شود. تفاوت این روش با تقویت مثبت در آن است که در تقویت مثبت ارائه یک تقویت کننده مثبت مثل یک جایزه ، یک آفرین و ... رفتار مطلوب را نیرومند می*سازد. در حالی که در تقویت منفی حذف یک عامل منفی یا فرار از آن منجر به نیرومندی رفتار می*شود. نام دیگر تقویت کننده منفی محرک آزارنده است زیرا حضور آن در موقعیت موجب آزار فرد می*شود و لذا حذف آن از موقعیت یا به تعویق افتادن آن سبب تقویت رفتاری از فرد می*شود که به حذف یا به تعویق افتادن آن منجر شده است.

    تقویت منفی مانند تقویت مثبت از پدیده*های معمولی زندگی روزانه است. کودکی که تازه راه رفتن را آموخته است اگر هنگام راه رفتن قدم اشتباهی بردارد زمین خواهد خورد و بخصوص از بدنش درد خواهد گرفت و بعد برای احتراز از زمین خوردن خواهد کوشید تا از انجام حرکت غلط جلوگیری به عمل آورد. در کلاس درس معلم ممکن است با تهدید کردن دانش آموز به گرفتن نمره کم و مردود شدن در امتحان آنها را به درس خواندن وا دارد و رفتار درس خواندن را در آنها تقویت کند.
    ◊◊◊ تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست؟ در جوابم اینچنین گفت و گریست: لیلی و مجنون همه افسانه اند عشق تفسیری ز زهرا و علیست◊◊◊
صفحه 3 از 31 نخست 123456781323 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 452

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •