ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 46 نخست 12345671222 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 682
  1. #16
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,816

    پیش فرض

    از همسرتان پاسخ های نیش دار و کنایه دار می شنوید ؟

    معمولاً وقتی برای رفتن به شهرهای مختلف سوار هواپیما می*شوم، کسی که بغل دستم می*نشیند کارم را سوال می*کند. وقتی می*گویم که مدیریت برنامه*های تقویت زندگی *زناشویی در دینامیک خانواده را بر عهده دارم، معمولاً سوالاتی درمورد ازدواج از من می*پرسند. در آخر ،این مکالمه به نقش گفتگو در ازدواح ختم می*شود. در این مواقع معمولاً سوال می*کنند که به نظرم جنبه*های حیاتی یک گفتگوی خوب چیست و درواقع ارتباط و گفتگوی بد چه گفتگویی است. من هم 5 جزء اصلی یک رابطه و گفتگوی خوب را اینطور توصیف می*کنم:



    گفتگوی خوب در ازدواج توام با احترام است

    طعنه و کنایه، عبارات و حرف های انتقادی و قضاوت* کننده و اتهامی جزء گفتگوی عاری از احترام است. می*توان گفت رابطه و گفتگوی خوب رابطه* ای است که این بی*احترامی *ها را در خود نداشته باشد. این یعنی گفتگوی خوب کیفی است. کافی است به زوج*هایی که با هم حرف می*زنند توجه کنید. آیا در جواب عبارات و اظهارنظرهای صادقانه، پاسخ*هایی نیش و کنایه*دار می*شنوید؟ آیا می*شنوید که یکی از طرفین دیگری را بخاطر مدل حرف زدن مسخره می*کند؟ آیا می*شنوید که یکی از زوج *ها انتخاب*ها و تصمیمات دیگری را نقد می*کند؟ آیا در جواب افکار صادقانه یک طرف، می*بینید که طرف دیگر چشم گرد می*کند؟ حالا طریقه حرف زدن خودتان با همسرتان را بررسی کنید. آیا رابطه و گفتگوهای شما محترمانه است یا به هم بی*احترامی می*کنید؟




    گفتگوی خوب در ازدواج کمّی است

    بیشتر زوج*ها کمتر از 15 دقیقه در هفته با هم یک گفتگوی جدی و معقول دارند. خانواده *هایی که در آن هم مرد و هم زن کار می*کنند سعی می*کنند فرزندان را تشویق کنند در هر فعالیت تفریحی شرکت کنند و همین باعث می*شود آن مشکل دیرتر نمود پیدا کند. مشکل لاینحل نیست اما می*توان از انجام همزمان چند کار فایده برد.
    گفتگوی خوب می*تواند موقع شرکت در فعالیت*های دیگر هم اتفاق بیفتد. موقع راه *رفتن، کار کردن در خانه، تماشای تلویزیون، جلسات خانوادگی یا وقتی کنار هم در ماشین نشسته *اید با هم حرف بزنید.




    گفتگوی خوب در ازدواح یک ارتباط دوجانبه است

    درست مثل حرف زدن توام با احترام در یک گفتگوی خوب، گوش دادن توام با احترام هم ضروری است. ارتباط بد زمانی شروع می*شود که یک زوج عنان گفتگو را در دست می*گیرد اما شنونده هم می*تواند موجب بد شدن گفتگو شود. فقدان ارتباط بصری، اشارات منفی صورت و زبان و بدن ضعیف هم می*تواند موجب شود ارتباط خوب صورت نگیرد.
    به زوجی که در فرودگاه یا فروشگاه با هم حرف می*زنند خوب نگاه کنید. آیا یکی از آنها بر گفتگو تسلط دارد؟ آیا وقتی همسرش سعی می*کند چند کلامی برای دفاع از خود یا ابراز نظراتش بگوید، صحبتش را قطع می*کند؟ آیا فرد مسلط بر گفتگو حاضر به شنیدن حرف های طرف مقابل خود نیست؟ اگر اینطور است، این گفتگو یک رابطه متقابل نیست و جزء بدترین گفتگوهاست.




    گفتگوی خوب در ازدواج بینش بیشتری طلب می*کند

    مهم نیست که یک حرف چقدر خوب بیان شود، بیشتر شنونده* ها نمی*توانند مفهوم و منظور واقعی و کامل گوینده را دریافت کنند. تنها راه غلبه بر سوء تفاهمات در گفتگوها این است که سوال بپرسید. اما برای داشتن یک گفتگوی خوب این سوالات باید در کمال احترام و محتاطانه پرسیده شود.
    پاسخ*هایی مثل، "این احمقانه*ترین چیزی است که تا بحال شنیده*ام، منظورت این نیست که...؟" به دنبال منظور واقعی گوینده است اما درکمال بی *ادبی این کار را می*کند. از طرف دیگر، یک عبارت مقدمه قبل از سوال مثل، "ببخشید که نتوانستم متوجه منظورت شوم، میشه کمی بیشتر درمورد منظورت توضیح دهی"، با ادب و احترام کامل به دنبال منظور گوینده است.




    گفتگوی خوب در ازدواح صادقانه است

    هر زوجی که می*فهمد همسرش درمورد چیزی به او دروغ گفته است، از آن به بعد هر وقت مشکلی پیش می*آید نمی*داند که همسرش با او صادق است یا نه. متاسفانه دروغگویی اثرات طولانی مدتی در رابطه دارد. صداقت فقط به معنای پرهیز از دروغ نیست. صداقت به این معنا است که از پنهان کردن چیزی که همسرمان حق دانستنش را دارد خودداری کنیم. چرا اینکار را می*کنیم؟ معمولاً یا از قضاوت او واهمه داریم و یا می*ترسیم که احساسات او را جریحه*دار کنیم.


    در یک گفتگوی خوب در ازدواج جای پنهان*کاری و تغییر واقعیات از همدیگر نیست. البته صداقت در گفتگو لزوماً به معنای خشونت نیست. صداقت باید توام با احترام باشد.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  2. #17
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    توصیه ها و راهکارهای عملی تقویت حافظه





    آیا اخیرا فراموش می کنید دسته کلید خود را کجا گذاشته اید؟ داخل اتاق می شوید بدون اینکه بدانید برای چه کاری به آن سمت میروید؟
    آیا بعد از ریختن چای در استکان قوری را در یخچال می گذارید ؟ شماره تلفنمنزل خود را فراموش می کنید؟
    نگران نباشید! متخصصان معتقدند که استرس های روزمره تا حدی مغز انسان را تحت تاثیر قرار می دهندکه کم حافظگی را به وجود می آورد.



    روانشناسان در این زمینه تو صیه می کنند که:
    ١. موزبهترین دوست حافظه : ویتامین b بهترین تغذیه حافظه است و موز دارای اینمنبع غنی میباشد.
    ٢. مهربانی با خویشتن : انجام کارهای موردعلاقه مانند خریدن یک شاخه گل , کتاب رمان, ملاقات دوستان قدیمی و ........ باعثافزایش ترشح هورمون " دوپامین " می شود که احساس خوبی را در فرد به وجود می آورد واین افزایش تاثیر مثبتی بر سلسله اعصاب و آن بخش از مغز که مسوول حافظه استمیگذارد.
    ٣. قدم بزیند : زنان یا مردانی که به طور مرتب قدممی زنند بسیار کمتر دچار فراموشی میشوند . چرا؟ تحقیقات نشان
    داده است که فعالیت ,ارتباط مغزی را در بخشی که ذهن مسوول حافظه است گسترش می دهد.
    ٤. غذایسس دار نخورید :بر اساس تحقیقات انجام شده برروی عادت غذایی بیش از ٨هزار نفر , استفاده از این نوع سس ها و غذاهای سویا دارباعث کاهش قدرت حافظه میشود. علت آن است که یک ماده شیمیایی موجود در این نوع سس ها و سویا که گفته می شودضد سرطان و بیماری قلبی است دقیقا عکس این خواص را با خود دارد. با این حال یک بارخوردن آن در هفته چندان مشکلی ندارد!
    ٥. خواب به موقع : یکاستراحت خوب مغز می تواند اطلاعات بشتر و بهتری را به حافظه شما باز گرداند تا مغزیکه تمام روز را بدون استراحت گذرانده باشد .
    ٦. بیشتر به خودتان برسید : تحقیقات نشان می دهد افرادی که رژیم های غذایی بسیار کم کالری در برنامهروزانه خود دارند نه تنها پروسه اطلاع رسانی را بسیار کند انجام می دهد بلکه ازدیگر افراد هم سن و سال خود که این رژیم را ندارند نیز کمتر قادر به استفاده ازحافظه خود می باشند.
    لذا به فکر خود باشید و رژیم های غیر موجه را فراموش کنید.
    ٧. چای گیاهی بنوشید : آهن برای عملکرد صحیح حافظه ضروری استو نوشیدنی های کافئین دار به علت دارا بودن موادی به نام " تانن " (اسید تانیک) که٧٥درصد آهن موجود در بدن را از بین می برند.
    ٨. خوردن قند و شکرمصنوعی را کاهش دهید :این امر ممکن است در کاهش وزن به شما کمک کند امانوشیدن بیش از یک یا دو نوشیدنی رژیمی در طول روز حافظه دراز مدت شما را تخریب میکند . خوشبختانه تاثیرات منفی این مسئله دائمی نیست و شما به راحتی می توانید باقطع مصرف شیرینی های مصنوعی مجددا حافظه خود را اصلاح کنید




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  3. #18
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,228
    10,651
    26,319

    پیش فرض

    از روانشناسی رنگها چه میدانید؟


    در سال ۱۶۶۶، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ*های قابل رؤیت تجزیه می*شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ*های دیگر نیست.
    آزمایش*های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می*توان رنگ*های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می*آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می*گویند. بعضی از رنگ*ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می*کنند و نور سفید می*سازند. این رنگ*ها را نیز رنگ*های مکمّل می*نامند.




    تاثیرات رنگ*ها از نظر روان*شناسی
    با وجودی که اثر رنگ*ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می*کند امّا برخی از تاثیرات رنگ*ها دارای معنی یگانه*ای در سراسر جهان هستند. رنگ*هایی که در طیف رنگ*ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ*های گرم شناخته می*شوند که این دامنه*اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.
    رنگ*هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ*های سرد نامیده می*شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ*ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی*تفاوتی را به ذهن آورند.

    روان*شناسی رنگ*ها به عنوان روش درمان
    در برخی از فرهنگ*های قدیمی، از جمله مصری*ها و چینی*ها، از رنگ*ها برای درمان استفاده می*شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می*شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می*گیرد.
    در این روش:
    • از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می*شود.
    • از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می*شود.
    • از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می*شود.
    • از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می*شود.
    • از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی*های پوستی استفاده می*شود.
    اغلب روان*شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می*نگرند و می*گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ*ها اغراق شده و رنگ*ها در فرهنگ*های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش*ها نشان داده*اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ*ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن*ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن*ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.

    روان*شناسی رنگ*های مختلف

    ۱- روان*شناسی رنگ سیاه
    • سیاه تمام نورها در طیف رنگ*ها را جذب می*کند.
    • سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می*گیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می*شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت*های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می*شود.
    • رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ*ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می*گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنس ی و رسمی بودن است.
    • در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
    • رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش*های مد مورد استفاده قرار می*گیرد.

    ۲- روان*شناسی رنگ سفید
    • رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
    • رنگ سفید می*تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
    • رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان*ها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می*کنند.

    ۳- روان*شناسی رنگ قرمز
    • رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
    • رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
    • رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
    • رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.

    ۴- روان*شناسی رنگ آبی
    • آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
    • رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می*آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
    • رنگ آبی، می*تواند احساس غم، درون*گرایی یا گوشه*گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
    • رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می*گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق*های آبی کارآیی بیشتری دارند.
    • رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ*هاست امّا یکی از رنگ*هایی است که کمترین اشتها را بر می*انگیزد. در برخی از برنامه*های کاهش وزن توصیه می*شود که غذای خود را در بشقاب*های آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی*ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته می*شود.
    • رنگ آبی می*تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.

    ۵- روان*شناسی رنگ سبز
    • رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
    • رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
    • پژوهشگران دریافته*اند که رنگ سبز می*تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش*آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می*توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
    • رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می*رفته است.
    • از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می*شود.
    • رنگ سبز باعث کاهش استرس می*شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می*کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می*شوند.

    ۶- روان*شناسی رنگ زرد
    • رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
    • رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می*کند، بیشتر از بقیه رنگ*ها چشم را خسته می*کند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می*تواند باعث چشم درد یا در حالت*های خاص از دست دادن بینایی گردد.
    • رنگ زرد می*تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می*شود اما بیشتر مردم در اتاق*های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می*دهند و بچه ها نیز در اتاق*های زرد رنگ بیشتر گریه می*کنند.
    • رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می*گردد.
    • چون رنگ زرد، از بقیه رنگ*ها زودتر دیده می*شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می*گیرد.

    ۷- روان*شناسی رنگ ارغوانی
    • رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
    • رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
    • رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.

    ۸- روان*شناسی رنگ قهوه*ای
    • رنگ قهوه*ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان*پذیری است.
    • رنگ قهوه*ای همچنین می*تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
    • رنگ قهوه*ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می*آورد.
    • رنگ قهوه*ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می*تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.

    ۹- روان*شناسی رنگ نارنجی
    • رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی*زا در نظر گرفته می*شود.
    • رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می*آورد.
    • رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می*گیرد.

    ۱۰- روان*شناسی رنگ صورتی
    • رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
    • رنگ صورتی اثر آرام*بخشی دارد. در ورزشگاه*ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می*کنند تا بازیکنان آن*ها کم انرژی و منفعل شوند.
    • با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته*اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می*آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان*ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.

    چگونه زیباتر به نظر برسیم؟
    شاید براى شما اتفاق افتاده باشد که دوستتان در حالى که پیراهنى صورتى به تن کرده توسط اطرافیان مورد تحسین، تمجید و توجه فراوان قرارگرفته باشد. شما نیز به طبع او پیراهنى به همان رنگ تهیه کرده و به تن مى کنید. اما علاوه براینکه کسى شما را تحسین نمى کند مورد تمسخر و ریشخند دوستانتان قرارمى گیرد. اگر مى خواهید بدانید که چرا آن پیراهن صورتى مناسب شما نبوده و اینکه اصلاً مى توانید لباسهاى رنگ روشن بپوشید یا نه. این مقاله را بخوانید.

    پوستهاى تیره:
    افرادى که تیره پوست هستند معمولاً داراى چشمان و موهاى مشکى یا قهوه اى تیره اند. این افراد باید لباسى را انتخاب کنند که با رنگهاى تیره مغایرت داشته باشد. این مغایرت چهره را از یکنواختى بیرون آورده و باعث جذابیت بیشتر آنان مى گردد.
    رنگهاى مناسب این گروه عبارتند از: صورتى، سفید، خاکى، آبى ملایم طوسى روشن.
    رنگهاى نامناسب افرادى که پوستشان تیره است نیز:مشکى، قهوه اى تیره، فیروزه اى، سبزشمعى، قرمز تیره است.

    اگر جزو این دسته افراد هستید از پوشیدن لباس با رنگهاى گرم و تیره خوددارى کنید. از آنجایى که رنگ مشکى و آبى تیره معمولاً به عنوان لباس رسمى کار در نظر گرفته شده و نمى توان به طور کامل آن را کنار گذاشت، لذا سعى کنید به کارگیرى آنها را به حداقل رسانده و فقط در صورت لزوم از آنها استفاده نمایید.

    پوستهاى معمولى (نه تیره و نه روشن):
    افرادى که داراى چنین رنگ پوستى هستند مى توانند تقریباً از هر رنگ لباس استفاده کنند. از آنجا که هر دو رنگ روشن و تیره مى تواند با اینگونه رنگ پوست مغایرت داشته باشد، بنابراین از هر دو طیف رنگ مى توان استفاده کرد ولى بهتر است براى جذابیت بیشتر پیراهن را هماهنگ با رنگ چشم انتخاب کرد.

    رنگهاى مناسب این گروه عبارتند از: بژ، آبى، سورمه اى، گندمى، مشکى، صورتى رنگهاى نامناسب نیز: مغزپسته اى، بنفش، قهوه اى تیره، قرمز است.
    تنهارنگهایى را که در این گروه اصلاً نباید به کار برد، رنگهاى نزدیک به رنگ پوست است. براى مثال اگر رنگ پوست شما زیتونى است، از پوشیدن لباس زیتونى یا قهوه اى خوددارى کنید.

    پوستهاى روشن:
    اینگونه افراد معمولاً موهایى بلوند و روشن داشته و رنگ چشم آنها سبز، آبى، طوسى یا قهوه اى روشن است. رنگى مناسب این گروه است که با رنگ پوست تضاد داشته باشد.
    رنگهاى مناسب این گروه شامل: آبى ملایم، قهوه اى، بژ، آبى سیر، هر رنگى غیرسفید مى شود.رنگهاى نامناسب نیز: قرمز، صورتى، نارنجى، زرد، ارغوانى است.در این گروه باید به طور کلى از رنگهاى خشن و روشن استفاده نموده تا تضاد کافى با رنگ پوست به وجود آید. بکارگیرى رنگهاى گرم به هیچ عنوان توصیه نمى شود.


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  4. #19
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    100 خصوصیت انسانهای موفق

    تمامی افراد موفق جهان؛ به نوعی در رفتار با هم مشترك هستند. شما گاهی فكر می*كنید كه مثلا اخلاق این شخص چقدر شبیه خودم و یا فلان شخص است.


    1- بخداوند ایمان دارند و معتقدند كه ایمان مبنای همه اعجازهاست و پادزهر شكست و در همه حال شاكر خداوند هستند.

    2- دارای اهداف مشخص هستند.

    3- همیشه در پی فرصت های مناسب هستند.

    4- دارای روحیه مداومت و پشتكار هستند.

    5- در اثر بروز مشكلات متوقف نمیشوند.

    ۴- با متخصص مشورت مینمایند.

    7- تسلیم مشكلات نمیشوند و سخت كوش هستند.

    8- در مقابل جواب نه ، تسلیم نمی شوند.

    9- از غیر ممكن حرف نمی زنند.

    10- می دانند كه چه می خواهند.

    11- حاكم بر سرنوشت خود هستند.

    12- محدودیت های ذهنشان را ؛ معیار سنجش نمیدانند.

    13- دارای اشتیاق سوزان جهت رسیدن به هدف هستند.

    14- در پی رسیدن به هدف خود ؛ راه بازگشتی را قرار نمیدهند ؛ شاید راه را عوض كنند ولی هدف را هرگز.

    15- به رویا های خود جامه عمل میپوشانند ؛ و اجازه بی احترامی را نمیدهند.

    16- به گفته های بیجای ؛ این و آن آنچنان توجه نمیكنند.

    17- در لحظات بحرانی ؛ بدنبال نقطه عطف موفقیت هستند.

    18- ذهنشان در شرایط باور است.

    19- خوب گوش میدهند و راهكارهای مناسب را پیدا میكنند.

    20- عقیده دارند كه « هرگز » زمان طولانی است.

    21- معتقد هستند كه با ایمان به خود ؛ هرشخصی از ذلت به قدرت میرسد.

    22- عوامل ناخوشایند را از ذهن خود دور نگهمیدارند.

    23- از نیروی دیگران نیز استفاده میكنند ؛ با شرایط منصفانه.

    24- دیگران را تشویق میكنند و مورد احترام و عشق و محبت و تقدیر و یاری ؛ قرار میدهند.

    25- از حسادت و خود خواهی به دور هستند.

    26- از اظهار نظر خود ؛ ترسی ندارند.

    27- عاشق رشد و اوج هستند.

    28- پیروز میشوند چون باور دارند.

    29- اشخاصی با احساس و هیجانی هستند كه خوب خود را كنترل میكنند.

    30- معتقد هستند در قبال هیچ ، نصیب هیچ است.

    31- در ابتدای كار حساب میكنند كه ؛ پاداش كار به تلاشش می ارزد ؟.

    32- ریسك میكنند و منتظر برنامه قطعی و 100% نیستند و زیاد به استدلال اعتماد نمیكنند و معتقد هستند كه ذهن نیمه هشیارشان ؛ نقشه را طراحی میكند.

    33- ارباب خویشتن هستند و مسلط بر خود.

    34- معتقدند كه تمامی موفقان و قهرمانان جهان ؛ روزی شكست خورده بودند.

    35- میدانند كه جواب سوالات خود را ؛ از كجا تهیه كنند.

    36- میتوانند یك گروه متخصص مورد نیاز را دور هم جمع كنند.

    37- موفقیت را یك عادت میدانند.

    38- با كسانی همكاری میكنند كه با سختی ها كنار نمیایند.

    39- ذهن خود را ماهیچه میدانند و مانند یك ورزشكار تمرین میكنند تا قوی تر شوند.

    40- با اراده راههای محال را پیدا میكنند.

    41- خواسته اشان را با تمام و جود به خود و دیگران و خداوند میگویند.

    42- در مقابل انتقادها و سرزنش ها صبور هستند و هدفشان برایشان مهم است.

    43- در برابر شكستها ی موقتی ؛ میگویند این راه اشتباه بود و راه دیگر را امتحان میكنند.

    44- معتقد هستند كه رهبر خوب ؛ قبلا پیرو خوبی بوده است.

    45- شجاعتشان موقتی نیست و ادامه دار است.

    46- خویشتن را براحتی كنترل میكنند.

    47- احساس انصاف و عدالت در درون آنهاست.

    48- در تصمیم گیری های خود ؛ قاطع هستند.

    49- دارای برنامه قبلی و عملی هستند.

    50- همیشه از دیگران فعال تر هستند.

    51- دارای شخصیت خوشایند و محترم هستند.

    52- نسبت به اطرافیان ؛ احساس همدلی و همدردی واقعی هستند.

    53- بر تمام جزئیات امور خویش احاطه دارند.

    54- حتی مسئولیت اشتباهات و نواقص همكاران و پیروان خود را می پذیرند و به گردن دیگری نمی اندازند و دنبال بهانه آوردن نیستند.

    55- براحتی اصول همكاری را رعایت میكنند ؛ و رضایت همكاران و پیروان را بدست می آورند.

    56- همیشه در پی آن هستند كه به دیگران خدمت كنند.

    57- از رقابت نمیترسند و از اینكه دیگری جایشان را بگیرند ؛ واهمه ای ندارند.

    58- موفقیت و زحمات پیروان و همكاران را به پای خود نمی نویسند و موفقیت را بین گروه تقسیم میكنند.

    59- بسیار وفادار و صمیمی هستند.

    60- در دل همكاران و پیروان ؛ ترس و هراس نمی كارند.

    61- به سمت و عنوان ؛ جهت ایجاد احترام ؛ معتقد نیستند.

    62- به وضع ظاهری خود ؛ اهمیت می دهند.

    63- ادب را همچون ؛ خدمات میدانند.

    64- بهای پیشرفت و ترقی را می دهند.

    65- خواسته های خویش را بدون خدشه وارد كردن به حقوق دیگران ؛ بر آورده میكنند.

    66- تنبل نیستند و كار امروز را به فردا موكول نمی كنند.

    67- در انتظار رسیدن زمان مناسب نیستند ؛ زمان مناسب را می سازند.

    68- مشكلات آنها را خسته نمیكند ؛ آنها مشكلات را خسته میكنند.

    69- در تصمیم گیری ها ؛ سرعت عمل دارند و در اجرای آن ؛ تجدید نظر نمی*كنند.

    70- به احتیاط بیش از حد ؛ اهمیت نمی*دهند.

    71- چشمانشان را باز نگهداشته و نمی*ترسند.

    72- برای آینده همیشه پس انداز می*كنند.

    73- توسط رفتار خوب بادیگران ؛ رابطه خوب میسازند و از این فرصت ؛ بموقع استفاده می*كنند.

    74- صادق هستند و از دروغ متنفر هستند.

    75- همه نقاط ضعف و قدرت خود را میدانند و همیشه در پی اصلاح و تقویت آن هستند.

    76- برای اهداف خود زمان تعیین می*كنند.

    77- فرق خود باوری و خوستائی را می*دانند.

    78- تعادل رفتاری خود را خوب حفظ می*كنند.( ظاهرشان نشان نمیدهد كه دارا هستند و یا ندار ).

    79- تفاوت حیا و نجابت را با كمروئی ؛ خوب می*دانند.

    80- اهل تكبر نیستند و می*دانند كه مثلا : فروشنده ای كه متكبر باشد؛ مشتری های خود را از دست می*دهد.

    81- دیگران را بزرگ می*كنند.

    82- در برخورد اول اثر خوبی بر روی طرف مقابل می*گذارد.

    83- كسی با انها ؛ احساس ناراحتی نمی*كند.

    84- بخشنده هستند ؛ هم نسبت به خود و هم دیگران.

    85- از افراد منفی دوری می*كنند.

    86- تا حدودی شوخ طبع هستند.

    87- برای جدی بودن ؛ از اخم استفاده نمی*كنند.

    88- در مقابل ضعیف تر از خود مغرور نیستند و در مقابل بالا دست خود ذلیل نیستند و ادب را رعایت می*كنند.

    89- اكثرا ؛ افراد سختی كشیده هستند و در ناز و نعمت نبوده*اند.90- خوب بلدند كه از خودشان دفاع و مراقبت كنند.

    91- از تنهائی حوصله اشان سر نمی*رود.

    92- خنده رو هستند و قاطع.

    93- به آن چه می*دانند ؛ جدا عمل می*كنند.

    94- درباره*ی دیگران كمتر حرف می*زنند و متقابلا در رابطه با طرح*های بزرگ سخن می*گویند.

    95- سعی میكنند كه دانش و اطلاعات خود را به روز برسانند.

    96- وعده و قول بیخود به كسی نمی*دهند.

    97- علاوه بر برداشت ؛ مدام در حال كاشت هستند.

    98- در اموری كه به شخص دیگری مربوط است؛ بیخود تصمیم گیری نمی*كنند.

    99- در ندانسته هایش؛ براحتی می*گوید كه نمیدانم و لازم بداند پس از آن تحقیق می*كند.

    100- بدنبال هدر نمودن وقت و وقت كشتن نیست و قدر زمان را خوب می*داند. اگر شما تمام این موارد را در خود ویا شخصی دیدید؛ شما یا او؛ لایق رهبری هستید.
    شما به عنوان یك شخص موفق چه خصوصیاتی دارید و یا می*شناسید ؛ كه نوشته نشده*است؟




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  5. #20
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,816

    پیش فرض

    تمامی*این ماجراها از ژانویه سال 2006 در نیویورک آغاز شد؛ زمانی که بیمار یک روانپزشک ادعا کرد مردی را بارها در رویاهایش میبیند و با او صحبت می*کند. این زن میگوید که حتی یک بار هم این فرد را در زندگی واقعی ملاقات نکرده است اما بارها او را درخواب دیده است. پس از صحبت*های این خانم، تصویر مرد ترسیم می*شود و برروی میزکار روانپزشک باقی می*ماند تا اینکه بیمار دیگری می*آید و با دیدن این عکس ادعا می*کند که این مرد را بارها در خواب دیده است. با این اتفاقات روانپزشک تصویر این مرد را برای تعدادی از همکارانش ارسال می*کند و پس از گذشت چند ماه، چهار بیمار دیگر هم می*گویند که این مرد را بارها در خواب دیده*اند! از ژانویه سال 2006 تا کنون هزاران نفر از شهرهای مختلف از جمله لس آنجلس، پکن، بارسلون، پاریس، مسکو و تهران و... اعلام کرده*اند که این مرد را دیده اند. افراد اعلام کرده*اند که این مرد درخواب با آنها پرواز می*کند، پس از یک روز سخت کاری به آنها آرامش می*دهد و حتی با آنها غذا می*خورد. اما واقعا چه چیزی باعث چنین اتفاقی می*شود؟ تئوری*های مختلفی مطرح شده است که شاید جالب*ترین آنها تئوری*ای باشد که میگوید: این مرد یک فرد واقعی است، کسی که مهارت*های خاص روانی دارد و توانایی ورود به خواب افراد را دارا می*باشد!





    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  6. #21
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    چرا خانم های زیبا با مردهای بدقیافه ازدواج می کنند؟!!



    از آنجا که خانم ها دنبال مردی برای زندگی هستند ممکن است کسی را انتخاب کنند که از نظر ظاهری پایینتر از آنها باشد. تحقیقات جدید نشان می دهد که ازدواج هایی که در آن زن از نظر ظاهری بهتر از مرد است
    ، بسیار پردوام تر و مثبت تر است.
    تصور محققان از دلیل آن این است که مردها اهمیت زیادی به زیبایی می دهند درحالیکه خانم ها بیشتر می خواهند همسری داشته باشند که به خوبی از آنها حمایت کند.
    محققان قبول دارند که مسئله زیبایی بسیار شخصی و نسبی است اما تحقیقات نشان می دهد که استانداردهای عمومی برای زیبایی وجود دارد مثل چشمان درشت، داشتن صورت متقارن، و بیبی فیس بودن و یک نسبت خاص برای دورسینه و دور لگن.
    تحقیقات گذشته نشان داده است که افراد با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب می شوند و وقتی با هم رابطه برقرار می کنند، رابطه شان بسیار عالی خواهد شد. اما این تحقیقات عموماً مبنی بر زوج های جوان است و نشان می دهد که زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش جذابیت ظاهری در ارتباطات رسمی تر و باقاعده تر مثل ازدواج تقریباً یک راز است.
    یک تحقیق جدید نشان می دهد که ظاهر بعد از آن جذب شدن اولیه هم همچنان دارای اهمیت است اما به طریقی متفاوت.
    زوج های …
    این تیم تحقیقاتی ۸۲ زوج که طی شش ماه قبل ازدواج کرده بودند و حدود ۳ سال قبل از ازدواج با هم رابطه داشتند را ارزیابی کرد. شرکت کننده های تحقیق بین ۲۰ تا ۲۵ سال سن داشتند.
    محققان گفتگوی هر زوج درمورد یک مشکل شخصی را به مدت ۱۰ دقیقه فیلمبرداری کردند. فیلم ها بعداً از این جهت ارزیابی شد که آیا زوج ها درمورد مشکلشان یکدیگر را حمایت می کردند و پشت هم را داشتند یا نه. این مشکلات مسائلی از قبیل تصمیم به داشتن تغذیه سالمتر، شروع یک کار جدید و ورزش بیشتر را شامل می شد.
    یک شوهر منفی احتمالاً در چنین موقعیتی می گوید، “این مشکل توست و خودت باید حلش کنی”. اما یک شوهر مثبت خواهد گفت، “من با توام، کاری از دستم برمیاد برات انجام بدم؟”
    یک گروه از محققان جذابیت های ظاهری هر زوج را بین ۱ تا ۱۰ کدگذاری کردند که عدد ۱۰ بهترین و کامل ترین ظاهر را نشان می داد. تقریباً در یک سوم زوج ها، زیبایی زن ها بیشتر بوده، در یک سوم جذابیت مرد بیشتر بوده و سایر زو ج ها ظاهری تقریباً هم ردیف داشتند.
    به طور کل، در مواردی که زن ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبت تر رفتار می کردند.
    نتیجه این تحقیق بسیار منطقی به نظر می رسد. مردها حساسیت زیادی به زیبایی خانم ها دارند. زن ها بیشتر به قد و درآمد مردها اهمیت می دهند.
    در زوج هایی که مرد ظاهر بهتری نسبت به زن داشت، هر دو طرف چندان حمایت کننده نبودند. یکی از محققان این تحقیق می گوید که زن ها معمولاً درجه حمایتی که از طرف مرد دریافت می کنند را به خود او منعکس می کنند. مردی که ظاهر پایینتری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه که انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین خاطر همه تلاشش را می کند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد.
    مردهایی که ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارد، طبیعتاً به زن هایی زیباتر از همسر کنونیشان دسترسی دارند و ایده مرغ همسایه غازه ممکن است باعث کمتر کردن تعهد آنها نسبت به ازدواجشان شود.
    محققان عقیده دارند که جذابیت ظاهری شوهرها برای خانم ها اهمیت چندانی ندارد، درعوض زن ها به دنبال مردهایی هستند که بتوانند به خوبی از آنها حمایت کنند.
    پس به نظر می رسد که آن ازدواج ناجور و نابرابر ازدواج عالی باشد.




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  7. #22
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,228
    10,651
    26,319

    پیش فرض

    عشق یکطرفه

    وقتی کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، چه باید بکنید؟ با اینکه ممکن است اولین واکنشتان به اصطلاح آویزان شدن و سعی در برقراری ارتباط باشد، اما بهترین راهکار این است که واقعیت را بپذیرید و سعی کنید آن فرد را فراموش کنید.


    "اگر ندیده بودمت، دوستت نمی داشتم. اگر دوستت نداشتم، عاشقت نمی*شدم. اگر عاشقت نشده بودم، دلم برایت تنگ نمی*شد. اما همه این کارها را کردم، می*کنم و خواهم کرد."
    درد دوست داشتن کسی که هیچ علاقه*ای در قلبش به شما احساس نمی*کند، نابودتان می*کند. شما هم کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد؟ پس احتمالاً با احساسات نومیدانه مربوط به آن آشنا هستید. وقتی فکر کنید که آن فرد دقیقاً همانی است که می*خواهید، این احساسات قوی*تر هم می*شوند. بیشتر آدم*ها با امید اینکه روزی بتوانند آن فرد را به دست بیاورند روزگار می*گذرانند اما این امیدها هیچ*وقت به واقعیت بدل نمی*شوند و آنها را با چشمانی گریان و دلی پردرد بر جای می*گذارند. عشق نافرجام را همه ما احتمالاً تجربه کرده *ایم. منتظر وصال یک عشق شدن ممکن است شکستن قلبتان را به دنبال داشته باشد. با اینکه به نظر دشوار می*آید اما فراموش کردن و ادامه زندگی بهترین کاری است که می*توانید انجام دهید.
    وقتی کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، چه باید بکنید؟
    واقعیت را بپذیرید: وقتی عاشق کسی هستیم احساس می*کنیم که آن فرد تنها کسی است که می*تواند ما را شاد و خوشبخت کند. چیزی که نمی*توانیم درک کنیم این است که هیچوقت نمی*توانیم با کسی که دوستمان ندارد خوشبخت شویم. پس بااینکه ممکن است احساس کنید می*توانید برای همه عمر به آن فرد متعهد باشید، اما فرد مقابل این احساس را به شما ندارد. پس به جای سعی و تلاش برای برقراری ارتباط با آن فرد سعی کنید این واقعیت را بپذیرید که این عشق دوطرفه نیست و آن را فراموش کنید. دیگر وقت و فکر و انرژی بیشتری را صرف آن فرد نکنید. پذیرش این واقعیات باعث می*شود بتوانید تمرکزتان را تغییر داده و اولین قدم برای فراموش کردن آن فرد را بردارید.
    فراموش کنید: برهم خوردن یک رابطه عاطفی سخت*ترین قسمت است. تا می*توانید گریه کنید، بعد همه عکس*ها و یادگاری هایی که او و زمانهای خوشی که با او داشتید را به یادتان می*آورد، بیرون بریزید و از چیزها و جاهایی که شما را به یاد او می*اندازد دوری کنید. درعوض رو به کارهایی بیاورید که مشغولتان می*کنند، مثل گذراندن وقت با دوستانتان، انجام کارهایی که دوست دارید و از آن لذت می*برید. این کار باعث می*شود دیگر در مورد آن فرد خیالپردازی نکنید و به جنبه* های دیگر زندگی هم نگاه کنید.
    عاشق شوید: اگر کسی دوستتان ندارد ولی باز هم با شما مانده است مطمئناً خیلی از خودش مایه نمی*گذارد. به *جای آویزان شدن برای با او بودن، دست از عذاب دادن خودتان بردارید، دست از او کشیده و به زندگی خودتان برسید. به خودتان توجه کنید و به چیزهای غیرلازم نپردازید. با گذشت زمان یاد می*گیرید که فراموش کنید و دوباره عاشق شوید.
    عشق واقعی زمانی است که دو طرف بتوانند از نظر احساسی و ذهنی همه احساساتشان را با هم شریک باشند. این یک عشق سالم، متوازن و درست است. پس اگر به کسی ابراز عشق کرده*اید و به نظر می*رسد که او این احساس را به شما ندارد، دیگر عشق با ارزشتان را صرف او نکنید. با اینکه کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، اما یادتان باشد که این پایان دنیا نیست. با گذشت زمان با کسی آشنا می*شوید که می*تواند شاد و خوشبختتان کند و به همان اندازه دوستتان خواهد داشت.

    منبع : مردمان


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  8. #23
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    هشت نوع دوست مورد نیاز خانمها

    انسانها به خاطر شرایط خاصی روحی و حساسیت ویژه شان نیاز دارند که در لحظات مختلف زندگی کسی کنارشان باشد این ویژگی در خانمها بیشتر صدق میکند در این مقاله به 8 نوع دوستی که خانمها به آنها نیاز دارند اشاره شده است

    1. دوست دوران کودکی


    دوست دوران کودکی، هنوز هم به یاد می آورد که شما چه دختری بودید؟
    دوست های دوران کودکی شما و خانواده شما را خوب می شناسند و خاطرات بسیاری از شما دارند. ربه کا ادم محقق و استاد جامعه شناسی دانشگاه کالیفرنیا می گوید: دوستان دوران کودکی به شما یادآوری می کنند که هنوز همانی هستید که در دوران کودکی تان بودید.
    از طریق تلفن، میل، نامه و... با دوستان دوران کودکی تان ارتباط داشته باشید.

    2. یک دوست جدید


    برخلاف دوستان دوران ابتدایی تان، دوست جدید هیچ تصور ذهنی از شما ندارد.
    دوستان جدیدی که پبدا می کنیم تفکرات، شخصیت ها و شیوه های مختلفی برای زندگی دارند. این دوستان شما را به جمع دیگری از دوستان جدید معرفی می کنند که ممکن است از لحاظ شغلی و... برای شما مفید باشد. دوستان جدیدی در محل کارتان پیدا کنید، و فعالیت های جدیدی را آغاز کنید.

    3. دوست ورزشی


    زمانی که حوصله ورزش ندارید، او شما را به بیرون از منزل دعوت می کند تا با هم ورزش کنید و روحیه تان را به دست آورید.
    کارشناسان اتفاق نظر دارند که ورزش کردن از جمله پیاده روی، ایروبیک، مهمترین عاملی است که شما را از لحاظ جسمی و روحی سالم نگه می دارد و باعث بقای عمرتان نیز می شود.
    برای اینکه نتیجه بهتری کسب کنید، تمرینات ورزشی مشترکی با دیگران انجام دهید. مثلا می توانید با همسایه تان 4 روز در هفته پیاده روی کنید یا بدوید. این روش بهترین راه برای ورزش کردن و درنهایت کسب یک نتیجه خوب است زیرا اگر یکی از شما حوصله ورزش کردن نداشته باشید دیگری شما را ترغیب می کند.

    4. دوست مذهبی


    مطالعه ای که در دانشکده پزشکی دوک انجام شد نشان داد که افرادی که به طور مرتب در جلسات مذهبی حاضر می شوند یا فعالیتهای مذهبی مانند نماز خواندن، مدیتیشن یا خواندن قرآن انجام می دهند 50 درصد کمتر از دیگران در معرض مرگ هستند و طول عمرشان 6 سال بیشتر می شود.

    5. دوست جوان تر از خودتان


    تحقیقات نشان داده که عامل ضروری یک زندگی شاد این است که برای دیگران مفید باشی. مثلا با درست کردن یک غذای خوشمزه، یا صحبت درمورد تجربیاتی که کسب کرده اید و انتقال آن به دیگران. بسیاری از خانم ها با بزرگ شدن بچه هایشان این کارها را فراموش می کنند یا شاید کمرنگ تر شود. اما داشتن یک دوست جوان تر از خودتان می تواند این حس را به شما منتقل کند و زندگی شادی را برای شما رقم بزند.

    6. زنِ دوستِ همسرتان


    ارتباط نزدیک داشتن با زن دوست همسرتان برای زندگی و ازدواجتان بسیار مفید است.
    مطالعه ای که برروی 347 زوج انجام شده بود نشان داد که هرچه خانواده های دو زوج بیشتر با هم آمیخته شوند، همسران شادتری خواهند بود حتی اگر یک سال از ازدواجشان گذشته باشد. پس زوج هایی را که می شناسید وارد لیست دوستانتان کنید تا زندگی شادی را برای خود و آنها به وجود بیاورید همچنین آنها را عضوی از خانواده خود بدانید.

    7. مادرتان


    براساس مطالعه ای که در دانشگاه پلسیلوانیا انجام شد، حدود 85 درصد خانمها مدعی شدند که با مادرانشان رابطه خوب و صمیمی داشته اند.
    با وجود اختلاف های سطحی که بین مادران و دخترها وجود دارد، رابطه بین آنها عمیق، نزدیک و حمایتی می باشد. این موضوع در این رابطه اهمیت و ارزش فوق العاده ای دارد زیرا مادران و دخترها علاقه زیادی به یکدیگر دارند.

    اگر علاقه مندید که ارتباط دوستانه ای با مادرتان داشته باشید اما موانعی بر سر راهتان وجود دارد، ما موارد زیر را توصیه می کنیم:

    * اگر گذران وقت با مادرتان برایتان سخت است و زیاد از آن لذت نمی برید:

    سعی نکنید او را تغییر دهید بلکه روی کارهای خودتان تمرکز کنید و سعی کنید با کارهایی که انجام می دهید زمان لذت بخشی را فراهم کنید.

    * اگر بر سر مسائل قدیمی با هم مخالفید:

    خانم هایی که ارتباط محکم و قوی دارند به صورت شخصی کشمکش ایجاد نمی کنند. در عوض، بازتاب رفتارهای مادرشان را با ملایمت نقد می کنند.

    * رابطه بسیار نزدیک است:

    دخترانی که این نوع رابطه را با مادرانشان دارند و مادرانشان خواستار این هستند که زمان بیشتری را با دخترانشان سپری کنند. به جای اینکه به مادرشان بگویند نمی توانند با او باشند روی این مسئله تاکید می کنند که چه زمانی فرصت با هم بودن را دارند و چه کارهایی می توانند برای مادرانشان انجام دهند.

    8. خودتان


    آیا شما مانند بسیاری از خانم ها قید همه چیز رامی زنید تا به دوستانتان کمک کنید اما از خودتان غافل شده اید و به خودتان توجهی نمی کنید؟
    چقدر یک نفر برای خودش اهمیت قائل است؟ پاملا پیک مشاور پیشگیری و استادیار دانشکده پزشکی ماریلند می گوید: این موضوع از خودآگاهی شروع می شود. او می گوید: خودآگاهی یک ماجرای حیرت انگیز است. فکر کنید چه چیزی باعث شد عاشق کسی شوید یا از کسی خوشتان بیاید. با خودتان روراست باشید. با این توضیحات و روشن شدن این واقعیت ها چه حسی نسبت به خودتان دارید؟

    پیک توصیه می کند که این جملات را با خودتان تکرار کنید: من خودم را دوست دارم و به خودم افتخار می کنم همچنانکه دیگران در زندگی من مهم هستند. او توصیه می کند که هفت عاملی که باعث شادی و سلامت تان می شود را یادداشت کنید. مثلا غذا پختن، صحبت کردن با یک دوست، دویدن، کتاب خواندن و... و حداقل یکی از آنها را روزی یک بار انجام دهید.




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  9. #24
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,228
    10,651
    26,319

    پیش فرض

    چگونگی ارتباط دختر و پسر




    نظریه های روانشناسی

    ادمی در 2 جنس زن و مرد آفریده شده است و خداوند گرایش این دو جنس به یکدیگر را در نهاد آنها سرشته است طبیعت انسان، عرف جامعه و شریعت اسلام هم بر این گرایش صحه گذاشته و آن را به عنوان بدیهی ترین اصل فطرت پذیرفته است؛ اما ارتباط دختر و پسر پیش از ازدواج چگونه و حد و حدود آن کدام است؟ مبنای این ارتباط چیست و چگونه می توان حد و مرز آن را تعیین کرد. باید بدانیم مبنای ارتباط دختر و پسر از نظر دین اسلام چیست.

    نظریه اضطرار:

    یک مبنا در جامعه ما این است که در ارتباط دختر و پسر، اصل بر اضطرار یا ضرورت است. یعنی تا در جامعه ضرورتی نباشد و موقعیت اضطرار به وجود نیامده باشد بهتر است زن و مرد، دختر و پسر با یکدیگر ارتباط بر قرار نکنند. این نظریه بیشتر میان خانواده های سنتی و افراد سنتی. مذهبی به چشم می خورد

    نظریه اختلاط :


    در برابر این نظر، مبنای دیگری در جامعه تبلیغ و ترویج می شود که نظریه اختلاط نام دارد. بر اساس این نظریه زن و مرد با رعایت حدود شرعی و حجاب و نگاه و ... با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. مثل 2 انسان نه 2 جنس مخالف. برای مثل 2 دانشجوی دختر و پسر می توانند با یکدیگر، بحث علمی کنند و معاشرت داشته باشند، ضمن آن که حدود شرعی را حفظ کنند.
    اگر تحریک را کم کردیم، حرص ایجاد نمی شود؛ اما اگر گفتیم دختر و پسر می توانند با هم باشند. و باهم مراوده کنند، در واقع عامل تحریک را بتدریج ایجاد کرده ایم. از طرف دیگر آنها را منع می کنیم که شما فقط حق دارید در حد بیان مسائل درسی، علمی، فرهنگی و سیاسی با یکدیگر صحبت کنید و وارد فضاهای دیگر نشوید، این امکان ندارد، چون زمینه های تحریک فراهم شده است

    در حال حاضر این نظریه در نهادهای رسمی کشور، اداره ها، واحدهای فرهنگی و دانشگاه ها، صدا و سیما و ... حاکم شده است. حال باید دید مبنای 2 نظریه اختلاط و اضطرار چیست؟

    کسانی که قائل به نظریه اضطرار در ارتباط دختر و پسر هستند می گویند : " آقا جان زن و مرد مثل آتش و پنبه هستند و قرار گرفتن آنها کنار هم خطرناک است " در نهاد دختر و پسر، کشش فوق العاده ای وجود دارد؛ البته برخی تصور می کنند این همان غریزه جنسی است در حالیکه با هم متفاوت است .

    به هر حال بر اساس این نظریه آنچه مسلم است این است عشقی که میان 2 جنس مخالف به وجود می آید، به قدری قوی و انرژی زاست که خانمان سوز می شود و دیگر، عقل و تقوا نمی تواند آن را کنترل کنند.

    این گروه حضرت یوسف (ع) را هم مثال می آورند که با وجود همه پاکی و نجابت ، نتوانست در مقابل یک زن مقاومت کند. آنجاست که دست به دعا برمی دارد و می گوید:

    "خدایا اگر مرا نجات ندهی ممکن است پایم بلغزد ".

    این مساله نشان می دهد که پاکی افراد ، نمی تواند از بروز خطر جلوگیری کند و از طرفی عقلانیت افراد هم جلوی آن را می گیرد. اینها می گویند حالا که می دانید اینقدر احتمال خطر وجود دارد، بهتر است دختر و پسر هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند، مگر آن که مجبور شوند با یکدیگر ارتباط بر قرار کنند.

    نظریه اختلاط چه می گوید؟

    در برابراین گروه، اختلاطیون مبنای دیگری را بیان می کنند و می گویند: " الانسان حریص علی ما منع منه"، یعنی انسان حریص است بر آن چیزی که او را منع کنند. آنها بر این باورند که اگرمی خواهیم جامعه ای سالم داشته باشیم باید حساسیت دختر و پسر را نسبت به یکدیگر کم کنیم.

    شهید مطهری در کتاب فلسفه حجاب بیان خیلی زیبایی از حرص و حریص شدن دارد. او می گوید:

    "حرص در 2 زمان پدید می آید، یکی وقتی عامل، تحریک باشد و دیگری وقتی عامل، منع باشد. اگر زمینه تحریک بر طرف شد و بعد منع کردیم، حرص ایجاد نمی شود. "

    شهید مطهری می گوید:

    " اگر تحریک را کم کردیم، حرص ایجاد نمی شود؛ اما اگر گفتیم دختر و پسر می توانند با هم باشند و باهم مراوده کنند، در واقع عامل تحریک را بتدریج ایجاد کرده ایم. از طرف دیگر آنها را منع می کنیم که شما فقط حق دارید در حد بیان مسائل درسی، علمی، فرهنگی و سیاسی با یکدیگر صحبت کنید و وارد فضاهای دیگر نشوید، این امکان ندارد، چون زمینه های تحریک فراهم شده است "


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  10. #25
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    تفاوتهای روانشناسی و بیولوژیکی مردان و زنان



    آیا حسادت فقط مخصوص خانمهاست؟ زنان پرحرف ترند یا مردان؟ برنامه ریزی زنان قوی تر است یا مردان؟اینها سوالاتی است که علم و منطق به آنها پاسخ داده است.

    تفاوتهای بیولوژیکی
    ۱- نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده میکنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند.
    از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند.

    ۲- بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری میباشند که بـه آنـها کمک میـکند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.

    ۳- مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.

    ۴- هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج میگردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه میکنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر میباشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمیگردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

    تفاوتهای روانشناسی
    ۱- مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک میکنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و بروی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.

    ۲- مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.

    ۳- مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.

    ۴- ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.

    ۵- مردان و زنان دارای معیارهای متفاتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل میباشند.

    ۶- مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.

    ۷- مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت میدهند.

    ۸- زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.

    ۹- بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع میکنند.

    ۱۰- مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر میتـوانند این حس را پنهان سازند.




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  11. #26
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,228
    10,651
    26,319

    پیش فرض

    دست خواستگار دروغگو را رو کنید !



    بخشی از این بی اعتمادی می تواند به افزایش روابط دختر و پسر در زمان پیش از ازدواج برگردد و حال آنکه همه دختران و پسران موافق چنین ارتباط هایی نیستند.


    "چندین سال است که خواستگاران زیادی به خانه ما رفت و آمد می کنند با شرایط شغلی و تحصیلی متفاوت. اما حقیقت آن است که به هیچ کدام نمی توانم اعتماد کنم. و در هنگام صحبت کردن با آنها تشخیص میزان صداقت و راستگویی طرف مقابل برایم مشکل است. احساس می کنم هر حرفی که با من می زنند عاری از صداقت است و به همین دلیل تا به حال نتوانستم همسر مورد دلخواه خود را انتخاب کنم. ناگفته نماند که خواستگاران مناسبی هم داشته ام و بارها از اطرافیان خود شنیده ام که گفته اند: تو فرصت های زیادی را از دست داده ای. اما نمی دانم چه کنم. چگونه به دیگران اعتماد کنم."


    واقعیت این است که افزایش میزان آمار طلاق و عدم موفقیت در ازدواج های امروزی نوعی بدبینی و بی اعتمادی را در نسل جوان به وجود می آورد. مشکلات اقتصادی، کمبود درآمد، بالا رفتن انتظارات دختر و پسر، و... به جای خود بی اعتمادی که در حال حاضر در دل ها وجود دارد در طرف دیگر زمینه سازی برای شکل گیری یک ازدواج را با مشکل روبرو کرده است.


    البته بخشی از این بی اعتمادی می تواند به افزایش روابط دختر و پسر در زمان پیش از ازدواج برگردد و حال آنکه همه دختران و پسران موافق چنین ارتباط هایی نیستند و تمایل دارند همسر آینده خود را از میان افراد پاکدامن و متعهد انتخاب کنند. و در این آشفته بازار بی مبالاتی و عشق های زود گذر و روابط سطحی و آرمان های نه چندان منطقی، عده ای بدون داشتن توان محک زدن خوب و بد به بی اعتمادی و بدبینی روی می آورند.


    تقاضای داشتن روابط پنهانی و ذکر راز و رمزهای فراوان در جلسات و خواستن از طرف مقابل که آنها را افشا نکند،
    همچنین غیرطبیعی بودن برخی روابط مثل اینکه خواهر و یا پدر او مایل به آمدن به خواستگاری نباشد، همه و همه می توانند از جمله عوامل کمک کننده برای تشخیص راستگو نبودن طرف مقابل باشد.


    اما روان شناسان راه برون رفت از این مخمصه را برای جوانان، آگاهی از راه های شناخت صحیح و توانایی محک زدن افراد معرفی می کنند. امام صادق می فرمایند: همه گناهان و پلیدی ها در اتاقی قرار می گیرد که کلیدش دروغ است. لذا شناخت همسر راستگو می تواند زندگی را از بسیاری از مشکلات و دغدغه ها و نابهنجاری ها نجات دهد.



    اولین اقدام
    برای تشخیص راست و دروغ طرح سئوالات معکوس است به نوعی که خواسته خود را به صورت معکوس بیان کنید. مثلاً خانم می تواند در مورد نحوه خرج کردن از آقا چنین سئوال کند. "به نظر شما این چیز بدیه که تمام درآمد خودمون رو جز برای نیازهای ضروری و اولیه خرج نکنیم و اون رو پس انداز کنیم؟ مسافرت نریم، میهمانی ندهیم، خرید نکنیم و..." شما با این روش با شیوه ای غیرمستقیم خواسته خود را در نوع دیگری مطرح کرده اید.




    گام بعد
    برای تشخیص راست از دروغ این است که ادعاهای او را با عملش تطبیق دهید. مثلاً اگر او مدعی است که اهل مطالعه بسیار است می توانید از او بخواهید که تعدادی از کتاب های مورد مطالعه اش را معرفی کند. در فرصتی بعد مبحثی را در همان کتاب طرح کنید و او را به گفتگو بکشانید .و یا فرد معتقدست که انجام واجبات از اهمیت خاصی برایش برخوردار است اما در مواقع رفت و آمدهای خواستگاری و ملاقات ها عمل به واجبات را در اولویت خود نمی گذارد (فرض کنید اعتقاد به حجاب را عنوان می کند اما در عمل پای بند به عمل کردن به آن نیست.) در موردی دیگر فرد عنوان می کند که مقید به رعایت نظم در کارهاست در این شرایط می توانید دقت کنید که آیا ملاقات های خواستگاری را در وقت تعیین شده به انجام می رساند؟




    گام بعد
    این است که به دریافت پاسخ در مورد موضوعات مختلف در شرایط متفاوت بپردازیم. در این مورد توصیه می شود در مورد یک موضوع چندین بار، سئوال های گوناگون پرسیده شود. از قدیم گفته اند دروغ گو فراموش کار است. لذا اگر شخص در ارائه پاسخ صداقت نداشته باشد در یکی از این شرایط عدم راستگویی خود را بروز خواهد داد.


    فرض کنید شخص عنوان می کند اولویت ملاک های من ایمان است. می توانید در شرایطی دیگر از او سئوال کنید میزان درآمد ماهیانه همسر باید در چه حد باشد تا مورد رضایت شما باشد؟ و یا «اگر شخصی مؤمن و معتقد با درآمدی نه چندان بالا اما تحصیل کرده به خواستگاری شما بیاید مورد قبول شما واقع می شود؟»



    وقتی طرف مقابل شما در پاسخ به یک سئوال چشم هایش را به سمت چپ خود هدایت می کند به راستگویی نزدیک تر است و اگر چشمان خود را به طرف راست خود سوق می دهد احتمالاً به پاسخی ساختگی روی آورده است.

    علاوه بر این صاحب نظران در زمینه مهندسی ذهن و NLP معتقدند افراد در هنگام بیان نظرات و به خاطر آوردن و ابراز صحبت های خود معمولاً به یکی از طرفین نگاه می کنند. در تمایل چشم ها به چپ فرد در حال یادآوری تصویر واقعی درگذشته است. و در تمایل چشم ها به راست فرد در حال ساخت تصاویر نو و تازه است.

    لذا وقتی طرف مقابل شما در پاسخ به یک سئوال چشم هایش را به سمت چپ خود هدایت می کند به راستگویی نزدیک تر است و اگر چشمان خود را به طرف راست خود سوق می دهد احتمالاً به پاسخی ساختگی روی آورده است. البته در مقاله «چشم ها چه می گویند» به صورت گسترده تر معنای حرکات چشم را برای شما توضیح داده ایم.


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  12. #27
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    با حسادت کودکان چه کنیم؟






    حسادت نوعی احساس عاطفی است که عده**ای آن را اکتسابی و عده*ای فطری می*دانند. این حالت احساسی در میان نوع انسانی سابقه*ای دیرینه* دارد و در قرآن کریم نیز درباره حسادت قابیل و برادران یوسف داستان*هایی وجود دارد. وقتی انسان با پیشرفت یا موفقیت بیش از اندازه دیگران مواجه شود، حالتی به او دست می*دهد که به آ*ن احساس کهتری یا حقارت می*گویند. درجات این احساس در افراد مختلف متفاوت است. اگر احساس کهتری در فردی شدت یابد به صورت حسادت در می*آید. حسادت در افراد مختلف شدت و ضعف دارد لیکن بزرگسالان به علت موقعیت اجتماعی و اهمیتی که برای روابط اجتماعی قائل هستند، این احساس راکمتر از خردسالان ظاهر می*سازند.

    ● زمان شروع حسادت:
    برخی روانشناسان براین باورند که حسادت در سن ۱۵ تا ۱۶ ماهگی درکودکان آشکار می*شود و در دو زمان یعنی از سن ۲ تا ۵ سالگی و دوران بلوغ به اوج خود می*رسد. شاید بتوان گفت که شدیدترین مرحله حسادت، در دوران پیش از ۵ سالگی است زیرا دراین دوران کودک کاملا به والدین خود وابسته است و همه نیازهای او بویژه نیازهای عاطفی و روانی توسط آنها ارضا می*شود و والدین تنها افراد مورد علاقه کوکان هستند.
    ● شیوه*های بروز حسادت:
    کودکان خردسال صریح*تر هستند و بدون سیاست و پرد*ه*پوشی، حسادت خود را نشان می*دهند. آنها به طور مستقیم به شما می*گویند که از نوزاد تازه وارد متنفرند، یا آشکارا و پنهان به او صدمه می*زنند. کودکان بزرگتر ممکن است حسادت خود را سرکوب کنند که در این صورت حسادت تغییر شکل می*دهد و به صورت نشانه*ها و بدرفتاری*های ابراز می*شود. بنابراین وقتی کودکی از برادرش متنفر است ولی حق ندارد که احساساتش را بیان کند ممکن است این*گونه تصور کند که برادرش رااز پنجره به پایین پرت کرده است. این کودک دچار خیالات ممکن است به قدری وحشت*زده شود که به طرف رختخواب برادرش برود تا ببیند که آیا او هنوز آنجا هست یا نه؟ او ممکن است از اینکه برادر رادر سلامت و آرامش یافته است به قدری خوشحال شود که والدینش واکنش او را به حساب علاقه و محبت او نسبت به برادرش بگذارند.
    گاهی برخی از کودکان از غذا خوردن خودداری می*کنند، دچار بی*اشتهایی می*شوند یا تمارض می*کنند و خود را به مریضی می*زنند یا ترس بیجا از خود نشان می*دهند. همه آن کارها به خاطر این است که توجه والدین را بیشتر به خودشان جلب کنند و از توجه آنها نسبت به فرد مورد حسادت بکاهند. حسادت در بعضی کودکان به جای اینکه با واژه بیان شود با سرفه و جوشهای پوستی نشان داده می*شود. برخی از کودکان بسترشان را خیس می*کنند و بعضی از کودکان خرابکار می*شوند. آنها به جای بیان نفرتشان بشقاب*ها را می*شکنند. برخی دیگر ناخن*هایشان را می*جوند یا موهایشان را می*کشند تا بدین*سان تمایل*شان را برای گاز گرفتن و آزار دادن برادرها یا خواهرهایشان پوشیده نگه دارند.
    ● علل حسادت:
    حسادت از میل کودک به تنها محبوب مادر بودن سرچشمه می*گیرد. این میل به قدری در کودک ریشه دارد که هیچ رقیبی را تحمل نمی*کند. وقتی برادرها و خواهرها به دنیا می*آیند کودک با آنها به رقابت می*پردازد تا عشق و علاقه انحصاری پدر ومادر را از دست ندهد. این رقابت ممکن است آشکار یا پنهان باشد و این طرز برخورد والدین نسبت به حسادت آنها بستگی دارد. اگر تولد نوزاد همزمان با شدت دلبستگی فرزند اول به والدین باشد حسادت بیشتر در کودک ایجاد می*شود. هرقدر فاصله تولد بین دو کودک کمتر باشد احتمال بروز حسادت بیشتر است. گاهی حسادت در اثر تبعیض اولیای مدرسه، عدم توانایی در درک و فهم دروس، ترس از شکست و مردود شدن از امتحان یا آزار شاگردان بروز می*کند. واکنش کودک اغلب به صورت حسادت، تمارض فرار از مدرسه، بی*انضباطی و یا بی*تفاوتی و بی*رغبتی تحصیلی و بالاخره عقب*ماندگی تحصیلی تظاهر می*کند.
    ● پیشگیری
    مهمترین روش پیشگیری از حسادت، ابراز علاقه و محبت، درک و ایجاد امنیت خاطر همراه با انضباط عادلانه است. زمانی که مادر فرزند دیگری به دنیا می*آورد باید برنامه*ها طوری تنظیم گردد که از بروز حسادت جلوگیری شود. کودک بزرگتر در آن زمان نباید به مهدکودک فرستاده شود و اتاق خوابش نیز نباید تغییر یابد باید هر نوع تغییر، مدت*ها قبل از تولد نوزاد جدید صورت گیرد، کودک را باید برای خرید وسایل نوزاد همراه برد و حتی بهتر است به کودک پول داد تا چیزهایی برای نوزاد خریداری کند. اگر مادر به بیمارستان می*رود بهتر است کودک در منزل خودش باشد به شرطی که شخصی را که قرار است از او مراقبت کند دوست داشته باشد وگرنه بهتراست به منزل یکی از اقوام نزدیک که موردعلاقه کودک است فرستاده شود. باید کودک بزرگتر را به مراقبت از نوزاد تشویق کرد مثلا کودک بزرگتر در استحمام وعوض کردن پوشک او به مادر کمک کند و اشیای لازم را برایش بیاورد به شرطی که موافق این کار باشد و گرنه نباید وی را وادار به اطاعت و انجام چنین کارهایی کرد. اگر کودکی می*خواهد نوزاد را نوازش کند و با او بازی کند والدین باید اجازه این کار را به وی بدهند و در عین حال مراقبش باشند تا آزاری به نوازد نرسد.
    وقتی که مادر نوزاد را بغل می*کند بهتر است پدر با سایر اعضای حاضر در منزل، کودک بزرگتر رادر آغوش بگیرند و او را نوازش کنند. باید کوشش کرد که کودک مطمئن شود والدین، او را مانند سابق دوست دارند وظیفه والدین است که عصبانیت و حسادت فرزند را تحمل کرده آن را بپذیرند نه اینکه مانند او عکس*العمل نشان دهند.
    ● تاثیرات مثبت حسادت:
    حسادت همیشه تاثیر منفی ندارد بلکه مانند عواطفی نظیر ترس، مفید نیز هست و در صورتی که میزان آن معقول و منطقی باشد حتی سازنده هم می*تواند باشد زیرا کودک در آن صورت با استقامت و آزادمنش*تر می*شود. حسادت مثبت یا غبطه، باعث تلاش بیشتر برای رسیدن به هدف می*شود. تفاوت غبطه با حسادت در این است که حسود نابودی محسود یا نابودی نعمت محسود را طلب می*کند اما شخصی که غبطه می*خورد احساس می*کند عقب مانده است و دیگران از او جلوتر هستند. این اندیشه نیاز به تلاش و کوشش بیشتر در فرد به وجود می*آورد و این خود انگیزه*ای برای موفقیت و پیشرفت می*شود.
    ● آنچه نباید انجام داد:
    از توجه و محبت افراطی به نوزاد در حضور دیگر فرزندان باید پرهیز کرد و نیز برای خوشایندی دیگر کودکان نباید از نوزاد بدگویی نمود. مسئله حسادت کودک را نسبت به نوزاد نباید درحضور وی برای اطرافیان یا میهمانان تعریف کرد زیرا شاید این توضیح دادن و محبت نمودن باعث وسوسه کودک برای حسادت بیشتر شود. باتوجه به شرایط سنی مختلف و تفاوت*های فردی فرزندان، طبیعی است که نمی*توان تفاوت قائل نشد اما از تبعیض باید به شدت پرهیزکرد. از مقایسه کردن فرزندان خانواده با افرادی که بهتر از او درخشیده*اند باید اجتناب کرد. اگر قرار است مقایسه*ای صورت گیرد با هر فرد با گذشته خودش مقایسه شود نه بادیگری.
    کمبود نقایص بدنی، ضعف و … کودک نباید در حضور دیگر کودکان یا بزرگسالان مطرح شود. زیرا این امر عامل ایجاد احساس حقارت و حسادت است. از توسل به فشار، اجبار، تهدید، سرزنش و یا احیانا تنبیه برای درمان حسادت باید پرهیز کرد. زیرا این افراد بیش از دیگران نیازمند محبت و مهربانی هستند.




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  13. #28
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,228
    10,651
    26,319

    پیش فرض

    چه اتفاقاتی باعث سردی شوهران می*شود؟

    مشكلات زیادی باعث می*شود تمایل و علاقه آقایان به همسران*شان كم شود كه البته تا حدی به*خصوصیات فردی همسران هم بستگی دارد اما یك مورد است كه به*طور حتم و بدون هیچ استثنایی آتش توجه آقا را به خانم خاموش می*كند: «نیاز مداوم خانم برای اینكه همیشه محور توجه دائمی شوهر باشد!»







    وقتی یك خانم دائما دور و بر آقا بچرخد یا به او بچسبد، نخستین موضوعی كه به ذهن آقا می*رسد این است كه همسرش به*شدت آدم نیازمندی است. بسیاری از خانم*ها در جلسات مشاوره از این موضوع ناراحتند كه چرا نمی*توانند خودشان را كنترل كرده و اینقدر به آقا نچسبیده و به او اجازه دهند به حال خودش باشد! این احساس نیازمندی باعث می*شود خانم روز به روز بیشتر آسیب ببیند و احساس بدی داشته باشد چون همسرش نمی*تواند تمام توجهش را صرفا به او معطوف كند و در نتیجه خانم احساس می*كند نیازش برطرف نشده و به عبارتی طرد شده است.



    دنیای خانم*ها چگونه است؟


    ونوسی**ها یا همان زنان، موجوداتی خونگرم و حساس هستند. دنیای آنها حول محور ارتباطات، مكالمه و گفت*وگو می*چرخد. وقتی پای عشق به میان می*آید شوهر آنها محور اصلی قرار می*گیرد؛ به همین دلیل از هر فرصتی استفاده می*كنند تا اوقات*شان را با او سپری كنند و بیشتر از هركسی او را ببینند. خانم*ها احساس می*كنند وقتی بیشتر یا حتی تمام وقت خود را با آن*ها سپری می*كنند در اصل این فرصت را به*دست می*آورند كه با شوهرشان ارتباط بیشتری برقرار كرده و برای مكالمه و گفت*وگو با او وقت كافی پیدا كنند. در این بین خانم*ها می*توانند تمام نیازهای زنانه*شان را از شوهرش دریافت كنند: «شوهرش به او توجه می*كند، دركش می*كند، به او احترام می*گذارد، وقتش را با خانم سپری می*كند، مورد تایید شوهر قرار می*گیرد و در جریانات زندگی شوهرش به او اطمینان خاطر می*دهد.»



    نیاز خانم ؛ دردسر آقا!


    اما چرا بی*توجهی مردان به همسرشان باعث این همه ناراحتی و تنهایی در خانم می*شود*؟ آیا آقایان هم مثل خانم*ها دوست ندارند بیشتر وقت*شان را با آنها بگذرانند؟ و مهم*ترین موضوع اینكه چگونه خانم می*تواند این نیاز را در خود برطرف كند؛ بدون آنكه نیازمند به*نظر برسد؟ با توجه به *نظریه من اكثر آقایان و خانم*ها طرز تفكری كاملا متفاوت از هم دارند. این تشبیه بهترین توصیف است: «مردان از سیاره مریخ هستند و زنان از سیاره ونوس!» یعنی 2 سیاره كاملا جدا و بی*ارتباط از هم! به همین دلیل سبك و روش ارتباطی آنها كاملا با هم فرق می*كند. به عبارتی تفاوت فرهنگی زن و مرد بسیار زیاد است؛ تفاوت فرهنگ ونوسی و فرهنگ مریخی. البته روی این موضوع باید تاكید كرد كه اگرچه این دو جنس مخالف چنین فرهنگ ارتباطی متفاوتی دارند اما نمی*توان گفت تمام زنان و مردان دنیا دقیقا از قوانین مریخی و ونوسی تبعیت می*كنند.





    مردان چگونه فكر* می*كنند؟


    مریخی**ها یا همان آقایان هم از اینكه وقت*شان را با همسرشان بگذرانند لذت می*برند اما نكته مهم در آقایان این است كه اگر دائما با همسرشان باشند، نیاز به صمیمیت در آنها برطرف نمی*شود. آقایان بیشتر از اینكه روی ارتباطات تمركز كنند، روی عملكرد و رفتار تاكید داشته و در این رابطه بیشتر تلاش می*كنند. خانم*ها تمایل و علاقه شدید دارند كه ارتباطات خود با شوهرشان را مورد تجزیه و تحلیل دقیق قرار بدهند و تمام وقتی را كه با او سپری می*كنند صرف بالا و پایین كردن این جزئیات ارتباطی *كنند* اما آقایان برای آنكه مطمئن شوند همه چیز خوب پیش می*رود لازم نمی*دانند دوباره تمام كلمات و عبارات رد و بدل شده را مرور كنند یا تمام جزئیات را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهند. در عوض آقایان روی وظایف و كارهای بعدی كه باید انجام دهند تمركز می*كنند. به عبارت دیگر آقایان بیشتر سعی می*كنند كاری انجام دهند كه كلیت رابطه زناشویی را بهتر كند و در كل شادی و آرامش را برای همسرشان به همراه داشته باشد.



    نکته : خانم مایل است به همسرش كمك كند تا او احساس بهتری پیدا كند و فكر می*كند اگر شوهرش در این مورد صحبت كند، تسكین پیدا می*كند. اینجاست كه زوج*های جوان باید نكته اساسی در این زمینه را بدانند؛ روش برخورد زنان و مردان با مشكلات كاملا متفاوت است




    وقتی سیارات به*هم برخورد می*كنند!


    وقتی آقا روی موضوعی كار می*كند كه نتیجه آن ایجاد رضایت و خوشحالی در همسرش است، هر عاملی كه نگذارد او به هدفش برسد، برایش یك مانع محسوب می*شود. گاهی وقت*ها خانم برای برقراری ارتباط تلاش می*كند، این خود، برای آقا یك مانع و عامل حواس*پرتی محسوب می*شود. وقتی خانم می*گوید كه شاد نیست، آقا سعی می*كند مشكل او را حل كند تا خانم دوباره احساس شادی كند. این در حالی است كه اكثر مواقع خانم نمی*خواهد كسی مشكل او را حل كند بلكه فقط می*خواهد یك گوش شنوا پیدا شود تا با او همدردی كند. وقتی در این شرایط خانم از ارائه راه*حل توسط آقا ناراحت می*شود، آقا هم حس می*كند همسرش به او و اقداماتش اعتماد ندارد. حتی به این باور می*رسد كه پیشنهادات و راهكارهایش برای شاد كردن خانم كافی نبوده است. گاهی خانم از یك روز كاری بسیار بد شاكی است اما همسرش فكر می*كند مسئول ناراحتی خانم است، چون نتوانسته حال او را بهتركند و شادی را به او برگرداند. وقتی بار*ها و بار*ها این اتفاق تكرار شود، آقا به این نتیجه می*رسد كه خواسته*های خانم ورای توان اوست و هیچ*وقت نمی*تواند شوهر خوبی برایش باشد و همین موضوع باعث دلسردی مرد می*شود. وقتی مرد*ها حس كنند دیگر مورد اعتماد نیستند، ناراحت شده و بهم می*ریزند.





    آقایان چگونه مشكلات را حل می*كنند؟


    برعكس خانم*ها كه در مورد مشكلات*شان صحبت می*كنند آقایان ترجیح می*دهند ساكت بوده و مسائل را در ذهن*شان مرور كنند تا راه*حلی پیدا شود. در این شرایط خانم حس می*كند اتفاقی افتاده و پافشاری می*كند تا علت ناراحتی را از همسرش جویا شود. به این ترتیب وقتی خانم هم از مسئله*ای ناراحت می*شود دلش می*خواهد آقا هم عینا همین كار را انجام دهد اما اكثر خانم*ها نمی*دانند، اگر به همسرشان فرصت و فضای كافی بدهند، او خودش مسئله به*وجود آمده را حل و فصل می*كند و هرچه زودتر به سمت همسرش برمی*گردد. ادامه این حالت باعث می*شود خانم حس كند كه شوهرش دیگر به او تعلق ندارد و نگران می*شود كه مبادا دیگر آقا به او و ادامه زندگی مشترك علاقه نداشته باشد. به این ترتیب برای این*كه به شوهرش ثابت كند هنوز از او حمایت كرده و دوستش دارد، بیشتر به او می*چسبد. در نهایت مرد صبر و حوصله*اش را از دست می*دهد و حتی ممكن است، برای همیشه (!) خانم را ترك كند تا بتواند نفس بكشد!



    چه زمانی آقایان سرد می*شوند؟


    در شرایطی كه آقا ناراحت است، اگر خانم او را مجبور به صحبت كردن كند، نتیجه*ای بجز عصبانیت آقا به همراه نخواهد داشت. وقتی خانم شروع به پرسیدن سوالات متعدد می*كند اگرچه تمام این اقدامات دال بر عشق و خیر*خواهی به آقاست اما برای یك مرد این رفتار حكم بازجویی را دارد. در نتیجه آقا به كلی خاموش و سرد می*شود؛ درست مثل این*كه یك وسیله برقی را از برق بكشیم*! در این مرحله یك حلقه معیوب شكل می*گیرد؛ هرچه خانم بیشتر سعی می*كند ارتباط برقرار كند، آقا خاموش و خاموش*تر می*شود.



    وقتی خانم*ها به چاه عاطفی می*افتند


    وقتی آقا برای نفس كشیدن خانم را ترك می*كند، این اتفاق برای خانم یك توفان عاطفی محسوب می*شود. خانم احساس می*كند، طرد شده و باید از این اوضاع بگریزد و به سمت شرایطی رانده می*شود كه به آن «قعر چاه عاطفی» می*گویند. در قعر چاه تنها نردبانی كه می*تواند خانم را از چاه بیرون بیاورد، گفت*وگوی كلامی است. اگر در این شرایط شوهرش در دسترس نباشد، خانم مجبور می*شود راه حلهای دیگری برای خود پیدا كند.



    راه*حل*های ونوسی*چیست؟


    به*جای آنكه دائما دنبال این باشید شوهرتان از شما حمایت كند، به*دنبال فردی مناسب باشید تا بتوانید در شرایط سخت و حین مشكلات با او گفت*وگو كنید و او نیز از این موضوع استقبال كند. دوستان صمیمی یا خانواده و بستگان حتما از این موضوع استقبال كرده و شنونده درددل*های شما خواهند شد. با این كار از فشاری كه بر دوش شوهر است، كم كرده و خودتان با تخلیه عواطف منفی ناشی از مشكل به*وجود آمده، احساس بهتری پیدا می*كنید. صحبت با یك مشاور هم راه*حل بسیار خوبی است چون به شما دیدگاه كافی می*دهد تا بدانید پشت پرده ترس*های*تان چیست و چرا درمانده و كلافه هستید. در مرحله بعد به شما كمك می*كند برنامه*ای عملی بریزید. برای هر خانمی ضروری است تا بهترین راه*حل*های تعامل با مردان را بشناسد. ساده*ترین تفاوتی كه باید بشناسید این است كه بین ایجاد مهلت برای ادامه زندگی زناشویی و طلاق و جدایی، افتراق قائل شوید و بدانید از چه راهی می*توان مانع حركت به سمت طلاق شد.
    نمونه*ای از برنامه*های عملی و كاربردی كه به خانم*ها پیشنهاد می*شود به این شرح است:
    1. سایر افراد حامی را شناسایی كنید.
    2. عواطف و احساسات دردناك را تخلیه كنید
    3. وقتی آقا در دسترس نیست یا می*خواهد تنها باشد تا افكارش را جمع و جور كند راه*حل*های دیگری برای شاد كردن خود پیدا كنید.
    4. قدرت تشخیص پیدا كنید كه آیا وقت برقراری ارتباط مجدد و گفت*وگو با همسر
    فرا رسیده است یا خیر!
    یادتان باشد داشتن یك زندگی عاشقانه اگرچه بسیار چالش*برانگیز است اما غیرممكن نیست.


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  14. #29
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    مثبت اندیشی در زندگی شخصی و کاری





    قسـمـت اعـظـم استرس و بدبختی زندگی آدم ها به خاطر منفی نگری و منفی بافی است.همیشه جنگی سهمگین بین تفکرات مثبت و منفی وجود داشته است، و اکثر اوقات این نیروهای منفی هستند که حکمفرما میـشونـد. گـاهی اوقات وقتی به خودمان می آییم میبینیم کـه نتوانسته ایم جلوی این نیـروهـا و تـفـکرات منـفـی را بگیریم و آنها موفق شده اند همه ی زندگی ما را اسیر خود سازند.
    عـقـل سـلیم حکـم میـکند که تفکر مثبت و مثبت اندیشی تـاثیر بسیار خوبی بر همه ی ما دارد. من خودم به شخصه خیلی سعی می کنم تا مثبت نگری را در زندگی خود الگو سـازم، اما گاه گداری تفکرات منفی به سراغم می آیند، و باید اعتراف کنم که طبیعت انسان، تفکرات منفی را خیلی زودتر و راحت تر از تفکرات مثبت جذب می کند. به نظر من بهترین زمان برای مرور تفکرات و اندیشه های مثبت در ذهن، قبل از خواب و در رختخواب است. در این زمان می توانید خیلی خوب با ضمیر ناخودآگاه خود ارتباط برقرار کنید، و با همان تفکرات مثبت به خواب روید. و بعد که از خواب بیدار شدید، آن تفکرات در ذهنتان مانده است و تمام روز مثبت فکر خواهید کرد.
    راه های زیادی برای ایجاد مثبت اندیشی در شما وجود دارد. یکی از این راه ها، تجسم فکری است. مطالب این مقاله بیشتر برای افرادی که در خانه کار می کنند نوشته شده است، اما برای سایر افراد با شغل های دیگر نیز قابل استفاده می باشد.
    ● تجسم فکری و کار در خانه
    اولین تجربه ی من از تجسم فکری موفق زمانی اتفاق افتاد که تازه استخدام شده بودم. مطالعه و تمرین زیادی در این زمینه نکرده بودم و کاملاً اتفاقی رخ داد و سالها بعد بود که من تازه فهمیدم چه اتفاقی افتاده است.
    من به مدت یک هفته دوره های آموزشی مدیریت را می گذراندم که همکلاسی هایم همه بسیار جوانتر از من بودند. تقریباً روز سوم، تمرینی به ما دادند که انجام دهیم. این تمرینی انفرادی بود که هرکدام از ما باید جداگانه روی آن فکر می کردیم و مینوشتیم. موضوع تمرین این بود: بهترین و کاملترین روز ما در ۵ سال آینده چه روزی است.
    تعجب من از این بود که این موضوعات چه ربطی به آموزش مدیریت دارد، اما دقیقاً یادم هست که از انجام آن خوشحال بودم. من قوه ی تخیلی بسیار عالی دارم و موضوع این تمرین برای من بسیار ساده بود. یک ساعت زمان داشتیم و هیچ عجله ای در کار نبود. فضا بسیار ساکت و آرام بود و من توانستم ذهنم را به پرواز درآورم.
    صادقانه روز دلخواه و مطلوب خود را تصور کردم. کنار دریا زندگی می کردم و کنترل زندگیم در دستم بود. جایی کار نمی کردم، در واقع خود اشتغال بودم. همین مسئله مهمترین نکته ی آرامش بخش در آن روز بود. روز توام با استراحت بود، اما من در خانه کار می کردم. هر وقت دوست داشتم کارم را رها می کردم و به هواخوری می رفتم. دریا همیشه پیش روی من بود.
    وقتی نوشته ام را دوباره خواندم، چیزی که بسیار متعجم کرد این بود که آن روز مطلوب و تخیلی هیچ شباهتی با زندگی واقعی آن روز من نداشت. روز کامل و مطلوب من در ۵ سال آینده کاملاً تغییر کرده بود.
    مدت زمانی بعد از آن جریان بود که آنچه نوشته بودم به حقیقت پیوست، حدود ۵ سال بعد بود که من اهمیت آن تمرین را دریافتم. فکر می کنید در آن تمرکز کوتاه توانسته ام به ناخودآگاه خودم دستورات لازم برای رسیدن به آن آینده ی مطلوب را بدهم؟ مطمئن نیستم. اما همین که این مسئله اتفاق افتاد برای من کافی است.
    شما هم این تمرین را امتحان کنید. فکرتان را آزاد کنید، و به هیچ کس اجازه ندهید آنجه نوشته اید را بخواند.
    اگر اعتقاد دارید که آنچه برای من اتفاق افتاد، شانسی و اتفاقی نبوده است، و کاری برایتان هست که بخواهید آن را در خانه انجام دهید، چرا در کارتان از چنین تصویرسازی و تجسم فکری استفاده نمی کنید؟ هیچ نیازی برای پیروی از یک قانون و قاعده ای خاص نیست، می توانید برحسب نیازهای خودتان عمل کنید. راه های زیر را امتحان کنید:
    ۱) مکان و زمانی آرام پیدا کنید و فکر کنید که دوست دارید در موقعیت شغلیتان چه تغییری صورت بگیرد. وقتی به تصویری روشن رسیدید، آن را روی کاغذ بنویسید. همانطور که مشغول آن هستید، آن را در ذهن تجسم کنید.
    ۲) درمورد موانع اصلی سر راه موفقیت خود فکر کنید و آنها را روی کاغذ بنویسید. بعد برای هر مانع و مشکل، تجسم کنید که چطور می توانید راه حلی برای از میان برداشتن آن پیدا کنید.
    ۳) به مهارتهای جدید فکر کنید که برای رسیدن به موفقیت به آنها نیاز دارید و آنها را روی کاغذ یادداشت کنید. خود را در طلب کسب آن مهارتها تجسم کنید.
    وقتی لیست خود را تدارک دیدید، احتمالاً ۶ تا ۸ مورد پیش رویتان قرار گرفته است. دوباره این لیست را مرور کنید و آنها را طوری بازنویسی کنید که به صورت جملاتی مثبت درآیند. از نوشتن اصطلاحات تردید آمیز مثل “ممکن است” یا “احتمالاً” خودداری کنید. همه چیز را با یقین و اطمینان کامل بنویسید.
    وقتی از لیست خود راضی شدید، هر روز آن را مرور کنید. هر روز صبح، وقت نهار و وقت خواب بهترین زمان برای انجام این کار است. لیست را برای خود بخوانید، هربار هر مورد را برای خود تجسم کنید و حداقل ده بار آن را برای خود تکرار کنید. روی تجسم های خود خوب تمرکز کنید تا خوب به عمق ناخودآگاه شما حک شوند.
    از آن زمان به بعد، تجسم فکری برای من بسیار آسان شده است. اما اگر برای شما کمی غریب و ناشناخته است، اگر هر روز با جدیت این کارها را دنبال کنید، برای شما نیز بسیار آسان خواهد شدو قادر خواهید بود به راحتی این کار را انجام دهید.
    از تجسم فکری می توان برای روشن کردن راه مطلوب ما به آینده استفاده کرد. هربار که به روشی که برایتان توضیح دادم، تجسم فکری را انجام دهید، قدم گذاشتن و طی آن راه را برای خود آسان تر می کنید.




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  15. #30
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,228
    10,651
    26,319

    پیش فرض

    خجالت بی خجالت


    خجالت بی خجالت
    در دنیای پرفراز و نشیب امروزی، بایستی مهارتهای زندگی را برای داشتن زندگی بهتر یاد بگیریم. مقدمه لازم نیست، تسلط بر تکنیک های ضد خجالت و کسب مهارت های معاشرتی، مثل کسب سایر مهارت ها، نیازمند پشتکار و تمرین مداوم و لازمه زندگی است. همین الان شروع کنید:







    همه ما آدم ها، به آرامش و کمک دیگران احتیاج داریم. مطمئنا وقتی شما کسی را تحقیر یا مسخره کنید، او هم به دنبال بهانه ای خواهد گشت تا این لطف شما را جبران کند! انرژی منفی برای این و آن نفرستید تا انرژی منفی برای تان نفرستند. موقع انتقاد کردن از این و آن هم، یادتان باشد که نباید از هیچ کس در حضور جمع انتقاد کرد.





    ۵- وقتی به یک محفل رودربایستی دار، مثلا به یک مهمانی رسمی، دعوت می شوید، وقت تان را طوری تنظیم کنید که زود برسید.این نکته در عین سادگی، بسیار مهم است. حداقل فایده اش این است که با سنگینی فضای جلسه، زودتر آشنا می شوید و کم کم ترس تان از آن جمع می ریزد. امتحان کنید! وقتی یک جمع خلوت در حضور شما آرام آرام شلوغ می شود، حس خجالت تان خیلی کم تر است نسبت به وقتی که ناگهان به یک مجلس شلوغ وارد می شوید. معمولا آن هایی که دیرتر به چنین محافلی وارد می شوند، استرس بیشتری را پشت سر می گذارند و آن هایی که زودتر می رسند، راحت تر با تازه واردها ارتباط برقرار می کنند. ۶- از هم صحبت خود تعریف کنید.اغلب آدم ها وقتی ازشان تعریف می کنید، ذوق می کنند و بیشترشان آن قدر ذوق می کنند که به هیچ قیمتی حاضر نمی شوند هم صحبتی با شما را از دست بدهند. ضمنا هنگام تعریف و تمجید از این و آن، به هیچ وجه لازم نیست دروغ بگویید. اگر کمی دقت کنید، مطمئنا در هر آدمی بالاخره یک چیزی پیدا می کنید که قابل تعریف باشد. البته تعریف های تان هم نباید خیلی بی ربط باشد. مثلا وقتی کسی دارد درباره یک موضوع فلسفی با شما صحبت می کند، خیلی بی ربط است اگر بگویید: پیراهن تان چقدر قشنگ است! مثلا بهتر است خودتان را به موضوع مورد بحث، علاقه مند نشان بدهید و از جالب بودن آن موضوع صحبت کنید. ۷- نقش آفرینی کنید.نقش آفرینی، یک اسلحه مخفی است که حتی مطمئن ترین و با اعتماد به نفس ترین آدم هایی هم که شما سراغ دارید، از آن بهره می گیرند. شما دل تان می خواهد وقتی به یک جمع وارد می شوید، چگونه رفتار کنید؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صمیمانه؟ خوش برخورد؟ و…؟ خب، همه ی این ها را می توانید در خلوت خودتان و در مقابل آینه تمرین کنید. کم کم شما همانی خواهید شد که دل تان می خواهد ۸- هیچ وقت هیچ کس را تحقیر نکنید و خصوصا در حضور جمع از چنین کارهایی پرهیز کنید. ۹- خیلی هم ایده آل گرا نباشید.قرار نیست با هر حرفی که می زنید، همه را متحول کنید. برای هیچ کس دیگری هم قرار نیست چنین اتفاقی بیفتد. مطمئن باشید که دیگران هم استانداردهای شان را این قدر دست بالا تعریف نمی کنند. وقتی در یک جمع حضور دارید، کسی از شما انتظار ندارد که فوق العاده باشید. برای جمع، این مهم است که شما با آن ها همراه باشید. این را هم یادتان باشد که خیلی از خانم ها و آقایان اصلا با آدم های پُرحرف و شوخ و مجلس آرا میانه ی خوبی ندارند و یک خبر خوب دیگر اینکه سکوت و کم حرفی شما را معمولا به پای فروتنی، حجب و حیا و بزرگ منشی تان می گذارند و چه صفتی بهتر از این چند صفت؟ راستی یادتان باشد که، در ملاقات اول تان با هیچ کس زیاد حرف نزنید و اطلاعات شخصی تان را رو نکنید. چه لزومی دارد؟ این کار را متاسفانه بعضی ها برای پنهان کردن آن حس خجالت درونی شان انجام می دهند، غافل از این که دیگران، این کار را غالبا این طور تفسیر و تعبیر می کنند که فاعلان این فعل، آدم های کم ظرفیت و سرخورده یا آدم های گوشه گیر و تنهایی هستند ۱۰- ارتباط چشمی در برقراری یک ارتباط موثر، خیلی مهم است.حتما به چشم طرف مقابل تان نگاه کنید. چه وقتی دارید صحبت می کنید، چه وقتی که دارند با شما صحبت می کنند. این ارتباط چشمی را ترجیحا با یک لبخند ملایم و حالت دوستانه همراه کنید. اگر به هر دلیلی از برقراری یک ارتباط چشمی مناسب ناتوان هستید، سعی کنید به پیشانی طرف مقابل تان نگاه کنید. از معجزه ی نفس های عمیق هم غافل نشوید؛ چون به هنگام حملات استرس واقعا سودمند است. عادت کنید که با نفس های عمیق، آرامش را به وجودتان برگردانید. این تمرین را می توانید خیلی راحت در حضور جمع، بارها و بارها انجام بدهید. مطمئن باشید که هیچ کس نمی فهمد این کار شما چه معنایی دارد. باور کنید که اصلا کسی حواس اش به شما نیست. راحت باشید. ۱۱- اگر خجالتی باشید، احتمالا تنهایی را به فعالیت های جمعی ترجیح می دهید.می توانید، از این فرصت مغتنم استفاده کنید و چیزی یاد بگیرید. آدم هایی که تنهایی را دوست دارند، معمولا روحیه شان با هنرآموزی جور است. روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید. موسیقی، نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد. تا می توانید کتاب بخوانید و اطلاعات کسب کنید. روزنامه، مجله، برنامه های آموزشی، اینترنت و… به زودی، روزی می آید که باید حرفی برای گفتن داشته باشید. خودتان را برای آن روز آماده کنید. ۱۲- شکست های تان را تدبیر کنید( فورا” مایوس نشوید)وقتی دارید برای کسب مهارت های ضد خجالت تلاش می کنید، یادتان باشد که مثل هر تلاش دیگری، ممکن است شکست هایی هم در سر راه تان باشد. ولی قرار نیست شما از میدان فرار کنید. تا رسیدن به پیروزی نباید دست از تلاش بردارید فراموش نکنید که نوابغ هم بارها و بارها در مسیر تلاش های شان شکست خورده اند؛ اما دست از کار نکشیده اند. این را هم یادتان باشد که شکست شما ممکن است ناشی از شرایط باشد، نه ناشی از اشتباه شما. مثلا ممکن است شما نتوانید در میان بحث دو نفر دیگر وارد شوید و آن ها را همراهی کنید تنها به این علت که بحث آن ها خصوصی بوده و یا ممکن است سر صحبت را با کسی باز کرده باشید که او در آن لحظه به گرفتاری ها و مشکلات دیگر زندگی اش فکر می کرده و اصلا دل و دماغ صحبت کردن نداشته است و… به هر حال، سعی کنید از هر شکست تان، مثل نابغه ها، درس تازه ای بگیرید و آن درس تازه را در تمرین های بعدی به کار ببندید. ۱۳- همیشه آماده و به روز باشید. مطلع و گوش به زنگ.داشتن اطلاعات به شما کمک می کند که همیشه حرف های شنیدنی در آستین داشته باشید. سوال های حاضر و آماده هم غنیمت هستند. از این قبیل سوال ها همیشه همراه داشته باشید. طرح یک سوال صمیمانه و مودبانه معمولا نقطه ی شروع مناسبی برای ورود به بحث دیگران است و هر قدمی هم که برای چنین هم کلامی هایی بردارید، مطمئنا قدم بعدی آسان تر و آسان تر می شود از سلیقه ها و علاقه های دوروبری های تان هم باید باخبر باشید. این طوری راحت تر می توانید هم صحبت شان شوید وقتی می خواهید سر صحبت را با یک جماعتی باز کنید یا وقتی که می خواهید در یک بحث گروهی شرکت کنید، باید این را ارزیابی کنید که آیا آن ها هم مایل هستند حرف های شما را بشنوند و اصلا آیا شما خوب به حرف های آن ها گوش داده اید یا نه. بی محابا حرف شان را قطع نکنید. بهتر است مودبانه و آرام آرام به هر بحثی وارد شوید. ۱۴- خودتان را اصلاح کنید.نمی توانید همه را مجبور کنید همان طوری که شما دل تان می خواهد رفتار کنند. نمی توانید همه را وادار کنید نسبت به حرف ها و رفتارهای شما همان طوری واکنش نشان بدهند که شما دوست دارید. چرا که اولا همه ی آدم ها مثل هم نیستند و مثل هم فکر نمی کنند و ثانیا آن چه مهم است، تلاش و تمرین شما است و توجه به این نکته که آیا شما دارید کارتان را درست انجام می دهید یا نه؟ انتظار نداشته باشید وقتی که در یک مهمانی، کنجی نشسته اید و با هیچ کس حرف نمی زنید، دیگران بیایند و شما را از پوسته ی تنهایی بیرون بیاورند. خودتان هم باید کمک کنید. انجام دادن تمرین هایی که از آن ها حرف می زنیم، به عهده ی خودتان است، نه دیگران. ضمنا حواس تان به این نکته هم باشد که سطح توقع تان را از دیگران تصحیح کنید. در هر مهمانی، ممکن است که بغل دستی شما هم خودش خجالتی باشد؛ نزدیک به ۵۰ درصد آدم ها، کم و بیش، با درجات مختلفی، خجالتی هستند. پنجاه درصد یعنی نصف آدم های هر جمع. کم نیست! شما هیچ وقت در اقلیت نیستید.معاشرتی شدن، یک مهارت است که با تمرین به دست می آید. به مهارت های ضد خجالت هم باید یکی یکی تسلط پیدا کنید. به دست آوردن یک مهارت ممکن است یک سال طول بکشد، در حالی که به دست آوردن یک مهارت دیگر، ممکن است فقط دو روز وقت تان را بگیرد. هر چه سخت تر به دست بیاورید، سخت تر از دست می دهید. این یادتان باشد. ۱- روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید. ۲- موسیقی، نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد.۳- به دیگران کمک کنید. منتظر نشوید که از شما کمک بخواهند. به دنبال کمک کردن به این و آن، باید بدویداین یک دستورالعمل است. ماشین یک نفر وسط خیابان خراب شده و روشن نمی شود و حالا راننده منتظر است کسی بیاید کمکش کند و ماشین را هُل بدهد. همسایه تان از بازار برمی گردد و دستش حسابی پُر است و زنبیل دارد از دستش می افتد. پیرمرد مغازه دار، زورش نمی رسد که به تنهایی، کرکره مغازه را بدهد بالا، خب، چرا معطلید؟ مگر نمی خواستید تمرین های ضد خجالت تان را شروع کنید؟ چه بهتر از این؟ با این تیر، خیلی بیشتر از یکی دو نشان را خواهید زد. مطمئن باشید. خرجش فقط دو کلمه است: کمک نمی خواهید؟ (البته لبخند و ارتباط چشمی را هم هنگام ادای این دو کلمه فراموش نکنید). نمی دانید چقدر موثر است. ۴- با خجالتی ها همان طور رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند. دوست دارید با لبخند به استقبال تان بیایند؟ به شما توجه کنند؟ به حرف های تان صمیمانه گوش کنند و صمیمانه با شما هم کلام شوند؟ و چیزهایی از این قبیل؟ بسیاری می گویند خجالتی ها، خجالتی ها را خوب می شناسند. خجالتی های جمع را پیدا کنید و با آن ها همان طوری رفتار کنید که دل تان می خواهد با شما رفتار شود.



    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





صفحه 2 از 46 نخست 12345671222 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 682

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •