ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 46 نخست 123456781323 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 680
  1. #31
    mahtab571372
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    کوچه های تنهایی!
    نوشته ها
    3,300
    516
    48

    Posticon (5)

    10 فایده لبخند زدن




    1. لبخند جذابتان می کند.

    همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.

    2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.

    دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.



    3. لبخند مسری است.

    لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.



    4. لبخند زدن استرس را از بین می برد.

    وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.



    5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.

    به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.



    6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد.

    وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.



    7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.

    تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.



    8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.

    عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.



    9. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.

    به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.



    10. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.

    لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که "زندگی خوب پیش می رود". پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.


    پس....همیشه لبخند بزنید.
    دلت که تنگِ یک نفر باشد...
    خودِ خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموش کنی
    فایده ندارد......!
  2. #32
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,918
    7,131
    16,815

    پیش فرض

    محققان دانشگاه کمبریج اعلام کردند افراد بر اساس سلیقه موسیقیایی افراد دیگر درباره شخصیت، ارزشها، طبقه بندی اجتماعی و نژاد آنها قضاوت می کنند.

    بر اساس این تحقیقات و جمع آوری نظر افراد مختلف درباره دوستداران سبکهای مختلف موسیقی طرفداران موسیقی کلاسیک افرادی زشت و خسته کننده هستند، دوستداران سبک راک از احساسات ناپایداری برخوردارند و طرفداران موسیقی پاپ شخصیتی کاملا مبهم و ناشناخته دارند.
    محققان به منظور بررسی این نظریه از تعدادی از داوطلبان درخواست کردند از میان ۶ سبک موسیقی راک، پاپ، کلاسیک، جاز، رپ و الکتریک یکی را انتخاب کنند.
    نتایج نشان داد که طرفداران سبک جاز متفکر، صلح دوست، آزادی خواه بوده و از روحیه ای دوستانه و خونگرم برخوردار هستند.
    علاقمندان موسیقی کلاسیک نیز افرادی ساکت، خونگرم، مسئول و هوشمند هستند اما از نظر فیزیکی نا متناسب بوده و چندان خوشایند نیستند.
    کسانی که به موسیقی راک علاقه نشان دادند دارای خلق و خوی سرکش و کاملا غیر مسئول بوده و دارای احساسات ناپایداری هستند و طرفداران موسیقی پاپ از شخصیتی بسیار قراردادی و آرام اما ساده و بدون پیچیدگی برخوردارند.
    دوستداران موسیقی رپ از نظر فیزیکی بسیار سالم و متناسب بوده و در عین حال نسبت به تمامی افراد داوطلب شرکت کننده بسیار خشونت طلب و پرخاشگر هستند و طرفداران موسیقی الکترونیک افرادی کاملا عصبی به شمار می روند.
    بر اساس گزارش تلگراف، این تحقیقات به مناسبت بزرگداشت هشتصدمین سالگرد تاسیس دانشگاه کمبریج انجام گرفته است.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  3. #33
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,220
    10,636
    26,315

    پیش فرض

    صبر و گذشت نشانه چیست


    وقتی یک نفر واقعاً شما را دوست داشته باشد، صبر و گذشت زیادی را دربرابر بی دقتی ها یا رفتارهای زشت و بی ادبانه شما نشان خواهد داد.
    اما نباید از این قضیه سوء استفاده کنید. اگر چنین کاری کنید، یک نشانه مسلم از این است که شما واقعاً طرف مقابلتان را دوست ندارید. زوج هایی که واقعاً همدیگر را دوست داشته باشند وقتی می فهمند که احساسات طرف مقابلشان را جریحه دار کرده اند، واقعاً ناراحت و پشیمان می شوند.
    هیچوقت عشقتان را فقط محض آزمایش کردن، آزمایش نکنید. ببینید وقتی جای آن طرف باشید واقعاً چه احساسی خواهید داشت؟ آیا او به نیازهای شما توجه دارد؟ شما چه؟ به نیازهای او توجه میکنید؟ آیا دادن ها و گرفتن ها در رابطه به یک میزان است یا همه چیز یک طرفه است؟ آیا اکثر اوقات به هم نگاه می کنید، همدیگر را ناز و نوازش می کنید یا به چشمان هم خیره می شوید؟
    خودتان را در کنار همسرتان در 20 سال آینده تجسم کنید. آیا آن تصویر قلبتان را مملو از ترس می کند یا از تصور آن لبخند می زنید؟ اگر همسرتان بیشتر از اینکه از شما انتقاد کند، شما را تحسین می کند مطمئناً از تجسم آن تصویر لبخند روی لبانتان می آید. هیچکس دوست ندارد با یک منتقد زندگی کند، حتی اگر روزی عاشق این فرد بوده باشید.
    دوستی به علاوه کشش جنسی بهترین نشانه عشق حقیقی است.
    عشق واقعی دوستی به اضافه کشش جنسی است. اگر شما از گذراندن هر لحظه از زندگیتان در کنار همسرتان لذت می برید، پس او بهترین دوست شماست. این نوع رابطه اعتماد به نفس و عزت نفس شما را بالا می برد و به شما برای رسیدن به بالاترین درجه کمال کمک می کند. در عوض، شما هم به طرف مقابلتان کمک می کنید که به این چیزها دست پیدا کند. وقتی هر دوی شما عشق واقعی را احساس کنید، دیگر می توانید هر کاری را در کنار هم انجام دهید.
    منبع : روا


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  4. #34
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    8 اشتباه مادرانه ...



    شاید برای شما هم پیش آمده باشد درست در لحظه*ای که سعی می*کنید خود را جدی نشان بدهید، فرزندتان هیچ اعتنایی به شما نمی*کند. مثلا وقتی به دخترتان اولتیماتوم می*دهید و می*گویید: «فورا حاضر شو، وگرنه اصلا بیرون نمی*رویم!» او خیلی راحت جواب می*دهد و می*گوید: «خب نرویم!» اگرچه قرار نیست هیچ مادر یا پدری با فرزندش دعوا کند اما لازم است شما گاهی به فرزندتان یادآوری کنید، بالاخره مادر یا پدر هستید و او باید به حرف شما گوش کند. علت این رفتارهای کودکان اشتباهاتی است که خود ما در تربیت آن*ها مرتکب می*شویم. در اینجا شما را با 8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن*ها آشنا می*کنیم.



    دروغ بزرگ
    1 من هر دوشنبه دختر 3 ساله*ام را به خانه دوستم مینا می*برم و او تا ظهر آنجا می*ماند. او هر هفته سر این موضوع با من بحث می*کند و به منزل مینا نمی*رود. یک روز که به منزل مینا رسیده بودیم و من خیلی عجله داشتم، دخترم از ماشین پیاده نمی*شد و من مجبور شدم به او بگویم: «خانه بغلی خاله مینا یک کودکستان است که آنجا بچه*ها را می*سپرند به لولو تا نگه*شان دارد! حالا انتخاب با خودت است خانه خاله مینا یا کودکستان لولو!» دخترم سریع به طرف منزل مینا شروع به دویدن کرد. یک هفته بعد مینا از من پرسید: «تو این طرف*ها مهد کودک می*شناسی؟ دخترت مدام از یک مهد*کودک خیلی بد در این حوالی حرف می*زند و از من می*خواهد او را به آنجا نبرم!» جلوی دوستم خیلی شرمنده شدم. از طرفی نمی*دانستم چطور باید موضوع را توضیح بدهم و از طرفی دخترم نسبت به مهد کودک بدبین شده و فکر می*کند همه مهد کودک*ها توسط لولو اداره می*شوند! من فکر می*کنم دیگر نمی*توانم او را به هیچ مهد کودکی بفرستم.

    صادق باشید
    راه حل خیلی از والدین در بسیاری از موقعیت*ها وسوسه می*شوند با یک دروغ شاخ*دار از شر مجادله با کودک خلاص شوند. این دروغ*ها در کوتاه*مدت جواب می*دهد ولی در دراز مدت به ضرر شماست. از یک سو کودک اعتمادش را به شما از دست می*دهد و از سوی دیگر، ترساندن کودک تاثیر بدی در روحیه او می*گذارد. والدینی که مدام برای مجبور کردن کودک به انجام کارها او را از آمپول می*ترسانند، وقتی فرزندشان واقعا نیاز به تزریق آمپول دارد، درمانده می*شوند. راه بهتر آن است با فرزندتان صادق باشید و با او ابراز همدردی کنید. مثلا به او بگویید: «می*فهمم دوست نداری امروز به خانه خاله مینا بروی. من هم بعضی روزها دوست ندارم بروم سر کار، ولی مجبورم.» این همدردی شما کار را ساده*تر خواهد کرد.


    عقب*نشینی

    2 اگر دنبال راهی می*گردید که تضمین کند فرزندتان دیگر به حرف شما گوش نخواهد کرد، او را تهدید کنید ولی تهدیدتان را عملی نکنید! دیروز به خانه دوستم رفته بودم تا پسرم با پسر او بازی کند. پسربچه*ها سر اسباب*بازی*ها با هم دعوا داشتند. هر اسباب*بازی* که پسر من برمی*داشت، فورا پسر دوستم آن را از دست او می*کشید و داد و دعوا به راه می*افتاد. دوستم هر بار برمی*گشت و به پسرش می*گفت: «اسباب*بازی را به اشکان هم بده وگرنه آن را از خودت هم می*گیرم.» بعد با آرامش رویش را برمی*گرداند و به گفت*وگو با من ادامه می*داد! به محض اینکه مادر رویش را برمی*گرداند، پسر دوباره شروع می*کرد یک اسباب*بازی دیگر را از دست پسر من کشیدن!

    اقدام عملی
    راه حل اصلا خوب نیست که با کودک بدرفتاری کنید ولی اگر او به رفتار نادرستش ادامه دهد باید عواقب آن را ببیند. بریژیت بارنز، یکی از نویسندگان کتاب تربیت کودکان نوپا و پیش*دبستانی، موقعیت جالبی را مثال می*زند؛ تصور کنید کودک**تان را برای بازی کنار ساحل برده*اید. او مدام به بچه*های اطراف شن پرتاب می*کند و شما مدام این جمله را تکرار می*کنید: «اگر باز هم شن پرت کنی، می*رویم.» کودک جمله شما را به این شکل برداشت می*کند: «چند بار دیگر هم می*توانم کارم را تکرار کنم. بعد مامان من را مجبور می*کند دیگر شن پرت نکنم.»
    به جای این روش باید ابتدا یک اخطار به کودک بدهید و اگر کارش را تکرار کرد، فورا پیامد کارش را به او نشان دهید. مثلا برای چند دقیقه او را از بازی منع کنید. اگر باز هم به کارش ادامه داد، کودک را از ساحل ببرید. دفعه آینده که کودک رفتار نادرستی از خود نشان داد، کافی است با آرامش، خاطره بار قبل را به او یادآوری کنید: «یادته دفعه پیش مجبور شدیم زود برویم خونه؟ امیدوارم این دفعه مجبور نشویم دوباره زود برویم.»


    متحد نبودن

    3خیلی اوقات پیش می*آید که شما با فرزندتان قرار گذاشته*اید اگر کاری را به درستی انجام دهد یا مطابق خواست شما رفتار کند، برای او چیزی که دوست دارد بخرید. ولی همسرتان ناگهان تصمیم می*گیرد جایزه را به کودک بدهد!

    در یک جبهه باشید!

    راه حل درست است که همسرتان قصد ندارد تلاش*های شما در تربیت فرزند را نابود کند یا قول شما را پیش چشم او بی*اهمیت جلوه دهد اما عملا این درست همان کاری است که با دادن جایزه به فرزندتان می*کند. اگر با همسرتان در یک جبهه باشید، نه تنها فرزندتان یاد می*گیرد کاری که نادرست است، از نظر همه نادرست است بلکه این موضوع کمک می*کند تا به مرور زمان شما تبدیل به شخصیت بد داستان نشوید.
    شما و همسرتان می*توانید برای رفتار نادرست فرزندتان تنبیه*های متفاوتی داشته باشید ولی مهم آن است که منظورتان از رفتار نادرست با هم یکی باشد. بد نیست یک روز در غیاب بچه*ها با همسرتان بنشینید و فهرستی از قوانین تهیه کنید و حالات متفاوت آن را با هم به بحث بگذارید.


    رشوه*های کوچولو اما همیشگی

    4 دختر 4 ساله من همیشه کم*غذاست. یک بار به او پیشنهاد دادم اگر غذایش را تمام کند، به او شکلات می*دهم. او هم غذایش را تا آخر خورد و شکلات را دریافت کرد. سر شام دوباره از من شکلات خواست و من هم در قبال تمام کردن غذایش شکلات به او دادم اما این موضوع برای او تبدیل به عادت شده دیگر برای این*که لب به غذا بزند، اول از من شکلات می*خواهد. غذایش را نمی*خورد ولی رشوه*اش را می*گیرد!

    قدردانی با کلمات

    راه حل همه والدینی که بچه کوچک دارند، باید همیشه یک جایزه کوچولو در آستین*شان داشته باشند. این جایزه در خیلی از موارد به کار می*آید. مثلا وقتی لازم است در یک مکان رسمی فرزندتان را ساکت نگه دارید اما کارشناسان تاکید می*کنند وقتی بچه*ها کار خوبی انجام می*دهند، آن*ها را تحسین کنید. به جای دادن شکلات به فرزندتان به او بگویید: «آفرین! پسرم چقدر بچه خوبی بودی که سر شام در خانه عمویت آرام نشستی.» همچنین قدرت کلمات را دست کم نگیرید. اگر به فرزندتان بگویید: «خیلی ناراحتم از این*که کادویی که پدر برایم خریده بود را شکستی.» کودک واقعا از رفتار خودش احساس بدی پیدا می*کند و علاوه بر آن، قدرت تشخیص احساسات و به کار بردن کلمات برای ابراز آن*ها را یاد می*گیرد.


    شکستن قوانین خودتان

    5 بچه*ها، مقلدهای حرفه*ای هستند. بنابراین کاری که دوست ندارید با دیگر افراد انجام شود، نسبت به کودکان انجام ندهید. پدر و مادری که عادت دارند برای کار بد پشت دست فرزندشان بزنند، باید منتظر باشند سال آینده فرزندشان در مدرسه همین کار را در مقابل دوستانش انجام دهد. اگر دوست ندارید فرزندتان به شما دروغ بگوید، نباید به او یاد بدهید تلفن را بردارد و به دروغ به رئیس*تان بگوید شما منزل نیستید.

    احترام به قوانین خانه

    راه حل در منزل ما، نینداختن اسباب*بازی روی زمین یک قانون محکم است. یک روز همسرم توپی را که زیر مبل پیدا کرده بود به اتاق دیگری انداخت تا زیر پا نرود. همان موقع ناگهان جیغ پسرم بلند شد که به پدرش یادآوری می*کرد: «اسباب*بازی روی زمین ممنوعه!»


    از دست دادن خونسردی

    6 اغلب ما دوست نداریم سر فرزندمان داد بکشیم ولی بارها پیش می*آید که در پایان یک روز کاری، خسته و کوفته با کودک 2 ساله*مان کلنجار می*رویم و ناگهان نقطه جوش فرا می*رسد و سر او داد می*کشیم. «نخستین باری که سر نورا، دختر 2 ساله*ام داد کشیدم، سعی کرد من را به اتاق خودم بفرستد!» (این تنبیه رایج خانه ماست.)

    صحنه را ترک کنید

    راه حل شاید نورا کوچولو خیلی هم اشتباه نکرده باشد. رفتن به اتاق دیگر، فقط مخصوص بچه*ها نیست. وقتی حس می*کنید در حال از دست دادن کنترل اعصاب*تان هستید بهترین راه آن است که چند دقیقه همه چیز را رها کنید و بی*خیال شوید. کودک*تان را در گهواره یا جای امنی بگذارید و خودتان به اتاق دیگری بروید. یک نفس عمیق بکشید. تا 10 بشمارید و بعد از نو به موضوع فکر کنید. اگر نمی*توانید کودک*تان را تنها بگذارید، با هم به اتاق دیگری بروید. گاهی وقت*ها فقط تغییر منظره اطراف شما را از حال خودتان بیرون می*آورد و به آرام شدن شما کمک می*کند. در ضمن بهترین راه آن است که اجازه ندهید کار به اینجا برسد. به توصیه شماره 2 برگردید!


    برنامه*ریزی درازمدت!

    7 بعد از ظهر روز چهارشنبه خسته و کوفته در راه برگشتن از اداره، پسر 4 ساله*ام را از کودکستان برداشتم. ترافیک بسیار سنگین بود و حوصله دانیال سر رفته بود. شروع کرد وول خوردن و مدام از پشت سر، روسری من را می*کشید. از یک طرف قطار ماشین*های مقابلم هیچ حرکتی نمی*کرد و از شلوغی و دود، سردرد گرفته بودم و از طرفی نمی*توانستم دانیال را آرام کنم. به او گفتم اگر به کارش ادامه بدهد فردا از پارک خبری نیست. ولی او اصلا به حرفم اعتنا نکرد.»

    تهدید یا پاداش نزدیک*تر

    راه حل بچه*ها کاری را که یک ساعت پیش کرده*اند به یاد نمی*آورند، چه برسد به یک روز پیش. همان*طور که پسر شما با شنیدن: «فردا از پارک خبری نیست.» خطری احساس نمی*کند، روز بعد هم نخواهد فهمید چرا او را به پارک نمی*برید چون رفتار دیروزش را به خاطر نمی*آورد. همچنین گفتن اینکه: «اگر دختر خوبی باشی جمعه می*رویم شهربازی.» اصلا فرزندتان را تشویق نمی*کند که رفتارش را اصلاح کند. باید پاداشی را به او قول بدهید که زودتر فرا می*رسد و کودک می*تواند با اشتیاق مدت زمان لازم را برایش صبر کند.


    موعظه طولانی

    8 شوهر من عادت دارد همه چیز را به تفصیل بشکافد و توضیح بدهد. مثلا دیشب در پاسخ به دختر 3 ساله*مان نینا، که نمی*خواست زود به رختخواب رود، نطق غرایی درباره اینکه چطور زود خوابیدن باعث می*شود انسان در روز بعد شاداب از خواب برخیزد و چطور نینا به 10 ساعت خواب احتیاج دارد تا فردا در خانه مامان*بزرگ سر حال و پرانرژی باشد تحویل داد ولی از چشم*های نینا می*شد خواند که نه تنها چیزی نفهمیده بلکه حتی خوابش هم نگرفته است!

    توضیحات کمتر
    راه حل بچه*ها، بزرگسالانی با جثه کوچک*تر نیستند. بنابراین توضیحات طولانی شما آن*ها را اصلا برای انجام کاری که می*خواهید به آن*ها بگویید، راغب*تر نمی*کند. کافی است در یک یا دو جمله، به زبان کودک توضیحی بسیار ساده برای منظورتان بدهید. جمله «شیرینی قبل از شام ممنوع است.» کافی است تا کودک نوپای شما بفهمد علت اینکه در این زمان به او شیرینی نداده*اید آن است که شام نزدیک است. لازم نیست توضیح مبسوطی درباره اینکه شیرینی اشتهای کودک را کور می*کند و باعث می*شود شام نخورد و مواد ومغذی به بدنش نرسد، بدهید. در ضمن یادتان نرود توضیحات کوتاه شما باید به زبان بچه*ها باشد.


    نکات کنکوری

    فرزندتان سر شما داد کشیده و شما در پاسخ به این رفتار بدش سر او داد کشیده*اید؟! تهدید کرده*اید که او را تنبیه می*کنید ولی عاقبت پای حرف*تان نایستاده*اید؟! خیلی خوب! حتی اگر اغلب این اشتباهات را مرتکب می*شوید، نباید ناگهان از خودتان ناامید شوید. پدر یا مادر بودن همیشه سخت است. نکته مهم آن است که به آرامی روی تغییر رویه*تان کار کنید. نکات زیر را به یاد داشته باشید:

    • اشتباه*تان را بپذیرید. اگر یکی از قوانین خانه را شکسته*اید به اشتباه*تان اعتراف و در آینده سعی کنید قانون منزل را رعایت کنید.


    • آرام آرام گام بردارید. اگر متوجه شده*اید اغلب روش*های تربیتی شما تا*کنون نادرست بوده است، باید آن*ها را به آرامی و سر صبر تغییر دهید. نباید یک*باره 20 قانون جدید برای کود*ک*تان وضع کنید.


    • به*خود و فرزندتان زمان بدهید. تاثیر مداومت و صبر را نادیده نگیرید.





    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  5. #35
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,220
    10,636
    26,315

    پیش فرض


    چرا دوست دارید با افراد شبیه خودتان ازدواج *کنید؟




    بررسی*ها نشان داد که هر اندازه فرد مورد نظر به ما شبیه*تر بود، بخش بیشتری از قسمت مرکزی مغز که به مرکز تصمیم و کنترل هیجانات و تصمیمات مربوط است، برای فعالیت باز می*شد و ...




    محققان دریافته*اند که قسمتی از مغز که هیجانات و احساسات را کنترل می*کند، در هنگام مشاهده افراد مشابه خودمان فعال*تر می*شود.



    به گزارش اعتدال ، دانشمندان توانستند پاسخ این پرسش را که" چرا به طور طبیعی با افراد هم طبقه خود، دوست شده و یا ازدواج می*کنیم" دریابند.


    دکتر کارولینا زینک در انستیتو سلامت ذهنی در مریلند آزمایشی را ترتیب داد که بر اساس آن به 23 نفر اطلاعات افرادی نزدیک به وضعیت اقتصادی ، اجتماعی بالاتر و پایین*تر آن*ها نشان داده شد. سپس از طریق MRI فعالیت قسمت مرکزی مغز در هر حالت اندازه*گیری شد.




    بررسی*ها نشان داد که هر اندازه فرد مورد نظر به ما شبیه*تر بود، بخش بیشتری از قسمت مرکزی مغز که به مرکز تصمیم و کنترل هیجانات و تصمیمات مربوط است، برای فعالیت باز می*شد.


    در واقع مغز افراد متعلق به طبقه بالای اجتماعی هنگام ملاقات با افراد هم طبقه خود فعال*تر و مغز افراد متعلق به طبقه پایین هنگام ملاقات با افراد هم طبقه خود، واکنش مثبت دارند.


    محققان نشان دادند که این نتایج با نتایج به دست آمده از میمون*ها بسیار سازگار است. در میمون*ها نیز رفتارها بسته به موقعیت آنان در گروه متفاوت است.


    دکتر زینک می*گوید: نحوه واکنش و رفتار ما با افراد اطراف خود بر اساس موقعیت اجتماعی آنان نسبت به ما صورت می*گیرد و به همین علت اطلاعات مرتبط با طبقه اجتماعی افراد برای ما بسیار ارزشمند است.


    به عنوان یک انسان ما ظرفیت تشخیص محیط بیرونی را برای انتخاب بهترین و مناسب*ترین احساس برای خود داریم.


    مغز ما حالت ایستا ندارد و می*تواند خود را با شرایط وفق دهد. زمانی که موقعیت یک شخص عوض می*شود، انتظار داریم ارزش*های مرتبط با موقعیت اجتماعی و نظر او نسبت به دیگران نیز در قسمت تصمیم*گیری تغییر کند.


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  6. #36
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,220
    10,636
    26,315

    پیش فرض


    چطور از خیانت های زناشویی جلوگیری کنید ؟




    98 درصد از افراد درمورد فردی جز فرد مقابلشان در رابطه عشقی خیالپردازی می*کنند. با شیوع شبکه*های اجتماعی مثل فیس*بوک ، این خیالپردازی*ها بسیار راحت*تر از گذشته شده است، چه به*صورت آنلاین و چه واقعی.


    نتایج تحقیقات مختلف درمورد خیانت متفاوت است. وقتی محققان پرسشنامه*هایی را بین زنان و مردان مختلف پخش کردند و از آنها پرسیدند که آیا تابحال خیانت کرده*اند یا نه، به نظر رسید که مردان علاقه زیادی به لاف زدن درمورد خیانت*های خود دارند. اما زنان معمولاً انجام اینکار را پنهان کرده و درمورد آن دروغ می*گویند. هِلِن فیشر جامعه*شناس اعتقاد دارد که این مسئله علت دارد و آن این است که زنان در طول تاریخ بیشتر از مردان مورد خیانت قرار گرفته* اند. درنتیجه خیانت، زنان ، فرزندان و حمایت مالی و اقتصادی خود را از دست داده و حتی در برخی کشورها تحت خشونت*های قانونی قرار می*گیرند.


    تقریباً نیمی از افرادیکه در روابط متعهد هستند، در نقطه*ای از رابطه دست به خیانت می*زنند. و 98 درصد از افراد درمورد فردی جز فرد مقابلشان در رابطه عشقی خیالپردازی می*کنند. با شیوع شبکه*های اجتماعی مثل فیس*بوک ، این خیالپردازی*ها بسیار راحت*تر از گذشته شده است، چه به*صورت آنلاین و چه واقعی.


    جالب است که ندرتاً افراد همسرشان را به *خاطر کسی که با او دست به خیانت زده*اند رها می*کنند. و آنهایی که اینکار را می*کنند، احتمال طلاق در رابطه دومشان بسیار بالا است زیرا فرد مقابل نمی*تواند به کسی که یکبار به خانواده خود خیانت کرده است، اعتماد کند.


    پس اگر خیانت سودی به دنبال ندارد، چرا آدم*ها به هم خیانت می*کنند و آیا می*توان جلو خیانت همسر را گرفت؟
    برخلاف باور عموم، خیانت معمولاً زمانی اتفاق نمی*افتد که فرد از رابطه خود ناخوشنود است. هشتاد درصد از خیانت*ها به دلیل فرصتی که به دست رسیده* است انجام می*شوند.


    اگر این درست باشد، بنابراین مهم نیست که چند مرتبه با همسرتان رابطه* جنسی داشته باشد یا اینکه آشغال*ها را شب*ها سر کوچه بگذارید یا نه. ازدواج شما همیشه درمعرض خیانت قرار دارد. دور کردن دوستان از جنس مخالف همسرتان یا محدود کردن زمانی که در اینترنت سپری می*کند هم اثری ندارد.


    و البته این را هم بگوییم که همیشه کسانیکه مشکل اخلاقی دارند نیستند که خیانت می*کنند. در سال 2004، 82 درصد از پاسخ *دهندگان به یک تحقیق ابراز کرده*اند که خیانت همیشه کاری اشتباه است. و یک تحقیق نشان داده است که تا نیمی از زنان متاهل بعد از ازدواج تا قبل از 40 سالگی حداقل یک عاشق دارند.

    پیش*گیری از خیانت خیلی ساده است ، راهش راست گفتن است . محققان و روانشناسان اعتقاد دارند که برای اینکه زوج*ها از بروز خیانت در زندگی زناشویی خود جلوگیری کنند، باید اول قبول کنند که جذب شدن به افراد دیگر مسئله*ای کاملاً طبیعی است. و اگر متوجه شدید که درمورد یک فرد دیگر به غیر از همسرتان خیالپردازی می*کنید، باید موضوع را به اطلاع همسرتان برسانید. این یعنی درمورد احساساتتان صادق باشید. البته لازم نیست که با گفتن جزئیات مسئله احساسات همسرتان را خدشه*دار کنید اما قبل از اینکه نگرانی*هایتان به مسئله جدی*تری تبدیل شود با همسرتان صادق باشید.

    به همسرتان بگویید که چه ویژگی رابطه*تان را تحسین می*کنید
    و فکر می*کنید رابطه*زناشوییتان چه ایرادات و اشکالاتی دارد. کاملاً راحت و معمولی با همسرتان حرف بزنید و احساساتتان را با هم درمیان بگذارید.



    حرف زدن درمورد این مسائل را باید با دیدگاهی عادی و طبیعی نگاه کنید نه تهدیدآمیز مگراینکه طرف مقابلتان چیزی را از شما پنهان کند. آنوقت است که آن خیالپردازی به مسئله*ای جدی*تر تبدیل می*شود و ممکن است موجب رفتارهای موزیانه و پنهان*کاری شود. همین است که خیانت ایجاد می*کند.



    دفعه بعدی که با فردی جذاب روبه*رو شدید، کسی که از هر لحاظ تجسینش می*کردید، حتماً موضوع را با همسرتان درمیان بگذارید. همیشه به اینکه در رابطه*تان چه می*کنید دقت داشته باشید. این را به یک اولویت زندگیتان تبدیل کنید و از بودن با هم لذت ببرید.


    بعد از مدتی خواهید دید که جزء معدود روابط متعهدی خواهید بود که دو طرف کاملاً به هم متعهد هستند.


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  7. #37
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    چگونگی نفوذ بر دیگران
    اصول دوستیابی و نفوذ بر دیگران و رهبری مؤثر به قرار زیر است:
    ۱) انتقاد، شکایت و محکوم نکنید.
    ۲) صادق باشید.
    ۳) در دیگران انگیزه ایجاد کنید.
    ۴) ذاتاً به دیگران علاقه مند باشید.
    ۵) همیشه حتی در هنگام مشکلات و سختی ها خنده رو باشید.
    ۶) به یاد داشته باشید که نام هر فردی زیباترین و مهمترین کلمه است.
    ۷) شنونده خوبی باشید. دیگران را تشویق کنید در مورد خود صحبت کنند.
    ۸) براساس علایق دیگران صحبت کنید.
    ۹) طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هر کاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید.
    ۱۰) بهترین راه موفقیت در بحث، اجتناب از آن است.
    ۱۱) به «نظر» دیگران احترام بگذارید. هرگز نگویید «اشتباه می کنید»
    ۱۲) اگر اشتباه کردید، سریع و صادقانه آن را بپذیرید.
    ۱۳) دوستانه صحبت کنید.
    ۱۴) طوری صحبت کنید که طرف مقابل همیشه در پاسخ تان «بله» بگوید.
    ۱۵) اجازه دهید طرف مقابل بیشتر صحبت کند.
    ۱۶) اجازه دهید طرف مقابل احساس کند از شما برتر است.
    ۱۷) صادقانه همه چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید.
    ۱۸) با عقاید و آرزوهای مثبت و سازنده دیگران همراه شوید.
    ۱۹) با افراد مثبت و انگیزه دهنده دوست باشید.
    ۲۰) عقایدتان را به دیگران تحمیل نکنید.
    ۲۱) خود را با علائم غیرکلامی طرف مقابل هماهنگ کنید.
    ۲۲) صادقانه از دیگران تعریف کنید.
    ۲۳) اشتباهات دیگران را غیر مستقیم تذکر دهید.
    ۲۴) قبل از انتقاد از دیگران در مورد اشتباهاتتان صحبت کنید.
    ۲۵) به جای دستور صریح، سؤال کنید.
    ۲۶) در دیگران احساس امنیت ایجاد کنید.
    ۲۷) هر پیشرفت جزیی و هر نکته مثبتی را تحسین کنید.
    ۲۸) مشوق باشید و بکوشید اشتباه دیگران را آسان و قابل اصلاح نشان دهید.
    ۲۹) بگذارید افراد از انجام پیشنهادات شما خوشحال شوند.
    ۳۰) اگر برای کسی کاری انجام می دهید، انتظار جبران نداشته باشید.




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  8. #38
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,220
    10,636
    26,315

    پیش فرض

    کلمات آلرژی زا برای خانم ها





    خانم های عزیز: چند باراتفاق افتاده است که با مرد زندگی تان مشغول صحبت باشید و او به یکباره چیزی بگوید که براستی عمیقاً شما را ناراحت و یا عصبانی کرده باشد؛ در حالیکه خود او نیز اصلاً متوجه نباشد که چرا اینقدر شما را ناراحت و عصبانی کرده است؟ وبا ناباوری از شما می پرسد:" مگر من چی گفتم؟" یا "چه حرف بدی زدم؟" و شما پیشخودتان فکر می کنید: چطور متوجه نیست که چه می گوید؟

    زنان دیگر معمولاً خیلی خوب متوجه منظور شما می¬شوند و شما را درک می¬کنند بطوریکه داستان را برای هر زنی که تعریف کنید براحتی با آن ارتباط برقرار می¬کند. اما چرا خود مردها متوجه نیستند که گاهی اوقات حرفهایی می¬زنند که زن ها از شنیدن آن بیزارند؟


    آنچه زن ها از شنیدن آنها بیزارند :

    ** آنچه مردها می گویند تا احساسات زنان را کم اهمیت جلوه دهند.

    ** آنچه مردها می گویند تا از صحبت کردن و برقراری ارتباط با زنان سرباز بزند.

    ** آنچه مردها می گویند تا مکالمه و گفت و گو با زنها را متوقف کنند.

    ** آنچه مردها می گویند تا خود را متعهد و پای بند چیزی نکنند و بتوانند آزاد باشند.

    ** آنچه مردها می گویند تااحساسات زنان را کم اهمیت جلوه دهند.

    آروم باش لحظه ای که این جمله به گوش زن ها برسد فشار و اضطراب آنهارا بالا می برد. هنگامی که به آن ها دستور می دهید آرام باشید برای آن ها به این معنا است که احتمالاً فکر می کنید زیادی از خود واکنش نشان داده اند و از هم پاشیده و غیر منطقی شده اند و نمی توانند از پس چیزی بر آیند از آن بالاتر ازاین کار، بوی فخر فروشی می آید که مردها به خود مسلطند و زنها نمی توانند بر خودمسلط باشند.

    سخت نگیر بی اعتنایی و بی تفاوتی تا چه حد؟ این جمله اهمیت احساسات زنان و نیز آنچه را که درباره اش صحبت یا مذاکره می¬کنند راکوچک جلوه می¬دهد و ضمناً به این معناست که زیادی موضوع را جدی و مشکل گرفته اند ترجمه" نمی¬خواهم درباره این موضوع با تو هیچ صحبتی بکنم." پاسخ زنان"خودت سخت نگیر. زنان میخواهند صحبت کنند نه اینکه روی شما عمل جراحی قلب باز انجام دهند"

    به اعصابت مسلط باش درست مانند آروم باش و سخت نگیر و حتی به مراتب بدتر است، هنگامی که به زن ها می گویید بر اعصاب خودت مسلط باش برایشان به این معناست که از کاهی کوه ساخته اند. خب مردان عزیز چه فکر می کنید؟ اگر زنان میخواهند در آن باره صحبت کنند پس حتماً برای آن ها موضوع مهمی است.

    اینقدر بچه نشو احساس توهین و تحقیر و بی احترامی به زن ها دست می دهد.

    آنچه مردها می گویند تا از صحبت کردن و برقراری ارتباط با زنان سرباز بزند

    دوست ندارم درباره ی آن صحبت کنم زنان هم از بسیاری از کارها خوششان نمی آید ولی آنها را انجام می دهند، اما پیام این جمله به زنان این است که احساسات تو برای من اهمیتی ندارد مهم نیست که ناراحت باشی و نمی خواهم روی این رابطه کار کنم.

    دیگر تحملش را ندارم این جمله معمولاً با یک خروج فیزیکی و جسمانی نیز همراه است. بدین معنا که مردها این جمله را می گوید و ناپدید می شوند و زنان را دل شکسته و رنجیده خاطر و بسیار خمشگین و عصبانی رها می کنند. این جمله به زن احساس نا امیدی و درماندگی می دهد. چنانچه آمادگی صحبت کردن را ندارید راه ها و روش های مودبانه تری نیز برای بیان آن وجود دارند.

    هنگامی که زنان سعی دارند برای آینده برنامه ریزی کنند یا مشکلی را حل و فصل کنند و مردها می گویند : یک کاریش می کنیم، زنان می دانند که فقط می¬خواهید وعده سر خرمن بدهند، البته به روش نرم و ملایم و زیرکانه.

    دوباره شروع شد معمولا مردان این جمله را در ابتدای مکالمه و پیش از آن که هنوز زنان چیزی گفته باشند می¬گویند مثلا زنان می پرسند عزیزم آیا در چند روز آینده زمان بیشتری داری ؟ مردان پاسخ می دهند دوباره شروع شد از کجا می¬دانید که قرار است بعد از این جمله چه گفته شود، در واقع آنچه در ذهن مردان می¬آید این است که "دوباره می خواهد درباره رابطه مان صحبت کند" زنان می خواهند در مورد رابطه صحبت کنند زیرا که به دلایل عجیب و غریب شما را و رابطه ی با شمارا دوست دارند.

    این دفعه چیه؟ با شنیدن این عبارت زنان احساس می کنند که از پیش به آن¬ها اخطار داده اید و می¬خواهیدآن ها را بترسانید در این گونه اوقات چاره ای ندارند جز این که تسلیم خواسته ی شما شوند و بگویند"باشه اصلا ًهیچی" که احتمالا همان چیزی است که شما دوست دارید بشنوید!

    هنگامی که زنان سعی دارند برای آینده برنامه ریزی کنند یا مشکلی را حل و فصل کنند و مردها می گویند : یک کاریش می کنیم، زنان می دانند که فقط می¬خواهید وعده سر خرمن بدهند، البته به روش نرم و ملایم و زیرکانه.

    دوباره نشستی با دوستات حرف زدی؟ آیا منظورمردها از این جمله این است که زن ها فکر، ذهن و تفکر مستقل ندارند؟ یا هر بار که از چیزی ناراحت هستند و یا می خواهند موضوعی را حل و فصل کنند توسط زن های دیگر شست و شوی مغزی داده شده اند؟ مهارتی که در این جمله به کار رفته است این است که از پیش و از همان ابتدا آنچه را که زنان می خواهند درباره اش صحبت کنند از درجه ی اهمیت و اعتبار ساقط می¬شود گویی که احمقانه است یا خوب درباره اش فکر نشده است و عقل و منطقی در آن به کار نرفته است و بنابراین ارزش آن را ندارد که وقت تان را روی آن بگذارید.

    آنچه مردها می گویند تا مکالمه و گفت و گو با زنان متوقف کنند

    باشه باشه مثل همیشه حق با توست و من اشتباه می کنم حالا راضی شدی زنان راضی نمی شوند چرا که صحبت کردن و برقراری ارتباط بر سر درست و غلط، برد و باخت یا حق به جانب جلوه کردن و محکوم کردن دیگری نیست. بلکه هدف فقط برقراری ارتباط متقابل و برگرداندن تفاهم است. مکالمه یک مسابقه نیست که باید در آن برنده شوید بلکه نوعی ارتباط است.

    اصلا بابا فراموشش کن پرواضح است که چیزی گفته شده که به مذاق مردان خوش نیامده است، اما به جای اینکه این احساسات خود را با همسرشان در میان بگذارند، مکالمه را در نطفه خفه می کنند. به علاوه اینکه زنان قادر نخواهند بود آن موضوع را فراموش کنند و شما نیز این را خود می دانید.

    خودم می دونم چکار دارم می کنم یعنی به نظر مردان نیازی به زنان نیست و فکر زن ها بی اهمیت است و مردان نمی خواهند در این مورد هیچ توضیحی بدهند.

    استفاده از عبارت من هم همینطور از دو حال خارج نیست یا به لحاظ گفتاری کلامی مردان تنبل هستند و حوصله ندارند همان فکر یا احساس را تمام و کمال دوباره ابراز و بیان کنند و یا اینکه عمداً دوست ندارند آن را بر زبان بیاورند و اعتقادی هم به آن ندارند

    آنچه مردها می گویند تا خود را متعهد و پای بندچیزی نکنند و بتوانند آزاد باشند

    نمی توانم اینقدر جلو جلو فکر کنم با این جمله مردان می خواهند شانه خالی کنند طفره بروند و فرار کنند. این کار مردان موجب می شود زنان احساس کنند اهمیت ندارند و شایسته چشم پوشی هستند .

    یه کاریش می کنیم هنگامی که زنان سعی دارند برای آینده برنامه ریزی کنند یا مشکلی را حل و فصل کنند و مردها این پاسخ را به آن ها می دهند زنان می دانند که فقط می خواهید وعده سر خرمن بدهند، البته به روش نرم و ملایم و زیرکانه.

    من هم همین طور زنان می گویند" دوستت دارم" و شما می گویید" من هم همین طور" آن ها می گویند:"خیلی خوشحالم تونستیم درباره ی آن موضوع با هم صحبت کنیم." شما می گویید:"من هم همین طور"استفاده از این عبارت از دو حال خارج نیست یا به لحاظ گفتاری کلامی مردان تنبل هستند و حوصله ندارند همان فکر یا احساس را تمام و کمال دوباره ابراز و بیان کنند و یا اینکه عمداً دوست ندارند آن را بر زبان بیاورند و اعتقادی هم به آن ندارند.

    من همین طوری هستم و اینک بزرگترین عذر و بهانه برای سرباز زدن از انجام آنچه ندارید یا نمی خواهید انجام دهید سرباز زدن از تغییر و رشد شخصی، طفره رفتن از کار کردن بر روی خودتان و رابطه و فرار کردن از جدی گرفتن نظر ها و بازتاب های زنان. خب چنانچه نمی خواهید تعهد و پای بندی خود را به چیزی نشان دهید بهتر نیست دقیق تر بگویید که : "من انتخاب کرده ام که همین طوری باشم".

    ما خواهان آنیم تا آنچه را که زن ها تلاش می کنند به شما بگویند درک کنید و زندگی سرشار از تفاهم را تجربه کنید.


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  9. #39
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,220
    10,636
    26,315

    پیش فرض






    خواستگاری بدون سیاه کاری!


    این سوال را تمام کسانی که به نوعی در موقعیت ازدواج قرار گرفته اند می پرسند: چطور متوجه شویم که طرف مقابلمان چه خصوصیات اخلاقی دارد؟ چه رفتارهایی را از ما پنهان می کند و کجا صادقانه خودش را نمایش می دهد؟


    حقیقت این است که همه ما حتی اگر به عمد هم نخواهیم، باز گاهی اوقات شخصیت اصلی مان را پنهان می کنیم و سعی داریم وجهه بهتری از خود به نمایش بگذاریم. چیزی که گاهی به آداب معاشرت و تربیت و حفظ حرمت تعبیر می شود و معمولا خیلی دشوار می توان آنها را کنار زد و به واقعیت شخصیت یک نفر رسید.

    در جلسات خواستگاری شما نمی توانید انتظار داشته باشید طرف مقابلتان خودش را همانطور که هست نشان دهد اما پرسیدن یک سری از پرسش ها کمک می کند تا برای فهمیدن عقاید و خصوصیات او راه میانبری را در پیش بگیرید. سوالاتی که در زیر می آیند می توانند در این زمینه به شما کمک کنند. یادتان باشد مجبور نیستید همه این سوالات را عینا بپرسید اما می توانید سوالاتی شبیه این ها را داشته باشید:



    الف- خصوصیات اخلاقی فردی


    1) حساس بودن- کینه ورزی- عدم گذشت: چه اتفاقی پیش بیاید شما رفت و آمدتان را با کسی کم یا قطع می کنید؟ با کسی قطع رابطه دارید؟ به چه دلیلی؟ از چه رفتارهایی نمی توانید بگذرید؟

    2) با کسی که رفتار بدی با شما کند چه می کنید؟ آیا کسی در زندگی تان هست که او را نبخشده باشید؟

    3) دروغ مصلحتی چه مواقعی جایز است؟

    4) صداقت: چه جاهایی از نظر شما صداقت، ساده لوحی است؟ تا چه حدی باید صداقت داشت؟

    5) غیبت: چقدر در غیاب کسی صحبت او را می کنید؟

    6) چنانچه طرف مقابل تان برداشت غلطی از رفتار شما داشت چه عکس العملی نشان می دهید؟

    7) معمولاً از چه کسانی قرض می گیرید؟ این اشخاص چه خصوصیاتی دارند؟
    گفت وگو

    8) عزت- خوار شدن: با قرض گرفتن یا کمک گرفتن از دیگران موافقید؟ آیا در هر موردی از دیگران کمک می خواهید؟

    9) آیا مشکلات اقتصادی (تنزل حقوق، بیکاریی و قرض) خود را با همسرتان در میان می گذارید؟

    10- عصبانیت: در مقابل پرخاشگری دیگران چه می کنید؟ آیا تاکنون کسی حرف بی ربطی به شما زده است؟ چه اتفاقی افتاد توضیح دهید. چه برخوردی با آن کرده اید؟

    11- از چه چیزهایی خشمگین می شوید؟ آیا دیگران شما را فرد عصبانی قلمداد می کنند؟ چرا؟

    12) صبر: لحظات سخت زندگی را چه مدت می توانید تحمل کنید؟

    13) فرو تنی: اگر بخواهید انسان های اطراف خود را اعم از دوستان، فامیل، همکاران از لحاظ خوب بودن رتبه 1 تا 100 بدهید، به خودتان در بین آن ها چه رتبه ای می دهید؟ چرا؟ در برابر خودخواهی دیگران چه عکسی العملی نشان می دهید؟

    14) تکبر: در مقابل نصیحت و موعظه دیگران چه عکس العملی دارید؟

    15) حرص- حسادت: وضعیت مالی و امکانات خوب یکی از فامیل چه کسی در شما ایجاد می کند؟

    16) برای درآمد بیشتر، چه راه هایی در نظر دارید؟ چه درآمدی را کافی می دانید؟

    17) بخل – ولخرجی: وقتی با دوستان به گردش می روید، آیا شما قبل از همه دست به جیب می شوید؟ آیا همیشه شما حساب می کنید؟

    18) مهارت روابط: دوست دارید اگر دیر به منزل آمدید همسرتان چه عکس العملی نشان بدهد؟ چطور او را قانع می کنید و یا در چه صورتی قانع می شوید؟

    19- چشم به مال دیگران: پیشرفت اقتصادی خانواده تان را چقدر در پیشرفت اقتصادی زندگی خود دخیل می دانید؟ عدم استقلال = وابستگی، تنبلی.

    20- قضاوت یا صبر: کسی که می دانید عملی را انجام داده اما انکار می کند چه رفتاری می کنید؟




    ب- خصوصیات اخلاقی اجتماعی


    1) احترام گذاشتن: آیا احترام را مانع صیمیمت می دانید؟ آیا باید به بچه ها هم احترام گذاشت؟

    2) صله رحم: با اقوام خود تا چه حد رفت و آمد دارید؟ فکر می کنید بعد از ازداوج باید بیشتر شود یا کمتر؟

    3) آداب معاشرت: چقدر به احوال پرسی در مهمانی ها اعتقاد دارید؟

    4) احسان به پدر و مادر: احترام به پدر و مادر را در چه چیزهایی می بینید؟ اگر در مساله ای با پدر و مادرتان اختلاف داشتید چه می کنید؟

    5) اهل مدار بودن: با افرادی که با شما هم فکر نیستند و مجبورید با آن ها باشید چگونه رفتار می کنید؟

    6) تمرکز: در یک محیط شلوغ چه طور کارتان را انجام می دهید؟

    7) مردم داری: چقدر باید به مردم بها داد؟ چقدر کار مردم را راه می اندازید؟

    8) چاپلوسی: تحسین از دیگران با چه دلایلی و چه مقداری لازم است؟



    ج- صفات شخصیتی


    1) نظم و ترتیب: سرموقع به کار می روید؟ برنامه ریزی برای زندگی دارید؟ چند درصد کارهایتان طبق برنامه انجام می شود؟ چه کسی شما را در مرتب کردن اتاقتان یا پیدا کردن وسایلتان یاری می دهد؟

    2) ساعات برنامه روزانه شما چگونه است؟ (ساعت خواب، ساعت بیداری، موقع صبحانه خوردن، ساعت مطالعه)

    3) گوشه گیری: وقتی برای اولین بار به یک جمعی وارد می شوید چه می کنید؟ در جمع فامیل و دوستان چه می کنید؟

    4) گوینده جمع معمولاً کیست؟ چقدر مخاطب قرار می گیرید و چقدر مخاطب قرار می دهید؟

    5) اراده و قدرت تصمیم گیری: معمولاً چند درصد تصمیم هایتان منجر به عمل می شود؟ چند درصد تصمیم های مهم تان را خود می گیرید؟ کمک دیگران در تصمیم گیری شما به چه صورت است؟

    6) پشتکار: چند درصد کارهایتان را به پایان می رسانید؟

    7) زود رنج: از دست چه چیزهایی ناراحت می شوید؟ آیا احساس می کنید چیزهای زیادی هستند که شما را ناراحت می کنند؟

    8) مغرور: در تصمیم گیری ها چقدر از نظریات دیگران استفاده می کنید؟ چقدر برای کارهایتان احتمال اشتباه کردن می گذارید؟

    9) دهن بینی: چقدر حرف مردم برایتان مهم است؟ آیا همیشه قضاوت مردم در مورد شما درست بوده است؟

    10) خودنمایی: چقدر دوست دارید دیگران از شما تعریف کنند؟

    11) به اندازه حرف زدن- وراج: به نظر دیگران در صحبت کردن هایتان چقدر حاشیه می روید؟ به نظر شما آیا نباید انسان همیشه حرفی برای گفتن داشته باشد؟ آیا دوست دارید در تمام مسائل نظر دهید؟
    شخصیت

    12) با نشاط: اوقات فراغت خود را به چه چیزهایی اختصاص می دهید؟

    13) در مقابل اشتباه دیگران چگونه برخوردی می کنید؟

    14) تا حالا شده کسی به شما بگوید غیبت شما را کرده است چه عکس العملی نشان داده اید؟

    15) شما از دیگران چگونه انتقاد می کنید و دوست دارید از شما چگونه انتقاد کنند؟

    16) چگونه عیب های دیگران را به آن ها می گویید؟ رک بودن در انتقاد را چقدر قبول دارید؟

    17) انتقاد چه کسانی را می پذیرید؟ و فرد انتقاد کننده باید چه خصوصیاتی داشته باشد که شما بپذیرید؟

    18) انتقاد پذیری- خویشتن داری: اگر کسی اشتباهات و عیب هایتان را به شما گفت چگونه برخورد می کنید؟ اگر پیش دیگران و به شکل بدی گفت چه می کنید؟

    19- خوش بینی: به نظر شما آیا با این همه مشکلات و گرفتاری ها، می توان به یک زندگی متعادل امیدوار بود؟ چقدر می توان به وقایع و انفاقات زندگی خوش بین بود؟

    20) قاطع بودن: وقتی تصمیم آخر را می گیرید، چه عواملی در منصرف شدن شما می تواند دخیل باشند؟

    21) شوخ طبعی، بذله گویی تا چه حد خوب است؟ هجو و هزل چیست؟ آیا شما را به عنوان یک آدم شوخ طبع می شناسند؟

    22) سازنده بودن: در مشکلاتی که پیش می آید، سعی می کنید چقدر نظر و پیشنهاد دهید و به حل مساله کمک کنید؟

    23) آیا نظرات شما معمولاً راه گشا هست؟

    24) آیا می شود در هر موقعیتی وضع بهتری ایجاد کرد؟

    25) بد زبانی و ترش رویی: در مقابل کسی که بد زبان است، چه رفتاری می کنید؟ آیا به کسی که ترش روست حق می دهید.

    26) محیط چقدر در پیروزی یا شکست انسان ها تأثیرگذار است؟

    27) قناعت: در صورت گرفتاری مالی در زندگی چگونه خود را تطبیق می دهید؟

    28) اگر اتفاقی برای شما بیفتد که مجبور باشید با نصف درآمد فعلیتان زندگی کنید چه می کنید؟ و تا چه میزان می توانید خود را با شرایط تطبیق دهید؟
    قلب

    29) اعتراف به اشتباه کردن: اشتباهات دیگران چه تأثیری در کار و رفتار شما دارند؟

    30) تعطیلات آخر هفته را چه می کنید؟

    31) وسایل ارتباط جمعی چقدر وقت شما را می گیرد؟ (تماشای تلویزیون- اینترنت- روزنامه- مجله- رادیو و ...)

    32) برنامه های مورد علاقه شما کدام هستند؟ چقدر وقت شما را می گیرد؟

    33) گذشت: در صورت تداخل با برنامه های تلویزیونی مورد علاقه دیگران چه می کنید؟

    34) اگر از دست کسی دلخور هستید، چگونه ابراز می کنید؟ در مورد آن با کسی صحبت می کنید؟

    35) آیا در خانواده یا دوستان فرد سیگرای دارید؟ نظرتان در این مورد چیست؟

    36) تا چه حد به آراستگی خود در خانه و یا بیرون اهمیت می دهید؟

    37) دوست دارید چه هدیه هایی بگیرید؟

    38) در مهمانی ها تا چه اندازه رعایت حال میزبان را می کنید؟ چه کسی برای رفتن اول پیش قدم می شود؟

    39) خجالتی: در جمع چقدر احساس راحتی می کنید؟

    40) در تنهایی خودتان چه می کنید؟

    41) وقت هایی که در خانه تنها می مانید وقت خود را با چه چیزی پر می کنید؟

    42) درک متقابل: دوست دارید در مقابل سختی کار شما، همسرتان چه رفتاری داشته باشد؟

    43) استقلالی مالی: در تامین منابع مالی زندگی تان، تا چه حد به ارث و میراث اهمیت می دهید؟

    44) انتطارات شما از پدر و مادر من در دوران عقد چیست؟
    قلب

    45) هر کس در مواقعی از زندگی دچار خستگی کاری یا فکری می شود، در این مواقع معمولاً چه می کنید؟ و دوست دارید با شما چگونه رفتار شود؟

    46) آرامش و خونسردی: وقتی کسی دچار حادثه ای می شود، چه کاری را انجام می دهید؟

    47) آینده نگری: چقدر در برابر بیماری ها از خود محافظت می کنید؟ آیا پیش گیری می نمایید؟

    48) چه چیزهایی در زندگی شما را را ناراحت می کند؟

    49) رفیق بازی- وابستگی به والدین: در مسافرت ها مایلید به غیر از همسرتان چه کسی باشد و چه کسانی نباشند؟

    50) قد بودن، سخت گیری: چقدر روی حرف خودتان تاکید دارید؟ نظر دیگران در این زمینه چیست؟

    51) توقع داشتن: چقدر می خواهید دیگران شما را در سختی ها و مشکلات درک کنند؟

    52) امید داشتن- خوش بینی: چقدر به آینده امید دارید؟ چرا؟

    53) آیا از کارهای گذشته خود کاملاً راضی هستید؟ گذشته خوبی داشته اید؟ چرا؟


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  10. #40
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,220
    10,636
    26,315

    پیش فرض

    چگونه انرژی بدن را در سطح بالا نگه داریم؟* و خسته نشویم؟


    تقریبا هر روز با اشخاصی مواجه می شویم كه از احساس خستگی شكایت می كنند. اغلب اوقات این شكایت ها بعد از صرف ناهار بیشتر می شوند چرا كه افراد احساس افت فیزیكی و احساسی بیشتری پیدا می كنند.

    مصرف موز و هندوانه توصیه می شود چون این دو میوه انرژی را به سرعت شیرینی های قندی احیا می كند. در واقع موز حاوی قند بالایی است اما برخلاف قند مصنوعی، میوه های تازه می توانند املاح، ویتامین ها و فیبر طبیعی را نیز به بدن برسانند كه بسیار مفید هستند.

    به گزارش ایسنا، متاسفانه زندگی پرتلاطم امروزی در واقع به بخش طبیعی از عمر انسان ها تبدیل شده و بنابراین بسیاری از مردم نمی توانند برای خستگی خود چاره مناسبی پیدا كنند.

    طبق مقاله منتشر شده در شبكه خبری تورنتو نیوز، بنابراین همواره این چالش برای انسان وجود دارد كه در عین حال كه به حفظ سلامتی خود اهمیت می دهد، بتواند انرژی خود را نیز حفظ كند. هرچند با افزایش سن، این انرژی در هر حال كاهش می یابد اماه راه هایی وجود دارد كه بتوان روند این كاهش را كند كند و انرژی حیاتی را در بدن ذخیره كرد.
    به گزارش ایسنا در این مقاله چند راه كار برای افزایش سطح انرژی بدن توصیه شده است. نخست این كه مصرف موز و هندوانه توصیه می شود چون این دو میوه انرژی را به سرعت شیرینی های قندی احیا می كند. در واقع موز حاوی قند بالایی است اما برخلاف قند مصنوعی، میوه های تازه می توانند املاح، ویتامین ها و فیبر طبیعی را نیز به بدن برسانند كه بسیار مفید هستند.
    گزینه بعدی، مصرف هویج و سیب زمینی است. این دو خوردنی خوشمزه مثل اسنك های قندی می توانند قند خون را در تمام مدت بالا نگه دارند و در عین حال برخلاف فست فودها و تنقلات مواد مغذی مهمی را برای بدن تامین می كنند كه از جمله آنها ویتامین C , A و اسید فولیك و پتاسیم هستند.

    خوردنی پرانرژی بعدی برشتوك و گندمك سبوس دار بوده است كه حتی بدون افزودن شكر هم حاوی انرژی بالا است و جزو مواد غذایی مهم در فهرست صبحانه محسوب می شود. هم چنین برای حفظ انرژی بدن به نوشیدن آب توصیه می شود. اگر در روز بویژه در هوای گرم 10 تا 15 فنجان آب بنوشید، می توانید آبی را كه از دست می دهید به خوبی تامین كنید تا ایجاد احساس تشنگی صبر نكنید چون بدن دائم در حال از دست دادن آب است. سعی كنید طبق عادت همیشه لیوان پر از آب روی میزتان باشد.

    نكته پایانی و در عین حال مهم بعدی این است كه وقتی به موقع استراحت كنید، خود را آرام كنید، مدیتیشن كنید و تغذیه مناسب داشته باشید، فرصت آن را پیدا می كنید كه درست از انرژی خود برداشت كنید. حفظ این تعادل نكته ای مهم در بهبود كیفیت زندگی، حفظ ایمنی و تعادل جسمی و روانی بدن است. توصیه می شود كه روزی 20 تا 25 دقیقه مدیتیشن انجام دهید. مطمئن شوید كه در شبانه روز كمتر از هفت ساعت نخوابید. هم چنین چرت 15 تا 20 دقیقه نیمروز را فراموش نكنید.

    بعلاوه باید در روز دو نوبت 10 دقیقه ای حركات كششی انجام دهید. این كار جریان خود را در بدن بهبود می بخشد. تمام این اقدامات مدیریت ذخیره انرژی نامیده می شوند كه در حفظ انرژی بدن بسیار حائز اهمیت هستند.


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  11. #41
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    چرا همیشه و همیشه حس خاصی به جنس مخالف خود داریم؟

    در هر دوره ای از سن مان یک شکلی داشته. اما همیشه این حس با ما بوده. گاهی کنجکاوی، گاهی غریزی، بعضی وقت ها در قالب احترام، زمان هایی به شکل عاشقی، روزهایی پر از تنفر و دفع، یک روزهایی تمجید و غبطه و هر زمانی به نحوی و شکلی. فعلاً به شکلش کاری نداریم. اما چرا همیشه باید یک حسی نسبت به جنس مخالف داشته باشیم؟ تا جواب این سوال را پیدا نکنیم نمی توانیم دلیل شکل این حس را در زمان های مختلف و تغییر شکلش را بفهمیم.
    من این طوری جواب می دهم. تو هم هر طوری که دوست داری یک جوابی مخصوص به خودت پیدا کن و بگو.
    شاید روز اولی که آدم خلق شد ضرورتی به خلق حضرت حوا نبود، اگر هم بود، چرا باید این کار با کمی تاخیر اتفاق می افتاد؟ یک آدم برای لذت بردن از بودنش چیزی کم نداشت اما وقتی اساس در کیات یک آدم حواس پنجگانه اش باشد، و اساس دلیل آمدن و رفتنش چیزهایی باشد که فراتر از این حواس هستند چطور می شود انتظار داشت مفاهیمی مثل ارتباط با خود، کشف سرزمین بی انتهای خود، لذت زیستن با روح الهی دمیده شده در خود و همه و همه این ها را با همین حواس پنجگانه درک کرد. جنس مخالفی برای من خلق شد تا بفهمم در درون من چیزی هست که با این ظاهر من کاملاً متفاوت است، درست به اندازه تفاوت جنس الان من با جنس مخالفم. همه انگیزه من برای شناخت بیشتر یا گاهی ارتباط بیشتر با جنس مخالفم فقط و فقط به بهانه شناخت بیشتر و بیشتر خود درونی من است و بس. و حالا همه چیز جالب شد.
    حالا می شود فهمید چه لذتی در برقراری رابطه با ذات خودمان وجود دارد، چون شبیه سازی شده آن لذت را در خارج از وجود خودت تجربه کرده ای. حالا معلوم می شود که هر دفعه با هر حسی به مخالف خودت نگاه می کنی در آن لحظه با همان حس، دوست داری با درون خودت رابطه برقرار کنی و تمام سطح ارتباطی ات با خودت در آن لحظه به همان حس محدود می شود.
    زمان هایی که نیاز شدیدی به یک حامی عاطفی داریم و یا نیاز بسیاری به وجود یک تکیه گاه داریم در اوج تشنگی درونمان به توجه عاطفی خود، به خود درونی مان هستیم. اما چون نمی دانیم چگونه خود را سیراب کنیم، سعی می کنیم آن را در دنیای خارج خود تجربه کنیم و البته به دلیل آن که فکر می کنیم تجربه آن در دنیای خارج از خود، پاسخ مناسبی به نیاز درون خود هست به همان بسنده می کنیم و پس از مدتی می فهمیم هیچ اتفاق مثبتی برای درون تشنه مان نیفتاده و هنوز وضعیت به صورت قبل است. چرا که قرار بود با کسب تجربه خارجی عین رفتار را در درون اعمال کنیم که خود را فقط و فقط به تجربه خارجی محدود کردیم و خاستگاه آن نیاز را فراموش کردیم.
    از این پس اصل اول: تمام تجربیات دنیای بیرون من شبیه سازی شده ای است از روابط پاک و عمیق و سازنده و اصلی من با خود درونی ام که باید با هر تجربه بیرونی یک گام در درونم بردارم و به خود اصلی نزدیک تر شوم. اما حالا که این را فهمیدم معنی اش این نیست که در هر رابطه ای با هر جنس مخالفی و در هر سطحی به هر حال یک تجربه بیرونی از ارتباط با خود را به دست آورده ام و ... اتفاقاً جالب است بدانی که هر چه رابطه ها ناپاک تر و از تنظیم خارج تر باشد نه تنها خود را درک نکرده ایم که تازه دورتر هم شده ایم و به جایی می رسیم که نه سویی در چشم مانده و نه نیرو و رمقی در جان برای یافتن خود. و یک جور حس تنهایی همیشگی دیگری با ما همراه می شود. و حالا می دانم که فقط باید من بمانم و جنس مخالفی که نزدیک ترین نشانی ها را از درون من با خود به همراه دارد و می تواند بهترین آیینه مطالعه من باشد. می توانم راحت تر بفهمم که برای هر موجودی زوجی خلق شده و یا مفهوم کبوتر با کبوتر باز با باز و یا خدا خوب می داند چطور در و تخته را با هم جور کند و ... یعنی چی. و به تو می گویم که از همین الان باید راه بیفتی و کسی را پیدا کنی. کسی که فقط برای دیدن تو به دنیا آمده بود تا بتوانی با دیدنش خودت را بهتر ببینی و هر تجربه بیرونی این رابطه مقدس را به کلیدی برای گشایش درهای شناخت درون خودت تبدیل کنی.و این اصل دوم است که باید سرلوحه حرکتمان قرار دهیم. اگر خود درونی ات را پیدا کردی مطمئن باش که درست مثل لاخ برای تو عمل می کند (لاخ اصطلاحی در ورزش صخره نوردی است و به دو صخره نزدیک به هم اما جدای از هم گفته می شود که در وضعیتی قرار گرفته اند که فرد می تواند هر پا را روی یکی از آن ها گذاشته و گام به گام از آن بالا رود) و می توانی پیوندی مقدس و پاک را در قالب رابطه ای تنظیم شده تعریف کنی و از کشف لحظه به لحظه و قدم به قدم خودت بیشتر و بیشتر لذت ببری.




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  12. #42
    catCAT

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    March 2009
    محل سکونت
    شهر وفا كوچه عاشقا پلاك تنهايي
    نوشته ها
    9,467
    306
    1,283

    پیش فرض

    گوهری که دیگر دست نیافتی نیست!







    روزگاری ارزش و بهایی بس والا و گرانبها داشت. از بدست آورندگانش اسطوره ها و حماسه ها می ساختند. برای رسیدن به او از گذرگاهی همچون هفت خوان رستم و مسافت های طولانی همراه با خطرات و جان فشانی ها باید طی می شد. گوهری بود که داشتنش شروط سختی داشت و به راحتی نصیب هر کسی نمی گشت. وقتی بدست می آمد دیگر به این راحتی از دست نمی رفت چراکه قدرش بخوبی دانسته می شد.

    بله، این گوهر ارزشمند چیزی نیست جز "زن." موجودی که خداوند در کمال وقار و زیبایی و عظمت خلق کرد و او را تکریم بسیار نمود و در عرصه زندگی همراه و همدم مرد قرار داد تا همدیگر را کامل کرده و به آرامش برسند. خلقتی سرشار از محبت، عاطفه، صبر و ظرافتی بی بدیل که نبودنش قطعاً چرخه حیات را برهم زده و مرد را سرگشته و حیران می کرد. او از جنس فرشتگان است، پاک و دوست داشتنی.

    اما در ورای چنین حقیقتی، واقعیت تلخ دیگری نهفته که محصول دگرگونی اجتماعی و شرایط خاص جامعه فعلی است. مسئله ای که این روزها در هر مکان و زمانی براحتی قابل رویت است و باعث بوجود آمدن بسیاری از مشکلات روحی-روانی در بین جوانان و خانواده ها شده است و متاسفانه روز بروز شاهد گسترش آن هستیم و بدیهی است که تداوم آن در آینده ای نزدیک صدمات جبران ناپذیری به کل اجتماع خواهد زد.

    درحال حاظر شاهد آن هستیم که دیگر پسری برای بدست آوردن دختر مورد علاقه اش زیاد به زحمت نمی افتد و تلاشی اندک کافیست تا به هدف خود برسد. برخی دختران دیگر بمانند گذشته از خود سرسختی نشان نمی دهند و ارزش وجودی خود را تا حد ارتباطی سطح پایین با پسران تنزل می دهند و حتی در این موارد با دوستان همجنس خود نیز بنای رقابت میگذارند و آن را نشانه بلوغ دانسته و به آن افتخار میکنند.

    روابطی که در سطح بسیار گسترده درحال شکل گیری است و صدمات زیاد عاطفی، احساسی و اجتماعی از آن متاثر است. دوستی های بدون کنترل و نظارت و بعضاً لجام گسیخته که در نهایت هم برای افراد درگیر و هم جامعه مشکلات عدیده ای را به همراه می آورد.

    سوال این است که آیا رکن اصلی یک جامعه سالم، خانواده های سالم و استوار نیست و اگر چنین است برپایی یک خانواده سالم به چه عواملی بستگی دارد؟ در شرایطی که پسران بسیار راحت و بدون اینکه نیازی به تشکیل خانواده داشته باشند به اهدافشان با دختران دست می یابند آیا زیر بار مسئولیت رفتن و ازدواج امری ضروری به نظر می رسد؟ آیا دخترانی که به آسانی تن به برقراری هر گونه ارتباط با پسران میدهند میتوانند به آینده ای روشن امیدوار باشند؟

    تحقیقات بسیاری در این رابطه صورت گرفته که حاکی از آن است برخی دختران حاظرند از ارزشهای وجودی خود دست بکشند و با برقراری روابط بسیار نزدیک با پسران به تمام خواسته های آنها جامع عمل بپوشانند و در مقابل پسران وقتی می بینند که تمایلاتشان به سادگی هرچه تمام تر برآورده میشود دیگر حاظر نیستند سراغ مسئولیت و تشکیل خانواده بروند و با وعده های دروغین بعد از سوء استفاده های گوناگون طرف مقابل خود را رها کرده و رو به نفر بعدی می آورند. دختران در این میان متعجب می مانند که طرف مقابل چگونه به این سادگی از آنها گذشت و رفت!

    قربانیان اصلی در نهایت "دختران" هستند که البته پسران نیز در این میان لطماتی خواهند خود که نتیجه مستقیم اعمال خودشان است. بررسی ها نشان داده که اکثر دخترانی که در این گونه روابط وارد میشوند مورد سوء استفاده جنسی و خشونتهای جسمی قرار میگیرند و در آخر به دلیل صدمات عاطفی و ترک شدگی و ناامیدی از داشتن آینده ای مطلوب دچار افسردگی، افکار خودکشی و اختلالات رفتاری میگردند.

    در این میان نقش خانواده ها و تربیت صحیح از ابتدای کودکی و نیز فرهنگ سازی مناسب توسط متولیان امر، بسیار حائز اهمیت است. عدم نظارت والدین بر دوستی ها و روابط فرزندانشان، رفتارهای نامناسب والدین، مشاجرات و مشکلات خانوادگی، طلاق، اهمیت ندادن به فرزندان و دادن آزادی بیش از حد به آنها، آشنایی نداشتن جوانان به مسائل دوستی های پیش از ازدواج، فراگیر شدن این گونه روابط و عادی شدن هرگونه رابطه خارج از چارچوب ازدواج، هیجانات کنترل نشده جوانی و فشارهای جنسی و روحی منتج از بالارفتن سن ازدواج عوامل موثر در رابطه با این موضوع محسوب میگردند.

    دوستی و آشنایی دختر و پسر پیش از ازدواج برای شناخت اخلاقیات و روحیات طرفین امری ضروری و لازم است بشرط آن که حد و مرزها مشخص شده باشند و والدین بر این روابط نظارت کنند. اما متاسفانه این گونه روابط دیگر برای شناخت نبوده بلکه تنها برای سرگرمی، تفنن، سوء استفاده و ارضای امیال صورت میگیرد و نتیجه اش طبیعتاً مطلوب نخواهد بود. بالا رفتن آمار خیانت، افزایش حس تنوع طلبی و عدم اعتماد به یکدیگر و نداشتن انگیزه برای ازدواج برخی از این طبعات بشمار میرود.

    دختران باید بدانند که به تعویق انداختن روابط نزدیک به بعد از ازدواج و تن ندادن به خواسته پسران حتی اگر به قیمت از دست دادن آنها باشد، ارزش وجودیشان را بیش از پیش بالا برده و باعث میگردد جذاب تر بنظر برسند. هرچقدر دختری دست یافتنی تر باشد به همان نسبت هم انگیزه و علاقه طرف مقابل سریعتر از میان خواهد رفت. پسری که تمامی تمایلات خود را توسط یک دختر ارضا میکند، عملاً برای ازدواج نمی تواند به آن دختر اعتماد کند چرا که تصور میکند که وی میتوانسته آن عمل را با هر پسر دیگری جز او نیز انجام دهد.

    بنابراین حفظ شان و کرامت انسانی نه تنها از ارزشهای یک دختر نمیکاهد بلکه او را بسیار محترم تر و دلنشین تر میکند و افراد بیشتری برای بدست آورن وی تمایل داشته و در این زمینه تلاش خواهند نمود. فرهنگ فعلی "این نشد، یکی دیگه، این همه دختر،" در بین پسران تا زمانیکه دختران خود را راحت در اختیار پسران قرار میدهند باقی خواهد ماند.
    درگذرگاه زمان
    عمر ما با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
    عشق ها می میرند
    رنگ ها رنگ دگر می گیرتد
    و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ
    همیشه به جا می مانند
  13. #43
    mahta007
    مدير بخشهای عاشقانه

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    تــبـریــز ♥
    نوشته ها
    25,220
    10,636
    26,315

    پیش فرض

    علت نگرانیهای ما کشف شد

    حساس نگرانی بی جهت که همه ما کم و زیاد با آن درگیر بوده و یا هستیم، با علل مادی قابل توجیه نیستند. این نگرانی ها می توانند خبر از یک زیان یا یک خطر بزرگ داشته باشند که تهدیدی جدی برای همه انسانها محسوب می شود. راهنمای این زیان یا این خطر، کسی می تواند باشد که از آینده و سرنوشت نوع کلی انسان خبر داشته باشد.


    چرا بی جهت نگرانیم

    استرس مزمن یا همان نگرانی پنهان، اضطرابی است که وقتی شدید می شود، یکی از بدترین بیماریهای روانی را تشکیل می دهد اما در حد ضعیف آن را، شاید همه تجربه کرده باشند .

    گاهی وقتها برای لحظه ای به خودمان می آییم و متوجه می شویم که چه نگرانی و دلشوره ی عجیبی ما را رنج می دهد اما دلیلی برای آن نمی یابیم شاید اگر کار انجام نشده یا مشکل حل نشده ای داشته باشیم، سریع ذهنمان به سمت آن مسئله جهت پیدا کند و فکر کنیم دلیل نگرانی خودمان را پیدا کرده ایم. اما اگر برایمان امکان داشته باشد که آن کار را انجام دهیم یا مشکل را حل کنیم، جز برای مدت کوتاهی از این نگرانی نجات پیدا نخواهیم کرد.

    اگر کمی تامل و تفکر کنیم، درخواهیم یافت که مشکلات معمولی زندگی ما، دلیل استرسهای ما نیستند. روانشناسان همواره با مراجعینی سر وکار دارند که علی رغم داشتن یک زندگی رضایت بخش، باز هم بی جهت نگرانند. آنها اسم این حالت را "استرس مزمن" گذاشته اند و از آن به عنوان یک بیماری یاد می کنند.

    "رابرت ساپولسکی"، استاد عصب شناس دانشگاه استنفورد، برای بیشتر از سه دهه، استرس را در بابونهای وحشی کشور کنیا مورد مطالعه قرار داده است او ارتباط مستقیمی بین استرس مزمن و قرار گرفتن در معرض تهدید می بیند. او می گوید:

    "استرس مزمن از نگرانی های روزمره زندگی، متمایز است. بارها گفته شده که استرس مزمن می تواند به چند بیماری از جمله حملات قلبی، دیابت و سکته مغزی بینجامد، تنوع بیماری های ناشی از استرس زیاد است و از چیزی مثل آکنه تا موردی جدی مثل سرطان متغیر است .

    مرگ هم نمی تواند بزرگترین تهدید برای انسانها باشد. ضمن آنکه مرگ می تواند یک اتفاق خوب باشد. پس آنچه خطرناک است و همه انسانها را تهدید می کند را، باید در ورای این جهان جستجو کرد؛ چیز هولناکی که همه انسانها را در معرض خطر قرار داده و اگر اتفاق بیفتد، خسارتی جبران ناپذیر دارد

    بیشترین اضطراب در نتیجه آن چه ما غریزه جنگ یا فرار می نامیم ایجاد می شود،(در معرض تهدید قرار گرفتن علت نگرانی و استرس است) موقعی که احساس تهدید می کنیم، حواسمان به اوج خود می رسند و آماده جنگ یا فرار می شویم ...

    پرفسور ساپولسکی مشاهده کرد که وقتی تهدید برطرف می شود ترشح مواد شیمیایی مربوط به استرس هم در گورخر متوقف می شود. این در حالی است که انسان امروزی توانایی متوقف کردن ترشح هورمون ها را از دست داده است. این هورمونها بدن انسان را سمی می کنند... .(مترجم: حمیده حمیدیان راد) منابع Science News, Articles and Information | Scientific American ، Wired.com

    بزرگترین تهدید چیست؟


    اما نکته مبهم در مقاله مذکور این است که تهدید جدی زندگی ما چیست؟

    اگر بیماری، فقر، ناامنی، و از این قبیل مشکلات را تهدید بدانیم، در مورد کسانی که در معرض چنین مشکلاتی قرار نگرفته اند، اما باز هم بی جهت نگرانند، چه می توانیم بگوییم؟


    حقیقت این است که این تهدید، یک تهدید بزرگ، همگانی و فوق مادی است. اگر مادی بود با حواس ما درک می شد و اگر محدود به افرادی خاص یا مقطعی از زمان بود، همگان نمی توانستند آن را درک کنند. تهدید بزرگ، یعنی چیزی که اگر اتفاق بیفتد، خطری بزرگ و جبران ناپذیر دارد.

    در دنیای ما هیچ تهدیدی بزرگتر از "مرگ" وجود ندارد. مرگ با ارزشترین سرمایه ما را در معرض تهدید نابودی قرار داده است. اما ما کسانی را سراغ داریم که از مرگ هم نمی هراسند. شهدا مثال بارز کسانی بودند که داوطلبانه به مرگ پاسخ مثبت دادند. بین افراد بی دین یا سست ایمان هم کسانی هستند که خود به استقبال مرگ می روند مثل کسانی که خودکشی می کنند.

    بنابراین مرگ هم نمی تواند بزرگترین تهدید برای انسانها باشد. ضمن آنکه مرگ می تواند یک اتفاق خوب باشد. پس آنچه خطرناک است و همه انسانها را تهدید می کند را، باید در ورای این جهان جستجو کرد؛ چیز هولناکی که همه انسانها را در معرض خطر قرار داده و اگر اتفاق بیفتد، خسارتی جبران ناپذیر دارد.

    اگر به متون دینی مراجعه کنیم، هیچ چیزی هولناک تر از "جهنم" وجود ندارد. جهنم سنبل وحشتناک ترین و سخت ترین سرنوشت ابدی است. در قسمت پایانی دعای عرفه، آنجا که امام حسین علیه السلام قصد مطرح کردن درخواست اصلی خود را دارد؛ - در حالی که به نقل اصحاب از چشمهایش مانند دو مشک آب می ریخت - می فرماید:

    وقتی عذاب الهی _که نتیجه طبیعی رفتارهای خودمان است _ ما را تهدید می کند، حواس معنوی ما آن را درک کرده و تولید نگرانی می کند. اما بعضی از افراد آنچنان مشغول کار و سرگرمی های دیگرند که بسیار کم متوجه این نگرانی می شوند در مقابل نیز بعضی دیگر قرار دارند که به علت فراغت بیشتر یا روح حساستر از این نگرانی درک بیشتری دارند

    خدایا درخواست دارم آن حاجتم را که اگر روا کنی دیگر از هر چه محرومم کنی زیان نکنم و اگر آن حاجتم را روا نسازی دیگر هر چه ببخشی نفعی به حالم نبخشد، درخواست دارم که از آتش دوزخ رهاییم بخشی ... .
    «اسئلک اللهم حاجتی التی ان اعطیتنیها لم یضرنی ما منعتنی و ان منعتنیها لم ینفعنی ما اعطیتنی اسئلک فکاک رقبتی من النار ... .»
    وقتی عذاب الهی _که نتیجه طبیعی رفتارهای خودمان است _ ما را تهدید می کند، حواس معنوی ما آن را درک کرده و تولید نگرانی می کند. اما بعضی از افراد آنچنان مشغول کار و سرگرمی های دیگرند که بسیار کم متوجه این نگرانی می شوند در مقابل نیز بعضی دیگر قرار دارند که به علت فراغت بیشتر یا روح حساستر از این نگرانی درک بیشتری دارند. شاید به همین جهت است که نگرانی در بین زنان خانه دار بیشتر دیده می شود. آنها، با برقراری میهمانی های دوره ای و شرکت در جلسات مذهبی و ... سعی در فراموشی این استرس پنهان دارند.

    لحظه هایی که بدون بدست آوردن اعمال نیک و پس اندازهای مناسب، سپری می شوند، گناهانی که عذاب وجدان تولید می کنند، عبادتی که ترک آن ما را در سرای ابدی آخرت تهی دست باقی می گذارد؛ همه دلایل بسیار موجهی برای تولید یک نگرانی عمیق و پنهانی هستند. امابا عمل کردن به وظیفه، خدمت کردن به ذوی الحقوق و دیگر خلایق خدا، مناجات با خدا، محاسبه نفس و توبه، به شدت و سریع می توان از این نگرانی کاست.


    همــه اش تمــــام دقیقــ ه های بــی دغدغـــ ه ام

    با تــــــو گـذشـت . . .


    أَلا بِــذِكــــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُـلُــــوبُ





  14. #44
    Nancy
    مدير بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    January 2011
    محل سکونت
    رنگین کمووووووون
    نوشته ها
    9,602
    3,497
    6,725

    پیش فرض

    10 اشتباه قرارهای ملاقات عاشقانه





    1.خود را بی*خیال نشان دادن
    این راهکار معمولاً به یکی از این دو دلیل استفاده می*شود. اولین دلیل محافظت از نفستان است. درمورد قرارهای ملاقات عاشقانه، همه آدم*ها به طریقی از طرد و رد شدن می*ترسند. وقتی تظاهر می*کنید خیلی درگیر نیستید باعث می*شود احساس امنیت کنید اما ممکن است از نظر طرف مقابل کناره *گیر و بی*خیال بیایید و همین او را دلسرد می*کند. ایجاد تعادل بین نشان دادن علاقه و حفظ آرامش بهترین راهکار است. یک دلیل دیگر که باعث می*شود افراد ملاقات را به بازی بگیرند، به دست آوردن چیزی است که می*خواهید، چیزی که اگر مستقیم آن را عنوان کنید به دست نمی*آورید. مثلاً، اینکه به یک نفر بگویید عاشقش هستید تا با شما آشنا شود و بعد دیگر به او حتی یک تلفن هم نزنید. این نوع سرکار گذاشتن کاملاً غیرقابل *قبول است و موجب یک رابطه سالم نمی*شود. اشکالی ندارد که بهترین شکل و شخصیت خودتان را به طرف مقابل نشان دهید و کمی محتاط باشید اما باید جرات داشته باشید و خود واقعیتان را به طرف مقابل نشان دهید.
    2.حرف زدن زیاد از حد از روابط قبلی
    بااینکه این قبیل اطلاعات در یک نقطه از رابطه بالاخره ردوبدل می*شوند اما نباید در اولین مراحل رابطه با جزئیات کامل درمورد آنها بحث شود. شما می*خواهید طرف مقابلتان را بیشتر بشناسید و این برای هر دوی شما یک شانس برای شروع دوباره است. به دنبال کشیدن خاطرات گذشته و وارد کردن آن به رابطه جدیدتان اصلاً کار درستی نیست. اگر خاطراتی از روابط گذشته دارید، بهتر است قبل از انیکه یک رابطه جدید را شروع کنید، نزد مشاور بروید و مشکلتان را حل کنید، حداقل تاحدی که به واکنش*ها و قضاوت*های شما در رابطه جدید تاثیر منفی نگذارد.
    3.خیال*پردازی کردن درمورد آینده
    مردها معمولاً استاد به بازی گرفتن قرار اول هستند اما خانم*ها درمقابل استاد خیال*پردازی کردن هستند. اگر می*بینید که هنوز از قرار سومتان نگذشته فرد را در فکرتان برای ازدواج بررسی می*کنید، بهتر است به خودتان یادآور شوید که خیلی تند نروید. در 3 تا 6 ماه اول رابطه، شما با اکسی*توسین رابطه را می*گذرانید، همان ماده**ای که در شکلات وجود دارد. این ماده حس شادی و خوشحالی ایجاد می*کند که در کنار عاشق شدن می*آید. مغز شما را این ماده فرح* بخش دزدیده و توانایی شما را برای خوب فکر کردن گرفته است. تازمانیکه نتوانسته*اید یک نفر را خوب بشناسید و در موقعیت*های مختلف واکنش*ها و رفتارهای او را مشاهده کنید، به نفعتان است که تصمیم جدی درمورد او نگیرید. به آن تصوری که از آن فرد در خودتان ساخته*اید بسنده نکنید. این باعث می*شود انتظارات غیر واقعبینانه در خود شکل بدهید که موجب ناکامی و ناامیدی*های آتی می*شود.



    4.درگیر شدن به جزئیات
    این یکی از متداول*ترین اشتباهات آنهایی است که همیشه نگران هستند. نگرانی می*تواند یک عادت عمومی باشد اما اینجا منظور نگرانی درمورد رابطه است: نگرانی از اینکه طرفتان چه گفت، نگرانی از اینکه منظورش چه بود، نگرانی از اینکه شما چه واکنشی به آن داشتید، نگرانی از اینکه اگر رابطه *تان خوب پیش نرود، نگرانی از اینکه اگر خوب پیش برود چه، اینکه والدینتان چه واکنشی خواهند داشت و ....اضطراب اعصابتان را خرد خواهد کرد و باعث می*شود آنطور که باید جذب طرف مقابل نشوید. سعی کنید اعتماد به *نفس داشته و مطمئن باشید که اگر قرار باشد آن رابطه خوب پیش برود، می*رود.

    5.نادیده گرفتن علامت*های هشدار
    اگر طرف *مقابل جایی که قرار داشتید جاضر نشد این یک علامت هشدار است. اگر اجازه نداد که به خانه*اش زنگ بزنید، یک علامت هشدار دیگر است. علامت*های هشدار زیادی وجود دارد که ممکن است وسوسه شوید نادیده*شان بگیرید، مخصوصاً اگر دوست داشته باشید که آن رابطه را پیش ببرید. بااینکه نباید بدون شواهد و مدارک کافی زود با اولین مشکل قضاوت کنید، اما اگر این رفتارها تکرار شود دیگر قابل توجیه نیستند. زود با این مشکلات برخورد کنید و وقتتان را هدر ندهید.

    6.استنطاق کردن
    "دوست داری چند تا بچه داشته باشی" اصلاً جمله خوبی برای شروع نیست. می*خواهید علاقه*تان را با پرسیدن درمورد چیزهایی که دوست دارد و ندارد نشان دهید اما نباید کسی را برای گرفتن اطلاعات تحت فشار بگذارید. اجازه دهید با جلو رفتن زمان بیشتر درمورد آن فرد اطلاعات کسب کنید. اینجا نیاز به صبر و خویشتن* داری است.

    7.خودداری از صمیمیت
    در قدیم خانم*ها از ترس تعهد زود صمیمی می*شدند اما جامعه امروز الزامات و انتظارات زیادتری دارد که باعث می*شود تصمیمگیری درمورد اینکه کسی به دردمان می*خورد یا نه سخت شود. نمی*توانیم یکجا بند شویم و مدام دنبال فرد بهتر هستیم. ترس از آسیب دیدن، خیانت دیدن یا طرد شدن هم به همان میزان بالا می*رود به همین دلیل تا رابطه کمی روی غلطک می*افتد سریع صحنه را ترک می*کنیم. اگر ترس از تعهد یک مانع است، بهتر است کمی روی عاداتتان کار کنید تا روابطتان.

    8.عجله برای شروع کردن، عجله برای تمام کردن
    در عشق بی*پروا هستید؟ آیا برای اینکه فقط بفهمید آب سرد است در عمق دریا شیرجه می*زنید؟ پس این اشتباه مال شماست. اینکه خیلی زود خودتان را درگیر کنید یک علامت هشدار بزرگ است. اگر این عادت را دارید، پس باید قدم *هایتان را بشمارید و باملاحظه*تر رفتار کنید. اگر هم معمولاً عاشق کسانی می*شوید که این اخلاق را دارند، این شما هستید که باید سرعت رابطه را کمی کمتر کنید یا اینکه اصلاً آن رابطه را دنبال نکنید.

    9.صادق نبودن درمورد نیازها
    اینکه تظاهر کنید همه چیز عالی است فقط برای مدتی اثر دارد. جرات داشتن یک مهارت خیلی عالی برای آنهایی است که برای یک رابطه بزرگانه آماده*اند. تازمانیکه نتوانید نیازهایتان را مستقیماً مطرح کنید، رابطه* بچگانه*ای را دنبال می*کنید. جرات داشتن و رک و راست بودن به این معنی نیست که در رابطه رئیس*بازی دربیاورید یا زیاده*خواهی کنید. فقط باید بتوانید نیازهایتان را مستقیم و بی*خجالت مطرح کنید تا بتوانید رابطه موفقی داشته باشید.

    10.ازخود گذشتگی زیاد برای رابطه
    اگر احساس می*کنید که بیشتر از آنچه که برای جلب توجه کسی مایه می*گذارید، در این رابطه خرج می*کنید، پس باید بدانید که این از خود گذشتگی*ها بیش از اندازه است. معمولاً آدم*ها وقتی اعتمادبه*نفسشان پایین باشد این رفتار را دارند. باید اینقدر برای خودتان ارزش بگذارید که نیازهای خودتان را هم درست مثل نیازهای طرف*مقابل محترم بشمارید. این یعنی داشتن یک رابطه متعادل. یک رابطه موفق همیشه باید دوطرفه باشد و دو طرف به همان اندازه که دریافت می*کنند باید مایه بگذارند.
    اگر فکر می*کنید در رابطه*ای هستید که مزایای زیادی دارد اما نقاط ضعفی هم دارد که باید اصلاح شود، بهتر است به دنبال راه*های موثر برای حل این مشکلات و تضادها باشید. مشاوره راه خوبی برای کنترل و هدایت مشکلات روابطتان است.




    +++

    آنــه ! تـکـرار غـریـبـانـه روزهـایـت چـگـونـه گـذشـت ،
    وقـتـی روشـنـی چـشـمـهـایـت ،
    در پــشـت پــرده هـای مــه آلـود انـدوه ،پـنهـان بـود!
    بـا مـن بـگـو از لـحـظـه لـحـظـه هـای مـبـهـم کـودکـی ات ،
    از تـنـهـایـی مـعـصـومـانـه دسـتـهـایـت ،
    آیــا مـی دانـی کـه در هـجـوم دردهـا و غـم هـایـت ،
    و در گـیـر و دار مـلال آور دوران زنـدگـی ات ،
    حـقـیـقـت زلالـی دریـاچـه نـقـره ای نـهـفـتـه بـود ؟
    آنــه ! اکـنـون آمـده ام تـا دسـتـهـایـت را
    بـه پـنـجـه طـلایـی خـورشـیـد دوسـتـی بـسـپـاری ،
    در آبـی بـیـکـران مـهـربـانـی هـا بـه پـرواز درآیـی ،
    و ایـنـک آنـــه !شـکـفـتـن و سـبـز شـدن در انـتـظـار تـوسـت ،
    در انـتـظـار تـــــــو !

    ܜܔ




    +++



    نكات مهم و اصلي يك خبر خوب

  15. #45
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,918
    7,131
    16,815

    پیش فرض

    زنگ موبایل و شخصیت شما

    ریتانیایی ها و نگرانی نسبت به زنگهای موبایل



    4نفر از هر 5 بریتانیایی ها نسبت به انتقاد دیگران در مورد زنگ موبایلشان نگران هستند. در حال حاضر کاربران موبایل در مورد انتخاب زنگ برای موبایلشان سرگردانند

    بر اساس یک تحقیق در بریتانیا 97% مردم بر اساس زنگ موبایل افراد شخصیت آنها را ارزیابی می کنند.

    بطور متوسط، بریتانیایی ها زنگ موبایلشان را 3 تا 4 بار در سال عوض کرده و هر بار حدود 5/37 دقیقه در مورد انتخاب گزینه مناسب وقت صرف می کنند.
    بر اساس گفته های گروه سنی 18 تا 34 سال، زنگ گوشی موبایل شخصیت فرد را افشا می کند. در یک بررسی از این افراد خواسته شده تا زنگهای مختلف موبایل را با ویژگی های شخصیتی تطبیق دهند، نتایج این بررسی از این قرار اعلام شده:

    - 10 زنگ برتر: شخصیتی که با زمان حرکت می کنند و تابع مد روز است و به سختی تلاش می کند شخصیتی آرام داشته باشد.

    - زنگهای کلاسیک : افراد آرام و حدوداً میانسال، خوش ذوق و تحصیل کرده
    - زنگ های هالیوودی : یک طرفدار به تمام معنای فیلم که احتمالاً بیش از حد فیلم نگاه می کند.
    - زنگهای برنامه های تلویزیونی: شخصیت شوخ طبع و بامزه که وقت آزاد زیادی دارد.
    - زنگهای بچه گانه : شخصیت خوش گذران که به بازی، خنده و گاهی اذیت کردن دیگران تمایل دارد.
    - زنگهای ورزشی : شخصیت ورزشی که علاوه بر شخصیت بچه گانه طرفدار گپ زدن و خندیدن با خانمهاست.
    - زنگهایی که صرفاً برای موبایل طراحی شده اند(مثل Crazy Frog) : شخصیت بی کلاس، غیر قابل قبول و نامطلوب.
    - زنگهای اصلی خود موبایل : نیاز به جلب توجه دیگران ندارد و احتمالاً کارهایی بهتر و مهمتر از تغییر دادن زنگ موبایل دارد.
    - زنگهای Ring Ring : شخصیت کاملاً آرام که دوست ندارد خود نمایی کند و گاهی خسته کننده است؛ نشان دهنده عدم اعتماد به نفس و خلاقیت.
    - تنظیم حالت ویبره : انسان درون گرا که نمی خواهد دیگران متوجه او شوند و یا بازرگانی که نمی خواهد گستاخ به نظر برسد.

    حدود 90% مردم برتیانیا به خاطر انتخاب زنگ موبایلشان توسط خانواده و یا دوستانشان مورد انتقاد قرار می گیرند و هنگامی که تلفنشان زنگ می خورد با شرمندگی و خشم پاسخ می دهند. 42% از افرادی که مورد سئوال قرار گرفتند اظهار کردند که به خاطر انتخاب نکردن یک زنگ شخصی و انتخاب همان زنگ سنتی "Ring - Ring" مورد انتقاد قرارد گرفتند. 67% این افراد اعتقاد دارند که بر اساس زنگ موبایلشان مورد قضاوت دیگران قرارد می گیرند.



    شکی نیست که زنگ موبایل امروزه به یک مشغولیت ذهنی برای کاربران تبدیل شده و روز به روزبیشتر به ابزاری برای مد گرایی ( مثل لباس )تبدیل می شود.
    10% کاربران موبایل زنگ موبایلشان را هفته ای یکبار عوض می کنند تا مطمئن شوند که همیشه بهترین و آرامترین زنگ را انتخاب کرده اند.

    در کل هیچ راه حل ساده ای برای انتخاب زنگ موبایل وجود ندارد. افرادی که دائماً آخرین زنگها و موسیقیها را برای موبایلشان دانلود می کنند به نظر می رسد بسیار مدگرا و گاهی اوقات به دنبال جلب توجه هستند و یا مثلاً زنگهای کارتونی نشان دهنده شخصیتهای کمدی هستند.

    بعضی افراد با این قضیه به سادگی برخورد می کنند و از زنگهای ساده Ring -Ring استفاده می کنند که طبق اظهار نظر مردم این افراد بسیار خسته کننده و بدون خلاقیت هستند. البته می توان گفت این افراد دارای اعتماد به نفس بالایی هستند و به توجه دیگران اهمیتی نمی دهند و موضوعاتی مهمتری برای نگرانی دارند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
صفحه 3 از 46 نخست 123456781323 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 680

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •