ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 29 از 29 نخست ... 919242526272829
نمایش نتایج: از 421 به 428 از 428
  1. #1
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,587
    15,294
    14,889

    Feed Add ♋● انــجــمــن طـرفـداران چـادری ها ●♋



    این تاپیک ، یک تاپیک مفید و جالب هست که مخصوص علاقه مندان به چادر و بانو های چادری هست

    مطالبی هم که در این تاپیک قرار می دهیم

    دلنوشته هایی در رابطه با چادری ها و

    یا احادیث و روایات و حتی میتونین خاطرات خودتون و چادرتون و بنویسید


    ***

    همچنین قوانینی هم داره که با رعایت این قوانین تاپیک زیباتر و منظم تر می شه !

    دوستان پست هاتون دارای فونت ، رنگ ، ... و غیره باشه

    همچنین پست های تکراری حذف می شود


    و مطالبی که مرتبط با موضوع تاپیک نیست لطفا قرار ندین !







    ویرایش توسط MELINA : 2014.03.05 در ساعت 00:13
    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  2. 14
  3. #421
    محمّد
    کوچولو رسمی
    کوچولووو فعال
    تاریخ عضویت
    April 2016
    نوشته ها
    1,989
    3,108
    1,739

    پیش فرض

    با اجازه

    دخترک رو به من کرد و گفت:واقعا آقا؟
    گفتم:ببخشید چی واقعا؟
    گفت:واقعا شما بچه بسیجی ها از دخترای چادربه سر بیشتر از ما خوشتون میاد؟
    گفتم:بله
    گفت:اگه آره، پس چرا پسرایی که از ماها خوششون میاد از کنار ما که میگذرند محو ما میشن!!
    ولی همین خود تو و امثال تو از چند متری یه دختر چادری که رد میشید فقط سر پایین میندازید و رد میشید؟
    گفتم: آره راست میگی، سر پایین انداختن کمه!
    گفت:کمه؟ببخشید متوجه نمیشم؟
    گفتم : آره تو راست میگی برای تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا(س) باید زانو زد...
    حقا که سر پایین انداختن کمه!


    آن کس که تو را شناخت ، جان را چه کند؟
    فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟
    دیوانه کنی ، هر دو جهانش بخشی
    دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند ؟
  4. 2
  5. #422
    آسمان..
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    May 2017
    نوشته ها
    2,217
    2,358
    2,007

    پیش فرض

    چون اینجور متن ها ( دوپست قبل ) شدیدا روی اعصابمه گفتم صراحتا بگم حرفمو

    ایکاش که بجای اینجور متن ها و برداشت ها به دخترانمون یاد بدیم :
    قدرت چادر برای سلامت و نجات یک جامعه چیزی فراتر از قلاب ماهیگیری بودنش هست برای جذب پسرای ریشو وگرنه که حضرت بعد از ازدواجشون چادر سر نمیکردن دیگه

    من چادر سرم نمیکنم که فلان قشر پسر به به و چه چه کنه و ازم خوشش بیاد

    همچنین

    پسری که بخواد فقط بر اساس چادر درباره درونیات یک دختر قضاوت و انتخاب کنه , ارزش فکر کردن هم نداره چه برسه بخوای دغدغه جلب نظرش رو داشته باشی

    مسیر تاپیک رو اصلاح کنید لطفا

    ینی چی که آقا توی خیابون منو به خانومش نشون بده و ازم تعریف کنه ؟!
    ویرایش توسط آسمان.. : 2017.07.06 در ساعت 17:33
  6. 4
  7. #423
    هانيه
    مدیر طنز و فال و SMS

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2012
    محل سکونت
    زير ســايـه خـُـ♥ــدا
    نوشته ها
    22,081
    13,360
    13,523

    پیش فرض

    سلام سلام
    اسمون جونی سلوم تر

    بنظرم این واکنشت یکم بی انصافانه بود چون بین این همه متن با دید درست توجه به یه پست و انگشت گذاشتن روش یکم منصفانه نیست:)) و کمی هم مغرضانه بود

    من خودم یه چادری َم
    هیچوقت بخاطر به به چه چه هیچ پسر ریشویی چادر نزاشتم و نمیزارم و اتفاقا همیشه فک میکنم چادریا اصلا تو چشم نیستن و اینو بیشتر دوس دارم
    یکم قرتی باشی چشما بیشتر سمتت هستن:)
    واقعا اینو از ته قلبم میگم.چادر برا من یه امنیت ِ ویجور ارامش
    اینو شاید یکم اغراق بدونیدا ولی واقعا اینطور هس
    من چون از سن کم و ب اصرار خودم چادر گذاشتم غیرت خاصی روش دارم چون انتخاب خودم بوده کاملا

    ولی هیجوقت نمیشه گف صفر تا صد ادمای چادری پاک و پاکیزن
    و غیرچادریا جیز و عخ

    من خودم تو اقوام مون حجاب بطور کامل نیست یا بگم انگشت شمارهه ولی هستن کسایی ک اعتقادات خاص و قشنگی دارن و من قبولشون دارم

    ولی جریان کوزه و تراود و اینا هم یکم باید صدق کنه:))
    با اینکه من خیلی بچه مثبت و ازاین چیزا نیستم ولی یه سری اعتقادات خاص خودمو دارم ک شاید برا خیلیاااا قابل درک نباشه

    اگه پست قبلیارو بخونی جز همون مورد مسیر تاپیک خیلی قشنگ هم هس

    اقا من همچنان دوستت داریما


    چـــرخ گــردون چــه بچــرخـد چــه فــلان،تـــو بخنـــد


  8. 3
  9. #424
    آسمان..
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولوووووو فعال

    تاریخ عضویت
    May 2017
    نوشته ها
    2,217
    2,358
    2,007

    پیش فرض

    هانی

    خب همینایی که نوشتی دقیقا تایید حرف من بود دیگه :))

    تو الان مثال حی و حاضری برای حرف من :)

    مغرضانه هم کلمه بدیه . بابتش باید تنبیه بشی :)) مغرضانه چیه دیوونه خخخخ

    حرفام درباره خود مسئله چادر و جامعه و کوزه و درون کوزه نبود

    عصبانی ام که چرا همچین متنهایی باید نوشته بشه و چون موضوعش اکرام چادر هست به محتواش و اثر بد محتواش توجه نمیشه ...

    مثلا توی اینستا میخوان تبلیغ حجاب کنن , عکس یه دختر بی حجاب رو میذارن زیرش یه طومار قضاوت مینویسن درباره دختر مردم ... حالا خوبه امام صادق گفته اگر درباره کسی کوچکترین حرفی زدی اونقدر نمیمیری تا شرایط برات دقیقا شبیه همون فرد بشه ... نقل به مضمون کردم نه عین حدیث

    یادمون باشه که یکی از تعابیر کلمه مستضعف , کسانی هستن که از آگاهی محروم موندن ... و امام زمان هم قراره برای مستضعفین ظهور کنه ... پس گاهی وقتا حواسمون باشه که داریم کسایی رو قضاوت میکنیم که هدف قیام ایشون و دغدغه و نگرانیشون هستند
    ویرایش توسط آسمان.. : 2017.07.07 در ساعت 11:15
  10. 2
  11. #425
    PerSiaN*boy
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    October 2016
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,174
    5,013
    5,945

    پیش فرض

    از کوزه همان تراود که دراوست..حرف دیگه ای هم نباشه
    *POYA*
    PerSiaN*boy

  12. 2
  13. #426
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,587
    15,294
    14,889

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط آسمان.. نمایش پست ها
    جانان سلام .. انجمن طرفداری از چادریاس دیگه خب
    مسیر تاپیک همین هست دیگه
    +
    عزیزم یکم احساس کردم تند رفتی من سعی میکنم کند برم
    نمیدونم تا حالا شده به چیزی وابسته شده باشی و نتونی ازش دل بکنی .. من خودم دوسه باری پیش اومده برام :"))
    مثلابه یه خرس تپلی پاندا که اولین هدیه ای که مادرجان برام خرید .. اون موقع از خودم بزرگتر بود شاید دوبرابر خودم .. اون اولا ازش میترسید .. در حدی که اگه تو اتاقم بود خوابم نمیبرد ولی یکم که گذشت علاقم بهش بیشتر شد :)) تا حدی که شبا بدون شب بخیر گفتن به خرس جان خوابم نمیبرد :)) الانم دارمش .. ۱۷ ساله حدودا :))
    ..
    مامانم چادری بود و همیشه چادر ساده سرش میکرد ..
    وقتی نیاز به تهیه ی چادر بود پارچه ی چادری رو همیشه میداد عمه جان براش بدوزه :)
    اون موقع من کلاس نمیرفتم .. پیش دبستانی هم فک کنم نبودم .. همیشه تو کلاسای درس مادر جانم ول میپلکید تنها کاری که انجام میداد پرت کردن حواس جمیع دانش اموزا از درس و توجه کردنشون به من بود :)) حس غروری داشتم اون لحظه فک میکردم ملکه الیزابته کلاس مامان جانم :))
    خلاصه بگذریم یه روز عمه جان خدا بیامرز .. میخواست یه چادر برای مادری بدوزه .. رفتیم خونشون .. تا جو اماده ی دوخت و دوز بشه مامان و عمه باهم صحبت میکردن و یه جورایی مقدمه چینی یکمم چای مینوشیدن و میوه میخوردن آجیلی اگه بود آجیلی میل میکردم و اینا .. منم که فضول البته بیشتر کنجکاو هی منتظر بودم عمه بره پای چرخ خیاتیش و شروع کنه به دوخت و دوز .. چادر مامان گرفت .. گفتم مامان بده ببرمش پیش چرخ خیاطی :")) گرفتم و تو اتاقی که چرخ بود بازش کردم و کشیدم به سرم پارچه ای که بزرگ بود و رو سرم سنگینی میکرد هی جلو آینه عقب جلو میرفتم تا خوبه خوب نظاره گرش باشم :)) ..
    خب اون موقع بلد نبود که :)) مامان اون روز از تیکه پارچه ای که مونده بود به عمه جان گفت برای منم چادر بدوزه یدونه چادر کوچولو دوخت .. اولین باری که چادر سرم کردم همون روز بود .. شاید باورت نشه ولی ذوق زده بودم دوست داشتم به همه نشون بدم چادر سرم میکنم .. هر کی میومد خونه محرم و نا محرم فرقی نداشت چادرم سرم بود :)) زیر چادرم عروسکارو بغل میکردم و میبردمشون بیرون برای خرید بازیِ بچسگیمون بود دیگه و همیشه هم با ذوق میگفتم عمه برام دوخته .. شاید تشویق اطرافیان باعث شده بود اینقد ازش خوشم بیاد .. شاید احسنت احسنت گفتنا و عاقبت بخیر شد گفتنا و چه چادر بهت میاد گفتنای خانمایی بود که تو اتوبوس بودن باعث وابستگیم بهش شد اون موقع ..
    سرت رو درد نیارم ..
    الآن هم به چند دلیل بهش علاقه دارم .. شاید یکی از دلایلش همین به به کردن پسرای ریشوعی باشه که شما ازش صحبت میکنی ولی دلیل اصلیش نیست جانم ..
    اول اینو بگم پسر ریشو داریم تا پسر ریشو .. الان ته ریش گذاشتن و ریش گذاشتن برای همه هست و مده :"))
    اصلی ترین دلیلم امنینه که هانیه هم بهش اشاره کرد ..
    از تیکه انداختن شدیدا بدم میاد حس خیلی بدی بهم دست میده وقتی یه نفر بهم تیکه بندازه .. حس میکنم خیلی دم دستیم که به خودشون همچین اجازه ای رو میدن .. یا حتی پیشنهاد ارتباط دوستی دادن که خداروشکر حتی یه بار هم تو حقیقت کسی همچین اجازه ای رو به خودش نداده .. تو دانشگاه وقتی میبینم پسرای دیگه برام احترام قائلن همین پسرای غیر ریشوعی که با دخترای دیگه در ارتباطن وقتی میبینم به جای تو به من میگن شما مغرور میشم به خودم یا وقتی در مورد انتخابات تو گروه دانشگاه صحبت میکردیم یکی از پسرایی که فک میکردم از چادریا متنفر باشه برگشت گفت با تمام احترامی که برای شما قائلم ولی فلان باز به چادرم افتخار کردم .. وقتی میبینم دخترای دانشگاه همکلاسیای غیر چادری خودم ( فک کنم از ۳۰ تا دختر سه نفر چادری باشن ) وقتی یه جا تنها مشغول درس خوندنم میان سمتم و گرم و صمیمی برخورد میکنن ولی کمتر با دخترای هم تیپ خودشون حرف میزنن وقتی میبینم از من راهنمایی میخوان تو مسائل کوچیک و بزرگشون ..
    اینا باعث میشه روی اعتقادات و عقایدم و حتی چادرم و انتخاب بچگیم مصمم بشم ..
    من چادر رو نه به اجبار سرم کردم نه با زور و لگد ..
    انتخاب خودم بود .. یادم نمیاد مامان و بابا گفته باشن طهرا چادری نشی از خونه پرتت میکنیم بیرون یا اگه موهات بیرون باشه از میخ آویزون میشی و ..
    وقتی دلت پاک باشه و با خدا و از به نمایش گذاشتن اجتناب کنی .. حجاب حتما چادر نیست جانم ..
    هیچ وقت در نگاه اول کسی نمیفهمه شما چه شخصیتی دارین و این اینکه هیچ وقت آدمها هم دیگه رو نمیتونن بشناسن حتی پس از ازدواج کردن و زیر یه سقف رفتن اگه میتونی بپرسی از کسایی که ازدواج کردن .. بپرس چقد از همسرتون شناخت داری .. اگه گفت ۱۰۰ درصد مطئن باش غیر عادیه این درصد ..
    + چقد حرف زدم با گوشیم هشتم نمیشه ببینم چی گفتم :)) بریم پست بعدی من یه نگا بندازم به حرفای خودم و پستا
    ویرایش توسط samira BanOo : 2017.07.07 در ساعت 14:33
    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  14. 1
  15. #427
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,587
    15,294
    14,889

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط آسمان.. نمایش پست ها
    آخه آسمان جان بی حجاب داریم تا بی حجاب .. داف و پلنگ داریم تا بی حجاب
    تو جامعه ای که اینستاگرام و اینترنت و شبکه های مجازی هست کسی محروم از چیزی نمیمونه جانم
    اینستاگرام همونطور که پستای بی حجاب داره پستهایی با مضمون چادر و حجاب و غیره هم داره چطور خانم فرانسوی و آمریکایی شیعه و مسلمون بشن ولی تو ایران خودمون همچین اتفاقی نیفته و بهشون بگیم مستضعف ؟!
    تو اینستاگرام دخترایی هستن که چادرهارو قضاوت میکنن .. توهین میکنن .. کم نیستن این افراد .. و همینطور بلعکس ..
    قابل قبول نییت این روش منم مخالفش هستم ولی کسی که به عمد بی حجابه با کسی که غیر عمد بی حجابه کاملا خیلی خیلی زیاد تفاوت دارن باهم و البته من خودم بیشتر پستهایی که دیدم افرادی مورد قضاوت قرار میگیرن همون افرادین که از عمد این کار رو میکنن و از چادر آگاهی دارن ..
    این حرف قانع کننده نیست خیلی ببخشیدا ..
    امام زمان عچ چندین ساله منتظر ۳۱۳ نفر هست .. این ۳۱۳ نفر اینقد بعد معویشون بالاست که به ظاهرشون هم ارتباط پیدا کرده .. چرا وقتی بعضی از علمارو میبینیم حسه خوبی بهمون دست میده .. نمونش آیت الله بهجت .. آیت الله بهجت قابل قیاس نیستن ولی قلب و روحشون با ظاهرشون یکی شده بود و این باعث شد هر جوان و پیری رو به خودش جذب کنه ..

    + امیدوارم چرت و پرت نبوده باشه براتون حرفام :") به همین اندازه عقلم میرسه :))
    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
  16. 1
  17. #428
    samira BanOo
    مدير مذهبی و عمومی و مسابقات

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    محل سکونت
    ღ|. حـَوالـی روستـاهـایِ دور اُفتـاده♥.|ღ
    نوشته ها
    13,587
    15,294
    14,889

    پیش فرض


    مثلِ این خانم هایـے کہ عجلہ دارند
    و کارهای بزرگ و مهمے را باید انجام بدهند...

    مثلِ این خانم هایـے ڪہ دغدغہ دارند و مدام مشغولند...

    چادرم را بہ دندان گرفته ام!

    چادر برای نشستن نیست
    چادر ابتدای قیام است..

    من خوب میدانم.
    هیچ معجزه ای در کار نیست..

    پیش از من هم
    خیلے ها آمدند و رفتند و آن بزرگ ترین اتفاق خوب سر نرسید!

    کُمیت همۂ اتفاقات خوب دنیا؛ لَنگِ قیام من مانده...


    انتظار یعنے همین! چادر ڪہ سر کردی !

    یا زهـــــــرا
    پاشو کاری کن
    قسمتی از نامه جودی ابوت به بابالنگ دراز ..
    خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد.بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.بیشتر مردم زندگی نمیکنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند.میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.من تصمیم گرفته ام که سر راه بنشینم و حتی اگر هرگز نویسنده ی بزرگی نشوم یک عالم خوشی های کوچک زندگی را روی هم تلنبار کنم.تا حالا همچین فیلسوف بعد از اینی دیده بودید؟

    | ارادتمند همیشگی،جودی |
صفحه 29 از 29 نخست ... 919242526272829
نمایش نتایج: از 421 به 428 از 428

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •